يك مقام وزارت خارجه آمريكا: «از ۵/۴ ميليون دلاري كه به كنگره ملي عراق اختصاص يافته است فقط ۲/۵ ميليون دلار را مي توان رديابي كرد ممكن است
۲ ميليون دلار اختلاس صورت گرفته باشد كه معلوم نيست كجا رفته است»
رابرت دريفوس
ترجمه: وحيدرضا نعيمي
پنتاگون حتي در حالي كه آماده جنگ با عراق مي شود، در جبهه دومي درگير است: جنگ با سازمان اطلاعات مركزي آمريكا. پنتاگون فشار بي امان بر سيا وارد مي كند تا به گفته مقامات سابق سيا، آن را وادار به توليد گزارش هايي كند كه طرفداري بيشتر از جنگ عراق نشان مي دهد. مقامات اصلي وزارت دفاع گزارش هاي اطلاعاتي غيرموثقي تهيه مي كنند كه جنگ را توجيه مي كند. بيشتر اين اطلاعات مشكوك از تبعيدي هاي عراقي گرفته مي شود كه كارشناسان سيا مدت هاست با ديده ترديد به آنان مي نگرند. در چارچوب عمليات موازي جمع آوري اطلاعات كه از دفتر جي فيت معاون وزير دفاع در مورد سياستگذاري هدايت مي شود، اطلاعات از اين تبعيد جمع آوري و از ساير اطلاعات خام موجود جهت يافتن جزئيات سودمند به منظور توجيه جنگ پيشگيرانه استفاده مي شود.
جنگ بر سر اطلاعات بخشي حساس از تهاجم گسترده تر حزب جنگ در دولت بوش عملا كل نظام كارشناسي خاورميانه در آمريكا شامل وزارت خارجه، پنتاگون، كارشناسان منطقه اي سيا و فرماندهان نظامي برجسته است. در داخل سازمان هاي سياست خارجي، دفاع و اطلاعات، تقريبا تمام نيروهاي صف و ستاد به همراه بسياري از مقامات ارشد با حمله به عراق مخالف هستند. اما از آنجايي كه نئومحافظه كاراني كه رهبري حزب جنگ را برعهده دارند و تعدادشان كمتر از ۱۲ نفر است، از حمايت ديك چني معاون رئيس جمهور و دونالد رامسفلد وزير دفاع برخوردار هستند، آنان مي توانند اين مخالفت را به حاشيه برانند. گفته مي شود در دستگاه امنيت ملي آمريكا، روحيه پايين است و كاركنان باسابقه آن احساس مي كنند براي توجيه انگيزه جنگ زير فشار و ارعاب هستند. در وزارت خارجه كه تلاش هاي ديپلماتيك كالين پاول وزير خارجه از فشار بي امان جنگ كاسته است، يك اداره مهم سايه سنگين حضور اليزابت ال چني دختر ديك چني را در مقام معاون دستيار وزير خارجه در امور خاور نزديك حس مي كند. وي مسئول خط مشي اقتصادي از جمله نفت است. پاركر بورگ كه ۳۰ سال در مقام سفير و معاون اداره ضدتروريسم خدمت كرد، گفت: وقتي جلسه [اداره امور خاور نزديك] تشكيل مي شود، هيچ بحثي صورت نمي گيرد. مگر هنگام بحث با دفتر معاون رئيس جمهور درباره خط مشي خاورميانه چقدر مي توانيد صريح باشيد؟ جامو بولتون وزير خارجه نيز بخشي از گروه كوچك طرفدار جنگ است.
و در پنتاگون تعدادي از ادارات اصلي را بازهاي نئومحافظه كاري پر كرده اند كه سابقه پايبندي آنان به جنگ با عراق به يك دهه قبل بازمي گردد. در اينجا نظريات فرماندهان نظامي و كارشناسان خاورميانه به مانند هم ناديده گرفته مي شود. بورگ با اشاره به كارمندان زيردست پيتر رادمن معاون نئومحافظه كار وزير دفاع در امور امنيت بين المللي گفت: «از كاركنان اداره خاورميانه در پنتاگون شنيده ام ارتباط كارشناسان خاورميانه با جنبه سياستگذاري به همان اندازه قطع شده است كه همتايان آنان در وزارت خارجه از جنبه سياستگذاري بي اطلاع هستند.» اما سخت ترين نبرد بر سر سيا در جريان است. وينست كانيستوارو از مقامات ارشد سابق سيا و كارشناس ضدتروريسم گفت: «فشار شديدي بر سيا اعمال مي شود تا اطلاعاتي با هدف حمايت از سياست هايي كه از پيش اتخاذ شده است، عرضه كند. » آنچه در حال رخ دادن است، فعاليت سازمان يافته بازها در منصب هاي كليدي براي تضعيف توان سيا براي عرضه اطلاعات بي طرفانه و بدون پيش داوري به كاخ سفيد است.
جيمز وولسي مدير سابق سيا يكي از رهبران جناح دستگيري صدام است كه سال هاست از حمله يك جانبه آمريكا به عراق طرفداري مي كند. وولسي اكنون مشاور سيا و عضوي از هيأت سياستگذاري دفاعي است كه سركرده نئومحافظه كاران طرفداران جنگ و معاون سابق وزارت دفاع ريچارد پرل در راس آن قرار دارد. وولسي دست كم يك بار رابط غيررسمي با كنگره ملي عراق و ساير گروه هاي مخالف عراقي بوده است.
آنچه باعث خرسندي وي شد، نامه ۶ اكتبر جورج تنت مدير سيا است كه از طبقه بندي خارج شد. در اين نامه، سيا براي اولين بار به طور رسمي اعلام كرد كه «تماس هايي در سطح بالا بين عراق و القاعده وجود داشته است كه سابقه آن به يك دهه قبل برمي گردد. اين نامه همچنين تصريح كرده بود كه عراق و گروه هاي اسامه بن لادن در مورد پناهگاه مذاكره كرده اند، اينكه اعضاي القاعده در عراق حضور داشته است و اينكه عراق اعضاي القاعده را در زمينه گاز و سموم آموزش داده است. وولسي گفت: «سيا شروع به گفتن چيزهايي كرده است كه وزارت دفاع تكرار مي كرد اما تا آن نامه، هيچ سندي را نديده بودم كه براساس آن سيا تمام تماس هاي بين القاعده و عراق را تأكيد كند. به نظر من نامه تنت آغاز اين كار است. سيا هم وارد عرصه شده است و برخي از چيزهايي را كه پنتاگون از آن صحبت مي كند، خاطرنشان مي كند. »
بيانيه تنت در مورد عراق و القاعده تغيير موضع مهمي نسبت به ديدگاه غالب كارشناسان اطلاعاتي بود. از ۱۱ سپتامبر به بعد، بسياري از كارشناسان اطلاعاتي چه در دولت و چه در بيرون آن فكر حمايت عراق را از القاعده كم اهميت مي دانند و همچنان چنين نظري دارند. دانيل بنجامين كه همراه با استيون سيمون كتاب «عصر وحشت مقدس» را نوشت، در اواخر دهه ۱۹۹۰ مدير شوراي امنيت ملي و مسئول گروه تحقيقاتي بود كه امكان رابطه بين عراق و القاعده را بررسي كرد كه نهايتا چيزي از آن حاصل نداشت. وي گفت: «در سال ۱۹۹۸ ما تمام اطلاعاتي را كه توانستيم بيابيم، زيرورو كرديم تا ببينيم آيا ارتباطي بين القاعده و عراق وجود دارد. به اين نتيجه رسيديم كه سازمان هاي اطلاعاتي ما درست فهميده بودند: هيچ ارتباط قابل ذكري بين القاعده و عراق وجود نداشت. از اين مطمئن هستم. هيچ موضوعي به اين اندازه مورد تفحص قرار نگرفته است. گزارش ساليانه وزارت خارجه در مورد تروريسم دولتي هم ارتباطي را بين اين دو ذكر نكرد.»
يك نشانه درباره اينكه چگونه اين موضوع بر سيا فشار وارد مي كند، از نحوه توصيف تجزيه و تحليل ياد شده توسط تنت برمي آيد. در نامه وي خطاب به سناتور باب گراهام (دموكرات از ايالت فلوريدا) رئيس كميته منتخب اطلاعات، آمده است: «فهم ما از رابطه بين عراق و القاعده در حال تكامل و مبتني بر منابع داراي اعتبار متفاوت است. بنجامين همراه با گروهي از تحليلگران خاطرنشان مي كند كه به نظر مي رسد نامه با دشواري اين ارتباط را تأييد مي كند. وي به عبارت منابع داراي اعتبار متفاوت اشاره مي كند و مي گويد اين عبارت راهي براي گرفتن اين است كه شواهد زيادي وجود ندارد.
اما اينكه پس از سال ها تلاش براي يافتن ارتباط بين عراق و القاعده، سيا ناگهان ارتباطي را بين اين دو كشف مي كند، برخي از تحليلگران را به اين نتيجه گيري سوق مي دهد كه اين امر ناشي از سياست بازي تنت مدير سيا است كه مي خواهد به پنتاگون چيزي را بگويد كه دوست دارد بشنود. ملوين گودمن عضو مركز سياستگذاري بين المللي كه خود كارشناس سابق شوروي در سيا و از مخالفان پروپاقرص به كارگيري اطلاعات براي مقاصد سياسي است گفت: «سيا به بوش آنچه را مي دهد كه وي در مورد القاعده و عراق مي خواست. تنت تا حدي در حال بازي كردن است. گودمن كه همچنان روابط خود با سازمان سيا را حفظ كرده است، مي گويد تحليلگران اطلاعات برجسته سيا از تنت دلخور و از آن نگران هستند كه وي نتيجه گيري هايشان را به نوعي صورت بندي كند كه در برابر ديدگاه از پيش تعيين شده پنتاگون تسليم باشد. عصبانيت و پرسش هاي زيادي در اين باره وجود دارد كه آيا تنت دست از اين فشار برخواهد داشت يا خير. آنان نگران هستند و اعتماد زيادي به او ندارند. اما هسته تحليلگران به شواهد پايبند هستند و اين شواهد مويد چنين ارتباطي نيست.
جاسوسان در برابر جاسوسان
يكي از منابع عمده فشار وزارت دفاع بر سيا در خلال يك سال گذشته يك گروه گمنام و جداافتاده در دفتر سياستگذاري فيت معاون وزير دفاع است. اين گروه در ابتدا كار خود را با دو نفر آغاز كرد اما از آن زمان به چهار و حالا پنج نفر گسترش يافته است. هدف از ايجاد اين دفتر دادن اطلاعاتي به دونالد رامسفلد و معاونان وي پل ولفوويتز و فيت بوده است كه بتوان از آن براي بي اهميت جلوه دادن، تضعيف كردن و مخالفت با تحليل هاي سيا استفاده كرد. هدف اصلي اين دفتر ـ ولي نه تنها هدف آن ـ كه پس از ۱۱ سپتامبر تأسيس شد، عراق بوده است، به خصوص روابط بين القاعده و عراق و قصد اين كشور براي استفاده از سلاح هاي بيولوژيك، شيميايي و هسته اي.
در جريان يك جلسه توجيهي جنجالي در روز ۲۴ اكتبر در پنتاگون، رامسفلد گفت يكي از اهداف اصلي اين واحد دادن مهماتي به وي است كه بتواند با آن يك كارمند سيا را كه هر روز صبح به او مشاوره مي دهد، خلع سلاح كند. رامسفلد گفت: كارشناس مي آيد و مشاوره روزانه اش را مي دهد و من سوال مي كنم. آنچه مي توانم بكنم آن است كه بپرسم «پس اين چه شد؟» يا «پس آن چه شد؟» گروه تحت نظر فيت با استفاده از كامپيوترهاي قدرتمند و با دسترسي به اطلاعات مي توانند جرياني مستمر از اطلاعات پديد آورند. اين اطلاعات را فيت، رامسفلد و ولفوويتز به كار مي گيرند تا نتيجه گيري هاي سيا را از هم بپاشند و تحليلگران آن را به نگارش مجدد گزارش هايشان وادارند.
اين حقيقت كه واحد ياد شده زير نظر فيت، از طرفداران جنگ با عراق، اداره مي شود، سوالاتي را در مورد بي طرفي و تمايل آن به دستيابي به نتيجه گيري هايي مطرح مي كند كه ممكن است با نيات سياستگذاري تفريحي رهبري پنتاگون مغايرت داشته باشد. منابع آگاه مي گويند مسئول اين واحد بي اسم آبرام شولسكي يكي ديگر از اعضاي اصلي حزب جنگ پرل ـ ولفوويتز است. براساس روايتي كه در سال ۱۹۸۶ در واشنگتن نوشته شد، هنگامي كه در سال ۱۹۶۶ دانيل پاتريك موي ينهان (دموكرات از ايالت نيويورك) به عضويت سنا انتخاب شد، وي با خود گروهي از مبارزه جوترين دستياران نئومحافظه كار سناتور جكسون را به همراه آورد، از جمله اليزابت ابرامز، چستر فين، آبرام شولسكي و گري اشميت. پرل نيز خود از دستياران سابق جكسون بود. شولسكي، پرل و بسياري از انديشمندان همفكر آنان در زمان رونالد ريگان در سال هاي دهه ۱۹۸۰ سمت هايي را در وزارت دفاع عهده دار شدند. شولسكي چند سالي را در كنسرسيوم مطالعه اطلاعات فعاليت كرد كه از طرح هاي مركز اطلاع رساني راهبرد ملي (NSCI) بود و سپس به موسسه رند (RAND) رفت. در رند وي به همراه چند همكار نئومحافظه كار، شولسكي در نگرش پژوهش با عنوان «از مهار تا رهبري جهاني: آمريكا و جهان پس از جنگ سرد» مشاركت كرد. اين پژوهش در واقع پيشتاز سند راهبرد نظامي اخير است كه پنتاگون منتشر كرد. براساس اين سند، آمريكا بايد براي حفظ سلطه جهاني خود اقدام كند، حتي اگر اين امر به معناي جنگ پيشگيرانه يا جنگ افروزي پيشگيرانه باشد. روي گادسن رئيس كنسرسيوم مطالعه اطلاعات و همكار چندين و چند ساله شولسكي اميدواري زيادي نسبت به موفقيت واحد اطلاعات عراق در پنتاگون دارد، هرچند كه اندازه آن در قياس با توان سيا ناچيز است. گادسن مي گويد: «شايد داستان طالوت و جالوت تكرار شود. »
اطلاعات مشكوك
جنگ پنتاگون با سيا تا حد زيادي مبتني بر اطلاعات كسب شده از كنگره ملي عراق است. اما بيشتر كارشناسان دست اندركار امور عراق كه تجربه طولاني در بررسي سياست پرتلاطم اين كشور دارند، توانايي هاي جمع آوري اطلاعات كنگره را تقريبا صفر مي دانند. با اين حال، پرل، وولسي و سياستگذاران پنتاگون به طور فزاينده اي از اين كنگره به عنوان منبع اوليه اطلاعات خود در مورد تسليحات عراق، رابطه آن با تروريسم و تحركات سياست داخلي آن استفاده مي كنند. وولسي گفت: «بسياري از اطلاعات سودمند در مورد آنچه در عراق مي گذرد، از افراد فراري كسب مي شود، به خصوص فرارياني كه از طريق يك سازمان يعني كنگره ملي عراق فرار مي كنند. نه وزارت خارجه و نه سيا به اين سازمان علاقه زيادي ندارند.» اوايل سال جاري ميلادي، وزارت خارجه تأمين مالي يك طرح كنگره ملي عراق را جهت جمع آوري اطلاعات در داخل عراق به طور ناگهاني متوقف كرد. يك مقام وزارت خارجه گفت: «از ۵/۴ ميليون دلاري كه كنگره براي اجراي طرح دريافت كرده است، فقط مي تواند مصارف ۵/۲ ميليون دلار را تعيين كند. نمي توانم بگويم فساد يا اختلاس صورت گرفته است، اما معلوم نشد دو ميليون دلار كجا رفته است. » هرچقدر كه كنگره ملي عراق بيشتر وارد كار جمع آوري اطلاعات مي شد، وزارت خارجه بيشتر از تأمين مالي طرح احساس نارضايتي مي كرد. مدت كوتاهي بعد پنتاگون دنباله كار را گرفت. به گفته ديويد لاپان سخنگوي پنتاگون اكنون هرگونه اطلاعاتي كه كنگره ملي عراق جمع آوري مي كند، يكراست به وزارت دفاع مي رود. اما منتقدان پنتاگون از آن بيم دارند كه اطلاعات ارائه شده توسط كنگره ملي عراق به تصميمات آمريكا براي وارد شدن به جنگ با عراق شكل دهد. در سيا و وزارت خارجه احمد چلبي رهبر كنگره ملي عراق به عنوان رئيس ناكارآمد سازمان فاسد و گزافه گويي شناخته مي شود كه تخصص وي در لابي كردن و روابط عمومي است و چيز زياد ديگري از او برنمي آيد. كانيستوارو گفت: «اطلاعات كنگره ملي عراق به هيچ وجه قابل اعتماد نيست. بيشتر آن تبليغات است. بيشتر آن مشتمل بر گفتن چيزهايي به پنتاگون است كه دوست دارد بشنود و بيشتر آن هم براي حمايت از آرزوهاي چلبي براي دستيابي به منصب رياست جمهوري است. آنان بين اطلاعات و تبليغات تمايزي قائل نمي شوند و از خبرچين ها و فرارياني استفاده مي كنند كه مطالب مورد نظر چلبي را مي گويند. اين اطلاعات آماده بعدا در سخنراني هاي رئيس جمهور و معاون رئيس جمهور استفاده مي شود.» كانيستوارو افزود: «آنان مايل هستند اطلاعات را به منظور تأمين اين منفعت تغيير دهند. آنان مجرايي در پنتاگون براي جمع آوري اطلاعات از تبعيديان عراقي ايجاد كرده اند.» البته به بازي گرفتن سيا چيز تازه اي نيست. چندين دهه است سياستمداراني كه از امكان تأثير منفي اطلاعات اين سازمان بر اهداف سياستگذاري خود نگران هستند، بر سيا فشار مي آورند كه عقايد خود را تغيير دهد يا در صورت عدم توفيق دست كم جايگاه آن را تضعيف كند. در جنگ ويتنام، پنتاگون تحليل هاي سيا را كه در مورد امكان موفقيت آمريكا ابراز ترديد مي كرد، كوچك مي شمردند. در سال هاي دهه ۱۹۶۰ جورج اچ دبليو بوش مدير وقت سيا گروهي از بازهاي نئومحافظه كار را براي تدوين گزارشي به كار دعوت كرد كه سيا را متهم به آن كند كه دائما تهديد اتحاد شوروي را دست كم مي گيرد. (گفتني است گروه اول به خواسته آلبرت وول ستتر پدر فكري سياسي پرل، ولفوويتز و سايرين تشكيل شد) در دوران رياست جمهوري ريگان در دهه ۱۹۸۰ اين فشار به ساير اشكال ادامه يافت. در سال ۱۹۸۰ نيز بيل كيسي مدير سيا مي كوشيد بر چگونگي گزارش دهي سازمان در مورد آمريكاي لاتين، افغانستان و اتحاد شوروي تأثير بگذارد.
|
|
استفاده جنگ ناتمام
دشمني تندروها با آنچه به عقيده آنان كوتاه بيني سيا در مورد عراق است، دست كم با هركدام از منازعات پيشين مطابقت دارد. پرل كه اخيرا گفت تحليل سيا در مورد عراق ارزش كاغذي را كه روي آن نوشته شده است، ندارد، مي افزايد كانون توجه سيا بر وضعيت حال است. او گفت: «آنان نمي خواهند مخاطره كنند. از كنگره ملي عراق خوششان نمي آيد چون دوست دارند فقط با كساني كار كنند كه بر آنان تسلط دارند.» به گفته منابع مطلع، پرل كه در حال حاضر در موسسه (AE1) مستقر است، در خلال چند سال گذشته حامي فعاليت هاي يك مأمور مخفي سابق سيا به نام روئل مارك گرشت بوده است. به گفته شخصي كه با نحوه كار وي آشناست، گرشت در پنهان با كار اطلاعاتي كنگره ملي عراق همكاري مي كند تا اطلاعات را به دفتر فيت در پنتاگون بفرستد.
هنگامي كه از گرشت درباره كار غيررسمي اطلاعاتي وي در ارتباط با كنگره ملي عراق پرسيدم، وي سكوت كرد اما منكر آن نشد. وي گفت: «در اين باره زياد اغراق شده است.» گرشت پارسال در روزنامه وال استريت ژورنال نوشت: «اگر واقعا مي خواهيم اميدي را كه باعث رشد القاعده و رفتارهاي خشونت آميز ضدآمريكايي در خاورميانه شده است، اطفا كنيم، چاره اي نداريم جز آنكه در دل دوستان و دشمنان خود بيم و احترامي را كه به هر قدرت بزرگي ابراز مي كنند، بيندازيم. فقط جنگ با صدام حسين هيبتي را كه منافع آمريكا را در خارج و شهروندان را در داخل حفظ مي كند، اعاده خواهد كرد. ۱۰ سال است از اين جنگ گريخته ايم. »
كارزار پنتاگون عليه سيا گسترده تر از پهنه عراق است. از زمان پايان جنگ سرد، سيا بارها و بارها از سوي ارتش زير فشار قرار گرفته است. پنتاگون با توجه به كنترلي كه بر سازمان هايي همچون سازمان امنيت ملي، سازمان نقشه برداري، تصويربرداري ملي، دفتر شناسايي ملي، سازمان اطلاعات دفاعي و برخي نهادهاي ديگر دارد، قسمت اعظم بودجه جاسوسي آمريكا را به خود اختصاص مي دهد. رامسفلد در حال حاضر مي كوشد يك منصب اطلاعاتي در پنتاگون ايجاد كند كه اختيار و نفوذ آن به اختيارات رئيس سيا شانه مي زنند. اكنون شواهد فزاينده اي وجود دارد كه نشان مي دهد تصميم به ورود به جنگ براساس اطلاعات ترديدآميزي اتخاذ شده است كه دست پخت بازهاي پنتاگون است.