شنبه ۹ ارديبهشت ۱۳۸۵
ازدواج آري، استرس نه
004047.jpg
فاطمه مشهدي رستم
استرس، اختاپوس عصر حاضر است. حتي اگر خيلي قدرتمند و صبور باشي! اما آيا راه نجاتي وجود دارد؟
با توجه به زندگي ماشيني و توسعه و پيشرفت ثانيه اي آن در جامعه امروزي، وجود استرس، تبديل به معضلي اجتناب ناپذير گرديده است. يادآوري اين نكته كه فشار بالاي رواني ناشي از اين زندگي ماشيني، همواره روي انسان اثر منفي مي گذارد و عواطف و احساسات او را به صورت جدي جريحه دار كرده و مانعي نامرئي براي كنترل اختيارش به دست خويش مي شود، بحثي است كه به كرات در اغلب رسانه ها بدان پرداخته شده است. به همين جهت هدف اصلي اين مطلب را به بحث پيرامون «استرس مثبت» يا استرس ناشي از رويدادهاي شادي آور نظير ازدواج، اختصاص داده، ضمن آن كه به شرح عناويني مشخص از استرس پرداخته و در ادامه، راه هاي مقابله با اين استرس ها را عنوان خواهيم نمود.
استرس يعني چه؟
استرس حالتي است كه در آن فرد مجبور به كاري مي شود، يعني هنگامي كه فرد نتواند فشار رواني را كه بر او واقع گرديده است تحمل نمايد، دچار استرس يا تنش مي شود.
به عبارتي علمي تر، استرس، يعني دوباره سازگار شدن فرد با شرايط و موقعيت هاي جديد. هرجا كه تغييري در زندگي روي دهد، ما با يك استرس رو به رو مي شويم. ترس از عدم توانايي در تحمل شرايط پيش آمده، اضطراب و نگراني را در وجود انسان شعله ور مي سازد.به طور كلي مي توان گفت كه اضطراب و نگراني يك حس و حالت روحي ناخوشايند از نگراني و ترديد است كه براي مدتي تعادل و ثبات رواني فرد را برهم مي زند. استرس كه مي شود از آن به صورت ساده تر، به عنوان هيجان و دلهره شايد غيرقابل كنترل يادكرد، در تمامي حالات زندگي و البته باتوجه به ظرفيت و توان تحمل افراد ممكن است به وجود آيد.
افراد مبتلا به استرس چگونه اند؟
افراد مبتلا به استرس، به نظم بيش از حد، سخت كوشي و جدي بودن، بسيار پايبندند. اگر قراري داشته باشند، زودتر از طرف مقابل، در محل مورد نظر حاضر خواهند شد. اگر قرار باشد كاري انجام دهند، با بي قراري به استقبال آن كار مي روند. غذا را سريع تناول مي كنند. در رانندگي، صحبت كردن، راه رفتن و در مجموع انجام كارهاي روزانه، بسيار عجله دارند. به زباني، افراد مبتلا به استرس، بسيار عجول و بي طاقت و نگران عمل مي كنند.
نقش خانواده در توليد و ريشه استرس
تظاهر استرس، يا هيجانات با بار بالا مي تواند مربوط به زماني باشد كه فرد، دوران كودكي اش را طي مي كرده است، چرا كه شكل گيري و قوام شخصيت كودك به طور معمول، در چهار سال اوليه زندگي، صورت مي پذيرد. بنابراين چنانچه در ميان اين چهار سال، كودك را به لحاظ شيطنت هاي كودكانه اي كه دارد، سركوب نماييم و ترس را به او بشناسانيم و يا تنبيه مداومي را درباره اش به كار ببنديم، كودك را در ضمير ناخودآگاهش، دچار استرس ذخيره شده و پايداري كرده ايم. همچنين، مشاجره هاي خانوادگي و اوضاع نابسامان و نامطلوب اقتصادي و تزلزل موجود در خانواده نيز از ديگر عواملي هستند كه كودك را دچار استرس پايدار خواهند نمود. البته هجوم ناراحتي ها، مسئوليت ها و معضلات گوناگون در سنين بالاتر را نيز به عنوان عوامل ديگر استرس زا، نبايد از ياد برد.
انواع استرس
استرس هاي موجود در زندگي افراد بسيار گوناگون و متنوع اند؛ بدين لحاظ مي توان آنها را در يك طبقه بندي شديد تا خرد (كوچك)، مورد بررسي قرار داد.
۱- استرس هاي فاجعه آميز يا شديد، شامل حوادث و فجايعي همچون؛ جنگ، آتش سوزي، زلزله، تصادفات، سيل و اتفاقات و پديده هايي از اين دست كه موجب تغييرات و دگرگوني هاي بسيار شديد در زندگي فرد مي شود. زمان ناراحتي اين نوع استرس ها مي تواند تا مدتهاي مديد، ادامه داشته باشد.
۲- استرس هاي عادي زندگي. اين نوع استرس، به طور معمول در زندگي همه افراد، رخ مي دهد، مانند: ازدواج، تولد نوزاد، اشتغال، از دست دادن عزيزان، مشكلات مالي، بيماري، امتحان و كنكور و استخدام و... البته اين دسته از استرس ها، اگرچه عظمت و شدت استرس هاي نوع اول را ندارند، اما بسيار بيشتر و تكراري تر اتفاق مي افتند.
۳- استرس هاي خرد (كوچك). همان طور كه از عنوان اين نوع استرس مشخص است شدت آنها مي تواند بسيار كم و كوچك باشد، اما بروز و به وقوع پيوستن شان بسيار شايع و دايمي و فراوان است، مانند: دير رسيدن براي انجام كاري، معطلي و انتظار در صف هاي مختلف، تحمل صداهاي مزاحم (آلودگي صوتي)، نبود محيط مناسب براي تمركز فكر يا درس خواندن و انجام تكاليف درسي، سرد و گرم بودن كلاس درس و... اگرچه استرس هاي خرد، استرس هاي معمول و ظاهراً قابل توجهي نيستند، اما از آنجا كه تكرار و تحملشان دايمي مي تواند باشد، قطعاً باعث تخريب روحي و بروز مشكلات زيادي در زندگي افراد خواهند شد.
تقسيم استرس براساس كيفيت
۱- استرس هاي منفي: اين استرس ها، حوادث و رخدادهاي ناخوشايندي  هستند كه موجبات ناراحتي افراد را با درجات متفاوت، به وجود مي آورند. مانند: از دست دادن عزيزان يا مشكلات خانوادگي و طلاق و بيماري و...
۲- استرس هاي مثبت: اين نوع استرس، در اثر اتفاقات و رويدادهايي رخ مي  دهد كه خوشايند و شادي آور و مثبت، تلقي مي گردند. مانند: بچه دار شدن، ازدواج عزيزاني چون فرزند، خواهر، برادر، قبولي در كنكور و استخدام، خريد خانه، ازدواج خود فرد و موارد مشابه.
استرس در ازدواج
شايد يكي از بهترين تجارب به دست آمده در زندگي انسان، تجربه ازدواج باشد. ازدواج يكي از استرس هاي معمول و قابل تحمل در زندگي است. ازدواج از اين نظر استرس محسوب مي شود كه موجب به وجود آمدن تغيير و تحول در زندگي دخترو پسر، مي شود. به گونه اي ديگر، دختري كه تا قبل از ازدواج، فقط به تحصيل يا اشتغال در خارج يا داخل خانه مشغول بوده است و همه انتظار و توقع بسيار عادي از او مي داشتند، ناگهان بعد از رخدادهايي چون ازدواج، مي بايد وقت خود را به كارهايي به جز هميشه اختصاص دهد؛ يعني يك فعاليت چشمگير اجتماعي.
مضافاً بر اين كه به وظايف همسرداري بپردازد و كارهاي دوران تجردش را محدود سازد. همين طور درباره پسري كه تا قبل از ازدواج، تحصيل يا كار مي كرده و درآمدي براي مخارج يك نفر داشته، بعد از ازدواج بايد متحمل هزينه هاي كمرشكن مسكن و مخارج خانه و خانواده و دهها خرج غيرقابل پيش بيني شود و بيشتر اوقاتش را در كنار خانواده بگذراند و از معاشرت ها و دوستي هاي زمان تجرد، فاكتور بگيرد و چه بسا براي تأمين زندگي به شغل دوم روي بياورد. بدين ترتيب بسيار طبيعي است كه تغيير و تحولات موجود، موجب بروز استرس شده و تعادل و ثبات رواني و جسمي فرد را برهم زند. كساني كه تصورشان از ازدواج فقط يك روياي شيرين، يا يك رويداد بدون استرس و ناراحتي است، ممكن است در برابر چنين تنگناهايي، متعجب شده و آنها را دور از ذهن دانسته و فشار ناشي از اين ناراحتي ها را ناشي از وجود و ورود همسرشان به زندگي به ظاهر آرام او، فرض كنند كه بديهي است در صورت چنين تفكري، سوءتفاهمات و اختلافات و ناراحتي هاي قابل توجه و چه بسا غيرقابل جبراني به وقوع خواهند پيوست!
سه مرحله استرس زا در ازدواج
در كشور ما و خاصه مناطقي از آن كه بسيار سنتي به ازدواج و حواشي آن نگريسته مي شود،در سه مرحله، استرس زيادي بر عروس و داماد تحميل مي شود.
۱- خواستگاري و گرفتن تصميم ازدواج. اين مرحله استرس هاي متعددي دارد كه بيشتر مربوط است به پذيرفته شدن از طرف نفر مقابل و خانواده وي، مراسم خواستگاري، آغاز آشنايي، ملاك هاي اين ازدواج، تصميم گيري، امكان اشتباه، صداقت طرفين، شرط و شروط ها، تناسب و هماهنگي ها، فرهنگ طرفين و خانواده هايشان. همچنين قرار گرفتن دختر و پسر مقابل هم براي گفت وگو و تشريح ملاك هايشان. گاهي استرس ناشي از اين موارد، به حدي سنگين است كه يكي از طرفين ممكن است از كل قضيه طفره برود!
۲- جشن ازدواج و مراسم  مرتبط با آن. در صورتي كه مراسم خواستگاري به خير بگذرد و پسر و دختر آمادگي شان را براي تشكيل يك زندگي مشترك اعلام نمايند، نوبت به مراسم بله بُران و موارد مرتبط با عقد و ازدواج، از قبيل مهريه و مخارج عقد و عروسي مي رسد كه اگر نامعقول مطرح شوند، چه بسا موجب منتفي شدن مسأله گردند! استرس اين قسمت از كار نيز بسيار زياد و آزاردهنده مي باشد.
حال چنانچه دختر و پسر و خانواده هايشان به توافق دست يافته و عقد صورت گيرد، آن هم با اين قرار كه طرفين فوري وارد زندگي مشترك نشوند نيز، استرس هاي خاص خود را دارد. به عنوان مثال، نحوه ارتباط عروس و داماد، كه ظاهراً نه صورتي از تجرد دارند و نه صورتي از تأهل با توجه به فرهنگ خانواده ها. انتظارات به وجود آمده بين طرفين، همين طور تهيه مسكن، تهيه جهيزيه، تفاوت هاي سليقه اي و فرهنگي طرفين و موارد ناشي از آنها. برگزاري مراسم جشن عروسي نيز استرس هاي زيادي را براي عروس و داماد و خانواده هاي آنان به همراه دارد كه ممكن است در برخي مواقع، منجر به سوءتفاهم و قضاوت هاي غيرمنطقي شده و طرف مقابل را به قصور و كوتاهي در اعمال و برخورد و... متهم كردن، بينجامد.
۳- يك سقف مشترك. مهمترين و اساسي ترين مرحله استرس آور، همين مرحله است كه معمولاً نسبت به آن توجه چنداني صورت نمي گيرد، چرا كه بسياري بر اين باورند كه آشنايي هاي زمان نامزدي، دوران عقد يا دوستي قبل از ازدواج، براي شناخت دو طرف كافي بوده است. در حالي كه موضوع كاملاً خلاف اين فكر است، چرا كه تا قبل از شروع زندگي زير يك سقف مشترك، معاشرت ها، حول محور مسائلي تقريباً عادي نظير؛ گردش و تفريح و گفت وگوهاي نه چندان جدي صورت مي گرفته، در حالي كه با رفتن زير يك سقف مشترك، تفاوت ها و شباهت ها، به واقعي ترين شكل ممكن نشان داده مي شوند. نوع ارتباط زن و شوهر، پس از ازدواج، با خانواده هايشان نيز حائز اهميت است. اين كه مرز و حريم مشخصي وجود داشته باشد كه نه صميميت قبل از ازدواج دختر و پسر با خانواده هايشان را به خطر اندازد و نه آن كه خانواده ها را تشويق به تعيين تكليف و دخالت در زندگي آنها كند.
مقابله با استرس ها، راه نجات
وقتي صحبت از مقابله با استرس به ميان مي آيد، يعني به كار بستن يك سري تمهيدات، فعاليت ها و اقداماتي كه فرد به واسطه آنها، استرس هايش را ضربه فني كرده و از ميان برشان دارد. يا اين كه اين استرس را تا سرحد ممكن كاهش داده يا با آن، راه سازگاري پيش گرفته و به قول معروف، كنار آيد. مقابله با استرس ها، انواع متفاوتي دارد.
انواع مقابله به زباني ساده
مقابله با استرس دو نوع است. مقابله هاي عملي- مقابله هاي ذهني. هريك از اين مقابله ها شامل موارد سالم و ناسالم است.
مقابله هاي سالم عملي
تصميم جدي براي عمل به يك كار مفيد، انجام فعاليتي خاص، راهنمايي گرفتن، مشورت كردن، برنامه ريزي در زندگي، جمع آوري اطلاعات در زمينه هاي مورد نياز، مطالعه كردن، استفاده از روش حل مسئله، فكر كردن، سنجيدن، ارزيابي و نقد موقعيت، درجه بندي مشكلات، زمان بندي فعاليت ها و درخواست كمك از ديگران.
مقابله هاي ناسالم
سرقت، فرار از منزل، توسل به زور و تهديد و استفاده از آنها، خشونت و پرخاش، بزهكاري، استفاده از نيرنگ و حيله براي رسيدن به هدف، بي بندوباري.
هيجان مدار سالم
دعا و نيايش، تخليه احساسات (گريه كردن و بيان خشم)، گفت وگوي دروني مانند دلداري و آوردن استدلال و منطق براي خود، توجه به افكار خوب و خوشايند (مثبت انديشي)، توكل بر خداوند و اعتقاد به حكمت او (آنچه او مي داند و ما نمي دانيم)، صبر و طاقت، درد دل كردن با دوستان و آشنايان.
هيجان مدار ناسالم
اعتياد و پناه بردن به آن، بدگويي، خشونت و پرخاشگري، تخريب اموال ديگران، شكستن و پرتاب اشياء، انجام رفتارهاي ناگهاني و بعد پشيماني، درماندگي و نوميدي، دست كشيدن از تلاش و كوشش، خواب و رويا را انتخاب كردن، پناه بردن به خرافات و فال و فالگيري. در انتها بد نيست بدانيم هنگامي كه صحبت از مقابله با استرس به ميان مي آيد هميشه اين خود ما هستيم كه مي توانيم به بهترين نحو ممكن و با استفاده از موارد مفيدي كه در بخش مربوط به مقابله هاي سالم (عملي و ذهني) عنوان شد، در جهت دور كردن يا از بين بردن استرس ها در زندگي مشتركمان، تلاش كنيم. البته همان طور كه عنوان شد، كمك، راهنمايي و استفاده از وجود ديگران، در توفيق يافتن ما عليه استرس بسيار مؤثر خواهد بود. به خاطر بسپاريم هميشه براي مواجهه يا از بين بردن مشكلات و ناراحتي ها، قدم اول تعلق به خود ما دارد،چرا كه ما براي زندگي خود و فرد مقابلمان است كه عزم را جزم كرده و قدم اول تا قدم آخر را برمي داريم. قدم هايي كه در هر فاصله شان، ممكن است به دهها مشكل ديگر بربخوريم؛ مشكلاتي كه زمينه ساز انواع و اقسام فشارهاي روحي- رواني اند؛فشارهايي كه براي رسيدن به اصل زندگي و شيريني هاي موجود در آن و نيز تكامل و آب ديده شدن افراد، هميشه اجتناب ناپذير بوده و خواهند بود.
بنابراين چنانچه تمايل و اشتياقي به زندگي داريم و يا بايد و اجبار و عدم اختيار براي ادامه آن، بهتر و معقول تر آن است كه بپذيريم زندگي، خاصه زندگي مشترك كه مورد بحث ماست، يعني قبول يك سري بايدها و نبايدها. بايدها و نبايدهايي كه فقط با مقداري اميد، علاقه، خوش بيني و گذشت و اراده اي راسخ، تبديل به مواردي مطبوع و قابل تحمل شده، تا جايي كه ورود هرگونه استرس منفي و مثبت كوچك و بزرگي را به زندگي ما ممنوع مي سازند!

خاطرات زندگي روزانه
در زندگي روزمره هريك از ما اتفاقات و رويدادهاي كوچك و بزرگ فراواني وجود دارند كه گرچه به سرعت مي گذرند، اما مي توانند قابل توجه باشند و در ميان خاطرات زندگي مان ماندگار شوند؛ اتفاق هايي كه آنها را براي دوستان و همكاران خود تعريف مي كنيم و گاه بعد از گذشت چند سال همچنان شنيدني و شيرين هستند؛ از يك ماجراي جالب در زمان خدمت نظام وظيفه تا خاطره از يك ميهماني خانوادگي و... هر يك از اين خاطرات كوتاه چون يك عكس يادگاري در آلبوم ذهن باقي مانده اند.
شما هم مي توانيد با ارسال خاطرات شيرين زندگي خود به آدرس روزنامه همشهري در ورق زدن آلبوم خاطرات با ما همراه شويد.
***
004050.jpg
طرح:فريد مرتضوي
قرص عذاب آور
زمان سربازي در شهر بوشهر خدمت مي كردم و براي مرخصي مسير طولاني بوشهر تا تهران را با اتوبوس مي آمدم و مي رفتم.
اين مسير طولاني در اتوبوس بسيار كسل كننده بود. روزي با يكي از دوستان در مورد خستگي مسير صحبت كردم. او به من پيشنهاد كرد هر بار كه با اتوبوس مسافرت مي كنم بعد از شام يك قرص خواب آور بخورم و بخوابم تا مسير طولاني كمتر اذيتم كند. خودش يك قرص قوي به من داد. من هم در مرخصي بعدي از همين روش استفاده كردم اما چشمتان روز بد نبيند پس از خوردن قرص انگار مرده اي بودم كه همه اطراف را مي فهميدم اما توان انجام كاري ندارد. يعني حتي وقتي پايم خواب رفته بود توان حركت عادي پايم را نيز نداشتم. از آن تاريخ توبه كردم تا هيچ گاه از قرص هاي خواب آور استفاده نكنم چون نه تنها چيزي از خستگي راه كم نكرد بلكه به شدت عذابم داد.
حسين صبا

اجتماعي
اقتصاد
انديشه
سياست
فرهنگ
ورزش
هنر
|  اقتصاد  |   اجتماعي  |  انديشه  |  سياست  |  فرهنگ   |  ورزش  |  هنر  |  
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |