شنبه ۳ تير ۱۳۸۵
گفت و گو با علي شكوري راد، عضو شوراي مركزي حزب مشاركت
سياست مشاركت،سكوت نيست
000648.jpg
عكس ها:مسعود خامسي پور
سيدحسين قوامي - مريم جمشيدي
دكتر علي شكوري راد روحاني زاده اي است كه فاصله بين روپوش سفيد، اشعه ايكس و بخش راديولوژي بيمارستان سينا را با سياست ورزي، تحزب و عضويت شوراي مركزي حزب مشاركت به سرعت پر كرده است تا نشان دهد نسخه پيچيدن تخصص اوست. چه در عرصه سلامت و چه در عرصه سياست.
البته به گفته او، نسخه انتخابات نهم رياست جمهوري با وجود تمام انتقاداتي كه به نحوه برگزاري آن مطرح است، چنگي به دل نزد و «در فرهنگ سياسي، شكست اصلاح طلبان تلقي شد ، ولي در عين حال مي تواند نقطه آغازي هم باشد. چرا كه ما در اين انتخابات يك پيروزي به دست آورديم و آن غلبه گفتمان شركت در انتخابات بر گفتمان تحريم بود. فكر مي كنم خط اصلي اصلاحات با غلبه گفتمان سياست ورزي پيروز شده است و مبتني بر اين پيروزي در عرصه گفتماني، مي توانيم در آينده به پيروزي در انتخابات نيز اميدوار باشيم» .
احتمالاً براي شكوري راد «بهمن» بهترين ماه سال است، چون در يازدهم اش متولد شده و در بيست و دوم اش ازدواج كرده است، اما بهمن سال گذشته و چهل و چهارمين سالگرد تولدش، روزهاي پرمشغله اي براي او و ديگر اعضاي حزب مشاركت بود. وي در ساعات پاياني گفت وگو، وقتي واكمن خاموش شده بود و عزم رفتن داشتيم، با مروري بر خاطرات آن روزها گفت: «هيچ گاه تصور نمي كرديم نتيجه انتخابات چنين شود. تحليلمان اين بود در شرايطي كه انتخابات به دور دوم كشيده شود، قطعاً يك پاي آن آقاي هاشمي است. تصور مي كرديم اگر آقاي هاشمي با يك اصلاح طلب به دور دوم راه يابند، شانس پيروزي با اصلاح طلب است و اگر آقاي هاشمي با يك اصولگرا به مرحله دوم رفتند قطعاً آقاي هاشمي پيروز خواهند شد».اما نتيجه انتخاتاب به گونه اي ديگر رقم خورد و اكنون مشاركت و شوراي راهبردي انتخابات آن با كسب تجربه از انتخابات رياست جمهوري به انتخابات خبرگان و شوراها مي انديشند.سؤال هاي خود را از آقاي شكوري راد با برنامه هاي حزب مشاركت براي آينده شروع كرديم.
* حزب مشاركت براي آينده چه برنامه هايي دارد؟
- مهمترين برنامه حزب، برگزاري كنگره است كه در اواسط تير ماه برگزار مي شود و مهمترين دستور جلسه آن انتخابات اعضاي شوراي مركزي و دبيركل است. با توجه به اصرار آقاي خاتمي در مورد اين كه مي خواهند در آينده دبير كل نباشند، بخشي از توجه ها معطوف به اين موضوع شده است و طبيعتاً انتخاب دبيركل امر مهمي براي ماست. آقاي خاتمي به دليل ويژگي هاي بارزي كه دارند، محل اجماع اعضاي حزب هستند و اعضاي حزب اصرار دارند كه ايشان حتماً در سمت دبير كل بماند. به همين دليل حركت هايي را براي متقاعد كردن ايشان شروع كرده اند. ايشان هشت سال است كه دبير كل حزب مشاركت هستند و استدلال مي كنند كه مي خواهند فرصت به ديگران داده شود و خودشان هم فرصتي براي كمي كنار بودن و تفكر و تامل و استراحت به دست بياورند.
* احتمال دارد كه آقاي خاتمي براي دوره آينده نيز متقاعد شده و دبيركل حزب مشاركت بماند؟
- عده زيادي بر اين موضوع اصرار دارند و كساني نيز كه اصرار نمي كنند به خاطر اين نيست كه به بودن ايشان رغبت ندارند، بلكه استدلال هاي ايشان را مورد توجه قرار مي دهند.
* استدلال هاي ايشان تنها معطوف به كنار بودن از فضاي سياسي و استراحت كردن است؟
- بله، هيچ انگيزه سياسي يا فكري و يا تشكيلاتي براي آنكه ايشان نباشد وجود ندارد و در شرايطي اين مسئله را مطرح مي كنند كه هم ايشان از مجموعه حزب رضايت دارند و هم مجموعه حزب از ايشان رضايت دارد. البته ايشان قصد كناره گيري از سياست و يا فعاليت هاي حزبي ندارند، موضوع صرفاً مسئوليت دبيركلي حزب است كه مي خواهند از آن كناره گيري كنند.
* رفتن آقاي خاتمي چه تاثيري بر روند حركتي حزب دارد؟
- نبودن ايشان براي حزب خسارت سنگيني است، اما طبيعي است كه يك حزب نبايد خودش را در يك فرد خلاصه كند و يا اينكه سرمايه وجودي يك فرد را تا انتها مصرف كند. يك حزب بايد بتواند محل رشد و شناسايي نيروهاي جديد و محل توزيع مسئوليت باشد، بنابراين هم از زاويه ديد ايشان اين يك حركت آگاهانه است و هم از نظر حزب مي تواند يك حركت آگاهانه باشد و بتواند عدم حضور ايشان را بپذيرد و خود را با شرايط جديد تطبيق بدهد.
* براي جانشيني آقاي خاتمي چه گزينه هايي مطرح است؟
- به دليل اينكه هنوز موضوع عدم حضور ايشان قطعي نشده و مورد پذيرش عمومي قرار نگرفته است و هنوز تلاش هاي زيادي براي متقاعد كردن ايشان وجود دارد، بحث بر سر جانشيني هم مطرح نشده است و اصولاً بحث در اين مورد بايد در كنگره صورت بگيرد و طبيعي است اگر عدم حضور ايشان جدي شود، افرادي هم به صورت جدي مطرح خواهند شد. در درون حزب افراد مستعد و گرايش هايي وجود دارد كه ممكن است به دنبال افراد متناسب با گرايش خود باشند، اما مطمئنم با روند دموكراتيكي كه در درون حزب در طي سال هاي گذشته وجود داشته است _ اگر آقاي خاتمي نخواهد دبير كل حزب باشد- حزب به راحتي خواهد توانست دبيركل جديد خود را بشناسد و معرفي كند.
* پركارترين روزهاي فعاليت سياسي هر حزبي ايام انتخابات است. حزب مشاركت براي دو انتخابات پيش رو چه برنامه هايي داريد؟
- آقاي دكتر سيد صفدر حسيني وزير اقتصاد پيشين رئيس دفتر دائمي انتخابات جبهه مشاركت هستند. انتخاب ايشان به عنوان رئيس دفتر انتخابات از اول اين پيام را داشت كه موضوع انتخابات براي ما جدي است. علاوه بر آنكه ايشان اين مسئوليت را پذيرفتند ،يك شوراي راهبردي انتخابات نيز تشكيل شد كه در آن عناصر برجسته حزب مانند آقايان خاتمي، ميردامادي، بي طرف، حسيني و برخي ديگر از دوستان در آنجا حاضر هستند و نشان از آن دارد كه حزب خيلي جدي به مسئله انتخابات نگاه مي كند. منتهي در دو انتخاباتي كه پيش رو داريم وجهه همت ما معطوف به انتخابات شوراهاست. علتش هم آن است كه ما در انتخابات خبرگان قدرت مانور كمتري داريم. هر چند كه نسبت به انتخابات خبرگان نيز خيلي حساس هستيم، اما آن را ميدان عمل تشكل هاي روحاني مثل مجمع روحانيون مبارز و مجمع محققان و مدرسان حوزه علميه قم مي دانيم و فكر مي كنيم مي توانيم آنها را متولي اين امر قلمداد كنيم و از آنها حمايت كنيم.
* نظر شما در مورد اينكه در شرايط فعلي فقط روحانيون مي توانند عضو مجلس خبرگان باشند چيست؟
- ما فكر مي كنيم خبره به معني روحاني يا مجتهد بودن نيست و رهبر فقط مرجع تقليد يا رهبر ديني نيست. رهبر (به خصوص براساس بازنگري در قانون اساسي كه بحث مرجعيت از شرايط رهبري حذف شد) بايد مجموعه اي از شرايط را داشته باشد. مثلاً از نظر سياسي آگاهي هاي كاملي داشته باشد، بنابراين خبرگان سياست خارجي و داخلي بايد در انتخاب رهبر نقش داشته باشند. رهبر بايد مدير باشد، بنابراين مديران كشور بايد بتوانند در انتخاب رهبر آينده نقش داشته باشند. رهبر بايد به مسئله امور نظامي اشراف داشته باشد حتماً بايد در خبرگان افراد نظامي هم حضور داشته باشند كه مسائل مربوط به فرماندهي كل قوا را تشخيص دهند. البته رهبر، شأن ديني هم دارد كه طبيعتاً بايد روحانيون هم در مجموعه خبرگان حضور داشته باشند.
* بنابراين شما با توجه به شرايط موجود، توجهتان را بيشتر معطوف به انتخابات شوراها كرديد؟
- بله، اگرچه به لحاظ سياسي نتيجه شوراها اثرگذاري ظاهري انتخاباتي چون مجلس و رياست جمهوري را ندارد، ولي به دليل گستردگي افراد انتخاب شونده بسيار اهميت دارد. در انتخابات شوراها چيزي در حدود ۱۸۰هزار نفر در كل كشور انتخاب مي شوند. اينكه اين تعداد انتخاب مي شوند به معناي آن است كه حتي اعمال نظر جناح مقابل براي محدود كردن امكان انتخاب مردم كمتر از انتخابات رئيس جمهوري و يا مجلس خواهد بود. بنابراين مجموعه اي از نيروها در جامعه عرضه و انتخاب خواهند شد كه مي توانند علاوه بر آنكه در امور مربوط به شوراها نقش آفريني كنند، در موضوع اداره كشور نيز مي توانند به صورت مستقيم و غيرمستقيم نقش آفرين باشند به همين دليل فكر مي كنيم انتخابات شوراها در شرايط سياسي اهميت بسياري دارد.
000603.jpg
* اكنون كه انتخابات شوراها از نظر شما در درجه بالايي از اهميت قرار دارد، براي اين انتخابات چه برنامه هايي داريد؟
- ما برنامه هايمان را از شش ماه قبل شروع كرده و سازماندهي كرده ايم. بحثي كه يكي دو ماه پيش جهت تجميع انتخابات خبرگان و شوراها مطرح بود، مقداري در برنامه ريزي هايمان خلل وارد كرد، اما برخي كارهايمان را تسريع كرديم.
اكنون با سر موعد برگزار شدن انتخابات شوراها فرصت جديدي را به دست آورديم و شرايط براي ما بهتر شده است. ضمن آنكه معتقد بوديم همزمان برگزار شدن دو انتخابات مي تواند اثرات منفي به دنبال داشته باشد كه به هر دليلي اين موضوع منتفي شد و ما از اينكه انتخابات شوراها به صورت مستقل برگزار مي شود، خوشحاليم.
*از نظر شما همزمان برگزار شدن دو انتخابات چه اثرات منفي اي در پي داشت؟
- يك مورد برنامه ريزي مشاركت براي انتخابات بود كه همان طور كه گفتم برنامه ريزي ما به هم مي ريخت و ديگري مرجع نظارتي خبرگان و شوراها يكي نبود كه تداخل اينها با توجه به آنكه انتخابات خبرگان تحت نظارت شوراي نگهبان است ، مي تواند بار منفي نظارتي شوراي نگهبان بر انتخابات شوراها نيز اضافه شود.
* البته بحث تغيير ناظر هنوز رفع نشده است.
رفع نشده، ولي به نظر من رفع خواهد شد. در ابتدا چنين ديدگاهي به وجود آمد كه شوراي نگهبان براي پذيرش نظارت بر انتخابات شوراها تمايل دارد و از نظر سياسي در حال سبك- سنگين كردن است اما اكنون معتقدم شوراي نگهبان اساساً تمايلي براي نظارت بر انتخابات شوراها ندارد.
* خيلي با اطمينان مي گوييد كه شوراي نگهبان تمايل ندارد.
- به خاطر اين كه روش شوراي نگهبان ردصلاحيت است و رد صلاحيت در انتخابات شوراها، رد صلاحيت دو يا سه هزار نفر نيست و در مقياس چند صد هزار نفر قرار مي گيرد. شوراي نگهبان نمي تواند چند صد هزار نفر را ردصلاحيت كند و از طرفي هم به لحاظ روحي- رواني پتانسيل تأييد صلاحيت حدود ۲۵۰ هزار نفر را ندارد.
* اخيراً لايحه اي از جانب دولت به مجلس ارائه شده است كه كميته اي را مسئول بررسي صلاحيت ها قرار داده است، ارزيابي شما از اين لايحه چيست؟
- اين حركت به نوعي گم كردن صورت مسئله است. در حقيقت مجلس مي خواهد ناظر همان شوراي نگهبان باشد ولي به اسم شوراي نگهبان تمام نشود. اما فكر مي كنم شوراي نگهبان اين را هم به خاطر همان دو جنبه اي كه گفتم نخواهد پذيرفت.
ادامه دارد

نگاه امروز
حزب دولت ساخته،عليه دولت؟
فرشاد مهدي پور
حزب مشاركت كه در روز اعلام موجوديت اش فهرست بلندبالايي را از َاسامي هيأت موسس اش انتشار داد كه پر بود از نام وزرا، معاونانشان، استانداران، فرمانداران و ... گرچه اولين حزب دولت ساخته در ايران نبود (و بنا به پيش فرضي آخرين هم نيست)، ولي در نوع خود مانور بي سابقه اي از پشتيباني افراد درون قدرت را به نمايش مي گذارد.
گوي سياست در طول اين ساليان دراز و پركشاكش، بسار چرخ ها زد و پيش وند «جبهه» از عنوان مشاركت كنار رفت و در فراز و نشيب جنبش سياسي پس از دوم خرداد، دستخوش انشعاب و انفكاك اعلام شده اي با ساير گروه هاي سياسي و مهمتر از همه شخص «سيد محمد خاتمي» شد. ماجرايي كه حتي در همين روزهاي عسرت و دوري از قدرت هم در ديدار تازه مشاركتي ها و خاتمي(به عنوان رئيس دولت) جلوه هايي از آن تكرار شده است.
مشاركت كوشيده تا بدنه اش را بر پايه فعالان جنبش دانشجويي دهه شصت و گرايش ليبرال تر سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي استوار سازد و انصاف آن است كه گفته آيد كم و بيش در اين روند نيز به توفيقاتي دست يافته است. برپايي گردهمايي فصلي، انتشار خبرنامه، سفرهاي استاني و ... از جمله مصاديق همان گزاره است. هرچند كه فاصله افتادن ميان بخش هاي سنتي تر مشاركت با لايه هاي اصطلاحاً مدرن تر، خود مسأله و معضلي است كه چون زخمي كهنه هر از گاهي سر باز مي كند و نمودهايي خارجي نيز مي يابد.با اين وصف مشاركت در سالي كه تقريباً از  تمامي مصادر اجرايي به كنار رفته است، گويي رجعتي تاريخي را تجربه مي كند؛ واقعه اي كه اوايل دهه هفتاد اتفاق افتاد و جريانات چپ با به انزوا رفتن، پروژه هاي خاصي را براي بازگشت به صحنه تدارك ديدند. اين توصيف هنگامي جلا و نماي بيشتري مي يابد كه در تمام ماههاي گذشته، از هر كسي در انتقاد به دولت نوايي بلند شده، جز عموم هواداران مشاركت (و برخي جريانات مشابه ديگر). گويي در قراري نوشته و نانوشته، مدار برنامه ها بر سكوتي فراگير قرار گرفته و كمتر پيش مي آيد كه در موضعي جدي و رسمي، حرفي و سخني به در آيد. هرچند كه در ظاهر گفته مي شود اين به دليل قبض فضاست، اما بسياري كه به محافل خصوصي تر راه دارند، از بسط گسترده اعتراضات سخن ها به ارمغان مي آورند.
به نظر مي رسد مشاركت (و جريانات مرتبط) در شماي كلي، بنا دارد تا از صحنه كنار بماند تا (بر فرض)  ناكامي دولت در اجراي شعارهايش، متهم به چوب لاي چرخ گذاردن نشود؛ از آن رو كه مي تواند انرژي خود را براي لحظات مهمتري ذخيره كند و آن هنگام كه لازم آيد با توپخانه اي آماده، به ميدان بازگردد!
همه اين اتفاقات در گرو آن است كه مشاركت از چالش مهم خود، در تعريف نسبت ا ش با مباني انقلاب، سالم به در آيد و در گرداب برخي پيوستن ها و گسستن ها شيرازه اش از هم نپاشد؛ احتمالي كه گروهي مي گويند به هيچ روي ناديده گرفتني نيست.

نگاه
انتقاد از درون
000606.jpg
علي شكوري راد به دليل اظهاراتش راجع به مواضع دفتر تحكيم وحدت و اكبر گنجي در درون حزب مورد انتقاد قرار گرفت او مي گويد: «انتقاد كنندگان حرف مرا نادرست نمي دانستند بلكه غالب آنها بيان اين مطلب را درست نمي دانستند. به همين دليل پذيرفتم كه هزينه اين كار را شخصاَ بپردازم به اين خاطر اظهارات من ربطي به جبهه مشاركت نداشت و موضع شخصي بود.
همچنان معتقدم كه گفتن آن حرفها در همان حدي كه گفته شد يا ممكن است در آينده به آن بپردازم، به صلاح است. البته به رعايت چارچوبهاي حزب مقيد هستم و موضعي برخلاف مواضع حزب بيان نخواهم كرد و فكر نمي كنم حرفهاي من تاكنون مغاير با مواضع حزب بوده است، زيرا سكوت يك حزب در مقابل بيان يك موضوع به معناي مغايرت داشتن ديدگاه حزب در آن مورد نيست؛ ضمن اين كه من به تذكر دوستان هم توجه مي كنم كه موضوعات فرعي در عرصه سياسي موضوع اصلي نشود. اما به اندازه اي كه در موضوع دانشجويي به خصوص مسايل دفتر تحكيم وحدت خودم را كارشناس مي دانم، اظهار نظر كرده ام و اين امر هم در حزب مشاركت پذيرفته شده كه نظر كارشناسي افراد مي تواند با نظر سياسي حزب منطبق نباشد. من مي گويم كساني كه در عرصه سياست شعار تحريم داده اند، به نوعي براي خودشان، اعلام ختم در عرصه اصلاحات كرده اند. يعني خودشان را در عرصه سياست ورزي تمام كرده اند. بنابراين در محاسبات آينده سياسي، آنها وزنه اي به حساب نمي آيند كه بتوانند تأثيرگذار باشند.آنها بايد توضيح بدهند پس از آن كه حرفهايشان را زدند و انتخابات را تحريم كردند، حالا بعد از اين مي خواهند چه كار كنند؟ مي خواهند انقلاب كنند يا اصلاحات را ادامه دهند؟ اگر مي خواهيد اصلاحات را ادامه دهيد بدون شركت در انتخابات، چگونه مي توانيد اين كار را بكنيد و اگر مي خواهيد در انتخابات شركت كنيد بايد توضيح دهيد چه تحولات مثبتي رخ داده كه با توجه به تحريمي كه در انتخابات گذشته اعلام كرديد، حالا شرايط را براي حضور دوباره مهيا مي بينيد؟يك زماني عدم شركت در انتخابات داريم و يك زماني تحريم انتخابات .
دوستان در انتخابات قبلي، يك اشتباه استراتژيك كرده و وارد عرصه تحريم شدند. مجمع روحانيون مبارز در يك دوره انتخاباتي كانديدا معرفي نكرد اما در دوره بعد، كانديدا داشت و كسي هم به آن انتقادي وارد ندانست در واقع تاكنون هيچ يك از گروه ها و فعالان سياسي در پرونده خودشان، تحريم را ثبت نكرده اند، حتي گروه هايي كه در دوره قبل از اصلاحات، رويه تحريم انتخابات را در پيش گرفته بودند، در دوره اصلاحات، با بيان اين كه شرايط عوض شده، روند خود را تغيير دادند و ديگر از واژه تحريم استفاده نكردند. بنابراين بايد اكنون هم فرآيندي مثل دوم خرداد در جامعه رخ بدهد تا كساني كه سال گذشته انتخابات را تحريم كردند، رويشان بشود بگويند ما مي خواهيم در انتخابات شركت كنيم. بنابراين كسي كه پتانسيل شركت در انتخابات را ندارد، به لحاظ وزن كشي سياسي در عرصه سياست ورزي، وزنش صفر است. »

سياست
اقتصاد
اجتماعي
انديشه
شهرآرا
ورزش
هنر
|  اقتصاد  |   اجتماعي  |  انديشه  |  سياست  |  شهرآرا  |  ورزش  |  هنر  |  
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |