از راست به چپ، دكتر فرزان پي، دكتر نيلسون،
دكتر لطيفي و دكتر آندرن.
خسرو رجبي زاده
دكتر محمود لطيفي، رئيس بخش جانوران سمي موسسه واكسن و سرم رازي بود. حدود 45 سال پيش كه دكتر لطيفي توليد آنتي ونوم را در موسسه رازي راه اندازي كرد واحدهايي از اين دست در دنيا محدود به كشورهاي توسعه يافته بود، او شروع اين كار را با فروتني خاص خودش اين طور تعريف مي كرد، يك روز در موسسه جلسه گذاشتند و گفتند اينجا توليد آنتي ونوم نداريم چه كسي حاضر است برود خارج اين كار را ياد بگيرد، بيايد اينجا اجرا كند، من ديدم هيچ كس پيش قدم نشد گفتم من مي روم ، و اين شروع ساده كار بزرگ او بود كه با آخرين درجه تواضع كه مختص خودش بود آن را بيان مي كرد، اما در مقابل اين شروع ساده روزي كه از موسسه رازي بازنشسته مي شد در بخش جانوران سمي كه خود آن را با امكانات صفر كه نه زير صفر راه اندازي كرده بود سي و دو نوع سم مار و عقرب ايران مطالعه شده بود و دوازده نوع آنتي ونوم بر ضد سم مارها و عقرب هاي ايران توليد مي شد. به علاوه او تا آن روز كاملترين كلكسيون مارهاي ايران را آنجا بنا كرد و حاصل 39 سال كارش را كه مطالعه بيش از 130.000 مار ايران بود در كتاب مارهاي ايران گردآورد. به جز كارهايي كه براي وطنش انجام داد. به عنوان يكي از اعضاي مشاورين سازمان جهاني بهداشت در زمينه سم و سرم كمك موثري به شروع درمطالعه سم و توليد آنتي ونوم در كشورهايي چون ليبي و سريلانكا كرد و در پروژه هاي تحقيقاتي كه براي سازمان جهاني بهداشت انجام داد دكتر لطيفي راه مطالعه سم و توليد ضد سم براي چندين نوع مار بسيار سمي و خطرناك گام هاي مهمي برداشت و با اين كار مفيد از مرگ عده زيادي در كشورهاي توسعه نيافته يا در حال توسعه آسيا و آفريقا كه هر سال بر اثر مارگزيدگي و سم مار رخ مي داد، جلوگيري كرد. دكتر لطيفي سالها به عنوان بازرس و بعدها بازرس ارشد سازمان جهاني بهداشت، كارشناس خبره و مورد اعتماد اين سازمان بود تا كيفيت كار توليد آنتي ونوم در انستيتوهاي كشورهاي ديگر را مورد ارزيابي قرار دهد، عجيب نيست كه در سال 2000 ميلادي مركز بين المللي بيوگرافي كمبريج انگلستان، دكتر محمود لطيفي را جزو 2000 چهره برجسته قرن 21 انتخاب كرد، دو سال بعد در سال 2002 او توسط همين موسسه به عنوان يكي از 100 چهره برجسته قرن بيست و يكم شناخته شد. همچنين موسسه بيوگرافي آمريكا در سال 2001 ايشان را به عنوان عضو مشاورين بورد تحقيقاتي معرفي كرد و در سال 2002 نامزد دريافت مدال نوبل از جانب همان آكادمي گرديد.
دكتر لطيفي، كه اصلاً خوزستاني بود به خاطر شغل پدر دوره متوسطه را در تهران ادامه داد، پس از اتمام دوره دبيرستان با رتبه اول در رشته دامپزشكي دانشگاه تهران پذيرفته شد، در سال 1332 كه فارغ التحصيل شد جذب موسسه رازي گرديد و به عنوان كارمند فني كار خود را در آزمايشگاه تحقيق و توليد واكسن ها و سرم هاي ضد ديفتري و كزاز شروع كرد، چهار سال بعد راهش عوض شد و قدم در راه مطالعه سم مار و عقرب و توليد آنتي ونوم گذاشت، وي ابتدا براي فراگيري مارشناسي و روش توليد آنتي ونوم دو سال به موسسه بوتانتان در سائوپاوولوي برزيل رفت، اما پس از اين دوره براي تكميل مطالعاتش در مورد خزنده ها، سم شناسي و توليد آنتي ونوم به كشورها و موسسات ديگر در اروپا و آمريكا سفر كرد، در آمريكا مدتي را با كارل گنز، خزنده شناس موزه تاريخ طبيعي آمريكا به مطالعه خزنده ها گذراند و دو مقاله علمي راجع به پراكنش و مورفولوژي مارمولك كرمي شكل غرب كنگو، به نام علمي Monopeltis guentheri از خانواده آمفيزبانيده Amphisbaenidae و يك مقاله علمي در مورد (Mimicry) در مارها با او منتشر كرد، سپس در آريزونا با دكتر استانك مطالعاتي در مورد عقرب ها داشت، بعد به آكادمي علوم كاليفرنيا رفت و با خزنده شناساني همچون استيون اندرسون و آلن لويتون آشنا شد، دكتر اندرسون از آن زمان چيز زيادي به خاطر ندارد فقط اين كه وقتي لطيفي به كاليفرنيا آمد تقريباً به همه خزنده ها علاقه داشت و درباره همه آنها مطالعه مي كرد.
سرانجام دكتر لطيفي با كوله باري از دانش و تجربه به ايران بازگشت تا از نتيجه همه مطالعات و تجربياتش پيش قدم مطالعه سيستماتيك سم مارها و عقربهاي ايران و توليد آنتي ونوم اختصاصي براي آنها شود، در ابتدا موسسه رازي قسمت كوچكي را در بخش پرورش حيوانات آزمايشگاهي در اختيارش گذاشت تا كارش را شروع كند و پيش از احداث ساختمان فعلي جانوران سمي كار توليد آنتي ونوم در اين بخش ساده آغاز شد، شروع كارش در ايران با مارها بود، كليت كار به زبان ساده مي نمود، بايد مارهاي سمي از انواع مختلف از سراسر ايران جمع آوري مي شد تا سم كه ماده اوليه براي توليد ضد سم است از اين مارها به دست آيد و اين يعني سفر به همه ايران و جمع آوري انواع مختلف مارها به علاوه آموزش دادن و به خدمت گرفتن مارگيرهاي خوبي در كل كشور كه هر سال بايد تعداد معيني مارهاي سمي صيد كرده و به موسسه بفرستند، كار ابتدا از خراسان شروع مي شود و دكتر خود شخصاً به آنجا مي رود و مارگيرهاي مورد اطميناني را براي اين كار پيدا مي كند، همه تلاشها در سال اول به جمع آوري كمتر از 200 مار مي انجامد اما با پيگيري و تلاش دكتر لطيفي هر سال تعداد مارگيرها، انواع مارها و مناطق جمع آوري آنها بيشتر و بيشتر مي شود تا حدود ده سال بعد كه به سالي 10.000 مار مي رسد، در يكي از همين سفرها براي مطالعه و جمع آوري مارهاي جزيره تنب كوچك با قايق به اين جزيره مي رود، قرار مي شود قايق برود و فردا عصر براي برگرداندن او بيايد، قايق كه مي رود چند لحظه بعد دكتر با جسد در حال فساد انساني كه حيوانات وحشي بخشي از آن را نيز خورده بودند مواجه مي شود، او شب را در اين جزيره تك و تنها به صبح مي رساند و فردا تا عصر منطقه و مارها را مورد مطالعه قرار مي دهد در حالي كه در آن جزيره كوچك فقط او بوده و انساني به آن وضع فجيع مرده، هيچ چيز جز پشتكار و ايمان به كار نمي توانست مردي را قادر به انجام اين حجم كار ميداني سنگين و طاقت فرسا در كل ايران براي جمع آوري و مطالعه مارهاي سمي نمايد.
اما اين فقط يك بخش از كار بود، مارها بايد به دقت سم گيري مي شدند و اين كاري بود كه دكتر لطيفي خود بايد افرادي را در موسسه براي اين كار آموزش مي داد، در كار سم گيري دكتر لطيفي خود نيز شركت مي كرد و به همين خاطر بارها توسط مار و عقرب گزيده شده بود و بر اثر اين گزيدگي ها مشكلاتي براي چند تا از انگشتانش و براي اعصاب حركتي دست راستش به وجود آمد كه تا پايان عمر با او بود.
بعد از سم گيري بايد سم ضعيف شده و به اسب تزريق مي شد و آنگاه ضد سم ساخته شده در خون اسب جداسازي و تصفيه مي گرديد، در اين مرحله دكتر لطيفي سعي در اجراي روشهاي جديد و به روز كردن روشهاي مورد استفاده در بخش جانوران سمي داشت، از جمله آن كه در سال 1357 روش موسوم به پاپ (POP) را براي تصفيه سرم راه اندازي كرد كه بر روشهاي قبلي برتري داشت. سرانجام با انجام دقيق همه اين مراحل دكتر لطيفي موفق به ساخت آنتي ونوم ميكس براي پنج گونه افعي و يك گونه كبري خطرناك ايران و توليد آنتي ونوم اختصاصي براي هركدام از اين شش مار سمي شد.
همچنين دكتر لطيفي مطالعات مستمري نيز در مورد خصوصيات سم مارها انجام مي داد كه حاصل آن تهيه جداول و اطلاعات كاملي شد كه ميزان دقيق توليد سم در هشت نوع مار سمي خطرناك ايران در آنها گردآوري شده است، اين اطلاعات آن قدر دقيق است كه توليد سم در مارها در فصلهاي مختلف و حتي ميزان توليد سم در دندان راست و چپ مار نيز در آنها به تفكيك آورده شده است، به علاوه خواص فيزيكي و شيميايي، از جمله قدرت كشندگي سم اين مارها (LD50) نيز به دقت و به تفكيك جنس نر و ماده و سم مار در فصلهاي مختلف توسط وي تعيين شده است.
مهارت او در سم شناسي و مقالات متعددي كه در اين زمينه منتشر كرد به غير از كسب درجه استاد پژوهش در هيات علمي موسسه رازي در 1357، عضويت در انجمن سم شناسي آمريكا را نيز براي او به ارمغان آورد، همچنين تحقيقات ارزنده او در مورد توليد آنتي ونوم در ايران باعث شد تا به عنوان يكي از اعضاي گروه متخصصين مشاور سازمان جهاني بهداشت در زمينه مطالعه سم و استاندارد كردن پادزهر مار و عقرب انتخاب گردد و در اين سمت پنج طرح تحقيقاتي براي سازمان جهاني بهداشت انجام داد، از جمله؛ مطالعه و توليد آنتي ونوم اختصاصي براي افعي هاي جنس اكيس (Echis) كه يكي از خطرناكترين مارهاي سمي جهان است و در شمال آفريقا و غرب آسيا پراكنده اند و انجام مطالعه مشابهي در مورد افعي راسل، خطرناكترين افعي جنوب شرق آسيا.
حدود ده سال پس از شروع كار بر روي مارها يعني 1348 دكتر فرزان پي هم پس از اتمام تحصيلات در فرانسه به ايران بازمي گردد و چون تخصص او در زمينه مطالعه سيستماتيك سم و سرم عقرب بود و دكتر لطيفي هم در اين مورد مطالعاتي داشت و رئيس بخش بود آن دو با هم مطالعه و توليد آنتي ونوم سم عقربهاي ايران را در بخش جانوران سمي شروع مي كنند،
دكتر لطيفي در بخش جانوران سمي پا به پاي مطالعه روي سم، مارها را نيز با دقت و وسواس زياد مورد مطالعه قرار مي داد، تمام نمونه هاي مار جمع آوري شده چه آنها كه مارگيرها مي آوردند و چه آنها كه دكتر خود يا همكارانش از مناطق مختلف جمع آوري مي كردند، چه سمي و چه غيرسمي به دقت شناسايي و اطلاعات هركدام ثبت مي شد، سپس نمونه هاي با ارزش در كلكسيون نگهداري مي شد، در زمان جنگ، دكتر لطيفي به خاطر اهميت اين مجموعه كل آن را با دقت به محلي امن در زيرزمين بخش جانوران سمي منتقل كرد، نتيجه تلاشهاي او آن شد كه امروز كاملترين كلكسيون مارهاي ايران در موسسه رازي قرار دارد. در مورد اهميت اين مجموعه كافي است به اين نكته توجه شود كه تعداد مارهاي موجود در موزه ملي تاريخ طبيعي ايران از صد عدد تجاوز نمي كند حال آن كه مجموعه دكتر لطيفي در سرم سازي رازي در زمان بازنشستگي اش بيش از چهار هزار نمونه داشت. در زمان فعاليت دكتر لطيفي در موسسه رازي خزنده شناسان زيادي از خارج از ايران با اين كلكسيون در ارتباط بودند و نمونه هاي آن را مطالعه مي كردند، به عنوان مثال گوران نيلسون و كلاس آندرن، خزنده شناسان معروف سوئدي، دوبار به ايران آمدند و نمونه هاي اين مجموعه را مطالعه كرده و پنج مقاله علمي در مورد مارهاي ايران با بررسي نمونه هاي اين مجموعه در ژورنالهاي معتبر علمي به چاپ رساندند، از جمله؛ معرفي زيرگونه افعي تكابي (Vipera raddei kurdistanica).
افعي دماوندي(Vipera latifii) و گكوي لطيفي (Tropiocolotes latifi) هم از نمونه هاي همين مجموعه هستند كه توسط شخص دكتر لطيفي جمع آوري و مطالعه شدند و براي اظهار نظر قطعي علمي در اختيار خزنده شناسان صاحب نام آن زمان قرار گرفتند، افعي دماوندي در ميان مارهايي بوده كه توسط يك مارگير گمنام از دره لار دماوند جمع آوري شده و براي فروش به موسسه رازي آورده شده بود، ولي دكتر لطيفي كه خود اطلاعات كاملي در خزنده شناسي داشت اولين كسي بود كه متوجه تفاوت افعي هاي آورده شده از لار با ديگر افعي هاي شناخته شده آن زمان شد و آنها را مورد مطالعات دقيق قرار داده و براي اظهار نظر قطعي به اروپا نزد كارل مرتنز (معروفترين خزنده شناس آلمان و اروپا در دهه هاي 60 و 70) وايليا داروفسكي (رئيس سابق آكادمي علوم سن پترزبورگ روسيه) فرستاد كه نتيجه تلاشهايش منجر به معرفي يكي از جالب توجه ترين افعي هاي دنيا شد كه به پاس تلاشهاي او نام علمي آن را (Vipera latifii) نهادند. پراكنش اين افعي در البرز مركزي نيز توسط دكتر لطيفي مطالعه شد و او 6 محل ديگر به جز لار دماوند را براي آن معرفي كرد و نشان داد كه اين افعي پراكنش بسيار محدودي فقط در اطراف شهر در حال گسترش تهران دارد. از اين رو از 1986 تاكنون افعي دماوندي به دليل پراكنش بسيار محدود و تهديد و تخريب زيستگاههاي محدودش به عنوان گونه آسيب پذير در ليست سرخ IUCN قرار دارد.
گكوي لطيفي نيز توسط شخص دكتر لطيفي از اطراف كرمان جمع آوري و پس از مطالعه براي اظهار نظر قطعي به آكادمي علوم كاليفرنيا فرستاده شد و در آنجا توسط دكتر اندرسون و دكتر لويتون به عنوان گونه اي جديد معرفي و نام علمي آن به افتخار دكتر لطيفي Tropiocolotes latifi نهاده شد.
مطالعات با ارزش او در مورد سيستماتيك مارهاي ايران باعث شد در سال 1357 به عنوان همكار تحقيقاتي آكادمي علوم كاليفرنيا انتخاب گردد. همچنين در انتشار جلد هشتم كتاب بيولوژي خزندگان توسط كارل گنز از وي دعوت به همكاري شد.
در سال 1362 دكتر لطيفي نتيجه 24 سال جمع آوري و مطالعه مارهاي ايران كه چيزي حدود 130.000 مار از كل كشور بود را در قالب كتاب مارهاي ايران گردآوري كرد و اين كتاب توسط سازمان محيط زيست به چاپ رسيد؛ مجموعه اي كه دربرگيرنده بيش از 60 گونه ماري است كه نويسنده خود شخصاً مطالعه كرده و واقعاً يك كتاب مرجع مارشناسي براي ايران است. اين كتاب آن قدر كامل و با ارزش است كه پس از چاپ دوم در سال 1370 به انگليسي ترجمه شد و پس از ويرايش علمي توسط دكتر آلن لويتون و دكتر جرج زگ توسط آكادمي علوم كاليفرنيا منتشر شد، اما كارهاي دكتر لطيفي در مارشناسي به اين هم محدود نبود و دكتر در استفاده از روشهاي جديد رده بندي مارها نيز حرفهايي براي گفتن داشت، از جمله مقايسه الگوي الكتروفورز پروتئين ها و در مقاله اي كه در سال 1344 با دو نفر از همكارانش در ژورنال كانادايي بيوشيمي و فيزيولوژي منتشر نمود الگوي الكتروفورز پروتئين هاي خون تعدادي از مارهاي ايران را مورد بحث قرار داد. مشابه چنين مقايسه اي بر روي سم مارهاي ايران هم توسط او و همكارانش انجام شد كه در كتاب سم جانوران و گياهان (Kaiser & Goldman, 1972) به چاپ رسيد.
دكتر لطيفي در سال 1371 از موسسه رازي بازنشسته شد، هرچند كه سر و كار داشتن زياد با سم به خصوص سم كبري باعث مشكلات ريوي براي او شده بود و سالها او را رنج داد اما كار مطالعاتي خود را بر روي مارهاي ايران همچنان ادامه داد تا بالاخره كتاب مارهاي ايران را در سال 1379 براي سومين بار تجديد چاپ كرد. به گفته همه دوستانش او به غير از شخصيت علمي اش كه واقعاً بي مانند است نمونه اخلاق بود، فروتني خاصي كه هميشه داشت، پرهيز از خود بزرگ بيني، توجه ويژه به همكاران و به خصوص كارمندانش در موسسه رازي و برخورد خوبش كه همه را مجذوب خود مي كرد و خاطره حتي يك بار ملاقات با او را تا سالها بعد در ياد ها زنده نگه مي داشت از خصوصيات منحصر به فرد او بود.
آخرين باري كه با او تلفني صحبت كردم مشغول نوشتن كتابي در مورد آنتي ونوم بود اما اين كتاب هيچ وقت به پايان نرسيد و اين مرد بزرگ در دوم آذر 1384 درگذشت.
امروز يك سال از آن زمان مي گذرد. يك هفته بعد از فوت او گوران نيلسن و كلاس آندرن در نامه الكترونيكي درگذشت او را تسليت گفتند. در قسمتي از پيام آنها آمده است كه بسيار ناراحت كننده است كه دكتر لطيفي ديگر در ميان ما نيست. او مردي بسيار مهم و بسيار مهربان بود. استيون اندرسون در نامه ديگري درگذشت دكتر لطيفي، دوست خوب خود را تسليت گفت. همچنين خانم ناتاليا آنانيوا ، رئيس انجمن خزنده شناسي اروپا، از من خواست تا از طرف او فوت اين مرد بزرگ را به جامعه خزنده شناسي ايران تسليت بگويم؛ بي خبر از اين كه ما در ايران جامعه خزنده شناسي نداريم و همه خزنده شناسي ما محدود است به تعداد انگشت شماري استاد و تعدادي نه چندان بيشتر دانشجو و امروز يك سال از فوت تنها مارشناس اين جمع كوچك مي گذرد.
روحش شاد
چشم انداز
سيماي مهربان او براي همه مراجعان به موسسه واكسن سازي و سرم سازي رازي در حصارك آشنا بود. اين مهرباني آميخته به آگاهي و درايت را به ويژه دانشجويان كه براي انجام هر كار تحقيقاتي بايد سختي هاي زيادي را پشت سر بگذارند، بيشتر درك مي كردند. آن مرد بلند قد چهارشانه و صبور كه با همه مراجعان، حتي آن كودك 12 ساله كه عقرب مرده اي را داخل شيشه الكل به موسسه برده بود، با كلمات شمرده و صبورانه حرف مي زد، دكتر محمود لطيفي بود كه يك سال است از ميان ما رفته و جامعه بزرگ ايران از خدمات علمي و ارزنده او محروم مانده است. براي گراميداشت خاطره اين دانشمند فداكار، زندگي پرتلاش و رهاوردهاي عمر نه چندان طولاني اش را مرور مي كنيم.