چهارشنبه ۲۴ فروردين ۱۳۸۴ - سال سيزدهم - شماره - ۳۶۷۲
چاي داغ با ليوان كثيف
از اين ليوان ها در عربستان پر است. به هر كافي شاپ پا بگذاري، نوشيدني گرم در اين ليوان ها سرو مي شود، اما سوال اين است كه چرا اين ليوان ها در كاروان هاي ايراني و مقابل حجاج ايراني گذاشته مي شود
032283.jpg
اين تصوير همان ليوان هاي كثيف است، ليوان هايي كه با زيركي بر لبه زيرين آن نام مجعولي از خليج فارس چاپ شده است.
سهيلا  بيگلرخاني
در آخرين اجلا س شوراي همكاري خليج فارس كه همين چندي پيش برگزار شد، كشورهاي عربي ادعاهاي خود مبني بر مالكيت بر 3 جزيره و همچنين اشغالگر بودن ايران را تكرار كردند. با همه احترامي كه براي مردم مسلمان عرب قايل هستم و دلم برايشان مي تپد و خود را با آنان هم سرنوشت مي دانم، معتقد هستم كه مجموعه تحركاتي كه از سوي حكومت هاي كشورهاي عربي نسبت به ايران ديده مي شود و مجموعه رفتارهايي كه از خود نشان مي دهند به رغم حسن نيت مسوولا ن ايران بعد از انقلا ب در ايجاد و گسترش رابطه و اين جور چيزها به سمت يك جدايي مي رود.
در واقع به نظر مي رسد عامل اصلي در ميان كشورهاي عربي به جاي آنكه هم دين بودن باشد چنانكه مسوولا ن جمهوري اسلا مي ايران بر آن تاكيد مي كنند - عنصر قوميت و نژاد است. شنيده ام در كتاب هاي مدارس كشورهاي عربي تصوير نادرست و نامطلوبي از ايران ترسيم شده كه به رغم توصيه ها و اعتراضات مسوولا ن كشورمان تغيير نكرده است. كتاب هاي درسي هم نگاه بچه هاي عرب و شهروندان اين كشورها را مي سازد و از همين رو گمان مي كنم تفرقه افكني يك سياست در اين كشور ها به شمار مي رود.
اما نكته اي كه ذهن من را مشغول كرده ماجراي جزاير است. فكر مي كنم همان اتفاقي كه براي مجله National Geography افتاد بايد تكرار شود، البته در سطحي وسيعتر، حمايت از مالكيت جزاير ايراني. به نظرم كشورهاي عربي حاشيه خليج فارس آنقدر اين ماجرا را تكرار مي كنند كه در عرض چند سال آينده يك مساله خيالي را به موضوعي واقعي تبديل كنند. به همين جهت پرداختن به موضوع و نوشتن نامه و چاپ مقاله و هزار جور راه ديگري كه شما هم مي توانيد در بيان آن كمك كنيد، مي تواند گام موثري به شمار آيد. مسووليت شهروندي هر يك از ما مي تواند در مقابله با اين تهديد عجيب و غريب موثر باشد. نظر شما چيست؟ آيا بسيج افكار عمومي در فضاي مجازي و تسري آن به فضاهاي ديگري مي تواند تاثيرگذار باشد؟
آيا اساسا ورود به اين عرصه درست است؟ چگونه مي توان از وارد شدن به فضاي ناسيوناليستي جلوگيري كرد و موضوع را در حد تنها يك اقدام براي حل مناقشه مطرح كرد؟ چه راه هاي موثري براي حضور موثر شهروندان ايراني در تاثيرگذاري بر اين فرآيند وجود دارد؟ و سوال هاي ديگري كه مي توان و لا زم است براي آن پاسخي بيابيم و آخرين سوالي كه بايد اول مي آمد اينكه آيا اساسا اين تهديدات را بايد جدي گرفت؟
به ذهنشان هم نمي رسيد، قبل از نوشيدن چاي حتما زير ليوان را نگاه كنند. شايد آنجا واژه اي نوشته شده باشد كه چاي تلخ را به كامشان تلخ تر كند، اما حاجي هاي ايراني سال گذشته در روزهاي حج تمتع چاي با طعم تلخي را نوشيدند.
هنوز از ماجراي نشنال جئوگرافيك چند ماه بيشتر نگذشته و تب اعتراض به كار بردن واژه جعلي خليج عربي در كنار واژه خليج فارس در اين نشريه همچنان داغ است كه بي توجهي يكي از متوليان خريد مايحتاج حاجي هاي ايراني اجازه داد، شركت gulf maid ليوان هاي يك بار مصرف خليج عربي خود را به حاجي هاي ايراني بفروشد. پيش از ماجراي نشنال جئوگرافيك نيز استفاده كشورهاي عربي از اين نام مجعول، هيات دولت را بر آن داشت تا در بخشنامه اي خطاب به چندين وزارتخانه به كار بردن واژه خليج و خليج عربي را به جاي خليج فارس ممنوع اعلا م كند.
روزهاي ذي الحجه فرصتي بود تا اين واژه مجهول دست به دست ميان حجاج ايراني بگردد. به گفته يكي از زائران، هرچند ليوان هاي يك بار مصرف با درج اين واژه جعلي در تمام چايخانه ها و كافي شاپ هاي عربستان مورد استفاده قرار مي گيرد، اما توزيع آن در كاروان هاي ايراني و بي توجهي مسوولا ن ايراني توهين به حجاج ايراني بود.
نقطه آغاز
ماجرا دقيقا از زماني شروع شد كه ليوان هاي يك بار مصرف چاي ميان زائران ايراني توزيع شد. ستاد تامين مايحتاج عمومي حجاج ايراني ليوان هايي را خريده و در اختيار كاروان زيارتي گذاشته كه در شركتي با نام تجاري gulf maid توليد شده است.
به گفته عبدالله نصيري مديركل روابط عمومي سازمان حج و زيارت، اين شركت براي تامين ظروف يك بار مصرف طرف قرارداد سازمان حج و زيارت است. در زمان حج تمتع ليوان هاي عرضه شده از سوي اين شركت با آرم gulf maid روي آن شناخته مي شد، اما از چاپ آرم شركت روي ليوان هاي تتراپگي بي خبر بوديم. البته با كمي دقت، جمله ديگري در زير ليوان قابل مشاهده است.
MADE BY: ARABIAN GULF-JEDDAH
توليد شده در خليج عربي - جده.
نصيري مي گويد: خريد اين ليوان ها حاصل بي دقتي متولي خريد بود كه به محض اطلا ع به سرعت با آن برخورد شد. متولي خريد زير ليوان را نگاه نكرده بود.
با اين همه زائران شرح ديگري از ماجرا دارند. شايد اگر مسوولا ن چند كاروان ايراني با دقت زير و روي ليوان هاي يك بار مصرف را برانداز نكرده بودند، ماجرا هرگز لو نمي رفت.
مهدي بهاري مهر خدمه يكي از كاروان هايي است كه به اين موضوع اعتراض كردند. وي مي گويد: ما 3-4 روز قبل از ورود كاروان به مدينه اعزام مي شويم تا مقدمات ورود حاجي ها را فراهم كنيم. طبق سنت هر ساله براي تامين مايحتاج عمومي كاروان به ستاد مستقر در مدينه مراجعه كرديم. اين ستاد، ستادي است كه مايحتاج تمام كاروان هاي ايراني را تامين مي كند. آنها هم از حدود يك ماه قبل در عربستان مستقر مي شوند تا اقلا م مورد نياز مثل قند، چاي، شكر و ليوان هاي يكبار مصرف آب و چاي را خريداري كرده و از انبار ها تحويل بگيرند. ما تا روز اولي كه ليوان ها را باز كرديم و براي استفاده روي ميزها چيديم، متوجه موضوع نشديم.
بسته هاي ليوان تتراپگي باز مي شود. ليوان ها يكي يكي روي ميز چيده مي شود. چاي هم از راه مي رسد. زائران هيجان زده تر از آن هستند كه زير ليوان ها را هم بخوانند، خدمه هم پر كارتر. اما تا ظهر وقت زياد است و ليوان پشت ليوان است كه در دست ايراني هاي چاي نوش مي گردد. يكي دو روز از ورود كاروان نگذشته چشم بهاري و همكارانش به زير ليوان مي افتد. آنچه را كه مي بينند باور نمي كنند؛ ناميدن خليجي كه آنقدر براي ايراني ها اهميت دارد،  با نامي دگرگونه، آن هم درست در قلب كاروان ايراني در عربستان.
پس از آنكه متوجه موضوع شديم، به ستاد اعتراض كرديم.
نتيجه اي كه اعتراض كاروان در بر داشت، توزيع ليوان هاي ديگري ساخت همين شركت براي مدت كوتاهي بود.
بعد از چند روز يك سري ليوان ديگر به ما داده شد كه از واژه خليج عربي در آن خبر نبود، اما از توليدات همين شركت gulf maid بود. اين ليوان ها نيز تنها يكي دو روز ميان كاروان ها توزيع شد و دوباره ليوان ها با تبليغات نام جعلي شروع شد. از ميان 8 كاروان مستقر در هتلي كه بهاري در آن اسكان داشت، تنها 3 كاروان متوجه موضوع شده و اعتراض كرده بودند. شايد با اين توجيه كه به هر حال جنسي خريداري شده و بايد مصرف شود.
از اين ليوان ها در عربستان پر است. به هر كافي شاپ پا بگذاري، نوشيدني گرم در اين ليوان ها سرو مي شود، اما سوال اين است كه چرا اين ليوان ها در كاروان هاي ايراني و مقابل حجاج ايراني گذاشته مي شود.
به هر حال عملكرد مسوولا ن ستاد تامين مايحتاج حجاج ايراني آنقدر سريع و به موقع بود كه اين خبر حتي ميان زائران نيز انعكاس نيافت، چه رسد به رسانه ها. با اينكه حجاج از توزيع مجدد ليوان ها مي گويند، نصيري معتقد است، حتي ليوان هاي توزيع شده نيز به سرعت از كاروان جمع آوري شد و موجودي انبارهاي مكه و مدينه نيز به شركت بازگشت خورد.
مونوپل عربي
متاسفانه يكي دو سالي است كه تمامي مايحتاج عمومي حجاج ايراني در انعقاد قرار داد با شركت هاي عربي تامين شود. هر چند تا دو سال قبل پنير و نوشابه مصرفي كاروان ها از شركت هاي ايراني تامين مي شد؛ پنير پاك و نوشابه زمزم.
ممكن است، قيمت ارزانتر و هزينه كمتر حمل و نقل توجيه اين انتقال طرف قرارداد باشد، اما اين نكته نيز نبايد از نظر دور بماند كه برخي از شركت هاي ايراني مانند زمزم علا وه بر صدور توليدات خود به اقصي نقاط جهان، در بسياري از كشورها يك شعبه توليدي دارند.
شايد مساله خورد و خوراك حاجي هاي ايراني براي متوليان اين سفر متبرك حتي بيش از اينها اهميت دارد! به گونه اي كه مسوولا ن امر اين مساله را موضوعي پيش پا افتاده مي دانند، اما آيا آنها نيز به ما اجازه مي دهند روي اقلا مي كه به آنان مي فروشيم نام خليج فارس را بنويسيم؟
وآيا حسن نيتي را كه ما داريم و همه اين را اتفاقي مي دانيم، آنها نيز دارند؟!

بم، نقطه تلا قي متخصصان ايراني
032289.jpg
انگار همه چيز ختم مي شود به زلزله و انگار ديگر بار همه چيز از ميان خروارها خاك آغاز شود. 15 سال پيش بود كه جامعه متخصصان ايراني مقيم آلماني فعاليتش را آغاز كرد، اما بم شايد سرآغازي بود براي پيوند دوباره ايراني  هاي دور از وطن با كشورشان.
۱۵ سال پيش اندكي پس از زلزله دلخراش رودبار گروهي از استادان و متخصصان ايراني مقيم آلمان براي كمك رساني به نقاط مختلف ايران در هنگام بروز فجايع طبيعي و انتقال علم و اصلا حات فني و پيشرفته جديد به ايران ودانشگاه هاي آن دور هم جمع شدند اما به گفته اعضاي اين جامعه شايد مهم ترين پروژه آنها از بدو تاسيس انجمن، در رابطه بازسازي بيمارستاني در بم است كه طي زلزله خراب شده بود.
هوشنگ مهرجرديان، عضو هيات مديره اين جامه كه خود متخصص علوم كامپيوتري است مي گويد: جامعه متخصصان ايراني مقيم آلمان با مسوولا ن بيمارستان بم و وزارت بهداري به توافق هايي دست يافته اند. زميني در اختيار ما قرار گرفته است تا يك مركز اورژانس پزشكي در آنجا داير كنيم نقشه هاي ساختماني اين اورژانس تهيه شده و افرادي از اعضاي جاعمه براي اين منظور به بم مي روند.
جالب است كه سفر اعضاي جامعه به ايران با هزينه شخصي است و آنها از مرخصي هاي ساليانه خود در آلمان براي سفر به ايران مايه مي گذارند.
جامعه متخصصان ايراني مقيم آلمان سال گذشته يك تن دارو به ايران ارسال كرد و قرار است داروهاي جديدي نيز ظرف هفته هاي آتي به ايران فرستاده شود.
عضو هيات مديره جامه استادان و متخصصان ايراني مقيم آلمان در مورد نحوه توزيع داروها توضيح مي دهد: داروها را گروهي از اعضا جامعه به ايران مي برند و مستقيما در بيمارستان ها توزيع مي كردند.
قرار است در ساخت اورژانس پزشكي در شهرستان بم، سالن بزرگي براي تعليم پرستاران و بخش توانبخشي و فيزيوتراپي در نظر گرفته شود و دوره هايي كوتاه هم براي تربيت نيروي انساني در نظر گرفته شود.
گفتني است از ميان اين 22 متخصص، 10 تن آنها خانم و 6 تن از آنها ماما و پزشك هستند.
دكتر بيژن كوشان، سخنگوي جامعه كه خود متخصص بهداشت محيط زيست است بر خلا ف بسياري ديگر از ايراني ها از همكاري نهادهاي داخلي راضي است و مي گويد: براي رساندن داروها، شركت هاي اتوبوسراني و باربري داخلي وقتي از هدف ما مطلع شدند، با قيمت خيلي خوبي كار ما را راه انداختند.
البته علا وه بر بازسازي بم اين جامعه كه متشكل از 300 عضو است نيز فعاليت هايي در دست اقدام دارد كه از آن جمله كمك به دانشگاه هاي داخلي است.
كوشان مي گويد: علم روز دنيا به نسبت 20 سال گذشته تغييرات فراواني داشته و رشته ها و كرسي هاي جديدي در دانشگاه ها ايجاد شده است. ما قصد داريم تا رشته هاي جديدي كه منطبق بانيازهاي داخلي ايران است را پيشنهاد كنيم تا از فنون و اطلا عات جديد دنيا بي بهره نباشيم.
و البته تراژدي تروريسم در ايران آنقدر فاجعه هست كه دل ايرانيان مقيم آلمان هم براي كشورشان سوخته دكتر كوشان از طرح جامعه، در مورد رونق در بخش توريسم در كشور نيز مي گويد و به همين منظور نزديك به يك سال است كه متخصصان ايراني مقيم آلمان دائم به ايران سفر مي كنند تا نيازهاي مختلف ايران را شناسايي كنند. اعضاي جامعه به استان هاي مختلف سفر مي كنند و گزارش هايي از اين سفرها در جلسات جامعه متخصصان مطرح مي شود.
اما علي رغم اينكه اين متخصصان ايراني و بسياري از متخصصان ايراني و خارجي تلا ش هاي فراواني براي بازسازي دوباره بم انجام داده اند، اين شهر و مردمان آن نيازمند به كمك هاي افزون تر و سريع تري هستند شايد اندكي از درد و رنج اين هموطنان كاسته شود.

آزار دهنده و لا ينحل
هانيه شهبازي -مزاحمت براي زنان، اعم از مزاحمت شفاهي و فيزيكي را به عنوان ناهنجاري حاد اجتماعي مي توان مطرح كرد، اما در جامعه ما اين آزارها تنها تا هنگامي كه مبدل به جرم و جنايت و فاجعه نشود كمتر مورد توجه رسانه ها و مراجع قانوني قرار مي گيرد.
اين نوع مزاحمت ها در شهرهاي بزرگ و به خصوص در خيابان ها و معابر عمومي در هر كشوري وجود دارد، طبعا تمهيداتي براي كنترل اين ناهنجاري ها وجود دارد. براي مثال در كشورهاي غربي در صورتي كه زني مورد تهاجم و آزار قرار بگيرد و به مراجع قانوني شكايت كند، مجازات سنگيني براي فرد آزار دهنده وجود دارد. اين در حالي است كه در ايران با وجود تنوع و شيوع اين آزارهاي شفاهي و فيزيكي ما در قانون اساسي با اين مورد رو به رو هستيم: ماده 619، هر كس در اماكن عمومي يا معابر، متعرض مزاحمت اطفال يا زنان شود يا با اطفال، با الفاظ و حركات مخالف شئون به حيثيت آنان توهين كند به حبس از 2 ماه تا 6 ماه و تا 74 ضربه شلا ق محكوم مي شود.
مزاحمت شفاهي در كشور ما در حد نگران كننده اي شيوع پيدا كرده و اين شيوع فراوان منجر به عادي جلوه دادن اين امر شده و تحت عنوان متلك يا تكه شناخته شده است.
موردي كه در قانون ما به آن اشاره شده، بسته به عرف زمان و مكان است، اينكه زنان يا اطفال در چه شرايطي و در چه زماني دچار هتك حرمت شده اند. تكه پراني يا متلك در موضوع هاي مختلف در هر زمان و هر مكاني توسط افراد، آزار دهنده گفته مي شود. افراد گوينده هرگز متوجه آثار سوء رواني اين عمل خود نمي شوند؛ آثار سوئي كه موجب تجاوز روحي مي شود و گاه به قدري ناراحت كننده است كه منجر به افسردگي فرد مي شود. به عنوان مثال دختري كه قد نسبتا بلندي دارد يا كسي كه اضافه وزن دارد، يا حتي دختري كه مبتلا  به فلج جسمي است، با نام هاي زشت و بدي خوانده مي شوند كه اين امر مي تواند حتي منجر به افسردگي و خانه نشيني فرد شود.
دسته ديگر مزاحمان، مزاحم فيزيكي است. افرادي كه از بيماري هاي روحي رنج مي برند و داراي عقده هاي جنسي هستند يا افرادي كه دچار بيماري چند شخصيتي هستند به اين دليل هميشه اين مزاحمت ها به صورت فردي انجام مي شود.
كارشناسان متعقدند پديده مهاجرت از مواردي است كه به اين مساله دامن مي زند، چرا كه زندگي در جوامع بزرگ به دليل پيچيدگي كه در روابط بين انسان ها وجود دارد موجب مي شود تا فرد هويت خود را از دست بدهد و اين بي هويتي قطعا در آخر منجر به، به وجود آمدن ناهنجاري هاي متعددي مي شود كه يكي از آنها ايجاد مزاحمت براي ديگران است.
در شرايطي كه وضوح صورت مساله آزار دهنده است، هيچ اقدام كار آمدي جهت حل مساله به چشم نمي آيد. در اين بين صفاتي چون حيا، شرم، بزرگواري و تواضع در بين مردم جامعه ما كمرنگ تر شده، در مقابل هسته ها و اصول زندگي مدرن،  مانند حريم شخصي، حقوق شهروندي و مدني، هنوز جايگاه واقعي خود را پيدا نكرده است.
ساكناني كه منزل آنها در اطراف بزرگراه ها قرار دارد و مجبورند براي رسيدن به مقصد مورد نظرشان در كنار بزرگراه ها منتظر تاكسي، اتوبوس، ميني بوس باشند، از اين مساله بسيار شكايت دارند. يكي از دوستان كه منزلش در اطراف بزرگراه جلا ل آل احمد است، از اين مساله بسيار رنج مي برد و مي گويد: در هرساعتي از شبانه روز كه در كنار بزرگراه منتظر تاكسي باشم با انواع مزاحمت هاي خياباني، مردان مسن، يا كم سن با ماشين هاي مدل بالا  رو به رو مي شوم، در نهايت شايد با مداخله فرد ديگري از شرشان راحت مي شوم. اين امر بسيار براي او مشكل ساز است و مي گويد: گاهي اوقات در ساعاتي به خصوص مانند صبح زود يا هنگامي كه تاريك مي شود، از انجام خيلي كارها خودداري مي كنم و ترجيح مي دهم كارم باقي بماند، اما براي رفتن و تاكسي گرفتن اينقدر ناراحت نشوم.
يك راه حل ... آيا سراغ داريد؟!

باز هم جمع آوري كودكان خياباني
فصل گرماست و هوا مناسب براي آن بخش از كودكان كه به كودكان خياباني معروفند.
مدير امور آسيب هاي اجتماعي شهرداري تهران، از اعلا م آمادگي شهرداري تهران براي افزايش تعداد واحدهاي گشت سيار شهرداري تهران به منظور كنترل هرچه بيشتر مبادي ورودي شهر تهران در بخش كودكان خياباني و نوجوانان فراري، همزمان با فرا رسيدن فصل گرما خبر داد.
محمدرضا فردين افزود: در حال حاضر گشت هاي سيار ويژه جمع آوري كودكان خياباني و نوجوانان فراري شهرداري تهران شامل نيروهاي مددكاري، شهرداري و نمايندگان سازمان بهزيستي با استقرار در دفاتر پايانه هاي شرق، غرب، جنوب و راه آهن تردد اين كودكان و نوجوانان را كنترل و پس از شناسايي و جمع آوري، آنها را براي نگهداري دايم يا موقت به بهزيستي ارجاع مي دهند.
وي تصريح كرد: با توجه به نزديك شدن فصل گرما و به تبع آن افزايش ورود كودكان خياباني و نوجوانان فراري از خانه به پايانه ها و مبادي ورودي شهر تهران، به محض احساس نياز، تعداد واحدهاي گشت سيار به منظور كنترل بيشتر مبادي ورودي شهر در اين مكان ها افزايش خواهد يافت.

كوتاه
باز هم پاكدشت
پاكدشت هنوز هم يكي از سوژه هاي داغ مطبوعات است، چرا كه تعدادي از كارشناسان اعتقاد دارند اين منطقه چنانچه دستخوش يك پاكسازي گسترده نشود، باز هم مي تواند بستر رشد بيجه ها را فراهم كند، يكي از اين دلا يل حضور گسترده افغان ها در اين منطقه است.
رئيس اداره كار و امور اجتماعي شهرستان پاكدشت در اين باره مي گويد: فرهنگ كار در اين شهرستان با وجود اتباع بيگانه تغيير كرده است. بيش از 2 هزار نفر نيروي كار بيكار بومي در اين شهرستان وجود دارد. با تغيير فرهنگ كار نسل جديد حاضر به انجام بسياري از امور نيست و اين در بلند مدت زيان هاي جبران ناپذيري را به جامعه وارد مي كند. وي اضافه كرده كه از امسال كارفرمايان پاكدشتي موظف شدند تا براي كارگران خود تشكيل پرونده دهند. شهرستان پاكدشت بيش از 110 هزار نفر تبعه افغان دارد كه اين جداي از اتباع بنگلا دش، هندي و پاكستاني است. .
فارغ التحصيلا ن افغان از كارگاه هاي ايراني
بعدا بگوييد جوانان افغان تن به كار درست وحسابي نمي دهند و از اين حرف ها. ايراني ها در كابل مركز آموزش هاي فني و حرفه اي راه اندازي كردند كه چند روز پيش بيست و دومين دوره اين طرح فراگير با فارغ التحصيلي 500 جوان افغان به اتمام رسيد. محمد غشا بشير معاون وزير كار و امور اجتماعي افغانستان در مراسم اعطاي گواهينامه به هنرجويان، از برگزار كنندگان ايراني اين دوره ها تقدير كرد. وي همچنين گفت: بيش از 90 درصد جوانان افغان به علت نداشتن مهارت هاي حرفه اي بيكارند و همين امر سبب شده از نظر اقتصادي و فرهنگي دچار مشكل شوند. اين مركز از سال 1382 در افغانستان كارش را شروع كرد و با استقبال جوانان افغان رو به رو شد، ولي برگزاري چنين دوره هايي در ايران دو گزينه را بيشتر نمايان نمي كند؛ يا جوان ها استقبال نمي كنند يا درصورت استقبال، بازار كاري براي آنها مهيا نيست.
032286.jpg
هيات امناي مدارس
از اين پس قرار است، مدارس كشور با شيوه اي جديد اداره شوند.
وزير آموزش و پرورش با تاكيد بر اينكه با هيات امنايي شدن مدارس كشور 30 درصد از كادر اداري وزارت آموزش و پرورش كاهش مي يابد، گفت: به مرور زمان بايد تمام مدارس كشور هيات امنايي شوند.
مرتضي حاجي با تاكيد بر اينكه در تجديد ساختار وزارت آموزش و پرورش 700 نفر از نيروهاي ستاد مركزي كاهش يافته اند، گفت: هيات امنايي شدن مدارس، اختيارات مدارس را افزايش مي دهد و اين امكان را ايجاد مي كند تصميماتي كه در ادارات آموزش و پرورش گرفته مي شود توسط خود مدارس اتخاذ و اجرا شود كه در اين صورت ادارات آموزش و پرورش فقط نقش نظارتي و هدايتي خواهند داشت، ضمن اينكه ستاد مركزي نيز كار برنامه ريزي، هدايت و نظارت كلي را اجرا خواهد كرد.
وي با اشاره به اينكه كادر اداري وزارت آموزش و پرورش بايد كمتر شود، گفت: با هيات امنايي شدن مدارس دولتي مي توان 30 درصد از كادر اداري موجود را كاهش داد و با در نظر گرفتن نيروهاي كيفي با تحصيلا ت تخصصي از نظر كيفي، كادر اداري را غني تر كرد.
خطر سرمازدگي باغ هاي ميوه
نگران نباشيد. رئيس ستاد حوادث غيرمترقبه استان تهران گفته، خطر سرمازدگي، باغ هاي ميوه را بيشتر در نيمه اول ارديبهشت ماه تهديد مي كند و سرماي چند روز اخير آسيب جدي به باغ هاي ميوه استان نرسانده است. علي جهانبخش، شكوفه نكردن درختان ميوه در بخش هايي از استان همچون شهرهاي دماوند و طالقان را علت اصلي عدم آسيب جدي باغ هاي ميوه طي چند روز اخير عنوان كرد وگفت: به همين دليل پيش بيني مي شود كه امسال استان تهران همچون ساير استان هاي كشور در اين رابطه از وضعيت مطلوبي برخوردار باشد. وي گفت: بر اساس گزارش هاي رسمي حدود 50 ميليارد تومان سال گذشته به باغدارها در اثر سرمازدگي آسيب رسيده است، در حالي كه گزارش هاي غير رسمي اين ميزان را تا سقف 80 ميليارد تومان نيز تخمين زده اند.
دوربرگردان ها بيشتر مي شوند
مهر: ظاهرا طرح دوربرگردان جواب داده است. با سنگين تر شدن ترافيك تهران طرح دوربرگردان ها در سراسر خيابان ها و بزرگراه هاي پرتردد شهر اجرا شد و حال عمليات احداث 10 طرح دوربرگردان در بزرگراه هاي شهر تهران توسط شركت كنترل ترافيك شهرداري تهران در دست اجرا قرار دارد. دكتر كامران رحيم اف، مديرعامل شركت كنترل ترافيك شهرداري تهران با بيان اينكه سياست حوزه حمل و نقل شهرداري تهران حذف تقاطع هاي چراغ دار در تمام بزرگراه هاي شهري است، يادآور شد: احداث هر دوربرگردان 45 روز تا دو ماه طول مي كشد و در مجموع سياست شهرداري ايجاد 140 دوربرگردان است.

قانون
مبلغ جريمه در تهران 40000 ريال
۱۰۴۹ عدم رعايت مقررات ويژه عبور ماشين آلا ت كشاورزي و راهسازي در راه ها، تخلف محسوب مي شود.
ماشين آلا ت راهسازي يا كشاورزي وسايط نقليه اي سنگين هستند كه از استاندارد حركت در جاده ها و راه ها برخوردار نيستند و در طول روز حق عبورو مرور در شهر يا جاده ها را ندارند، ضمن اينكه اين وسايل به گونه اي طراحي شده  اند كه تنها امكان حمل راننده را دارند و سوار كردن سرنشين ديگري باعث به مخاطره انداختن جان او مي شود. بنابراين اين وسايل نبايد در معابر عمومي و راه هاي پرتردد حركت نمايند و اضافه بر ظرفيت سرنشين داشته باشند.

در شهر
ايرانشهر
تهرانشهر
خبرسازان
دخل و خرج
درمانگاه
زيبـاشـهر
طهرانشهر
|  ايرانشهر  |  تهرانشهر  |  خبرسازان   |  دخل و خرج  |  در شهر  |  درمانگاه  |  زيبـاشـهر  |  طهرانشهر  |  
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |