دوشنبه ۲۶ تير ۱۳۸۵
هنر
Front Page

نگاهي به مجموعه طراحي هاي علي فرامرزي
حسرت بازگشت
پريس تنظيفي
001485.jpg
001488.jpg
در يك دستگاه نشانه شناسي هنگامي كه نشانه ها به دقت رمزگذاري و صورت بندي شده باشند، خوانش و رمزگشايي دقيق انجام مي شود و رمز بردار قادر به درك بي خطاي مفهوم مي شود. اما نشانه ها و دستگاه هاي نشانه شناسي وجود دارند كه از ضريب دقت پاييني برخوردارند و رمز گشايي آنها با دشواري و ضريب بالاي خطا همراه است. طراحي يكي از اين گونه دستگاه هاي نشانه شناسي است كه از قدمتي همزاد با تولد نوع انسان بر زمين برخوردار است.
با اين وجود اين نشانه ها از قدرت تحريك ذهني بيننده برخوردارند و به واسطه تقلا براي رمزگشايي موجب لذت بيننده را فراهم مي كنند و درون مايه خود را به تقويت به حافظه بلند مدت بيننده تحميل مي كنند.
همين امر موجب بقاي طراحي از ديرزمان تاكنون بوده و هنرمندان زيادي را هميشه با خود مشغول داشته است. علي فرامرزي يكي از همين هنرمندان است كه طرح هاي خود را در زمينه اي براي بيان وجود خود قرار داده است.
ذهن فرامرزي در لابه لاي رمز نشانه هاي طرح هايش نهفته و وجودش به واسطه اين انديشه بقا يافته است.
طرح هاي فرامرزي با ذغال طراحي بر روي كاغذ ترسيم شده اند و مناظر روستايي، بيشه هاي جنگلي و تركيب درختان و كلبه ها را مي نماياند.
اين منظره ها در ذهن هنرمندي كه اكنون در حال زيست در ابرشهري به نام تهران است، نقشي از خاطره ازلي و قومي اش را به وجود مي آورند و هنرمند با ترسيم آنها به نوعي بيان «آرزوي بازگشت» دست مي يابد.
آرزوي بازگشت مفهومي كهن در آموزه هاي معنوي سرزمين نياكاني هنرمند است و با رواج دين هاي توحيدي و ابراهيمي در سرزمين هاي تحت تسلط نياكانش، بسيار پررنگ شده است.
آدم و حوا، نخستين انسان هايي هستند كه در بهشت خرم زندگي مي كنند و با خطاي خود، موجب فرود افتادنشان بر زمين را فراهم مي كنند. بازگشت به بهشت آرزويي است كه با نقل اين داستان در فرهنگ زادبوم هنرمند دميده مي شود و در اين كالبد از جاني جانانه برخوردار مي شود.
بهشت براساس اين آموزه ها به مانند باغي پر درخت است بنابراين انديشه باغ و درخت در فرهنگ و هنر ايراني اهميتي بارز مي يابد.
تصوير باغ و درخت در تمام لايه هاي زندگي ايراني رسوخ كرده است و از تولد و تا مرگ را دربردارد. ايران معاصر، در هجوم نشانه هاي مدرنيته همچنان با سرسختي تصوير باغ را در خود نگه داشته و در قالب نقش قالي در بطن زندگي جا مي دهد.
تصوير باغ در برابر خود باغ جلوه اي قدسي از آن مي سازد. اين تصوير ساحتي آرماني است كه دست به آن نمي توان يافت.
نقشه يك فرش در باغي كه تصوير آن را نموده است نيز جلوه اي كامل تر از خود باغ، رويايي دست نيافتني از باغ در برابر آن مي نماياند كه حسرت بهشت را به انسان گوشزد مي كند.
بهشت از اين رو كه كامل است بي هيچ درد و زحمت، حسرت برانگيز است و انسان را به سمت خود فرا مي خواند.
طرح خانه هاي روستا، درختان و بيشه هاي جنگلي، در برابر خود خانه هاي روستا، درختان و بيشه هاي جنگلي، حقيقتي بي نقص از واقعيت ناقص و زميني اين مكان ها ارائه مي كند و به بيان بهشت انسان ها ختم مي شود.
فرامرزي در طرح هاي خود با نقش كردن خانه ها، درختان و بيشه ها بهشت روياي خويش را ترسيم كرده و حسرت بازگشت به بهشت را فرياد كرده است كه نشانه تشديد روياي بازگشت است نزد اين هنرمند.
حسرت بازگشت هنگامي تقويت مي شود كه انسان در رنج و اندوه باشد و قدرت تغيير وضع را از كف داده باشد، زيرا تا هنگامي كه انسان خود را قادر به تغيير وضع كنوني پندارد، عزم خود را براي تغيير جزم كرده و بازگشت به وضع پيشين برايش بي معني مي شود.
انساني كه افقي روشن در برابر خود دارد، آرمانشهرش را بر پايه آنچه از داشتنش محروم بوده است ترسيم مي كند و به اين ترتيب انگيزه بازگشت به آنچه در انديشه قومي و ازلي اش ثبت كرده است از دست مي دهد.
به اين ترتيب، طراحي هاي فرامرزي بي آنكه از دردهاي اجتماعي سخن گفته باشند، بي آنكه درگير بيان پلشتي ها باشند، نشانگر نهايت نابساماني  و دردمندي جامعه است. اين طرح ها نشان مي دهند كه هنرمند و جامعه زيست بومش در نهايت درد و رنج خود دچار اضمحلال انگيزه شده و با ورود به پيله حفاظتي تعادل رواني، به روياي بازگشت به بهشت دست آويخته اند.
بافت زبر و درشت طرح ها نشانه ديگري از بيان حسي اين وضعيت است. طراحان و نقاشان با استفاده از خاصه هاي بافت اشياي متفاوت در تصوير به انتقال مفهوم مي پردازند و با اين قابليت با احساسي نو به تصوير خود غنا مي  بخشند. آهنگ خاص نور و سايه كه بافت را قابل رؤيت مي كند فراسوي توأمان ما براي تفكيك بصري قرارداد و به مفهوم حجم دادن به سايه رنگ ها در هر شكلي از ساماندهي بصري است.
وزن خاص نور و سايه، محركي احساسي از نوعي ممتاز است و تنها مي تواند در تطبيق ساختاري خود با ساير احساسات مادي درك شود.
بيننده يك اثر در هنگام نگريستن به يك طرح، تنها روشني و تيرگي نمي بيند بلكه كيفيتي از نرمي، سردي، خشونت و سكون تجربه مي كند كه تجربه بساوايي و بينايي وي را همزمان براي رمزگشايي به ياري مي گيرد.
بافت هاي زبر طرح هاي فرامرزي به خلق فضايي خشن و زمخت منجر شده اند كه در تركيب با فضاي تك «پرده- فام» طرح ها كه دامنه خاكستري ها تا نهايت امكان از آن حذف شده و تنها به رنگ مايه سياه و سفيد در بازنمايي بهشت بسنده شده است، نهايت سختي و انزجار موجود در پيرامون هنرمند را به رخ مي كشد.
اثر هنري بازتابي از احساس هنرمند نسبت به محيط پيرامون است و در كنش گسترده اجتماع زيست بوم هنرمند سمت و سوي آن معين مي شود.
نياز به تخليه فشارهاي اجتماعي و برآيند احساسي آن در جامعه مي تواند هنرمند را به نهايت وضعيت انفعالي رهنمون كند.
فرامرزي در طرح هاي خود با نمايش باغ، درخت و مناظر روستايي، هر چند انزجار خود از وضع نابسامان اجتماعي زيست بوم اش را نمايان كرده است، رويايي را باز مي نمايد كه دست يافتن به آن را ناممكن مي داند و به اين ترتيب موقعيت منفعلي را به وجود مي آورد كه ياراي رهايي از آن نيست.
چنين برخوردي با موضوع اثر طراحي، نشانگر وخامت وضع تجربه شده در زيست هنرمند است و تأثير عميق خود را بر او نمايان مي كند.هنرمند در اين وضعيت تبديل به زبان آرزوي جامعه مي شود و آنچه تعادل جامعه را بر هم ريخته است در مقابل رويا بار ديگر مطرح مي شود.
اين تصوير از ناخودآگاه هنرمند سر برمي آورد و هنرمند را ياراي مقاومت در برابر آن نيست. به اين ترتيب اين تصوير در آثار هنرمند نقشي محوري به خود مي گيرد.
روياي بازگشت به بهشت، نقش وزنه تعادل را بازي مي كند و اگر كاركرد آن به واسطه بيان هنري مختل شود، وضعيت تعادل اجتماعي كه هنرمند در آن است بر هم مي ريزد.
هنرمند به ناخودآگاه براي نابود نشدن اين تعادل ناپايدار در آثار خود ضرورت آن را بازگو مي كند و مي داند در صورت تحقق آن مي تواند با فراغ خاطر بار ديگر از قالب راوي خاطرات ازلي بيرون آمده و به بيان خاطرات و تجربه داشته هاي زندگي شهري خود بپردازد.

سايه روشن
دوسالانه ها به انبارگرداني هنر ايران تبديل شده است

فارس: آيدين آغداشلو گفت: دوسالانه  ها انبارگرداني دوساله هنر ايران نيست، بلكه بايد معناي زنده و حركت حقيقي هنر يك مملكت را طي دو سال ارائه كند.
آيدين آغداشلو در ميزگرد بررسي اهداف و جايگاه دوسالانه ها گفت: دوسالانه هاي هنرهاي تجسمي با كنار هم گذاشتن همه نوع آثار، دعوت از اساتيد معتبر و در نهايت جايزه دادن به بهترين اثر دچار تكرار شده است.
وي با بيان اينكه هدف دوسالانه ها تفسير كردن نيست افزود: با نگاهي به دنياي امروز، بايد دوسالانه ها را از حالت انبارگرداني خارج كنيم و با موضوع و زمينه مشخصي آن را برگزار كنيم.
آغداشلو همچنين با بيان اينكه داوري ها اغلب مورد انتقاد واقع مي شود در اين باره گفت: در داوري آثار هنري سليقه حاكم است و داوران در انتخاب آثار متفاوت از يكديگر عمل مي كنند ولي حداقل مي توان اميدوار بود كه اين سليقه ها متعالي و فرهيخته باشند.
وي تصريح كرد: داور تكاليفي دارد كه بايد اين تكاليف را به خوبي بشناسد و به كار خود اشراف كامل داشته باشد در غير اين صورت سليقه اي عمل خواهد كرد.
آغداشلو كه بارها در تركيب هيأت انتخاب آثار و يا هيأت داوران مسابقه هاي هنري حضور داشته است، با اشاره به مجزا بودن تركيب هيأت انتخاب آثار با هيأت داوران گفت: در دوسالانه هاي هنرهاي تجسمي، يك عده هيأت انتخاب و يك عده به عنوان هيأت داوران انتخاب مي شوند ولي معلوم نيست اگر هيأت انتخاب، كار خود را به درستي انجام ندهد، هيأت داوران چگونه مي تواند بهترين آثار را انتخاب كند.
آغداشلو پيشنهاد كرد: بهتر است براي جلوگيري از اين مشكل، هيأت انتخاب همسو با هيأت داوران انتخاب شوند و يا اينكه اعضاي هر دو هيأت انتخاب و داوران يكي باشند.
اين مدرس دانشگاه در ادامه سخنان خود درباره توقع هنرمندان از دولت گفت: وظيفه دولت برنامه ريزي هاي كلان فرهنگي و تربيت مديران فرهنگي است و هنرمندان مي توانند به عنوان مشاور با مسئولان دولتي همكاري كنند.
وي با اشاره به مشكلات حمايت هاي دولتي گفت: به اعتقاد برخي، گرفتن يارانه دولتي، سهم هنرمندان است ولي اگر به معايب دولتي شدن يعني استفاده بي معنا از يارانه هاي دولتي آگاه باشيم، راه حل ديگري را جست     وجو خواهيم كرد.
وي ادامه داد: هركاري را كه از دولت توقع داشته باشيم انجام دهد قطعاً به شكل مطلوب آن انجام نخواهد شد بنابراين بهتر است هنرمندان روي پاي خود بايستند و مسائل صنفي را خودشان حل كنند تا بتوانند تقدير خود را در عرصه هنر رقم بزنند.
وي همچنين گفت: بايد ديد چه بخش هايي از كار را خود هنرمندان مي توانند انجام دهند و چه بخشي از كار را بايد به دولت ها سپرد تا با تفكيك اين دو، بتوانيم به نتيجه بهتري برسيم.
در ادامه اين ميزگرد مجيد مهرگان از اساتيد نگارگري ايران به بررسي وضعيت دوسالانه  نگارگري ايران پرداخت و گفت: با برگزاري دوسالانه نگارگري مخالفم زيرا زمان دوساله براي نمايش آثار نگارگري بسيار كوتاه است و به همين دليل هنرمنداني كه در دوسالانه هاي نگارگري شركت مي كنند بدون خلاقيت از روي دست اساتيد خود كپي برداري مي كنند.
وي تصريح كرد: دوسالانه ها جوابگوي كار ما نيست و براي برگزاري نمايشگاه آثار نگارگري، نياز به زمان طولاني تري است تا آثار درخور و شايسته اي ارائه شود. وي افزود: اين ساده انديشي است كه براي آثاري كه هيچ كار خلاقه اي روي آنها انجام نشده است نمايشگاه برگزار كنيم.
ميزگرد بررسي اهداف و جايگاه دوسالانه ها با حضور كارشناسان هنري در موزه هنرهاي معاصر تهران برگزار شد.

|  اقتصاد  |    اجتماعي  |   سياست  |   شهرآرا  |   ورزش  |   هنر  |

|   صفحه اول   |   آرشيو   |   بازگشت   |