شنبه ۲۸ تير ۱۳۸۲ - شماره ۳۱۱۱- July, 19, 2003
گفت وگو با پروفسور هايدماري كخ ايران شناس آلماني تبار و نويسنده كتاب از زبان داريوش
شكوه تاريخ
زير ذره بين
من يك تاريخ نگار هستم نه يك سياستمدار يا پيشگو كه بتوانم بگويم در زمان هاي بعد چه خواهد شد، ولي متأسفانه اينكه جاذبه پيدا مي كند كه من وقتي پا مي گذارم به كشور ايران با اين تمدن بسيار كهن و غني و به جزيره كيش مي روم، مي بينم كه يك عروسك ميكي موس به ارتفاع ۴ متر در يكي از ميدان هاي آن برپا كرده اند و با خودم فكر مي كنم كه ايران به اين ميكي موس نياز ندارد.ايران آنقدر پر هست و آنقدر سمبل يا جاذبه دارد كه بتواند جانشين هاي  خيلي بهتري براي خودش پيدا كند.
001265.jpg
* خانم پروفسور هايدماري كخ، ايران شناس آلماني به همراه گروهي از دوستان خود به ايران آمدند. آنها پس از بازديد از شهر پارسه، پايتخت هخامنشيان در شيراز، پيش از بازگشت به آلمان، توقف كوتاهي در تهران داشتند. از اين فرصت كوتاه پيش آمده انجمن فرهنگي ايران زمين (افراز) سود جست و از ايشان درخواست كرد تا ساعتي از وقتشان را در اختيار انجمن قرار دهند؛ ساعتي را به گفت وگو و پاسخ به پرسش هاي خوانندگان كتابشان «از زبان داريوش» (انتشارات كارنگ) گذراندند؛ كتابي كه بر پايه لوح هاي به دست آمده از بايگاني ديوان شاهي، تنظيم شده و به نظام اجتماعي دوران هخامنشي به ويژه پس از اصلاحات حكومتي و بنيادسازي هاي درخشان اداري داريوش بزرگ، پرداخته است؛ ديوان سالاري كه به استناد پژوهش هاي پروفسور كخ، اساس ديوان سالاري امروز جهان متمدن است. پژوهش خانم كخ، روح تازه اي را در كالبد ايران شناسي آلمان (بزرگترين پايگاه ايران شناسي) دميده است. برابري حقوق زن و مرد، پرداخت دستمزد كارگران براساس نظام منضبط مهارت و سن اين همه «تأمين اجتماعي» كه لوح هاي اداري هخامنشي گواه آن است، نشان دهنده آن است كه- با وجود پيشرفت هاي مادي و معنوي بسيار- هنوز ايران باستان حرف هايي براي گفتن دارد و اما خانم هايدماري كخ؛ كه لبخند از لبانش دور نمي شود، بيش از شصت سال سن دارد و مانند بيشتر هم ميهنانش قدبلند و خوش چهره است. با سپاس از مسئولان انجمن افراز كه اين گفت وگو را در اختيار ما قرار دادند، توجه شما را به آن جلب مي كنيم.
* طبق گفته شما برخي سياستمداران آلماني مطالعه كتاب «از زمان داريوش » را به عنوان وظيفه  سفارش كرده اند. گمان مي كنيد براي ساختن آينده چقدر به دانستن از گذشته نياز داريم؟ آيا هنوز دوره هخامنشي مي تواند براي ما الگو باشد؟
- در خيلي موارد بله. من مي خواهم از يك موضوع بي طرف صحبت كنم. من بيشتر بر وضعي كه در كشور خودم هست، اشراف دارم. به عنوان مثال اين مورد كه زن و مرد از حقوقي برابر برخوردار هستند و در حقيقت به قابليت هايشان در كار توجه مي شد و زن ها به نسبت كاري كه مي دهند، همان قدر هم مزد دريافت مي كنند، بدون توجه به اينكه زن هستند يا مرد. اين يك چيز خيلي جالب است كه در آن دوران بود.
* درباره تحقيقات ديگران درباره تاريخ ايران باستان آگاهي داريد؟
- پروفسور پي ير بريان كتاب بسيار قطوري نوشته است. (كتاب بريان با ترجمه ناهيد فروغان در دو جلد از سوي نشر فرزان و قطره منتشر شد) ايشان يك عنوان منحصر به فرد دارند؛ تنها پروفسور تاريخ هخامنشي در كل دنيا هستند. اين دوره را در پاريس گذرانده اند و الان هر سال سالنامه اي چاپ مي كنند كه در آن تازه ترين پژوهش ها را راجع به هخامنشيان چاپ مي كنند. در اين زمينه بسيار فعال هستند.
* نظرشما راجع به كتاب «ايران باستان» آقاي يوزف ويسهوفر چيست؟
- [خانم ماري كخ مي خندد] دليل خنده من اين است كه اين شخصي كه تمام دلمشغولي اش، دوران پارتي است، اصلاً زبان فارسي باستان را بلد نيست و بخش هاي زيادي از كتاب مرا در كتابي كه چاپ كرده آورده است. اين اشكال ندارد ولي اينكه اصلاً اسمي از من نبرده، براي من جاي پرسش دارد.
* درباره سيستم هاي اجتماعي و سياسي هخامنشيان كه بسيار پيشرفته بود سخن گفتيد، مي خواهم نظر شما را به عنوان يك پژوهشگر بدانم كه چگونه اين سامانه قدرتمند و پيشرفته، سقوط كرد؟
- من از زاويه ديگري اين موضوع را مي بينم. همين كه اين سرزمين عظيم كه كرانه هايش در شرق به دلتاي سند و ايندوس و پاكستان امروزي مي رسيد و از غرب به درياي مديترانه و از شمال به درياي سياه و كرانه هاي درياي كاسپين و از جنوب هم شبه جزيره عربستان را در بر مي گرفت، همين كه اين سرزمين توانست ۲۰۰ سال دوام بياورد، آن هم در نبود تلفن، ايميل و هرگونه ارتباط ديگر، اين خودش يك شگفتي است.
* اين درست است كه اسكندر يك نابغه نظامي بود ولي درباره او و پيروزي هايش پرسش هاي بسياري وجود دارد. از جمله يك پژوهشگر ايراني- استاد احمد حامي- كتابي درباره او نوشته و در آن ثابت كرده است كه او تنها تا جنوب ايران آمده بود و نه تا هندوستان. نظر شما در اين رابطه چيست؟
- اين كتاب را نخوانده ام ولي تمام منابعي كه در رابطه با لشكركشي الكساندر به ايران وجود دارد، فقط منابع يوناني است و آنها در حقيقت مرحله به مرحله اين لشكركشي را شرح داده اند، ضمن اينكه ما در پس اين شكست ايران، تأثيرهاي يوناني ها را مي بينيم حتي تا بلخ (باكتريا).
* آيا كتاب يونانيان و بربرهاي آقاي اميرمهدي بديع را مطالعه كرده ايد؟
- آن كتاب سه جلدي كه در پاريس به چاپ رسيده است؟ بله، ايشان يكسري نظريات منحصر به فرد دارند. بعضاً جالب توجه هستند ولي بايد يك خرده مواظب بود.
* آيا در كنار نابغه بودن اسكندر نبايد ضعف در دستگاه هخامنشي را هم در نظر گرفت؟
- حق با شماست. بايد اين را در نظر داشته باشيم كه در زمان داريوش سوم ايران در موضع ضعيف تري قرار داشت كه اين هم داخل آن باشد. مثلاً در حرمسراي شاهان. يكسري از خواجه هايشان هم داراي قدرت بالايي بودند، حتي يكي از آنها براي مدت كوتاهي به تخت نشسته  است و رقابت براي جانشيني نيز بوده است كه اينها در كل باعث تضعيف سيستم شده است.
* استقبال اروپايي ها از كتاب «از زبان داريوش» چگونه بوده است؟
- ناشر كتاب من كه آلماني است خودش هم به باستانشناسي بسيار علاقه مند است و يك موجي هم در آلمان راه افتاده و آنها منتظر چاپ كتاب هاي بعدي هستند و علاقه مندند كه بيشتر راجع به تاريخ بدانند.
من درآنجا دائماً به همايش هاي مختلف دعوت مي شوم كه درباره ايران باستان سخنراني كنم. خيلي از شهرهاي آلمان بودم و بتازگي در زوريخ سوييس بودم كه شمار حاضران بيش از ۳۰۰ نفر بود و ناچار به تعويض تالار شدند تا همه حاضران جا بشوند، مهمتر اينكه در بين همين همايش ها هميشه كساني مي آيند و ابراز علاقه مي كنند كه به ايران بيايند و اين بار كه من اينجا هستم بار ششمي است كه به ايران آمده ام، آن هم به همراه همكارانم و همين دوستاني كه در همايش ها با آنها آشنا شده ام و طبيعي است كه پيش بيني كنم اگر اوضاع سياسي منطقه بهتر بود، خيلي بيش از اين به همراه من به اينجا مي آمدند.
* اشاره كرديد كه ۲۸ كشور در شاهنشاهي هخامنشي وجود داشت و يكي از دلايل بقاي اين اتحاديه، احترامي بود كه به فرهنگ هاي ملت هاي مختلف گذاشته مي شد. الان در اين زمان، ما با فرآيندي روبه رو هستيم كه جهاني شدن ناميده مي شود و از نظر فرهنگي، فرهنگ هاي كوچك تر دارند به سمتي مي روند كه در فرهنگ  بزرگ تر حل شوند. نظر شما به عنوان يك انديشمند در اين رابطه چيست؟آيا كماكان فرهنگ هاي كوچك تر در بزرگ تر حل مي شوند و يا مانند دوران هخامنشي اين فرصت را خواهند داشت كه فرهنگ خودرا نگه دارند؟
- من يك تاريخ نگار هستم نه يك سياستمدار يا پيشگو كه بتوانم بگويم در زمان هاي بعد چه خواهد شد ، ولي متأسفانه اينكه جاذبه پيدا مي كند كه من وقتي پا مي گذارم به كشور ايران با اين تمدن بسيار كهن و غني و به جزيره كيش مي روم، مي بينم كه يك عروسك ميكي موس به ارتفاع ۴ متر در يكي از ميدان هاي آن برپا كرده اند و با خودم فكر مي كنم كه ايران به اين ميكي موس نياز ندارد. ايران آنقدر پر هست وآنقدر سمبل يا جاذبه دارد كه بتواند جانشين هاي  خيلي بهتري براي خودش پيدا كند و اي كاش كشورهاي كهني كه الان در معرض خطر قرار دارند به خودشان بيايند و قدر خودشان را بدانند كه كي هستند، از كجا آمده اند و چه ارزشي دارند. من الان خيلي خوشحال هستم كه شما را اينجا مي بينم و اين نشانه اي است كه در ايران هستند كانون هايي كه به اينگونه مسائل توجه مي كنند و جا دارد كه به اينگونه مسائل توجه هم بشود.
*مي دانيم كه در دوران درخشان هخامنشي، سه ويژگي در ايرانيان ديده مي شد: راستي، نظم و كار گروهي، با توجه به اينكه بار اصلي هر حركت و تمدني بر دوش مردم است، نقش اين مردم پس از سقوط هخامنشيان چه شد و چرا ديگر به دوره اوج خود برنگشتند؟
-اين را بايد بگويم كه درست است كه خيلي كارها مي توانند بكنند ولي همه كار نمي توانند بكنند. اين را در جهان امروز هم مي توانيم ببينيم. پس از فروپاشي هخامنشي ها و پس از مرگ الكساندر، ايران سرزمين هخامنشي به چند پاره تقسيم شده و كانون هاي قدرت مختلفي تشكيل شده بود و اين امكان نبود كه اينها با همديگر متحد شوند و يك اتحاد دوباره را ايجاد كنند. اين امر فقط در زماني مقدور است كه همه مردم يك چيزي را بخواهند و اين پس از زمان هخامنشي ها و پس از مرگ الكساندر عملاً مقدور نشد و نبايد فراموش كنيم كه پارت ها (اشكانيان) خيلي سعي كردند كه اين تمدن و اين قلمرو را دوباره برپا كنند كه خيلي هم موفق نشدند. ولي در زمان ساسانيان مي بينيم كه باز هم به همان دوره شكوه و عظمت دوران هخامنشي برمي گرديم و صرف نظر از گسترش متصرفات، باز هم همان فرهنگ با همان تفكر باز كمابيش بر اين قلمرو حاكم مي شود وما شاهد يك دوره شكوفايي در دوران ساساني هستيم. ما در اين دوره شاهد شكوفايي هنر هستيم و هنرمندان بسياري پا به عرصه وجود مي گذارند و مشخصه هاي معماري را بسيار قابل توجه مي بينيم كه اينها پايه معماري جهان غرب مي شود و حتي در دوران اسلامي هم باز اين سبك ها مورد استفاده قرار مي گيرد. مي بينيم كه بعدها غرب و جهان اسلام از هنر اين سبك ها به طور اعم و معماري آن به طور اخص بسيار استفاده مي كردند.
* چرا دوره هخامنشي اين قدر برجسته تر از دوره هاي ديگر است؟
- مشخصه ها بسيار زياد است كه مي شود نام برد و گفت به اين دلايل در دوره هخامنشي يك شكوه و جلوه اي وجود داشت. صرف نظر از معماري و بناهاي باشكوه و آن آزادي كه بين اقوام مختلف بوده و هر كشور مي توانسته فرهنگ، زبان و دين خود را حفظ كند، مورد ديگري كه اكنون به نظرم مي رسد امنيت اين دوره است. اين درست است كه خيابان كشي هاي بسياري شده و رفاه براي مردم فراهم شده، خبررساني سريع تر شده و ... در يكي از لوح هاي گلي اين عنوان شده كه آنقدر جاده ها امن بوده اند كه فقط ۲ نفر به همراه ۴ نفر خدمه يعني جمعاً ۶ نفر با چندين اسب و جانور باربر ديگر از بابل تحفه  اهدايي براي داريوش را به پارسه (پرسپوليس) مي آوردند كه مشتمل بر گنجينه، طلا و اشياي گران قيمت بوده و اين در حقيقت بيانگر امنيت بسيار بالايي است كه با وجود نساختن قلعه هاي اضافي به دست آمده است. نياز نبوده كه اينها بخواهند پاسگاههاي اضافي بسازند و امنيت حاكم بوده است. اين يكي ديگر از همان عناصر متمايز كننده دوران هخامنشي از ديگر دوران هاست.

نگاهي به كتاب «آخرين انقلاب بزرگ» اثر رابين رايت
شاهي كه شكسپير مي خواند
زير ذره بين
شما در غرب زياده از حد به حجاب پيله كرده ايد، اينجا هم براي ما مسأله حجاب مطرح نيست. مي دانم خيلي زن ها در اينجا از حجاب خوششان نمي آيد، اما خودم اين را انتخاب كرده ام. چيزي معنوي است مي خواهيم بگوييم بدن ما ارزشمند است
مجيد يوسفي
كتاب: آخرين انقلاب بزرگ، نويسنده: رابين رايت، مترجم: احمد تدين و شهين احمدي، ناشر: مؤسسه فرهنگي رسا،بهار ۱۳۸۲
رابين رايت در ابتداي كتاب وقتي كه خواست تفاوت نگاه خود و يك روزنامه نگار ايراني را بيان كند، اذعان داشت: يك دهه پس از انقلاب يك روزنامه نگار ايراني سعي مي كرد مسأله را برايم بشكافد. او مي گفت: «فكر مي كرديد ايران را مي فهميد چون شاه به زبان انگليسي حرف مي زد و وزيرانش شكسپير را خوانده بودند. فكر مي كرديد او خوب است چون نقش خودتان را در وجودش مي ديديد. اما او هم درست به اندازه شما ايران را شناخته بود. دليل شكست هر دو شما هم همين بود.»
رابين رايت كه نخستين بار در سال هاي دهه ۵۰ به همراه عمويش كه يكي از مستشاران نظام نوسازي در كتابخانه ملي ايران مشاوره مي داد به ايران سفر كرد و از جمله معدود روزنامه نگاراني است كه در همه سال هاي اخير هر گاه رويداد مهمي در ايران روي مي داد به ايران رهسپار مي شد. او پيش از اين دو كتاب ديگر نيز پيرامون ايران منتشر ساخت كه هر كدام در هنگام انتشار، پژواك هاي گسترده اي به همراه آورد: «غم ها، عاطفه ها و افراط گرايي هاي نخستين دهه انقلاب ايران موضوع اصلي دو كتاب اولم، با عنوان هاي «خشم مقدس» و «به نام خدا» بود. در اولي به ظهور اسلام مبارز در سراسر منطقه پرداختم و در دومي ده ساله اول انقلاب ايران از بازگشت آيت الله خميني در سال ۱۹۷۹ تا درگذشت او در سال ۱۹۸۹ را شرح دادم.»
در اين كتاب خواننده ايراني با نگاه هاي يك تحليلگر غربي آشنا مي شود، تحليل هايي كه گاه اغراق آميزند و گاه كم رنگ تر از آنچه كه در ايران اتفاق افتاده است، اما در هر دو صورت شما خواننده يك نگاه تيزبين به وقايع ايران و گاه آداب و رسوم ايرانيان د اريد كه عمدتاً خودشان را در اين فضا اين گونه نديده اند. «دكتر فروهري مي گويد: بعد از آنكه آگهي عقيم كردن مردان را به منبع آب نصب كرديم مشتري هايمان بي درنگ دو برابر شد. مردم ايران از آمار و ارقام خوششان مي آيد و در همه زمينه ها از جمله جنبه هاي گوناگون عقيم سازي مرد آمار زيادي گرد مي آورند كه حيرت آور است.»
رابين رايت در اين گشت وگذار بيست و پنج ساله با شخصيت هاي متعددي به گفت وگو نشسته و سعي داشته اجماع نظر ايرانيان را به عنوان تحليل نهايي خود قرار دهد. او در اين كتاب به هيچ وجه از تحليل هاي گروه و طبقه خاصي سود نجسته است بلكه عمدتاً سعي داشته نگاه كارشناسي و دقيقي به وقايع بياندازد. «اما در سال ۱۹۹۷ و در پي مبارزه اي ۱۲ روزه با كسب ۷۰ درصد آراء بر هر سه رقيب خود پيروز شد. ميزان مشاركت مردم در رأي دادن از زمان همه پرسي جمهوري اسلامي در نخستين سال انقلاب به بعد بي سابقه بود. ناصر هاديان استاد علوم سياسي دانشگاه تهران، مرد انديشمندي كه مرا با چم و خم هاي سياست ايران آشنا كرده مي گويد: رأي دادن به خاتمي مثل عاشق شدن بود. عاشق نمي داند بعدش چه پيش خواهد آمد، دليلي هم براي عشقش ندارد.
يكي از مهمترين بخش هاي كتاب فصلي است كه به صداي انقلاب فرهنگي نامگذاري شده است. او در اين بخش سعي نموده كه با نگاه داخل و خارج به پديده تحولات پس از دوم خرداد به ايران نگاه كند. در فستيوال كن، يكي از منتقدين در تعبيري گويا از سميرا مخملباف پرسيد: «ايران چه جور كشوري است، جايي كه در آن دختران دوازده ساله در گنجه نگهداري مي شوند يا جايي كه دختران هيجده ساله فيلم مي سازند؟» با اين كه سميرا جوابي نداد اما بدون شك پاسخ اين بود كه هر دو.خانم رايت در طي اين سفرها چندين بار به روزنامه هاي اصلاح طلبي چون جامعه، همشهري، فرزانه، زنان، رفت و نحوه انتشار و نيز تفكري كه پشت اين نشريات بود را مورد كنكاش و بررسي قرار داد. او سعي داشت كه روابطي كه آنان در ارتباط با مردم بكار بسته اند را مورد توجه قرار دهد و نيز نتايجي كه از اصلاحات بدست آورده اند: «در دفتر نشريه فرزانه كاركنان، زن هستند اما باز هم محبوبه مقنعه سياه به سر دارد و چهره اش يادآور راهبه هاي مسيحي است. چادر هم دارد، در حالي كه زنان بدون حضور مردان حق دارند حجاب اسلامي را كنار بگذارند. از او مي پرسم چرا آن همه لباس اضافه، مي گويد: «شما در غرب زياده از حد به حجاب پيله كرده ايد، اينجا هم براي ما مسأله حجاب مطرح نيست. مي دانم خيلي زن ها در اينجا از حجاب خوششان نمي آيد، اما خودم اين را انتخاب كرده ام. چيزي معنوي است مي خواهيم بگوييم بدن ما ارزشمند است. چرا فكر نمي كنيد اين يك يونيفورم اجتماعي است مثل لباس چيني هاي زمان مائو.»
آنچه كه در اين كتاب مورد توجه دقيق و ظريف قرار گرفته روابطي است كه حول محور زنان و جوانان شكل مي گيرد. او در اين گزارش مطول سعي كرده نگاه زنان به مردان و نگاه زنان به اسلام و جامعه به جوانان را كالبدشكافي كند. او در مصاحبه با جميله كديور مي گويد: مي پرسم حاضر است شوهر خودش صيغه داشته باشد؟ چون او همسر عطاءالله مهاجراني وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي است و مي دانم كه ازدواجشان بر پايه عشق بوده. همسرش قبلاً استاد علوم ديني او بوده. بعد از ورود به مجلس از پدر و مادر جميله دخترشان را خواستگاري كرده و مي دانسته كه مخالفت نخواهند كرد. جميله مي گويد: بعضي ها شش حس دارند اما من در اين مورد يك حس هفتم هم داشته ام» آنها در سال ۱۹۸۳ ازدواج كرده و سه فرزند دارند.
جميله مي گويد: همسرش در مقام وزارت، مدام در سفر است، آن هم به تنهايي. با خنده به پرسشم پاسخ مي دهد: هرگز به او اجازه نمي دهم به ازدواج موقت روي بياورد. جميله هم با آنكه صيغه را در اصول پذيرفته اما در مورد شخص خودش آن را رد مي كند. با هر زن و مردي صحبت مي كردم پاسخ تقريباً همين بود. جميله هم مي گويد «اكثريت مردم ايران به ازدواج موقت تن در نمي دهند. حتي اغلب مردان به آن علاقه اي ندارند.» رابين رايت با استناد به كتاب كالبدشناسي چهار انقلاب كرين برينتون و انقلاب كرامول انگليس و انقلاب هاي بزرگي چون روسيه و فرانسه ،انقلاب ايران را پس از ربع قرن از همان زاويه به نتيجه واحدي مي سنجد و نتيجه مي گيرد كه تمام انقلاب ها به نقطه واحدي مي رسند.
«با مشاهده افزايش سن انقلابي هاي ايران به ياد انقلابي هاي دهه ۱۹۶۰ آمريكا مي افتم. تندروهايي مثل تام هايدن و بابي راش كه در دهه ۱۹۹۰ سياستمداراني پخته شدند. معصومه ابتكار از آنها هم بهتر بود. در سال ۱۹۹۹ كنفرانس اقتصادي داووس در سوئيس، در نشست سالانه اش خانم ابتكار را به عنوان يكي از صد رهبر قرن بيست ويكم معرفي كرد.»
منبع :IRAN BIN

شنبه بازار كتاب
سيد ابوالحسن مختاباد
درآمد: در سلسله گزارشهايي كه خواهد آمد، سعي خواهيم كرد، مهمترين اتفاقات حوزه كتاب را به اطلاع علاقه مندان برسانيم و نيز از كتابهاي تازه منتشره به بازار كتاب در حوزه علوم انساني و هنر (به جز ادبيات امروز) اطلاعات دقيق تري به دست دهيم.
تفسير نيكلسن  بر مثنوي معنوي
001275.jpg

اگر چه ترجمه دكتر حسن لاهوتي از تفسير رونالد نيكلسن بر مثنوي چند سال قبل از سوي انتشارات علمي و فرهنگي در ۶ جلد منتشر و حتي عنوان كتاب سال را بر خود گرفت، اما «تفسير مثنوي معنوي» با ترجمه و پژوهش جدي آوانس آوانسيان هم از جمله آثاري بود، كه براي نخستين بار و پيش از جناب لاهوتي و البته به شكلي محققانه به بازار نشر راه يافت. اين كتاب كه چاپ اول آن به سال ۱۳۵۰ باز مي گردد، در سالهاي دهه ۶۰ نيز براي بار دوم و البته با مقدمه اي دردمندانه از آوانسيان، در سوء استفاده از ترجمه كتابش توسط برخي پخته خواران چاپ شد. اينك و پس از نزديك به دو دهه، چاپ سوم كتاب در هيأتي نفيس از سوي نشر ني منتشر شده است. كتاب در دو بخش، ابتدا مشتمل بر مقدمه رومي، تحقيقي در احوال و آثار مولانا جلال الدين محمد بلخي مشهور به مولوي رومي، اثر نيكلسن با ترجمه و حواشي مترجم است. سپس ترجمه و در مقابل آن متن انگليسي ۱۱۹ قطعه از مثنوي مولوي، ديوان شمس تبريزي، و كتاب فيه و مافيه و تفسيري بر آنها توسط نيكلسن را در پي دارد. ترجمه تفاسير و حواشي آن و همچنين شرح احوال و آثار نيكلسن در مقدمه سودمند آوانسيان به همراه كشف الابيات، كشف الايات و فهرستهاي متعددي از احاديث و عبارات و اعلام و اصطلاحات مي تواند افراد جدي تر نسبت به مولانا و آثارش را به كار افتد.

پس از ۱۳ سال
انتشار «سلك السلوك» پس از ۱۳ سال از سوي نشر زوار كه پس از ركودي جدي، يكي- دو سالي است، از انبان داشته هاي مرحوم اكبر زوار، كتابهاي ارزشمندي را به چاپ مي رسانند، از جمله تازه ترين كتابهاي راه يافته به بازار است. در هيات ظاهر، تنها تغيير همان روكش چشم نواز كتاب است و بقيه موارد، حتي حروفچيني آن به همان دوران و سالها باز مي گردد. كتاب را دكتر غلامعلي آريا تصحيح كرده و بر آن تعليق و تحشيه و مقدمه نگاشته است. مولف كتاب ضيا ءالدين نخشبي از عرفاي بنام قرن هستم است كه با نگارش اين اثر و نيز طوطي نامه به زبان فارسي، علاوه بر مردم ايران توانست مردمان هند را نيز با آثارش آشنا سازد. خواننده در كتاب با ۱۵۱ سلك (راه و روش) براي رسيدن به اخلاق كريمه آشنا مي شود. معاني لغات و عبارت دشوار، احاديث، فهرستهاي چندگانه از مزاياي اين اثر است.

كارل ماركس و فلسفه هنر
از كتابهاي متون كهن عرفاني- ادبي به سراغ كارل ماركس و كتابي درباره يكي از نظرگاههايش برويم. در چند سال گذشته جدي ترين آثار ماركس از سوي برخي از مترجمان نامي ترجمه و انتشار يافته است و از اين بابت كار برخي از علاقه مندان دستيابي به متون دست اول اين انديشمند نامي تا حدودي آسانتر شده است. همچنين آثار متعددي درباره زندگي و آراء اين متفكر پرهوادار، ترجمه يا تاليف شده است كه مهمترين آنها كتابي از نشر مركز، توسط بابك احمدي و كتابي هم از نشر طرح نو است (اولي تاليف، دومي ترجمه). تازه ترين اثري كه در آن «فلسفه هنر از ديدگاه ماركس» بررسي و تحليل شده است، كتابي به همين نام از ميخاييل ليف شيتز و با ترجمه مجيد مددي است كه انتشارات آگاه به دست چايش سپرده است. اين توضيح را هم داخل پرانتز بدهم كه عمده آثار ماركس را هم همين ناشر ترجمه و انتشار داده است.
ويژگي مهم كتاب ترجمه آن از سوي كسي است كه اين مقوله (فلسفه و زيبايي شناسي هنر) را به خوبي مي شناسد و بر جوانب آن وقوف دارد. مقدمه خواندني، مختصر، اما پر از اطلاعات مترجم درباره فلسفه هنر خود مؤيد ادعاي نگارنده است. ضمن آنكه بر كتاب «تري ايگلتون»، كه نامش براي علاقه مندان تئوريهاي نقد ادبي آشناست، پيشگفتاري نگاشته است كه خود از اهميت اثر خبر مي دهد.

روزنامه خاطرات شيخ محمد كمره اي
«روزنامه خاطرات شيخ محمد كمره اي» كه در دو جلد و نزديك به ۱۹۰۰ صفحه از سوي نشر شيرازه (ناشر جدي و پركار و البته كيفي كار، حوزه تاريخ معاصر ايران) و به كوشش محمدجواد مرادي نيا به بازار نشر راه يافته است، از جمله منابع و اسناد مهم و معتبر در سالهاي آخرين ايام پادشاهي قاجار به شمار مي رود. منابع در باره اين دوره حساس و مهم بسيار اندك بود و حتي در آثاري چون تاريخ مختصر احزاب سياسي ايران (اثر مرحوم بهار)، زندگاني سياسي احمدشاه قاجار (مرحوم حسين مكي) و تاريخ تحولات سياسي ايران (حسين حلاج) تنها اشاراتي كوتاه و گذرا به اين دوره شده است. اما سيد محمد كمره اي كه در مقام يكي از چهره هاي برجسته حزب دموكرات ايران در دل سياستهاي آن مقطع قرار گرفته بود و جز كار سياسي نيز مشغله ديگري نداشت به ثبت جزييات و دقايقي از تحولات سياسي تهران اقدام كرد كه تا كنون جز پار ه اي اشارات كوتاه و ملاحظات گذرا آگاهي در خور توجهي در مورد آن در دست نبود.
شرح روز به روز كمره اي از تحولات سياسي تهران، حوادث جاري در پاره اي از ولايات و تاثير آنها بر اين تحولات، آراء سياسي و رفتارهاي عملي طيف وسيعي از رجال و بازيگران وقت، تصويري از تحولات اين دوره به دست مي دهد، به مراتب جامع تر و گسترده تر از شرح يك رشته مناقشات شخصي و فرقه اي به گفته كاوه بيات در مقدمه اين كتاب «توصيف كمره اي را فضاي حاكم بر اين تحولات و اصولاً «تكنيك پلتيك» در آن روزگار نيز از جمله جنبه هاي ارزشمند اين يادداشتهاست».
جالب توجه اينكه بذل توجه گردآورنده اين اثر (محمد جواد مرادي نيا) نتيجه تنظيم وي از خاطرات آيت الله پسنديده بود كه در ضمن آن، اشاراتي به شيخ كمره اي رفته بود. آيت الله پسنديده درباره كمره اي گفته بود: «سيد محمد كمره اي از رجال صدر مشروطه و از واردين به امور سياسي بود... پيشنهاد كردند كه ايشان به وكالت مجلس انتخاب شود، ولي ايشان به دليل اينكه خودش را مافوق اين مراتب مي دانست زير بار نرفت».
اين مجموعه كه در دو جلد انتشار يافته است، حاصل ۲۹ جلد دفتر يادداشت روزانه كمره اي است كه از طريق نوه سيدمحمد كمره اي در اختيار گرد آورنده كتاب نهاده شده است. البته ۱۰ جلد از يادداشتهاي روزانه وي (از ۲۸ رجب ۱۳۳۵ ق تا ۷ جمادي الاول ۱۳۳۶ ق) مفقود شده و در اختيار نيست.

چشم انداز فرهنگ
فلسفه تاريخ با ترجمه دكتر عزت الله فولادوند
001270.jpg

نام دكتر عزت الله فولادوند با ترجمه برخي از آثار شاخص كلاسيك فلسفه و فلسفه سياسي غرب درآميخته است. توانايي دكتر فولادوند در ترجمه اي روان و خوانا و نيز درك عميقش از تحولات روز ايران و جهان وي را در مرتبه اي نشانده است كه به نوعي انتخاب آثارش براي ترجمه همه گاه با واكنش محافل فكري فرهنگي روبرو بوده است.
به تعبير دقيق تر ترجمه هاي فولادوند، آگاهانه و بر بنيان برخي از تحولات روز ايران يا جهان در همان حوزه هاي فكر، سياست و اجتماع انتخاب مي شوند، چنانكه كتاب «جامعه باز و دشمنان آن» كارل پوپر، «خرد در سياست» (مجموعه مقالات تأليفي و ترجمه اي) و «برج فرازان» از اين گونه آثار هستند.
دكتر فولادوند پس از ترجمه اثري از گادامر كه اوايل امسال از سوي نشر هرمس به بازار عرضه شده است، دست اندركار ترجمه كاري سترگ و پرحجم با عنوان «فلسفه تاريخ» است. اين اثر كه حاصل تتبعات مترجم در شاخص ترين مقالات «فلسفه تاريخ» است، در نيمه سوم ترجمه قرار دارد و چيزي قريب به ۸۰۰ صفحه مي شود و به نوعي مي توان حجم آن را با كتاب برج فرازان همطراز دانست. در هر حال، آقاي فولادوند، اگرچه هنوز ناشري براي كار در نظر نگرفته و به قول اهل ترجمه، هنوز اين فرزند را شوهر نداده است، اما به نظر مي رسد، از هم اكنون چند ناشر خيز برداشته اند تا كار را مال خود كنند.

دو كتاب تازه از غلامحسين ميرزا صالح
انتشارات مازيار كه با انتشار مجموعه ۱۰ جلدي كتاب كوچه احمد شاملو، نامي ماندگار از خود به جا گذاشته و به زودي نيز «دن آرام» با ترجمه وي را در دو جلد و نزديك به دو هزار صفحه منتشر خواهد كرد، دو اثر ترجمه - تأليفي از غلامحسين ميرزا صالح را نيز در آينده نزديك روانه بازار نشر خواهد كرد.
ميرزا صالح كه تدوين و گردآوري «ژيل بلاس» ميرزا حبيب اصفهاني را نيز پيش از اين انتشار داده بود، دو كتاب «برخورد تمدنها» و خاطرات ارباب كيخسرو را ترجمه و منتشر مي كند. برخورد تمدنها حاوي چند مقاله از برنارد لويس، كارن آرمسترانگ، ديسلاوژيگوفسكي و... كه پيرامون چالش سنت و مدرنيته هم نوشته هايي آورده اند.
كتاب «خاطرات ارباب كيخسرو» كه از جمله رجال عصر رضاشاه پهلوي بود و به كوشش پسر كيخسرو تهيه و تدوين شده با ترجمه ميرزا صالح تا اواسط مرداد منتشر خواهد شد.

فرهنگ
ادبيات
اقتصاد
انديشه
زندگي
سياست
ورزش
|  ادبيات  |  اقتصاد  |  انديشه  |  زندگي  |  سياست  |  فرهنگ   |  ورزش  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |