يكشنبه ۶ آذر ۱۳۸۴ - - ۳۸۶۰
اتاقي از آن خود
مخالفان و موافقان پيوستن ايران به پيمان حمايت از حقوق مولفان نمي توانند بسادگي يكديگر را قانع كنند
006372.jpg
حميدرضا پورنصيري
همين چند سال پيش كه تازه موجي به نام هري پاتر چهارگوشه دنيا را فراگرفته بود، در فاصله كوتاهي كتابفروشي هاي تهران پر شد از نسخه هاي متفاوت كتاب كه هركدام نام يك مترجم و ناشر را بر خود داشتند و به خاطر ذات ترجمه ـ كه تا حدود زيادي سليقه اي ست ـ تقريبا هيچ شباهتي با هم نداشتند، مگر در كليات داستان. جالب تر اين بود آنهايي كه كتاب را به زبان اصلي خوانده بودند، مي گفتند زبان نويسنده در همه اين ترجمه ها از دست رفته و در هيچ كدام شان اثري از شيريني و جذابيت زبان جي. كي. رولينگ نمانده است. نكته جالب تر اينجاست كه با گذشت چند سال از تولد هري پاتر، اين روال هنوز هم ادامه دارد و ناشران و مترجمان فعال اين ديار به محض رسيدن نسخه اصلي كتاب، دست به كار مي شوند تا مبادا طرفداران ايراني هري پاتر از قافله عقب بمانند، فقط مشكل اينجاست كه طرفداران ايراني هري پاتر هنوز نمي دانند نام يكي از شخصيت هاي اصلي داستان هرميون است يا هرمون يا هرمايون؟
درد قديمي كپي رايت از همين جاست كه دوباره سر باز مي كند...
كپي رايت چيست؟
كپي رايت نوعي حفاظت قانوني از آثار چاپ شده و چاپ نشده ادبي، علمي و هنري ست. اين آثار به  هر صورت كه عرضه شده باشند، به شرطي كه داراي ماهيتي قابل درك باشند - يعني ديده، شنيده يا لمس شوند ـ شامل اين حمايت خواهند بود. قانون كپي رايت به خالق اثر اجازه مي دهد تا از حقوق انحصاري تكثير، پخش، نمايش عمومي و اقتباس در شيوه بيان نو (مانند برداشت سينمايي از يك رمان) آن اثر استفاده كند. حقوق انحصاري بدين معناست كه تنها و تنها خالق اثر ـ و نه هركسي كه به نحوي به آن دسترسي دارد ـ مي تواند از اين حقوق استفاده كند. اين قانون از زماني كه يك اثر به شكلي ملموس به وجود بيايد، آن اثر و خالق آن را مورد حمايت قرار مي دهد و حداقل تا 50 سال پس از مرگ خالق اثر، او را تحت پوشش مي گيرد.
پيدايش قانون حمايت از حقوق مولف يا همان كپي رايت به سال 1886 در شهر برن بازمي گردد. تا قبل از اين تاريخ هم حقوق قانوني يك اثر متعلق به خالق آن بود، اما نه در خارج از مرزهاي كشور محل سكونتش. پيمان برن كه در ابتدا ميان كشورهاي پادشاهي منعقد شد حقوق قانوني هنرمند را در مالكيت اثرش در تمام كشورهاي عضو قابل اجرا دانست. از آن زمان تاكنون اين پيمان بارها مورد تجديد نظر قرار گرفته و از سال 1967 مديريت آن بر عهده سازمان جهاني حمايت از حقوق معنوي WIPO يا
Word Intellectual Property Organization گذاشته شده است.
مشكل چيست؟
مشكل اين  است كه ايران هنوز به اين معاهده نپيوسته است و سياستگذاران كلان فرهنگي كشور هم هنوز به نتيجه مشخصي در قبال اين مسئله نرسيده اند. از طرفي فعالان حوزه هاي مختلف نشر ـ از نويسندگان و مترجمان گرفته تا ناشران ـ موضع واحدي در قبال كپي رايت ندارند. عده اي موافق آنند و براي گسترش ادبيات معاصر فارسي و تعامل با ديگر فرهنگ ها آن را لازم مي دانند و عده اي ديگر آن را سم مهلكي مي دانند كه به جان كشورهاي جهان سوم افتاده است.
يكي از مخالفان پيوستن ايران به اين پيمان، منوچهر  حسن زاده - مدير انتشارات مرواريد - است. حسن زاده معتقد است كه كپي رايت براي جهان سومي ها يك سم كشنده است و هنرمندان غربي بايد سپاسگزار ناشران ايراني هم باشند كه زحمت مي كشند و آثارشان را به فارسي ترجمه و چاپ مي كنند. از طرفي او معتقد است اين پيمان موجب مي شود همين سرعت اندكي هم كه در نشر ايران وجود دارد از بين برود و از اين منظر هم آن را مضر مي داند.
اما در برابر اين عقيده، مهدي غبرائي كه از مترجمان فعال اين سال هاست و آثار مختلفي از نويسندگان سرشناس غربي را به فارسي برگردانده، اعتقاد دارد پيوستن به پيمان حمايت از حقوق مولفان موجب مي شود، وجهه فرهنگي ايران در سطح جهاني تغيير كند، زيرا به گفته غبرائي، او و ديگر مترجماني كه بدون كسب اجازه آثار نويسندگان را به زبان ديگري منتشر مي كنند در نگاه خالق اثر يك راهزن هستند كه حاضر به پرداخت حقوق اوليه او نشده اند.
حسين ابراهيمي الوند هم كه در زمينه ترجمه و انتشار كتاب هاي كودكان و نوجوانان فعاليت مي كند نظري مشابه غبرائي دارد و مي گويد كه چون كشور ما به پيمان كپي رايت نپيوسته است، در ديگر نقاط دنيا به ما به چشم دزدان دريايي نگاه مي كنند.
از سوي ديگر، بلقيس سليماني ـ نويسنده و مترجم ـ معتقد است به اين دليل كه ما در عرصه ادبيات بيشتر مصرف كننده هستيم تا توليد كننده، بهتر است از عضويت در اين پيمان صرف نظر كنيم. چند سال پيش هم بهروز افخمي كه آن زمان از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي بود در گفت وگو با يكي از خبرگزاري ها، مشابه نظر سليماني را بيان كرده بود و حتي در گفت وگويش به صراحت گفته بود كه  نبايد تسليم زور بشويم، مگر اينكه زور خيلي زياد باشد . اما موافقان پيوستن ايران به كپي رايت در جواب او بيان كردند كه يكي از دلايل مصرف كننده بودن ما به دليل همين نپيوستن به پيمان كپي رايت است. درواقع تا زماني كه مي توان بدون هزينه و به سادگي از محصولات و خلاقيت هاي ديگران بهره جست چه دليلي دارد كه كسي وقت و سرمايه اش را براي توليد و ابتكار و خلاقيت صرف كند و حاضر شود ريسك هاي اين بازي را نيز بپذيرد؟
از طرفي سليماني نگراني ديگري را هم مطرح مي كند كه شايد بزرگترين مشكل ناشران ايراني در مواجهه با اين پيمان باشد. او معتقد است در اين ميان به علت حق التاليف سنگين و زياد كتاب هاي خارجي و تفاوت شان با نمونه هاي داخلي، مترجمان و ناشران بيش از ديگران ضرر خواهند كرد و تنها زماني اين شرايط منصفانه خواهد بود كه ميزان واردات و صادرات ما در عرصه فرهنگي برابر باشد. درواقع او بيان مي كند زماني پرداختن حق نشر آثار نويسندگان ديگر كشورها منطقي مي نمايد كه ما هم آثار قابل توجهي براي عرضه داشته باشيم.
درمقابل، موافقان اين طرح معتقدند چون اين رابطه، يك رابطه دوطرفه است و ما نيز براي انتشار آثارمان در ديگر كشورها حقي را دريافت خواهيم كرد، با امضاي اين پيمان وارد بازي منصفانه اي خواهيم شد. اسداله امرايي ـ مترجم ـ كه در اين سال ها شخصا با تعدادي از نويسندگان خارجي تماس گرفته و از آنها براي ترجمه و انتشار آثارشان اجازه گرفته، معتقد است در پيوستن به كپي رايت بايد بيش از توجه به وجه اقتصادي ماجرا به قسمت اخلاقي آن توجه شود و گران شدن كتاب نبايد بهانه اي براي عدم رعايت حقوق ديگران شود؛ همان طور كه گراني هزينه درمان بيماران آنها را از درمان بي نياز نمي كند. امرايي اضافه مي كند كه پيوستن به اين پيمان موجب مي شود نشر دركشور قانونمند شده و تنها افراد حرفه اي به نشر كتاب مي پردازند و اين توافقنامه از هرج و مرج و ورود افراد ناآگاه و سودجو به اين حرفه جلوگيري مي كند.
در كنار او احمد عربلو ـ نويسنده و پژوهشگر ادبيات داستاني ـ معتقد است بايد از طريق حمايت هاي دولتي و كمك هاي وزارت ارشاد راهي را ايجاد كرد كه به اين پيمان بپيونديم و تنها درصورت وجود حمايت هاي مالي ست كه مي توان انتظار داشت ناشران با اين پيمان كنار بيايند.
ولي ابراهيمي الوند كه مديريت خانه ترجمه را هم برعهده دارد بيان مي كند كه در حال حاضر نيز فعاليت هايي براي خريد حق انتشار آثار ترجمه شده انجام شده وتعدادي ازناشران مانند انتشارات قدياني، افق و پيدايش مايل به پرداخت كپي رايت آثار هستند. او حتي بيان مي كند كه ناشران خارجي با درك شرايط ايران حاضر هستند گاهي قيمت هايشان را به  عنوان مثال از 1500 پوند تا 100 پوند هم كاهش دهند. البته ابراهيمي الوند هم تاييد مي كند كه با پيوستن به اين پيمان، قيمت آثار خارجي افزايش پيدا خواهد كرد، اما معتقد است كه يك فرد كتابخوان بايد براي مطالعه اش هزينه كند و اين امري طبيعي در دنياست. نكته جالب توجه اينجاست كه بتازگي كتاب صليب سربي با ترجمه حسين ابراهيمي الوند توسط نشر افق و با پرداخت حق مولف توسط ناشر ايراني، منتشر شده و حتي نويسنده كتاب با استقبال از حركت ناشر در ابتداي نسخه فارسي آن، نامه اي را خطاب به خوانندگان ايراني نوشته است.
اما از سوي ديگر، سيمين دانشور - بانوي سالخورده ادبيات ايران - معتقد است كه نپيوستن ما به پيمان كپي رايت يك امتياز است و امضا كردنش مي تواند بسيار خطرناك باشد و با بالا رفتن هزينه خريد كتاب، از همين تعداد خوانندگان ناچيز هم كاسته مي شود. اين در حالي ست كه سيمين دانشور خودش بيان مي كند كه به خاطر انتشار كتاب هايش به ديگر زبان ها، از ناشران خارجي حق التاليف دريافت مي كند.
***
اين طور كه از شواهد و قرائن برمي آيد مخالفان و موافقان پيوستن ايران به پيمان حمايت از حقوق مولفان نمي توانند به سادگي يكديگر را قانع كنند، اما نكته اينجاست كه دير يا زود، با پيوستن كشور به سازمان تجارت جهاني (WTO) ما ملزم به رعايت كپي رايت خواهيم شد و سرانجام يك روز بايد به اين قاعده جهاني تن بدهيم. به همين دليل به نظر مي رسد هرچه امضاي اين پيمان در شرايط فعلي به طول بينجامد و ايران در زمان ديرتري به اين توافقنامه جهاني بپيوندد، ناشران و مولفان داخلي بيشتر متضرر خواهند شد.

خون بازي يعني انتهاي اعتياد
006360.jpg
عكس: محمدرضا شاهرخي نژاد
آيدا آزاد- رخشان بني اعتماد كه همه او را به خاطر نگاه اجتماعي اش مي شناسند به سراغ ساخت فيلم جديدي رفته. موضوع به جز اسم كارگردانش از منظر ديگري اهميت دارد؛ اعتياد . موضوع اصلي فيلم همين اعتياد است. كارگردان كهنه كار سينماي اجتماعي اين بار رفته سراغ سوژه اي كه بارها در سينما و تلويزيون ايران دستمايه فيلمنامه هاي متوسط و ضعيف بوده. او حالا به تشريح، از فيلمنامه و سوژه اش دفاع مي كند و مثل هر سينمايي، غير از سينماي ايران، به مناسبت شروع فيلمبرداري اش، جلسه مي گذارد تا به سئوال هاي خبرنگارها پاسخ دهد و از اعتياد جوانان صحبت كند.
خون بازي اسم فيلم است. رخشان بني اعتماد توضيح مي دهد كه يعني چي؟!
***
خون بازي وقتي ست كه بعد از تزريق هروئين در رگ، خون را بيرون مي كشند و دوباره تزريق مي كنند. معني اش مي شود، انتهاي اعتياد. پيشنهاد اسم فيلم از باران كوثري دختر بني اعتماد بوده كه گويا يك روز در راه برگشت از خانه مهديس كامكار مشاور جامعه شناس و روان شناس فيلم- و بعد از كلي حرف و تحقيق به ذهنش خطور مي كند. اين طور كه بني اعتماد مي گويد: همه اول از شنيدن اسم فيلم تعجب مي كنند و دچار شوك اوليه مي شوند، ولي بعد... ، ولي بعد خوششان مي آيد. بني اعتماد كه با زير پوست شهر اعتماد تماشاگران را به طور كامل به دست آورد،  حالا دوربينش را جايي كاشته كه از جوان ها بگويد. مي خواهد همه را بترساند، چون نگران راه هاي پيشگيري ست و او مي خواهد از اعتياد جوان ها پيشگيري كند؛ با اين كار وظيفه مادري اش را براي جوان ها انجام مي دهد. نزديكي جنس چرك اين اسم با موقعيت اين فيلمنامه باعث انتخابش شد يا شايد گزندگي اسم و موضوع، همخواني داشت .
فيلم جديد دست گذاشته روي نقطه اي به نام اعتياد كه كسي در خانمانسوز   بودنش شكي ندارد، ولي حافظه تاريخي تصويري ما پر از جوان هاي فلاكت  زده اي ست كه ورزشكار بوده اند، اما وقتي معتاد مي شوند از بين مي روند. بني اعتماد در صحبت هايش به اينها اشاره نمي كند، حتي از خودش دفاع نمي كند كه باورمان شود،  اين يكي با بقيه فيلم هاي اعتياد متفاوت است؛ حداقل اندكي. فقط اصرارش روي فاجعه اي به نام اعتياد است. حضور مشاورانش هم در اين حس بي تاثير نيست. توضيح اهميت خون بازي   را از زبان مهديس كامكار بايد شنيد. ما 40 ميليون جوان زير 30 سال داريم كه درصد بيشترشان، سنشان زير 25 سال است . كامكار مشخصا به سراغ نسل كشي فرهنگي مي رود. از توجه به شرايط فرهنگي و اجتماعي مي گذرد و به نسل كشي مي رسد. كامكار مي خواسته تنها با حضورش باعث شود فيلمنامه عيني تر و ملموس تر از آب دربيايد. آنچه كه مهم است، برخورد عجيب و باورنكردني انسان دوستانه و مسئوليت پذير رخشان بني اعتماد با مسئله اي مثل اعتياد است كه صد البته گفته هايش اثبات مي كنند كه دغدغه اي به نام اعتياد برايش وجود دارد. اعتياد مثل يك سايه همراه آدم است . اعتياد اينقدر به ما نزديك است و بزرگ كه نمي بينيمش .
احساس مسئوليت پذيري تا جايي ست كه مي گويد: هر جواني كه از فيلم بترسد، خوشحالم. اگر خون بازي ايجاد ترس و نگراني كند، همه گروه كارش را انجام داده . و از ميانه همين احساس هاي مادرانه اي ست كه يك جمله مي گويد: در فيلم، موقعيت يك دختر معتاد را مي  بينيم و بلافاصله حرفش را اينطور ادامه مي دهد: اين دختر، نماينده قشر جوان ايران نيست. مي تواند بخشي از يك نماينده موقعيت تعداد بالاي جوانانمان باشد . تعداد بالاي جوانان و به گفته همين مهديس كامكار، تعداد 40 ميليوني افراد زير 30سال در ايران مي تواند ترس آفرين باشد و در ميانه همين ترس است كه براي ما در سينماي ايران زنگ خطري زده مي شود؛ زنگ خطري كه معلوم نيست نتيجه اش چقدر نزديك به بقيه فيلم هاي بني اعتماد باشد.
تجربه جديدي ست . بني اعتماد دوباره با محسن عبدالوهاب فيلم مي سازد و به جز اين دو نفر يك گروه دو نفره ديگر هم مسئوليت فيلمنامه  نويسي را برعهده داشته اند؛ فريد مصطفوي و نغمه ثميني. بازيگرهاي فيلم ديگر قطعي شده؛ يعني بهرام رادان كه صحنه هاي فيلمش را هم بازي كرده، البته نه در ايران كه وقتي حرف مي زند، صدايش زنگ غصه ندارد، اما حرف هاي ناراحت كننده مي زند. صحنه هاي آرش را در تورنتو گرفتيم و فيلمبرداري من تمام شده. متاسفم كه در تهران و در جمع صميمي اين گروه، حضور ندارم . براي مسعودرايگان اين دومين همكاري با رخشان بني اعتماد است؛ اگر تحقق پيدا كند . باران كوثري هم كه هميشه با مهر فاميل و فاميل بازي در فيلم هاي مادرش بازي كرد. رابطه خويشاوندي خيلي تاثير داشته، خب، ما مادر و فرزند هستيم و اين رابطه اينقدر قوي ست كه اين قدرت را دارد كه هر رابطه ديگري را بپوشاند . دو نكته ديگر را هم پشت سر همين ها مي گويد بازيگر 20ساله فيلم؛ بازيگري كه قرار است نقش معتاد را بازي كند. براي هر بازيگري خيلي هيجان انگيز است كه بتواند در فيلمي از رخشان بني اعتماد بازي كند. جدا از خود بني اعتماد، نقشي ست كه خيلي وسوسه آور است .
و در اينجا وارد مرحله تازه اي مي شويم. باران كوثري و بيتا فرهي تمرين هايشان شروع شده و خوب پيش مي رود. بيتا فرهي هم باوجود تمام فيلم هايي كه از او ديده ايم، خون بازي را از بقيه كارها جدا مي كند. اين نقش، مهمترين نقشي ست كه در اين سال هاي كاري ام به من محول شده . محمود كلاري هم كه به خاطر قاب هاي طلايي فيلمبرداري اش شناخته مي شود، چند جمله اي در مدح بني اعتماد صحبت مي كند. اسم رخشان بني اعتماد، باعث مي شود آدم انگيزه مند شود و تاكيد ويژه اي هم دارد. بيشتر از حضور حرفه اي بني اعتماد، شخصيتش مهم بود، چون كار ويژگي هايي دارد كه اساسا به نوع نگاه بصري بني اعتماد برمي گردد .
در همين جلسه كوچك، در خانه هنرمندان است كه باخبر مي شويم، فيلمبرداري فيلم قرار است از هفته اول آذر آغاز شود. در همين جلسه كوچك است كه مي فهميم خون بازي يك كار كاملا داستاني ست با ويژگي هاي درام و اصول سينمايي در آن رعايت شده و نگاه مستندگونه براي هرچه باورپذيركردن اين موقعيت درام است. يك نكته ديگر را هم فهميديم؛ اينكه تهيه كننده خود بني اعتماد است و جهانگير كوثري تنها كمك مي كند. اينكه فيلمبرداري در بيشترين حد خود 45 روز طول مي كشد. محل هاي فيلمبرداري را هم گفتند. در جاده هاي تهران به شمال كه در دوران زمستان خطرناك است و يك چهارم فيلم آنجا مي گذرد. بعد در يك ويلاي قديمي متمركز مي شوند و بعد از آن به يك آسايشگاه و مركز بازپروري معتادها مي روند.
همه اين تلاش ها براي ساخت فيلمي به نام خون بازي  ست كه داستان خلاصه اش، خيلي خلاصه نوشته شده: سارا و بازيگرها و گروه سعي مي كنند حرفه اي تر از سينماي ايران عمل كنند. حداقل تا شروع فيلمبرداري و رسيدن عكس هاي فيلم صبر كنيد.

پرسوناژ
سعيده امين
006384.jpg
هوشنگ مرادي كرماني
كتاب قصه هاي مجيدش را دوست داشتم، شايد چون شبيه  بسياري از بچه هايي بود كه مي شناختم و شايد چون روايت تلخ و آلوده به طنز از دوران كودكي خودش بود. خودش را مي گويم؛ هوشنگ مرادي كرماني، زاده حاشيه كوير؛ كرمان سيرچ و شهداد و حالا از نويسندگان ارزشمند روزگار ما. او سال هاست كه با قصه هاي مجيد و بچه هاي قاليباف خانه، صدر نشين دل هاي درد آشناي ما شده است. او در سال 1323 در كرمان متولد شد و تا دوره دبيرستان همان  جا ماند. او سپس به پايتخت آمد و وارد دانشكده هنرهاي دراماتيك تهران شد. همزمان در رشته ترجمه زبان انگليسي هم درس خواند و مدرك كارشناسي گرفت. از سال 1340 همكاري اش را با راديو تهران آغاز كرد و 7 سال بعد اولين داستان هاي مجيد را براي برنامه خانواده نوشت. او اولين بار نويسندگي را با مجله خوشه آغاز كرد و قصه هايش را در آن به چاپ رساند. همين قصه ها جايزه مخصوص كتاب برگزيده سال 1364 را نصيبش كرد، اما هوشنگ مرادي كرماني بيشتر از آن جهت سر زبان ها افتاد كه كيومرث پوراحمد - كارگردان اصفهاني - يك مجموعه با همين نام را از داستان هاي وي ساخت كه با انتخاب هنرمندانه بازيگرانش به اين قصه ها جذابيتي مضاعف بخشيد. كتاب بچه هاي قاليباف خانه نيز نوستالژي دردمندانه مرادي كرماني ست با درونمايه اي از طنز كه او به واسطه اش رئيس هيات داوران جايزه جهاني هانس كريستين آندرسن 1980 شد.
كبوتر توي خمره از جمله نمايشنامه هايي ست كه او در سال 1372 براي اولين بار به چاپ رساند. در كنار اين نمايشنامه، مجموعه اي از گفت وگوها و مقالات هوشنگ مرادي كرماني به چاپ رسيد.
نوع نگارش عاميانه روايت ساده از زندگي سبك غالب هوشنگ مرادي كرماني ست، او در كتاب لبخند انار باز هم به دنيايي نقب مي زند كه از آن برخاسته. گويي كه كرماني از اين دنيا دل كندني  نيست. لبخند انار مجموعه اي از چند داستان است كه مضموني اجتماعي و سبكي عاميانه دارد. گوشواره، شش تا موز، لانه، پروانه، بازار، نخ، تك درخت، هسته آلبالو، زادگاه، ميوه و مادر از ديگر داستان هاي اين مجموعه هستند.
مرباي شيرين از جالب ترين آثار وي ا ست؛ داستان جذابي كه زبان نگارش آن ساده و رساست و باز هم كيومرث پوراحمد فيلمساز طرفدار داستان هاي كرماني - را بر آن داشت كه از اين داستان هم يك فيلم با همين نام بسازد.
نوع نگارش كرماني به گونه اي ست كه فيلمسازي چون پوراحمد را وادار مي  كند كه فيلم را منطبق بر داستان ساخته و نسبت به محتواي و حتي عنوان داستان وفادار بماند. كتاب مرباي شيرين به عنوان كتاب سال 1999 از سوي كتابخانه بين المللي مونيخ برگزيده شده، اما قصه نخل مانند چشمه اي از دل باورهاي پاك و يادبودهاي مذهبي، افسانه ها، مراسم  و سنت هاي برخي از روستاهاي حاشيه كوير لوت مي جوشد و در بستر زندگي روزمره مردم آن نواحي جريان مي يابد.
درخت نخل قهرمان اين قصه و آبادي ست كه همچنان زير ضربه هاي طبيعت مقاومت مي كند و زنده و سرسبز در پس كوه ها و در حاشيه كوير خشك پايدار مي ماند و نفس مي كشد و خاطره ها را در سينه خود نگه مي دارد.
اما داستان چكمه روايت ديگري ست. داستان دختري كه مادرش به جاي عروسك برايش يك جفت چكمه مي خرد و وقتي يك لنگه چكمه در همان روز اول گم مي شود، دخترك لنگه ديگر را به پسري مي دهد كه فقط يك پا دارد. داستان چكمه، داستان همدلي، شهامت و جسارت است. كرماني در اين داستان بخوبي مزه تلخ محروميت را به كام خوانندگان مي چشاند. او با قلم موشكافانه و نثر درستش، خرده انسان هايي را در اين داستان آفريد كه تلخند. فقر را به راحتي بر گوشه لب هاي خوانندگان مي نشاند. از چكمه هم يك فيلمساز خوش ذوق فيلم ساخت كه محمد علي طالبي به خاطر ساخت اين فيلم جايزه برگزيده تماشاگران در پنجمين جشنواره بين المللي فيلم كودكان در وين را از آن خود كرد.
داستان ميهمان مامان هم داستان فقر است و اينكه فقر هميشه پاره كننده تار و پود انسانيت در ميان آدم ها نيست.
ميهمان مامان به زبان انگليسي ترجمه شد. توسط داريوش مهرجويي هم به يك فيلم بلند سينمايي تبديل شد با نهايت وفاداري به متن و عنوان.
از هوشنگ مرادي كرماني تاكنون 9 كتاب داستان انتشار يافته است كه برخي از آنها به زبان هاي آلماني، انگليسي، فرانسوي و اسپانيايي، هلندي، عربي و ارمني ترجمه شده و همچنين هجده فيلم تلويزيوني و سينمايي بر اساس داستان هاي او به تصوير درآمده است.
مشت برپوست و تنور از ديگر داستان هاي هوشنگ مرادي كرماني ست. آثار ترجمه شده وي جوايزي را از موسسات فرهنگي و هنري خارج از كشور به دست آورده است؛ از جمله جايزه هاي دفتر بين المللي كتاب هاي نسل جوان (1992) و (IBBY) جايزه جهاني هانس كريستين آندرسن. هوشنگ مرادي كرماني مقاله اي با عنوان آينه قلب ها كه پاسخي به پيام هيات داوران جايزه جهاني آندرسن بود، نوشت. قارقار كلاغ نيز پيامي بود به هيات داوران و بچه هاي اتريشي به خاطر كتاب تنور. هند در كرمان نيز مقاله اي بود كه در همايش ادبيات كودكان و نوجوانان هند قرائت شد.
از هوشنگ مرادي كرماني كتابي با عنوان چهره بچه هاي روستايي در ادبيات كودك و نوجوان چاپ شد كه شامل 17 مقاله است.
تجربه هاي من در نوشتن براي كودكان هم در فصلنامه پويش كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان به چاپ رسيد. هوشنگ مرادي كرماني حالا 61 سال سن دارد و هنوز هم در اين سن براي كودكان و نوجوانان مي نويسد، گويي او را از اين دوران دل كندني نيست.

فرهنگسراها
فرهنگسراي خانواده: كانون كتابخوانان شهر افتتاح شد. اين كانون پس از دو سال تحقيق و نظرسنجي از كتابخوانان در كتابخانه هاي مختلف سازمان فرهنگي- هنري شهرداري تهران افتتاح شد و در نظر دارد با آموزش روش تحقيق و شيوه مطالعه، مطالعه آگاهانه و هدفمند را خط مشي خود قرار دهد. علاقه مندان، بويژه دوستداران كتاب و كتابخواني جهت ثبت نام مي توانند به كتابخانه گلستان واقع در نارمك، ميدان هلال احمر، خيابان گلستان، فرهنگسراي خانواده مراجعه كرده يا جهت كسب اطلاعات بيشتر با شماره تلفن 77827730 تماس حاصل كنند.
فرهنگسراي ملل: نمايشگاه بزرگ كتاب و محصولات فرهنگي در فرهنگسراي ملل برگزار مي شود. اين نمايشگاه همزمان با هفته كتاب و كتابخواني و با همكاري ناشران داخلي و بين المللي در اين فرهنگسرا برگزار شده است. ده ها عنوان كتاب در موضوع هاي عمومي و تخصصي به زبان هاي مختلف در معرض ديد عموم علاقه مندان گذاشته شده است. ارائه محصولات فرهنگي نيز برنامه هايي نظير ايستگاه مبادله كتاب، كارگاه نقاشي،  كاردستي، طراحي، خوشنويسي، مسابقه بچه ها و يك كتاب بسازيم در حاشيه اين نمايشگاه همه روزه برگزار مي شود.
خانه فرهنگ آيه: مدادرنگي هاي يك هنرمند بر ديوار خانه فرهنگ آيه نصب شد. خانه فرهنگ آيه اقدام به برگزاري نمايشگاهي از آثار مدادرنگي پروين قره گزلو كرده است. به گزارش روابط عمومي ستاد منطقه غرب، اين نمايشگاه كه شامل 35 اثر با تكنيك مدادرنگي و سبك رئاليسم است تا تاريخ 7 آذرماه دائر است. اين هنرمند 40 سال سابقه فعاليت هنري دارد و تاكنون چندين نمايشگاه به صورت انفرادي و گروهي برگزار كرده است. علاقه مندان مي توانند براي بازديد از اين نمايشگاه به نشاني شهرك اكباتان، فاز يك، روبه روي مخابرات مراجعه كرده يا با شماره تلفن 44667633 تماس حاصل كنند.
نگارخانه آفرينش: طبيعت در نگارخانه آفرينش به نمايش درمي آيد. نگارخانه آفرينش خانه فرهنگ نور ميزبان آثار نقاشي آبرنگ با موضوع طبيعت است. در اين نمايشگاه 40 اثر از نقاشي هاي نيره هندي تا تاريخ 9 آذر ماه به معرض ديد عموم گذاشته شده است. اين هنرمند تاكنون 3 نمايشگاه انفرادي برگزار كرده است. علاقه مندان براي كسب اطلاعات بيشتر مي توانند به نشاني بزرگراه آيت الله كاشاني، ميدان علامه جعفري، خانه فرهنگ نور مراجعه كرده يا با شماره تلفن 44088707 تماس حاصل كنند.
خانه هنرمندان: نويسنده كتاب كودكان، روزنامه نگار و عضو اتحاديه نويسندگان سوئد در سالن كنفرانس خانه هنرمندان ايران به معرفي تئاتر كودك در سوئد مي پردازد. ماريا هرنگرن كه به منظور آشنايي با ادبيات و هنر كودكان ايران و تهيه گزارش و مقالات گوناگون در اين زمينه به ايران سفر كرده،  در نشستي كه ساعت 4 بعدازظهر چهارشنبه در سالن كنفرانس خانه هنرمندان ايران برپا مي شود، سعي در معرفي تئاتر كودك در سوئد و آشنايي با هنرمندان و دست اندركاران هنر تئاتر كشور دارد. Maria Herngren كه در زمينه تاريخ هنر و تئاتر كودكان تحصيلات و مطالعاتي داشته، مي خواهد از اين طريق با فعاليت هاي هنرمندان ايران در زمينه تئاتر كودك آشنا شود.
فرهنگسراي علوم: كانون موسيقي فرهنگسراي علوم به منظور ساماندهي گروه هاي موسيقي اقدام به تشكيل گروه موسيقي كلاسيك كرده است. بدين وسيله از نوازندگان تمامي سازها، اعم از كلاسيك، پاپ و سنتي جهت تشكيل گروه موسيقي فرهنگسراي علوم دعوت به عمل مي آيد. علاقه مندان مي توانند جهت عضويت در گروه و كسب اطلاعات بيشتر به نشاني ميدان بريانك، خيابان شهيددعوتي، ابتداي خيابان خوش جنوبي، خيابان شهيد اميرقلي (نيكو)، فرهنگسراي علوم، واحد آموزش مراجعه كرده يا با شماره تلفن هاي 55732565- 55715879 تماس حاصل كنند.
خانه فرهنگ حافظيه: جلسات گروهي ويژه بانوان در خانه فرهنگ حافظيه برگزار مي شود. اين جلسات سه شنبه هر هفته از ساعت 9:30 الي 11:30 به صورت رايگان برگزار مي شود. علاقه مندان براي كسب اطلاعات بيشتر مي توانند با شماره تلفن 77475820 تماس حاصل كرده يا به نشاني خيابان سي متري نيروي هوايي، ايستگاه سنگكي، شماره 33/9 مراجعه كنند.
خانه فرهنگ فرزانگان: طرح معاينه چشم كودكان اجرا مي شود. خانه فرهنگ و كتابخانه فرزانگان به منظور جلوگيري از تنبلي چشم، طرح معاينه چشم كودكان را برگزار مي كند. اين طرح تا 15 آذر ويژه كودكان 6-4 سال برگزار مي شود. علاقه مندان براي كسب اطلاعات بيشتر مي توانند با شماره تلفن هاي 77818842-77834545 تماس حاصل كرده يا به نشاني نارمك، ميدان هلال احمر، انتهاي خيابان گلستان، ميدان تسليحات، كوچه سلطاني، شماره 128 مراجعه كنند.
فرهنگسراي خانواده: فيلم سينمايي پشت پرده مه به كارگرداني و نويسندگي پرويز شيخ طادي از تاريخ يك تا 10 آذر ماه در سينما خانوادگي فرهنگسراي خانواده اكران مي شود. در اين فيلم بازيگراني چون جهانگير الماسي و رزيتا غفاري به ايفاي نقش مي پردازند. علاقه مندان جهت تماشاي فيلم مذكور مي توانند در سانس هاي 14، 16، 18، 16 به فرهنگسراي خانواده واقع در نارمك، ميدان هلال احمر، خيابان گلستان مراجعه كرده يا جهت كسب اطلاعات بيشتر با شماره تلفن 77814447 تماس حاصل كنند. همچنين نمايشگاهي از آثار نقاشي، حجم، كلاژ و معرق، طهمورث عليزاده، فريبا مولوي و جمعي از هنرمندان در تاريخ 28 آبان ماه در نگارخانه فرهنگسراي خانواده افتتاح شده كه تا 7 آذر ماه ادامه دارد. در اين نمايشگاه كه با عنوان اعزاز ايران با ... برگزار مي شود، بيش از 50 اثر به نمايش گذاشته شده است. هنرمندان در نقاشي هاي به تصوير كشيده شده در اين نمايشگاه از تكنيك آبرنگ، مدادرنگي و رنگ روغن بهره گرفته اند.

خبرسازان
ايرانشهر
تهرانشهر
جهانشهر
دخل و خرج
در شهر
سفر و طبيعت
شهر آرا
|  ايرانشهر  |  تهرانشهر  |  جهانشهر  |  خبرسازان   |  دخل و خرج  |  در شهر  |  سفر و طبيعت  |  شهر آرا  |  
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |