سه شنبه ۱۸ آذر ۱۳۸۲ - شماره ۳۲۴۸- Dec,9, 2003
نگاه امروز
هر دو سال يكبار
002056.jpg
سهيلا نياكان
بي ينال يا دوسالانه، يك الگوي مناسب براي بازتاب فعاليت هاي هنرهاي تجسمي در همه جاي دنياست.
هنرهاي تجسمي و به خصوص نقاشي و مجسمه سازي بيشتر از ديگر هنرهاي بصري نياز به زمان براي خلق و ارايه دارد و جشنواره هاي سالانه نمي تواند همگام با روند خلاقيت هنري هنرمندان يك كشور باشد. از طرفي به تجربه ثابت شده گذر زماني حدود دو سال لازم است تا ديدگاه هنرمندي تغيير كند و يا يك آماتور به هنرمندي پيگير و به اصطلاح حرفه اي تبديل شود.
از طرف ديگر، دو سالانه فرصت مناسبي براي منتقدين و دانشجويان است تا با روند هنري جامعه و محيطي كه در آن زندگي مي كنند آشنا شوند و نتايج آن را در مقالات ، كتاب ها و پايان نامه هاي خود انعكاس دهند.
اما مشكل يك اقدام دوسالانه، عدم تداوم و استمرار در برگزاري آن است. اگرزمان برگزاري مشخص نباشد، اگر مديريت دوسالانه هربار عوض شود، اگر محل برگزاري متغير باشد، اگر بودجه و برنامه اجرايي دو سالانه نامعلوم باشد و هزاران اگر ديگر كه ناشي از فاصله زماني دو سال است، باعث مي شود تأثيرگذاري دوسالانه كاهش يابد و نقش تعيين كننده آن در جريان هنري يك كشور ناديده انگاشته شود.
حال اگر به اين مشكلات، بي توجهي مسئولان و بي اهميت جلوه دادن دوسالانه از طرف هنرمندان نيز اضافه شود، نتيجه فقط يك چيز است: دوري مردم از فعاليت هاي هنري و به دنبال آن، انزواي هنرهاي معاصر و عدم ارتباط هنرمند با مخاطب. آيا به دنبال چنين چالشي هستيم؟

گفت وگو با فرح اصولي دبير ششمين دوسالانه نقاشي معاصرتهران
اين دوسالانه جوان گراست
002048.jpg

اشاره؛ برگزاري دوسالانه نقاشي امسال شايد با بيشترين مسايل و تغييرات نسبت به دوره هاي پيشين آن روبه رو بوده است؛ مسايلي چون نامشخص بودن مكان برگزاري تا آخرين روزها و به تعويق افتادن زمان برگزاري، برپايي نمايشگاهي از آثار مردودين دوسالانه و مهم تر از همه مجري بودن انجمن نقاشان ايران كه براي نخستين بار به عنوان يك نهاد مستقل غيردولتي مسئوليت برگزاري بي ينال نقاشي را برعهده گرفته است.
علاوه بر اين، وجود تغييرات وسيع در امر سياستگذاري دوسالانه ششم، آن را با دوسالانه هاي قبلي متفاوت ساخته است. براي آگاهي بيشتر از اين تغييرات و تصميمات جديد، گفت وشنودي با فرح اصولي دبير ششمين دوسالانه نقاشي معاصر تهران انجام داده ايم كه در پي مي آيد.
فرح اصولي مسايل و مشكلات اين دوره از دوسالانه نقاشي را چنين توضيح مي دهد: فكر مي كنم اگر با دبير هر دوره اي از بي ينال صحبت شود، آن را سخت ترين دوره بداند، ولي من هم دلايل خودم را دارم براي اين كه بگويم اين دوره، دشوارترين دوره بي ينال بود.
همانطور كه مي دانيد امسال انجمن نقاشان اين دوسالانه را برگزار كرده است. به هرحال انجمن در كار اجرايي بي تجربه است و بي ينال يك نمايشگاه بزرگ محسوب مي شود كه در آن حرف و حديث و مسأله زياد است. از يك طرف، هيأت مديره كه هم هيأت مديره انجمن نقاشان است و هم سياستگذار بي ينال، قرار دارد و از طرفي ديگر، داوران و كميته انتخاب قرار دارند. از سويي ديگر نيز ما با مسأله مكاني براي برگزاري نمايشگاه مواجه بوديم و در كنار همه اينها من به عنوان دبير و هماهنگ كننده اين شرايط متفاوت حضور داشتم. تا آنجا كه اطلاع دارم در بي ينال هاي گذشته براساس سياستگذاري هايي كه انجام مي شد، يك دبير را برمي گزيدند و دبير داوران را انتخاب مي كرد و يا داوران همراه با سياستگذاري انتخاب مي شدند. همچنين در دوره هاي قبل، محل برگزاري نمايشگاه از ابتدا مشخص بود. ولي اين بار چنين نبود؛ يك هيأت سياستگذاري متشكل از هيأت مديره فعلي و هيأت مديره قبلي و چند تن از هنرمند ميهمان به تعيين سياستي پرداختند. هيأت مديره قبلي وقتي كه كارش تمام شد، كنار رفت و باقيمانده را شوراي سياستگذاري كه همين هيأت مديره فعلي است، تشكيل دادند. اين هيأت اعتقاد داشت چون انجمن نقاشان اين نمايشگاه را برگزار مي كند، پس بهتر است كه دموكراسي در آن رعايت شود، به همين دليل هيأت سياستگذاري (هيأت مديره) بايد تا آخرين لحظه، بر همه امور نظارت كند. بنابر اين من به عنوان دبير، مثل دبيران دوره هاي قبلي آنقدر نمي توانستم بر روي بسياري مسايل تصميم گيري هاي قطعي انجام دهم و هميشه بايد با هيأت مديره هماهنگ مي شدم.
علاوه براين، بخش اجرايي كار نيز بسيار دشوار بود. چون انجمن نقاشان هيچ گونه آمادگي براي برگزاري حتي يك نمايشگاه كوچك را ندارد، چه رسد به برپايي يك نمايشگاه بزرگ. يعني فاقد شرايط، امكانات و خدمات چنين كاري است. بنابر اين، انجمن در اين زمينه با موزه اي كه همه چيز در آن به طور سيستماتيك كار مي كند و سالها تجربه پشت آن است، تفاوت دارد. به هرحال ما در اين انجمن دبيرخانه موقتي داير كرديم و با كمك چند دانشجو و تعدادي افراد غيرحرفه اي به سختي بقيه امور را انجام داديم.
در واقع كارها نيز در دو مكان اجرا مي شد. به اين معني كه مثلاً ما براي تحويل دادن آثار، مجبور بوديم دسته اي از آنها را به موزه هنرهاي معاصر بدهيم؛ چون در انجمن انباري براي نگهداري آثار وجود نداشت. بنابر اين من به عنوان دبير ميان موزه و انجمن در حركت بودم و هميشه نگراني هايي ايجاد مي شود كه چيزهايي در اين بين پايمال و خراب مي شوند؛ ولي با اين همه مراقب بوديم كه اتفاقي نيفتد.
دبير ششمين دوسالانه نقاشي در مورد مشكلات مكان برگزاري نمايشگاه امسال مي گويد: ما از ابتدا فكر مي كرديم كه نمايشگاه قرار نيست در موزه برگزار شود. فرهنگسراي نياوران نيز براي برپايي نمايشگاهي با اين وسعت، كوچك است. زماني كه مجموعه «خيال» وابسته به فرهنگستان هنر را ديديم، اميدوار شديم كه چنين مكاني ساخته شده تا نمايشگاه هاي بزرگ ملي در آن برگزار شود. چون مكاني است با وسعت ۱۳۰۰ متر زيربنا و ديوارهاي مناسب براي نمايش آثار هنري. متأسفانه پس از تلاش هاي بسيار به نتيجه اي براي بدست آوردن مجموعه «خيال» نرسيديم و در اينجا بايد گله كنم كه اين مجموعه به احتمال بسيار، گالري هاي خود را در اختيار بي ينال هاي گرافيك و عكاسي قرار خواهد داد ولي فقط از نقاشي دريغ كرد. در حالي كه ديوارهاي بزرگ مركز «خيال» براي نمايش تابلوهاي نقاشي بسيار مناسب تر بود تا نمايش آثار عكس و گرافيك؛ و اين مي توانست هم تبليغ خوبي براي شناساندن اين مجموعه باشد و هم ما را از وضعيت بلاتكليفي نجات دهد.
اصولي در ادامه مي گويد: موزه هنرهاي معاصر تهران تا سال ۸۴ ، برنامه هايش را تعيين كرده است و از طرفي بايد به موزه حق داد تا فقط به انجام كار موزه اي بپردازد. با اين حال ما شانسي كه آورديم اين بود كه نمايشگاه مجسمه سازان انگليس كه قرار بود در همين زمان برپا شود، با بي ينال نقاشي جابجا شد و ما موفق به برگزاري نمايشگاه در موزه شديم؛ هرچند كه دوسالانه نقاشي نيز كار كم اهميتي نيست. به هرحال بايد يك گالري ملي براي انجام اين كارها وجود داشته باشد. اكنون تقريباً سه سال از زمان اجراي آخرين بي ينال نقاشي گذشته و اگر ما مي خواستيم بي ينال را تعطيل كنيم، زمان بيشتري وقفه مي افتاد.
وي همچنين مي گويد: ما براي اين كه نمايشگاه امسال را در نگارخانه «خيال» برگزار كنيم، نامه اي به رئيس فرهنگستان هنر ارسال كرديم و پاسخ منفي به انجمن نقاشان داده شد. نگراني فرهنگستان اين بود كه دخالتي در سياستگذاري، در تركيب هيأت داوري، جايزه و انتخاب آثار نداشته است. ولي واقعيت اين است كه در اين نمايشگاه هيچكس، هيچ دخالتي نداشته و خود انجمن نقاشان همه انتخاب ها را انجام داده است. البته فرهنگستان هنر در انتخاب هاي مربوط به نمايشگاه هاي گرافيك و عكس نيز دخالتي نداشته ولي من متوجه نشدم كه اين حساسيت بر روي نقاشي بر چه اساسي اتفاق افتاده است.
002050.jpg

اصولي، تركيب هيات داوري امسال را يكي ديگر از مسائل مورد بحث مي داند و در اين باره مي گويد:  من پيشنهادي داشتم مبني بر اينكه حتماً برخي داوران اين دوره، غير نقاش باشند. در همه جاي دنيا معمولاً افراد رشته هاي مختلف در بي ينالها به داوري مي پردازند. در نمايشگاه و مسابقه مهم معماري آقاخان هم افراد مختلفي داوري مي كنند. براي مثال آقاي كيارستمي كارگردان تاكنون دو بار براي داوري اين مسابقه دعوت شده است و تركيب هيأت داوري اين مسابقه همواره شامل شاعر، آهنگساز، فيلسوف، فيلمساز و نقاش است. به هر حال، من از جانب افراد مختلفي مورد انتقاد واقع شدم. معترضين معتقد بودند كه به اندازه كافي نقاش وجود دارد كه به داوري در اين بي ينال بپردازد و لازم نيست يك معمار يا فيلمساز قضاوت كند. اين در حالي است كه كميته انتخاب، همگي نقاش اند. من فكر مي كنم ما به عنوان انجمن نقاشان بايد سياست متفاوتي داشته باشيم و آوانگاردتر عمل كنيم. چون اگر قرار باشد سياستهاي ديرينه را تكرار كنيم، اتفاق جديدي نمي افتد.
دبير دوسالانه ششم در پاسخ به اين سؤال كه اگر موزه هنرهاي معاصر فضايي را براي برگزاري اختصاص نمي داد و شما مجبور مي شديد دوسالانه را در جايي ديگر كه كيفيت پايين تري داشت و آثار با شكل نامطلوبي نمايش داده مي شوند برگزار كنيد؛ آيا دست به چنين كاري مي زديد، چنين مي گويد: در اين صورت، من به عنوان دبير نمايشگاه علاقه اي نداشتم كه دوسالانه برگزار شود. به هر حال وقتي كه نقاشان آثارشان را به نمايش مي گذارند، حساسيت هاي خود را دارند و حاضر نيستند به هر قيمتي اين كار صورت گيرد. چون ارائه هر كاري به اندازه محتواي آن نمايشگاه مهم است.
اصولي ويژگي هاي ديگري براي اين دوسالانه برمي شمرد و مي گويد: امسال تصميم گرفته ايم كه جوايز همان ابتداي نمايشگاه اهدا شوند. به اين ترتيب تماشاگر فرصت دارد كارهايي را كه جايزه دريافت كرده اند، مشاهده كند و نيز اگر نقدي بر كار داوران وارد است، انجام شود. درواقع يكي از مواردي كه برايمان اهميت داشت، اين بود كه از حرفهايي كه مطرح مي شوند، نترسيم و بگذاريم مطرح شوند. چون اين نقد و نظرها مي توانند آموزنده باشند.
موضوع ديگري كه مد نظر داشتيم اين بود كه يك جايزه ويژه تماشاگران پيش بيني كنيم. به هرحال تماشاگراني كه به نمايشگاه براي بازديد آثار مي آيند، كار مورد علاقه شان را انتخاب مي كنند و در آخر بي ينال مشخص مي شود كه نظر تماشاگران چقدر با نظر داوران فاصله داشته است. به اين ويژگي تاكنون در بي ينال نقاشي توجه نشده است.
علاوه بر اين ها، ايجاد يك بخش روابط خارجي و دعوت از تعداد بسياري ميهمان خارجي نيز مورد ديگري است كه در اين دوسالانه به آن پرداخته شده است. به عبارتي با روابطي كه برقرار شده، افرادي كه در سطح بين المللي بر روي كشف استعدادها كار مي كنند، براي بازديد از اين دو سالانه نيز خواهند آمد و در اين زمينه كار خود را انجام خواهند داد.
اصولي در ادامه مي گويد: يكي از موارد جالب توجه براي كساني كه در خارج ازكشور قرار است بر روي اين دوسالانه كار كنند، اين بود كه دبير يك بي ينال نقاشي در ايران، يك زن است. به همين دليل بيشتر برانگيخته شدند تا به اينجا بيايند و به تهيه فيلم از دو سالانه بپردازند. درواقع موضوع زن بودن دبير بي ينال، نظر خارجي ها را نسبت به موقعيت زنان در جامعه ايران فوراً تغيير  داد.
اصولي به موارد ديگري چون يافتن اسپانسر براي بي ينال اشاره مي كند و مي گويد: يافتن اسپانسر نه فقط به دليل نياز به كمكهاي مادي، بلكه به اين علت بود كه بتوانيم نمايشگاه را با كيفيت بهتر برگزار كنيم و اساساً اين حس را در بسياري به وجود آوريم كه در برگزاري يك نمايشگاه نقاشي مشاركت داشته باشند. چون اين مسئله را تاكنون در زمينه ورزش، سينما و رشته هاي ديگر داشته ايم، اما در مورد نقاشي چنين نبوده است. من چندين ملاقات و صحبت با برخي افراد داشته ام كه اگر در درازمدت روي اين موضوع كار شود، مي توانيم در بي ينال هاي بعدي، اسپانسرهاي خوبي داشته باشيم. اين مسئله مهمي است. چون به اين ترتيب ديگران هم با مسئله نقاشي درگير و مشغول مي شوند و پيگيري مسايل و سرنوشت نقاشي برايشان مطرح مي شود.
دبير دوسالانه ششم در بخش ديگري از سخنان خود مي گويد: در دوره هاي قبل، معمولاً رسم بر اين بود كه عده اي نقاش مدعو بدون اينكه كارشان در كميته انتخاب بازبيني شود، به بخش مسابقه راه مي يافتند و ممكن بود جايزه بگيرند. امسال اين مورد حذف شده است. ما با ارسال نامه اي از مدعوين خواستيم؛ معين كنند كه مايلند در بخش مسابقه شركت كنند و يا كارشان در بخش مدعوين حضور پيدا كند. اين اقدام به اين علت بوده كه همواره صحبت بر سر اين است كه فلان نقاش مدعو شركت مي كند و كارش جايزه مي گيرد. اين حس نااميدي در جوانها ايجاد مي شد با كساني مسابقه مي دهند كه داوران از روي احترام يا آشنايي با آن نقاشان قديمي، كارش را برمي گزينند و به آن جايزه مي دهند. بنابراين راه يافتن مدعوين به بخش مسابقه مي تواند راه را براي جوانها باز كند. به هرحال اين بي ينال، جوانگرا است.
فرح اصولي همچنين به تشكيل يك گروه پژوهش و تحقيق اشاره مي كند و مي گويد: اين گروه بر روي بي ينال تحقيق مي كند و تلاش خواهد كرد ضعفها، اشكالات و مسايل بي ينال را به شكل مكتوب ثبت كند تا اين نتيجه، براي دوره هاي بعد مورد استفاده قرار گيرد.
اصولي در پايان سخنان خود پيشنهاد مي كند كه بهتر است پس از اتمام اين دو سالانه، يك كميته بي ينال تشكيل شود تا به  طور ثابت به كار مشغول باشد. به اين ترتيب برگزاري و شكل بي ينالها و كم و كيف مربوط به آنها مشخص خواهد شد. شايد به اين طريق بتوان در آينده، بي ينال را بين المللي برپا كرد.

مرور
به مناسبت برپايي نمايشگاه آثار پهلوان عباسي، جانباز شيميايي
جلوه هاي حقيقت
002052.jpg
نمايشگاهي از آثار نقاشي هاي آبرنگ جانباز هنرمند، پهلوان عباسي تا ۱۶ آذر در نگارخانه فرهنگسراي هنر به نمايش درآمد.
در اين نمايشگاه كه با عنوان «جلوه هاي حقيقت» برگزار شده، بيش از ۴۰ اثر با مضامين مذهبي و ديني، جنگ تحميلي و مناظر و جلوه هاي طبيعت به معرض ديد عموم گذاشته شده اند.
تا كنون نمايشگاه هاي متعددي از آثار اين هنرمند در داخل و خارج كشور برپا شده و قرار است به زودي تعدادي از تابلوهاي وي به دليل داشتن نگاه معنوي، در كشورهاي لبنان و سوريه به نمايش درآيند.
پهلوان عباسي جانباز شيميايي، منظور از برپايي نمايشگاه تابلوهاي نقاشي اش را بروز خودباوري هاي جانبازان شيميايي ذكر مي كند كه داراي مشكلات روحي و رواني و دردهاي دروني اند. وي  مي گويد: زماني كه در منطقه جنگي حضور داشتم، ذوق انجام نقاشي را به دست آوردم. به طوري كه با انگشت بر روي خاك طراحي مي كردم. پس از اينكه مجبور به استراحت در منزل شدم، بهترين فرصت براي تمرين طراحي و شروع فعاليت هاي نقاشي ام به صورت تجربي به دست آمد و اگر بر روي اين هنر تمركز نمي كردم، مشكل جسماني ام وخيم تر مي شد. پهلوان عباسي در ادامه مي گويد: از آنجا كه نام جانباز مترادف با شهيد زنده خوانده شده و جانباز كسي است كه بايد هميار و همفكر مردم، زلال و پاك باشد،  ابعاد فكري ام را در عرصه هنر نقاشي با ديد معنوي پيش بردم.
يكي از تابلوهاي آبرنگ اين هنرمند،  با موضوع «زندان موسي بن جعفر(ع)» كار شده است. وي مي گويد: براي تصوير كردن چنين موضوعي، ذهن نقاش بايد خيلي زلال باشد و بداند راه ائمه(ع) چگونه بوده و آنها در چه دوراني زندگي مي كرده اند. چرا كه زندگي و راه ايشان زلال بوده است. اين جانباز هنرمند كه از ناحيه چشم و ريه با گاز خردل مصدوم شده، در مورد انجام كارهايش با همسر و فرزندانش مشورت مي كند و به اهميت نقش خانواده هايي كه جانباز شيميايي دارند، اشاره دارد. پهلوان عباسي پيش از اين در ماه مبارك رمضان، نمايشگاهي از آثار خود را در فرهنگسراي پايداري برپا كرده و قرار است دو نمايشگاه ديگر به ترتيب ۲۲ تا ۳۰ آذر در فرهنگسراي هنر (ارسباران) و ۷ تا ۱۰ دي ماه در نگارخانه كمال الدين بهزاد برگزار كند.

هويت در لحظه هاي غيرمهم
002062.jpg
چندي پيش نمايشگاهي از آثار عكس ليلا پازوكي در نگارخانه راه ابريشم برگزار شد. عكس هاي به نمايش درآمده با موضوع نقاشي هاي مذهبي، شمايل هاي مسيحيت و تركيب آنها با عكس هايي از يك زن امروزي به صورت لايه اي بر سطح شمايل ها بودند. تكنيك اين آثار نيز به صورت كولاژ عكس با كامپيوتر ارائه شده اند.
اين عكاس جوان كه سال گذشته آثارش را در نمايشگاه آكادمي هنر مونيخ و خانه هنرمندان مسكو شركت داده است، پيش از اين نيز كارهاي خود را در قالب تعدادي عكس كه هر كدام شامل سه فريم از يك ويدئو است و سه مانيتور به صورت تابلوهايي به شكل نصب بر ديوار و سه ويدئو آرت كه يكي پس از ديگري و از هر سه مانيتور مشاهده مي شوند، ارائه داده است.
وي در انتخاب فريم هاي مذكور (در تابلوها) مي گويد: اين فريم ها را به گونه اي انتخاب كرده ام كه هر سه يا چهار فريم، يك حركت را كه در چند ثانيه يا كمتر اتفاق افتاده ، نشان دهد. پايين هر تصوير (فريم) نيز تاريخ آن روز، ساعت، ثانيه و صدم ثانيه آن لحظه را نوشتم؛ به طوري كه اين شماره و انجام اين مراحل جزيي از كار بود و به واسطه آن، لحظه هايي «غيرمهم» از يك بعد از ظهر، يك روز وسط هفته يكباره هويت پيدا مي كند و پررنگ مي شود.
ليلا پازوكي فارغ التحصيل در رشته نقاشي از دانشگاه هنر است و تاكنون علاوه بر برپايي نمايشگاه هاي عكاسي و نقاشي در داخل و خارج كشور، به كار و فعاليت در زمينه طراحي گرافيك و تصويرسازي پرداخته است.
او همچنين در رشته تاريخ هنر و فلسفه در دانشگاه اتوفريدريش، بامبرگ (آلمان) مشغول به تحصيل بوده و درسال گذشته در رشته مديا آرت نيز در آكادمي هنر مونيخ به فراگيري اين رشته اشتغال داشته است.

نگاه
معنويت در هنر
002064.jpg
تاها بهبهاني
بحث معنويت در هنر موضوع تازه اي نيست و دفتر اين مقوله از ابتداي تاريخ نقاشي تا امروز هميشه باز بوده و به مدد نقاشاني كه تفكر غيرمادي داشتند هيچ وقت بسته نشده است. چه آنهايي كه چند قدمي از زمين فاصله گرفته اند و چه بزرگاني كه عظمت روحشان بعد از قرنها هنوز قلب تپنده موزه هاي بزرگ دنياست.
شايد ششصد سال پيش «وان ايك» هرگز فكر نمي كرد كه با تابلوي عظيم «عيسي بر صليب» روزي يكي از پله هاي اين نردبان عرشي باشد، او كه با اثرش عظمت نجابت خوبان بر دار را در مقابل رذالت غافلان كوته نظر آدم نما نشان مي دهد و فرياد «ما ز بالاييم و بالا مي رويم» را در هر ضربه قلم موي خود چون ضربه هاي سماع عارفان شيفته حق و حقيقت و درستي و پاكي مي كوبد تا گوش جهانيان ششصد سال بعد، طنين  اين پيام را در دهليزهاي موزه هاي بزرگ دنيا بشنود كه انسان اين موجود دو پاي گرفتار آز و حسد و خودخواهي نيست بلكه به قول پير نيشابور او ز پي نيستي عاشق هست آمده و بنياد جان و تن را از عشق معتبر كرده و نگاه به آسماني دارد كه به قول عارف نيشابور آسمان ديگرست و آنجاست كه نگاه هنرمند چه «ميكل آنجلو» چه «برنيني» و چه «برانكوزي» چون رويايي شفاف و آشكار كه از درون پرتو افكني شده بر بوم نقاشي متجلي مي شود. آن كه در وادي هنر معنوي قلم مي زند، آن كه عاشق است و هستي خويش به معشوق مي بازد هرگز از سر تفنن و حسابگري و كاسب كاري به هنر نمي نگرد.
آنچه از قوانين رنگ و نور و كمپوزيسيون و هارموني آموخته، آنچه بر پارچه بوم مي نگارد، آنچه از دل سنگ بيرون مي كشد و يا آهني گداخته را تب و تاب مي دهد، آنچه مي سرايد، همه و همه براي ارج نهادن به ذات انساني، براي احترام به مقام انسان، اين گوهره پر رمز و راز هستي است كه خود ذره اي از وجود هستي بخش است.
معنويت در هنر بعد زمان و مكان نمي شناسد، چه «شام آخر لئوناردو» باشد و چه كارهاي «ماكس ارنست» و چه «ايو تانگي»، همه پرقدرت و صلابت با آميزه اي از شعر و علم و حكمت و موسيقي و فلسفه در دايره اي به وسعت بي نهايت و با شعاعي نامحدود حول نقطه اي مي چرخند كه خود ذات زيبايي است و خلاقيتش را آغاز و پاياني نيست.

خبر
همايش «نقد هنري در ايران» برگزار مي شود
همزمان با ششمين دو سالانه نقاشي تهران، با توجه به اهميت نقد هنري و وجود ضعف ها و كمبودهاي جدي در اين زمينه،  همايشي با عنوان «نقد هنري در ايران» دي ماه در موزه هنرهاي معاصر تهران برگزار مي شود.
محورهاي اين همايش عبارتند از: تبيين وضعيت نقد هنري در ايران كه شامل نقد هنري و تاريخچه آن در ايران، جايگاه نقد هنري در ايران، گرايش هاي موجود در نقد هنري ايران،  شناخت جامعه هنري ايران از نقد هنري جهان و تأثيرات آن بر هنر ايران مي شود. همچنين آسيب شناسي نقد هنري در ايران از محورهاي ديگر اين همايش است كه موضوعاتي چون بررسي تحليلي ضعف و كمبودهاي نقد هنري،  علل عدم گرايش جامعه هنري ايران به مسائل نظري و نقش بازدارنده محدوديت ها و محذورات فرهنگي بر نقد هنري را در برمي گيرد. پيشنهادها و راه حل ها در جهت تقويت نقد هنري در ايران نيز از ديگر محورهاي همايش مذكور اعلام شده است.
به برگزيدگان مقالات اول تا سوم همايش، جوايزي اهدا خواهد شد.
فصلنامه معماري و فرهنگ منتشر شد
فصلنامه معماري و فرهنگ، نشريه علمي- تخصصي و موضوعي در زمينه معماري و شهرسازي منتشر شد.
اين فصلنامه در چهاردهمين شماره خود به درج مطالبي در زمينه ميني  ماليسم و فضاي شاعرانه، مطالعه تطبيقي روش هاي طراحي، مطالعه نقش مشتريان و استفاده كنندگان در آموزش، مواد تركيبي پليمري در معماري، آموزش بصري، آموزش معماري و برخي از مسايل آن در ايران، موزه تاريخي آب در اوزاكا، پارك رنگها، ميراث معماري حاشيه خليج فارس در بنادر لنگه و گنگ، سيري كوتاه در مفاهيم هنر و معماري و... پرداخته است.
معمار جديد منتشر شد
بيست و دومين شماره فصلنامه «معمار»، ناشر انديشه و هنر معماري، ساخت و صنعت انتشار يافت.
در اين شماره مطالبي با اين عناوين درج شده اند: مشكل انتخاب مشاور، عملكرد گرايي عاميانه، ميزگرد عملكرد در معماري، معماري حاصل جمع، گفت وگوي محمدرضا مقتدر با عبدالعزيز فرمانفرمائيان، زيبايي شناسي ايراني، معماري بيرجند، مسابقه طراحي داخلي براي بناهاي تاريخي، نمادهاي فلزي، كارهاي زاوتر بروخ و هوتون، فرانك گه ري و ژرژ دارش.
«معمار» در ۱۴۰ صفحه و با قيمت ۳۰۰۰ تومان به چاپ رسيده است.
انتشار ماهنامه «دانش نما»
ماهنامه «دانش نما» نشريه فني- تخصصي، شماره هاي ۱۰۴-۱۰۲ منتشر شد. اين ماهنامه با روش تحليلي- خبري، آموزشي در زمينه موضوعات و مسايل مرتبط با ساختمان انتشار مي يابد. هدف از انتشار اين نشريه، ارتقاء سطح دانش و تقويت آگاهي هاي مهندسان عضو سازمان،  دانشجويان رشته هاي فني و ساير علاقه مندان است.
صاحب امتياز دانش نما، سازمان نظام مهندسي ساختمان استان اصفهان و مدير مسئول آن مهندس عبدالله كوپايي است.

گفت وگو با سه تن از اعضاي هيأت داوري ششمين دو سالانه نقاشي معاصر تهران
داوريِ داوران
002066.jpg

اشاره: هميشه و همه جا داوران مورد انتقاد قرار مي گيرند كه چرا به فلان اثر هنري بذل عنايتي نشان نداده اند و يا چرا آن يكي را بيشتر از ارزش اش مورد توجه قرار داده اند.
هميشه و در هر مسابقه هنري، داوران مجبور مي شوند در بيانيه يا جلسه مطبوعاتي اعلام كنند كه برگزيدگان براساس رأي گيري و بعد از جلسات مختلف توضيحي و مجابي انتخاب شده اند و اگر چه همه آثار بخش مسابقه داراي اهميت است، اما به نظر هيأت داوري اين آثار «بهتر» تشخيص داده  شده اند. و هميشه و هربار منتقدين، نقدهاي خود را مي نويسند و در پايان قيد مي كنند كه اميدوارند سال بعد داوران صالح تري با ديدگاه معتبرتري به قضاوت آثار برگزيده بنشينند و هميشه آنچه مي ماند اميد به بهتر شدن است. اما يك سئوال؛ چه ديدگاهي داوران را انتخاب مي كند؟ چه سليقه و منش  گروهي در بين داوران حاكم مي شود؟ شخصيت هاي تأثيرگذار در ميان داوران چه افرادي هستند؟ آيا از طرف مسئولان دولتي، مديران برگزار كننده مسابقه به خصوص مصلحت انديشان! بر داوران اعمال نظري شده است؟ و در پايان چه كسي داوري داوران را بعد از چند سال داوري مي كند؟
جواب تنها يك كلمه است: زمان.
002058.jpg
منوچهر معتبر

هميشه و همه كس مي دانند بهترين داور، زمان است.در زمينه داوري ششمين دو سالانه نقاشي تهران با ۳ تن از اعضاي هيأت داوران اين دو سالانه پرسش هايي را مطرح ساخته ايم. پاسخ اين داوران را كه متشكل از بابك اطميناني، كريم نصر و منوچهر معتبر هستند، در پي مي آوريم.
* مهمترين معيار شما در اين دوره در برگزيدن آثار چه بوده است؟
- كريم نصر: هر كدام از داوران نگاه خاص خود را داشتند. مثلاً براي من توانايي تكنيكي به معناي حداكثر توانايي اجرايي معيار اصلي نبود، اما تعدادي از دوستان بر روي اين مسئله تأكيد داشتند. ولي در مبحث نگاه مستقل و توانايي نقاشي در ارائه ساختار مناسب تصويري، توافق جمعي به دست آمده بود.
منوچهر معتبر: اصولاً آدمها به گونه اي متناسب دنياي بيرون خود را مي بينند. بنابراين تجربيات متفاوت از جهان پيرامون شان دارند و توسط متري، ارزشها را اندازه مي گيرند كه براساس تجربيات خود ساخته اند. بنابراين من نيز كه براساس تجربيات پنجاه ساله ام قضاوت مي كنم، سعي دارم با توجه به همان نكات مثبت روند هنري كارمان بنگرم. ولي به هر حال قضاوت من، يك بيانيه و قضاوت قطعي نيست، بلكه يك قضاوت نسبي خواهد بود. يعني ممكن است اثري كه مورد قبول قرار مي  گيرد، خيلي اثر خوبي نباشد، ولي شايد نسبت به بقيه بهتر باشد. بايد ديد آثار ارائه شده در چه سطح از كيفيت قرار داشته اند. ما نيز براساس كيفيتها قضاوت كرده ايم. اين مسئله موجب باز شدن درهاي مجادله مي شود.
002060.jpg
بابك اطميناني

بابك اطميناني: از ملاك داوري در دوره هاي قبل خبري ندارم. اما در مورد اين دوره مي توانم بگويم كه سعي من بر اين بود تا از بين اسلايدهاي ارائه شده بهترين ها را انتخاب كنم و نيز اصل كارها را هم ببينم تا بتوانم قضاوت عادلانه تري را ارائه دهم. كارهاي تقليدي را انتخاب نكردم. در عوض، كارهايي را انتخاب كردم كه حس مي كردم بدلي نيستند و داراي صداقت و خلاقيتي در آنها جاري است كه مي تواند منعكس كننده درونيات آن فرد باشد. كارهاي «مدرسه اي» را انتخاب نكردم، يعني كارهايي را كه حس كردم تحت نظر فرد ديگري انجام شده اند و مسئوليت آن تماماً بر دوش كننده كار نيست. در سه زمينه دانش، بينش و تكنيك، كارها را قضاوت كردم و ملاك اصلي ام تسلط، صداقت و خلاقيت بود.
* آيا برگزيدگان شما، براي مراكز آكادميك دانشجويي يا تأثير گذاري در محافل هنري مثل گالري ها الگو مي شوند؟
- كريم نصر: درست است كه به هر صورت يك ديدگاه كلي ارائه مي شود؛ اين امر اجتناب ناپذيري است. اما تصور نمي كنم كساني كه نياز دروني به نقاشي كردن دارند، تحت تأثير جو قرار گيرند. يعني يك هنرمند واقعي با معيار دو سالانه ها كار نمي كند، بلكه نيازي دروني او را هدايت مي كند.
منوچهر معتبر: به هر حال، ما تلاش مان بر اين است تا برگزيدگان، الگو شوند و كاري كه در مورد آن قضاوت مي شود، مي تواند به عنوان الگو مورد توجه دانشجويان، كادرهاي آموزشي و گالري داران قرار گيرد.
بابك اطميناني: اميدوارم كه چنين نشود. من اصولاً با الگوسازي مخالفم. چون فكر مي كنم يكي از مظاهر عقب افتادگي است. چرا بايد عده اي سعي كنند تا شبيه عده اي ديگر باشند؟ مگر نه اينكه خلق را تقليدشان بر باد داد؟ اگر به جاي الگو سازي كه ايجاد يك رابطه بيروني است، به رشد استعدادهاي دروني توجه كنيم، وضع مان به كل تغيير خواهد كرد.
من معتقدم كه هنر واقعي، يك سير و سلوك دروني است كه در نهايت، شخص را به منبع لايزال هستي وصل مي كند. در اين راه، صبر و پشتكار و تعمق لازم است تا هنر در هنرمند بشكفد وگرنه من همان خاكم كه هستم.
* آيا شما در تداوم با داوري هاي گذشته حركت مي كنيد و يا بطور مستقل عمل كرده ايد؟
002054.jpg
كريم نصر

كريم نصر: اگر منظور اين است كه ما با معيارهاي داوري دوره هاي قبل داوري كرده ايم، چنين نيست. فكر مي كنم قرار هم نيست كه چنين باشد. اما از تجربيات دوسالانه هاي گذشته بخصوص در زمينه اجرايي بهر ه مند شده ايم.
منوچهر معتبر: به طور كلي مستقل عمل شده است. داوران دوره هاي پيش نيز مستقل بوده اند و شايد گرايش هاي ديگري داشته اند. ما سعي كرده ايم به هر كاري كه در هر زمينه به طور جدي برخورد كرده است، ارزش دهيم. طبيعي است در تمام اين قضاوتها كسي كه تجربه انجام كار در زمينه بخصوصي را داشته، تعصب پيدا مي كند و به اين دليل مقداري قضاوت، شخصي مي شود. براي مثال ،من كه بيشتر تجربياتم در كار طراحي است، طبعاً به اثري رأي مي دهم كه مسئله طراحي در آن خيلي لحاظ شده باشد.
بابك اطميناني: سعي كردم براساس باورها و معيارهاي خودم قضاوت كنم و مسئوليت سهم خود را در اين داوري به عهده مي گيرم. خواستم كه نه براساس سليقه شخصي، بلكه با استناد به مجموعه اي از معيارهاي عيني قضاوت كرده باشم.

هنر
ادبيات
انديشه
سياست
ورزش
|  ادبيات  |  انديشه  |  سياست  |  ورزش  |  هنر  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |