دوشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۸۲
شماره ۳۱۲۶- Aug, 4, 2003
سياست
Front Page

ايران و NPT
004020.jpg
كنفرانس بازنگري و تمديد معاهده عدم گسترش سلاح هاي هسته اي (NPT) يكي از مهم ترين رويدادهاي بين المللي محسوب مي گردد.
نمايندگان بيش از يكصدوهفتاد و هشت كشور عضو اين معاهده در سال ۱۹۹۵ بعد از حدود يك ماه مذاكرات بسيار فشرده و طاقت فرسا (از ۲۸ فروردين تا سوم ارديبهشت ۱۳۷۴) سرانجام با تصويب سه سند در يك مجموعه و بدون راي گيري معاهده را بطور نامحدود تمديد نمودند.
معاهده منع گسترش سلاح هاي هسته اي داراي ويژگي هاي منحصر بفردي است. اين معاهده كشورها را به دو دسته دارندگان سلاح هسته اي و فاقد سلاح هسته اي تقسيم كرده است و در واقع هدف اصلي آن جلوگيري از دستيابي كشورهاي غيرهسته اي به اين سلاح مي باشد.
به دليل اين ويژگي و مخالفت كشورهاي غير هسته اي با دائمي بودن آن يك دوره بيست وپنج ساله جهت اجراي معاهده تعيين گرديد.
براساس بند سوم ماده ۸ معاهده، هر پنج سال يكبار كنفرانس بازنگري عملكرد معاهده تشكيل شده است.
به دليل اختلاف نظر كشورهاي هسته اي و غير هسته اي بويژه در مورد اجراي ماده شش مبني بر توقف مسابقه تسليحاتي و خلع سلاح هسته اي كنفرانس بازنگري در سالهاي ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ با شكست روبه رو گرديد و اعضاي معاهده نتوانستند در مورد سند نهايي به توافق برسند.
روند شكل گيري و اهداف NPT
پيدايش سلاح هسته اي در پايان جنگ جهاني دوم و بكارگيري اين تسليحات توسط نيروهاي آمريكايي در هيروشيما و ناكازاكي موجب گرديد كه ديگر قدرتهاي جهاني نيز درجهت دستيابي به قدرت هسته اي فعاليت نموده و در نتيجه در يك فاصله زماني كوتاه شوروي، فرانسه، انگلستان و جمهوري خلق چين به سرعت توانستند به قدرتهاي هسته اي دنيا تبديل شوند.
هراس و نگراني پنج قدرت هسته اي از امكان پيوستن ديگر كشورها به توانايي هسته اي آنان را بر آن داشت تا در جهت پيشگيري از چنين روندي استراتژي بازدارندگي را طراحي و نهايتاً معاهده NPT را عرضه نمايند.
با ابتكار قدرتهاي هسته اي و مشاركت ديگر كشورهاي فاقد سلاح هاي هسته اي سرانجام معاهده عدم گسترش سلاحهاي هسته اي (NPT) در سال۱۹۶۸ تدوين يافت.
اهداف معاهده
منع گسترش سلاحهاي هسته  اي (NPT)
به منظور مشاركت ديگر كشورها و جهانشمول نمودن اين معاهده طراحان اوليه آن سعي نمودند علاوه بر ايجاد سازوكارهاي بازدارنده و همچنين حفظ برتري تسليحاتي خود مشوق هايي نيز در اصول و اهداف معاهده پيش بيني نمايند. به طور كلي معاهده NPT چهار هدف اصلي زير را دنبال مي نمايد:
۱-كشورهاي غيرهسته اي عضو معاهده را از تلاش براي هسته اي شدن و يا حركت در چنين سيري باز مي دارد.
۲-از كشورهاي هسته اي مي  خواهد و آنها را متعهد مي سازد كه از كمك به كشورهاي غيرهسته اي جهت دسترسي آنان به سلاح هاي هسته اي ممانعت به عمل آورند.
۳- حق استفاده صلح آميز از انرژي هسته اي توسط كشورهاي غيرهسته  اي را به رسميت مي شناسد.
۴- كشورهاي هسته اي را متعهد به توقف مسابقات هسته اي و انجام خلع سلاح  هسته اي مي نمايد.
چرا كشورهاي غيرهسته اي و عموماً كشورهاي عضو جنبش عدم تعهد با تمديد نامحدود معاهده منع گسترش سلاح هاي هسته اي مخالفت شديد ابراز مي نمودند؟
۱-كشورهاي غيرهسته اي شركت كننده در كنفرانس بازنگري و تمديد نامحدود NPT بر اين اعتقادند كه برخي دول هسته اي به تعهدات خود عمل ننموده و با انتخاب گزينشي و عمدتاً با رويكردهاي خاص سياسي اقدام به تجهيزو تقويت دانش و تكنولوژي هسته اي برخي از كشورها نموده به نحوي كه اين كشورها در رديف دارندگان توانايي و يا حتي سلاح هسته اي ارتقا يافتند.
رژيم نژادپرست آفريقاي جنوبي (قبل از فروپاشي آپارتايد) و رژيم صهيونيستي اسرائيل دو نمونه بارز از اين برخورد گزينشي مي باشند.
۲-در مورد مواد ۳ و ۴ معاهده معيارهاي دوگانه به كار گرفته شده توسط كشورهاي غربي موجبات تضعيف و نقض معاهده را فراهم ساخته به نحوي كه استفاده صلح آميز از انرژي هسته اي براي كشورهاي درحال توسعه غيرممكن گرديد.
۳-در اجراي ماده۶ معاهده كه بر اين اساس دارندگان سلاح هاي مخرب هسته اي متعهد به امحاي آن مي باشند، كشورهاي غيرمتعهد بر اين اعتقادند كه سلاح ها همچنان پابرجا باقي مانده و بعد از گذشت ۲۵ سال از اجراي معاهده نه تنها از بين نرفته اند بلكه كيفيت آنها نيز ارتقا يافته است.
۴-كشورهاي خارج از معاهده با استفاده از همكاريهاي قدرتهاي هسته اي به توانايي هاي هسته اي دسترسي پيدا كرده و بدين ترتيب معاهده نمي تواند به تنهايي صلح وامنيت بين المللي را در زمينه هسته اي تامين نمايد.
۵-ماده ۷ معاهده كه ايجاد مناطق عاري از سلاحهاي هسته اي را مطرح و اعطاي تضمين هاي امنيتي به كشورهاي فاقد سلاح هسته اي را پيش بيني نموده اجرا نگرديده و تعهد كشورهاي هسته اي هيچگاه بطور رسمي و در قالب معاهده اي معتبر ارائه نشده است.
كشورهاي درحال توسعه اقدامات خلع سلاحي كشورهاي هسته اي را ناكافي دانسته و قطعنامه ۹۸۴ شوراي امنيت سازمان ملل در مورد عدم تهديد و تامين و تضمين امنيت دول غيرهسته اي را نامناسب توصيف نموده و خواستار عقد پيماني تعهدآور براي تضمين امنيت دول غيرهسته اي و همچنين خواهان برنامه زمان بندي شده براي خلع سلاح  هسته اي كشورهاي هسته اي مي باشند.
از كنفرانس بازنگري و تمديد نامحدود NPT تا زمان حاضر چه اتفاقاتي رخ داد؟
در هنگام برگزاري كنفرانس بازنگري و تمديد نامحدود NPT كشورهاي غير مجاز اين بار كانادا با حمايت ۱۰۴ كشور ديگر پيش نويس قطعنامه اي در مورد تمديد نا محدود را مطرح نمودند.
فشارهاي سياسي و ديپلماتيك كشورهاي غربي و شرايط بوجودآمده پس از فروپاشي شوروي و همچنين معضل عراق مجموعاً باعث گرديد كه ديگر كشورهاي عضو NPT نيز بدون راي گيري حاضر به تمديد نامحدود NPT نگردند.
پس از تمديد نامحدود NPT و با توجه به تناقض هاي موجود در اين معاهده دو كشور هند و پاكستان در يك فاصله زماني نسبتاً كوتاه اقدام به آزمايشهاي بزرگ هسته  اي نمودند و بدين ترتيب پس از نخستين آزمايش هسته  اي هند در سال ۱۹۷۴ ميلادي پاكستان نيز با انجام آزمايش موفق هسته اي در سال ۱۹۸۸ به كلوپ كشورهاي داراي توانايي هسته اي پيوست.
متعاقب اين تحركات اسرائيل نيز به تقويت توانايي هاي هسته اي خود همت گمارد و براساس آخرين تخمين هاي صورت پذيرفته اين كشور بيش از ۳۰۰ كلاهك هسته اي در اختيار دارد.
پس از وقايع ۱۱ سپتامبر و هدف قرارگرفتن مراكز اقتصادي و نظامي در آمريكا به يكباره رويكرد سياسي اين كشور در ارتباط با تعهدات مندرج در معاهده NPT تغيير يافت و هيات حاكمه آمريكا با به چالش كشيدن معاهده تكميلي CTBT (معاهده منع جامع آزمايشهاي هسته اي) و همچنين معرفي دكترين جديد انجام راههاي پيشگيرانه حاصل زحمات و تلاشهاي تمامي كشورهاي صلح دوست و معتقد به خلع سلاح جهاني را به كنار گذاشت و مستقيماً معاهده NPT را زير سئوال قرار داد.
جورج بوش جمهوري آمريكا در ژوئن سال ۲۰۰۲ طي سخنراني در يك موسسه آمريكايي در مورد استراتژي آمريكا درخصوص توسعه سلاح هاي كشتار جمعي مي گويد (به نقل از واشنگتن پست مورخ ۱۶ ژوئن ۲۰۰۲): استراتژي هاي موفق دوران جنگ سرد، ديگر نيازهاي دفاعي آمريكا را در قرن ۲۱ برآورده نمي كند. بازدارندگي مانع از حملات تروريستي نمي شود و ديكتاتورهايي كه به دنبال توسعه تسليحات كشتار جمعي هستند را مهار و خنثي نخواهد كرد. آمريكا در شرايط فعلي بايد با استفاده از اقدامهاي پيشگيرانه براي دفاع از مردم و آزادي ها آماده باشد.
ديگر استراتژيهاي آمريكايي ها ارائه تزNuclear Posture Review اعلام مي دارند كه ايالات متحده مجاز خواهد بود به اماكني كه مظنون به فعاليتهاي هسته اي مي باشند حمله نموده و آنان را از بين ببرد.
اين در حاليست كه براساس تعهدات دولت ايالات متحده در جريان كنفرانس بازنگري و تمديد نامحدود NPT حمله يا تهديد به حمله عليه تاسيسات هسته اي صلح آميز منع گرديده و اين اقدام ايمني هسته  اي را مخاطره خواهد انداخت.
ادامه دارد

پرونده
متن كامل معاهده
زير ذره بين
ماده ۴
هيچيك از مواد اين پيمان به نحوي تفسير نخواهد گرديد كه به حقوق غيرقابل انكار هر يك از اعضاء اين پيمان به منظور توسعه تحقيقات،  توليد و بهره برداري از انرژي هسته اي جهت اهدافي صلح جويانه بدون هر نوع تبعيض و بر اساس مواد ۱ و ۲ اين پيمان، خللي وارد نمايد.
004050.jpg

بر اساس پيمان منع گسترش سلاح هاي هسته اي (NPT)، كشورهاي عضو اين پيمان نبايد مانع از توسعه اقتصادي و فني ساير اعضا در زمينه هاي صلح آميز هسته اي شوند.
به گزارش اداره كل پادمان هسته اي ملي كشورهاي عضو NPT هم چنين از جلوگيري از مبادله بين المللي مواد هسته اي و تجهيزات، جهت فرآوري، استفاده يا توليد مواد هسته اي براي اهداف صلح جويانه منع شده اند.
همه اعضاي اين پيمان متعهد مي شوند تبادل هر چه وسيع تر تجهيزات، مواد، دانش و اطلاعات فني را براي مصارف صلح جويانه تسهيل كنند.
متن كامل پيمان منع گسترش سلاح هاي كشتار جمعي از اين قرار است:
مقدمه:
كشورهاي مؤسس اين پيمان كه از اين پس اعضاء اين پيمان ناميده مي شوند با توجه به ويراني هايي كه جنگ هسته اي براي نوع بشر به بار مي آورد و در نتيجه نياز به يك تلاش همه جانبه براي جلوگيري از خطر چنين جنگي و اتخاذ اقداماتي در جهت حفظ امنيت مردم، با اعتقاد به اين كه گسترش سلاح هاي هسته اي خطر يك جنگ هسته اي را به صورت جدي افزايش خواهد داد؛ با رعايت قطعنامه هاي مجمع عمومي سازمان ملل متحد كه خواستار انعقاد موافقت نامه اي به منظور جلوگيري از گسترش پيشتر سلاح هاي هسته  است؛ باتعهد به همكاري در جهت تسهيل اجراي پادمان آژانس بين المللي انرژي اتمي در خصوص فعاليت هاي صلح جويانه؛ با تأكيد بر حمايت از تحقيقات، توسعه و ديگر تلاش ها براي انجام بهتر اصل پادمان مؤثر بر روي جريان منابع و مواد شكاف پذير ويژه به وسيله استفاده از ابزارها و ديگر روشها در نقاط استراتژيك معين و در چهارچوب سيستم پادمان آژانس بين المللي انرژي اتمي؛ با تأييد اين اصل كه منافع حاصل از كاربرد صلح جويانه تكنولوژي هسته اي ، شامل محصولات جنبي ناشي از
فن آوري كه كشورهاي دارنده سلاحهاي هسته اي از توسعه ادوات انفجاري هسته اي كسب مي نمايند ، بايد جهت اهداف صلح جويانه در دسترس كليه اعضاي اين پيمان اعم از كشورهاي دارنده سلاح هسته اي يا كشورهاي فاقد آن، قرار گيرد؛ با اعتقاد به اين كه در اجراي اين اصل، همه اعضاي اين پيمان حق دارند در تبادل هر چه وسيع تر اطلاعات علمي شركت نموده و جهت توسعه بيشتر كاربرد انرژي هسته اي براي اهداف صلح جويانه، به صورت انفرادي يا با همكاري ساير كشورها اقدام نمايند؛ با اعلام قصد خود مبني بر نيل به پايان هر چه وسيع تر مسابقات تسليحاتي و تعهد به انجام اقدامات مؤثر در جهت خلع سلاح هسته اي؛ با اصرار بر همكاري تمام كشورها در نيل به اين هدف، با يادآوري مجدد اعضاي پيمان منع آزمايش هسته اي در جو، فضاي ماوراء جو و زير آب در سال ۱۹۶۳ كه در مقدمه اين پيمان، قصد خود را جهت نيل به قطع كليه انفجارات سلاح هاي هسته اي براي هميشه و ادامه مذاكرات در اين زمينه، ابزار داشته اند؛ با تمايل هر چه بيشتر نسبت به كاهش تشنجات و تقويت اعتماد بين اعضاء، به منظور تسهيل در قطع توليد سلاح هاي هسته اي و برچيدن تمام ذخاير موجود و حذف سلاح هاي هسته اي و وسايل حمل و نقل آنها از زرادخانه هاي ملي، از طريق انعقاد پيماني در جهت خلع سلاح عمومي و كامل تحت نظارت شديد و مؤثر بين المللي؛ با تأكيد مجدد بر اين موضوع كه بر اساس منشور سازمان ملل متحد، كشورها بايد در روابط بين المللي از هر گونه تهديد يا توسل به زور بر عليه تماميت ارضي يا استقلال سياسي كشورهاي ديگر به هر روشي كه با اهداف سازمان ملل متحد مغاير مي باشد، خودداري نموده و اين موضوع كه استقرار و حفظ صلح بين المللي بايد به نحوي تأمين شود كه حداقل منابع انساني و اقتصادي مصروف آن گردد، نسبت به مواد زير توافق نمودند:
ماده ۱
هر يك از اعضاي اين پيمان كه داراي سلاح هسته اي است متعهد مي شود از واگذاري مستقيم و غير مستقيم سلاح هاي هسته اي يا ساير ادوات انفجاري هسته اي و يا كنترل بر اين سلاح ها يا ادوات انفجاري به ديگري خودداري نموده و هيچ يك از دولتهاي فاقد سلاح هسته اي را به هيچ طريقي در ساختن سلاح هاي هسته اي يا ساير ادوات انفجاري هسته اي و يا كسب اين سلاح ها يا ديگر ادوات انفجاري هسته اي و كنترل بر آنها كمك، تشويق و ترغيب ننمايد.
ماده ۲
هر يك از اعضا اين پيمان كه فاقد سلاح هسته اي است متعهد مي شود از قبول مستقيم يا غير مستقيم انتقال سلاح هاي هسته اي يا ساير ادوات انفجاري هسته اي و يا كنترل بر اين سلاح ها يا ساير ادوات انفجاري هسته اي به ديگري خودداري نموده و به هيچ طريق سلاح هاي هسته اي يا ساير ادوات انفجاري هسته اي را نساخته و كسب ننمايد و در جستجو و يا دريافت كمك براي ساخت سلاح ها يا ساير ادوات انفجاري هسته اي برنيايد.
ماده ۳
هر يك از اعضاء اين پيمان كه فاقد سلاح هاي هسته اي است متعهد مي گردد طي موافقتنامه اي كه بر طبق اساسنامه آژانس بين المللي انرژي اتمي و سيستم پادمان آن، مورد مذاكره قرار گرفته و منعقد خواهد شد، پادمان آژانس را صرفاً يه منظور بررسي انجام تعهدات عضو مربوطه تحت اين پيمان و جلوگيري از انحراف انرژي هسته اي از استفاده هاي صلح جويانه، به سوي سلاح هسته اي يا ديگر ادوات انفجاري هسته اي، بپذيرد.
دستورالعمل هاي پادمان مورد نياز در اين ماده بايد متوجه مواد چشمه يا مواد شكاف پذير ويژه اي كه خواه در يك مؤسسه هسته اي اصلي و يا در خارج از آن، توليد، فرآوري و يا مورد استفاده قرار گرفته است، باشد.
هريك از اعضاي اين پيمان متعهد مي شود كه:
الف- مواد چشمه يا مواد شكاف پذير ويژه
 ب- تجهيزات يا موادي را كه مخصوصاً جهت فرآوري، استفاده يا توليد مواد شكاف پذير ويژه طراحي يا تهيه شده است، به هيچ كشور فاقد سلاح هسته اي تحويل ننمايد مگر آن كه اين مواد چشمه يا مواد شكاف پذير ويژه تحت پادمان مقرر در اين ماده قرار گيرد.
پادمان مقرر در اين ماده به نحوي اجرا خواهد شد كه ماده ۴ اين پيمان رعايت گرديده و مانع از توسعه اقتصادي و فني اعضا يا همكاري هاي بين المللي در حوزه فعاليت هاي صلح جويانه هسته اي شامل مبادله بين المللي مواد هسته اي و تجهيزات جهت فرآوري، استفاده يا توليد مواد هسته اي براي اهداف صلح جويانه بر طبق مقررات اين ماده و اصل پادمان مطرح شده در مقدمه اين پيمان نشود.
اعضاء اين پيمان كه فاقد سلاح هاي هسته اي مي باشند جهت رعايت مفاد اين ماده، موافقتنامه هايي را به صورت انفرادي يا به اتفاق ساير اعضاء بر طبق اساسنامه آژانس بين المللي انرژي اتمي با آژانس منعقد مي نمايند.
مذاكرات مربوط به انعقاد اين موافقتنامه ها در مدت يكصد و هشتاد روز پس از لازم الاجرا شدن اين پيمان آغاز خواهد شد. درمورد اعضايي كه اسناد تصويب يا الحاق به اين پيمان را پس از مدت يكصد و هشتاد روز ارائه مي دهند، مذاكرات مربوط به انعقاد موافقت نامه حداكثر در تاريخ ارائه اسناد تصويب يا الحاق آغاز خواهد گرديد. اين موافقت نامه ها بايد حداكثر هجده ماه پس از تاريخ شروع مذاكرات به اجرا گذاشته شوند.
ماده ۴
هيچيك از مواد اين پيمان به نحوي تفسير نخواهد گرديد كه به حقوق غيرقابل انكار هر يك از اعضاء اين پيمان به منظور توسعه تحقيقات،  توليد و بهره برداري از انرژي هسته اي جهت اهدافي صلح جويانه بدون هر نوع تبعيض و بر اساس مواد ۱ و ۲ اين پيمان، خللي وارد نمايد.
همه اعضاء اين پيمان متعهد مي گردند كه تبادل هرچه وسيع تر تجهيزات، مواد، دانش و اطلاعات فني را جهت مصارف صلح جويانه انرژي هسته اي تسهيل نموده و حق شركت در اين مبادلات را دارند. اعضاء اين پيمان در صورت توانايي بايد انفرادي يا به اتفاق ساير اعضا يا سازمان هاي بين المللي در توسعه بيشتر استفاده از انرژي هسته اي براي اهداف صلح جويانه مخصوصاً در قلمرو اعضايي كه فاقد سلاح هسته اي مي باشند و با توجه به نيازهاي مناطق در حال توسعه جهان، مشاركت نمايند.
ماده ۵
هريك از اعضاء اين پيمان تعهد مي نمايد كه اقدامات مقتضي را بر طبق مفاد اين پيمان و تحت نظارت شايسته بين المللي و از طريق دستور العمل هاي مناسب بين المللي به عمل آورده و منافع بالقوه هر گونه كاربرد صلح جويانه استفاده از انفجارات هسته اي را با رعايت اصل عدم تبعيض در اختيار كليه اعضاء اين پيمان كه فاقد سلاح هاي هسته اي مي باشند قرار دهد و هزينه مورد درخواست از اين كشورها بابت ادوات انفجاري مورد استفاده تا حد ممكن، كاهش يافته و شامل مخارج تحقيق و يا توسعه نباشد. اعضا اين پيمان كه فاقد سلاح هسته اي مي باشند، مي توانند بر اساس يك يا چند موافقتنامه بين المللي خاص و از طريق يك سازمان بين المللي مربوطه كه نمايندگي اعضاء فاقد سلاح هسته اي در آن به نحوي مكفي تأمين شده باشد، از اين منافع استفاده نمايند.
مذاكرات بر روي اين موضوع در حداقل ممكن پس از لازم الاجرا شدن پيمان آغاز خواهد گرديد. اعضا اين پيمان كه فاقد سلاح هاي هسته اي مي باشند در صورت تمايل مي توانند طي موافقتنامه هاي دوجانبه از منافع مذكور استفاده نمايند.
ماده ۶
هريك از اعضاء اين پيمان متعهد مي گردد كه با حسن نيت، مذاكرات در رابطه با اقدامات مؤثر جهت توقف هر چه زودتر مسابقات هسته اي و خلع سلاح هسته اي، انعقاد پيمان خلع سلاح عمومي و كامل تحت كنترل سخت و مؤثر بين المللي را تعقيب نمايد.
ماده ۷
هيچ يك از مواد اين پيمان به حق گروههاي مختلف كشورها كه جهت حصول اطمينان از فقدان كامل سلاح هاي هسته اي در قلمروهاي خود مبادرت به انعقاد پيمان هاي منطقه اي بنمايند، خدشه اي وارد نمي سازد.
ماده ۸
هريك از اعضاء اين پيمان مي تواند اصلاحاتي را به اين پيمان پيشنهاد نمايد. متن اصلاحات پيشنهادي به دولت امين پيمان ارائه مي گردد تا به اطلاع كليه اعضاي پيمان رسانده شود. در صورت تقاضاي يك سوم اعضا يا بيشتر جهت اصلاح پيمان، دولت امين از كليه اعضاي پيمان جهت تشكيل كنفرانس به منظور بررسي اين اصلاحات دعوت به عمل خواهد آورد.
هر گونه اصلاحي به اين پيمان بايد با اكثريت آراء كليه اعضا اين پيمان شامل آراء كليه دول دارنده سلاح هاي هسته اي عضو اين پيمان و كليه اعضاي ديگر پيمان كه در تاريخ اعلام اصلاحيه پيشنهادي، در شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي اتمي عضويت دارند، مورد تصويب قرار گيرد.
اين اصلاحات در مورد هر يك از اعضاي اين پيمان كه سند تصويب اصلاحيه  را تسليم نمايد از تاريخي لازم الاجرا مي باشد كه اسناد تصويب اكثريت اعضاء پيمان از جمله كليه كشورهاي دارنده سلاح  هسته اي كه از اعضاء پيمان مي باشند و كليه اعضاء ديگر كه در تاريخ اعلام اصلاحيه در شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي اتمي عضويت دارند، تسليم شده باشد. پس از آن، اصلاحيه در مورد ساير اعضا پيمان از تاريخ ارائه اسناد تصويب اصلاحيه، لازم الاجرا مي گردد.
پنج سال پس از لازم الاجرا شدن اين پيمان كنفرانسي متشكل از اعضاء پيمان در شهر ژنو(سوئيس) جهت بازنگري بر نحوه پيمان مذكور به منظور حصول اطمينان از تحقق اهداف مقدمه و مفاد پيمان، تشكيل خواهد شد.
پس از آن و در فواصل پنج ساله، اكثريت اعضاء پيمان مي توانند با ارائه يك پيشنهادي در اين مورد به دولت امين پيمان، خواستار تشكيل كنفرانس مشابه ديگري جهت بررسي عملكرد پيمان شوند.
ماده ۹
اين پيمان براي امضا كليه كشورهاي مفتوح خواهد بود. هر كشوري كه پيمان را قبل از آن كه بر طبق بند سوم اين ماده لازم الاجرا شود، امضا ننموده باشد مي تواند در هر زماني به آن ملحق شود.
اين پيمان به تصويب كشورهاي امضاءكننده آن خواهد رسيد و اسناد تصويب و الحاق پيمان نزد دولتهاي بريتانياي كبير و ايرلند شمالي و اتحاد جماهير سوسياليستي شوروي و ايالات متحده آمريكا كه بدين وسيله به عنوان دولت هاي امين تعيين مي گردند به امانت سپرده مي شود.
اين پيمان پس از تصويب كشورهايي كه دولتهاي آنها به عنوان امين پيمان تعيين شده اند و ارائه اسناد تصويب چهل دولت ديگر امضا ءكننده اين پيمان، لازم الاجرا خواهد گرديد.
در جهت اهداف اين پيمان، كشورهاي دارنده سلاح  هسته اي به دولتهايي اطلاق مي گردد كه تا قبل از ژانويه ۱۹۶۷ يك سلاح هسته اي يا وسيله انفجاري هسته اي را ساخته و منفجر نموده باشند.
در مورد كشورهايي كه اسناد تصويب يا الحاق خود را پس از لازم الاجرا شدن اين پيمان تسليم نمايند پيمان از تاريخ تسليم اسناد تصويب يا الحاق، لازم الاجرا مي گردد.
دولتهاي امين پيمان، تاريخ هر امضاء و تاريخ تسليم هر سند تصويب يا الحاق و تاريخ لازم الاجرا شدن اين پيمان و تاريخ وصول هر تقاضاي تشكيل كنفرانس و ساير اعلاميه ها را بلادرنگ به اطلاع كليه كشورهاي امضاءكننده و يا ملحق شده به پيمان، خواهند رساند.
اين پيمان توسط دولتهاي امين پيمان بر طبق ماده ۱۰۲ منشور ملل متحد به ثبت خواهد رسيد.
ماده ۱۰
۱- چنانچه هر يك از اعضاء پيمان تشخيص دهد حوادثي فوق العاده مربوط به موضوع اين پيمان، منافع عاليه كشورش را به مخاطره انداخته است اين حق را خواهد داشت كه در اعمال حق حاكميت ملي خود از اين پيمان كناره گيري نمايد. اين عضو بايد كناره گيري خود را با اطلاعيه قبلي
۳ ماهه به كليه اعضاي پيمان و به شوراي امنيت ملل متحد اعلام نمايد.
اطلاعيه فوق بايد حاوي بيان و شرح حوادث فوق العاده اي باشد كه به نظر دولت مورد اشاره، منافع عاليه كشورش را به مخاطره انداخته است.
۲- بيست و پنج سال پس از لازم الاجرا شدن اين پيمان، كنفرانسي تشكيل خواهد گرديد تا در مورد اين كه آيا اين پيمان براي مدت نامحدود يا براي مدت يا مدتهاي اضافي مشخص تمديد شود، تصميم گيري نمايد. اين تصميم با اكثريت آراء اعضاء پيمان، اتخاذ مي گردد.
ماده ۱۱
متون انگليسي و روسي و فرانسه و اسپانيايي و چيني اين پيمان داراي اعتبار واحد بوده و در بايگاني دولتهاي امين اين پيمان ضبط خواهد گرديد.
دولتهاي امين، نسخه هاي مصدق اين پيمان را براي دول امضاءكننده يا ملحق شده به پيمان ارسال مي دارند.
در تاريخ اول ژوئيه ۱۹۶۸ در سه نسخه در شهرهاي لندن، مسكو و واشنگتن منعقد شد.

گزارش
بن بست دموكرات ها

تا دو هفته پيش همه چيز بر وفق مراد دموكرات هاي آمريكا پيش مي رفت. آمريكايي ها از شنيدن اخبار كشتار روزانه سربازانشان درعراق خشمگين بودند. علي رغم وعده هاي اوليه جورج بوش مبني بر صادق و صريح بودن، دولت او پذيرفته بود كه جاسوسانش درباره ادعاي تلاش عراق براي خريد اورانيوم از نيجريه ترديد دارند. كسري بودجه نيز كارشناسان اقتصادي را نگران كرده بود. اما خبر كشته شدن پسران صدام و بحث هاي درون گروهي دموكرات ها شرايط را تغيير داد.
شوراي رهبري دموكراتيك، سازماني متشكل از دموكرات هاي ميانه روي آمريكايي كه ۱۰ سال پيش به حزب دموكرات آمريكا كمك كرد تا به قدرت برسد، در آستانه انتخابات رياست جمهوري آمريكا به دموكرات هاي اين كشور توصيه كرده اگر خواستار پيروزي در انتخابات هستند از نشان دادن اين حزب به عنوان حزب چپ دوآتشه و خشمگين كه با كاهش ماليات مبارزه مي كند و مخالف جنگ در عراق است خودداري كنند.
توصيه اين نهاد دموكراتيك در پاسخ به افزايش محبوبيت هوارد دين فرماندار سابق ايالت ورمونت و از نامزدهاي احتمالي دموكرات ها در انتخابات سال آينده است. او به دليل انتقاد از حزب دموكرات در حمايت از جنگ عراق و بخشي از برنامه جورج بوش براي كاهش ماليات مورد توجه بسيار قرار گرفته است. اين گروه درسال ۱۹۹۲، به دموكرات ها و بيل كلينتون كمك كرد تا به كاخ سفيد راه يابد.
شوراي رهبري دموكرات در پايان كنفرانس دو روزه خود كه براي بررسي وضعيت اين حزب تشكيل شده بود توصيه هايي به دموكرات هاي آمريكا ارائه كرد. در اين كنفرانس نه «دين» و نه هيچ يك از كانديداهاي رياست جمهوري حزب دموكرات حضور نداشتند.
شركت كنندگان در اين كنفرانس نسبت به علاقه وموضع حمايتي دموكرات ها نسبت به سياست هاي ليبرالي كه اين شورا مدت ها پيش آنها را رد كرده بود ابراز نگراني كردند.
سناتور ايوان باي از اينديانا و رئيس اين سازمان گفت: نظر ما اين است كه حزب دموكرات يك انتخاب مهم پيش رو دارد: «ما مي خواهيم برويم يا مي خواهيم بمانيم و حكومت كنيم؟ دولت اكنون در دست راست هاي افراطي است و حزب دموكرات در معرض خطر افتادن به دامان چپ افراطي قرار دارد.»
خبرنگاري از اين سناتور پرسيد آيا مشكلات پيش روي دموكرات ها نتيجه حملات جمهوريخواهان است يا اشتباهات خود دموكرات ها؟ پاسخ سه كلمه اي او اتاق را در سكوت فرو برد: «خودكشي با كمك ديگري».
«ال فرام» مؤسس اين سازمان و از متحدان بيل كلينتون به شكست نامزدهاي دموكراتي چون جورج مك گاورن در سال ۱۹۷۲ و والتر اف. موندال در سال ۱۹۸۴ اشاره كرد و نسبت به بازگشت به سياست هايي كه مي تواند يك مصيبت انتخاباتي ديگر به همراه داشته باشد هشدار داد. از جمله اين سياست ها عدم توجه و تأكيد بر سياست خارجي و تمايل به توسعه دولت است.
او گفت: بعضي در اين حزب هستند كه ما را به دوران پيش از كلينتون عقب مي برند و از موفقيت هاي كلينتون درس نمي گيرند.
«فرام» كه صدايش از شدت احساسات به لرزش افتاده بود گفت: اين شورا يك بار حزب دموكرات را نجات داده است و ما بايد يك بار ديگر اين كار را انجام دهيم. شرايط بسيار حساس است و نمي توانيم كاري غير از اين انجام دهيم.
اين كنفرانس در فيلادلفيا برگزار شد، جايي كه جمهوريخواهان سه سال پيش جورج بوش را براي رياست جمهوري نامزد كردند. نگراني هايي كه در اين كنفرانس مطرح شد نشان داد موقعيت «هوارددين» جدال هاي ايدئولوژيك چپ ميانه در آمريكا كه كلينتون و اين شورا گمان مي كردند يك دهه پيش پايان يافته، همچنان جريان دارد. اين كنفرانس همچنين نشان دهنده افول اقبال دموكرات ها و نگراني عميق  رهبران آنها در انتخابات رياست جمهوري سال آينده بود.
برخلاف نشست تابستاني سال گذشته اين شورا كه در آن چهار نامزد احتمالي دموكرات ها سخنراني كردند، در اين كنفرانس حتي يك كانديدا هم حضور نداشت. «فرام» گفت كه اين گروه هيچ كانديداي رياست جمهوري را دعوت نكرده زيرا نمي خواسته بحث هاي مهم اين نشست تحت الشعاع قرار گيرد. او گفت، هدف از اين نشست برجسته كردن هر نسل جديد فرمانداران دموكرات ميانه رو بوده است. در شرايطي كه بسياري از ليبرال ها، حزب را به ترك مواضع دموكراتيك سنتي متهم مي كنند، دعوت از كانديداها بحث هاي سياسي داغي را در يك تابستان داغ شدت مي بخشيد.
اگرچه اين شورا روابط نزديكي با بسياري از كانديداهاي دموكراتيك انتخابات رياست جمهوري دارد، اما «بروس ريد»رييس شورا در پاسخ به درخواست خبرنگاران براي نام بردن از كانديداهايي كه مانند كلينتون در سال ۱۹۹۲ با فلسفه اين شورا همراه هستند، با دشواري روبه رو شد.
«جنيفر گران هلم» فرماندار ميشيگان گفت:«من رييس جمهوري در اينجا نمي بينم». سخنان او با تشويق حاضران روبه رو شد.
اين شورا كار خود را در سال ۱۹۸۵ با مقامات منتخبي شروع كرد كه اكثراً از جنوب و غرب كشور بودند. آنها گفتند نفوذ اتحاديه هاي كارگري و آنچه كه «گروههايي با انگيزه خاص» مي خواندند، در حزب دموكرات موجب پيروزي جمهوريخواهان و ورود آنان به كاخ سفيد شده است.
اين گروه كه از سوي شركت هاي تجاري حمايت مالي مي شود، اكنون از همان كساني تشكيل شده كه در سال ۱۹۹۲ رهبري آن را به عهده داشتند، اما شعار اعضاء آن افزايش يافته است.
«مارك. جي. پن» از مسئولان دموكرات مؤسسه هاي نظرسنجي، كه براي كلينتون هم كار مي كرد و اكنون به سناتور جو ليبرمن مشاوره مي دهد، با ارائه نتايج چندنظر سنجي در كنفرانس اخير اين گروه چنين نتيجه گيري كرد كه بوش آسيب پذير است، اما حزب دموكرات در موقعيت سختي قرار دارد.
او گفت: ما اكنون در دوران بعد از جنگ هستيم كه به طور تاريخي و سنتي اعضاي حزب دموكرات ريزش مي كنند.
او گفت: حزب دموكرات اكنون در ميان آمريكايي هايي كه بيش از ۲۰ هزار دلار درآمد دارند محبوبيتي كمتر از جمهوريخواهان دارد و تنها ۲۲ درصد از سفيدپوستان خود را دموكرات مي خوانند. از نظر راي دهندگان طبقه متوسط، حزب دموكرات فعلي سايه اي از گذشته خود است. چنين تصور مي شود كه دموكرات ها خواستار دولتي بزرگ، افزايش ماليات تا حد بسيار زياد، به شدت ليبرال و تحت نفوذ گروههاي با منابع خاص هستند.
«پن» گفت، از همه مهمتر اينكه، حزب دموكرات بايد ثابت كند كه به موضوع امنيت ملي اهميت مي دهد و براي آن برنامه دارد. اين موضوعي بود كه بسياري از دموكرات هاي شركت كننده در كنفرانس اخير معتقد بودند بدون دست برداشتن از مخالفت با جنگ عراق ممكن نخواهد شد.
۵ تن از ۹ كانديداي احتمالي دموكرات ها در انتخابات سال  آينده، با جنگ عراق مخالفت كرده اند: دكتر دين، دنيس كوچينيچ از اوهايو، سناتور باب گراهام از فلوريدا، ال شارپتون و كارول موسلي براون از ايلي نويز.
شوراي رهبري دموكرات اينكه «دين» هدف حملات آن است را رد كرده است و اعلام نموده است كه: اين بحث ها هرگز شخصي نيست.
«دين» در حمايت از سياست هايي كه اين شورا آنها رابراي حزب زيان بار مي داند تنهاست. دموكرات هاي نزديك به اين شورا خواستار لغو همه برنامه هاي بوش براي كاهش ماليات شده اند تا بتوان بودجه لازم براي طرحهاي درماني را تأمين كرد.
انتقادها و حملات به «دين» در ميان برخي دموكرات ها نگراني هايي ايجاد كرده است. آنها مي گويند تاكنون همه هوادارانشان را در حمايت از او بسيج كرده اند.
دموكرات ها اين روزها و در آستانه انتخابات علاوه بر يافتن كانديدايي كه بتواند با جورج بوش چالش كند، با مشكل ديگري هم روبه رو هستند و آن خطر از دست دادن فرمانداري پرجمعيت ترين ايالت آمريكا يعني كاليفرنياست. رقيب  گري ديويس فرماندار دموكرات كاليفرنيا، «آرنولد شوارزينگر» يا همان ترميناتور است. ديويس در ماه اكتبر در يك انتخابات ميان دوره اي بايد با ترميناتور رقابت كند.
كاليفرنيا تبليغ خوب و مثبتي براي دموكرات ها نيست. اين ايالت اكنون با كسري بودجه ۳۸ ميليارد دلاري طي دو سال روبه روست و اين بيشترين كسري بودجه در ايالات آمريكاست. بنابراين به نظر مي رسد دموكرات ها بر ديويس تأكيد كنند و از هم اكنون در پي كانديداي ديگري براي اين رقابت سخت هستند.
«آرنولد شوارزينگر» نامزد احتمالي جمهوريخواهان در اين رقابت مورد علاقه و توجه مردم و رسانه هاي آمريكاست و ترميناتور ۳ جديدترين فيلم او اكنون درصدر جدول فروش فيلم ها قرار دارد.
برخي رهبران جمهوريخواهان او را بيش از حد ميانه رو مي دانند. او علي رغم بازي در فيلم هايي كه اغلب سلاح را بيشتر از بازيگر نمايش مي دهند، از سياست كنترل سلاح حمايت مي كند.شكست دموكرات ها در كاليفرنيا و كودتاي تبليغاتي كه بعد از كشتن پسران صدام حداقل در داخل آمريكا ايجاد شده ممكن است دموكرات ها را از پا در آورد.
اما مشكل مهمتر دموكرات ها اين است كه راي دهندگان آمريكايي حتي يكي از ۹ كانديداي احتمالي آنها براي انتخابات رياست جمهوري سال  آينده را نمي شناسند.دموكرات ها اكنون بيشترين بار آتش را به جاي بوش و اطرافيانش بر روي يكديگر مي ريزند.
نظرسنجي هاي اخير نشان مي دهد، يك پنجم رأي دهندگان دموكرات  هنوز نتوانسته اند درباره انتخاب كانديداها به تصميمي برسند. در ميان كساني كه تصميم خود را گرفته اند، ۲۱ درصد به «جوليبرفن» راي مي دهند. در ميان بقيه كانديداها تنها «جفارد»، «كري» و «دين» از ميزان محبوبيت دو رقمي برخوردارند.
اما هنوز يك برگ رو نشده در دست دموكرات ها باقي مانده: سناتور هيلاري رادهام كلينتون. بسياري پيش بيني مي كنند كه او خود را براي انتخابات سال ۲۰۰۸ آماده مي كند، وقتي جورج بوش ديگر نمي تواند در انتخابات شركت كند.
منابع: اكونوميست، نيويورك تايمز

نگاه
همپوشاني منافع

محمود صدري
برنامه هسته اي ايران يكي از محورهاي چهارگانه فشار ايالات متحده آمريكا و اتحاديه اروپا بر تهران است. اين كشورها با كنار هم چيدن چهار موضوع يعني حقوق بشر، روند صلح خاورميانه، سلاح هاي كشتار جمعي و حمايت از تروريسم چنين نتيجه مي گيرند كه افزايش توان هسته اي ايران در خدمت سه موضوع ديگر قرار مي گيرد و ايران را كه «نظام غيرمتعارف» دارد به تهديدي براي صلح جهاني (منافع آمريكا) تهديد مي كند.
آمريكا و اروپا روي اين موضوع تا كجا پامي فشارند و جمهوري اسلامي، در برابر آنها چه مي تواند بكند؟
در روابط بين المللي تصويري كه از واقعيت ها در ذهن سياست سازان و سياستمداران شكل مي گيرد از خود واقعيت مهم تر و تعيين كننده است. بر همين اساس گفته مي شود، پيام رساني در روابط بين الملل ركن بنيادي رابطه است. جمهوري اسلامي به علت فشارهاي دائمي ايالات متحده و متحدانش در ۲۵ سال اخير كمتر فرصت يافته است كه پيام هاي خود را آنگونه كه مي خواهد به آمريكايي ها منتقل كند. يكي از موانع اصلي اين پيام رساني روايت هنجاري Normative طرفين بوده است. آمريكايي ها با وجود تأكيد ايدئولوژيك و همواره خود بر دموكراسي، بنا به سرشت هژموني طلب خود كمتر مجال يافته اند كه واقعيت ايران را منطبق با پيام هايي كه ايران ارسال مي كند، دريابند. به همين علت آنها علت تأثير نگاه دشمنانه به ماهيت ايدئولوژيك جمهوري اسلامي همواره منفي ترين برداشت را از پيام هاي ايران كرده اند. ايران نيز زير فشار و تهديد دائمي و به ناچار همواره سايه تهديد و توطئه آمريكا را بالاي سر خود ديده و به گفتار و كردار رهبران واشنگتن با ديده ترديد نگريسته است.عيني ترين شكل رابطه پر سوءتفاهم در روابط تهران و واشنگتن را در جدال لفظي چند ماه اخير بر سر برنامه هسته اي ايران مي توان ديد.
آمريكايي ها در بدگماني به ايران چنان پيش رفته اند كه حاضر نيستند بپذيرند در ايران حتي با غلبه ايدئولوژي توفنده انقلاب اسلامي عنصر عملگرايي و انعطاف در چارچوب روابط متعارف بين المللي، لحظه اي غايب نبوده است. في المثل ايران در دو رويداد مهم دو سال گذشته يعني جنگ هاي افغانستان و عراق با آگاهي از مسئوليت منطقه اي و جهاني خود آنچه را كه منافع قاطبه جهان در زمينه تغيير رژيم در اين دو كشور همسايه ايجاب مي كرد، به رسميت شناخت و مسئولانه عمل كرد. ايران نيز در دريافت پيام هاي آمريكا با نوعي پارادوكس دست به گريبان است. تهران از سويي آمريكا را تهديد جدي تلقي مي كند و حتي آمريكا را مستعد عمل به قصد براندازي مي داند اما در هنگامه تصميم گيري هاي بزرگ خود را ناچار به همراهي با بخشي از برنامه هايي آمريكا كه در چارچوب منافع ملي ايران ارزيابي مي كند مي داند.نقطه تلاقي نگاه آمريكا و ايران به يكديگر درواقع همين همپوشاني منافع است كه اگرچه براي هر دو در ظاهر پارادوكس به نظر مي رسد اما درواقع نقطه آغاز پيام رساني مثبت است. ايران اگر بتواند به آمريكايي ها اين موضوع را تفهيم كند كه «بافت ژئوپولتيك ايران به گونه اي است كه هركس در تهران بخواهد تصميم سازي كند، لاجرم نگاهي به تهديد امنيتي اسرائيل دارد و نگاهي ديگر به توازن شكننده هسته اي در شبه قاره هند، لاجرم مي كوشد توان دفاعي و فني خود را چنان بالا نگه دارد كه كسي به موجوديت و امنيت آن طمع نكند» پيام رساني مثبتي كرده است. زيرا علي القاعده آمريكايي ها بايد ايران با ثبات را كه توانايي درك نقطه هاي همپوشاني منافع را دارد به ايران غيرقابل پيش بيني ترجيح دهند.

|  اقتصاد  |   ايران  |   زيست بوم  |   سياست  |   فرهنگ   |   ورزش  |
|  هنر  |

|   صفحه اول   |   آرشيو   |   بازگشت   |