شنبه ۲ خرداد ۱۳۸۳ - سال دوازدهم - شماره - ۳۳۸۶
آموزش و شايد استخدام
جيب هايي كه خالي مي شوند
پيدا كردن يك شغل مناسب در اين شهر كار ساده اي نيست. خيلي ها حاضرند براي بدست آوردن كار، ابتدا مبلغي هزينه كنند، اما آينده اين سرمايه گذاري مبهم است
007839.jpg
بعد از پايان كلاس معلوم نيست چه آينده اي در انتظار آنهاست. اصلاً كاري وجود دارد؟ قرارداد چگونه است؟
محمد جباري 
«حقوق ثابت ۳۵۰ هزار تومان» جمله اغواكننده اي است. مخصوصاً اگر كلمات ديگري هم دنبال آن باشد: «ارايه وام نامحدود، بدون بهره و بيمه تامين اجتماعي.» پس همه چيز آماده است براي يك كار درست و حسابي و خلاص شدن از دست بيكاري. حقوق خوبي كه مي دهند، بيمه و قرارداد و اين حرف ها هم كه دارد. پس ديگر مشكل چيست؟
سرزدن به نيازمندي هاي روزنامه براي پيداكردن كار، از شيوه هاي معمول افراد بيكار براي پيداكردن كار است. از بازارياب و مهندس و پرستار و پزشك بگيريد تا كارهاي ديگري مثل كارت پخش كن و نگهدار كودك و سالمند در اين ستون ها پيدا مي شود. يكي از چيزهايي كه هر روز در اين بخش به چشم مي خورد، جملات بالاست. حقوق ثابت نسبتاً خوبي را ذكر مي كنند و بعد چند شماره تلفن. تنها كافي است به اولين تلفني كه نزديك شماست، مراجعه كنيد و شماره موردنظر را گرفته و كليد خوشبختي را تحويل بگيريد.
البته تحويل كليد خوشبختي به اين سادگي ها هم نيست. كافي است اولين تماس را برقرار كنيد:
- كار در زمينه مونتاژ و تايپ است. يك هفته كلاس آموزشي مي گذرانيد. درصورت قبولي در آزمون، استخدام مي شويد. چندبار هم مي شود امتحان داد.
اولين مشكل همين كلاس آموزشي و آزمون است. البته خودشان كه نه، پولي كه بايد خرج آن كرد.
بايد براي اين كلاس آموزشي چند هزار تومان از جيب محترمتان كم كنيد و به موسسه تحويل بدهيد.
- شما در كلاس هاي ما آموزش يك نوع ساز حرفه اي را مي بينيد و بعد عضو گروه موسيقي ما مي شويد كه قرار است سال آينده برنامه داشته باشد. شهريه كلاس هم هفده هزار تومان است.
- كار ما تايپ است. دو هفته كلاس توجيهي دربارهWord و زرنگار مي بينيد و بعد از دو هفته كار شما شروع مي شود. شهريه كلاس هم هفت هزار تومان.
تابه حال گذارتان به آموزشگاه هاي كامپيوتر خالي از دانشجو افتاده؟ دربه در دنبال دانشجو مي گردند. حتي حاضرند با دو سه نفر كلاس راه بيندازند. حالا فرض كنيد شما موسسه اي داريد و چندتا كامپيوتر. با يك آگهي استخدام و مثلا ً حقوق فلان تومان، افراد زيادي را به سمت خود جلب مي كنيد. افرادي كه با اشتياق در كلاس هاي شما شركت مي كنند و هزينه كلاس ها را پرداخت مي كنند. ولي بعد از پايان كلاس معلوم نيست چه آينده اي در انتظار آنهاست. اصلاً كاري وجود دارد؟ قرارداد چگونه است؟ حتي اگر همه چيز روبراه باشد و درست و دقيق، جاي ديگري از كار لنگ است. بيشتر افرادي كه براي چنين كارهايي مثل تايپ مراجعه مي كنند، بعداز مدتي به دلايل مختلف مثلاً فرض كنيد سختي كار و اينكه روزي بايد فلان تعداد صفحه تايپ كنند، بي خيال كار مي شوند.
اين شركت ها از همين نقطه ضعف استفاده مي كنند. اگر به آگهي هاي ابعاد بزرگ و هر روزه به آنها در روزنامه توجه كنيد، خيلي چيزها دستتان مي آيد. مگر اين شركت ها چقدر كارمند مي خواهند؟
نمونه اي ديگر، شركتي است كه درزمينه توليدCD هاي آموزشي فعاليت دارد. قيمت ها واقعا جذاب هستند در صورت تايپ جزوه آموزشي مربوط به يك درس دبيرستان ۳۰۰ هزار تومان. همين قيمت ها شما را به ساختمان در يكي از خيابان هاي تهران مي كشاند. از پله هاي قديمي ساختمان بالا مي رويد و وارد دفتر شركت مي شويد. چيزي كه از همان اول جلب نظر مي كند، مراجعه كنندگان زياد اين شركت است.
بيشتر آنها را هم جوانان تشكيل مي دهند. آقا يا خانم مسوول كار را براي شما توضيح مي دهد، در پايان كار شما بايد بيعانه اي براي حق ثبت نام بپردازيد.شما به راحتي ۲ هزار تومان به خانم منشي مي دهيد و يك جلسه آموزشي براي شما در نظر گرفته مي شود. شما بايد هر ماه حق اشتراكي را به اين موسسه بدهيد تا زمان تحويل كامل كار به آنها. بعد از شروع كار است كه تازه مي فهميد چقدر كار سخت و طاقت فرسايي است و اصلا با حقوق در نظر گرفته شده تناسب ندارد. يك ماه تحمل مي كنيد و بعد هم به علت گرفتاري هاي درسي و غير درسي بي خيال مي شويد. در اين ميان موسسه سود خود را برده است؛ همان پول اشتراك هاي ماهيانه. فكر مي كنيد در ميان آن همه مراجعه كننده چند نفر تا آخر كار را دنبال مي كنند؟
مثال ديگر همين قضيه دادن كامپيوتر است شمايي كه فعلا داغ هستيد و مي خواهيد از صبح تا شب تايپ كنيد و پولدار شويد و كامپيوتر هم نداريد، ازاين پيشنهاد استقبال مي كنيد و كامپيوتر را از همان شركت قسطي مي خريد. بعد ازمدتي كه از داغ بودنتان كاسته شد يا اصلا كار ديگري گير آورديد، شما مي مانيد و قسط هاي كامپيوتر. شركت سود خودش را كرده، بدون دردسر يك كامپيوتر فروخته و همين امروز كه شما بي خيال كار مي شويد، تعداد زيادي مراجعه كننده ديگر دارد كه مي خواهند پولدار شوند. كار اين شركت ها قانوني است، مشكل از مراجعه كنندگان ساده دلي چون ماست كه فكر مي كنيم در اين دوره زمانه، به همين راحتي حقوق ۴۰۰-۳۰۰ هزار توماني به آدم مي دهند.
نه اينكه ندهند، مي دهند اما نه به اين سادگي ها.

جايزه داستان نويسي
قرار است سومين دوره جايزه ادبي ويژه داستان نويسان توسط دفتر هدايت و سايت سخن برگزار شود. شرايط شركت در مسابقه به اين صورت است:
شرايط شركت در مسابقه 
-هر نويسنده مي تواند يك داستان كوتاه منتشر نشده خود را براي شركت در مسابقه ارسال كند.
-داستان ارسالي نبايد از ۴ هزار كلمه بيشتر و از هزار كلمه كمتر باشد و به دو روش قابل ارسال است:
الف) ارسال به بخش داستان كوتاه در سايت سخن 
ب) ارسال به صندوق پستي ۳۶۵- ۱۹۵۸۵. داستان هايي كه به اين طريق ارسال مي شوند لازم است بر يك روي صفحه، به صورت تايپ شده و در سه نسخه فرستاده شوند. اين آثار در مسابقه شركت خواهند داشت، ولي تنها گزيده اي از آنها بر روي سايت قرار مي گيرد.
نويسندگاني كه در اين مسابقه شركت مي كنند، لازم است توجه كنند كه تا تعيين برندگان و نيز انتخاب داستان ها براي انتشار در مجموعه آثار برگزيده، از درج داستان ارسالي در كتاب ها، نشريات و سايت هاي اينترنتي و يا ارسال آن براي مسابقات داستان نويسي، خودداري كنند، در غير اين صورت داستان فرستاده شده در مسابقه شركت داده نمي شود.
- نويسندگان داستان هاي ارسالي توسط اي ميل يا صندوق پستي لازم است شماره تلفن تماس و آدرس كامل خود را حتما همراه داستان ارسال دارند و در صورت دارا بودن تلفن همراه، پست الكترونيك و فاكس، شماره و آدرس مربوطه را نيز قيد كنند.
ارسال داستان براي اين مسابقه به اين معني است كه نويسنده در صورت انتخاب، رضايت خود را براي چاپ داستان ارسالي در مجموعه داستان هاي برگزيده اعلام داشته است، داستان ارسالي مسترد نخواهد شد.
- مهلت ارسال آثار تا انتهاي آبان ماه ۱۳۸۳ است. اعلام اسامي برندگان و اهداي جوايز در مراسمي در ۲۸ بهمن ۱۳۸۳ انجام مي شود. جايزه برندگان مقيم خارج از كشور به نماينده آنها اهدا خواهد شد.
گزينش آثار و جوايز
-نام داوران در مراسم پاياني اعلام خواهد شد.
-به داستان هاي برگزيده به انتخاب هيات داوران تنديس و لوح تقدير اهدا مي شود.
-در صورت نياز به اطلاعات بيشتر به يكي از روش هاي زير تماس حاصل فرماييد:
www.sokhan.com
www.sadeghhedayat.com

يادگاري هاي پدربزرگ و مادربزرگ
007842.jpg
ندا لهردي 
همه ما حتما يادگاري هايي از دوران گذشته داريم كه شايد بعضي از آنها را يكي از افرادي كه دوستشان داريم به ما هديه داده باشند، به هر حال همه آنها يادگاري هايي هستند كه دنيايي از خاطرات تلخ و شيرين را در پس خود دارند، خاطراتي كه با گذشت زمان و جايگزين شدن خاطره هايي جديد شايد به دست فراموشي سپرده شوند، اما تنها همين يادگاري هاي قديمي هستند كه كافيست به آنها نگاه كني تا تو را به دنياي زيبا و خاطره انگيز يادها ببرند...
تعدادي از اين يادگاري هاي قديمي را در نمايشگاهي  كه در نگارخانه آبي فرهنگسراي سالمند برگزار شده مي توانيد ببينيد. وقتي از پله هاي مارپيچ نگارخانه پايين مي روي (با ذهنيتي كه داري) دقيقا فكر مي كني براي پيدا كردن يادگاري هاي پدربزرگ و مادربزرگ به زيرزمين رفتي تا آنها را از صندوقچه قديمي بيرون بياوري، اما بر خلاف آن تصور، فضاي نگارخانه روشن و دلباز است، قبل از هرچيز اشياي قديمي جلب توجه مي كنند...
چهل تكه اي كه شامل تكه پارچه هاي مختلف و رنگارنگ است كه به هم دوخته شده و در زمان گذشته براي جلوگيري از اسراف و زيبايي، اين كار را مي كردند و ازآن به عنوان روفرشي ، رولحافي و يا سفره استفاده مي شده است. اين چهل تكه، ۳۰ سال پيش وقتي كه خالق آن ۷۰ سال داشته دوخته شده است روي اين چهل تكه سجاده اي سبز رنگ قرار دارد كه دور آن گل دوزي شده است و متعلق به حدود ۱۰۰ سال پيش است. كمي آن طرف تر يك پيراهن سفيد كه روي آن مرواريد بافي و سرمه دوزي شده، روي ديوار آويزان شده، اين پيراهن لباس عروسي مادر يكي از سالمندان شركت كننده است كه قدمت آن به بيش از ۱۰۰ سال مي رسد است. كنار اين پيراهن سفيد يك جا سكه اي قلاب بافي وجود دارد كه در گذشته توبره ناميده مي شده و متعلق به ۶۰ سال پيش است داخل يك ويترين شيشه اي هم آثاري قديمي مثل قلم دون و مركب و قاشق و چنگال هاي قديمي ديده مي شود. در ميان اين آثار يك اثر فيله بافي قرار دارد كه مربوط به ۶۰ سال پيش بوده و خانمي كه خالق آن است آن را در كودكي براي داخل سيني اسباب بازي اش بافته بود. جهيزيه يك خانم ۷۵ ساله كه روي يك ميز چيده شده هم خيلي جالب است. اين جهيزيه شامل آينه و شمعدان هاي نقره، سماور زغالي ، گلابدان و استكان  هاي كمرباريك مي شود. يك چراغ مطالعه هم كه متعلق به شيخ اسدالله معروف به مقدس حدادابهري عارف بزرگي است كه در سال ۱۳۴۶ هجري قمري فوت كرده. اين چراغ مطالعه به دو صورت روميزي و ديواري استفاده مي شده است. در ميان اين آثار و يادگاري هاي قديمي، آثار هنري سالمندان هم قرار دارند. اين آثار شامل تابلوهاي خط، معرق كاري، گلسازي، عروسك سازي، قلاب بافي و گلدوزي است.
وقتي از نگارخانه خارج مي شوي وارد پارك خيام مي شوي. اينجا سالمندان زيادي هستند كه براي گذراندن يك بعدازظهر بهاري در فضايي پاك و زيبا به پارك آمده اند. پيرمردي روي يك صندلي تنها نشسته و در حالي كه پك عميقي به سيگارش مي زند به دور دست ها خيره شده، شايد او هم به فكر دوران گذشته و جواني خود افتاده.

صبح تا شب
جواد رسولي 
سينما
«بيل را بكش» را كوئنتين تارانتينو كارگرداني كرده است. براي خيلي ها همين جمله كافي است تا مشتاق شوند فيلم را ببينند. تارانتينو با فيلم هايي مثل سگ هاي انباري و قصه هاي عامه پسند (پالپ فيكشن) مشهور شد و «بيل را بكش» چهارمين ساخته اوست. حتماً مي دانيد كه ميراماكس تهيه كننده فيلم از آن جايي كه مدت زمان فيلم به نظرش خيلي طولاني بود تارانتينو را مجبور كرد فيلم را دو قسمت كند. قسمت اول سال گذشته به نمايش درآمد و قسمت دوم هم الان روي پرده سينماهاي دنياست. اينها را گفتم تا به اينجا برسم كه قسمت اول فيلم امروز در سالن كوچك حوزه هنري به نمايش درمي آيد. اگر دلتان مي خواهد يك بار هم بيل را بكش را روي پرده ببينيد بد نيست در طول اين هفته سري به اين سالن بزنيد. ساعت ۳۰:۱۶ و ۱۹ فيلم را اينجا نشان مي دهند.
تلويزيون 
به نظر مي رسد تب سرد پيشنهاد اول امشب باشد. اين مجموعه را قاسم جعفري تهيه كرده و عليرضا افخمي كه هميشه اسمش را به عنوان ناظر كيفي در تيراژها مي ديديم كارگرداني اش كرده.
حميد گودرزي، شهاب حسين، كامبيز ديرباز، مهدي سلوكي، شهرزاد عبدالمجيد و كلي بازيگر مشهور ديگر در اين سريال بازي مي كنند. با اين حال در اين دو قسمت پخش شده هنوز يخ قضيه آب نشده و مجموعه آنقدرها كه توقع داشتيم جذاب نيست. عوضش امروز بعدازظهر ساعت ۱۹ از شبكه تهران مي توانيد يك قسمت از كارگاه شمسي و دستيارش مادام را تماشا كنيد. سريالي كه مرضيه برومند ساخته و مثل تمام سريال هايي كه از او ديده ايم جذاب، دلنشين و استادانه است. امشب ساعت ۲۱ از شبكه ۲ يك قسمت از سريال مركوري هم پخش مي شود. گيبسون قهرمان داستان مدام پي دردسر مي گردد و سوژه هاي داغ را - مثل تجارت كودكان و كار كشيدن از آنها - دنبال مي كند.
آخرين پيشنهاد هم نقطه چين است كه ساعت ۳۰:۲۲ پخش مي شود و خدا كند كه بامزه باشد.

نقاشي براي آزادي
اهل نقاشي بشتابيد! قرار است جشنواره سراسري نقاشي با عنوان «رنگ آزادي بر بوم ايران» برگزار شود. اين جشنواره را فرهنگسراي پايداري به مناسبت سالگرد آزادسازي خرمشهر در بيست فرهنگسراي شهر تهران برگزار مي كند. رده هاي سني نوجوان و جوان، ۱۴ سال به بالا، مي توانند در اين جشنواره شركت كنند، يعني تقريبا همه. پس خجالت نكشيد و به ياد ايام بچگي مداد رنگي و آبرنگ و ماژيك را برداريد و نقاشي بكشيد. شايد استعداد شكوفا نشده شما در همين جشنواره كشف شد. براي شركت در اين جشنواره هم لازم نيست راه زيادي برويد، اولين فرهنگسراي نزديك خانه تان، محل مورد نظر است.

موزه  جيمز دين
از اين به بعد جيمز دين ستاره اسطوره اي دهه ۴۰ و ۵۰ سينما كه در سن ۲۴ سالگي بر اثر تصادف رانندگي از دنيا رفت، صاحب يك موزه مي شود. اين موزه در ايالت اينديانا و شهر گس سيتري افتتاح شده است. در ورودي اين موزه مغازه اي است كه پر از عكس ها، تي شرت ها، عروسك ها، ليوان هاو خلاصه همه چيزهايي است كه مي شود رويش عكس جيمز دين را چاپ كرد. بقيه بخش هاي موزه شامل مجله ها، روزنامه ها، كتاب ها و نقاشي هايي درباره جيمز دين است. يك سالن سينماي كوچك هم فيلم هاي او را براي بازديدكنندگان نمايش مي دهد. غول، شورش بي دليل و شرق بهشت فيلم هايي هستند كه دين در آنها درخشيده است.

نقد شازده كوچولو
علاقه مندان جدي تئاتر كه نمايش «مجلس شبيه خواني شازده كوچولو» را ديده اند مي توانند فردا در جلسه نقد و بررسي آن شركت كنند. اين جلسه ساعت ۲۰ روز يكشنبه و بعد از اجراي نمايش برگزار مي شود. منتقدان اين جلسه خانم لاله تقيان و آقاي محمدحسين ناصربخت هستند. در ضمن جلسه نقد و بررسي نمايش «اسب ها» سال ۵۹ هجري شمسي هم كه هفته پيش برگزار نشده بود، اين هفته با حضور محمد رحمانيان كارگردان نمايش و منتقدان تئاتر برگزار خواهد شد. كارگردان شازده كوچولو، علي اصغر دشتي است و كارش اين روزها در تالار نو مجموعه تئاتر شهر روي صحنه است. نمايش اسب ها... هم در سالن اصلي اين مجموعه اجرا مي شود.

تهرانشهر
ايرانشهر
حوادث
خبرسازان
در شهر
درمانگاه
يك شهروند
|  ايرانشهر  |  تهرانشهر  |  حوادث  |  خبرسازان   |  در شهر  |  درمانگاه  |  يك شهروند  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |