چهارشنبه ۱۷ فروردين ۱۳۸۴
سياست
Front Page

بررسي تأثيرپاپ ژان پل دوم برتحولات جهاني وكليسا
از كشوري دور دست آمده ام ...
011631.jpg
ترجمه: نيلوفر قديري
در سال ۱۹۷۸ هنگامي كه نخستين بار نام يك روحاني گمنام لهستاني براي رهبري جهان كاتوليك برده شد جمعيت عظيم و بي تاب حاضر در ميدان سن پيتر در بهت و سكوت فرو رفت... نماينده كاردينال ها كه مأموريت معرفي پاپ جديد را بر عهده داشت حتي نام او را درست تلفظ نكرد... اما اين غريبه لهستاني يكي از طولاني ترين دوره هاي رهبري كليساي كاتوليك را به خود اختصاص داد و نه تنها مضامين مذهبي و كليسايي را تغيير داد بلكه بر تحولات جهاني نيز تأثير گذاشت
در شب ۱۶ اكتبر سال ،۱۹۷۸ جمعيت عظيم بي تاب در ميدان سن پيتر چشم به دود سفيدي داشتند كه از دودكش بالاي كليساي سيستين به نشانه انتخاب پاپ جديد بلند شده بود. انتظار طولاني به سر آمد و كاردينال «پريكل فليسي» براي معرفي پاپ جديد مقابل جمعيت حاضر شد. كاردينال «كارول وويتيلا» از لهستان، اولين پاپ غيرايتاليايي از سال ،۱۵۲۳ به عنوان پاپ جديد معرفي شد. كاردينال فليسي حتي در تلفظ نام پاپ جديد مشكل داشت: «ووي...لتي...وا...» . در ميان جمع كسي او را نمي شناخت و بلافاصله ابراز احساسات هيجاني جمع جاي خود را به پچ پچ و زمزمه داد.آنگاه مردي با چهره اي مطمئن و لبخندي كم رنگ بر لب، بر بالكن ظاهر شد و سكوت را ميان جمعيت حاكم كرد. او يك غريبه لهستاني بود كه رداي سفيد پاپي به شانه داشت و هنگام شروع صحبت اشك در چشمانش حلقه زده بود. به ايتاليايي گفت:« من از كشوري دور آمده ام اما در جمع مؤمنان، يك خودي هستم. نمي دانم مي توانم حرفهايم را به زبان شما (ايتاليايي) بيان كنم يا نه؛ اما اگر اشتباهي داشتم شما آن را اصلاح كنيد.»
با ادامه صحبت پاپ جديد ابراز احساسات جمعيت هم شدت گرفت:« زنده باد پاپ »اين آغازي غيرعادي بود، اما از همان ابتدا براي بسياري از كاتوليك هاي جهان و البته غيركاتوليك  ها معلوم كرد كه پاپ جديد دوران غيرمعمولي را شروع كرده است. براي اولين بار پاپ جديد نه از حلقه قابل پيش بيني درون واتيكان بلكه از نقطه اي دور انتخاب شده بود. او يك ايتاليايي نبود، اسكي مي كرد و اهل تئاتر بود. همكاران او در كليسا، او را به« جان وين »تشبيه مي كردند.
پاپ مادر خود را در كودكي از دست داد و در سايه آشوويتس در يك اردوگاه كار اجباري زندگي هولناكي را تجربه كرد.
او هنگام انتخاب به عنوان رهبر كاتوليك هاي جهان ۵۸ سال داشت و در اين سمت از نظر طولاني بودن دوران مسئوليتش، دومين نفر است.
پاپ بعد از انتخاب به اين سمت به كشورش بازگشت ومورد استقبال بي نظير قرار گرفت و طيف گسترده اي از لهستاني ها از مخالفان تا كمونيست هاي هوادار شوروي از او استقبال كردند. اين استقبال آغاز كم رنگ شدن قدرت كمونيست ها در اروپاي شرقي بود و در ماه هاي بعد از آن فروپاشي پرده آهنين را مي شد پيش بيني كرد.
شعار پاپ ژان پل دوم از همان ابتدا تا ۲۵ سال بعد اين بود:« نگران نباشيد »او در ژوئن سال ۱۹۷۹ در ميدان پيروزي ورشو در مقابل صليب چوبي ۱۲ متري خطاب به جمعيت گفت:« نگران نباشيد و شكست نخوريد. »
آن ديدار ۹ روزه هر پيامدي كه براي كمونيسم و شرق اروپا داشته، يك نكته را به طور قطع مي توان به عنوان نتيجه آن اعلام كرد و آن تغيير ماهيت عنوان پاپ براي هميشه بود.
پاپ ها همواره ديپلمات هايي بودند كه با قدرت هاي محلي براي حفاظت از منافع كليسا مذاكره مي كردند. اما اين پاپ، منافع كليسا را به صورتي گسترده تر و در آزادي روح بشر كاتوليك و غيركاتوليك معني كرده بود.
پاپ در سال هاي بعد هم همين رسالت را دنبال كرد و در دوران مسئوليت خود به ۱۲۹ كشور دنيا سفر كرد و از اين نظر ركوردي به جا گذاشت. اين سفرها با صحنه هاي ديدني همراه بود، او زمين اردوگاه آشوويتس را بوسيد و در رم از يك كنيسه ديدن كرد، در زندان هم به ديدن« محمدعلي آقجا» ترك متعصبي رفت كه دست به ترور او زده بودو به شدت پاپ را مضروب كرده بود. در طول اين سفرها اگر دولتي از پذيرفتن او سرباز مي زد، پاپ با نامه و تماس تلفني درخواست خود را آنقدر تكرار مي كرد كه اين مخالفت از ميان مي رفت. اين موارد در شيلي، اندونزي و جمهوري هاي شوروي سابق ديده شد.
او فقط دشمن كمونيسم نبود بلكه با كاپيتاليسم هم مخالفت داشت. پاپ در نوشته هايش از كليسا و مذهب براي ايجاد جايگزيني در مقابل ماترياليسم مدرن استفاده مي كرد و تلاش مي نمود به كاتوليك ها بياموزد چگونه در دنيايي كه عزت انساني در آن كم رنگ شده زندگي كنند. براي رسيدن به اين هدف او مفاهيم مذهب و كليسا را دچار تغييراتي كرد. در نوشته هاي او نقش مسيح نه فقط در روشن كردن سر آخرت بلكه در پرده برداشتن از راز انسان مورد توجه و تاكيد قرار مي گرفت. تئوري او اين بود: بدون اصول ثابت اخلاقي انسان ها در دام مي افتند و با يكديگر همچون ابزار تجارت يا سرگرمي و يا انتقام رفتار مي كنند.
پاپ را به محافظه كاري متهم مي كنند. او با كشيش هاي زن مخالف بود. در سال ۱۹۹۴ بعد از آن كه كليساي انگليس به عنوان آخرين كليساي دنياي پروتستان ها اجازه اين كار را به زنان داد، پاپ در نامه اي بر محوريت تاريخي و مذهبي مردان در عالم كشيشي تأكيد كرد.
او همچنين با سياست هاي كنترل جمعيت سقط جنين و مرگ دلسوزانه (evthanasia) مخالف بود و آن را دخالت در كار طبيعت مي دانست .اين تصوير بيروني پاپ بود. اما در داخل كليسا او را اندكي اقتدارگرا مي دانند. پاپ اسقف هايي را در سراسر جهان منصوب مي كرد كه ديدگاه هاي مشتركي با او داشتند.
او بيشتر مي خواست شاهد اجراي دكترين كليسا توسط اسقف ها باشد تا شنونده نظرات آنها. اسقف هاي كاتوليك جهان معمولا هر پنج سال يك بار براي مشورت به واتيكان فراخوانده مي شوند. اما اين جلسات در دوران مسئوليت پاپ بيش از آن كه جلسه بحث و بررسي باشد، آزموني براي سنجش كارآمدي و عملكرد اسقف ها در دفاع از دكترين كليسا بود.
اما اين سرسختي در داخل كليسا را وقتي در كنار نرمش و رابطه پاپ با مسيحيان خارج از حلقه كاتوليك قرار مي دهيم، به تضاد بي سابقه اي مي رسيم. او در پايان سال ۲۰۰۰ در نامه پوزش خواهانه بي سابقه اي خطاب به همه آنها كه كليسا در دو هزار سال گذشته در حقشان كوتاهي و ظلم كرده، به خاطر همه خطاهاي كليسا عذرخواهي كرد. اگرچه در اين نامه به جزئيات اين خطاها يا گناهان اشاره اي نشده بود اما اين موارد را جنگ هاي صليبي، تفتيش عقايد، سوزاندن غيرمسيحي ها و... شامل مي شد.
او در دوران مسئوليتش ۱۴ دستور پاپي صادر كرد كه مسائل مختلفي را از موضوعات اجتماعي و اقتصادي، جنگ، اخلاق، اعتقاد و مذهب و منطق، شامل مي شد. ازجمله دستورالعمل هاي او سه بيانيه درباره عدالت اقتصادي بود. آخرين آن هم كه در سال ۲۰۰۳ صادر شد به زنان و مردان مطلقه مربوط مي شد. براساس اين دستور كاتوليك هاي مطلقه اي كه قصد ازدواج مجدد را دارند نمي توانند از مراسم مذهبي برخوردار شوند.
پاپ يك شاعر، نمايشنامه نويس و مؤلف چندين كتاب و صدها مقاله، يك فيلسوف، بازيگر، ورزشكار و معلم اخلاق اجتماعي و يك زبان شناس مسلط به هفت زبان دنيا بود.
011628.jpg
زندگي و مرگ پاپ
به اعتقاد پيروان كليساي كاتوليك، پاپ ژان پل دوم دويست و شصت و پنجمين نفر در سلسله اي از نمايندگان مسيح بر زمين و جانشين پطرس قديس، از حواريون ارشد عيسي مسيح بود كه نخستين رهبر كليسا تلقي مي شود.
با انتخاب به جانشيني پاپ ژان پل اول كه تنها اندكي بيش از يك ماه اين مقام را اختيار داشت و اين عنوان را به احترام دو پاپ قبل از خود، پل ششم و ژان بيست و سوم برگزيده بود، سراسقف لهستاني الاصل، عنوان پاپ ژان پل دوم را براي خود انتخاب كرد.
گزينش يك شهروند لهستاني به بالاترين مقام كليساي كاتوليك و رهبري معنوي حدود يك و نيم ميليارد كاتوليك جهان در آن زمان تحولي مهم به شمار مي رفت.
لهستان كه اكثر جمعيت آن را پيروان كليساي كاتوليك تشكيل مي دادند، هنوز داراي حكومتي كمونيستي بود كه رسماً وجود مذهب را نمي پذيرفت، در حالي كه كليسا در ميان توده مردم نفوذ قابل توجهي داشت.
تولد پاپ
كارول يوزف وويتيلا در سال ۱۹۲۰ ميلادي در نزديكي شهر كراكو در لهستان به دنيا آمد.
وي دومين فرزند يك افسر بازنشسته ارتش و كاتوليكي مؤمن بود كه در آن زمان به شغل خياطي اشتغال داشت.
دوران كودكي كارول در زادگاهش سپري شد و در سال ،۱۹۳۸ وي پس از خاتمه دوره دبيرستان در رشته ادبيات و فلسفه دانشگاه ياگيلونيان در شهر كراكو ثبت نام كرد.
با هجوم ارتش آلمان نازي به لهستان و اشغال آن كشور در سال ،۱۹۳۹ كارول وويتيلا همزمان با ادامه تحصيل در يكي از معادن سنگ در لهستان به كار پرداخت.
پدر كارول در سال ۱۹۴۱ درگذشت و قبل از مرگ از پسرش خواست به رؤياي پدر جامه عمل بپوشاند و به كسوت كشيشي در آيد.چند ماه بعد، كارول وويتيلا در رشته الهيات دانشگاه ثبت نام كرد و همزمان به تحصيل در يكي از مدارس ديني پرداخت كه به شكلي مخفيانه همچنان فعاليت داشت.در سال ۱۹۴۶ به مقام كشيشي رسيد و سه سال بعد كار خود را به عنوان دستيار كشيش كليسايي در كراكو آغاز كرد.

ارتقا به مقام سر اسقفي
در سالهاي بعد، كشيش وويتيلا به عنوان كشيش نمازخانه دانشگاه ياگيلونيان منصوب شد، در حالي كه خود نيز براي دريافت دومين مدرك دكترا در رشته الهيات در همين دانشگاه به تحقيق اشتغال داشت.
رشته الهيات دانشگاه در سال ۱۹۵۴ و احتمالاً به دليل فشار دولت كمونيستي تعطيل شد و استادان و دانشجويان به مدرسه ديني كراكو ملحق شدند.
در همان سال، كارول وويتيلا به عنوان استاد دانشگاه كاتوليك لوبين كه تنها دانشگاه كاتوليك در كشورهاي كمونيستي بود، منصوب شد و در سال ۱۹۵۶ كرسي علم اخلاق در اين دانشگاه را در اختيار گرفت.
در سال ،۱۹۵۸ كارول ويتيلا به مقام دستيار اسقف كراكو انتخاب شد و با مرگ سراسقف كراكو در سال ۱۹۶۲ به جانشيني وي رسيد.
در مقام سراسقف كليساي كاتوليك كراكو، وي مي كوشيد ضمن خودداري از برانگيختن خصومت حكومت كمونيستي، مدافع و محافظ سنتهاي كاتوليكي مردم لهستان باشد.
اما مهمتر اينكه در اين مقام، وي نمادي از احساسات ملي مردم لهستان نيز تلقي مي شد كه حكومت كمونيستي را دست نشانده اتحاد شوروي مي دانستند و تعلق به كليساي كاتوليك را راهي براي ابراز هويت ملي خويش تلقي مي كردند.
در عين حال، تحقيقات ديني سراسقف وويتيلا باعث شده بود وي به عنوان روحاني اي محقق و انديشمند در كليساي كاتوليك شهرت يابد.
اين موقعيت بي ترديد در تصميم شوراي كاردينالها به انتخاب وي به مقام زعامت كليساي كاتوليك در سال ۱۹۷۸ بي تأثير نبود.
از جمله حوادث بحث برانگيز در زندگي پاپ ژان پل دوم، سوء قصد به وي در ماه مه سال ۱۹۸۱بود كه در آن، مرد ترك تباري به نام محمد علي آقجا هنگام شركت پاپ در مراسم ديني در ميدان سن پيتر رم وي را هدف شليك گلوله قرار داد و از ناحيه شكم و دست زخمي كرد.
گرچه در آن زمان حدس و گمانهايي در مورد امكان دست داشتن سرويسهاي امنيتي اروپاي شرقي در اين سوء قصد مطرح شد، اما پاپ كه بعداً با ضارب خود در زندان ملاقات كرد، گفت كه اطمينان دارد وي به تنهايي دست به اين اقدام زده است.
محمد علي آقجا پس از گذراندن دوره زندان نوزده ساله در ايتاليا، در سال ۲۰۰۰ ميلادي به مقامات تركيه تحويل داده شد تا دوره حبس ابد را در ارتباط با پرونده قتل ديگري در آن كشور بگذراند.
پس از اين سوء قصد، پاپ تحت عمل جراحي قرار گرفت و بهبود يافت و در خلال يك دهه بعد، از شرايط جسماني مناسبي برخوردار بود و به  خصوص، به علاقه به ورزشهايي مانند فوتبال و كوهنوردي شهرت داشت.
نخستين مورد از مشكلات جسمي پاپ از اوايل دهه ۱۹۹۰ و با تشخيص ابتلا به بيماري پاركينسون بروز كرد.شدت گرفتن اين بيماري در سالهاي بعد، همراه با ابتلا به آرتروز، حركت و بتدريج حتي سخن گفتن را براي پاپ دشوار مي ساخت هرچند وي بر انجام دادن وظايف خود اصرار داشت و به خصوص در سال ۲۰۰۰ ميلادي و آغاز هزاره جديد، برنامه سنگيني براي خود تدارك ديد.
به گفته نزديكان پاپ، در حالي كه جسم وي بتدريج ناتوانتر مي شد، ذهن وي تا به آخر فعال باقي ماند و تعارض بين توان جسمي و ذهني پاپ به خصوص در آخرين دوره بيماري اش كاملاً مشهود بود.
در ماه فوريه سال ،۲۰۰۵ پاپ به علت دشواري تنفسي ناشي از ابتلا به آنفلوانزا به بيمارستان انتقال يافت و دو هفته بعد، مجدداً به بيمارستان بازگشت و تحت عمل جراحي قرار گرفت و پزشكان براي كمك به تنفس پاپ، شكافي در گلوي وي ايجاد كردند.
پاپ براي نخستين بار در طول ۲۶ سال رهبري كليساي كاتوليك، به دليل بيماري نتوانست در مراسم عيد پاك سال ۲۰۰۵ شركت كند و تصوير وي در حالي كه در پنجره اقامتگاه خود ظاهر شد اما نتوانست دعاي كوتاهي نيز ادا كند بسياري از حاضران را به رقت آورد.
سرانجام در شنبه شب دوم آوريل، كارول يوزف وويتيلا، پاپ ژان پل دوم، مدت كوتاهي قبل از رسيدن به سن ۸۵ سالگي و پس از بيش از ۲۶ سال رهبري كليساي كاتوليك، در رم درگذشت.
وي يكي از طولاني ترين دوره هاي رهبري را در تاريخ كليساي كاتوليك پشت سر گذاشت.
منبع : بي. بي.سي

|  اقتصاد  |    اجتماعي  |   انديشه  |   سياست  |   سينما  |   فرهنگ   |
|  ورزش  |

|   صفحه اول   |   آرشيو   |   بازگشت   |