يكشنبه ۷ ارديبهشت ۱۳۸۲- سا ل يازدهم - شماره ۳۰۳۴ - April . 27, 2003
اجتماعي زنان
Front Page

زنان و حقوق بهداشت باروري
011725.jpg
دولت ها بايد مشاركت برابر زنان و مردان را در همه جوانب مسئوليت هاي خانوادگي
همچنين در بين ساير مسئوليت ها نظير پدر و مادري مسئولانه رفتارهاي جنسي و توليد مثل
پيشگيري از انتقال بيماري هاي مراقبتي و شركت در تنظيم درآمد خانواده و رفاه كودكان وكمك به آنها ترويج كنند
بهداشت باروري به حالتي از سلامت كامل جسمي و رواني و رفاه اجتماعي در همه جوانب مربوط به سيستم توليد مثل و روند و كاركرد آن اطلاق مي شود و به اين معناست كه مردم قابليت توليد مثل و آزادي تصميم گيري در مورد چگونگي، وقت و تناوب آن را داشته باشند. بنابر اين داشتن آگاهي و دسترسي به بهترين روش هاي مطمئن، مؤثر، كم هزينه و قابل قبول تنظيم خانواده و همچنين بهترين روش هاي تنظيم باروري كه ضديتي با قانون نداشته باشد و حق دسترسي به خدمات بهداشتي كه زنان را قادر به گذراندن دوران بارداري و زايماني ايمن بنمايد،از حقوق زنان و مردان به حساب مي آيد.
همه كشورها به تلاش براي ارايه همگاني بهداشت باروري به افراد در سنين مناسب از طريق نظام مراقبت هاي اوليه بهداشتي در اسرع وقت و نه ديرتر از سال ۲۰۱۵ ميلادي، فرا خوانده شده اند. چنين مراقبت هايي شامل موارد زير مي شود (اما به اين موارد محدود نيست): مشاوره، اطلاعات، آموزش، ارتباطات و خدمات مربوط به تنظيم خانواده؛ آموزش و خدمات مراقبت هاي قبل از زايمان، زايمان مطمئن و مراقبت هاي بعد از زايمان به ويژه تغذيه با شير مادر و مراقبت هاي بهداشتي مادر و كودك، پيشگيري و معالجه نازايي، سقط جنين مطابق با قوانين كشورها، معالجه عفونت هاي مجاري تناسلي، بيماري هاي مقاربتي و ساير شرايط بهداشت باروري و اطلاعات، آموزش و مشاوره در رابطه با بهداشت جنسي؛ بهداشت باروري و پدر و مادري مسئولانه.
حقوق بهداشت باروري
حقوق بهداشت باروري، آندسته از حقوق انساني را كه هم اكنون در قوانين ملي، اسناد حقوق بشر بين المللي و ساير مدارك مربوط به توافق هاي سازمان ملل متحد قبول و شناخته شده است، در برمي گيرد. اين حقوق بر قبول و شناخت حق اساسي تصميم گيري آزادانه و مسئولانه همه زوج ها و افراد در مورد تعداد فرزندان، فاصله بين آنها و زمان فرزنددار شدن و داشتن اطلاعات و وسيله لازم براي اين كار و حق دسترسي به بهترين استانداردهاي بهداشت باروري و بهداشت جنسي استوار است.
حقوق باروري، حق همه افراد به تصميم گيري براي توليد مثلي عاري از تبعيض، زور، فشار و خشونت را نيز شامل مي شود. بايد به روابط متقابل احترام آميز و برابر جنسيتي و به ويژه به برآوردن نيازهاي تحصيلي و آموزشي نوجوانان به منظور قادرسازي آنان به برخوردي مثبت و مسئولانه با تمايلات جنسي خود، توجهي ويژه شود.
برابري، عدالت جنسيتي و توانمندسازي زنان
توانمندسازي زنان و بهبود شرايط و مقام آنان از اهداف مهم و عوامل ضروري براي دستيابي به توسعه پايدار مي باشد. اهداف برنامه «توانمندسازي زنان، وضعيت و مقام زنان» شامل دستيابي به برابري و عدالت بين زنان و مردان و توانمند سازي زنان براي تحقق بخشيدن به كليه قابليت هايشان، مشاركت كامل زنان در فرآيند سياست گذاري و تصميم گيري در همه جنبه هاي زندگي اقتصادي، سياسي و فرهنگي به عنوان تصميم گيرندگان، شركت كنندگان و استفاده كنندگان فعال و حصول اطمينان از اينكه همه زنان و همچنين مردان، خدمات تحصيلاتي و آموزشي لازم را براي برآوردن نيازهاي اوليه انساني و برخورداري از حقوق بشر خود، دريافت نمايند، مي باشد.
اقدامات پيشنهادي براي توانمند سازي زنان به شرح زير مي باشد:
- ايجاد مكانيزم هايي براي مشاركت برابر زنان و حضور يكسان آنان در همه سطوح فرآيند سياسي و زندگي اجتماعي و اداري؛
- بهبود و ترويج تحصيلات و آموزش، ايجاد مهارت و شغل براي زنان؛
- از ميان برداشتن همه روش هاي تبعيض آميز نسبت به زنان وهمچنين تبعيض در محل كار و تبعيضاتي كه به دسترسي زنان به اعتبارات مالي، كنترل روي دارايي و تأمين اجتماعي اثر مي گذارد. دولت ها بايد كليه اقدامات لازم را براي از بين بردن همه اشكال استثمار، بدرفتاري، ايجاد ترس و وحشت و خشونت برضد زنان و نوجوانان به عمل آورند.
- به علاوه، مداخلات توسعه اي بايد به نياز مضاعف و مركب به وقت زنان با سرمايه گذاري بيشتر بر اقدامات كاهش دهنده مسئوليت سنگين خانه داري و توجه به قوانين، برنامه ها و سياست هايي كه كاركنان مرد و زن را به ايجاد هماهنگي بين مسئوليت هاي كاري و خانوادگي قادر نمايد، بيشتر توجه كنند.
در برنامه هاي برابري و عدالت جنسيتي و توانمندسازي زنان، توجه ويژه به وضعيت «دختر بچه ها» ضروري است. از اين رو بايد به از ميان برداشتن همه اشكال تبعيض عليه دختر بچه ها و علل ريشه اي ارجحيت فرزند پسر، افزايش آگاهي عموم نسبت به ارزش فرزند دختر و تقويت اصل احترام به خويش در دختر بچه ها اقدام نمود. براي رسيدن به چنين اهدافي، مديران همه سطوح اجتماع بايد برضد تبعيض جنسيتي در داخل خانواده و بر مبناي ارجحيت فرزند پسر، بي پرده سخن گفته وبه شدت عمل نمايند.
دولت ها بايد مشاركت برابر زنان و مردان را در همه جوانب مسئوليت هاي خانوادگي و خانواري، همچنين در بين ساير مسئوليت ها نظير پدر و مادري مسئولانه، رفتارهاي جنسي و توليد مثل، پيشگيري از انتقال بيماري هاي مراقبتي و شركت در تنظيم درآمد خانواده و رفاه كودكان وكمك به آنها؛ ترويج نمايند. دولت ها بايد براي حصول اطمينان از اين كه كودكان از حمايت هاي مالي مناسب از طرف والدينشان برخوردارند، اقداماتي را به عمل آورند و تغيير قوانين و سياست هايي را با هدف تضمين حمايت مردان از خانواده هايشان مورد ملاحظه قرار دهند. والدين و مدارس بايد عقايدي را كه احترام به برابري زنان و دختران را از اول كودكي در پسران ايجاد نمايد، تضمين نمايند.
خانواده، نقش ها، حقوق، تركيب و ساختار آن
برآوردن نيازهاي خاص آنان، همچنين حمايت هاي اجتماعي، خانوادگي و محلي و نيز دسترسي به تحصيلات، اشتغال، بهداشت، مشاوره، خدمات پركيفيت بهداشت باروري و تشويق آنان به ادامه تحصيل مي باشند. به علاوه، تمامي دولت ها به قايل شدن بالاترين اولويت هاي براي حفاظت، بقا و پرورش كودكان و جوانان و تلاش همه جانبه براي از بين بردن اثرات منفي فقر برآنان، تشويق مي شوند. فراتر از اين، دولت ها به بكار انداختن و تقويت قوانين ويژه اي براي مبارزه با استثمارهاي اقتصادي و بدرفتاري و سوءاستفاده جسمي و روحي از كودكان يا عدم مراقبت  از آنان، فرا خوانده شده اند. همچنين دولت ها به خلق محيط هاي مطلوب اجتماعي- اقتصادي براي از بين بردن همه «ازدواج هاي در سنين كودكي » تشويق شده و ملزم شده اند كه ازدواج در سنين پايين را تقبيح نمايند.
يكي ديگر از موضوعاتي كه در مبحث «رشد و ساختار جمعيت» مورد توجه قرار مي گيرد. بحث «سالمندان» است. تمامي دولت ها به ايجاد نظام هاي تأمين اجتماعي متضمن برابري و همدردي بيشتر بين نسلي و درون نسلي (بين افراد هر نسل با يكديگر) و حمايت از مردم سالمند- «از طريق تشويق خانواده هاي چند نسلي» فرا خوانده شده اند. همچنين دولت ها ملزم به جست وجوي راه هايي براي افزايش و ترويج خود اتكايي سالمندان به منظور توانمندسازي آنها براي ادامه زندگي سالم و سازنده و مفيد به حال جامعه (با استفاده از تجاربي كه در طول عمرشان اندوخته اند)، گشته اند. دولت ها بايد نظام هاي رسمي و غيررسمي حمايتي و «تور ايمني» مورد نياز براي سالمندان را تقويت كرده و همه اشكال خشونت و تبعيض عليه آنان را از ميان بردارند.
كسب معلومات و تحصيلات به كاهش ميزان باروري، بيماري و مرگ و مير كمك نموده، زنان را توانا ساخته، كيفيت كار كارگران را افزايش داده و دموكراسي را بهبود و ترويج مي نمايد. افزايش تحصيلات زنان و دختران به توانمندسازي آنان، تأخير در ازدواج و كاهش اندازه خانواده كمك مي كند. وقتي مادران از تحصيلات بهتري برخوردار شوند، ميزان بقاي كودكان آنان افزايش خواهد يافت.
اين بخش چهار هدف اصلي دارد: دستيابي همگاني به تحصيلات با كيفيت بالا به ويژه تحصيلات ابتدايي، فني و آموزش شغلي- مبارزه با بيسوادي (ريشه كني آن به عنوان پيش شرطي براي توسعه انساني است) و از بين بردن تفاوت هاي جنسيتي در فرصت هاي تحصيلي و حمايت از آن- ترويج و بهبود تحصيلات غيررسمي براي جوانان- ارايه و بهبود محتواي مواد درسي به نحوي كه باعث قبول مسئوليت بيشتر درباره روابط متقابل بين جمعيت و توسعه پايدار، مشكلات بهداشتي نظير بهداشت باروري و برابري جنسيتي شده و آگاهي را در اين موارد افزايش دهد.
اهداف بخش «اطلاعات، آموزش و ارتباطات در زمينه مسايل جمعيتي» به شرح زير باشد: تشويق عقايد و افكار (متناسب با سن افراد) مطلوب براي رفتارهاي مسئولانه در زمينه هايي نظير محيط زيست، خانواده، تمايلات جنسي، توليد مثل، حساسيت هاي جنسيتي و نژادي- حصول اطمينان از تعهد سياسي دولت ها به ترويج مشاركت بخش خصوصي و دولتي در طرح، اجرا و پايش سياست ها و برنامه هاي جمعيتي و توسعه اي- افزايش توانايي زوج ها و افراد به برخورداري از حقوق اساسيشان در تصميم گيري آزادانه و مسئولانه در مورد تعداد فرزندان و فاصله بين آنها و داشتن اطلاعات، آموزش و وسيله انجام آن.
كشورها بايد در تكاپوي افزايش آگاهي مردم نسبت به مشكلات مهم از طريق بسيج هاي آموزشي بوده و رسانه هاي گروهي بايد وسيله اصلي براي اين منظور باشند. پيوند استراتژي هاي اطلاعاتي، آموزشي و ارتباطاتي (IEC) به سياست ها و استراتژي هاي ملي جمعيتي و توسعه اي و نيز همه انواع خدمات بهداشت باروري نظير تنظيم خانواده و بهداشت جنسي، ضمن تكميل اين خدمات موجب افزايش كيفيت مشاوره ها و مراقبت ها مي شود و از اهميتي ويژه برخوردار است. دولت ها و سازمان هاي غيردولتي و بخش خصوصي بايد از رسانه هاي تفريحي، راديو و تلويزيون، نمايشنامه هاي فولكولوريك و ساير رسانه هاي سنتي، استفاده بيشتر و مؤثري ببرند.
مشاركت با بخش غيردولتي
دولت ها بايد نقش ضروري و مشاركت سازمان هاي غيردولتي زنان در طراحي و اجراي برنامه هاي جمعيت و توسعه را باور كنند. مشاركت زنان در همه سطوح به ويژه در سطوح مديريتي از اهميتي حياتي در دستيابي به اهداف و اجراي «برنامه عمل» برخوردار است. دولت ها و كشورهاي اهدا كننده كمك هاي مالي به سازمان هاي غيردولتي بايد از حفظ استقلال سازمان هاي غيردولتي و شبكه هاي آنها، اطمينان يافته و قابليت هاي آنها را از طريق ارتباط دوطرفه و مشاوره مستمر، آموزش و حمايت هاي فني ارتقاء دهند تا در نهايت امكان ايفاي نقشي مهمتر در توسعه توسط سازمان هاي غيردولتي فراهم گردد.
بخش خصوصي (انتفاعي) نيز نقش مهمي را در توسعه اجتماعي و اقتصادي همچنين در توليد وارايه خدمات و وسايل مراقبت هاي بهداشت باروري و خدمات اطلاعاتي و آموزش برنامه هاي جمعيت و توسعه ايفا مي كنند. بخش خصوصي بايد چگونگي كمك بهتر به سازمان هاي غيردولتي غيرانتفاعي را براي ايفاي نقشي وسيع تر در جامعه از طريق بهبود و ترويج و يا خلق مكانيزم هايي براي كمك مالي به سازمان هاي غيردولتي و شبكه هاي آن ها، مورد ملاحظه قرار دهد.
تهيه و تنظيم: مريم غفاري

|   اجتماعي زنان    |    اجتماعي    |    اقتصادي    |    آموزشي    |    انديشه    |    خارجي    |
|   سياسي    |    شهري    |    علمي فرهنگي    |    محيط زيست    |    ورزش    |    ورزش جهان    |
|   صفحه آخر    |

|    صفحه اول    |    آرشيو    |    شناسنامه    |    بازگشت    |