چهارشنبه ۸ تير ۱۳۸۴ - - ۳۷۳۵
پيامدهاي جانفرساي بمباران شيميايي ايران هنوز پابرجاست
نفس هاي مغتنم ميان دشت زخم ها
000906.jpg
عكس:گلناز بهشتي
بنيامين صدر
مجروحان شميايي به طور عمده داراي ضايعه هاي ريوي، چشمي و پوستي هستند، ولي به دليل مزمن بودن، از مشكلات اعصاب و روان و كاهش تمايلات عاطفي ومشكلات خانوادگي هم رنج مي برند
در اوايل جنگ تحميلي در منطقه شلمچه، واقع در جنوبي ترين نواحي اشغال شده ايران، رژيم سابق عراق براي اولين بار به طور محدود اقدام به استفاده از سلاح شيميايي كرد و اين كار دومين بار نيز در منطقه ميمك تكرار شد.
عراقي ها از آذر سال 1361 به طور پراكنده از عوامل شيميايي كشنده استفاده كردند. ابتدا مقدار محدودي از سولفور موستارد (عامل تاول زا) را به منظور درهم شكستن مقاومت رزمندگان ايران در تك هاي شبانه مورد استفاده قرار دادند.در سال 1362 عراق به كاربرد جنگ افزارهاي شيميايي در پيرانشهر و حوالي پنجوين مبادرت ورزيد. ايران حادثه پنجوين را جنايت جنگي ناميد و مجروحان جنگ شيميايي به بيمارستان هاي تهران اعزام شدند. در اواخر 1363 عراق به دو علت از كاربرد جنگ افزارهاي شيميايي به طور موقت منصرف شد:به دليل با اعتراض هاي قبلي اروپا و علني شدن ابعاد گسترده كاربرد اين جنگ افزارها در جنگ با ايران.
استفاده از جنگ افزارهاي شيميايي در بعد وسيع از سوي عراق از اوايل زمستان 1364 كه رزمندگان ايران با عمليات گسترده آفندي خود توانستند شهر فاو را تصرف كنند، مجددا آغاز شد.در اوايل سال 1366 عراق بار ديگر از جنگ افزارهاي شيميايي به طور انبوه در جبهه مركزي سومار استفاده كرد. پس از عمليات والفجر 8 نيروهاي عراقي به قدري از مواد سمي شيميايي استفاده كردند كه تا آن زمان با چنين بعد گسترده اي نظير و سابقه نداشت. حدود هفت هزار گلوله توپ و خمپاره حاوي مواد سمي عليه مواضع نيروهاي ايران شليك شد. ظرف 2 روز هواپيماهاي عراقي به طور مداوم بيش از هزار بمب شيميايي در صحنه عمليات فرو ريختند و عراق متجاوز از 3 تهاجم شيميايي، به هدف هاي غيرنظامي در ايران، انجام داد.بمباران شيميايي شهر مرزي سردشت توسط عراق در هفتم تير 1366 فجيع ترين و وحشتناك ترين تهاجم از اين نوع بود كه سبب كشته و مجروح شدن عده بسياري از مردم غيرنظامي محلي شد. جمهوري اسلامي ايران اين تهاجم را غيرانساني اعلام كرد و شهر سردشت را نخستين شهر قرباني جنگ افزارهاي شيميايي در جهان بعد از بمباران هسته اي هيروشيما ناميد.وحشيانه ترين مورد استفاده در اسفند 1366 در حلبچه بوده است كه وسيع ترين مورد استفاده از جنگ افزارهاي شيميايي از زمان جنگ جهاني اول تاكنون به شمار مي رود كه حداقل پنج هزار نفر از مردم اين شهر را به كام مرگ فرستاد و هفت هزار نفر ديگر را مجروح كرد.
فاجعه اي كه در حلبچه رخ داد بدون شك با فجايعي همچون بمباران اتمي شهرهاي هيروشيما و ناكازاكي قابل مقايسه است.به كارگيري سلاح هاي شيميايي از سوي عراق در حالي صورت مي گرفت كه اين كشور جزو 12 كشور امضا كننده پروتكل ژنو راجع به منع استفاده از سلاح هاي سمي خفه كننده و تركيبات باكتريولوژيك قرار داشت. پروتكل 1925 ميلادي ژنو استعمال سلاح هاي شيميايي را منع مي كند.پروفسور اوبن هندريكس رئيس آزمايشگاه سم شناسي بيمارستان دانشگاه گان (در شمال غرب بلژيك) مي گويد: عراق از سه نوع گاز مختلف عليه حلبچه استفاده كرده است. وي تاكيد كرد كه نيروهاي عراقي شهر حلبچه را در روزهاي 17 و 18 مارس (27 و 28 اسفند 66) با گاز خردل، گازهاي اعصاب و سرانجام با سيافوژن بمباران كرده اند. وي افزود كه اين سه نوع سلاح به طور مجزا ولي با فاصله اي كوتاه و به صورتي كه مانند كوكتل بسيار سمي درآيند، مورد استفاده قرار گرفته اند.نيويورك تايمز آمريكا در 6/1/1367 نوشت: اين عمل از هر جهت و به هر مفهوم يك جنايت جنگي است كه با انكارهاي سست و رسمي عراق و عذر و بهانه هاي غير رسمي در مورد استفاده از يك سلاح ناجوانمردانه در آميخته است.

برداشت هاي غير علمي از سرانجام بيماران شيميايي به دليل بي اطلاعي مردم صورت مي گيرد و سبب شده كه اين بيماران و خانواده آنان در حال حاضر گرفتار نوعي وحشت نسبت به سرانجام كار خود باشند.
از سوي ديگر بيماري ها و عوارض ناشي از جنگ هاي ميكروبي پس از جنگ جهاني اول تنها در ايران به چشم مي خورد و احتمال افزايش آمار مصدومان به دليل عوارض آتي آنها همچنان وجود دارد.
شايد به همين دليل است كه در مناطق مرزي ايران بويژه نواحي جنوبي و جنوب غربي، بروز ناراحتي هاي تنفسي و انواع بيماري هاي ريوي هنوز هم شايع است.
ميخائيل رمضان ، بدل صدام حسين رئيس جمهور خودكامه سابق عراق، در اظهاراتي پس از دستگيري اعتراف كرد كه رژيم بعث در يك مقطع زماني و در قراردادي هنگفت با دولت انگليس به اندازه اي مواد شيميايي خريداري كرد كه بنا به گفته كارشناسان عراقي مي توانست تا 5 سال هر روز تمام مزارع خاورميانه را سمپاشي كند؛ موادي كه صدام در چند نوبت براي ساخت بمب هاي شيميايي مرگبار از آن بهره گرفت.
دولت خودكامه بعثي عراق در جريان بازپس گيري جزيره فاو از ايران تنها در يك نوبت بيش از يكهزار بمب شيميايي را بر سر ايرانيان ريخت. اين كشور بارها و بارها در جنگ از سلاح هاي كشتار جمعي شيميايي استفاده كرد و بر اثر سكوت بسياري از كشورها تا حدي گستاخ شد كه در سال 1365، 79 مورد و در سال 1366، 60 مورد حمله شيميايي سازمان يافته را عليه ايران انجام داد.
كشورهاي آلمان، فرانسه و انگليس بيشترين مواد را كه در ساخت بمب هاي شيميايي به كار برده مي شود در اختيار رژيم صدام حسين قرار دادند تا علي حسن مجيد معروف به علي شيميايي پسر عموي صدام آنها را در عمليات ها عليه ايرانيان و كردهاي ساكن در مناطق مرزي به كار برد.
در سالهاي جنگ عراق و ايران،  مردم شهرهاي مرزي جنوب و غرب كشور دچار آسيب ديدگي ناشي از رويارويي با گازهاي شيميايي جنگي شدند. اين پديده تلخ سبب شد تا بيماران بسياري پس از جنگ از عوارض دراز مدت ناشي از تماس با اين گازهاي سمي رنج ببرند. وجود نزديك به 50 هزار مصدوم شيميايي شناسنامه دار در ايران و نبود منابع علمي كافي باعث شد تا انبوه مصدومان شيميايي نسبت به بيماري خود و عوارض ناشي از آن كه سلامتي كودكان جنگ نديده را نيز تحت الشعاع قرار مي دهد، اطلاعات كافي و به روز نداشته باشند.
بي اطلاعي مردم، زمينه را براي برداشت هاي غير علمي از سرانجام اين بيماران فراهم كرد، به طوري كه اين بيماران و خانواده آنان در حال حاضر گرفتار نوعي وحشت نسبت به سرانجام خود هستند. اين وضعيت براي بيماران و خانواده آنان و جامعه اي كه اين افراد در آن زندگي مي كنند، نامطلوب است. از سوي ديگر، آگاهي از بيماري سبب مي شود تاترس ناشي از آن از بين برود و بيمار توانايي پيدا كند كه براي مراقبت از خود و زندگي با بيماري خود برنامه ريزي كند. اين وضعيت در شرايطي است كه بيماري ها و عوارض ناشي از جنگ هاي ميكروبي در 50 سال گذشته، تنها در ايران به چشم مي خورد. بنابراين كشورهاي صنعتي پيشرفته كه داراي توانايي علمي و پزشكي بالايي هستند، پس از دو جنگ بين الملل، نسبت به عوارض بمباران شيميايي شناخت عيني ندارند.
يكي از علت هاي مهم استفاده نكردن از سلاح هاي شيميايي در جنگ دوم جهاني اين بود كه هيتلر در جنگ اول جهاني در اثر گاز خردل آسيب ديده بود و به عواقب خطرناك استفاده از اين سلاح ها آگاه بود
تقويم جنگ هاي ميكروبي
روز 22 آوريل 1915 (در جريان نخستين جنگ جهاني) به نام روز تولد جنگ شيميايي مدرن شناخته شده است. در اين روز سربازان آلماني در منطقه اي از بلژيك به نام يپرس با استفاده از 6 هزار سيلندر گاز كلر، 168 تن از اين گاز كشنده را عليه نيروهاي آمريكايي و انگليسي رها كردند. اين حادثه منجر به مرگ 6 هزار نفر از سربازان متفقين بويژه نيروهاي انگليسي شد.
آثار كشنده ناشي از حمله شيميايي، دو طرف جنگ را براي استفاده چند باره از اين سلاح هاي خطرناك وسوسه كرد، به طوري كه تا پايان جنگ اول جهاني، 125 هزار تن عوامل و مواد شيميايي به كار گرفته شد كه منجر به زخمي  و كشته شدن نزديك به يك ميليون نفر شد.
عوارض هولناك ناشي از سلاح هاي شيميايي در جنگ اول جهاني، كشورهاي جهان را بر آن داشت تا با امضاي توافقنامه اي بين المللي، استفاده از سلاح هاي سمي و شيميايي را ممنوع كنند. به همين منظور در سال 1925 توافقنامه  ژنو به امضا رسيد كه در آن به كارگيري سلاح هاي شيميايي در جنگ منع شده است.
در جنگ دوم جهاني با وجود انباشته بودن زرادخانه هاي تسليحاتي كشورهاي درگير جنگ، از اين سلاح مخوف و مهلك استفاده نشد كه شايد دليل آن ترس و وحشت هر كدام از دو طرف جنگ از به كارگيري وسيع اين سلاح از سوي طرف مقابل بود. شايد يكي ديگر از علت هاي مهم استفاده نكردن از سلاح هاي شيميايي در جنگ دوم جهاني اين بود كه هيتلر در جنگ اول جهاني در اثر گاز خردل آسيب ديده بود و به عواقب خطرناك استفاده از اين سلاح ها آگاه بود. بنابراين هيچ گاه از اين سلاح ها در جنگ دوم جهاني استفاده نكرد.
پس از جنگ اول جهاني، بزرگترين و وسيع ترين حمله هاي شيميايي در تاريخ، در جريان جنگ ايران و عراق رخ داد.
گزارش هاي رسمي منتشر شده از سوي سازمان ملل، به كارگيري دو نوع مهم از عوامل شيميايي يعني گاز خردل و عامل اعصاب را در جنگ از سوي دولت عراق ثابت كرد. علاوه بر اين دو عامل، عوامل شيميايي ديگري نيز وجود دارند كه عبارتند از عوامل خوني (سيانور) و عوامل خفه كننده (فشرن) و برخي عوامل نادر ديگر كه به كارگيري هيچ كدام از اين عوامل در جنگ عراق و ايران به صورت رسمي ثابت نشد.
گاز خردل يا عامل تاول زا   به طور معمول در چند دقيقه و حتي چند ساعت اوليه آلودگي، علائم چنداني ايجاد نمي كند. در حالي كه در هنگام مصدوميت با عوامل اعصاب، نشانه هاي مسموميت از همان لحظه هاي نخستين شروع مي شود.
استنشاق بخار گاز خردل به طور معمول سبب بروز التهاب در مجاري تنفسي شده و مقدار كمتري از آن وارد ريه مي شود. ضمن اينكه در حنجره نيز باعث بروز خشونت صدا مي شود. بتدريج التهاب مجاري تنفس و راه هاي  هوايي شدت يافته، سرفه، تنگي نفس، خس خس و علائمي شبيه سينه پهلو ايجاد مي شود. ممكن است عفونت بعدي سبب وخيم تر شدن ضايعات ريوي شود.
هزينه 37 ميليون دلاري براي درمان
سالانه 37 ميليون دلار در ايران صرف هزينه هاي بهداشتي و درماني مصدومان سلاح هاي شيميايي مي شود.
در جنگ عراق عليه ايران، صد هزار نفر از رزمندگان و مردم عادي با عوامل شيميايي و به طور عمده گاز خردل دچار مصدوميت شيميايي شدند و احتمال افزايش آمار مصدومان به دليل عوارض آتي آنها همچنان وجود دارد. شايد به همين دليل است كه در مناطق مرزي ايران بويژه نواحي جنوب و جنوب غربي بروز ناراحتي هاي تنفسي و انواع بيماري هاي ريوي هنوز هم شايع است.
به گفته مصطفي قانعي، رئيس مركز مصدومان شيميايي ايران، هم اكنون 50هزار پرونده فعال از مصدومان شيميايي در بنياد شهيد و امور ايثارگران وجود دارد كه 7هزار و۵۰نفر از اين مصدومان از ساكنان مناطق مسكوني بمباران شده هستند.
در بمباران شيميايي شهر سردشت، 3هزار نفر در دم كشته شدند و 1500 نفر ديگر نيز پس از اتمام جنگ يعني به طور ميانگين سالي 75 نفر از اين مصدومان جان خود را از دست دادند. براساس تحقيق صورت گرفته روي 32هزار مصدوم شيميايي جنگ تحميلي، 10 درصد مردم سردشت داراي ضايعه شديد تنفسي بوده، 25 درصد از ضايعه جدي پوستي و 70درصد از ضايعه شديد چشمي رنج مي برند.
براساس آخرين آمارها، 40درصد مصدومان شيميايي دچار افسردگي، 32 درصد مشكل روحي و مابقي اين مشكل را در حد خفيف داشته اند.
اين در حالي است كه هنوز تاثير سلاح هاي شيميايي برناباروري به لحاظ علمي اثبات نشده است.
متوسط عمر مصدوما ن شيميايي 42سال است
قانعي، پزشك معالج جانبازان شيميايي در زمينه تاثير جسمي و رواني آلودگي هاي شيميايي نيز مي گويد: تاكنون 50هزار جانباز شيميايي در كشور تحت درمان و داراي پرونده هستند كه 70درصد آنها دچار ضايعه هاي خفيف بوده و 30درصد ضايعه هاي متوسط تا شديد دارند. قانعي با بيان اينكه جانبازان شيميايي با ضايعه هاي متوسط تا شديد قادر به انجام امور شخصي خود نيستند، مي گويد: اين مجروحان به طور عمده داراي ضايعه هاي ريوي، چشمي و پوستي هستند، ولي به دليل مزمن بودن، از مشكلات اعصاب و روان و كاهش تمايلات عاطفي ومشكلات خانوادگي رنج مي برند به نحوي كه براساس نتايج آخرين تحقيقات، 35درصد جانبازان شيميايي دچار مشكلات اعصاب و روان هستند. به گفته اين كارشناس، متوسط سن مصدومان شيميايي 42سال است و طول عمر بالايي ندارند.
از مشكلات موجود بر سر راه درمان اين بيماري، نبود تجربه  كافي در كتاب هاي علمي و نبود داروهاي خاص براي اينگونه جراحت هاست. به اين دليل بيشتر درمان ها و تخفيف عوارض بر اساس كارهاي تحقيقاتي و يافته هاي علمي داخل كشور انجام مي شود.
آلودگي ناشناخته
بنابر آخرين تحقيقات محققان كشور درباره بيماران شيميايي، آنها به آسم يا سرطان ريه مبتلا نيستند، بلكه بيماري آنان برونشيت (التهاب و عفونت كيسه هاي هوايي) مزمن نام دارد. قانعي كه داراي تخصص ريه است در اين باره توضيح مي دهد:به دليل مشكلات بسياري كه مصدومان شيميايي دچار آن هستند و از آنجا كه در مراجع علمي دنيا، هيچ مطلبي درباره بيماري ناشي از آلودگي شيميايي وجود ندارد، جامعه پزشكان ايراني بر آن شد تا تحقيقاتي را در اين زمينه انجام دهد و بيماري ريوي مصدومان شيميايي را به طور كامل شناسايي كند. به گفته قانعي، مهمترين مشكل اين بيماران، تنگي نفس شديد و سرفه خلط دار بود كه در ساير ناراحتي هاي ريه نيز ديده مي شد، اما برخلاف ساير بيماري ها، تعدادي از علايم بيماري در مصدومان شيميايي ، با وجود درمان، باقي مي ماند. نبايد از ياد برد كه آسم، سرطان ريه يا تخريب پيش رونده آن، هيچ يك مشكل بيماران شيميايي نيست و اضطرابي كه در اين زمينه وجود دارد، بي اساس است. در حال حاضر بيش از 50هزار مصدوم شيميايي در سراسر كشور زندگي مي كنند و مشكلات عمده آنان نيز عوارض ريوي، پوستي و چشمي است.
بخش قابل ملاحظه اي از مصدومان شيميايي كشور غير نظاميان بي گناهي هستند كه به دليل همجواري با انفجارها دچار آلودگي شده اند.
جدال براي زندگي
هم اكنون بسياري از ساكنان جنوب و جنوب غربي ايران از نظر تنفس و ناراحتي هاي دستگاه هاي مجاري و ريوي با آسيب هاي جدي روبه رو هستند و بسياري با سختي نفس مي كشند. به رغم ادعاي مسئولان ذي ربط، معالجه جانبازان به شكل جدي و مفيد صورت نمي گيرد كه باتوجه به هزينه سرسام آور اعزام به خارج مصدومان شيميايي، اين افراد از شيوه درمان و تهيه داروهاي گران قيمتي كه به آنها نياز دارند، گلايه مندند.
از اين گذشته به دليل تداوم بيماري و رنجي كه مصدومان شيميايي مي برند، به طور معمول اين افراد دچار بيماري هاي ديگري چون افسردگي و بيماري هاي عصبي نيز مي شوند كه نگهداري اين عزيزان را براي خانواده آنان بويژه همسران بسيار سخت و دشوار كرده است.
نبود مركز توزيع دارو به صورت متمركز براي مصدومان شيميايي و نبود سيستم تكميلي نيز از ديگر مشكلات مصدومان شيميايي و خانواده هاي آنان است.
زندگي ادامه دارد
در عرصه بين المللي نيز سازمان هاي غيردولتي ايران در تلاشند تا با ارائه گزارش ها و دستاوردهايشان براي برقراري صلح و مبارزه با سلاح هاي شيميايي و ميكروبي كه جان انسان هاي بسياري را تهديد مي كند و نقض آشكار حقوق بشر است، فعاليت كنند. در همين راستا تعدادي از وكلاي انجمن دفاع از حقوق مصدومان شيميايي درسال گذشته كوشيدند تا با تهيه دادخواستي عليه سردمداران رژيم بعثي سابق عراق و شركت هاي اروپايي توليدكننده موادشيميايي خطرناك كه اين مواد را در اختيار رژيم صدام قرار مي دادند، در مجامع بين المللي پيگير حقوق مصدومان شيميايي باشند.
اين اقدامات در حالي صورت مي گرفت كه در چند جلسه نخست، دادگاه رسيدگي به اتهامات صدام، از ليست بلند بالاي جنايت هاي او، تنها رسيدگي به چند اتهام كلي را در سرلوحه كار خود قرار داد و هنوز هم به دليل بي برنامگي دولت فعلي عراق و عدم پيگيري مناسب دولت ايران كنكاش جدي در زواياي پنهان اينگونه اقدامت ضدانساني صورت نگرفته است.
از سويي نبود يك بانك اطلاعاتي جامع حاوي آمار دقيق وضعيت قربانيان سلاح هاي ميكروبي و شيميايي، محل سكونت و نيازهاي آنان براي حل مشكلات و رفع نيازها در انجام اين وظيفه مشكل ساز شده است.
همچنين تخصيص بودجه پژوهشي در زمينه بررسي آثار و عواقب سلاح هاي شيميايي نظاميان و غيرنظاميان و بررسي ساير مشكلات درماني و حقوقي مصدومان شيميايي نيز بايد در دستور كار نهادهاي ذي ربط قرار گيرد.

ايرانشهر
خبرسازان
دخل و خرج
درمانگاه
سفر و طبيعت
طهرانشهر
علمي
شهر آرا
|  ايرانشهر  |  خبرسازان   |  دخل و خرج  |  درمانگاه  |  سفر و طبيعت  |  طهرانشهر  |  علمي  |  شهر آرا  |  
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |