چهارشنبه ۱۹ آذر ۱۳۸۲ - سال يازدهم - شماره ۳۲۴۹
سفر و طبيعت
Front Page

ببرهاي سيبري
۴۳۰ قلاده تا انقراض 
001208.jpg
ببر سيبري، بزرگترين و باشكوه ترين گربه سان جهان، نگران آينده؛ آيا زمان به نفع او عوض خواهد شد؟

ببر جوان بالغ كوچر نام دارد، به تفنن چنگ در پهلوي نيوركا، ماده ببر، مي اندازد، سلامت و شادماني فضا را پر كرده است، اينجا ايستگاهي مطالعاتي در روسيه شرقي است. اين تعقيب و گريز براي ببرها بيش از يك بازي معمولي اهميت دارد. از اين رهگذر، دو ببر، مهارت هاي خود را در شكار بالا مي برند و راه و رسم زندگي هماهنگ با يكديگر را مي آموزند. كمي بعد ساكت كنجي مي نشينند و به چرت فرو مي روند.
دنياي كوچر و نيوركا محدوده اي سه ايكري (۱۲۰۰ هكتار) در روستاي گاي ورون است كه ۱۹۰ مايل با ذخيرگاه بيوسفري سيخوت الين- يكي از چهار منطقه اين ناحيه براي حفاظت زيستگاه هاي حيات وحش - فاصله دارد. دانشمندان روسي در پروژه ببر سيبري انستيتو حيات وحش هورنوكر با علاقه مندي كار مي كنند. اين پروژه توسط هاوارد كويگلي و من در سال ۱۹۸۹ در دانشگاه آيداهو آغاز شد و هنوز ادامه دارد.
هنوز مشخص نيست چه تعداد ببر سيبري به طور آزاد زندگي مي كنند؛ شمارش آنها، همچون ديگر گوشتخواران بزرگ و مخفي زي، دشوار است. آخرين برآورد از ۴۳۰ قلاده حكايت دارد. كار ما ازدياد آنها از طريق حفاظت بهتر است.
داستان زندگي كوچر و نيوركا غم انگيز و متاسفانه تكراري است. آنها جزو دوسري توله يتيم بودند كه مادرشان توسط شكارچيان قاچاق به قتل رسيد. توله ها براي نگهداري به ويكتور يودين - زيست شناس - سپرده شدند. اما دوتاشان گرسنگي كشيده تر از آن بودند كه زنده بمانند.
زمستان هاي ۱۹۹۲۹۳،  و ۹۴ روزگار سختي براي ببرهاي سيبري بود. بسياري از آنان براي پوست و اجزاي بدنشان كشته شدند. فروپاشي اتحاد شوروي آغاز شوربختي ببرها بود. مرزهاي روسيه باز شد و امكان تجارت غيرقانوني اجزاي ببر به چين و آسياي جنوب شرقي فراهم شد، جايي كه اعتقاد سنتي مردم به شفابخش بودن استخوان ها و اعضاي بدن ببر، انگيزه اي قوي براي كشتار اين گربه سان كمياب فراهم آورده است.
001212.jpg

در پاسخ به انگيزه اي دروني، كوچر روي گوزن پلاستيكي مي جهد. اين گوزن روي سيمي سوار شده و توسط پژوهشگران به داخل محدوده ببرها كشيده شده است. براي واقعيترشدن مدل بوي ادرار گوزن هم به آن اضافه شد. اين آزمايش براي بررسي غريزه شكار در ببرهايي كه هيچ آموزشي در رابطه با شكار از سوي والدين خود نديده اند، انجام شد. كوچر و نيوركا، هردو به مدل حمله كردند، حال آنكه هيچكدام عملاً در طول عمرشان گوزن نديده بودند. گوزن خوراك غالب ببر را در آسيا تشكيل مي دهد. وقتي پژوهشگران پوست يك گراز را روي درختي قرار دادند، پاسخ مشابهي از سوي كوچر دريافت داشتند. با اين حال هنوز مشخص نيست كه او از روي غريزه شكارگري به سوي پوست گراز حمله كرد يا صرفاً از روي كنجكاوي به سوي آن رفت.
ببر سيبري زماني داراي جمعيت كثيري در آسيا بود و از سيبري در جنوب تا چين در شمال و كره جنوبي اين گربه سان بزرگ زيست مي كرد. اكنون ببر سيبري به سبب ارزش بالاي تجاري اش سخت در خطر است. يك ببر بيش از ۱۵ هزار دلار قيمت دارد، بيش از درآمد يك سال محلي ها.
زمان به نفع بزرگترين گربه سان جهان پيش نمي رود و روز به روز به سبب كشتار و ازبين رفتن زيستگاه، تعداد ببرها كمتر مي شود. درحالي كه باغ وحش ها براي حفظ تنوع ژنتيكي اين گربه سان كار مي كنند،  دانشمندان روسي و آمريكايي تمام تلاش خود را براي نجات اين  جانور باشكوه از انقراض به كار مي برند.

فلامينگويي در قيطريه فرود آمد
001214.jpg
معصومه صفايي 
فصل مهاجرت پرندگان است و هر لحظه امكان دارد پرنده اي عجيب و غريب در حياط يا پشت بام خانه تان و يا حتي در وسط خيابان جلو ماشين تان فرود آيد. مثل چند روز پيش كه فلامينگويي در وسط خيابان قيطريه به زمين نشست و همزمان صداي ترمز ماشين ها به هوا رفت. از شانس خوب پرنده مذكور، يكي از كارشناسان محيط زيست و علاقه مند به پرندگان كه چند صد متر پايين تر فلامينگو را روي هوا ديده بود، و از آهسته بال زدن و كم بودن ارتفاع پروازش زمان فرود را حدس زده بود به تعقيب پرنده پرداخته و چند دقيقه اي از فرود آن نگذشته بود كه به محل رسيد.
پرنده اي بلند شايد نزديك به ۵/۱ متر در خيابان قيطريه بر زمين مي نشيند. مردم پرنده را دوره كرده اند. او ترسيده و اگر كسي به طرفش برود نوكش را باز كرده و خود را عقب مي كشد.
پرويز بختياري - پرنده شناس حاضر در محل- ادامه ماجرا را اينگونه تعريف مي كند: «آرام به طرف پرنده رفتم و او را بغل كردم، پاهايش را به گونه اي خاص و با دقت زير بدنش جمع كردم. فلامينگو پاهاي بسيار حساسي دارد، به طوري كه با كمي بي دقتي ممكن بود بشكند. تمام حواسم به پاهاي پرنده بود. او هم از فرصت استفاده مي كرد و صورتم را گاز مي گرفت ولي هر طور بود آن را به ماشين يكي از دوستان رسانده وبه خانه برديم.»
فلامينگوي مذكور جوجه اي حدود يك ساله بود كه تشخيص سن آن از رنگ پرهايش به سادگي ميسر بود. احتمالا به دليل بي تجربگي، راهش را به طرف شهر كج كرده و به خاطر گرسنگي و كم تواني در شهر فرود آمده بود و اين اتفاق ممكن است در هر زماني و براي هر گونه اي رخ دهد پس اين، يك اتفاق منحصر به فرد نيست. حالا اگر چنين اتفاقي براي شما افتاد بايد چه كار كنيد؟
پرنده شناس ما فلامينگو را به خانه برد و بعد از سه روز نگهداري و تغذيه خوب حيوان، آن را به تالاب بند علي خان برده و آزاد كرد.
او در اين باره مي گويد: «وقتي براي غذا دادن وارد اتاق مي شدم جلو مي آمد و با ماليدن نوكش به دستم ابراز علاقه و تشكر مي كرد. روزي هم كه حيوان را براي رهاسازي به بند علي خان بردم، با اينكه به راحتي مي توانست پرواز كند، شروع به قدم زدن كرد و بعد از چند قدم دوباره برگشت و در نزديكي ما به جست وجو در آب مشغول شد و آرام آرام وارد نيزار شد. ما به طرف ماشين حركت كرديم وقتي به كنار ماشين رسيديم، برگشتم و به عقب نگاه كردم فلامينگو روي يك بلندي ايستاده بود و رفتن ما را تماشا مي كرد.
البته واضح است كه همه مردم امكان و تخصص نگهداري از حيوانات را ندارند و غالبا اولين اقدامي كه در اين راستا از سوي مردم صورت مي گيرد تماس با آتش نشاني است. قطعا آتش نشاني هم حيوان را به باغ وحش تحويل خواهد داد تا مردم علاقه مندي كه امكان رفتن به طبيعت را ندارند در باغ وحش، حيوانات را از نزديك ببينند؛ كه البته اين مساله نيز خود به معضلي تبديل شده. اگر سري به باغ وحش و يا پارك پرديسان بزنيد، در قفس هايي نه چندان بزرگ، تعداد زيادي از پرندگان مثل عقاب طلايي، شاه بوف، دليجه و ... را مي بينيد، شايد بالغ بر بيست عدد، در يك قفس،در حالي كه سه تا از اينها براي نمايش كافي است!

ماجراهاي طبيعت
دونده سرخ
001210.jpg
نويسنده: ارنست تامپسون ستون
برگردان:حميد ذاكري -قسمت يا زدهم 
كلبه كادي درست پايين دره بود. آواي پرقرمز پركشيد و در سكون و سكوت صبحگاهي به پايين دره راه جست. كادي صدا را شنيد و صورت چروكيده اش را لبخندي خط انداخت: «ها، يه خروس كبك؛ مي گيرمت خروسي....» برخاست، تفنگ را برداشت و از كلبه بيرون زد. آرام و بي صدا دره را بالا آمد. اما پرقرمز در سكوت پركشيد و نياسود تا يكبار ديگر به «مادكريك گلن» - همان جويبار زلال كه آدميان آن را جويبار گل آلود ناميده بودند - رسيد آنجا روي يك كنده بزرگ درخت، همانجا كه براي نخستين بار ضربه به چوب زده بود؛ نشست و با پا شروع به ضربه زدن كرد و چنان طبل كوبيد كه كم كم غرش طبلش به كوس لشگريان مانند شد و كار به آنجا كشيد كه پسربچه اي ترسان به سوي خانه دويد و نفس زنان به مادر گفت كه مطمئن است ارتش سرخ پوستان در آن مسير جنگلي است و يقين دارد صداي كوس آ نها بوده كه در دره تنگ شنيده است.
چرا يك پسرك شادمان بر مي جهد و آواز مي خواند؟ چرا يك جوان تنها آه مي كشد؟ پرقرمز هم چيزي بيشتر از آنها نمي دانست. نمي دانست چرا حالا هر روز روي كنده اي خشك و افتاده مي رود و تامپ ضربه مي زند و به درون جنگل آوا فرو مي ريزد؛ پس برمي جهيد، مي خراميد و پرهاي زيبا و براقش را ستايش مي كرد كه چون جواهر در نور خورشيد برق مي زدند، پس باز آوا سر مي داد. حالا كم كم احساسي غريب و تازه در او سر بر مي آورد؛ كسي را مي خواست كسي كه كنارش باشد و پرو پاي زيبايش را تحسين كند و «ماه جگن مخملين» بود كه اين اشتياق در او به اوج رسيد.
چه چيز او را خوشايند است؟
پرهايش را باد كرد. چرخيد و خراميد. تابش خورشيد را سنجيد و طوري ايستاد كه نور، درست به درون پرهايش بتابد. حالا نور در رنگ هاي شگفت پرها بازتابي شگرف مي يافت؛ رنگ در رنگ، رنگين كمان.
چرخيد. چرخيد و خراميد و سر را بالا و پايين كرد و بعد ضمن چرخ و خرام، صدايي تازه، غدغدي شيرين و خوش از بن گلو خارج ساخت؛ صدايي از دل طبيعت كه همه نژادها و نسل ها، همه گونه ها و جنس ها، هر يك به نحوي با اين صدا زندگي مي كنند و هستي خود را بقا مي بخشند - آواي بقا.
زماني دراز نگذشت كه پر قرمز حس كرد موفق شده است: او دل جفت را ربوده بود.
زماني دراز نگذشت زيرا كه او، در واقع، از چند روز - روزها قبل - دل جفت را به دست آورده بود و در همه آن تامپ ها و آواها، ماده كبك در همان اطراف او را مي پاييد كه از پيش به صداي او بدان سو شتافته بود و سه روز پيش از آن، پر قرمز را خوب برانداز كرده و از دور ستوده بود و حتي از اينكه خروس كبك زيبا نتوانسته بود او را در آن نزديكي بيابد كمي رنجيده خاطر نيز شده بود. پس در واقع آن صداي پاهايي كه پر قرمز شنيد، به تصادف نبود و كبك بانو بي خبر از آنجا نمي گذشت.
حال ديگر، تنهايي و سرگرداني به پايان رسيده و پر قرمز سامان يافته بود.

باغ وحش هاي خوب؟
001220.jpg
براساس برآورد اتحاديه باغ وحش وآكواريوم آمريكا (AZA) ، بيش از ۱۰هزار باغ وحش در سطح جهان وجود دارد. تنها در ايالات متحده تعداد ۲۴۰۰ جواز «نمايشگاه حيوانات» توسط وزارت كشاورزي صادر شده كه از اين تعداد۲۱۲ فقره عضوAZA هستند. اين عضويت نياز به استاندارد هاي بالاي مراقبت از حيوانات، انجام امور علمي و تحقيقاتي در حفاظت مدرن دارد.
با اين همه انتقادات فراواني وجود دارد و منتقدان بر اين باورند كه «باغ وحش هاي خوب» در اقليت هستند. از ۲۴۰۰ باغ وحش داراي مجوز در آمريكا، فقط ۲۱۲ باغ وحش زيرچتر قوانينAZA هستند و ۲۱۸۸ باغ وحش به راه خود مي روند.
و تازه تنها ۳درصد بودجه اين ۲۱۲ باغ وحش معتبر، صرف تلاش هاي حفاظتي مي شود. در حاليكه هر ساله ميلياردها دلار صرف نمايش هايي با تكنولوژي  بالا و ايجاد جاذبه هاي بازاري براي جلب تماشاچي مي شود. بسياري از باغ وحش هاي خارج از عضويتAZA حتي يك دلار خرج حفاظت نمي كنند.

جاگوارها بر مي گردند
001218.jpg
در مرز آمريكا ومكزيكو، دوربين هاي حساس به حرارت، ازهر گذرنده اي عكس مي گيرند. در آريزوناي جنوبي، درست درشمال مرز ايالات متحده بامكزيكو، يكي از اين دوربين ها به تازگي از يك بدن گرم عكس گرفت. اما اين بار، عكس، متعلق به مهاجري غيرقانوني در جستجوي كار يا يك قاچاقچي موادمخدر نبود؛ عكس به يك جاگوار، تعلق داشت.
اين دومين بار، ظرف سه سال گذشته است كه از ورود اين گربه بزرگ به ايالات متحده عكس گرفته شده و اين سوال را قوت بخشيده كه آيا جاگوارها در جستجوي زيستگاه امن به آمريكا مهاجرت مي كنند؟
نواحي جنوب غربي ايالات متحده تا گرندكانيون در آريزونا(درشمال آمريكا)، بخشي از زيستگاه تاريخي جاگوار است، اما از دهه ۱۹۶۰به بعد در هر ده سال فقط يك بار گربه بزرگ در اين نواحي مشاهده شده است. علت خروج جاگوارها از ايالات متحده، فشاري بوده كه از ناحيه گله داران به آنها وارد شده است.

اتومبيل هاي هواخور
001216.jpg
كم كم كار دارد به جايي مي رسد كه كارخانه هاي توليد خودرو با استعانت از تكنولوژي امروزي، اتومبيل هايي مي سازند كه به قول معروف هوا مي خورند!
شركت اتومبيل سازي تويوتا، اخيرا اتومبيل هيبريدي روانه بازار كرده است كه مصرف انرژي آن، ۵۰ درصد كمتر از نمونه هاي ديگر است. قدرت اين اتومبيل كه به تويوتا پريوس معروف است، ۵۰ درصد بيشتر از هيبريدي هاي ديگر است.
پريوس يك موتور الكتريكي دارد كه امكان استفاده از بنزين نيز در آن وجود دارد. ابتداي كار، ۱۷ هزار دستگاه از اين نوع سفارش شده است كه بيشتر سفارش دهندگان آمريكايي هستند. بد نيست بدانيد كه تكنولوژي اتومبيل هاي هيبريدي ژاپني به مراتب پيشرفته تر از نمونه هاي آمريكايي است به طوري كه طبق رده بندي آژانس حفاظت محيط زيست آمريكا، اتومبيل هاي هيبريدي ساخت ژاپن هفت جايگاه اول از ده جايگاه جدول رده بندي بهينه سازي سوخت را به خود اختصاص داده اند.

|  آي تي شهر  |   ايرانشهر  |   تهرانشهر  |   حوادث  |   در شهر  |   درمانگاه  |
|  سفر و طبيعت  |   طهرانشهر  |

|   صفحه اول   |   آرشيو   |   بازگشت   |