|
گفت وگو با دكتر علاءالدين اعتماد اهري
ويژگيهاي شخصيت كارآمد
شخصيت به عنوان عنصر ثابت رفتار فرد داراي ويژگي هايي است كه اين ويژگي ها در تمام جنبه هاي زندگي شخصي و اجتماعي فرد تأثير مي گذارد. اين تأثيرات همواره مورد توجه بوده و در موارد بسياري درباره آن به تحقيق پرداخته اند.
دكتر علا ءالدين اعتماد اهري، معاون آموزش دانشگاه آزاد اسلامي واحد رودهن در زمينه رابطه اي كه ميان ويژگي هاي شخصيتي با كارآيي و توانايي افراد وجود دارد پژوهش هايي را انجام داده است. در همين خصوص گفت وگويي با وي داشته ايم كه در پي مي آيد:
|
|
|
گفت و گو : ساسان پارسي
* ويژگي هاي شخصيتي فرد را چگونه مي توان تعريف كرد؟
- شخصيت يعني عنصر ثابت رفتار و آنچه همواره با فرد است و موجب تمايز وي از ديگران مي شود. اين ثبات زمينه اي فراهم مي آورد تا رفتار فرد در موقعيت هاي مختلف تا اندازه اي قابل پيش بيني باشد. شخصيت، الگويي از رفتار اجتماعي و روابط اجتماعي متقابل است. بنابر اين شخصيت يك فرد راه هايي است كه وي نسبت به ديگران واكنش نشان داده يا با آنها تعامل مي كند. به عبارت ديگر شخصيت هر فرد همان همسازي ساختمان بدني، رفتار، علايق، استعدادها، توانايي ها، گرايش ها و صفات ديگر اوست. به بيان ساده تر منظور از شخصيت مجموعه يا كل خصوصيات و صفات فرد است.
يكي از حوزه هاي تخصصي روان شناسي و علوم شناختي كه همواره در زمينه مشاغل مورد توجه بوده است روان شناسي شخصيت است. از آن جا كه ويژگي هاي شخصيت همواره در طول زمان ثابت مي ماند و اندك تغييري به خود مي پذيرد، اگر به نحوي به رگه هاي عمقي شخصيت دست يابيم مي توانيم از آن براي پيش بيني رفتار و آينده افراد استفاده كنيم.
از اولين اقداماتي كه در زمينه شناخت ساختار شخصيت فرد صورت مي گيرد، شناسايي و تشخيص خصوصيات هميشگي است كه نشان دهنده رفتار وي است. برخي از اين ويژگي ها عبارتند از: كمرويي، پرخاشگري، حجب و حيا، تنبلي، بلندپروازي، وفاداري، هوش، ترسويي، اجتماعي بودن و... هنگامي كه اين خصوصيات در موارد متعددي ابراز شود، آنها را خصوصيات يا ويژگي ها مي نامند. اما براي پيش بيني رفتار فرد نمي توان خصوصيات را به تعداد زياد مورد ارزيابي قرار داد. به همين دليل دانشمندان اين خصوصيات را در قالب الگوهاي رفتاري دسته بندي كرده اند. براي مثال دانشمندي به نام «آيزينگ» مجموعه اين خصوصيات را در دو الگوي رفتاري «درون گرايي» و «برون گرايي» مورد بررسي قرار مي دهد و دانشمند ديگري به نام «كتل» آنها را در ۱۶ صفت عمقي مطرح مي كند كه فرد از هر كدام به مقداري برخوردار است.
* كدام ويژگي هاي شخصيتي بيشتر بر توانايي ها و كارآيي افراد تأثير مي گذارد؟
- شايد بتوان گفت كه اگر شخصيت افراد با شغل آنها متناسب باشد و يا شغل افراد به تناسب شخصيت به آنها محول گردد به دليل اين تناسب فرد ديرتر خسته شده و كارآيي بيشتري از خود نشان مي دهد و از طرفي استعدادهاي فرد به دليل عامل انگيزش بالا بوده و علاقه مندي او سريع تر شكوفا خواهد شد.
در پاسخ به سؤال قبل به دسته بندي ويژگي هاي شخصيتي به ۱۶ صفت عمقي توسط كتل اشاره كرديم. پژوهش هاي گوناگون نشان مي دهد كه بسته به نوع جامعه مورد مطالعه و سطح مديريت، تقريبا تمامي ويژگي هاي ۱۶ عاملي بر كارآيي و توانايي افراد و مديران تأثير داشته و نتايج مختلفي را حاصل كرده است. به عنوان نمونه در برخي از اين تحقيقات بين متغيرهاي «سلطه گري» ، «خلق استوار» ، «ادوار خويي» ، «ظرافت كاري» ، «بي اعتمادي» ، «بنيادگرايي» ، «اضطراب آميز بودن» و «درون گرايي» با كارآيي و موفقيت مديران يا اثربخشي آنان رابطه معناداري مشاهده نشده در حالي كه در متغيرهايي مانند «اجتماعي بودن» ، «هوش» ، «دقت عمل» ، «واقع بيني» ، «پختگي» و «احساس مسئوليت» اين رابطه كاملا معنادار بوده است.
همچنين در تحقيق ديگري بين ويژگي هاي شخصيتي «برون گرايي» ، «معاشرتي بودن» ، «پايداري هيجاني»، «قانونمندي» ، «عمل گرايي» ، «با نشاط بودن» ، «تفكر منطقي» و «تسلط بر امور مديريتي مديران» با رضايت شغلي دبيران رابطه معناداري وجود داشته است.
* ويژگي هاي شخصيتي مؤثر بر توانايي ها و كارآيي افراد، تحت تأثير چه عواملي هستند؟
- ويژگي هاي شخصيتي مانند هر مقوله ديگر مربوط به انسان تحت تأثير سه عامل «وراثت» ، «محيط» و «آموزش و تربيت» است.
به عنوان مثال، گاهي گفته مي شود كه فردي مدير به دنيا آمده است. به اين معناست كه ويژگي هاي شخصيتي وي، تحت تأثير عامل وراثت، طوري است كه اين توانايي ها به شكل بالقوه در وي وجود دارد. عوامل محيطي مانند «گروه همسالان» ، «روابط اجتماعي»، «ورزش» ، «فرهنگ و هنر» ، «آداب و رسوم» نيز بر ويژگي هاي شخصيتي انسان تأثير قابل توجه و اجتناب ناپذيري دارد كه بر توانايي و كارآيي افراد نيز درفرايند كار و تلاش و مديريت و متغيرهاي ديگر مانند رضايت شغلي و اثربخشي تأثير مي گذارد. همچنين متغيرهايي مانند تأثير بزرگسالان يا دوره هاي تحصيلي، شكل و كيفيت تحصيل، دوره هاي تخصصي، دانش، مهارت و تخصص افراد و نيز رفتارهاي تربيتي والدين و مراكز آموزشي و... از عوامل آموزشي- پرورشي اي هستند كه بر ويژگي هاي شخصيتي افراد مؤثرند.
* چگونه مي توان با تغيير در ويژگي هاي شخصيتي، توانايي و كارآيي افراد را به سطح مطلوب رساند و اين تغيير در ويژگي هاي شخصيتي از چه دوره اي بايد آغاز شود؟
- در مقام نخست ويژگي هاي شخصيتي افراد به سرعت قابل تغيير نيست، بلكه فرايندي است تدريجي كه از طريق برنامه هاي آموزشي و درسي منظم و سيستماتيك و رسانه هاي عمومي و يا آموزش هاي خاص بر حسب مورد و رفتارهاي تربيتي والدين يا محيط صورت مي پذيرد. دوم آن كه توانايي و كارآيي افراد هم فقط به ويژگي هاي شخصيتي آنان بستگي ندارد، بلكه عوامل ديگري مانند نقش سازماني، انتظارات از نقش، تجربه، مهارت و تخصص افراد تأثير بيشتري بر كارآيي آنان دارد. بنابر اين براي تأمين كارآيي مطلوب افراد در سازمان و با توجه به ويژگي هاي شخصيتي آنان بايد از آزمون ها و روش هاي مختلف كارشناسي شده و علمي كه امكان گزينش افرادي كه ويژگي هاي شخصيتي آنان با شغلشان تطابق و همسويي كافي دارد استفاده گردد.
اما تغيير در ويژگي هاي شخصيتي افراد با توجه به تشخيص، نياز و ضرورت تغيير، مي تواند از ابتداي كودكي و حتي از آغوش مادر، درون خانواده، دوره پيش دبستاني و در تمام طول زندگي برحسب شرايط و مسائل مختلفي كه انسان با آن روبه رو است و فرآيند تغيير و تحول فرد، مراحل تحصيل، شغل، ازدواج و فعاليت هاي اجتماعي او صورت پذيرد.
* رضايت شغلي تحت تأثير چه ويژگي هايي است و چقدر بر كارآيي تأثير مي گذارد؟
- رضايت شغلي احساس و حالتي است كه فرد برحسب ميزان ارضاي نيازهاي مختلف انگيزشي، فيريولوژيك، بهداشتي، مادي، معنوي، اجتماعي، فردي، رشد و شكوفايي خود به دست مي آورد و در نتيجه بيشتر تأمين آن از طرف سازمان خواهد بود و پس از آن به ويژگي هاي شخصيتي افراد بستگي دارد. پژوهش هاي مختلف در اين زمينه نتايج مختلفي را دربرداشته و در مجموع بيانگر آن است كه همه متغيرهاي مربوط به ويژگي هاي شخصيتي بر رضايت شغلي مؤثرند. با اين حال مي توان عنوان كرد كه بين متغيرهايي مانند معاشرتي بودن، پايداري هيجاني، قانونمندي، عملگرايي، با نشاط بودن، تفكر منطقي و تسلط بر امور با رضايت شغلي رابطه معناداري وجود دارد. از سوي ديگر، تقريباً تمام تحقيقاتي كه در اين زمينه انجام شده به طور معناداري مؤيد آن بوده اند كه بين رضايت شغلي افراد و كارآيي آنان رابطه مستقيم و مثبتي وجود دارد. به عبارت ديگر هر چه رضايت شغلي افراد بيشتر بوده، كارآيي شغلي و اثربخشي آنان نيز به طور قابل ملاحظه اي بالاتر بوده است.
|