چهارشنبه ۶ اسفند ۱۳۸۲ - شماره ۳۳۱۹
سياست
Front Page

نگاه امروز
نقض بي طرفي

برخي مقامات بلند پايه آژانس بين المللي انرژي اتمي و همچنين سايت رسمي اين سازمان در اقدامي غير متعارف و مغاير با موازين حقوقي بين المللي،تحت فشار مقامات آمريكا و لابي صهيونيستي به خبرسازي، ترويج اخبار دروغ و همچنين انتشار نتايج محرمانه بازرسيهاي اين آژانس به محافل رسانه اي غربي پرداخته اند ؛اين اقدامات نشان مي دهد كه گويا بجاي تعليق غني سازي بايد تعليق همكاري با آژانس مورد نظر مقامات كشورمان قرار مي گرفت.
خبرنگار خبرگزاري مهر از وين با اعلام اين مطلب افزود: طي هفته هاي اخير منابع مختلف مستقر در محل آژانس بين المللي انرژي اتمي نسبت به افزايش سطح فشارهاي تبليغاتي و سياسي مقامات آمريكايي برروي مقامات ارشد اين آژانس از جمله محمد البرادعي دبير كل و برخي از اعضاي تيم بازرسي اين آژانس براي تشويق آنها به دادن گزارشي منفي از همكاريهاي ايران هشدار داده بودند ؛ حتي يك كارشناس هسته اي مقيم اين آژانس در گفتگو با «مهر» از ملاقاتهاي پنهاني مسئولين ارشد اين آژانس با فرستادگاني از سرويسهاي اطلاعاتي ايالات متحده و اسرائيل طي هفته هاي اخير خبر داد و احتمال تطميع و يا تهديد آنها را نيز براي اين منظور منتفي ندانست.
در عين حال برخي ناظران حاضر در وين نيز حجم فشارهاي وارده بر البرادعي را از سوي ايالات متحده تا اندازه اي ارزيابي مي كنند كه وي را بشدت افسرده و منفعل ساخته است ؛ به نوعي كه براساس اظهارات يكي از ديپلماتهاي غربي حاضر در وين نسبت به ايمن بودن محل سازمان از دستگاه هاي استراق سمع نيز اطميناني وجود ندارد.از سوي ديگر برخي شواهد، از جمله اظهارات اخير محمد البرادعي مبني بر ضرورت تشديد نظارتهاي فني،كنترل بيشتر برخي كشورهاي عضو كه برخلاف روند همكاري مثبت ايران كه بلافاصله پس از حملات بي پايه مقامات دولت آمريكا و پوشش شديد رسانه هاي غرب روي برخي شايعات، شروع شد نشان از آن دارد كه اين سازمان از بي طرفي خارج شده و بيشتر از يك مرجع بين المللي به يك ابزار سياسي بين المللي براي پيشبرد سياستهاي يكجانبه آمريكا در عرصه جهاني تبديل شده است.گرچه قرائن زياد ديگري نيز براي اين مساله وجود دارد، از جمله:
۱- سايت رسمي اينترنتي آژانس بين المللي انرژي اتمي در اقدامي كاملا غيرمنتظره و مغاير با روشي كه تاكنون عمل مي كرد، يعني انتشار اخبار موثق و رسمي مورد تأييد آژانس، طي روزهاي اخير به محلي براي انتشار اخبار جعلي و كذب و همچنين بخشي از اطلاعات محرمانه بازرسان آژانس از فعاليتهاي هسته اي جمهوري اسلامي ايران تبديل شده است.
مدير اين سايت كه يكي از معاونين البرادعي محسوب مي شود، بر خلاف مقررات حقوق بين الملل و معاهدات جهاني، كه سازمانهاي بين المللي را از انتشار اخبار غير رسمي عليه هر يك از اعضا و كشورهاي عضو منع مي كند، بصورتي كاملا سازمان يافته و فعال شايعات و تحليل هاي درج شده در رسانه هاي غربي كه تماما مغرضانه و بصورتي هماهنگ عليه جمهوري اسلامي منتشر مي شود را در سايت اينترنتي رسمي اين سازمان درج و لينك رسانه و اخبار مرتبط را نيز براي اين منظور درج مي كند.اين در حالي است كه تاكنون و حتي در مورد كشورهايي كه همكاري با آژانس و پيمان NPT را نپذيرفته، آن را نقض كرده و يا اساسا از اين معاهدات خارج شده اند نيز، چنين رفتار مشكوكي از سايت اطلاع رساني آژانس بين المللي انرژي اتمي سابقه نداشته است.اين مساله به راحتي مي تواند آژانس را به بي طرفي در همكاري با ايران و نقض تعهدات متقابل متهم كند.
۲-بر اساس متن پيمان NPT، موافقتنامه  ايران با آژانس، اساسنامه آژانس، پادمانهاي مختلف و حتي مفاد پروتكل الحاقي ۲+۹۳ مسئولان اين آژانس متعهد شده اند كه هرگونه اطلاعات دريافتي را كه بر اثر همكاري كشور عضو و در حين بازرسيهاي فني در اختيار آنها قرار مي گيرد كاملا محرمانه تلقي كرده و از در اختيار طرفهاي ثالث گذاشتن و يا فروش و انتشار آن به هر مرجعي غير از كشور مورد بازرسي خودداري نمايند.
اين در حالي است كه علاوه بر گذشته كه بازرسان اين آژانس اطلاعات محرمانه مربوط به ايران را در اختيار سرويسهاي جاسوسي غرب و همچنين در اختيار برخي رسانه هاي معاند با جمهوري اسلامي ايران مي دادند-بطوري كه گزارشهاي محرمانه شخص البرادعي نيز مدتها قبل از تسليم آن به ايران و يا نشست شوراي حكام از رسانه هاي غربي نشت مي كرد! - در روزهاي اخير نيز نتايج برخي نمونه گيريهاي بازرسان آژانس از جمله در خصوص يكدستگاه نمونه آزمايشگاهي سانتريفيوژ۲ G كه در پروسه تحقيق بوده و هيچ نسخه اي از آن توليد و راه اندازي نشده است به بيرون از آژانس منتقل و مورد بزرگنمايي رسانه اي و يك جنگ رواني جديد عليه ايران قرار گرفته است.
با اين وضعيت، اكنون محرمانه بودن اطلاعات مربوط به همكاري ايران با آژانس معناي خود را از دست داده است و مسئولين آژانس ثابت كرده اند كه قادر به كنترل مأموران خود و اجراي مفاد موافقتنامه ها نيستند.
حال آنكه بخش زيادي از بودجه دريافتي آژانس از كشورهاي عضو با عنوان سيستمهاي امنيت اطلاعات دريافت مي شود و نمي توان از كشورها بابت اقدامي پول گرفت و خلاف آن عمل كرد.
بدين ترتيب به نظر مي رسد كه يك اقدام ضربتي و قاطع از سوي جمهوري اسلامي ايران براي مجبور كردن مقامات آژانس به توقف اين جوسازيها ضروري است و بايد رسما از البرادعي توضيح خواسته شود كه چرا اطلاعات محرمانه فني ايران توسط ديپلماتها و بازرسان وي دستمايه جوسازي رسانه هاي غربي و مقامات آمريكايي مي شود.
به راستي اگر قرار است اين رفتار ادامه يابد و ايران يكطرفه به تعهدات خود عمل كند و منفعتي از همكاري با آژانس حاصل نكند، آيا تعليق همكاري با اين سازمان حداقل تا اصلاح روند موجود نبايد مورد توجه مقامات مسئول كشورمان باشد؟ بعيد نيست ساختمان آژانس در وين ميكروفون گذاري شده باشد .
يك ديپلمات بلندپايه غربي در محل آژانس بين المللي انرژي اتمي در پاسخ به پرسش «مهر» مبني بر اينكه چگونه بخشي از اخبار محرمانه و اسناد طبقه بندي شده مربوط به ايران به برخي رسانه هاي غربي انتقال پيدا كرده است، گفت: آژانس اين اطلاعات را در اختيار آنها قرار نداده است.وي كه نخواست نامش فاش شود، افزود: خبرنگاران ممكن است كه اين اطلاعات را از ديپلماتهاي كشورهاي عضو گرفته باشند.
اين ديپلمات بلندپايه در پاسخ به اين سئوال كه آيا شما احتمال مي دهيد كه در ساختمان آژانس دستگاه شنود تعبيه شده باشد، تاكيد كرد: نه من و نه هيچ مقام مسئولي در آژانس، حتي محمد البرادعي، نمي تواند تضمين كند كه آژانس از سيستمهاي استراق سمع مصون باشد.

البرادعي در گفت و گو با نيوزويك
NPT تغيير كند

002994.jpg
ترجمه: نيلوفر قديري
سازمان بين المللي انرژي اتمي قرار است سازماني نظارتي براي دنياي هسته اي باشد، اما توسط دولت بوش در عراق و ليبي به حاشيه رانده شد و كيم جونگ ايل رهبر كره شمالي هم نمايندگان آن را از كشورش بيرون راند.
اما اكنون كه حتي واشنگتن هم اعتراف كرده صدام برنامه هسته اي فعالي نداشته است و نشانه هاي وجود يك بازار سياه هسته اي در سطح جهاني نيز در حال فاش شدن است، اين سازمان ممكن است نقش محوري خود را در مبارزه با توليد و تكثير سلاح هسته اي بازيابد. محمد البرادعي رئيس اين سازمان، با نيوزويك درباره چالش هاي پيش روي آژانس بين المللي انرژي هسته اي گفت و گو كرده است.
* از اين حقيقت كه عراق برنامه هسته اي پيشرفته اي نداشته است چه نتيجه گيري مي كنيد؟
- به نظر من تحريم ها و از آن مهمتر بازرسي ها كارساز بود و نتيجه داد. مجموع دو عامل تحريم ها و بازرسي ها به خلع سلاح عراق منجر شد.
* آيا درباره ماجراي عراق احساس اثبات حقيقت و بي گناهي مي كنيد؟
- احساس خلاصي مي كنم.
*اگر صدام سلاح كشتار جمعي نداشته چرا اين موضوع را به اثبات نرساند؟
- بايد نظام پيشين عراق را درك كنيد. اين نظام متمركزترين و اقتدارگراترين رژيم قابل تصور در جهان بود.هيچ كاري بدون چراغ سبز صدام انجام نمي شد.
ممكن است اينطور باشد كه او مي دانست كه هيچ سلاحي وجود ندارد اما به خاطر حفظ غرور و عزت كشور چنين وانمود مي كرد كه دارد يا اينكه او مي دانسته اين جنگ از پيش طراحي شده بود، پس چرا به تحقير بيشتر خود كمك كرد. پيش از جنگ، عراق حداقل تا آنجا كه به ما مربوط مي شد، با ما همكاري مي كرد و در اين راه حداكثر تلاش خود را هم مي كرد. اما خيلي دير شده بود.
* مي خواهيد بازرسان را به عراق بازگردانيد؟
- البته. شوراي امنيت درخواست كرده است كه ما مدرك ارائه كنيم عراق سلاح هسته اي ندارد. ما در شرايط نامناسبي هستم زيرا اگرچه دستور كار داريم اما قادر به بازگشت نيستيم. اما فكر مي كنم كه ما بالاخره بايد بازگرديم چون بي پرده بگويم فقط آژانس انرژي اتمي صلاحيت دارد كه بگويد عراقي ها سلاح كشتار جمعي دارند يا نه. چون ما بي طرف هستيم. من نگرانم چون آنها هنوز افراد زيادي دارند كه اطلاعات و دانش هسته اي در اختيار دارند. به همين دليل من مي خواهم كه چند سالي كار نظارت و جمع آوري مدرك ادامه يابد و بعد اين پرونده بسته اعلام شود.
* كره شمالي مي گويد برنامه اي براي فرآوري پلوتونيوم دارد. نظر و برداشت شما چيست؟
- احساس من اين است كه آنها توان هسته اي دارند. مي دانيم كه آنها سوخت مصرف شده دارند كه فرآوري شده است. شايد پلوتونيوم كافي براي توليد چند بمب را داشته باشند. به همين دليل كره شمالي مي تواند از نظر توليد و تكثير سلاح خطرناك ترين وضعيت را داشته باشد. كره شمالي كشوري است كه كاملا منزوي شده و هيچ چيز براي از دست دادن ندارد و توان تسليحاتي هم دارد. به همين دليل ادامه تعلل بر سر چگونگي حل اين موضوع هيچ كمكي نمي كند. بايد راه حلي پيدا كنيم.
* چه كار بايد كرد؟
- آنها شرايط انساني بسيار بدي دارند. بايد براي آنها امنيت و كمك انساني فراهم كنيم و در مقابل مطمئن شويم كه برنامه تسليحاتي آنها را نابود مي كنيم. هر چه بيشتر امتياز بدهيم دست آورد بيشتري خواهيم داشت.
* چطور مطمئن مي شويد كه شما را فريب نمي دهند همانطور كه بار آخر اين كار را كردند؟
- آنها بار آخر ما را فريب دادند چون هيچ نظام روشني وجود ندارد. اين بار اگر توافقي بدست آيد بايد همه فعاليتهاي هسته اي كاملا روشن شود تا مطمئن شويم آنها ما را فريب نمي دهند.
* گزارش هايي حاكي از اختلافات ميان آژانس شما و دولت بوش وجود دارد. لطفا در اين مورد توضيح دهيد.
- نمي دانم اين را اختلاف بخوانم يا نه. مثلا در مورد ليبي اعتقاد دارم ما طبق پيمان عدم تكثير سلاح هاي هسته اي وظيفه داريم كار بررسي وضعيت فعاليت هسته اي را به طور مستقل انجام دهيم. بحث هايي درباره تقسيم كار صورت گرفته است اما من فكر مي كنم اين موضوع پذيرفته شده كه اكنون اين ما هستيم كه بايد كار بازرسي را انجام دهيم. درباره ايران هم ممكن است اختلافاتي در برداشت وجود داشته باشد. ما گفته ايم كه مدرك متقن و مشخصي حاكي از وجود برنامه تسليحات هسته اي در ايران وجود ندارد. بعضي ها در دولت آمريكا مي گويند برنامه هسته اي ايران به برنامه تسليحاتي ارتباط دارد. درباره عراق ما پيش از جنگ اين نظر را داشتيم كه مدركي حاكي از وجود برنامه تسليحات هسته اي در عراق وجود ندارد، هنوز هم چنين مدركي نداريم.
* چرا كشور غني از منابع انرژي چون ايران به انرژي هسته اي نياز دارد؟
- آنها مي گويند انرژي هسته اي از نظر اقتصادي با صرفه تر از صادرات نفت و گاز است و مي خواهند منابع تامين انرژي خود را گسترش دهند. آنها مي گويند تعليق غني سازي (اورانيوم) دشوار است زيرا طبق NPT ، غني سازي حق آنهاست.
مي گويند غني سازي را به حال تعليق درمي آورند، اما نمي توانند اين برنامه را براي هميشه متوقف كنند. البته غرب مي خواهد كه اين برنامه پايان يابد. ايران هم برنامه غني سازي را به موضوع غرور ملي تبديل كرده است. بعد از ۲۰ سال تحريم آنها توانستند خودشان به اين تكنولوژي دست يابند. بنابراين، اين را يك دستاورد ملي مي دانند.
* جك استراو وزير خارجه انگليس مي گويد ايران درباره موضوع غني سازي اورانيوم همكاري نمي كند. اما شما اخيرا گفتيد كه همكاري مي كنند. موضوع چيست؟
002997.jpg

-ايران همكاري مي كند. آنها منبع و منشاء برنامه هسته اي خود را اعلام كرده اند و به خوبي با ما همكاري مي كنند. نمي توانيم بگوييم هر آنچه كه ديده ايم با اهداف صلح آميز بوده است، اما به هر حال ما در مسير درستي حركت مي كنيم. فعاليتهاي مربوط به غني سازي به حال تعليق درآمده است. اما مشكل اين است كه فعاليتهاي مربوط به غني سازي را چه طور تعريف مي كنيد؟ ايراني ها مي خواهند به توليد سانتريفيوژ و جمع آوري آن تحت نظارت آژانس ادامه دهند. اما اگر غني سازي به طور واقعي قرار است به حال تعليق درآيد اين تعليق بايد جامع باشد.
* برنامه هسته اي ليبي چقدر گسترده بود؟
-آنها در مرحله مقدماتي بودند، اما تجهيزات را گرفته بودند.برنامه جدي بود. در مراحل اوليه بود، اما موضوع زمان بود.
* فكر مي كنيد تحريم هاي چندجانبه تاثيري بر ليبي داشته است؟
- من واقعا نمي دانم چرا ليبي تغيير جهت داد. نمي دانم آيا به خاطر حفظ رژيم بود يا آنها دريافته بودند كه رويارويي با غرب فايده اي ندارد. شايد مي ترسيدند اتفاقي كه براي عراق روي داده براي آنها هم بيفتد.
* ليبي ها و ايراني ها از كجا دانش هسته اي بدست آورده بودند؟
-هر دو از بازار سياه تامين كرده اند، از شبكه تامين كنندگان.
* آيا حكومت ها در بازار سياه دانش هسته اي دست داشتند؟
-مطمئن نيستم كه بگويم حكومت ها نقش داشته  اند. به نظر من افراد بخش خصوصي در اين زمينه حضور داشتند. دولت پاكستان اكنون مشغول بررسي و تحقيق از بعضي دانشمندان پاكستاني است.
* آيا مي توان بدون وجود يك آزمايشگاه دولتي، مواد سوختي، كافي براي توليد بمب توليد كرد؟
- ديديم كه شده است. دانشمنداني هستند كه دانش و اطلاعات طراحي سانتريفيوژ يا سلاح را دارند. آنها با توليدكننده اي كه زيرساخت هاي صنعتي لازم دارد قرارداد مي بندند و سپس كشور دريافت كننده تجهيز مي شود.
* گروه هاي تروريستي كه دانش هسته اي دريافت مي كنند چطور؟
-آنها مي توانند به راديواكتيو دست يابند و موضوع نگران كننده هم همين است. مي توانند بمب كثيف بسازند اما بمب هسته اي ندارند.براي تروريست ها دستيابي به سلاح هسته اي سخت است مگر اينكه يك بمب آماده را سرقت كنند. غني سازي اورانيوم يا تفكيك پلوتونيوم هنوز سخت است، اما غيرممكن نيست.
* چطور مي توانيد NPT را تغيير دهيد تا با واقعيت هاي جديد سازگار شود؟
-اگر ما اعتقاد داريم كه سلاح كشتار جمعي و تروريسم تهديد امنيتي شماره يك ماست، بايد نگاه جديدي به اين رژيم NPT بيندازيم. ارزش اين كار را دارد چون رژيم NPT نواقصي در زمينه بازرسي ها و كنترل صادرات دارد. مثلا در ليبي ديديم كه چه طور تكثيركنندگان حرفه اي بازار سياه با مهارت بالا كار كردند. در يك كشور طراحي  ها صورت مي گيرد، در چند كشور ديگر توليد مي شود و از طريق طرف هاي ديگر به كشور مورد نظر منتقل مي شود. اين درست يك جنايت سازمان يافته در تجارت تسليحاتي است. به همين دليل كل اين نظام كنترل صادرات بايد مورد بازبيني قرار گيرد. در حال حاضر، نظام كنترل صادرات مبتني بر توافق افراد است. ما به نظام همگاني احتياج داريم كه مبتني بر پيمان و تعهد حقوقي باشد.
* طبق پيمان كنوني NPT هر يك از اعضا مي توانند پلوتونيوم را غني كنند يا سوخت مصرف شده را دوباره فرآوري كنند. اينها دوراهي است كه از طريق آن مي توان بمب هسته اي توليد كرد. آيا اين نظام بايد تغيير كند و به آژانس بين المللي انرژي اتمي قدرت بيشتري براي ممانعت كشورها از دستيابي به برنامه سلاح هسته اي داده شود؟
- ۳۰سال پيش كه NPT آغاز شد، فرآوري و غني سازي تكنولوژي هاي پيشرفته اي بودند كه كشورهاي زيادي توان دستيابي به آن را نداشتند. اما اكنون هر كشوري با زيرساخت صنعتي مي تواند غني سازي و فرآوري را انجام دهد. سپس آيا مي توان گفت اين نظام خوب است؟ لازم نيست كه همه كشورها تاسيسات و امكانات غني سازي و فرآوري را داشته باشند. اگر اين كارها براي مصارف غيرنظامي لازم باشد بايد در چند مركز مشخص و تحت كنترل نظام بين المللي انجام شود.
* شما به طور خلاصه از رويكرد جديدي براي مقابله با مشكل تكثير سلاح سخن گفتيد كه فراي NPT است. آيا مي توانيد حمايت بين المللي را براي اين رويكرد جديد جلب كنيد؟
- فكر مي كنم مي توانيم حمايت گسترده اي بدست آوريم مشروط به آنكه اين تغيير منصفانه باشد، يعني كشورهاي داراي سلاح به حركت به سوي خلع سلاح هسته اي متعهد شوند. نمي توانيد به همه بگوييد ما به شما سخت مي گيريم ولي خودتان به توليد سلاح ادامه مي دهيد. اگر به راهي كه اكنون مي رويم ادامه دهيم، شاهد سلاحهاي هسته اي بيشتري خواهيم بود، زيرا ديگران اين سلاحها را منشاء قدرت و اعتبار مي دانند.
واشنگتن از وجود سلاح هسته اي در پاكستان يا ايران بيشتر از وجود اين سلاحها در انگلستان نگران است. شايد اين منصفانه نباشد اما واقعيت است.
خودتان را به جاي ايران و كره شمالي بگذاريد. آنها هم نگران آنچه درباره تغيير رژيم و محور شرارت گفته مي شود، هستند.
*اما آنها رژيم هاي سركش هستند.
من نمي توانم درباره آنها قضاوت كنم. من دوست ندارم كشورها سلاح هسته اي داشته باشند. حالا دمكراسي باشند يا نباشند مهم نيست.

|  ادبيات  |   اقتصاد  |   انديشه  |   جهان  |   سياست  |   ورزش  |

|   صفحه اول   |   آرشيو   |   بازگشت   |