جمعه ۲۴ مهر ۱۳۸۳ - سال يازدهم - شماره ۳۵۲۶
ورزش
Friday.htm

world cup 2006
عبور از كابوس به رؤيا
007356.jpg
حضور در جام جهاني روياي ماست. يك روياي درهم  آميخته با فرهنگ و نيازهاي جمعي يك ملت. دوست داريم آن جا باشيم در ميان كشورهاي برگزيده كه توانسته اند خود را به ميان برگزيده ها برسانند. دوست داريم اسم هاي ايراني در ميان ديگر اسم ها به زبان بيايد. دوست داريم پرچم كشورمان در ميان آن همه پرچم رنگا رنگ در باد هلهله كند. دوست داريم سرود ملي كشورمان را بنوازند و همه ساكت و ايستاده به آن گوش دهند. دوست داريم ۱۱ هموطن ما با لباس هاي يك شكل در برابر تيم هاي ديگر قرار بگيرند. دوست داريم آنها پيروز شوند. يك پيروزي محكم و جانانه و اين روياي ماست. با نرفتن به جام جهاني هيچ چيز از دست نمي رود الا همين روياي زيبا و ما اين روزها در ميان رفتن و نرفتن و رسيدن و نرسيدن به اين رويا خيره به مرداني هستيم كه قرار است روياهاي ما را تكميل كنند. فوتبال بخش مهمي از روياهاي ما شد و جام جهاني نهايت اين روياست.
برانكو ايوانكويچ مرد اول روياهاي ماست. ايستاده روي خط كابوس و رويا. جايي كه سقوط و صعود فقط با يك بغل پا و حتي يك شوت آرام معني مي شود. ما به او اطمينان داريم و او به ما اعتماد داده است كه در اين جنگ سخت حتي يك قدم عقب نخواهد نشست.
شنبه شب در باشكوه ترين لحظه هاي بازي ايران و آلمان آن وقت كه علي  كريمي يك تنه دفاع آلمان را مثل يك گلوله كاموا به هم گره مي زد، آن شب كه شوت هاي نصرتي و نكونام لمن را به واكنش واداشت، آن شب كه يك جمعيت انبوه پس از آن همه دريبل براي علي كريمي ايستادند. آن شب كه ۱۰۰ هزار نفر به احترام ضربه سر هاشميان از جا برخواستند در آن شب شيرين ما فهميديم كه سهم ما از روياي آلمان ۲۰۰۶ مي تواند سهمي به اندازه همه روياهايمان باشد. اما آسيا بزرگ است. تيم هايي از كشورهاي كوچك و بزرگ. ديدارهاي هميشه حساس و هميشه غيرقابل پيش بيني از غرب تا شرق آسيا از جنوب تا شمال آسيا همه مي دانند كه رسيدن به جام جهاني در اين گستره  پهناور چقدر سخت است. آخر ما شرقي ها مردماني اهل آرمان و نيز روياپروريم.
ما نيز چون همه مردمان شرق كره زمين سهم روياهايمان را مي  خواهيم. روياهايي از جنس آن شب باشكوه آزادي. روياهايي از جنس گل. برد پرفراز و نشيب بر قطر عبور از تونل وحشت آن شب دو بار مرديم و زنده شديم و وقتي كه صبح شد ما به رويا نزديكتر شده بوديم. نتيجه نهايي: ايران ۳ - قطر ۲

وضعيت تيم هاي مطرح در رقابت هاي مقدماتي جام جهاني ۲۰۰۶
سرنوشت بزرگان
007293.jpg
ترجمه: شيرين  نجوان
سري مسابقات مقدماتي جام جهاني ۲۰۰۶ آلمان. گروه يك: جمهوري چك در رديف پنجم جدول، گروه چهارم: فرانسه در رديف سوم، گروه پنجم: ايتاليا در رديف دوم و...
نگاهي اجمالي به نتايج ثبت شده در جداول اين دسته از رقابت ها به هر آنچه ما در جست وجوي بزرگان به دنبال آن بوده ايم، خاتمه مي دهد.
تا اين جاي كار تيم هايي چون فنلاند، اسلواكي، اسلووني، ليتواني و چندي ديگر بر صدر جداول نبردهاي فوق جا خوش كرده اند. آيا اين دومين ميدان جهاني خواهد بود كه فضا مختص تيم هاي كوچك مي شود؟ آيا از ابتداي ورود به اين جام مي توان پيش بيني كرد كه اتفاق هايي تاريخي همچون مسابقات يورو ۲۰۰۴ در حال وقوع است؟ آيا از همين اكنون مي توانيم تيم هايي چون ليتواني و غيره را در حال هيجان داشتن جامي طلايي تصور كنيم؟...

پس از بركناري سري مربيان بزرگ، زمان اتمام رقابت هاي يورو، ليپي ـ مربي فعلي تيم ملي ايتاليا ـ با ادعاهاي فراوان هدايت اين تيم را به عهده گرفت. او كه همواره آغاز رقابت هاي جام جهاني را اولين گزينه مهم در به نمايش درآوردن قابليت هاي تيمش عنوان كرده بود تا اين جاي كار نتوانسته آنچه انتظار از تيم بنامي چون ايتاليا مي رفت، برآورده كند.فكر كنارگذاشتن نامي چون ايتاليا در فوتبال، سقوط آرزوهاي هزاران هوادار ايتاليايي در سرتاسر دنياست. انتظار در صدر بودن اين تيم لااقل تنها در مسابقات مقدماتي، خواسته بزرگي نيست كه ليپي نتواند به آن پاسخ دهد. سر و سامان يافتن اين تيم يعني به فراموشي  سپردن ضعف هاي يورو كه متاسفانه با حضور ليپي تاكنون محقق نشده است.
سه مسابقه طي شده تاكنون با دو پيروزي و يك شكست سپري شده است و اين شكست جاماندن تيم از صدر جدول و رقابت تنگاتنگ را با اسلووني به دنبال داشت. قطعاً مهارت هاي ليپي در زمينه تسلط و احاطه اسلووني به نمايش در خواهد آمد. اسلووني همان تيمي است كه ليپي پس از باخت مقابل آنها اعلام كرد كه نبردي سخت سپري شده و او در حين انجام بازي تنها به فكر كسب نتيجه اي مساوي بوده است.ديگر فرصت زيادي موجود نيست. زمان، اجازه بلندشدن پس از سقوط هاي پي در پي را نمي دهد. اسطوره هاي ايتاليا جايگزين نشده و ثابت همچنان در تحقق آنچه از آنها انتظار مي رود، ناتوانند. تا قبل از باخت غير قابل باور ايتاليا تمام سخن ها سر از اين داشت كه جاي توتي در تركيب بندي تيم خالي است و حالا كه او آمده همه داد از اين دارند كه او ضعيف عمل كرده است.
ليپي يكي از كساني است كه در هيات تصميم گيري ايتاليا نقشي برجسته دارد. تئوري هاي طرح شده او تاكنون بويي از نوگرايي و به نوعي متفاوت بودن برده است. بنابراين سوق پيداكردن او به سوي جوان گرايي و تنوع در انتخاب ستاره ها از همين جا نشات گرفته است. در مسابقه سپري شده مقابل اسلووني مائورو اسپوزيتو اولين بازي ملي اش را ثبت كرد. اين اقدام ليپي پس از مدت كوتاهي كه هنوز نتيجه منفي بازي مشخص نشده بود حتي از سوي گزارشگر مسابقه مورد تقدير قرار گرفت. زيرا كه نمايش توانايي هاي او هماني بود كه ليپي نسبت به آن ادعا كرده بود. او هماني بود كه برد ميدان باخت ايتاليا را ثبت كرد انتقادهاي تند و تيز به سوي ليپي روانه شد كه چرا تست هاي شخصي اش را در بازي هاي مهم و حياتي انجام مي دهد. از نظر توتي اين انتخاب يك تست نبود بلكه اقدامي بود كه بايد هرچه زودتر انجام مي شد.
حالا تركيب تيم تقريباً هماني است كه ليپي مي خواهد اما شرايط پيچيده تر و عملكردها بايد محتاطانه تر باشد. با دير تصميم گيري و يا تغيير اساسي در تيم و يا انجام «تست هاي شخصي» ايتاليا در شرايط مخاطره آميزي در صف تيم هايي كه قصد ورود به جام جهاني آلمان را دارند، قرار مي گيرد.با تمام اين اوصاف ليپي همچنان بهترين گزينه براي تيم زخم خورده اي چون ايتالياست. التيام هر آنچه در مسابقات يورو اتفاق افتاد بايد در رقابت هاي فعلي صورت گيرد، در غير اين صورت سرنوشت قدرتي چون ايتاليا رو به گنگي است.
ليپي، مرد امروز ايتاليا و معتمد براي همه هواداران با جديتي تام تكنيك ها، مهارت بازيكنان و نكات ضعف و قدرت آنها را مورد سنجش قرار مي دهد. آنچه پس از بررسي شكست  اخير از سوي او مخابره شد، خبر از رضايت كامل از هر تصميمي بود. اين اتفاق براي مردي چون او كم رخ مي دهد حتي بارها پس از كسب نتايج دلخواه او تيم را به نقد كشيده و از بن به ساخت مجدد پرداخته.
از نظر او اسپوزيتو بهترين انتخاب بوده است چرا كه براي گزينش او دقت لازم انجام شده است. توتي نيز همچنان مهره اي اصلي است و قوت تيم در حد ايده ال اوست.
آيا ليپي همانند مربيان كه براي ماندن خود دست و پا مي زنند قصد تلاش براي حضوري دوباره را دارد و يا واقعاً آنچه مي پندارد را باور دارد. تنها ضعف پذيرفته شده از سوي او درباره ضربات ايستگاهي نامتعادل و نامناسب بود. حالا هدف تير ايتاليايي ها رو به سوي بلاروس است.
«سه امتياز بازي بايد از آن ما باشد.» جمله كوبنده ليپي تيتر داغ روز است. سرنوشت يك تيم، يك كشور و هزاران هوادار با اين جمله او مشخص شده است. هيچ كدام از طرفداران ديگر حوصله پشت سر ماندن ايتاليا را ندارند. سه تيم برتر جهان، قهرمان يا نايب  قهرمان. اينها لياقت گوري چون ايتالياست.
آنچه سبب تحول و صعود ايتاليا خواهد شد دقت و ژرف نگري خواهد بود. امروز ليپي مي داند كه هدايت تيمي چون ايتاليا كمتر از يووه نيست و بايد تلاش كرد.جدا از هر نقدي تيم باقيمانده اين دسته از بازي ها بايد ايتاليا باشد. با هر تعصب يا بدون آن نام برتر بايد حفظ قدرت كند.

در سرنوشتي مشابه، بزرگي ديگر همچون فرانسه در شرايطي مشابه ايتاليا براي حضور خود دست وپا مي زند. وضعيت فرانسوي ها را مي توان وخيم تر از ايتاليا دانست. ايستادن بر لبه پرتگاه و نگاه دوختن به قعر آن. بزرگي ديگر در حال از دست دادن نام خود است. هواداران اين صاحب نام ها منگ و مبهوت مقابل آنچه روي مي دهد ايستاده اند. واقعاً هيچ مفسري نمي تواند آنها را قانع كند كه تيم آنها رو به زوال است.
تيم ملي كشور فرانسه در گروه چهارم جدول، با تزلزلي قابل لمس رديف سوم را به نام خود كرده است. در چند مسابقه سپري شده فرانسه هنوز طعم شكست را نچشيده است اما دو تساوي ثبت شده همه محاسبات را واژگون كرد. رقابت تنگاتنگ و فشرده بودن اين گروه از قبل از آغاز رقابت هاي مقدماتي جام جهاني آلمان براي دومنك ـ مربي تيم ملي فرانسه ـ نگران كننده بود.
ايسمونه دومنك با ايده هاي بزرگ و شعارهاي بزرگتر هدايت تيم فرانسه را به دست گرفت. شرايط بحراني تيم دومنك از زماني شروع شد كه ستاره هايي چون زيدان، تورام، ليزارازو و ماكه له له خداحافظي كردند. پايه هاي متزلزل اين تيم در حالي به دومنك سپرده شد كه فدراسيون فرانسه از همه لحاظ زير فشارهاي سهمگيني از انجمن هاي حمايتي و هواداران متعصب فرانسوي قرار داشت. آنها همه روزه تهديدهاي مكتوبشان را به فدراسيون ارسال مي كردند حتي در نامه اي ثبت شده بود كه چنانچه مربي موردنظر انتخاب ما نباشد، اين سازمان به آتش كشيده خواهد شد.
تمرينات فشرده دومنك قبل از آغاز رقابت هاي مقدماتي جام،انعكاس مثبتي در رسانه ها به دنبال داشت. توقع هواداران از او ترميم همه ضعف هاي فاحش اين تيم بود. از نظر او ضعف اساسي تيم چه زمان قبل از مسابقات و چه حالا براساس مهره هاي ناهماهنگ استوار است. چنانچه در تساوي اخير نيز علت اصلي غيبت ويرا، سانيول و پدوتي جزو علل اصلي نام برده شد.
برنامه هاي سنگين و فشرده اعمال شده از سوي فدراسيون مجالي در اختيار دومنك قرار نداد تا بتواند در بازار داغ نقل و انتقالات با دستاني پر برگردد.
از نظر او همه چيز آنقدر شتابان پيش رفته است كه راهي جز ساختن با آنچه هست و وجود دارد باقي نمانده است. فابين بارتز و پيرس هيدر جزو كساني هستند كه دومنك به شدت به آنها اعتقاد دارد. او مجبور است شيرازه تيمش را بر همه بازيكنان حاضر استوار كند چه سيلوستره و چه اسكيلاچي كه اين روزها پيكان انتقادها رو به سوي آنهاست. با همه اين اوصاف دومنك را بايد مرد هنرمندي دانست چرا كه توانسته است با بازيكناني با استعدادهاي معنوي به پيش رود. از نظر او هماهنگي تيم تا قبل از آغاز رقابت ها به صورت غيرقابل باوري انجام شده است. به عقيده او بارتز آماده ترين فرد ميدان است كه ديگران را در رابطه با او آرايش داده است.
«مهارت هاي فردي و استعدادهاي بازيكنان من، امروز سوژه داغ مطبوعات است. اما از نظر من با همين تيم نيز مي شود از پس اين دسته برآمد. رقابت با سوييس و ايرلند قطعاً رقابتي فشرده خواهد بود اما تفسيرها نيز نبايد در جهت تخريب روحيه بازيكنانم باشد.» اين كه از هر گروه چه تيمي به عنوان تيم برتر انتخاب خواهد شد، زمان هيجان انگيزي است كه بسياري به دنبال آنند.

از ميان بزرگان ذكر شده،تيم انگليس جزو تنها تيم بنامي است كه توانسته تا اين جاي كار صدر جدول را به نام خود حفظ كند.اين تيم اكنون در گروه ششم با كسب هفت امتياز در صدر است.
عده اي جلو بودن انگليس به عنوان عضوي از خانواده بزرگان را دليل بر ضعيف بودن گروهشان عنوان كرده اند.گروهي كه در آن تيم هاي ولز، آذربايجان لهستان و حتي اتريش هم گروه تيم انگليس هستند. اما اين ايده اي صحيح نيست چرا كه تا اين جاي كار تيم هاي اين گروه نيز نمايش هاي متفاوتي از خود بر جاي گذاشته اند. چنانچه در بازي اخير ولز مفسران مطبوعات جهان در تقدير از تركيب بندي چنين تيمي بارها و بارها قلم زدند.
بازيكناني چون گابيدون و تاچه كه امروز از لحاظ قدرت و مهارت بازي كردن با توپ و شوت هاي سنگين در ليست خريد چند باشگاه قرار گرفته اند، جزو همان بازيكناني هستند كه تيمشان از لحاظ رقابت با انگليس كم خواهد آورد. با وجود همه تفسيرها و مطالب ذكر شده اريكسون تاكنون به شيوه اي هنرمندانه، تركيب بندي موفق و تكنيك هاي به روزي به كار برده است تا آن جا كه امروز توانسته است به جايگاه ثابتي در جدول بازي هاي مقدماتي دست يابد.
در اين ميان ستاره مشهور انگليسي ـ بكام ـ نيز نقشي پررنگ براي به ثمر رسيدن پيروزي هاي اخير داشته است. بكام بازيكن حرفه اي كه چهره سال فوتبال بود پس از پشت سر گذاشتن دوره اي پر از حاشيه و دغدغه هاي فراوان، سرانجام توانست با توقف در دوره اي كوتاه ـ مسافرتي به منظور تجديد روحيه ـ توان تازه اي بيابد و به زندگي اصلي اش كه فوتبال است بازگردد.
شايعات مختلف كه هر روز سر از قسمتي تازه درمي آورد، تاروپود زندگي وي را تهديد مي كرد. اين تهمت ها گاهي به زندگي خصوصي اش رخنه مي كرد، گاهي به زندگي ورزشي اش، گاهي به احتمال دوپينگ، گاهي به حرف هاي گفته شده او و...
در ميان چنين فضاي خفه اي نيز عده اي منتظر تنها يك عملكرد منفي در حين بازي، از سوي او بودند. در چند هفته سپري شده او بازيكني رو به زوال نام گرفت و ضعف هايش چشم ناپوشيدني! دقيقاً بعد از همين زمان بود كه بكام اعلام كرد با آغاز فصل جديد به همه شايعات پايان خواهد داد و همين نيز شد. آغاز رقابت هاي مقدماتي جام جهاني زمان باشكوهي شد براي ثبت لحظاتي كه در كارنامه درخشان او قابل ثبت است. بكام اين دسته از مسابقات، بازيكن طلايي و ايده آل اريكسون بود. كسي كه در فرم سازي او نهايت تلاش انجام شده و هماني شده بود كه همه هواداران انتظار داشتند.
با وجود همه آنچه گفته شد و درخشش اخير اين بازيكن، تيم ملي انگليس مجبور شد بازي اخير خود مقابل آذربايجان را بدون او سپري كند، چرا كه آسيب ديدگي و گرفتن دو كارت زرد بار ديگر او را به حاشيه كشاند. چنانچه شكستگي دنده او وضعيت وخيمي پيدا كند جانشين بكام بايد مدت طولاني تري به جاي او توپ بزند.
با اين حال سرنوشت اين بزرگ نيز در وضعيت حساسي رو به ادامه است. چنانچه در نهايت انتخاب تيم برتر گروه، به نام انگليس باشد. اين تنها يك پيروزي تيمي به حساب نخواهد آمد بلكه نمونه اي آبرومند از خانواده بزرگان فوتبال اروپاست كه به اندازه نامش در صدر خواهد بود.

جان توشاك ـ مفسر فوتبال بي بي سي ـ روند حاضر در فوتبال اروپا را با نام بحران هاي اختصاصي، عنوان كرده است. از نظر او وضعيت تيم هايي چون ايتاليا، فرانسه، چك و چندي ديگر، هر چند از نظر بسياري در وضعيت مشابهي هستند اما هركدام در بحران هايي اختصاصي گرفتار شده اند. وقتي تيم هاي مطرح اروپا در رقابت هاي يورو، جاي خود را به يونان و پرتغال سپردند بحراني يكپارچه تيم ها را فرا گرفته بود اما امروز هر كدام از تيم هايي كه هنوز نتوانسته اند تعادل لازم را به دست آورند با مشكلات ويژه اي رودررو هستند كه به هيچ وجه با يكديگر قابل مقايسه نيستند.
از نظر توشاك اين شرايط، وضعيت بهتري است نسبت به زمان يورو ۲۰۰۴ چرا كه حالا تيم هاي بزرگ در رقابتي تنگاتنگ با يكديگر در حال بيرون آمدن از مرداب بحران ها هستند، همانند تيم ملي انگليس كه توانسته است تاكنون هماني باشد كه انتظارش مي رفت.
منبع: Straitstimes.asia1.com

يادداشت
عادت صف كشيدن
اميرحسين ناصري
پرس انساني يك لحظه فكرت را به تمام بيراهه هاي دنيا هدايت مي كند. فرياد «آقا، هل نده» هر چند لحظه يك بار به گوش مي رسد و تو نمي داني وقتي سكوت شد، صاحب صدا زير دست وپاست كه فرياد نمي زند يا آدم هاي مشابه اش كمي مراعات كرده اند. اتفاق هاي مهم هميشه هيجان هاي عجيب و غريب تري هم دارند، اما اگر قرار باشد يا قصد كرده باشي يك بازي جذاب را تماشا كني بايد تمام مصايبش را هم به جان بخري.
صف كشيدن جزئي از فرهنگ ما شده. اگر جايي برويم و انتظار داشته باشيم كه مردم صف كشيده باشند و اينطور نباشد قطعاً در مورد تشكيل يك صف ذهنمان را به كار مي گيريم. اما مهارت عمده و تخصصي ما به هم زدن صف، لايي كشيدن ميان صف  گوشي و به قول خودمان زرنگي است. اين هم اتفاقي حاصل نشده، سال هاست تمرين مي كنيم. به طور مثال وضعيت ترافيك شهري را يك بار در ذهنتان مرور كنيد. كمتر اتومبيلي را خواهيد ديد كه با رعايت قواعد و قوانين راهنمايي و رانندگي ميان خط هاي خيابان و بزرگراه حركت كند و البته كمتر خواهيد ديد افرادي را كه فكر نكنند مركز كانون عالم هستند و اجازه دارند هر طور كه دلشان مي خواهد رانندگي كنند. در نظر اين عده، ديگران هستند كه بايد خود را با رانندگي شان تطبيق دهند.
صف ايستادن ما هم همين طور است. اگر قسمت بود و شما ساعت هاي بين سه تا پنج قصد ورود به ورزشگاه آزادي را داشتيد چند رديف صف را بايد تحمل مي كرديد، البته با اعمال شاقه. بليت خريدن كه حكايتي دارد. ايستادن آدم هايي كه به قصد خريد بليت در صف قرار گرفته بودند هيچ نظمي را نشان نمي داد.
صف طويل خريد بليت هميشه دليل خوبي است براي آنهايي كه قيمت صف را روي بليت هايي كه خريده اند مي كشند و در بازاري كه سياه نامگذاري شده پي هزار، دوهزار يا پنج هزار تومان كاسبي هستند. شغل مقطعي بليت فروشي در بازار سياه، حداقل هزينه هاي يك روز را تامين مي كند.
براي نشان دادن نظم در مجموعه ورزشي آزادي ـ براي جلب توجه آلماني ها ـ هزاران تماشاگر ايراني به مصيبتي ساده لوحانه گرفتار شده اند. فاصله طبيعي بين اتاقك هاي فروش بليت و درهاي ورودي به ۱۰ قدم نمي رسد اما مسئولان ورزشگاه و نيروي انتظامي به هيچ عنوان حاضر نيستند تماشاگران فهيم و در حقيقت سرمايه هاي فوتبال مان را در ويتريني نزديك تر از سكوها به نمايش بگذارند. نتيجه چه مي شود؟ اين كه بندگان خدا بايد در يك صف بي معني تا ورودي هاي ديگري كه چند ده متر آن طرف تر تدارك ديده شده بروند. رسيدن به درهاي ورودي خود ماجراي هيجان انگيز و البته تهوع آوري دارد. باور كنيد هيچ اجتماع ديگري ـ غير از برخي كشورهاي جهان سومي ـ حاضر نيست كه به ورزشگاه برود با مصايب بسيار. هل دادن و له شدن زير دست  و پا، فشار آوردن و هزار مكافات ديگر تنها بخشي از ماجراي ورود به ورزشگاه است. گذر از چمني كه به قصد آب انداخته اند و وقتي پا روي چمن ـ در مسيري اجباري ـ مي گذاري تازه مي فهمي كه چقدر حقير شده اي. در حالي كه بسياري از كشورهاي همسايه براي جذب تماشاچي جوايز عجيب و باورنكردني هديه مي دهند، ما تماشاگرانمان را به بدترين اشكال حقير مي كنيم. اما به نظر نمي رسد كه كسي از اين وضعيت ناراحت باشد. جواناني كه براي ايستادن و زيردست و پا له نشدن بايد هركول باشند، به راحتي به هم فشار مي آورند، آواز مي خوانند، جوك مي گويند و شعار مي دهند. باور كنيد داشتن چنين جامعه اي جزو عنايات الهي است، باور كنيد! وقتي از ورودي مي گذري اول به شكل ظاهري ات نگاه مي كني كه با ظاهر برخي ديوانه ها هيچ تفاوتي نداري. مي روي جلوي مامور نيروي انتظامي مي ايستي و تازه مي فهمي چه اشتباهي مرتكب شده اي كه بليت خريده اي چون ازدحام گرفتن بليت را از يادها برده است. دو نوبت قلقلكت مي دهند و خداحافظ.
مي نشيني روي سكو و فكر مي كني چقدر خوب شد كه جا براي نشستن پيدا كرده اي و وقتي به ساعتت نگاه مي كني مي فهمي بايد چند ساعتي منتظر بماني تا بازي آغاز شود. سرازير شدن مردم از پله ها، اتفاق مهمي نبايد باشد اما وقتي كه مي نشينند اتفاق مهم رخ مي دهد. هاله اي از دود غليظ فضاي استاديوم را فرا گرفته است. اين را وقتي متوجه مي شوي كه پروژكتورها روشن مي شوند. سيگار پشت سيگار. نور جلويي، عقبي، سيگار پين، مگنا، وينستون و هزار مارك و بو و دود مختلف براي تمام گروه هايي كه آمده اند استاديوم تا كمي از تماشاي يك بازي ورزشي لذت ببرند. نفس كه مي كشي دود به ريه ها مي فرستي و دلت خوش است آمده اي تماشاي ورزش فوتبال.
نزديك بازي كه مي شود دلت اگر بخواهد آب بنوشي تازه متوجه مي شوي چه اتفاق عجيب و نابخردانه اي رخ داده است. فردايش در مطبوعات مي خواني كه مديركل حراست سازمان تربيت بدني با افتخار مي گويد براي رعايت حال تماشاگر تصميم گرفتيم عده اي هم روي پله ها بنشينند تا تعداد تماشاچي بيشتري را بتوانيم پذيرا باشيم. آخر برادر من اين چه فكر بكري است كه به ذهن شما رسيد؟ واقعاً فكر كرديد ۵۰ تا ۶۰ هزار تماشاچي كه روي سكوها نشسته اند اگر خواستند آب بخورند، دستشويي بروند و يا براي خريد بالا يا پايين بروند از كجا اين تردد بايد صورت بگيرد؟ نشسته اي در جايگاه مخصوص و فكري به ذهنت رسيده اما اصلاً خودت را آن بالا روي سكوهاي سيماني كه اگر
يك ساعت نشستن روي آن را تحمل كني شاهكار كرده اي، فرض كردي؟ تجربه روي سكو نشستن را داري؟
نتيجه تفكر حضرت عالي اين است كه در تمام مدت كه روي سكوهاي طبقه دوم نشسته بودم، آدم از سروكولم بالا مي رفت. نه فهميدم بازي چطور برگزار مي شود و نه وضعيت ظاهري مناسبي داشتم وقتي از استاديوم خارج مي شدم.
هنگام خروج رسيده است. طبق عادت صف كشيديم و باز هم داستان مورد علاقه ما تكرار شد. چند در كوچك در كنار در ورودي بزرگ ورزشگاه معروف به در ا... در كنار هم محل خروج تماشاگران است. درهاي خروجي كوچك باز هم شاهد فشار و هل دادن و هزار مكافات ديگر است در حالي كه چند قدم ـ شايد كمتر از پنج قدم ـ در بزرگ تقريباً بي استفاده است. تماشاگران طبق عادت هميشگي از جايي خارج مي شوند كه صف باشد درحالي كه در ورودي بزرگتري هم براي خروج بدون مشكل وجود دارد.

|  ايران  |   هفته   |   جهان  |   پنجره  |   داستان  |   چهره ها  |
|  پرونده  |   سينما  |   ديدار  |   حوادث   |   ماشين   |   ورزش  |
|  هنر  |

|   صفحه اول   |   آرشيو   |   بازگشت   |