چهارشنبه ۲۴ فروردين ۱۳۸۴ - سال سيزدهم - شماره - ۳۶۷۲
براي حل مشكل ترافيك به اين سوال پاسخ دهيد
سردار انصاري: رئيس كيه؟
032280.jpg
عكس : ساتيار
شايد در ابتدا تصور كنيد اين اتومبيل بابت برنامههاي ضدترافيك، در حالت شوق به آسمان جسته است، اما خير، اين يك عكس ساده پس از تصادف در جاده هاي شمال است و به نظر جذاب تر از عكس هاي خشك مصاحبه مطبوعاتي!
محمدباريكاني
شب از نيمه گذشته است و قوطي هاي چهارچرخ فلزي در انتظار گرگ و ميش صبحدم به انتظار نشسته اند تا روزي ديگر را در شريان غيراستاندارد شهر رقم زنند. گرگ وميش كه مي شود برخي هايشان وارد شريان مي شوند، به آرامي. قوطي هاي كوچك موذي با شكل ها و رنگ هاي متفاوت، انگار تدارك يك حمله گسترده را به شهر مي بينند.
حالا  صبح هم از گرگ و ميش درآمده است و قوطي هاي پرخرج و هزينه بر حمله ناگهاني را شروع كرده اند. فريادهاي حمله و آنچه در پشت سرشان باقي مي ماند، براي نيروهاي مدافع كلا فه كننده تر است. فرماندهان ارشد در جبهه مدافعان اين بار هم نمي توانند خواب كاملي داشته باشند، پس بيدار مي شوند. اونيفورم را بر تن مي كنند و بلا فاصله به مراكز فرماندهي مي روند تا هجوم تكراري روزانه را به سرانجام برسانند.
نيروهاي مدافع برخلا ف مدافعان در جنگ با مارش هاي مستمري كه هيچ شباهتي با مارش هاي نظامي ندارد، اسلحه هاي سفيدرنگ كاغذي را مسلح مي كنند و به جنگ مهاجمان روزانه مي روند، اگرچه نيروهاي مدافع خط اول همگي آموزش هاي نظامي را گذرانده اند و در رديف نيروهاي مسلح قرار مي گيرند، با اين وجود ميدان جنگ آنها هيچ شباهتي به جبهه هاي جنگ در ويتنام، عراق، روآندا يا ايران ندارد. آنها تنها وارد يك جنگ شهري با قوطي هاي رنگي كوچك و بزرگ فلزي به عنوان يك شغل شده اند. در اين جنگ نابرابر اگرچه كشته ها و زخمي ها در مواردي استثنايي وجود دارد، ولي هيچ عنصري به اندازه هواي پاك قرباني دايمي به شمار نمي رود.
با گذشت چند ساعت از شروع اين جنگ روزانه، نجات دهندگان محيط زيست، مديران شهري، فرماندهان بخش هاي تبليغاتي كه طي يك سال گذشته نقشي در فرسايش جبهه مهاجمان داشته اند و به بخش قابل توجهي از صاحبان قوطي هاي فلزي قوانين راهنمايي و رانندگي را آموخته اند، در صف هاي بعدي مستقر مي شوند.
توليدكنندگان قوطي هاي فلزي ولي سهم زيادي در افزايش نيروهاي مهاجم دارند و اين تنها وسايل نقليه عمومي در جبهه مخالف هستند كه به رغم حضور در ميان قوطي هاي تك سرنشين كوچك به ياري مدافعان آمده اند.

محسن انصاري، معاون راهنمايي و رانندگي نيروي انتظامي ايران و عضو ارشد جبهه مدافعان است كه اين نيروها را در جدال روزانه با مهاجمان فلزي رهبري مي كند. البته اين رهبري به صورت غير مستقيم و با تفويض اختيار به افرادي است كه وي به عنوان فرماندهان راهنمايي و رانندگي در شهرهاي مختلف منصوب مي كند. بااين وجود او هم مانند تمام مردان ديگرش نمي تواند خواب راحتي داشته باشد، بنابراين لباس سبزرنگ جهاد روزانه را برتن مي كند و افتخاراتش را بر شانه، سينه و دو طرف يقه اونيفورم نظامي اش نصب مي كند، كلا ه سفيد با خوشه هاي طلا يي گندم را بر سرش مي گذارد و به جاي حضور در مقر فرماندهي اش در پايتخت به يكي از خيابان هاي پرتردد شهر مي رود تا نيمي از روز كاري را صرف پاسخگويي كند. خيابان بهشتي، همان جايي است كه روي ديوار يكي از ساختمان هايش طرح ديواري بزرگي با آرم نيروي انتظامي با ذره بيني كه روي آرم قرار گرفته است و درشتي آن را دو برابر نشان مي دهد، نقش بسته است. روي دسته ذره بين تبليغات كوچكتري كه داخل ساختمان قرار گرفته، عنوان دفتر نظارت همگاني ناجا ثبت شده است و عدد 197 نيز در تمام طرح ها وجود دارد. اين عدد از يك سال پيش و به منظور جلوگيري از تخلفات ماموران نيروري انتظامي، طرح شكايات و انتقاد از اين نيرو در شبكه مخابراتي كشور قرار گرفت تا شهروندان ناراضي از خدمات پليس شكايات خود را مطرح كنند.
يكي از برنامه هاي دفتر نظارت همگاني ناجا برقراري ارتباط مستقيم حضوري يا تلفني با فرماندهان ارشد نيروي انتظامي است و انصاري نيز ميهمان اين برنامه.
قوطي فلزي قديمي با آرم بنز و حاشيه هاي رنگي مخصوص اتومبيل هاي پليس از قوطي هاي فلزي ديگر جدا مي شود و سرنشينانش را به ساختمان مي آورد.
آجودان جوان با درجه سرگردي پايين مي پرد، در خودرو را باز مي كند و رهبر قدبلند مدافعان بدون زحمت خارج مي شود. يكي، دو فرياد بلند ايست خبردار، دست هايي كه شقيقه هاي صاحبانش را نشانه مي روند، پاهايي كه جفت مي شوند و پس از آن احوالپرسي به سبك معمول ايراني.
حالا  يكي از ارشدترين صاحب منصبان نظامي در پايتخت وارد سالن شده است؛ جايي كه تنها 25 صندلي فلزي با روكش آبي در آن قراردارد. چند ارباب رجوع كه هر كدامشان براي رفع مشكلا ت قوطي هاي چهارچرخ آمده اند، به رديف جلو جايي كه چند ميز كوچك وسيله پذيرايي چاي و شيريني را مهيا مي كنند، هدايت مي شوند. اينجا تنها دو گروه ميهمان هستند؛ يكي مراجعه كنندگان مشكلدار كه براي پاك كردن خلا في خودرو، ترخيص موتورسيكلت و ... آمده اند و ديگري خبرنگاران رسانه ها كه براي پوشش خبري اين مراسم دعوت شده اند. آن بيرون، ولي هنوز نيروهاي مدافع دستانشان را در هوا تكان مي دهند و بر شيپورها مي نوازند تا قوطي هاي كوچك و بزرگ با يكديگر برخورد نكنند.
در حالي كه خبرنگاران براي پوشش مصاحبه مطبوعاتي سردار انصاري صف كشيده اند، حضور مردمي كه با قبض هاي جريمه صادر شده مشكل دارند جاي خود را دارد. اتفاقي كه مي افتد شبيه ملا قات هاي مردمي رئيس قوه قضائيه است
روبه روي صندلي هاي فلزي مبلمان چوبي چيده شده است تا ميزبانان، ميهمانان خود را بپذيرند. سيم هاي تلفن ها درهم پيچيده اند و ديگر فرماندهان ارشد پليس ترافيكي نيز در كنار رهبر گروه نشسته اند. آنها هم مي بايست پاسخگوي تلفن هاي مردمي مي بودند. در رديف انتهايي صندلي هاي فلزي يعني در رديف چهارم، خبرنگاران با يكديگر گفت وگو مي كنند و مرد ميانسالي هم برايشان چاي مي آورد. آن سوي رديف ها  سردار انصاري يكي از گوشي هاي تلفن را برمي دارد و به آرامي مشغول صحبت كردن مي شود. صدايش را به راحتي آنها كه در رديف اول جاي گرفته اند نمي شنوند، با اين وجود او در حالي كه با مخاطب خود صحبت مي كند، زيرچشمي برخي خبرنگاران را هم ورانداز مي كند. سردار ساجدي نيا، رئيس جديد پليس راهنمايي و رانندگي تهران بزرگ و جانشين سردار بيژني كه به دليل بيماري قلبي پايتخت را رها كرد و به فرماندهي انتظامي اراك رفت، زودتر از ديگران جلسه را ترك مي كند. او چهره تازه واردي است. ساجدي نيا كه تازه به راهنمايي و رانندگي آمده به خوبي مي داند كه مسايل پايتخت از مشكل ترين حوزه هاي راهنمايي و رانندگي نيروي انتظامي است.

حضور خبرنگاران براي مراجعه كننده هايي كه به سالن مي آيند عجيب به نظر مي رسد. يكي از آنها كه خود را كارمند بازنشسته سپاه بادرجه سرهنگي معرفي مي كند، پس از انجام ملا قات با معاون راهنمايي و رانندگي ناجا به ما مي گويد: اتومبيل بنده بلا فاصله پس از خروج از نمايندگي و به دليل نداشتن پلا ك، توقيف و 10 روز به پاركينگ منتقل شد. سوال من اين است كه خودرو تازه تحويل شده را بنده چگونه بايد به منزل مي بردم؟ البته پس از 10 روز خودرو را تحويل گرفتم و به دليل پلا ك نشدن خودرو 80 هزار تومان هم از ايران خودرو خسارت گرفتم.
وي كه مي گويد به دليل ترافيك سنگين اتومبيلش را در ميدان آرژانتين پارك كرده و باتاكسي به دفتر نظارت همگاني آمده است، از صدور قبض هاي جريمه شكايت دارد. مي گويد: در برگه خلا في خودرو بنده آمده است كه تخلفي را در دزفول انجام داده ايد. اصلا  تا به حال يكبار هم به آن منطقه نرفته ايم پس چطور است كه اين جرايم صادر مي شود؟
مرد ميانسال از اينكه وقتش را از دست داده، گله مند است و مي افزايد: از نقطه اي دور در تهران آمده ام و پس از ملا قات با سردار، ايشان هم نوشته اند كه به شهرك آزمايش بروم تا دستوري كه زير برگه درخواست نوشته است، اجرا شود كه با ترافيك سنگين شهر رفتن به آنجا غيرممكن است و بايد يك روز ديگر را هم به دنبال اين قضيه باشم. او پيشنهاد مي دهد كه بهتر است جلسات در همان شهرك آزمايش تشكيل شود تا بلا فاصله كار مردم هم راه بيفتد.
مردي كه موتورسيكلتش در توقيف ماموران پليس است، نظري خلا ف نظرآن مراجعه كننده دارد. جرم او حركت در خلا ف جهت بوده است و مي گويد: مامور مرا با يك موتور ديگر اشتباه گرفت. وقتي رضايتش را از تشكيل جلسات اينچنيني جويا شويد خواهيد ديد كه در رديف اول صندلي ها با صداي بلند طوري كه صدايش به گوش آنهايي كه بر مبلمان ها تكيه زده اند برسد، مي گويد: اتفاقا اين اقدام خيلي خوب بوده و بايد اصلا  چنين مراسم هايي وجود داشته باشد. اينجا جاي خيلي خوبي است و بودن اين چيزها خوب است.
حرفه اش دكورسازي و نجاري است. با همان صدايي كه مي خواهد به گوش مسوولا ن سبزپوش برسد، مي گويد: بايد با خلا فكارها برخورد شود. اين جوان ها هر كدامشان را كه مي بينيد با يك موتور 250 هزار توماني افتاده اند توي خيابان ها. او كه از طريق دوستان موتورسوارش به ديدار معاون راهنمايي و رانندگي ناجا آمده است، با صداي آهسته مي گويد:   يه روز وقتت تلف بشه، بهتر از اينه كه سه ماه موتور بخوابه، ما هم حالا  اومديم ببينيم چي مي شه؟
بخش قابل توجهي از زمان مصاحبه به سوالا ت و تقاضاي خبرنگاران در مورد پايان مهلت استفاده از كارتهاي خبرنگاري براي ورود به محدوده طرح ترافيك است. خدا را شكر وقت سردار بسيار است!
اين روزها خبرنگارها دعوت مي شوند تا سر ساعت مراسم مختلف را پوشش دهند. با وجود اين شما بايد با يك ساعت و ربع تاخير وارد كنفرانس مطبوعاتي شويد. آنها عذرخواهي مي كنند و البته بعضي هايشان هم حرف هاي جدي را به شوخي مي زنند: حالا  ما گفتيم ساعت 10، ولي اين دليل نمي شه كه حتما همان ساعت جلسه تشكيل بشود. اين قانون ما است و اينها هم خودشان مي دانند.
انصاري صحبت هايش را با آمار شماره گذاري يك ميليون خودرو در سال گذشته و افزايش 10 درصدي مصرف سوخت در ايام نوروز شروع مي كند. او با خوشحالي از كاهش 45 درصدي تصادفات منجر به فوت خبر مي دهد و بر رعايت چشمگير مقررات راهنمايي و رانندگي از سوي مسافران نوروزي تاكيد مي كند. معاون راهنمايي و رانندگي ناجا اين را هم مي گويد كه در نوروز سال گذشته به ازاي هر 4/5دستگاه خودرو، يك قبض جريمه صادر شده در حالي كه در نوروز 84 اين تعداد به 5 دستگاه رسيده است.
به گفته سردار انصاري شماره گذاري خودرو در سال 83، 13 درصد كاهش يافته است. انصاري مدعي است كه در سال 83 در ترويج فرهنگ ترافيك، تغيير قوانين و مقررات واجراي طرح هاي انضباط بخشي ترافيكي موفق عمل شده است و اين در حالي است كه او اعلا م مي كند: همان 10 تخلف شاخص سال 83 در رديف تخلفات جدي قابل برخورد در سال جديد محسوب مي شوند.
رهبر نيروهاي مدافع در برابر قوطي هاي فلزي چهارچرخ البته پس از آنكه آمار وسايط نقليه شماره گذاري شده در سالهاي قبل را ارايه مي كند، در يك پيش بيني توام با تاسف از شماره گذاري نزديك به 4 ميليون دستگاه خودرو در سال 84 خبر مي دهد و اين در حالي است كه نزديك به 7 ميليون خودرو در كشور وجود دارد و 14 ميليون سفر تنها در تهران صورت مي گيرد كه 7 ميليون از اين سفرها به صورت تك سرنشين انجام مي شود. اين پليس مي گويد: در تهران تنها 50 ميليون متر مربع سطح معبر داريم، در حالي كه با احتساب اين كه هر خودرو نياز به 49 متر مربع در سطح، فضا براي حركت و توقف مي خواهد، براي اين ميزان خودرو 150 ميليون متر مربع فضا مي خواهيم.
بر اساس همين گزارش، جمعيت تهران نزديك به 8 ميليون نفر است كه به تعداد هر 2/5 نفر يك دستگاه خودرو در اين شهر وجود دارد، در حالي كه پليس تنها مي تواند پاسخگوي 7 ميليون سفر درون شهري باشد.  انصاري اعتراف مي كند كه در موضوع ترافيك عقب ماندگي هاي بسياري در كشور وجود دارد كه اين امر به حمل و نقل عمومي هم تسري پيدا مي كند و اين درحالي است كه با ورود اتومبيل هاي خارجي تا پايان سال نزديك به 4 ميليون خودرو در كشور شماره گذاري خواهد شد.  معاون راهنمايي و رانندگي ناجا مي گويد: عزم جدي براي حل مشكل ترافيك وجود دارد، ولي مشكل در مديريت ترافيك است و بايد ديد كه از ميان دستگاه هاي درگير در حل مشكل ترافيك، مسووليت با چه نهاد يا دستگاهي است و بايد ديد كه رئيس كيست.

حالا  فرمانده ارشد كلا ه سفيدهاي كشور سوار بر اتومبيلي است كه تلنگرهاي راننده بر پدال گاز آن سروصداي عجيبي از اگزوز خارج مي كند. آيا خودرو ارشدترين كلا ه سفيد پايتخت نياز به معاينه فني دارد؟

ستون ما و شما
واقعا رئيس كيه ؟
خيابان هاي شهر هميشه شلوغ و پرترافيك است. پس نيمه هاي شب جولا نگاه خوبي براي جوان عاشق سرعت است تا در بزرگراههاي تهران طوري براند كه تنها سايه اي از خود بر دوربينهاي كنترل سرعت پليس بر جاي بگذارد.با اين حال سردار انصاري، معاون راهنمايي و رانندگي نيروي انتظامي به ارتباط تلفني با مردم نشست تا پاسخگوي مشكلات آنها باشد. گزارش امروز ايرانشهر با كمي حاشيه به استقبال انصاري رفته است.
درشهر
چاي داغ با ليوان كثيف

متاسفانه براي برخي از مسوولا ن اهميت برخي مسايل بستگي به درشتي يا ريزي عبارت ها دارد و اتفاقا عرب ها هم از همين حربه نهايت استفاده را مي برند. ماجراي ليوان كثيف مصداق اين ماجراست. به همت برخي از دست اندركاران حج، حجاج ايراني چايشان را در ليواني ميل كردند كه تبليغ عبارت جعلي خليج عربي را بر خود داشت. كافي بود ته ليوان را نگاه مي كردند.
زيباشهر
طبيعت، اولين و بهترين 

گروه سرورا و پيوز در سال 1979 پايه گذاري شد؛ پس از تاسيس اين گروه فعاليت هاي اين شركت به خلق بناهاي استثنايي و رمزگونه اختصاص پيدا كرد. اين گروه تاكنون به دليل فعاليت هاي حرفه اي خود برنده جايزه هاي بسياري شده است. پروژه هايي مانند: مسابقه طراحي ساختمان مجلس چين در مادريد اسپانيا، مسابقه طراحي بانك شهري اسپانيا در كاديز، مسابقه طراحي مركز فرهنگي اسلا مي در مادريد، مسابقه طراحي منطقه درماني بين المللي در شانگهاي و فستيوال ملي هنرهاي تصويري در كاديز.
طهرانشهر
مادرم گفت برو روضه!

 استاد محمود فرشچيان مقيم ايالت نيوجرسي آمريكاست. با اين حال هر سال 3، 4 مرتبه به ايران مي آيد و نخستين هدفش از اين سفرها ديدار و زيارت مشهد مقدس و ميعاد با امام رضا (ع) است. تابلوهاي مذهبي وي در فرهنگ مردم چنان جا باز كرد كه بسياري از هموطنان و حتي مردم كشورهاي ديگر كپي هاي نمونه آثارش را در خانه ها حفظ مي كنند و به آن مي بالند. طرح هاي ضامن آهو و عصر عاشورا از اين دسته اند.
حتما مصاحبه خواندني ماني را با استاد بخوانيد.
خبرسازان
جنجال پوليتزر

بالا خره اسامي برندگان جوايز پوليتزر اعلا م شد كه اتفاقا بحث و حديث هاي فراواني را در پي داشت، به خصوص كه به رغم تصور روزنامه نگاران جايزه اي به عكاسان ماجراي سونامي و خبرنگاراني كه در شرايطي سخت از جنگ عراق گزارش تهيه كرده بودند، داده نشد. برخي به داوري ها معترضند و برخي هم اين اتفاق را آغاز دوران جديدي در عالم ژورناليسم مي دانند.
دخل و خرج
هندوانه آمد

براي آنهايي كه عشق خريد هندوانه دارند، اگرچه هوا هنوز به اندازه اي گرم نشده است كه هوس هندوانه خنك كنيد، اما خوردن هندوانه نوبرانه لطف ديگري دارد؛ به شرط اينكه به قيمت ها خيلي توجه نكنيد.
تهرانشهر
جشن امضا

مدتي است ناشران براي فراهم آوردن مقدمات فروش كتاب هايشان مراسم پرطرفدار جشن امضا را در ايران به نام جشن رونمايي كتاب برگزار مي كنند. مسعود مير در گزارشش به سراغ ناشران و نويسندگان رفته و نظر آنها را در مورد اين پديده جديد جويا شده است؛ همه موافقند.

ايرانشهر
تهرانشهر
خبرسازان
دخل و خرج
در شهر
درمانگاه
زيبـاشـهر
طهرانشهر
|  ايرانشهر  |  تهرانشهر  |  خبرسازان   |  دخل و خرج  |  در شهر  |  درمانگاه  |  زيبـاشـهر  |  طهرانشهر  |  
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |