پنجشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۸۴
گفتاري درباره ناهماهنگي ها وكاستي هاي فرهنگي در جامعه
ادب آداب دارد
002130.jpg
دكتر محمدحسن ضيا توانا
آيا بهتر نيست به آنچه در تاريخ و فرهنگ غني خود داشته ايم، بنگريم و از آن براي رشد و تعالي جامعه خود
الهام بگيريم. مگر نه اين كه بهره گيري از «دانش بومي» به عنوان يكي از چهار پايه صندلي «توسعه پايدار» مي باشد،
كه دنيا در دو دهه اخير به آن ارج مي نهد. مگر نه اين كه ژاپن همزمان با كشور ما، در دوران صدارت قائم مقام فراهاني و ميرزاتقي خان اميركبير، حركت به سوي صنعتي شدن، مدرنيته و مدرنيسم را شروع كرد. در دهه هاي بعد چين، كره و مالزي و هند هم به آن پيوستند. آيا آنها هم
به سرنوشتي چون جامعه ما دچار شده اند؟

چند سالي بيش از چهار دهه پيش كلاس اول دبستان بودم، در مدرسه فيروزكوهي پسران واقع در خيابان شيخ هادي تهران. براساس روش تدريس متداول در زمان كودكي ما، در آغاز الفباي فارسي را ياد مي گرفتيم و نه كلمات و بخش كردن آنها را، كه امروزه روشي نسبتاً  نو به شمار مي رود. آموزگار كوشش مي كرد با حروف اول و به تدريج با حروف بعدي الفبا، كلمات و جملات را به ما بياموزد. صرف نظر از متون پرمايه ادبي، اخلاقي و اجتماعي مندرج در كتاب هاي درسي مدارس، كه در مقايسه با حال كمتر رنگ و بوي ايدئولوژي داشتند، معلمان با طبع ظريف و انديشه هاي پربار خود، جملات اخلاقي ساده اي را نيز مي گفتند و ما وظيفه داشتيم با خط خوش چند مرتبه آنها را بنويسيم و به خاطر بسپاريم. خداوند آنهايي كه دارفاني را وداع كرده اند، قرين رحمت خود كند و به آنهايي كه هنوز در حيات هستند، تندرستي و سرفرازي عنايت نمايد. الحق بر اين باور بودند كه از پيامبران پيروي مي كنند و رسالتي مهم برعهده دارند. سالها بعد كه به كلاس هاي بالاتر رفتيم، معلمان و دبيران، مقالات و نوشتارهايي از نظم و نثر قديم و جديد به كلاس مي آوردند و برايمان مي خواندند و توضيح مي دادند. از فردوسي، مولانا، سعدي، حافظ، خاقاني، دهخدا، پروين اعتصامي، جمال زاده، آل احمد، نيما و ...
تازه، رشته من در دوره دبيرستان رياضي بود، چه برسد به رشته ادبي. اكنون چه؟ در همين سالهاي اول يا دوم دبستان بودم كه جمله اي با گچ سفيد و خطي خوش بر روي تخته سياه نوشته شد: «ادب آداب دارد» . عجب جمله پرمعنايي. با همين حروف «الف» ، «ب» ، «د» و «ر» . كودك با ذهن فراخ و پاك و روحي سرشار از محبت و عاطفه آماده «دريافت» است. به قول بعضي (Input) ها را مي گرفتيم تا روزي «بازده» (output)داشته باشيم: «ادب آداب دارد.» جمله اي پرمحتوا، تركيب شده با زيبايي. برخي بر اين باورند كه خط خوش يك نعمت است و بيشتر هم «ذاتي» است؛ در حالي كه كاملاً  اكتسابي است و بستگي به شرايط موجود در خانه و مدرسه دارد. به هر حال، همانگونه كه ظاهر آراسته، مرتب و پاك نشانگر ويژگي هاي يك انسان منظم و به لحاظي فهميده است، خط، گفتار، كردار و منش نيز بازتاب شخصيت هر فرد مي باشد، به گونه دروني با بازتاب بيروني يا عيني آن.
معلم گچ سفيد را مي شكست. همانگونه كه مولانا لبه نان را مي شكست. با سرشكسته آن چند خطي بر كنار تخته سياه مي كشيد تا نوك گچ چون قلمي تراشيده شود. آن گاه، با آرامش و متانت با خط تحريري يا نستعليق مي نوشت. آگاه بود كه چشمان كنجكاو سي وچند دانش آموز به دست ها و حركات و رفتار او دوخته شده است.
رنگ سفيد بر پهنه سياه، دو رنگ متضاد. سياه گواه نفس عماره ما و سفيد نشانگر نفس مطمئنه. آيا واقعاً  اين ضديت با جمع اضداد زاده تفكر ما است و يا اين كه در جوهر و باطن خود مفهوم و معنايي دارد. به درستي كه رنگ سفيد، چون روشنايي روز، در بيشتر فرهنگ ها و باورها داراي بار ارزشي مثبت است. در برابر رنگ سياه، چون تيرگي وحشت انگيز شب، نشان از نفرت، بدبختي، ترس و ماتم است.
در بسياري از اديان، از زرتشت گرفته تا اسلام، رنگ سفيد نشانگر روشني، آرامش روح، پاكي جسم و جان... و بالعكس سياه مكروه، زشت و مردود است.
بي جهت وارد بحث روانشناسي رنگ ها، كثرت گرايي، تنوع در زندگي طبيعي و اجتماعي فرهنگي نشوم. اما در اين دو دهه آن قدر سياه ديدم، كه نه تنها دل من بلكه قلب هر جنبنده اي را سياه مي كند. آخر يكي نمي پرسد، پدر آمرزيده، سفيد چه بدي داشت كه آن را نگرفتي. مگر نه اين كه در همين دين مبين اسلام ، از سيسموني و لباس نوزاد گرفته تا لباس عروس، پوشش احرام و بالاخره كفن، همه سفيد هستند و مستحب.
با فكر كوچك، اما شفاف خود، كه دور از دوگانگي خانه و جامعه بود، مي فهميديم كه بايد حرف گوش كنيم. كم گوييم، و گزيده گوييم. به بزرگترها احترام بگذاريم. رعايت شاگردي و استادي را بنماييم و بالاخره حريم و حرمت را بشناسيم و نگه داريم. بعد هم چه در خانه و چه در مدرسه و جامعه جملات و ضرب المثل هاي مشابهي را مي شنيديم؛ «با ادب باش تا بزرگ شوي» ، «ادب از كه آموختي، از بي ادبان» ...
امروز بر ما چه مي گذرد؟ بي بندوباري، پايبند نبودن به اصول اخلاقي، پشت پا زدن به سنت ها و فرهنگ والاي ايراني- اسلامي. ديگر اين بيت شعر در ذهن بسياري، بويژه نسل جديد، جايي ندارد: 
مردان روزگار به اخلاق زنده اند
قومي كه گشت فاقد اخلاق، مردني است
هنگامي كه چنين مطالبي را به زبان مي آوري، گروهي ندا سر مي دهند: 
آقاجان «اخلاق»  واژه و مفهومي است با «بار ارزشي». و اين در فرهنگ ها و باورهاي گوناگون، معنا و كنش و واكنش هاي متفاوت دارد. آنچه را كه يكي «ارزش نيكو» مي داند، ديگري «ضد ارزش» برداشت مي كند. مگر خوابي، دنيا دچار تحول و تطور شده است. مدرنيسم و مدرنيته را پشت سر گذشته، وارد «پست مدرنيسم» شده ايم. در فرايند پديده  جهاني شدن، به «دهكده جهاني» بدل شده ايم. خلاصه آن كه شرايط جامعه عوض شده است. حتي انديشمند انسانگرا و انسان دوست، استاد دكتر شرف الدين خراساني(شرف)، كه خدايش او را قرين رحمت كند، در مقدمه كتاب «متافيزيك عشق» خود مي گويد: «جهان دگرگون شده، انسانها دگرگون شده اند، نگرش و احساسشان در برابر جهان و خود انسان دگرگوني هاي ژرف و شگرف يافته است. انسان آغاز هزاره سوم ميلادي انسان نيمه دوم سده بيستم نيست. من هم دگرگون شده ام. در راستاي«شدن» من هم «ديگري» شده ام» . اما عجب كه اين «ديگر شدن» را درك نكرديم. زيرا شرف در ادامه مطلب خود به رسالت قشر انديشمند و فرهنگي در غالب شعر و شاعري اشاره مي كند: «شعر راستين، آفريده شاعر راستين است. شعر راستين به ما مي آموزد كه چگونه بهتر زندگي كنيم، يا چگونه مي توان بهتر زيست و نيز چگونه بايد بميريم... به شاعران بايد گفت: در برابر «هستي»، ناله و مويه كم كنيد؛ زشتي ها و پليدي هاي«هست هاي بيروني» را به تعبير ريلكه در«فضاي دروني جهان» به زيبايي و پاكيزگي مبدل كنيد. اين شدني است.»
هنگامي كه در خانه و مدرسه به جاي كشمش، كيشميش؛ به جاي شكر، شيكر؛ به جاي انجير، انجيل و ... گفته مي شود و در رسانه هاي گروهي بويژه صدا و سيما از واژگان غيرمتعارف و سبك چون «ماليدي» ، «هري» ، «آخر خطيم» ، «تابلو» و... استفاده مي شود و گويش «برره اي» را رواج مي دهند و هزاران مورد ديگر، آيا بايد آنها را به پاي تحولات جهاني گذاشت؟ آيا آنچه كه با نام «فرهنگ مبتذل غرب» بيان مي شود، واقعاً  همان است كه در غرب رواج دارد؟ و يا اين كه بخش هايي است ملهم از قشر پايين و ضعيف فرهنگي جامعه غرب به گونه «روساخت» كه مقلد آن شده ايم و مي گوييم «مد» است.
مباش غره به تقليد غربيان كه به شرق
اگر دهد هنر شرقي احترام دهد
آيا واقعاً  شرايط جامعه ما آن گونه كه شما مي گوييد و مي كنيد، عوض شده است؟ و يا اينكه ما مي خواهيم ناآگاهانه آن را به سراشيبي و فرود «تحول» در راستاي بي محتوايي يا به ديدگاه شما «به روز شدن» بكشانيم. بازگشت به خويشتن چه معنايي مي دهد؟
آيا بهتر نيست به آنچه در تاريخ و فرهنگ غني خود داشته ايم، بنگريم و از آن براي رشد و تعالي جامعه خود الهام بگيريم. مگر نه اين كه بهره گيري از «دانش بومي» به عنوان يكي از چهار پايه صندلي «توسعه پايدار» مي باشد، كه دنيا در دو دهه اخير به آن ارج مي نهد. مگر نه اين كه ژاپن همزمان با كشور ما، در دوران صدارت قائم مقام فراهاني و ميرزاتقي خان اميركبير، حركت به سوي صنعتي شدن، مدرنيته و مدرنيسم را شروع كرد. در دهه هاي بعد چين، كره و مالزي و هند هم به آن پيوستند. آيا آنها هم به سرنوشتي چون جامعه ما دچار شده اند؟
بي هويتي يا تزلزل هويت فرهنگي جامعه كنوني ما، كه منجر به از خود بيگانگي و بي تفاوتي به سرنوشت خود بويژه در ميان نسل جوان، يعني آينده سازان كشور و جهان شده است، را بايد در بي مبالاتي آنهايي دانست كه بر اريكه فرهنگي جامعه تكيه مي كنند و گه گاه به دادن شعار و نوشتاري اكتفا مي كنند. از اين رو نبايد بر نسل جوان خرده گرفت، بلكه خودمان را به زير سؤال ببريم. به قول بانو پروين:
گفت مستي زان سبب افتان و خيزان مي روي
گفت جرم راه رفتن نيست، ره هموار نيست.
براي اثبات نوشته خود به يك اثر، به گونه رمان ملهم از تاريخ و خيال، بسنده مي شود. كتاب «جسدهاي شيشه اي» ، كه به قول ويراستار آن: «هر كس [اين كتاب را]  بخواند، يا شروع به خواندن كند، از هر طبقه و فرهنگي كه باشد، شوكه مي شود.» الحق كه «شوكه» مي شويم. صرف نظر از محتوا، كه راست و دروغ را در هم آميخته، چون برخي از فيلم هاي به اصطلاح دنباله دار (سريالهاي)  تاريخي!  تلويزيون، واژگاني كه حتي كمتر از دهان به اصطلاح «لات هاي ولگرد» هم خارج مي شود، بر تارك ادبيات بي ادب اين كتاب مي درخشد. در عجبم كه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي اجازه چاپ و نشر چنين آثاري را مي دهد. كم نيستند كتابها و نشرياتي از كودك گرفته تا فرهنگي، اجتماعي و نهايتاً  تاريخي (آن هم تحريف يافته) كه كمابيش چنين اند، كه گذشت. در اين ميان وظيفه و بار سنگيني بر دوش حاملان فرهنگ غني ايران گذاشته شده است. اداي وظيفه اين نيست كه گه گاه در نشرياتي كه مخاطب كم و خاص دارند، به چاپ مقاله اي بسنده كنند. براي پي بردن به مسئوليت خود به خلاصه اي از نويسنده «هستي يا نيستي» از كتاب فرهنگ و اجتماع،  كه جان مطلب  را گفته  است، بسنده مي كنم:
«مردمي كه از آشوب زمان فراغتي دارند و روزگاري به خوشي و آسودگي مي گذرانند، اگر به هوس و سستي و خودپرستي بگرايند و دورانديش و عاقبت بين نباشند، عذري دارند كه خطر را در پيش نمي بينند و از آنجا كه غفلت در سرشت آدمي است، شايد گاه بپندارند كه از ديوان قضا خط اماني به ايشان رسيده است. اما وقتي كه فرصت كم و آسايش ناپديد و خطر آشكار باشد، ديگر مجالي براي اين غفلت و كاهلي نيست و هيچ عذري نمي توان آورد.
در جامعه امروز ما دو گروه وجود دارند كه كوششي در جهت رفع مشكلات و پيشرفت كشور نمي كنند. يكي انبوهي مردم تنگدست و دوم معدودي سود خواه منفعت جو.اما در ميان اين دو گروه، دسته اي هستند كه مي توانند انديشه كنند و عيب و نقص كار را مي بينند و در آرزوي بهبود وضع كشور خويش اند. اگر بايد روزي كشور ما سروساماني بيابد وظيفه و مسئوليت تدارك آن بر عهده اين دسته است و من قصور و تقصير اين دسته را بسيار مي دانم.
اينان مي بينند و مي دانند كه كار چه اندازه بزرگ و خطير است و مخالفان چگونه هم دست و هم پشت از پيشرفت مقصودشان جلوگيري مي كنند؛ با اين حال هنوز به غرض هاي كوچك و حقير پايبندند. اتحاد ندارند. دلشان اغلب از حسد، كه پست ترين غرض هاست، خالي نيست. هنوز نياموخته اند كه كار اجتماعي جز با فداكاري فردي پيش نمي رود. در اين عالم«فكر من و رأي من» و«شأن من و آبروي من»در كار نيست. همه امور به«ما» يعني گروهي كه در منفعت شريك و سهيم هستند، نسبت و تعلق دارد.
نتيجه اين عيب هاست كه نه همان در پيشرفت و توفيق همكاران و ياران خود كمكي نمي كنند بلكه به چندين طريق مانع و سد راه ايشان مي شوند. نخست پايه توقع خود را بالا مي گذارند. مي خواهند ابتدا همه مشكلات و موانع از ميان برداشته شود و آنگاه از ايشان دعوت كنند كه كرم فرموده به اصلاح امور بپردازند.
نمي دانند كه اگر چنين امري ميسر بود بسياري از ديگران هم پهلوان ميدان مي شدند و توفيق، ارزش و افتخاري نداشت. آنچه همت و كوشش و تدبير و تأمل مي خواهد، رفع مشكل است و كار بي زحمت و آسان اين همه ماجرا ندارد.
حاصل اين توقع بي جا آن است كه زود نوميد مي شوند و كناري مي گيرند. آنگاه براي آن كه عذر تقصير خود را بخواهند مي كوشند كه ديگران را نيز نوميد كنند و از كار بازدارند. مي گويند كارها درست شدني نيست، كوشش بيهوده مي كني، آبروي خود را مي بري. حيف از تو كه وقت و همت خود را صرف كني. براي تأييد مدعاي خود چند مثالي هم در آستين دارند: فلان كس در فلان كار كوشش بسيار كرد و حاصلي نبرد، آن ديگري فداكاري كرد و قدرش را نشناختند.
اين نوميدي ها همه نشانه خودپرستي است. هنوز مي پنداريم كه براي هر كوششي مزدي نقد بايد گرفت، هر كار و اقدامي بايد زود به نتيجه برسد، در پي هر فداكاري بايد شهرت و افتخاري جاوداني باشد.
ما فرزند خلف آن پدران نيستيم كه مي گفتند:
دولت پير مغان باد كه باقي سهل است
ديگري گو برو نام من از ياد ببر
شايد درست باشد اگر بگويم كه ما مفهوم«فداكاري» را هم مانند بسياري از معاني ديگر درست نفهميده ايم. سودا و كسب را با آن اشتباه مي كنيم. به مطلوب و مقصود توجهي نداريم. از خود بيرون نمي توانيم رفت و ناچار همه امور را با ميزان«خود» يعني سود و زياني كه عايد ما مي گردد، مي سنجيم.
اگر چنين نباشد چه جاي نوميدي است؟ مگر هر پهلواني كه به ميدان مي رود بايد از پيش پيروزي خود را يقين بداند؟ در هر نبردي احتمال شكست و غلبه هر دو هست. آن را كه مي داند هماوردي ناتوان و زبون دارد و بر او پيروز مي شود، دلير نمي خوانند. دلير كسي است كه خطر مي كند، يعني به ميداني قدم مي گذارد كه در آن بيم شكست هست.اما شكست چيست؟ از پيروزي نوميد شدن و دست از كوشش بازداشتن. پس از آن كه از آغاز نوميد است و كوششي نمي كند، به ميدان نرفته شكست يافته و اين شكست است كه ننگ دارد. بزدلان و آسايش طلبان هميشه چنين شكست مي خورند.
ما اگر دعوي مردي داريم بايد مردانه پا به ميدان بگذاريم. دشمن ما مشكلاتي است كه هست و با كوشش و همت بايد از پيش برداشته شود. بايد بدانيم كه نبردي سخت در پيش داريم. در اين ميدان اسباب طرب و آسايش نچيده اند. رنج است و كار است كه در انتظار ماست.
اما اگر رسيدن به مقصود دشوار است جاي دلسردي نيست. مقصود عالي است و بدان مقصد عالي نمي توانيم رسيد، مگر آن كه گام هاي بلند و استوار بداريم. در اين راه سخن از«من» و«ما» نيست. هر فرد بايد بداند كه ممكن است در نبرد از پا در آيد. اگر مقصود و غرض سود شخصي باشد، ناكام شده است. اما آنجا كه نيت و آرزويي عالي تر در كار است ناكامي وجود ندارد. ديگران هستند كه از پي هر افتاده اي برمي خيزند و به ميدان مي شتابند و مي كوشند و پيروزي چشم به راه ايشان است.
امروز در كار ما هزاران عيب و نقص هست. بايد زود، هر چه زودتر، كار را چاره كنيم. خطري عظيم در پيش است. خطر آن كه فرصت كار از دست برود و ديگر كوشش و آرزوي ما سودي ندهد. مسأله اي كه با آن روبه رو هستيم، مسأله «هستي يا نيستي»است. از بيم زيان شخصي دست از كوشش بازداشتن، سعي ناكرده نوميد شدن، با همكاران و همراهان حسد ورزيدن، سود و پاداش فوري چشم داشتن، رهروان را به سخن بيهوده نوميد كردن. اينها همه ننگ است و دشمن بزرگ ماست.
از ما تا پيروزي چند گامي بيشتر نيست، اما ميان ما و آن كعبه آرزو اين كوته فكري ها و كاهلي ها فاصله و مانع است.»

فرهنگ مديريت
به جاي فرد خطاكار، خطا را حذف كنيم!
مهشيد باستاني پور مقدم
ظريفي مي گفت انسان ها به طور فطري خوب و بي غل و غش هستند و تنها رفتارشان است كه گاهي دردسر آفرين مي شود. اگر از يكي از معلمان اشتباهي سر بزند، بهترين واكنش مدير مدرسه در مقابل اشتباه او چيست؟ آيا بايد خطاي انسان ها را جداي از فطرت آنها بررسي كرد؟
نگرش رايج و موجود دراين باره،  آن است كه فرد خطاكار را محكوم كنيم و مورد عتاب و خطاب قرار دهيم. ولي نگرش جديد مي گويد، بهتر است خطاي فرد را به طور مستقيم با او درميان بگذاريم و به كمك خود او به بررسي رخدادي كه منجر به خطا شده است، بپردازيم. اگر فرد را خطاكار تشخيص داديم و خود او نيز به همين نتيجه رسيد و خطايش را پذيرفت كه مسأله حل است. اما اگر چنين نشد، بهتر است دقيقه اي او را توبيخ كنيم. در اين يك دقيقه- البته منظور از يك دقيقه، كوتاه بودن زمان است- اشتباه فرد را به طور دقيق و روشن، گوشزد مي كنيم. سپس احساس خود را درباره اين خطا با او در ميان مي گذاريم و به او مي فهمانيم كه از آنچه پيش آمده، نااميد، سرخورده و عصباني شده ايم. بايد دقت كنيم كه به شخصيت و ويژگي هاي فردي شخص خطاكار لطمه اي وارد نشود. مثلاً اگر كار غلطي انجام شده است، نگوييم اين به خاطر بي عرضگي شماست؛ بلكه بگوييم، بايد دليل انجام خطاي شما را بفهميم. سپس اعتماد خود را به نحوي به او نشان دهيم. مثلاً بگوييم، من به توانمندي شما اعتقاد دارم و مطمئن هستم كه خطاي شما هر دليلي كه داشته باشد، به ناتواني شما مربوط نيست. تأييد دوباره ما، بسيار ضروري است؛ زيرا سبب مي شود كه او با خودش بينديشد و به دنبال يافتن راه هاي پيشگيري از تكرار خطا باشد.
بايد در نظر داشته باشيم كه قصد ما از توبيخ يك دقيقه اي، كنار گذاشتن رفتار اشتباه توسط فرد خطاكار است، نه حذف خود فرد خطاكار.

اخبار فرهنگ
002127.jpg
خورشيد در كوچ
روايت رحلت امام (ره) براي نوجوانان

خورشيد در كوچ، عنوان كتاب منتشر شده اي است كه آخرين روزهاي حيات ارزشمند امام خميني(ره) و وقايع رحلت غم انگيز ايشان را براي كودكان و نوجوانان روايت مي كند.اين كتاب از مجموعه روزها و يادهاست و مولف با يادآوري وقايع ۱۵ خرداد ،۱۳۴۲ در مقدمه اش آورده است: «و حالا ۲۵ سال از آن حادثه غم انگيز تاريخي مي گذرد، دو روز ديگر ۱۵ خرداد از راه مي رسد و همه را در يادآوري خاطره آن روز به عزا مي نشاند. كمتر از ۴۸ ساعت وقت باقي بود تا قلب امام بار ديگر با به خاطر آوردن سختي هاي بي شماري كه بر مردم اش رفته بود، شكسته و چشمان پر فروغ آن مهربان به اشك نشيند، اما افسوس كه دست سرنوشت گويي با سرعت تمام مي رفت تا قبل از رسيدن نيمه خرداد براي اين قلب بزرگ، اين قلب تپنده جهان سرنوشت ديگري را رقم بزند.»مريم جمشيدي نويسنده اين كتاب در بخش هاي ديگر كتاب به وقايعي كه در روز ۱۳ خرداد ۱۳۶۸ و در بيمارستان بقيه ا... جماران به وقوع پيوست مي پردازد و ساعت به ساعت وضعيت جسمي امام و دل نگراني هاي عاشقان آن امام راحل را در بخش هاي مختلف كتاب انعكاس مي دهد. او سپس رحلت حضرت امام و وقايع پس از آن و وداع جانسوز با بنيان گذار جمهوري اسلامي را در بخش هاي ديگري روايت مي كند.كتاب خورشيد در كوچ هم زمان با سالگرد رحلت حضرت امام خميني(ره) در ۵۲ صفحه و با بهاي چهار هزار و پانصد ريال در ده هزار نسخه توسط انتشارات كانون منتشر شده است.
قابل توجه اين    كه در همه جاي اين كتاب، سال ۱۳۶۷ به عنوان سال رحلت امام ذكر شده كه اين كم دقتي از ناشري همچون كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان، بعيد است.
002133.jpg
غرفه گردشگري ايران در نمايشگاه برلين برگزيده شد
با ارائه فعاليت ها و قابليت هاي گردشگري ايران در نمايشگاه ITB برلين، غرفه ايران برگزيده شد.
هر ساله در برلين بزرگترين رويداد گردشگري جهان در نمايشگاه ITB برگزار مي شود. نمايشگاهي كه تمام كشورهاي جهان مشتاقانه در آن شركت مي كنند و به معرفي قابليت ها و ظرفيت هاي جهانگردي خود مي پردازند. شركت تجارت بين المللي ثابت كه هر ساله درغرفه اسپانيا حضور مي يافت و مجموعه هتل هاي جزاير قناري را معرفي مي كرد، امسال در غرفه ايران حاضر شد و يكي از چشمگيرترين غرفه هاي اين نمايشگاه را به خود اختصاص داد.
مهندس حسين ثابت در اين باره مي گويد: غرفه ايران در حدود ۱۲۰۰ متر مربع بود كه بزرگترين بخش آن در حدود ۱۱۵ متر مربع به شركت تجارت بين المللي ثابت و معرفي هتل بزرگ داريوش، هتل هاي تابعه و پارك جنگلي و دلفيناريوم كيش اختصاص داشت.
مهندس ثابت درباره دستاوردهاي حضور در نمايشگاه ITB گفت: گفت وگو هاي مهمي براي عقد پرواز مستقيم از اروپا به جزيره كيش و از اين جزيره به ساير نقاط ايران مانند شيراز، اصفهان و تهران انجام شده است.
در آخرين روز برپايي نمايشگاه، تلويزيون NTV آلمان در نظرسنجي بازديد كنندگان اعلام كرد كه غرفه ايران به عنوان بهترين غرفه نمايشگاه ITB شناخته شده است. براساس نظرسنجي اين تلويزيون كه از بزرگترين رسانه هاي توريستي آلمان به شمار مي رود، غرفه هتل بزرگ داريوش زيباترين و مجهزترين غرفه معرفي شد.
همايش نويسندگان و شاعران دفاع مقدس استان يزد برگزار شد
اولين  همايش  نويسندگان  و شعراي  دفاع  مقدس  استان  يزد در محل  مجتمع  امام  علي (ع ) برگزار شد.
هدف  از برگزاري  اين  همايش  بحث  و تبادل  نظر پيرامون  ادبيات  دفاع  مقدس  و پيوند بيشتر نويسندگان ، شعرا و هنرمندان  دفاع  مقدس  با يكديگر اعلام  شد.
رئيس  كنگره  سرداران  و چهار هزار شهيد يزد در اين  همايش  گفت : امروز خطر بزرگ  فراموشي  و كمبود اسناد جنگ  ما را تهديد مي كند.محمدحسين  فرقاني ،  با بيان  اينكه  ادامه  راه  شهدا، ضامن  سعادت  و عزت  جامعه  است ، تصريح كرد: امروز پرداختن  به  ياد و خاطره  شهدا و حفظ ارزشهاي  اسلامي وظيفه  اهل قلم  و نويسندگان  است .وي  زندگي  نامه  شهيد صدوقي  و دفاع  مقدس ، دريا دل  بي قرار (زندگي  نامه شهيد عهدي )، سفيران  عشق  (زندگي  نامه  روحانيون ) و زندگي  نامه  شهداي  زن  استان  را از جمله  مهمترين  كتابهاي  نويسندگان  ويژه  دفاع  مقدس  ذكر كرد.
مرتضي  سرهنگي ، نويسنده  ادبيات  دفاع  مقدس  هم  در اين  همايش ، حفظ دستاوردهاي  خون  شهيدان  را وظيفه  انسان هاي  آزاد انديش  دانست .
002136.jpg
جشنواره موسيقي، هنر و بادبادك
همزمان با پايان سال تحصيلي ۸۳-۸۴ جشنواره موسيقي، هنر و بادبادك عصر بيستم خرداد در مجموعه تفريحي پارك ارم برگزار مي شود.
در اين جشنواره كه بيش از ۱۵ هزار نفر از شهروندان از تمامي گروه هاي سني شركت خواهند كرد برنامه هاي متنوعي از جمله اجراي موسيقي توسط هنرمندان معروف كشور به نمايش در خواهد آمد.همچنين براي ايجاد شور و نشاط، مسابقه بادبادك ها با حضور ورزشكاران و پيشكسوتان مطرح جامعه ورزشي برگزار مي شود كه در پايان نيز حدود يكصد هديه نفيس از جمله موتورسيكلت، رايانه، لوازم منزل، لوازم صوتي و تصويري، وسايل ورزشي، هداياي نقدي و ... اعطا خواهد شد.

بازار فرهنگ
002145.jpg
مديريت رفتار سازماني
تأليف: فرزاد فخيمي/ناشر: هستان/ چاپ اول، ۱۳۸۳/ ۵۲۹ صفحه، وزيري/ ۵۰۰۰ تومان.
به گفته دكتر فخيمي، كتاب حاضر نگاهي توصيفي- تحقيقي- پديدارشناختي (فنومولوژيك) به رفتار سازماني و نحوه مديريت آن است. اين تحقيق در جهت كشف رفتار صحيح و مناسب از رفتار نامناسب نيست. زيرا هر نوع رفتاري را برخاسته از نيازهايي مي داند كه ريشه در شخصيت فرد دارد، بلكه تلاش در دستيابي به مديريت رفتار سازماني معتبر و اطمينان آور را مد نظر داشته است، اين كتاب شامل دوازده بخش و ۴۵ فصل است.اين تأليف با مقدمه اي مبسوط و جامع در توضيح و تشريح جايگاه و نقش علوم رفتاري در سازمان آغاز شده است كه به گفته مؤلف هدف از اين كار، شفاف و روشن كردن مطالب و خواننده را با واقعيت هاي مرتبط با رفتار سازماني و لزوم مديريت آگاهانه آن بيشتر آشنا كردن و او را با ارائه تعريفي كوتاه و مختصر در وادي ابهامات رها نكرده بوده است.
002142.jpg
اولين آژانس كارآگاهي زنان
نويسنده: الكساندر مك كال اسميت/ مترجم: گودرز جوادي زاده/ ناشر: كتاب سراي نيك/ چاپ اول، ۱۳۸۳/ ۲۵۵ صفحه، رقعي/ ۲۵۰۰ تومان.
كتاب حاضر يك داستان انگليسي است كه تصويري زيبا و جذاب از دنياي بي رحم ترسيم مي كند.
بنيادهاي نثر معاصر فارسي
مؤلف: حسينعلي قبادي/ ناشر: پژوهشكده علوم انساني و اجتماعي جهاد دانشگاهي/ چاپ اول، ۱۳۸۳/۲۱۰ صفحه، رقعي/ ۱۵۵۰ تومان.
مؤلف در بخشي از مقدمه كتاب آورده است:
«.... پژوهش حاضر گرچه مدعي پاسخگويي به همه نيازها و خلأها در حوزه نثر معاصر نيست؛ اما وجه تمايز آن كوششي است كه براساس آن حتي المقدور به نحوي جامع تر و چند سويه همه عوامل، بنيان ها، مجاري و چگونگي تكون و تحول، زمينه ها، بسترها و قالب هاي ادبيات منثور جديد فارسي دريافته  و بريافته و به چنگ الفاظ سپرده شود تا با اين سازوكار چنگ نثر شناسي معاصر بهتر به صدا درآيد؛ به دليل التزام به همين هدف و مباني روش تحقيق، اين پژوهش بنيادهاي نثر فارسي ناميده شده است. مقصود از اين كار تعميق محدوده تحقيق در دوره اي است كه اساس و نثر فارسي در آن شكل مي گيرد؛ يعني دوره پيش از مشروطيت كه از آن به عنوان عصر جديد نام برده مي شود و دنباله آن، يعني عهد مشروطيت.وجه تمايز و تشخص اين پژوهش، كوشش براي شناخت، صورت بندي، نظم بخشي و معرفي اشكال، شگردها و شيوه هاي منثور ادبي پس از ادبيات كلاسيك و رسميت بخشيدن به برخي از آنها به عنوان« قالب »ادبي منثور است؛ از جمله سفرنامه نويسي به عنوان قالب رايج و پراستقبال اين دوره، كتابچه و رساله نويسي، مقاله نويسي و صورت هاي تتبعي جديد، مطبوعات ادبي و انواع ادبي ديگري از قبيل رمان.وجه ديگر نوآوري اين تحقيق پرداختن به تعامل ميان قالب هاي ادبي است كه به تفصيل درباره آن تحقيق و تدقيق شده است؛ از جمله تبيين نقش سفرنامه ها در پيدايش رمان و تحول و دگرديسي قالب هاي داستاني رايج به رمان هاي جديد و نيز تأثير آنها در انتقال«نمايش» با مفهوم جديد آن در عرصه ادبيات فارسي، در اين فرايند سير تعاملي ترجمه ها نيز بازگو شده است.
فيله ماهي (هنر تغيير كردن)
مؤلف: استفان سي، لاندين/ مترجم: نيلوفر محمودي/ ناشر: جيحون/ چاپ اول، ۱۳۸۳/ ۱۰۲ صفحه، رقعي/ ۱۰۰۰ تومان.
رفتار شناسي جوان در دهه هاي سوم و چهارم انقلاب اسلامي
مؤلف: مرتضي منطقي/ ناشر: پژوهشكده علوم انساني و اجتماعي جهاد دانشگاهي/ چاپ اول، ۱۳۸۳/ ۱۸۶ صفحه، رقعي/ ۱۹۰۰ تومان.
كتاب حاضر كه مطالعه اي مبتني بر آينده شناسي به شمار مي رود و از اين رو به دهه هاي سوم و چهارم انقلاب اسلامي نظر دارد. اين كتاب در چهار فصل با عناوين« مسئله جواني در جهان حاضر و ايران »،«چالش بين نسلي »،«روان شناسي اجتماعي نسل سوم انقلاب »و« چه بايد كرد»، تأليف شده است.
002139.jpg
ايران و خليج فارس
مؤلف: جان اف. ستانديش/ مترجم: عبدالرضا سالار بهزادي/ ناشر: ني/ چاپ اول ‎/ ۴۱۱ صفحه ‎/ ۳۰۰۰ تومان.
«ايران و خليج فارس» ، كه نخستين بار در سال ۱۹۹۸ در انگلستان منتشر شد، به تعبيري مهم ترين اثر جان ف. ستانديش است كه خود قبل از انتشار آن وفات يافت.
«ستانديش» از اعضاي انجمن سلطنتي، جغرافيايي بريتانيا و از متخصصان مسايل ايران و خليج فارس به شمار مي رفت. كتاب حاضر جنبه هاي تاريخي، جغرافيايي و فرهنگي ايران را از قديم ترين ايام مورد بحث قرار داده و با نزديك ساختن اين سه رشته بحث به يكديگر، با تفصيل بيشتري به مسايل مربوط به قرون هجدهم و نوزدهم و سرانجام بيستم مي پردازد، و مسايل مرتبط با سياست بريتانيا در خليج فارس و دعاوي متقابل ايران و بريتانيا را در آن آبراه مهم بين المللي، عمدتاً با استناد به مأخذ رسمي بريتانيايي بررسي مي كند. اهميت اين كتاب در شرح دعاوي بريتانيا و نقطه نظرات آن دولت در مورد مسايل مورد اختلاف با ايران در اين منطقه است و از اين نظر و نيز آشنايي با پيش زمينه هاي سياست هاي استعماري بريتانيا در اين منطقه كتابي روشنگر است.
جاروبكهاي كربني و ماشين هاي الكتريكي
مؤلف: هانتر براون/ مترجم: واحد تحقيق و توسعه شركت هاي ذغال هاي صنعتي كاوه/ ناشر: گردون سپهر (شركت هاي ذغال هاي صنعتي كاوه)/ چاپ اول، ۱۳۸۳/ ۲۹۶صفحه، وزيري/ ۴۰۰۰ تومان.
آشنايي با فاركس
تأليف: سعيد دليلي- سعيدعرب/ ناشر: مؤلف/ چاپ اول، ۱۳۸۳/ ۴۷ صفحه/۷۵۰ تومان.
صوفي دجال فعل
مؤلف: محمدرضا پونكي/ ناشر: بهار سبز/ چاپ اول، ۱۳۸۳/ ۲۰۹ صفحه، وزيري/ ۱۷۰۰ تومان.

فرهنگ
ادبيات
اجتماعي
انديشه
سياست
موسيقي
ورزش
|  ادبيات  |   اجتماعي  |  انديشه  |  سياست  |  فرهنگ   |  موسيقي  |  ورزش  |  
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |