شنبه ۲ اسفند ۱۳۸۲ - سال يازدهم - شماره ۳۳۱۵
اولين شوي لباس مردان در ايران برگزار شد
نه، همين لباس زيباست...
با قدم هاي شمرده مي آيد وسط سن، دوري مي زند،مكثي مي كند و باز مي گردد، صداي تشويق حاضران در سالن بلند و بلندتر مي شود و همه را به هيجان مي آورد. تشويقي كه ناشي از هيجان و شوق برگزاري اولين شوي لباس مردانه ايراني است كه با مجوز رسمي اداره اماكن در هتل هما برگزار شد.
ساسان شمس مستوفي
003201.jpg

از ميان دو تابلو بزرگ ۲۰۰۴IFS و از بين رقص نورهاي رنگارنگ در سالني تاريك، مرد جوان و خوش هيكلي با چهره اي جدي اما آراسته، با شيك ترين و زيباترين كت و شلواري كه مي توانيد تصور كنيد وارد سن مي شود. درحالي كه يقه پيراهن سفيدش از زير يقه كت بيرون زده با قدم هاي شمرده به وسط سن مي رود، دوري مي زند، مكثي مي كند و بازمي گردد. صداي تشويق حاضران در سالن بلند و بلندتر مي شود و همه را به هيجان مي آورد. تشويقي كه ناشي از هيجان و شوق برگزاري اولين شوي لباس مردانه ايراني است كه با مجوز رسمي اداره اماكن در هتل هما برگزار شد.
اين اولين ها هميشه هيجان انگيزند، هميشه جايي براي ذوق زدگي و افتخار دارند، به خصوص وقتي كه مربوط به يكي از جذاب ترين موضوع هاي موردعلاقه مردم باشد، مربوط به لباس.
سالهاست كه صداي توليدكنندگان داخلي پوشاك از كسادي بازار و ناتواني در رقابت با پوشاك خارجي بلند شده است. پوشاك خارجي بازار را قبضه مي كند. درحالي كه بسياري، ايرانيان را از خوش سليقه ترين مردم دنيا مي دانند. خوش سليقه هايي كه جايي در نمايش هاي پوشاك جهاني ندارند و مردان جوان خوش هيكل سرزمين شان به جز در خيابان ها و ميهماني ها جايي براي نمايش پوشاك زيبا و خوش دوخت ايراني نمي يابند. بنابراين هيجان، ذوق زدگي، شوق و غرور بيش از ۱۳۰۰ بازديدكننده از اولين شوي لباس ايراني مردانه هيچ جاي تعجب نداشت.شايدبتوان يكي از دلا يل مخالفت با برگزاري چنين برنامه هايي در ايران را فضاي تا حدودي نا مانوس با فرهنگ جامعه ايراني دانست،اما به هرحال اين نكته را هم نمي توان فراموش كرد كه برنامه نمايش لباس يكي از ابزارهاي رقابت توليد كنندگان آن در جهان است. سالن اجتماعات هتل هما در ساختمان اين هتل در خيابان خدامي از سوي برگزاركنندگان آماده شده بود تا در ساعت ۶ بعدازظهر روز سه شنبه ۲۸ بهمن ميزبان بازديدكنندگان از اولين شوي لباس مردانه ايران باشد. اما ناهماهنگي هايي كه هميشه پاي ثابت برگزاري «اولين» هاست و نمي شود چندان خرده اي به آن گرفت، باعث شده بود تا در ساعت مقرر براي شروع برنامه هنوز بسياري از ميهمانان پشت درهاي ورودي انتظار بكشند.
سالن  اينبار برخلاف معمول كه براي جشن عروسي ها و مراسم رسمي آراسته مي شد، به شكلي متفاوت آماده برنامه شده بود. سكوي پانزده متري نمايش لباس به شكلT از ميان حدود ۱۲۰۰ صندلي قرمز گذشته بود و صندلي ها در اطراف اين سكو كه كوچكتر از استاندارد جهاني به نظر مي رسيد، چيده شده بود. گرچه به نظر مي رسيد كساني كه روي صندلي هاي انتهاي سالن نشسته اند نتوانند نمايش را به خوبي ببينند اما يك دستگاه ويدئو پروژكشن درنظر گرفته شده بود تا روي ديوار سمت راست سالن تصوير نمايش را براي اين عده پخش كند.
003210.jpg

حدود يك ساعت از ساعت مقرر گذشته اما برنامه هنوز شروع نشده است، باوجود اين آنچه در سالن و حتي بيرون آن جريان دارد براي همه جذاب است:  موسيقي بدون كلام در كنار تصاوير ويدئو پروژكشن، نورافكن هايي كه نور زيبايي به سالن داده است، جواناني كه با چند دستگاه تاكي واكي سعي در سروسامان دادن به نظم سالن دارند و مسوولاني كه با عجله به اين طرف و آن طرف مي دوند، لحظه شماري ميهمانان و حاضران در سالن براي ورود اولين شيك پوش روي سن آن هم در حالي كه اين مردان جوان درحال گريم صورت و آراستن مو در اتاق گريم پشت صحنه هستند، حضور ده مامور انتظامات از قويترين مردان ايران، حضور خبرنگاراني از خبرگزاري فرانس پرس، تلويزيونIPTN آمريكا، صنعت پوشاك و چرم، چند خبرنگار و دوربين هاي ثابت و متحرك متعدد و اتومبيل مربوط به ضبط و اديت و پخش تلويزيوني در مقابل هتل و بالاخره صدايي كه مدام از بلندگوها يادآوري مي كند ايران از سال ۱۳۵۲ يكي از صادركنندگان پوشاك به كشورهاي اروپايي، آمريكا، كانادا و كشورهاري حوزه خليج فارس بوده است و شعار مي دهد: افتخار ايراني - عدم وابستگي به اجناس خارجي، پيش از اجراي نمايش لباس جذابيت خاصي به فضاي سالن داده است.
بالاخره بعد از سخنراني برگزاركنندگان و تشكر از مسوولاني كه مجوز اجراي اين برنامه را دادند، با ورود اولين مانكن مرد به روي سن با آن كت و شلوار مشكي و زيبا و قدم زدن و نمايش يك دقيقه اي و تشويق پرشور تماشاچيان، نمايش لباس هاي ۴ توليدكننده شركت كننده در اين برنامه شروع شد و مردان شيك پوش ۲۲ تا ۲۷ ساله يكي يكي و به نوبت با كت و شلوارهاي شيك و متنوع به روي سن رفتند.
003204.jpg

كم كم تعداد تماشاچيان بيشتر شد به شكلي كه حدود ۱۳۰۰ نفر نشسته و ايستاده نمايش لباسها را تماشا مي كردند. از اين عده ۵۰۰ نفر ميهمان و ۸۰۰ نفر هم كساني بودند كه بليت شركت در مراسم را از فروشگاه هايي در ميدان صادقيه و پاسا ژ تك ونك تهيه كرده بودند. فرد جواني كه از يكي از دوستانش خبر برگزاري شوي لباس را شنيده، بلافاصله خود را به هتل رسانده بود اما پسر جوان ديگري با ديدن پوستر تبليغاتي مراسم، بليت ۵ هزار توماني آن را خريده و به مراسم آمده بود. اما از همه مشتاق تر فرد جواني بود كه در پاريس در رشته اقتصاد تحصيل مي كرد و بعد از ۲ سال به ايران آمده بود. اين فرد وقتي باخبر مي شود كه اولين شوي لباس مردانه ايراني برگزار مي شود بليت بازگشت به پاريس را لغو كرده و اين سفر را يك هفته به تعويق مي اندازد و وقتي برنامه را مي بيند مي گويد: «خوب بود، نه نه خوب نبود، چطوري بگم شايد به اين خاطر كه براي اولين بار بود، نقص هايي داشت مثلا در اروپا ارتفاع سن ها كوتاه تره اما براي اولين بار خوب بود. مي دونم كه چون ايراني ها باهوش تر وباسليقه ترند خيلي زود در اين برنامه ها بهتر از اروپايي ها مي شن.» فرد ديگري هم كه دكتر دندانپزشك بود مطب خود را تعطيل كرده، قرارهايش را به روز ديگري موكول كرده و از شهر ري براي تماشاي شوي لباس به اين سالن آمده بود. او كه با ديدن اين برنامه احساس غرور خاصي مي كرد مي گفت كه اين برنامه را يك بار در تركيه ديده بود اما اين شوي لباس ايراني به نظرش جذاب تر آمده بود.
003207.jpg

مرد ميانسالي كه خود فروشنده لباس بود و از طرف يكي از شركت هاي توليدكننده دعوت شده بود با اشتياق تكرار مي كرد: «خيلي جالبه، خيلي خيلي جالبه» و وقتي از او سوالي پرسيده مي شد خواهش مي كرد كه بگذارند تا نمايش لباس ها را ببيند و در همين حال هم باز تكرار مي كرد كه: «همه چي خوبه، عاليه، مرسي.» در ميانه برنامه زمان استراحتي ۳۰ دقيقه اي در نظر گرفته شده بود تا ميهمانان قهوه و چاي بنوشند و شيريني كوچكي ميل كنند. در انتهاي نمايش مرد مسني كه به نظر مي رسيد از آمريكا به ايران آمده بود گفت كه اينطور برنامه ها از بهترين فرصت ها براي توليد كنندگان لباس است تا مدل هاي لباس و توليدات خود را به نمايش بگذارند و او از صميم قلب مي خواهد روزي توليدكنندگان ايران عزيز جزو بهترين هاي اين صنعت باشند.
ساعت ۱۱ شب كه اجراي اولين شوي لباس مردانه ايراني به آخر رسيد، جمعيت با لبخند رضايت آرام آرام سالن را ترك كرد. لبخند رضايتي كه مي توانست دلايل متفاوتي داشته باشد: مي توانست از حس غرور و هيجان ديدن يكي از «اولين»هاي ايراني باشد، مي توانست به خاطر بودن در كنار چهره هايي آشنا مثل محمد گلزار، شقايق فراهاني يا عادل فردوسي پور (اين يكي چه ربطي به قضيه دارد؟) باشد يا حتي به خاطر دريافت يك كارت اينترنتي۴   ساعته رايگان از اسپانسر برنامه. دليل آن هر چه بود مهم يك چيز بود: «خوشحالي و رضايت، همين.»

ستون ما
چكامه اي براي كت و شلوار
براي نوشتن سرمقاله اي در باره نخستين نمايش زنده لباس مردانه در تهران به زحمت افتاديم. چاره كار را در آن ديديم كه بخش هايي از چكامه زيبايي را كه پابلو نرودا در وصف كت و شلوارش سروده، به شما تقديم كنيم. به هرحال، هرچه هم كه سيرت زيبا، مهمتر از صورت زيبا باشد، اما بالا خره لباس هر ادم بخشي از هويت اوست: اينطور نيست؟
پابلو نرودا
هر صبح، روي صندلي منتظري،
اي كت و شلوار،
تا تو را پر كنم از غرورم، از عشقم 
از اميدم، از بدنم.
به سختي از خواب برمي خيزم 
به آب ،خدانگهدار مي گويم 
به آستين هايت وارد مي شوم 
ساق هايم 
گودال ساق هايت را مي جويند
و اينچنين در آغوش وفاداري جاودان تو
مي روم تا قدم بر سبزه بگذارم.
... ...
و اين چنين 
اي كت و شلوار
من نيز به تو شكل مي بخشم،
آرنج هايت را به بيرون مي رانم 
تاروپودت را پاره مي كنم 
و اين چنين زندگي ات گسترده مي شود
تا تصويري از زندگي من بسازد.
... ...
مي پرسم از خويش 
كه آيا روزي 
گلوله دشمن 
لكه اي از خون من 
برتو خواهد نهاد,
و اينچنين 
همراه من جان خواهي سپرد،
شايد هم همه چيز
اين چنين حماسه وار نباشد
ساده باشد
و تو اندك اندك به بستر بيماري درافتي،
اي كت و شلوار
پيرشوي با من 
با من،
با بدن من 
و همراه يكديگر
فرو مي شويم در خاك,
چنين است كه هر روز
با احترام سلامت مي گويم 
و آن گاه 
مرا در آغوش مي گيري و من تو را از ياد مي برم،
چراكه من و تو، ديگر يكي هستيم،
و يكي بودن خويش را پي مي گيريم،
در برابر باد،  در دل شب 
در خيابان ها يا در پيكار.
پيكري يگانه 
كه شايد، شايد روزي،
از حركت بازبماند.
مترجم: نازنين ميرصادقي- كتاب چكامه ها

ايرانشهر
آي تي شهر
تهرانشهر
حوادث
در شهر
درمانگاه
|  آي تي شهر  |  ايرانشهر  |  تهرانشهر  |  حوادث  |  در شهر  |  درمانگاه  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |