يكشنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۲
شماره ۳۰۳۹- May, 4, 2003
جهان
Front Page

ارزيابي دكترين حمله پيشگيرانه به عراق و كره شمالي
مقايسه دو بحران
009993.jpg
نوذر شفيعي
پس از پايان جنگ عراق، اين بحث در افكار عمومي رايج شده است كه بعد از عراق چه كشوري هدف ضربه پيش دستانه آمريكا قرار خواهد گرفت؟ سوريه و كره شمالي دو كشوري هستند كه بيشتر اشاره ها به آنها معطوف شده است. با اين حال به نظر مي رسد بين دمشق و پيونگ يانگ، در حال حاضر كره شمالي بيشتر آمريكا را عصباني كرده است و پيش از اين نيز بعضي از مقامات آمريكايي گفته بودند كره شمالي تهديد بزرگتري از عراق است. سوال اين است كه آيا به كارگيري ضربه پيش دستانه عليه كره شمالي به سادگي وارد آوردن اين ضربه به عراق است؟ به دلايل ذيل، مورد كره شمالي با عراق فرق مي كند:
۱ - موقعيت هاي اخلاقي عراق و كره شمالي متفاوتند: عراق كشوري است كه به ايران و كويت حمله كرده است. به رغم شرايط خاص جنگ عراق عليه ايران كه بعضي از كشورها از عراق حمايت كردند در مورد حمله عراق به كويت هيچ كشوري از عراق حمايت نكرد و در حمله با كويت عليه عراق وارد عمل شدند. به عبارت ديگر عمل عراق در مورد ايران و كويت غير اخلاقي بود. علاوه بر اين، اگر چه استفاده آمريكا از زور عليه عراق نقض منشور ملل متحد بود و اكثر كشورهاي جهان نيز با حمله آمريكا به عراق مخالفت كردند اما تنبيه عراق نشان داد كه مخالفت كشورها با استفاده آمريكا از زور عليه عراق چندان جدي نبوده است. اين در حالي است كه كره شمالي به هيچ يك از همسايگان خود تجاوز نكرده، عليه آنها وارد جنگ نشده، بنابراين هيچ دليلي براي استفاده آمريكا از زور عليه اين كشور وجود ندارد.
۲ - علت اختلافات متفاوت است: آمريكا معتقد است بغداد در جنگش با ايران و نيز مناطق كردنشين عراق از سلاح هاي شيميايي استفاده كرده، قطعنامه هاي سازمان ملل را پس از جنگ ۱۹۹۱ ناديده گرفته، به توليد سلاح هاي كشتارجمعي مبادرت ورزيده، و تهديدي عليه همسايگان و كل جهان است. اما مورد كره شمالي متفاوت است. كره شمالي هيچ سلاح كشتارجمعي اي را عليه هيچ كسي به كار نبرده، اين كشور مثل هر كشور داراي حاكميتي حق دفاع از خود را دارد، و هيچ كشوري حق مداخله در امور داخلي اش را ندارد. عراق مي گفت هيچ سلاح كشتارجمعي در اختيار ندارد اما كره شمالي تاكيد كرده است كه از چنين سلاح هايي برخوردار است و مراحل توسعه و تكامل اين سلاح ها و حتي اوضاع و احوال احتمالي آزمايش آنها را اعلام كرده است.
۳ - ذهنيت كشورهاي همسايه متفاوت است: در پروسه تهديد و حمله آمريكا به عراق، كشورهاي خاورميانه به جز ايران و سوريه، حمايت آشكار و پنهان يا حمايت مستقيم و غيرمستقيم خود را از اين حمله اعلام كردند. اگرچه اين كشورها نگران بودند كه حمله به عراق اين فرصت را براي ايالات متحده فراهم كند و نفوذ را در خاورميانه گسترش داده و بر نفت عراق كنترل پيدا كند اما آنها اميدوار بودند حكومت صدام حسين به دليل تهديدهاي مستقيم و عملي آن عليه كشورهاي منطقه ساقط شود. در حقيقت كشورهاي منطقه كه طرفدار حمله آمريكا به عراق بودند در تحليل نهايي حضور ايالات متحده را بر بقاي صدام حسين ترجيح مي دادند. اما مسئله شبه جزيره كره فرق دارد. تضمين اين نكته كه شبه جزيره كره عاري از سلاح هاي هسته اي باشد، مسائل امنيتي شبه جزيره كره به طور مسالمت آميز حل و فصل شود، و نيز حفاظت از صلح و ثبات در شبه جزيره كره مورد علاقه كليه كشورهاي منطقه است. حتي كره جنوبي از حمله پيش دستانه آمريكا عليه كره شمالي حمايت نمي كند چه رسد به چين، روسيه و ژاپن.
۳ ـ پيامدهاي بالقوه جنگ كاملاً متفاوتند: در خلال جنگ خليج فارس (۱۹۹۱) ايالات متحده ضربات محكمي بر سيستم تسليحاتي عراق وارد كرد و پس از آن نيز مجازات هاي اقتصادي، فشارهاي سياسي و بازرسي ها مانع از آن شد كه عراق بتواند قدرت نظامي خود را بازيابد. اين در حالي است كه موقعيت نظامي كره شمالي متفاوت است. كره شمالي داراي صدها موشك بالستيك، ميزان قابل توجهي سلاح هاي ميكروبي و شيميايي، و حتي يك يا دو بمب هسته اي است. از نظر قدرت نظامي، كره شمالي در رده ده قدرت نظامي برتر جهان محسوب مي شود. اين كشور كمتر از ۶۰ كيلومتر با شهر سئول پايتخت ۱۰ ميليوني كره جنوبي فاصله دارد. گفته مي شود در صورت وقوع جنگ عليه كره شمالي در روز اول جنگ حدود يك ميليون نفر (نظامي و غيرنظامي) در سطح منطقه جان خود را از دست مي دهند.
۴ ـ ديدگاه ها، استراتژي ها و تاكتيك هاي حكومت آمريكا و دو حزب جمهوريخواه و دموكرات اين كشور نسبت به مسئله هسته اي كره شمالي متفاوت بوده است؛ طي ۸ سال حكومت بيل كلينتون، روابط كره شمالي و آمريكا به تدريج رو به بهبودي گذاشته است. توافقنامه اي كه در سال ۱۹۹۴ در ژنو ميان آمريكا و كره شمالي منعقد شد به تدريج مسئله هسته اي كره شمالي را در آستانه حل شدن قرار داد. در دوره دوم حكومت كلينتون، وزير خارجه او خانم مادلين آلبرايت به كره شمالي سفر كرد و مقدمات سفر كلينتون به كره شمالي هم فراهم شد. اما وقتي بوش قدرت را به دست گرفت روابط دو كشور رو به سردي گراييد و سال گذشته بوش كره شمالي را در محور شرارت قرار داد. در حال حاضر در دولت بوش ديدگاه ها راجع به نحوه برخورد با كره شمالي يكسان نيست. رامسفلد، وزير دفاع، از ضربه نظامي سخن مي گويد حال آنكه پاول كه ميانه روتر به نظر مي رسد خواهان حل مسئله به شيوه هاي مسالمت آميز است. محافل دانشگاهي آمريكا نيز مذاكره را بر جنگ ترجيح مي دهند. موضع گيري هاي متناقض احزاب و دولت هاي آمريكا در برابر كره شمالي، اعتماد را از پيونگ يانگ سلب كرده و موجب نوعي سوءظن و بدبيني در ميان نخبگان سياسي كره شمالي نسبت به آمريكا شده است. در هر حال تناقض رفتاري دو دولت كلينتون و بوش نسبت به يك موضوع مشكلاتي را براي ايالات متحده در استفاده از زور عليه كره شمالي به وجود آورده است. زيرا نخبگان سياسي آمريكا در برابر افكار عمومي ملت خود و ساير ملت هاي جهان در مقابل اين سوال قرار مي گيرد كه چرا در دوره حكومت كلينتون روابط آمريكا و كره شمالي به سوي صلح و در دوره حكومت بوش به سوي جنگ پيش مي رود؟

خونين تر از جنگ عراق
شايد آمريكايي ها با يك بلوف مواجه باشند زماني مي توان ادعاي دستيابي به سلاح هسته اي را پذيرفت كه شاهد يك آزمايش اتمي باشيم كارشناسان سيا معتقدند كره شمالي يك يا دو بمب اتمي دارد اما هنوز مدركي ارائه نشده است
010005.jpg

ترجمه: عباس فتاح زاده
مذاكراتي كه ميان كره شمالي و آمريكا با ميانجي گري پكن برگزار شده بود نتوانست دستاوردي داشته باشد. لذا اختلافات ميان واشنگتن و پيونگ يانگ همچنان به قوت خود باقي است. آيا امكان دارد كه آمريكا روزي عليه كره شمالي به اقدام نظامي دست بزند؟ مجله آلماني اشپيگل پيرامون اين موضوع و پيامدهاي آن با دكتر پاتريك كولنر، كارشناس مسائل كره، مصاحبه اي را انجام داده است. كولنر ۳۵ سال دارد و در موسسه مطالعات آسيا در هامبورگ مشغول به كار است. در مقام ناشر نيز اخيراً از وي كتابي تحت عنوان «كره - سياست، اقتصاد و جامعه» به چاپ رسيده است. متن مصاحبه او با هفته نامه اشپيگل از نظرتان مي گذرد.
•••
• كره شمالي ظاهراً اعتراف كرده كه سلاح هسته اي در اختيار دارد. آيا اين حرف ها صرفاً يك بلوف است يا بايد آن را جدي گرفت؟
بسياري از شواهد حاكي از آن است كه عملاً با يك بلوف روبه رو هستيم. تنها زماني مي توان ادعاي دستيابي به سلاح هسته اي را پذيرفت كه شاهد يك آزمايش اتمي باشيم.
• چرا اين قدر ترديد داريد كه كره شمالي صاحب سلاح هسته اي شده باشد؟
اگر چه كارشناسان سرويس جاسوسي آمريكا سيا سال ها است كه معتقدند كره شمالي يك يا دو بمب اتمي دارد، اما هيچ مدركي در اين زمينه ارائه نشده است. دانش هسته اي كره شمالي از روسيه سرچشمه مي گيرد. كارشناسان روسي فكر نمي كنند كه كره شمالي تا اين حد پيش رفته باشد. حتي اگر پيونگ يانگ قادر باشد سلاح هسته اي توليد كند باز هم در مورد اين موضوع كه كره اي ها بتوانند كلاهك هسته اي بر روي موشك هاي ميانبرد و دوربرد نصب كنند، ترديد وجود دارد. تنها با موشك هاي ميانبرد و دوربرد است كه مي توان آمريكا را تهديد كرد. من فكر مي كنم خطر فروش تجهيزات توليد سلاح هسته اي توسط كره شمالي بيشتر از خطر فعاليت هاي هسته اي در داخل اين كشور است.
• فكر مي كنيد مشتريان بالقوه كره شمالي در اين زمينه چه كساني هستند؟
كشورهاي زيادي در اين زمينه قابل ذكر هستند.
• آيا علت تهديدات هسته اي كره شمالي ترس مقامات اين كشور از آمريكاست؟
سعي بر اين است كه به آمريكايي ها فشار وارد آيد. پيونگ يانگ معتقد است كه مي توان با استفاده از نيروي بازدارنده سلاح هسته اي خطر حمله آمريكا را كاهش داد. بايد ديد آيا كره شمالي حاضر است در مقابل تضمين هاي امنيتي و حمايت اقتصادي توانايي هاي هسته اي بالقوه خويش را به فراموشي بسپارد. گفت وگوها با آمريكا در آغاز راه خويش هستند و قطعاً مدت ها طول خواهند كشيد.
• تعداد نيروهاي نظامي كره شمالي يك ميليون نفر بيشتر از عراق است. به لحاظ تجهيزات نظامي هم كره شمالي مجهزتر از عراق است. آيا هر گونه حمله آمريكا به كره شمالي نمي تواند آن قدر ريسك داشته باشد كه چنين كاري را از توجيه بياندازد؟
چرا همين طور است. جنگ در شبه جزيره كره بسيار خونبارتر از جنگ عراق خواهد بود. در كره شمالي مناطق كوهستاني زيادي وجود دارند و اين موضوع لشكركشي آمريكايي ها را بسيار دشوارتر از حضورشان در عراق مي كند. به لحاظ ايدئولوژيكي نيز سربازان كره شمالي بسيار قوي تر از نيروهاي نظامي عراق هستند و احتمالاً قدرت مقاومتشان بيشتر است. در صورت بروز جنگ احتمال آنكه كره جنوبي نيز با حملات تلافي جويانه كره شمالي روبه رو شده و قربانيان زيادي بدهد بسيار بالاست.
سئول تنها ۵۰ كيلومتر با مرز كره شمالي فاصله دارد و در تيررس سلاح هاي كره شمالي است.
• مردم كره شمالي در برخورد با آمريكا چه نظري دارند؟ اصلاً آن ها چه تجربياتي در ارتباط با آمريكا داشته اند؟
تجربيات مردم اين كشور تنها محدود به چيزهايي است كه از رسانه هاي تحت كنترل دولت منتشر مي شود. آن ها به رسانه هاي بين المللي و يا كره جنوبي دسترسي ندارند.
• قدرت كيم جونگ ايل در كشور چقدر است؟ آيا او رقيباني ـ به عنوان مثال در ارتش ـ دارد؟
كيم طي سال هاي اخير سمت هاي نظامي مهم را به افراد وفادار به خود واگذار كرده است. او كوشيد ارتش را حتي شديدتر از دوران پدرش به خود پيوند دهد.
• لذا گزينه كودتا منتفي است. چنين نيست؟
نمي توان اين طور قضاوت كرد. در هر حال احتمال كودتاي نظامي بيشتر از احتمال سقوط حكومت توسط مردم است.
• سال ها است كه كشور با قحطي دست و پنجه نرم مي كند. دولت چطور هزينه هاي تسليحاتي و برنامه هاي هسته اي خود را تامين مي كند؟
از زمان فروپاشي بلوك شرق كمبود محصولات وارداتي مهم نظير مواد خام، انرژي و همچنين كالاهاي سرمايه اي كاملاً روشن است. منابع ارزآور براي كشور هم مبهم هستند. از جمله اين منابع صادرات موشك هاي كوتاه برد و اجزاي آنهاست. اين كار طي سال هاي گذشته ميليون ها دلار ارز به كره شمالي وارد كرده كه بخشي از آن توسط ارتش استفاده شده است.
• آيا چين به عنوان همسايه كره شمالي نبايد از دستيابي اين كشور به سلاح هسته اي نگران باشد؟
چين عملاً در مقابل يك دوراهي بزرگ قرار دارد. پكن به هيچ وجه موافق وجود سلاح هسته اي در كره شمالي نيست. از سويي ديگر اين خطر نيز وجود دارد كه فشارهاي اقتصادي گسترده بر پيونگ يانگ به سقوط اين دولت بيانجامد. در چنان صورتي سيل آوارگان از كره شمالي به سوي چين سرازير خواهد شد و مناطق مرزي چين دچار تشنج هاي اجتماعي خواهند شد. لذا چين سعي مي كند برخورد شديدي با پيونگ يانگ نداشته باشد و با اقدامات نه چندان شديد بر اين دولت تاثير بگذارد.
• اين روش در عمل چقدر مي تواند مفيد واقع شود؟
معلوم نيست كه چين هنوز چه اهرم هايي را در قبال كره شمالي در اختيار دارد. ديگر روابط نزديك و سنتي اي كه ميان نسل هاي بنيانگذار دو كشور وجود داشت، به چشم نمي خورد. اما اگر تنها يك كشور در منطقه باشد كه بتواند بر كره شمالي تاثير بگذارد اين كشور چين خواهد بود.
منبع: اشپيگل

مقاومت اتمي كره شمالي

كره شمالي در حين مذاكره با چين و آمريكا دوباره اعلام كرد سلاح اتمي دارد
010014.jpg


حاشيه جهان

• بشردوستي غربي ها
گروه هاي حقوق بشر غربي در حركتي هماهنگ از دولت كمونيست ويتنام خواستند در حكم محكوميت صادره عليه يكي از كشيش هاي كاتوليك اين كشور كه خواستار آزادي مذهبي و ايجاد تحولات اجتماعي در اين كشور شده، تجديدنظر كند. پدر تادئوس نگوين ۵۶ ساله اوايل ماه مه ۲۰۰۱ در دادگاهي كه هيأت منصفه يا شركت كننده آزادي نداشت به دليل اظهاراتش در مخالفت با سياست هاي دولت به ۱۵ سال حبس محكوم شد.
به ادعاي ورلدنت ديلي اين كشيش كاتوليك در بازداشت انفرادي به سر مي برد و اكنون دوره محكوميت خود را در زندان ايالتي نام ها پشت سر مي گذارد. او حتي از گفت وگو با نگاهباناني كه هر روزه دو بار براي او آب و غذا مي آورند هم منع شده است.

• تلاش براي تضعيف محمود عباس
مقامات اطلاعاتي كشور يهود در نشست اواخر هفته گذشته كابينه اسرائيل ادعا كردند محمود عباس، نخست وزير تازه منصوب شده فلسطينيان قصد خشكاندن ريشه هاي مبارزه در سرزمين هاي فلسطيني را ندارد. روزنامه هاآرتص كه اين مطلب را منتشر كرده ادعا مي كند يكي از مقامات ارشد موساد از وجود مداركي در مورد تصميم محمود عباس براي گفت وگو با نمايندگان حماس و جهاد اسلامي براي اجتناب از رويارويي با اين گروه ها خبر داد. گفته مي شود اميد سردمداران كشور يهود براي به سازش كشاندن محمود عباس رنگ باخته و اكنون بين ارتش و شين بت سازمان اطلاعات ارتش اسرائيل در مورد آنچه بايد از حاكميت فلسطيني انتظار داشت اختلاف نظر شديدي وجود دارد. احتمالاً اسرائيلي ها دور تازه اي از تلاش ها را براي تضعيف حاكميت فلسطيني آغاز خواهند كرد.

• چرنوبيل چين
009996.jpg

دولت چين پس از ادعاهاي اوليه كه سارز را بيماري اي بي خطر خوانده و از كنترل آن خبر مي داد در اقدامي ناگهاني تمامي مدارس و دانشگاه هاي پكن را تعطيل كرد. هري وو از مخالفان دولت پكن كه در تبعيد خودخواسته به سر مي برد شيوع سارز را در چين به مثابه انفجار نيروگاه اتمي چرنوبيل در اتحاد جماهير شوروي سابق دانست.
انفجار چرنوبيل در سال ۱۹۸۶ فاجعه اي را رقم زد كه براي مدت ها اروپا را به خود مشغول كرده بود و اكنون انفجار اقتصادي اي كه در پي سارز خواهد آمد براي چين و منطقه كمتر از تبعات فاجعه چرنوبيل نخواهد بود. با وجودي كه اشاعه سارز در مراحل آغازين خود است چين با كاهش شديد ورود جهانگردان و ضررهاي اقتصادي به دليل عدم حضور كارگران در محل كار خود روبه رو شده است.

• ناتوي اروپايي
010002.jpg

برخي كشورهاي اروپايي طرحي را براي ايجاد ارتش واحد اروپايي مطرح كردند. فرانسه، آلمان، بلژيك و لوگزامبورگ روز چهارشنبه از طرح خود براي تشكيل كشور مستقل اروپايي پرده برداشتند و از عزم خود براي ايجاد نيروي دفاعي توانمند و همه جانبه اي خبر دادند كه با توجه به اختلاف نظر جدي و گسترده موجود بين اين كشورها كه از سوي آمريكاييان اروپاي كهن نام گرفته اند با بريتانيا، آمريكا و اسپانيا ممكن است اين طرح در نهايت به فروپاشي ناتو منجر شود.
به گزارش روزنامه ديلي تلگراف نيروي واكنش سريع اروپايي كه اكنون بيشتر متضمن نيروهاي فرانسوي و آلماني است با پيوستن كماندوهايي از لوگزامبورگ تقويت خواهد شد. قرار است اين نيروي جديد تا اوايل سال آتي ميلادي تشكيل و عملياتي شود و فرماندهي آن در حومه بروكسل انجام شود. ژاك شيراك رئيس جمهور فرانسه در اظهاراتي در مورد اين نيرو ادعا كرد تشكيل ارتش مستقل اروپايي موجب تبديل اروپا به شريكي معتبرتر و قابل اتكاتر براي واشنگتن خواهد شد.

• كشف تازه آمريكايي ها
مقامات ارشد دولت بوش روز سه شنبه اعلام كردند يكي از اعضاي القاعده كه در قالب گروهي ديگر در عراق فعاليت داشته در اين شهر بازداشت شده است. ابومصعب زرقاوي فرماندهي گروهي از مبارزان عراقي در غرب بغداد را بر عهده داشت و به ادعاي آمريكايي ها اين مرد ارمني مغز متفكر و طراح ترور لورنس فولي، ديپلمات آمريكايي به قتل رسيده در امان پايتخت اردن در اكتبر سال گذشته ميلادي بوده است.
گفته مي شود زرقاوي پس از آنكه در ژوئن ۲۰۰۲ ميلادي در افغانستان مجروح شد با عزيمت به بغداد در اين شهر تحت مداوا قرار گرفته و پس از قطع يكي از پاهايش در پايتخت عراق ماندگار شد. آمريكايي ها زرقاوي را رابط القاعده و حاكميت صدام مي دانند.

نگاه روزنامه نگار
دو مرد، دو مأموريت

ترجمه: مسعود رجبي
هر دو از آمريكا متنفر بودند. هر دو خود را مجاهد راه خدا مي دانستند و هر دو در نابود كردن آنچه بر سر راهشان قرار گرفته بود مصمم بودند. در عين حال بن لادن و صدام حسين تفاوت هايي نيز با هم داشتند. صدام به زيردستان خود دستور مي داد و بن لادن خود را در خدمت شريعت اسلامي مي ديد. تصاوير صدام فضاي زندگي روزمره عراقي ها را پر كرده بود و بن لادن مدت ها بود كه از چشم ها پنهان بود. با وجود اين بسياري از آمريكايي ها صدام و بن لادن را در انجام اقدامات تروريستي همكار مي دانند. يكي از پژوهش هاي اخير نشان مي دهد كه پاسخگويان آمريكايي برخي و يا اغلب هواپيماربايان يازده سپتامبر را عراقي مي دانند حال آنكه درواقع پانزده نفر از نوزده هواپيماربا تبعه عربستان سعودي بودند. هنگامي كه شبكه الجزيره اخيرا صداي بن لادن را پخش كرد دولت آمريكا به سرعت استدلال كرد كه بين اين دو مرد ارتباطاتي وجود داشته است. در اين خصوص آري فلچر به خبرنگاران گفته بود: ارتباط بين بن لادن و القاعده همان كابوسي بود كه برخي ها از قبل نسبت به آن هشدار داده بودند. بررسي شيوه رسيدن بن لادن و صدام به قدرت ارزش هاي قرار گرفته در پس ماموريتشان را آشكار مي كند. صدام حسين در همان قريه اي به دنيا آمد كه زادگاه جنگجوي قرن دوازدهم مسلمين، صلاح الدين ايوبي بود. طي جنگ هاي صليبي صلاح الدين صليبيون مسيحي را در بيت المقدس شكست داده بود. صدام با ياس و دلسردي از شرايط فقرآلود خانواده و ناپدري خشن خود در ده سالگي خانه را ترك كرد تا با عمويش زندگي كند. نام عموي صدام خيرالله تلفه بود كه بعدها فرماندار بغداد شد. تلفه به خاطر نقشي كه انگلستان پس از جنگ جهاني اول در عراق ايفا كرده بود از اين حكومت بيزار بود. صدام حسين قبل از بيست سالگي به حزب بعث پيوست. حزب بعث كه در آن زمان يك گروه سياسي كوچك بود براي ايجاديك كشور واحد سوسياليستي عرب و نجات دادن كشورهاي عربي از زير سلطه استعمارگران اروپايي تلاش مي كرد. صدام حسين در سلسله مراتب حزب رشد كرد و به عنوان يك تروريست به كار گرفته شد. او در ۱۹۵۹ ميلادي در سوء قصد به جان نخست وزير وقت عراق ناكام ماند. پس از آن صدام رئيس يكي از مراكز شكنجه حزب شد. پليس مخفي حزب بعث در نهايت توانست يك هسته رهبري ثابت و وفادار براي حزب تشكيل دهد و مخالفان در دم كشته مي شدند. صدام حسين در ۱۹۶۹ راه خود را به صفوف رهبري حزب باز كرد. در اين زمان تلفه از مقام جديد برادرزاده خود در حزب خوشحال نبود زيرا صدام او را از حزب اخراج كرده بود. در اوضاع جنگ سرد و سياست هاي عجيب و غريب آن زمان قدرت هاي غربي صدام حسين را براي اهدافشان مفيديافته بودند.صدام جنگ كنوني را ام المعارك يا «مادر جنگ ها» ناميده بود. او قبل از شروع جنگ چند صدتن از رهبران مذهبي را گردهم آورده و آنها را مجبور كرده بود فتوا دهند و جنگ پيش رو را «جهاد» بنامند. علما براي حفظ جانشان مجبور به انجام اين كار بودند. تاكنون اين نزاع به يك شكست تحقيركننده، تحريم هاي بلندمدت و نزاع هاي قومي در عراق منجر شده است. همچنين اين نزاع فصل جديدي را در برنامه هاي مسلمانان اصولگرا در خاور نزديك باز كرده و موجب شتاب گرفتن آهنگ آن شده است. جنگ دوم خليج (اشغال كويت) براي صدام و بن لادن روشن كننده ماموريتشان بود و براي هر دو زمينه اي مشترك پديد آورد: «انزجار مشترك در برابرنخوت آمريكايي ها» ذكر اين نكته كه هم صدام و هم بن لادن در ابتدا با حمايت آمريكا اهداف خود را پيگيري كردند مسئله اي طنزآلود است. ريگان به خاطر ترس از فراگير شدن انقلاب اسلامي ايران در جنگ ايران و عراق به صدام كمك كرد و در سال ۱۹۶۹ نيز وقتي شوروي سابق، افغانستان را تحت اشغال خود درآورد مجاهديني همانند بن لادن مورد حمايت آمريكا قرار گرفتند. بن لادن در رياض در يك خانواده ثروتمند و اشرافي متولد شد. او از دانشگاه سلطان عبدالعزيز با مدرك مهندسي شهري فارغ التحصيل شد. در طول جنگ افغانستان او در مناطق مرزي افغانستان با پاكستان امكانات و حمايت هاي بسياري از مجاهدين افغاني مي كرد و با خروج نيروهاي شوروي از افغانستان بن لادن به عنوان يك قهرمان به زادگاه خود بازگشت. صدام حسين و بن لادن در طول دوران جنگ سرد مورد التفات آمريكا بودند و تنها از زماني كه دوران نظم نوين جهاني آغاز گشت اين دو به دشمنان آمريكا تبديل شدند. در اين ميان چه چيزي تغيير كرده بود؟ كيمبل در اين خصوص مي گويد: كاملا آشكار است كه يكي از عوامل تعيين كننده در خصوص بن لادن و تبديل شدن او به يك تروريست مسئله جنگ دوم خليج بود. پس از رخ دادن اين وقايع بن لادن به سرعت ماموريت سازمان تازه تاسيس خود را تغيير داد. القاعده كه در ابتدا باقيمانده اي از نيروهاي مجاهد افغان بود به يك هسته تروريستي بلندپرواز و سرسخت تبديل شد. متخصصان بر اين عقيده اند كه پيشرفت بن لادن در راهي كه پيش گرفته بود نمايانگر يك احساس ديني عميق بود. كيمبل در اين خصوص مي گويد: «برخي معتقدند كه بن لادن يك شخصيت سياسي است كه براي مقاصد شخصي خود از حربه دين سود مي جويد. من اين گونه فكر نمي كنم. من معتقدم كه بن لادن به شدت يك انسان ديندار است. » حتي بسياري از مسلمانان نيز با اين عقيده مخالف هستند و معتقدند بن لادن به خاطر اهداف سياسي خود اصول صلح خواهانه اسلام را خدشه دار كرده است. خواه بن لادن يك مومن خالص بوده باشد و يا فردي گمراه به هر حال عقايد ديني او گروه كوچكي از طرفداران مسلحش را برانگيخت تا چند هواپيماي مسافربري را به ساختمان هاي برج تجارت جهاني و پنتاگون بكوبند. حوادث يازده سپتامبر نشان داد كه پيروان اسلام خشونت طلب مي توانند در همه حال سلاح هاي كشتارجمعي خاص خود را بيابند. اصول عمده تفكر بن لادن به عنوان يك معمار فعاليت هاي تروريستي چيست؟ گراهام آليسون استاد علوم سياسي دانشگاه هاروارد و تحليلگر مسائل دفاعي در دولت كلينتون مي گويد: نگرش سياسي صدام نتيجه وضعيت پيراموني و خواسته هاي جاه طلبانه اش بود. ايدئولوژي حزب بعث آنگونه كه صدام مروج آن بود نسخه اي از سوسياليسم عربي به شمار مي رفت. اما اين نسخه همان نسخه اي بود كه او را مجاز مي كرد براي حفظ و توسعه قدرت خود به هر ابزاري متوسل شود. قبل از شروع جنگ در عراق بن لادن در قبال شخص بي ايمان و سوسياليستي همانند صدام تسامح بيشتري نشان داد و سعي كرد از اين طريق انگيزه واحد مسلمين را بر عليه «نيروهاي شيطاني» آمريكايي بالا ببرد. او در آخرين صداي ضبط شده اش چنين گفت: «در شرايط كنوني وجود اختلاف نظر بين مسلمانان و سوسياليست ها مسئله مهمي نيست و همه بايد به طور يكپارچه عليه صليبيون (آمريكايي ها) بجنگند.
منبع: كريستين ساينس مانيتور

|  اقتصاد  |   ايران  |   جهان  |   زندگي  |   فرهنگ   |   ورزش  |
|  هنر  |

|   صفحه اول   |   آرشيو   |   بازگشت   |