شنبه ۲ اسفند ۱۳۸۲ - سال يازدهم - شماره ۳۳۱۵
در مركز پژوهش وزارت خارجه - در نمايشگاه نقاشي روي كاغذ ابري
عروس چارلي چاپلين ،هنرمند هنر ايراني
اول گفتند نقاشي دختر چاپلين را نمايش مي دهند،اما در نمايشگاه توضيح داده شد كه نقاشي پاتريشيا، همسر فرزند چاپلين روي كاغذ ابري همراه با ساير تابلو ها به ديوار نمايشگاه نصب شده است
003219.jpg
پيش از رفتن به نمايشگاه، اولين جمله اي كه نظر همه را نسبت به آن جلب كرد اين بود: «نقاشي هاي پاتريشيا چاپلين را هم آنجا نمايش مي دهند» طبيعي است كه چنين خبري قبل از هر چيز مي تواند مهمترين انگيزه هركسي براي رفتن به نمايشگاه باشد،  نمايشگاهي كه آثار يكي از بستگان چارلي چاپلين بزرگ را به بازديد عموم گذاشته است. اما اين مهمترين اتفاق در آن نمايشگاه نبود.
نمايشگاه در يكي از سالن هاي مركز اسناد و خدمات پژوهشي وزارت خارجه برپا شده است، نياوران، خيابان آقايي. داخل اين ساختمان، روبه روي در ورودي كيف بازديدكنندگان را به امانت در قفسه هايي نگه مي دارند. در همان محوطه ورودي ساختمان، تابلوي كوچكي گذاشته شده كه اطلاعات نوشته شده روي آن نمايشگاه را به بازديدكنندگان معرفي مي كند: نمايشگاه كاغذ ابري، هنر و صنعت قديمي ايراني. روي بروشورها نوشته شده كه طراح كاغذهاي ابري كاري و هماهنگ كننده آثار نمايشگاه دكتر خسرو افشار است و غلامعباس اميري، پاتريشيا چاپلين، جواد سليمانپور، محمدابراهيم شعيبي، فرزاد مدني زاده، سعيد مفخم ظريفي، داوود منصوري، ميترا مهرنام و محمدرضا نجف زاده روي اين كاغذها نقاشي كرده اند و كار تذهيب روي كاغذها را سميرا اسدي، خوشنويسي را محمدعلي قرباني و مينياتور و تذهيب را فريبا نصيريان به عهده داشته است، بازديد هم از دوشنبه ۲۷ بهمن شروع شده و به مدت يك هفته هر روز از ساعت ۸ صبح تا ۳ بعدازظهر ادامه دارد، به جز پنج شنبه و جمعه.
روز افتتاحيه، جمعيت شركت كننده بايد از پله هاي همكف به طبقه بالا مي رفت تا در سالن كوچك و پرنوري كه نور عصر زمستان از پنجره اي به بزرگي يك ديوار آن را روشن مي كرد، در مراسم افتتاحيه شركت كند. جمعيت از پله ها كه بالا مي رفت به تصور اينكه نمايشگاه از همين جا شروع شده است ناخودآگاه محو تماشاي دروديوار شد؛ عكس ها و نقاشي هاي مسوولان قديمي وزارت خارجه ايران، چهره هاي قاجاري با همان ريش و سبيل و كلاه و لباس هاي بلند و معروفشان و نام هايي كه تاريخ ۲۰۰ سال پيش را به دنبال خود دارد توجه همه را جلب كرده بود: ميرزا مسعودخان مستوفي الممالك، معتمدالدوله نشاط و چند الممالك و الدوله ديگر. روي ديوارهاي طبقه دوم هم تا بلوهايي از نقشه هاي قديمي تهران و شهرهاي خارجي و چند دستخط با مهرها و امضاهاي بزرگان تاريخي وزارت خارجه نصب شده بود. ميهمانان خارجي سفارتخانه ها و مدعوين ديگر پيش از آنكه به كوچكي سالن افتتاحيه پي ببرند و احتمال دهند كه ناچار خواهند بود ايستاده مراسم را دنبال كنند، محو تماشاي اين تابلوها شده بودند. در ازدحام داخل سالن چهره هاي آشناي بيشتري را مي شد ديد: رخشان بني اعتماد و جهانگير كوثري. مشهدي زاده مجسمه ساز، اسلامي ندوشن، ضيايي، بجنوردي و....
آثار گرچه از ۲۹۰ تابلو بيشتر نبودند اما بازي مواج رنگ روي كاغذ و نقاشي و خطاطي روي اين زمينه همه را مجذوب كرده بود. همسر سفير بلژيك كه تنها دو ماه است به ايران آمده مي گفت از ديدن اين هنر كمتر شناخته شده شگفت زده شده است. در اين بين شايد خيلي از بازديدكننده ها مثل ما به دنبا ل ديدن آثار پاتريشيا چاپلين به نمايشگاه آمده بودند ودنبال آن تابلوها مي گشتند، اما آثار او را از ديگر نقاشان تشخيص نمي دادند.
سپيده تقيان، يكي از ميهمانان نمايشگاه گفت كه پاتريشيا عروس چارلي چاپلين است و همسر مايكل چاپلين. بعد توضيح داد كه دعوت او به اين نمايشگاه اتفاق جالبي بوده، چون او يك ماه پيش در سوئيس از قصر خانوادگي چارلي چاپلين ديدن كرده بود. قصري كه وسايل چاپلين را در خود جاي داده بود، دو سال ديگر تبديل به موزه خواهد شد. سپيده تقيان كه ساخت كاغذ ابري را از نزديك ديده است مي گويد كار منحصر به فردي است، چيزي است بين هنر و صنعت. خسرو افشار بيشتر توضيح مي دهد: «سمق «كاراجين» را كه از گياهي در اقيانوس اطلس تراوش مي شود، با آب در يك تشت مستطيل بزرگ مخلوط مي كنيم. بعد رنگ را كه از نوع كاملا طبيعي است، با جاروهاي كوچك يا وسايل ديگري مثل چوب ميخ دار روي اين مخلوط مي كشيم و طرح مي دهيم بعد كاغذ را روي آن مي گذاريم. بعد از مدتي كاغذ را جدا مي كنيم، طرح داخل تشت روي كاغذ افتاده است. بعد هم كارهاي تكميلي را انجام مي دهيم.»
افشار با هيجان كار با كاغذ ابري و نقاشي روي آن را توضيح مي دهد. از كاغذهايي كه رنگ روي آنها به خوبي نقش نمي گيرد و بايد دوباره كار كرد. از تلاشي كه در سال هاي اقامت در اروپا و كانادا براي اين هنر انجام داده و از ساخت كاغذ ابري براي جعبه هاي لوكس محصولات شركت هاي اروپايي. او وقتي به تابلوها اشاره مي كند، چهره  هاي جواني را در گوشه و كنار نمايشگاه نشان مي دهد كه روي تابلوها نقاشي يا خطاطي كرده اند. تا اينجا تقريبا همه فراموش كرده اند از آثار چاپلين بپرسند تا اينكه خودش توضيح مي دهد: «در اروپا با مايكل پسر چارلي چاپلين آشنايي داشتم. همسرش پاتريشيا از من خواست تا براي نقاشي، چند كاغذ ابري براي او بسازم.» افشار به سه تابلو اشاره مي كند كه پاتريشيا چاپلين نقاشي كرده است. نقاشي ظريفي در ميان ابرهاي نقش بسته روي كاغذ خسرو افشار.
هنر ساخت كاغذ ابري عمري پانصد ساله در ايران دارد اما افشار تاكيد مي كند كه كار نقاشي روي اين كاغذها براي اولين بار در جهان است كه توسط اين نقاشان انجام شده است، نقاشاني كه آثارشان در اين نمايشگاه به نمايش درآمده... توضيحات او تمام مي شود و هنرمندان كنار هم عكس دسته جمعي مي گيرند در محوطه دو قسمتي نمايشگاه، در يك طرف اين هنرمندان افتخار اولين نقاشي ها روي كاغذ ابري را به نمايش گذاشته اند ودر طرف ديگر، در موزه مركز پژوهش، اسناد و وسايلي تاريخي به نمايش گذاشته شده كه گاه خالي از هر افتخار و غروري است: عهد نامه هايي با دول استعماري، مهرهايي كه پاي قراردادهايي با روس و انگليس زده مي شد و ... . بهتر است به سراغ همان نقاشي ها برويم.

صبح تا شب
جواد رسولي 
بالاخره تمام شد. رقابت هاي انتخاباتي كه چهره شهر را در اين يك هفته عوض كرده  بودند ديروز تمام شدند. حالا كه همه چيز از زير بارسنگين سياست بيرون آمده فرصت براي ديد و بازديدهاي فرهنگي بيشتر است امروز هم انتخاب هاي زيادي داريد.
سينما
سينماها فيلم هايشان را امروز نيم بها نمايش مي دهند. پس اگر فيلمي هست كه تصميم داشته ايد برويد تماشايش كنيد، امروز فرصت خوبي است. شب هاي روشن همان فيلم عاشقانه فرزاد مؤتمن كه هانيه توسلي ومهدي احمدي در آن بازي مي كنند در سينما فرهنگ، دو سالن عصر جديد، بهمن دو و شقايق روي پرده است. رقص در غبار، كار اصغرفرهادي با بازي باران كوثري و فرامرز قريبيان هم در سينما فلسطين ۱ همچنان به نمايش در مي آيد. فيلم پنج عصر، ساخته سميرا مخملباف در سينماي اصلي يعني عصر جديد ۱ و فرهنگ ۱ اكران شده و يك فيلم جديد ايراني هم روي پرده آمده به نام «بوي گل سرخ» كه كارگردانش ناصر محمدي است و در گروه سينمايي استقلال به نمايش در مي آيد. فيلم، موضوعي خانوادگي -مذهبي دارد و به اعتقادات قشري از مردم جامعه مربوط مي شود كه سه شنبه ها به جمكران مي روند. يوسف مراديان و زهره فكور صبور در فيلم بازي مي كنند. در موزه هنرهاي معاصر امروز مي توانيد فيلم «هيندربرگ» را تماشا كنيد. فيلمي كه رابرت وايز سال ۱۹۷۵ ساخته و در آن جورج سي اسكات ،آن بنكرافت و برجس مرديت بازي كرده اند. فيلم ۱۲۵ دقيقه است و به زبان انگليسي ساعت ۱۶ پخش مي شود.
تلويزيون
اول اين كه امشب فوتبال را فراموش نكنيد.
تكرار مجموعه طنز آشتي كنان كه مجيد صالحي آن را ساخته امروز ساعت ۴۰:۱۳ از شبكه ۳ پخش مي شود بعد از تمام شدن مجموعه مدرس كه شبكه تهران پخش اش مي كرد بلافاصله شبكه ۳ هم مجموعه مرغ حق را گذاشت كه اين هم درباره مبارزات مدرس است اگر سريال تمام نشده باشد امروز هم يك قسمت ديگرش را همين شبكه پخش مي كند، سواران باد، سريال آبكي كه عرب ها ساخته اند هنوز تمام نشده و دارد هر روز از شبكه ۲ پخش مي شود. سريال « بوي ريحون» ساعت۲۰:۲۲ از شبكه يك پخش مي شود. نقطه چين را هم فراموش نكنيد به احتمال زياد اين آخرين قسمت مجموعه - حداقل فعلا- خواهد بود چون ماه محرم از فردا شروع مي شود. آخرين توصيه براي امشب هم به برنامه خوب و كاربردي «هزار راه نرفته» مربوط مي شود برنامه اي كه هر شب ساعت ۲۲ از شبكه ۲ پخش مي شود و راهنماي خوبي براي روابط ميان زوج ها و زن وشوهرهاست. هفته خوبي داشته باشيد.

مردم
كوئنتين تارانتينو
اينكه به عنوان رئيس هيات داوران بزرگ ترين و مشهورترين و معتبرترين جشنواره سينمايي جهان يعني «كن» انتخاب شده، نشان مي دهد كه جلد دوم «بيل را بكش» در بخش مسابقه اين جشنواره نخواهد بود. با اين حال انتخاب تارانتينو به عنوان رئيس، براي اين روشنفكرلات، افتخاري است.
ماجرا وقتي جالب تر خواهد شد كه به ياد بياوريم كمتر از يك دهه قبل، تارانتينو كه يك مستقل ساز نه چندان مشهور بود، با بردن نخل طلاي همين جشنواره براي فيلم پالپ فيكشن، به يك «كارگردان - ستاره» تبديل شد.

كمال تبريزي 
فعلا دور، دور كمال تبريزي است. اهميتي هم ندارد كه چند بار در اين ستون معرفي اش كرده ايم و همه منتظر فروش ميلياردي مارمولك هستند كه قرار است تا دو سه هفته ديگر اكران شود. ولي هنوز سر مجوزش اما و اگر وجود دارد.به هر حال خبر جديد درباره تبريزي اين است كه يكي از اپيزودهاي فيلمي به تهيه كنندگي يك ايرلندي را مي سازد كه موضوعش درباره نگاه مردم ايران به مذهب است. موضوعي كه راه دست تبريزي است و جهان بيني مهربانانه و اجراي حرفه اي او احتمالا باعث مي شود كه اپيزودهايش در اين فيلم، دلنشين از كار درآيد. چهار كارگردان مسلمان ديگر، بخش هاي ديگر اين فيلم چند قسمتي را با همين موضوع مي سازند.

محمد رحمانيان 
اغلب ما با تئاترهاي تلويزيوني و گرم و حرفه اي و شيرينش، با محمد رحمانيان آشنا شده ايم. او اين قدرت را دارد كه گيرهاي يك نمايشنامه كلاسيك براي اجراي تلويزيوني را از بين ببرد و داستان را براي مخاطبش جذاب از كاردرآورد.
نمايشي هم كه براي افتتاحيه جشنواره فيلم فجر ساخته بود، بهترين بخش افتتاحيه و اختتاميه جشنواره فيلم فجر به حساب مي آيد و حالا قرار است همزمان با فرا رسيدن محرم و صفر، نمايشي با موضوع عاشورا را روي صحنه تئاتر شهر ببرد. او پارسال هم با اجراي نمايش پل، يكبار ديگر اين راه را رفته بود.

تهرانشهر
آي تي شهر
ايرانشهر
حوادث
در شهر
درمانگاه
|  آي تي شهر  |  ايرانشهر  |  تهرانشهر  |  حوادث  |  در شهر  |  درمانگاه  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |