يكشنبه ۶ آذر ۱۳۸۴ - - ۳۸۶۰
با مهندس سيدجلال فياضي از قدس تا شهرآرا
جناحي شدن غير قابل بخشش است
برادرخوانده همشهري در مشهد
006339.jpg
مشهد، دومين شهر بزرگ كشور؛شهري كه آنقدر سرعت ساخت وساز و مهاجرت در آن بالاست كه در يك محاسبه براي توزيع خانه به خانه نشريه، 230هزار خانواده به حساب نمي آيد، كلانشهري مذهبي- توريستي كه در هر سال ميزبان چندين ميليون گردشگر و زائر است، در حال تبديل شدن به تهراني ديگر است. اگرچه اين دو شهر ويژگي هاي متفاوتي با يكديگر دارند، اما روند سريع رشد مشهد باعث شده است تا مشكلاتي مشابه با مشكلات پايتخت، نظير ترافيك، آلودگي هوا، از بين رفتن هويت تاريخي، لطمه خوردن به محيط زيست اطراف، ساخت وسازهاي بي رويه و بدون مجوز، زمين خواري، آسيب پذيري بافت هاي فرسوده و... به سراغ اين شهر بيايد. دو روزنامه سراسري خراسان و قدس كه در مشهد منتشر مي شوند تقريبا با اقبال عمومي روبه رو هستند، بخصوص روزنامه خراسان كه با سابقه چندين دهه انتشار و حدود تيراژ 80هزار نسخه در روز مخاطبان بسياري را پوشش داده و از سطح تاثيرگذاري مناسبي برخوردار است، اما هيچ يك از اين دو روزنامه جاي يك نشريه شهري و محلي را بخوبي و به طور كامل پرنكردند.
از آنجا كه هزاره سوم به عصر ارتباطات شهره است و جهان بسرعت به سمت تبديل شدن به دهكده جهاني برپايه توده ها پيش مي رود، رسانه به عنوان ابزار برنده عصر ارتباطات مي تواند با كاركردها و رويكردهاي متفاوت به تقويت و تضعيف ارتباطات فردي و گروهي و هويت ها و اصالت ها نقش مهمي ايفا كند و روزنامه اي محلي(Local) نيز به عنوان يكي از موثرترين رسانه ها در برقراري ارتباط دوسويه با مخاطبان مي تواند نقش مهمي داشته باشد.
همشهري محله به عنوان نشريه هفتگي مناطق 22 گانه تهران از اسفندماه سال 83 به جهت گسترش فرهنگ متعلق جمعي در محدوده محله و گرايش به احوال همسايه و ايجاد علاقه به محله و گرم تر شدن روابط انساني آغاز به كار كرد. اين نشريه محلي پس از يك سال فعاليت توانست با انتشار مرتب و منظم 17470 صفحه در پيشبرد اهداف تعريف شده فعاليت كند. هم اكنون هم همشهري محله به عنوان يكي از نشريات موفق محلي به صورت هفتگي و منظم منتشر مي شود و يكي از عوامل جذب مخاطبان و بالا بردن تيراژ روزنامه همشهري بوده است.
هفته نامه شهرآرا هم نشريه محلي مردم مشهد است كه به همت معاونت اجتماعي و فرهنگي شهرداري مشهد منتشر و در تيراژ 400هزار نسخه، در 16صفحه به صورت هفتگي و به روش اهداي خانه به خانه توزيع مي شود.
در واقع شهرآرا همان هدفي را دنبال مي كند كه همشهري محله درصدد نهادينه كردن آن است؛ يعني نشريه اي محلي براي گسترش فرهنگ تعلق جمعي . اين نشريه بيش از هرچيز توزيع و تثبيت فرهنگ شهروندي به عنوان مشخصه اصلي جامعه توسعه يافته را وجه همت خود قرار داده است.
بنابه آنچه گفته شد، اولين شماره صفحه شهرآرا كه تصادفا هم نام هفته  نامه محلي شهرداري مشهد است، به مطالبي در مورد اين نشريه اختصاص دارد.
نام مهندس فياضي براي روزنامه نگاران يك نام شناخته شده است؛ از قدس تا شهرآرا . دو استكان چاي داغ كه رفته رفته سرد شد، بهانه اي بود براي اين گفت وگو كه پيش روي شماست. منتظر ماندم تا فياضي به خبرنگار هفته نامه نخست بقبولاند كه مشهد، بزرگ ترين كلانشهر مذهبي دنياست و سپس از هفته نامه اي بپرسم كه قرار بود فقط بولتن شهرداري مشهد باشد و حالا به خانواده مطبوعات پيوسته است.
اين هم خانوادگي ربطي به سياست ندارد؟!
مگر مي شود ربطي به سياست نداشته باشد؟ زماني شهرآرا ابزار شوراي شهر سياست زده مشهد بود، البته از شوراي اول حرف مي زنم. حالا نگاه ما از دريچه ديگري مي بيند. ما شهر را يك موجود زنده مي دانيم و شهرآرا با روح اين شهر يعني شهروند سر و كار دارد. اجازه بدهيد خيالتان را راحت كنم. شهرآرا به هيچ وجه ارگان شهرداري مشهد نيست، ما شهرآرا را سخنگوي مديريت شهري مي دانيم.
البته با تابلوي ورود سياست جناحي اكيدا ممنوع!
همين طور است. به همين خاطر خيلي هزينه كرده ايم تا پيشينه منفي شهرآراي سياست زده را از ذهن ها پاك كنيم و نتيجه اين هزينه ها يعني شمارگان 400 هزار نسخه اي؛ اين باعث افتخار ماست.
آقا فياضي! به نظر مي رسد وظيفه معاونت فرهنگي شهرداري، ترويج فرهنگ شهرنشيني و شهروندي باشد،اما گويا شهرداري ها كمي بيراهه رفته اندو در بخش كلان فرهنگي متمركز شده اند.
من با اين عقيده موافقم. در اكثر شهرهاي معتبر جهان، شهرداري هامتولي فرهنگ شهر به حساب مي آيند. از آنجا كه در كشورما بخش عظيمي از فرهنگ ما با دين رابطه تفكيك ناپذير دارد، ما نمي توانيم بي تفاوت باشيم، اما هدف اصلي ما ترويج فرهنگ شهري ست و در بخش كلان، فقط نقش حامي را ايفا مي كنيم، البته در اين بخش هم تمام توان خود را به حمايت مالي تخصيص نداده ايم و حمايت معنوي را هم در دستور كار خود قرار داده ايم.ولي براي مثال برپايي جشنواره شعر عاشورايي با هزينه صددرصد شهرداري در اين تعريف نمي گنجد. ما در حوزه فرهنگ عاشورايي متولي نيستيم، اما در سكوت محض متوليان ناچاريم وارد عرصه شويم. من از موازي كاري خوشم نمي آيد.
با فياضي معاون فرهنگي شهردار- موقتا وداع مي كنيم و با فياضي مديرمسئول شهرآرا- گپ مي زنيم. از خانواده شهرآرا حرف بزنيد.
شهرآرا مال مردم است و ما فقط اين آينه را به آنها هديه كرده ايم تا خودشان را بهتر ببينند. نمايندگان همين مردم در شوراي 400 نفره خوانندگان با ما ارتباط دارند. عكس ها و تيترها اكثرا مردمي ست و من تصور مي كنم در اين زمينه گام هاي بلندي برداشته ايم؛ البته اگر مشكل هميشگي توزيع اجازه بدهد. مشكل توزيع يك درد مشترك است. با اين همه ما براي اولين بار سيستم توزيع خانه به خانه را راه انداختيم. تجربه آساني نبود. متاسفانه از همان اول مشكلات ساختاري آزارمان داد. براي مثال نهادهاي آماري از مشهد 350 هزار خانواري خبر مي دادند، اما در عمل با مشهد 580 هزار خانواري روبه رو بوديم. توزيع كنندگان ما هم سازماندهي خاصي نداشتند و مثل ما اولين تجربه شان را سپري مي كردند. حالا به خاطر حل اين مشكلات به تيراژ 600هزار نسخه اي فكر مي كنيم.
ولي مي توانستيد از شهرداري استعلام كنيد و لااقل خانه هاي مشهد را شمارش كنيد.
اين كار غيرعملي بود. در مميزي اخيري كه اتفاق افتاد، فهميديم كه 230 هزار واحد فاقد پروانه ساخت و پايان كار در مشهد شناسايي شده اند.
بعضي از شهروندان مشهد از دريافت شهرآرا محروم مانده اند و برخي ديگر چند شهرآرا دريافت مي كنند.
متاسفانه همين طور است. تنها ملاك شناسايي ما، زنگ خانه هاست. در اين حال ممكن است تعداد خانوار از زنگ كمتر يا بيشتر باشد. بعضي از پلاك ها دو در دارند، اما با اين همه درصد خطاي توزيع ما كمتر از 5 درصد است.
شهروندان از توزيع منطقه اي شهرآرا بشدت گلايه دارند.
اين گلايه را به ديده منت مي پذيريم، اما انتظار داريم كه فعلا محدوديت هاي ما را در نظر داشته باشند.تا پايان سال 83 مناطق 10 و 8 محروم بودند و از سال 84 توزيع شهرآرا در مناطق 5 و 6 قطع شد، اما تا رسيدن به تيراژ ايده ال راه زيادي نمانده است.
006363.jpg
ما در وضع فعلي توانسته ايم مشكل مناطق باقي مانده را حل كنيم و نشريه را به دست همه شهروندان برسانيم.
شهرآرا را چقدر حرفه اي مي دانيد و اصولا به اعتقاد شما يك نشريه محلي چقدر به تيم حرفه اي نياز دارد؟!
ما يك تيم صددرصد حرفه اي هستيم. ما ادعا مي كنيم كه در تمامي بخش ها اعم از تحريريه، فني و حتي اداري، حرفه اي هستيم و غيرحرفه اي ها پل بين ما و مردم هستند. هر روز هم به طرف حرفه اي تر شدن پيش مي رويم.
به نظر مي رسد با تمام اين حرف ها، هنوز در جذب نخبگان مشهد چندان موفق نيستيد؟
رويكرد ما جذب نخبگان است، اما هنوز به موفقيت لازم نرسيده ايم. اولين دليل اين عدم توفيق، نوپا بودن ماست. ما اميدواريم كه نخبگان مشهد خيلي زود باور كنند كه ما در كار رسانه اي جدي هستيم.
مردم بشدت از هزينه اي كه شهرآرا بردوش شهرداري مي گذارد، گلايه دارند. اين هزينه ها را چگونه توجيه مي كنيد؟!
ما سرمايه گذاري در عرصه فرهنگ را هزينه نمي دانيم. ما معتقديم كه سرمايه گذاري فرهنگي، نوعي انسان سازي ست و انسان سازي، محور توسعه به حساب مي آيد. من تعجب مي كنم كه برخي از مردم ساخت يك خيابان را سرمايه گذاري تلقي مي كنند، اما فرهنگسازي را سرمايه گذاري نمي دانند.براي بالا رفتن سطح مطالعه، يك عزم ملي لازم است. بايد يارانه بدهيم. هر چند ما شهرآرا را با يارانه اداره نمي كنيم. با وام كار خودمان را پيش مي بريم. ما در تماس هاي شهروندان به اين نتيجه رسيديم كه بسياري از شهروندان مشهدي هيچ نشريه اي را ورق نمي زنند و شهرآرا تنها رسانه مكتوب در سبد مطالعه آنهاست. ما اين فاجعه را كم رنگ كرده ايم و به خودمان مي باليم.
ولي ظاهرا رقباي رسانه اي شما در مشهد دل خوشي از شما ندارند و به هر بهانه اي به شهرآرا حمله مي كنند.
ما اين رقبا را دوستان خود مي دانيم. اين عزيزان ما را نقد مي كنند، حتي گفته اند كه ما شهرآرا را كيلويي توزيع مي كنيم؛ با اين وجود ما بازهم آنان را دلسوز خودمان مي دانيم. حتي برخي ادعا كرده اند كه راه اندازي شهرآرا و پايين آمدن سهميه اتوبوس هاي مشهد با هم ارتباط دارند، اما ما همين كم لطفي ها را هم به پاي دلسوزي آنها مي نويسيم. حتما كار بزرگي كرده ايم كه همه نگاه ها به طرف ماست.
در عصر سايبروژورناليسم، ظهور رسانه هاي محلي پديده قابل تاملي به نظر مي رسد. با اين همه تلفيق اين دو مي تواند جالب تر باشد، البته منظورم عقب مانده ترين برخورد با سايبرژورناليسم يعني فايل PDF نيست.
قدس هم يك روزنامه محلي بود وحالا سايت پرطرفداري دارد، هر چند كه از همان مشكل نوع برخورد با فضاي سايبر كه به آن اشاره كرديد، رنج مي برد. ما بزودي به معني واقعي كلمه، ديجيتالي مي شويم.
شهرآرا را در چهار كلمه خلاصه كنيد.
فرهنگي، اجتماعي، شهري، مشهدي.
فرداي شهرآرا را پيش بيني كنيد.
شهرآرا به صورت محله اي منتشر مي شود.
يعني از غفلت رسانه هاي فراگير در جذب مخاطب محلي استفاده مي كنيد؟
ببينيد من رسانه هاي محلي را از رسانه هاي سراسري بيشتر دوست دارم. در نشريه سراسري حس شهرت طلبي روزنامه نگاران ارضا مي شود، اما من حس ديگري را دوست دارم و آن هم حس رفاقت با مردم است.
مردم مي گويند شهرآرا خوب است، اما بزودي سياسي يا جناحي مي شود.
من بشدت تكذيب مي كنم. ما كوچك ترين شبهه را در اين خصوص قابل بخشش نمي دانيم و برخورد مي كنيم. ما حتي در تبليغات قانوني كه حق همه رسانه هاست، ترديد داريم.
اميدوارم در اين حوزه كوتاه نياييد.
با غرور تمام از قول من بنويسيد كه شهرآرا هرگز جناحي نمي شود.

شهرآرا؛ رقيب نشريات كلانشهرها
اعتراف مي كنم كه دلم مي خواست از نزديك ببينمش. يك هفته پيش از ملاقات من با مهندس بني هاشمي، آقاي شهردار در صدر اخبار جنجالي بود، مي گفتند در حوالي مشهد با زمين خوارها دست به يقه شده و كتك كاري كرده است. وقتي سر قرار حاضر شد و تعارف كرد كه بنشينم، دو صندلي آن طرف تر نشستم و با احتياط قضيه كتك كاري را پيش كشيدم. بعد از خنده مفصلي، گفت: زد و خورد آنچناني در كار نبوده ومن فقط يك سيلي آبدار به گوش يك واسطه زمين خوار نواخته ام تا برود براي رفقايش تعريف كند كه از دست شهردار كشيده خورده است. مي خواستم بيشتر بدانم، اما افسوس كه براي روايت ماجراي كتك كاري به دفتر آقاي شهردار نرفته بودم.
شهرآرا چقدر از دردسرهاي شهرداري در خصوص پاسخگويي به مردم كاسته است؟
ما شهرداري را از جنس مردم مي دانيم و اين ارتباط متقابل را پاس مي داريم. رسانه شهرآرا نقش يك پل دوطرفه را بازي مي كند. در واقع اين رسانه، شكل ارتباط را تعريف مي كند و مردم را به نهاد مردمي پيوند مي زند.
شايعات و گذر از موج شايعه چقدر در راه اندازي نشريه شهرآرا دخالت دارد؟
به نكته جالبي اشاره كرديد، حقيقت اين است كه وقتي شايعات زياد مي شود واقعيت قرباني خواهد شد. آثار مخرب شايعه هميشه باقي مي ماند و مردم متضرر مي شوند. اطلاع رساني و نقد بايد در كنار هم باشند. بخصوص رسانه كه تا حدود زيادي تخصصي ست، مثل شهرآرا كه رسانه اي تخصصي در حوزه شهري ست.
نمي خواهيد كه ادعا كنيد رسا نه اي بي نقص در اختيار داريد؟!
ابدا! ترديدي نيست كه ضعف هاي زيادي داريم. دليل اولش نوپايي  ماست و از طرفي در مشاركت با مردم هم كلي مشكل داريم. مردم بايد بيشتر در نشريه حضور داشته باشند.
چرا ستون پرسش از شما، پاسخ از شهردار و ستون هايي نظير آن را در شهرآرا ناديده گرفته ايد؟
البته مشابه آن را داشته ايم اما باتوسعه اين قبيل ستون ها موافقم. اين ديگر هنر روزنامه نگاران است كه اين ستون ها را طراحي كنند. براي مثال من خودم شخصا صندوق هاي انتقادات مردمي را باز مي كنم و به ابهامات آنها پاسخ مي دهم. مكالمه شهرداري و شهروند يك اتفاق خوشايند است و دليلي ندارد از اين گفتمان بهراسيم.
يعني ممكن است پروژه اي را به خاطر انعكاس رسانه اي مردمي متوقف كنيد؟
صددرصد، ما هر زمان كه احساس كنيم مردم از ما ناراضي هستند شيوه هاي خود را عوض مي كنيم، البته به آدم هاي بدبين اهميتي نمي دهيم.
مشهد با شهرآرا چقدر قد مي كشد و بزرگ مي شود؟
ما هرچقدر در خصوص مسائل فرهنگي هزينه كنيم بازهم كم است. ما قصد داريم به كمك رسانه هايي مثل شهرآرا با كلانشهرهاي ديگر رقابت كنيم.

كلانشهر
شهرآرا، رسانه اطلاع رساني شوراي شهر
شايد خونسردترين قيافه دنيا را داشته باشد اصلا نمي تواني حدس بزني كه جمله بعدي را از سر مهرباني مي گويد يا كلام تندي در انتظار توست . دور و بري ها اعتقاد دارند رزمي خيلي مدير است. هر چه كه باشد دكتر رزمي بر كرسي رياست شوراي اسلامي شهر مشهد تكيه زده و تقريبا همه كاره شهرآراست. وقتي از دوره اول شوراي اسلامي شهر مشهد حرف مي زند متاسف مي شود اما به خوبي مي داند كه گذشته ها، گذشته و بايد به فردا فكر كند. رزمي خبري حرف مي زند و به همين خاطر خبرنگاران براي مصاحبه با او از هم سبقت مي گيرند.
***
از ديروز تا امروز شهرآرا بگوييد.
شهرآرا محصول تفكري شوراي نخست بود اما به اعتقاد من راه به بيراهه برد. در همان دوره چالش نيروهاي اصولگرا و شهرآرا اين نشريه را از نفس انداخت. البته آن دوره فقط 3هزار نسخه تيراژ داشت و فقط در حوزه ادارات توزيع مي شد. بي رودربايستي بگويم كه شهرآرا نشريه اي بود كم اثر و غيرحرفه اي!
بالاخره دخالت سياست در رسانه اين مشكلات را هم دارد.
همين طور است، فراكسيون دوم خرداد شورا به قصد بهره برداري سياسي شهرآرا را تقويت مي كرد و در مدت كوتاهي شهر مشهد را به چالش هاي غيراصولي كشاند. در آن زمان ما به عنوان نمايندگان فراكسيون اصولگرا تعطيلش كرديم. در دوره دوم دوستان تمايلي به انتشار مجدد شهرآرا نداشتند ولي من حيفم آمد كه شهرآرا براي هميشه در محاق تعطيلي بماند. بالاخره رضايت اعضا را جلب كردم و قرار شد شهرآرا رسانه اطلاع رساني شوراي شهر باشد. دليل آن هم واضح است. بعضي از مخاطبان ما حتي به راديو و تلويزيون هم گوش نمي دهند چه برسد به رسانه هاي مكتوب كه در درجه دوم اهميت مردمي ست. بنابراين تصميم گرفتيم كه شهرآرا را 300هزار نسخه اي كنيم تا توجيه اقتصادي هم داشته باشد.
تيراژ 300هزار نسخه اي چه توجيه اقتصادي دارد؟
ببينيد، ما خودمان سالي يك ميليارد تومان خرج آگهي داريم. لااقل مي توانيم با اختصاص بخشي از آگهي ها به شهرآرا به اين توجيه اقتصادي برسيم. به نظر مي رسد شهرآرا در تعامل شوراي شهر و مردم مشهد نوعي فرصت سوزي مي كند در حالي كه مي توان پرسش مردم و پاسخ شورا را لااقل در يك صفحه منعكس كرد.
متاسفانه گاهي اين اتفاق مي افتد. مشكل مردم طرح مي شود. حل هم مي شود اما از انعكاس آن در شهرآرا خبري نيست.

گزيده
حذف فاصله ها از انتخابات تا مطبوعات
مهرداد مشايخي- جلال فياضي را از روزنامه قدس مي شناسم و پس از آن از مديرعاملي خانه مطبوعات خراسان. در آن سال ها در فضاي مطبوعات مشهد شناختن جمع كوچك مطبوعاتي و بخصوص سردبيران آنها كار سختي نبود،  اما فياضي را با اتفاقي كه باعث شد بسياري از چهره ها شناخته شوند، شناختم. فرداي روزي كه روشن شد فياضي در انتخابات مجلس حدنصاب آرا را به دست نياورده، در يادداشتي نوشت كه عدم كسب آراي كافي به خاطر دوري او و همفكرانش از نظرات و خواسته هاي مردم بوده است و بايد براي كم كردن اين فاصله بكوشد. با اين شناخت از فياضي، مي توان دريافت كه سردبير هفته نامه مديريت شهري مشهد براي نزديكي مخاطبان با اين نشريه چقدر تلاش خواهد كرد. شهرآرا، هفته نامه اي كه با كمي تلاش حرفه اي مي تواند در شكل و محتوا به خواسته شهروندان دومين كلانشهر كشور نزديك تر شود، پوشش اخبار تلاش هاي مديريت شهري و همچنين انتظارات شهروندان ازمديران را محور بخشي از مطالب خود قرار داده؛ نظير آنچه كه از يكي از شماره هاي آبان ماه برگزيده شده ودرپي مي آيد:
تمام منازل مشهد رايگان بيمه شدند
گروه خبر: براي نخستين بار در كشور تمام منازل مشهد توسط شهرداري اين شهر و شركت بيمه ايران از 8 آبان ماه سال جاري به صورت رايگان تحت
4 پوشش بيمه اي خطرات ناشي از سيل، صاعقه، انفجار و آتش سوزي قرار گرفتند.
به گزارش شهرآرا، سيدهاشم بني هاشمي شهردار مشهد- در يك كنفرانس مطبوعاتي گفت: تمام واحدهاي مسكوني مناطق 12گانه شهري و ثامن مشهد به صورت رايگان تحت پوشش بيمه قرار گرفته اند كه هزينه اين طرح براي مدت يك سال از طرف شهرداري پرداخت شده است . وي افزود: بيمه ايران اجراي اين طرح را براي مدت 5سال آينده نيز به صورت رايگان متعهد شده است .
بني هاشمي خاطرنشان كرد: اين اقدام در قالب قراردادي با مشاركت شهرداري و بيمه ايران صورت گرفته كه در اين راستا شهرداري مبلغ 3ميليارد و 200 ميليون ريال را به صورت تنخواه مي پردازد .
او ادامه داد: سرمايه گذاري شهرداري، طي يك پروسه پنج ساله برمي  گردد . وي با اشاره به عدم پوشش خطرات ناشي از زلزله در اين طرح اظهار كرد: برخي از ساختمان  هاي شهر مشهد در برابر زلزله مقاوم نيستند و به طور عام امكان قرار گرفتن اين پوشش بيمه   اي براي تمامي ساختمان  هاي اين شهر ميسر نيست. او خاطرنشان كرد: ساختمان  هايي كه از سال 84 به بعد ساخته شود و آئين  نامه 2 هزار و 800 را در ساخت رعايت كرده باشد يا توافقي كه با بيمه ايران در اين طرح صورت گرفته، تحت پوشش بيمه زلزله به طور رايگان قرار خواهد گرفت. مشاور عالي شهردار مشهد هم در اين نشست گفت: طرح بيمه رايگان منازل مشهد هديه شهرداري و شوراي شهر به همشهريان است تا با آغاز فصل سرما، آرامش براي ساكنان اين شهر به ارمغان آورده شود. سيدجلال فياضي بيان كرد: در سال گذشته، 583 مورد آتش  سوزي واحدهاي مسكوني در شهر مشهد داشته  ايم كه اين رقم در شش ماه نخست امسال به 327 مورد رسيده است.

زاويه ديد
روشنايي شهر با چراغ نشريه محلي
رضا ولي  زاده- ابن سينا مي  گفت: دردهاي مردم هر ديار را با داروهاي همان ديار درمان كنيد .
انگار در طبيعت هر سرزمين، همان چيزي مي  رويد كه زندگان آن ديار بدان زنده  اند. الگوبرداري از طبيعت در شهرسازي، معماري، پوشش، هنر و ... نيز طبيعي  ترين بازتاب اين قاعده جهاني در زندگي انسان است.وقتي تمامي شهرها و دورافتاده  ترين روستاها نيز به محاصره مدرنيته درآمدند، پاي عناصر غير بومي يا به تعبيري ديگر غير طبيعي به اين شهرها باز شد. قشون مدرنيته حتي طبيعت را هم محاصره كرد؛ باغ  ها به پارك تبديل شدند و ... .
شايد وقتي خانه  هاي جنوب تهران مثل قارچ قد كشيدند، كسي پيش  بيني نمي  كرد براي آن كوچه  هاي تنگ و باريك يك متري نمي  توان ماشين آتش  نشاني يا آمبولانس يك متري ساخت و اين حكايت در تمام خيابان  هاي شهر تكرار شد؛ حكايتي كه ترافيك كشنده امروز تهران، بخشي از آن است و هريك از كلانشهرهاي اين سرزمين نيز در آينده  اي نه چندان دور آن را بايد از سر بگذرانند.
شايد اين مقدمه، اصلي  ترين ضرورت وجود يك رسانه بومي آگاه را در تمامي شهرها بويژه كلانشهرها گوشزد مي  كند. انتشار نشريه محلي در ميان ساير رسانه  هاي محلي فرصت درخشاني ست براي مردم و متوليان كلانشهرها تا بتوانند در كوچه  ها و خيابان  هاي شهر نور بتابانند و كاستي  ها و نواقص پيكره شهر خود را بازشناسند و براي اصلاح آنها آستين بالا زنند.
پس از شهر تهران، مشهد دومين كلانشهر ايران است كه نزديك به 3 ميليون نفر جمعيت زنگ خطر را براي مواجهه با معضلات متعدد در آينده  اي نه چندان دور به صدا درمي  آورد؛ معضل  هايي نظير ترافيك، حمل و نقل  هاي درون شهري، آلودگي هوا، تخريب منابع طبيعي، كمبود مسكن و ناهنجاري  هاي اجتماعي، سرنوشت ناگزير تمامي كلانشهرهاست و گسترش و ايجاد ظرفيت  هاي تازه شهري براي پاسخگويي به تمامي معضلات يادشده نيز مهمترين رسالت متوليان جامعه براي مهار بحران  هاي آتي خواهد بود.
در چنين شرايطي حضور يك نشريه محلي مي  تواند چشم  اندازهاي آينده هر شهر و نيازها و ظرفيت  هاي آتي آن را شناسايي و امكان نقد و گفت  وگو را براي مردم و مسئولان فراهم كند.اما آنچه مي  تواند يك نشريه محلي را به چراغي روشن در شهر بدل سازد تا نواقص و كاستي  هايي را كه در كنج تاريكي  ها پناه گرفته  اند بازشناسيم، در گرو ويژگي  هايي ست كه يك نشريه محلي بدون آنها نمي  تواند در چنين نقشي ظاهر شود. اين ويژگي  ها عبارتند از:
۱ اطلاع  رساني برپايه يك نظام  نامه خبري محلي: در اين شكل از ارائه خبر، سهم اخبار رويدادمدار نسبت به اخبار فرآيندمدار بيشتر است. سهم حضور مردم در چنين رسانه  اي قاعدتا بايد بيشتر از متوليان جامعه باشد.
۲ - بازشناخت و معرفي فرهنگ بومي در حوزه  هاي معماري، شهرسازي، گرافيك محيط و .... كشف گوهرهاي فرهنگي هر ديار و برجسته  سازي و روزآمدسازي آنها، يكي از مهمترين وظايف يك نشريه محلي ست.
بخش عمده  اي از حفظ هنر و ميراث نياكان ما در گروانتشار منابع انساني و تبيين چارچوب  هاي
فرهنگي تمدني هر منطقه است.
۳ فرهنگسازي براي مواجهه مردم با معضلات كلانشهرها: معضل ترافيك، آلودگي هوا، حمل و نقل، كمبود مسكن و ... معضلات گريزناپذير كلانشهرها به شمار مي  آيند. بخش عمده  اي از ناهنجاري  هاي رفتاري، پرخاشگري  ها و نزاع  هاي خياباني حاصل قرار گرفتن مردم در چنين شرايطي ست.
۴ تبيين راهكارهاي رفع بحران يا خروج از آن: نشريه محلي از يك سو با نمايش بحران  هاي فعلي و كالبدشكافي و آسيب  شناسي آنها مي  تواند به منبعي براي تبيين روش  هاي تازه براي حل بحران تبديل شود. بازتاب آراي كارشناسان هر حوزه و نظر مردم در اين مسير، يكي از عواملي ست كه به نشريه محلي امكان مي  دهد تا چشم  انداز وسيع  تري از تصميم  ها و قوانين جاري و ساري را به تصوير كشد. عواملي كه از آنها براي تضمين حيات رسانه  اي يك نشريه محلي نام برديم، عواملي كلي هستند كه در دل هريك از آنها مي  توان از نكات عميق  تري سخن گفت كه مجال بسط آن در اين نوشتار نيست، اما مشهد امروز با 3 ميليون نفر جمعيت در مقام دومين كلانشهر ايران به غير از خورشيد و ماهي كه روز و شبش را روشن مي  كنند و به غير از تمامي لامپ  هاي خانه  ها و خيابان  هاي شهر به يك چراغ ديگر نياز دارد؛ چراغ يك نشريه محلي كه در پرتو نور آن بتوان فرداي مردم اين شهر را ديد.

از شهر
رها كردن فاضلاب در معابر
۸۵ درصد ساكنان شمال مشهد در حوزه خدماتي شهرداري منطقه 4 فاضلاب خانگي و تجاري خود را در معابر عمومي رها مي  كنند.ابراهيم پريساي - شهردار منطقه 4 مشهد - گفت: اين افراد با احداث مجاري فاضلاب، در هر شبانه  روز به طور متوسط 900 هزار ليتر فاضلاب را به كانال  هاي آب  هاي سطحي هدايت مي  كنند.او گفت: رها شدن فاضلاب  هاي خانگي و تجاري در معابر عمومي حوزه خدماتي شهرداري منطقه 4 مشهد، مشكلات بهداشتي به وجود آورده است.پريساي افزود: ابتلاي كودكان به بيماري  هاي عفوني، امراض پوستي و سالك ازجمله عواقب خطرناك ناشي از رها شدن فاضلاب  ها در معابر عمومي مناطق شهري شمال مشهد است.شهردار منطقه 4 مشهد گفت: 45 هزار واحد مسكوني در حوزه خدماتي اين نهاد مردمي وجود دارد كه 273 هزار نفر در آن سكونت دارند.او اظهار داشت: هر خانوار ساكن در مناطق شهري مشهد به طور متوسط در هر شبانه  روز حداقل 20 ليتر فاضلاب توليد مي  كنند.

شهر آرا
ايرانشهر
تهرانشهر
جهانشهر
خبرسازان
دخل و خرج
در شهر
سفر و طبيعت
|  ايرانشهر  |  تهرانشهر  |  جهانشهر  |  خبرسازان   |  دخل و خرج  |  در شهر  |  سفر و طبيعت  |  شهر آرا  |  
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |