پنج شنبه ۱۳ شهريور ۱۳۸۲
شماره ۳۱۵۷- Sep, 4, 2003
ورزش
Front Page

فوتبال جام ملت هاي آسيا
منظومه آسيايي فوتبال
009325.jpg
سيامك قليچ خاني: آسيا كهن ترين و پهناورترين قاره جهان هرگز نتوانسته به وسعت سرزمين هايش در فوتبال رشد كند. آن فوتبال نيز كه براي سحر و جادو به كار مي رفت و در سنت، آداب و حالات جامعه جنبه تطهير و مبارزه با شياطين را داشت چندان با فوتبال امروز همخواني نداشت.
اگر اروپاييها در تاريخ اين رشته آورده اند كه اولين بار چيني ها نوع تازه اي از بازي، به نام جوجيتسو(فوتبال) را كشف كردند، براي رهيابي و رديابي پايه هاي اوليه اين رشته پرهياهو و پرطرفدار است.
فوتبال نوين در اواخر قرن نوزدهم در آسيا رواج يافت و دليل آن هم سفرهاي دريايي بود كه اروپاييان بويژه انگليسي ها و پرتغالي ها به آسيا داشتند و در سواحل خشك به بازي مي پرداختند. طريقه انتقال هم طبيعتاً  از جانب همين كاپيتانها و ملوانان دريايي صورت گرفته و پايه و اساس صحيحي نداشته است.
آنچه فوتبال آسيا را هدايت مي كرد، همان آموخته هاي بازيكنان اروپايي بود، ژاپن، تايوان، هندوستان و ايران زودتر از بقيه به دنبال فراگيري و پيدا كردن راه پيشرفت رفتند و هر كدام به فراخور و پذيرش جامعه شان رشد كردند.
هندوستان،  تايوان و كره جنوبي در اوايل بازيهاي آسيايي به دليل نفوذ انگليسي ها و نقش استعمار، قدرت برتر فوتبال به حساب مي آمدند. و از سال۱۹۶۰ ايران به عنوان يكي از سه قطب برتر فوتبال شناخته شد كه نتيجه اش پيروزي در مقابل هندوستان و راهيابي به المپيك بود.
اسطوره هاي اين آب و خاك در برگهاي زرين تاريخ بشريت همچنان تلألو خود را حفظ كرده است. تاريخ ما اشباع شده از قهرماناني است كه در ادبيات جهان جايگاه محترمي براي خود ايجاد كرده و در درياي سبك هاي بزرگ حماسي نمونه گشته است. از افسانه هاي شاهنامه تا آرش و حكايت هاي پهلواناني كه ريشه در حقيقت و زندگي روزمره مردم دارند سالها مي گذرد، اما حديث قهرمانان همچنان ادامه دارد. از ورزش غني كشتي كه بگذريم در دوره نوين ورزش به پديده اي به نام فوتبال بر مي خوريم. فوتبال در دوران ناباوري عجيبي وارد ايران شد. يك اتفاق و حادثه و فرهنگي كه پيامدش جو و فضاي فعلي است.
برنامه بازيهاي تيم ملي فوتبال
جمعه ۱۴/۶/۸۲
ايران - اردن (ورزشگاه آزادي)
جمعه۴/۷/۸۲
اردن - ايران (امان - اردن)
شنبه ۲۶/۷/۸۲
كره شمالي - ايران (پيونگ يانگ- كره شمالي)
جمعه۲۳/۸/۸۲
ايران- كره شمالي (آزادي - تهران)
چهارشنبه ۲۸/۸/۸۲
لبنان - ايران (بيروت- لبنان)
جمعه ۷/۹/۸۲
ايران- لبنان (آزادي - تهران )

در فرهنگ كهن ما نامي از فوتبال به شكل امروزي به چشم نمي خورد اما از زمانهاي دور يك نوع بازي در ايران مرسوم بود كه «چلتوپ» مي ناميدندش. چوبي بود محكم و گوي ارتجاعي كه گاه با پارچه لاستيك آن را مي ساختند. روزهاي جمعه در هر محله اي كه در كنارش فضاي بازي بود اين بازي انجام مي شد. توي يخچالهاي طبيعي قديم و خندقهاي پايين شهر كه حالا پارك، فرهنگسرا و كتابخانه شده است، بچه  هاي زيادي با پاي برهنه در هم مي لوليدند و چلتوپ بازي مي كردند.
در همان دوره تعدادي خارجي بالاي خيابان سعدي (دروازه دولت)توپ بزرگ بادي داشتند و در زمين خاكي همواري به آن ضربه مي زدند و تعدادشان هم با يكديگر برابر بود و يك نفر نيز به عنوان قاضي ناظر بازي بود. بچه هاي پايين شهر رغبت بيشتري براي تماشاي اين بازي از خود نشان دادند. فوتبال جذابيتي خاص برايشان بوجود آورده بود. در آن دوره پوشيدن شورتهاي كوتاه، جوراب و پيراهن آستين كوتاه چندان مرسوم نبود، اما زماني كه چند نفر لباس ورزشي پوشيدند و يك گوي چرمي را به حركت در آوردند، بقيه نيز جرأت پيدا كردند و در قالب تيمهاي مختلف به ميدان رفتند. بچه هاي محله هاي نزديك به دروازه دولت كه از خارجي  ها طرز ضربه زدن به توپ را آموخته بودند، كم كم شهامت پيدا كردند و پس از مدتي پيشنهاد مسابقه با خارجي ها را از طريق پدران خود به مسئولين دادند. نفرات خارجي ها در بعضي از روزها كامل نبود، به همين دليل گاه چند ايراني به عنوان بازيكن قرضي در تيم حريف جاي مي گرفتند. كم كم «چلتوپ» فراموش شد و توپهاي هشت تكه چرمي به بازار آمد. ورزش تشكيلات منظمي نداشت و فوتبال نيز هنوز يك رشته ورزشي شناخته شده نبود. يك ايراني ترك زبان كه تازه از اتريش و بلژيك به تهران آمده بود، خيلي خوب فوتبال بازي مي كرد، او مقررات فوتبال را از حفظ بود و مي توانست نحوه بازي كردن را به جوان ترها بياموزد. «حسين صدقياني» اولين تيم را به كمك برادران خان سردار تشكيل داد. او علاوه بر بازي نقش مربي و سرپرست را نيز بازي مي كرد.
«مهدي ورزنده» كه تنها باشگاه ورزشي آن زمان را اداره مي كرد، از صدقياني دعوت كرد تا اولين تيم فوتبال را تشكيل دهد. صدقياني از اين پيشنهاد استقبال كرد، پس از چند ماه تمرين ،تيمي قوي و يك دست را از طريق انزلي به شوروي برد. اولين مسابقه نيمه رسمي را ايران با تيم منتخب باكو انجام داد كه يك بر صفر شكست خورد. ۱۸ هزار نفر از اين بازي ديدن كردند كه براي تيم ايران بسيار جالب بود. در دومين بازي تيم ايران با دانشگاه باكو مساوي كرد، اما در سومين بازي تيم باكو با تركيبي از بازيكنان خود و شهر مسكو موفق شد با نتيجه چهار بر يك تيم ايران را شكست دهد. اين سه مسابقه تجربه زيادي به بازيكنان داد. در بازگشت تيم از باكو، روزنامه فكاهي ناهيد در صفحه اول عكس بازيكنان تهران را كشيده بود كه از طرف بازيكنان شوروي به اطراف شوت شده بودند و زير عكس نوشته شده بود: «نتيجه تيم فوتبال تهران»!! بازيكنان از اين بي حرمتي ناراحت شدند و فردا هر كدام با چوبي كه در آستين پنهان كرده بودند، وارد دفتر روزنامه شدند و تمام نويسندگان و مسئولين را حسابي كتك زدند و در و پيكر روزنامه را خرد كردند. با شكايت مسئول روزنامه بازيكنان توسط پليس دستگير و روانه زندان شدند، اما پس از چند روز با وساطت بزرگان از زندان آزاد گشتند.
بعدها فدراسيون فوتبال رسميت پيدا كرد و در سال ۱۹۶۰ تيم ملي فوتبال ايران با درسهايي كه از «مساروش» مربي مجارستاني آموخته بود، در دومين دوره جام ملت هاي آسيا كه مرحله مقدماتي آن در «كرالا» هندوستان برگزار مي شد شركت كرد. در همين زمان محلات پايگاه فوتبال باشگاهها شده بود. از شميران گرفته تا غرب تهران زمين علي برادري، سه راه آذري، امامزاده حسن(ع)، پشت خط، شهرك ولي عصر،  چهار صد دستگاه، زمين جي كه بازيكنان بزرگي از آنجا به تيم ملي راه پيدا كردند. باغ كلاغا در خيابان نظام آباد، خواجه نظام الملك، خيابان گرگان كه بازيكنان زيادي به باشگاهها و تيم هاي ملي تحويل داد. تيم ملي پشتوانه خوبي پيدا كرده بود،  باشگاه دوچرخه سواري راه افتاد و در پي آن شاهين كه مركز تجمع بازيكنان بزرگ بود. اتفاقاً اكثر بازيكنان تيم ملي از شاهين بودند. موازي با تهران در شهرستان هاي ديگر نيز فوتبال نضج مي گرفت. خوزستاني ها از طريق بنادر خود بويژه خرمشهر با اين ورزش آشنا شده بودند.
در دزفول، خرمشهر، انديمشك، اهواز و آبادان فوتبال بازار گرمي داشت. آبادان بهترين دريبل زن هاي فوتبال را داشت. پرويز دهداري از خوزستان آمد به تيم ملي و كاپيتان شد. در «لين» هاي مختلف آبادان نوجوانان با پاي برهنه دهداري ها را الگو قرار داده بودند. حميد برمكي هم به تيم ملي راه پيدا كرد. از محله بهمنشير فوتباليست هاي بزرگي در تيم منتخب آبادان معروف شدند. پشت شير و خورشيد، لب شط و محله هاي ديگر فوتبال جاي تمام بازيها را گرفته بود.
در سال ۱۹۶۴ تيم ايران در بازيها شركت نكرد، اما به المپيك توكيو راه پيدا كرد. در چهارمين دوره جام ملت هاي آسيا به سال ۱۹۶۸ در تهران تيم ملي بازيكنان جوانتري را به خدمت گرفته بود،  حسين فرزامي، علي جباري، غلام وطنخواه، كارو حق ورديان، حميد اميني خواه،  حسين كلاني، اصغر شرفي و فريبرز اسماعيلي به جمع قديمي ها اضافه شده بودند. كسب مقام قهرماني در اين دوره و شكست دادن اسراييل، فوتبال را در ابعاد وسيع تري در كشور گسترش داد ودر پي آن ايران دوبار ديگر به سالهاي ۱۹۷۲ و ۱۹۷۶ به مقام قهرماني رسيد و تا به امروز، ركورددار قهرماني در سه دوره پي درپي جام ملتهاي آسياست. در سال ۱۹۷۲ چهره هاي جوان خوب درخشيدند. مظلومي، كارگر جم، پروين، قراب، حاج قاسم، آشتياني، مناجاتي و حجازي در كنار كاشاني، قليچ خاني، بهزادي، عرب، مودت، جباري، ايرانپاك، حق ورديان، شرفي و كلاني تيم يك دستي را تشكيل داده بودند. ايران پس از كسب اين مقامها به المپيك مونيخ راه پيدا كرد و بازيهاي خوبي هم از خود نشان داد. همزمان با قهرماني در جام ششم ملت هاي آسيا، تيم ملي ايران به المپيك مونترال راه پيدا كرد و براي اولين بار موفق شد به عنوان نماينده قاره آسيا به جام جهاني ۱۹۷۸ آرژانتين راه پيدا كند.
كسب مقام سوم در بازيهاي سال ۱۹۸۸ قطر با تيمي جوان و بي تجربه نيز از جمله مقامهاي قابل بحث فوتبال ما در اين جام آسيايي است و همين طور در جام ملتهاي آسيا ۱۹۹۶. تيم ملي ما از مساروش مجاري، محمد بياتي، پرويز دهداري، محمد رنجبر، رايكوف، اوفارل، اسكنيرنتو، حبيبي، پروين، استانكو ، محمد مايلي كهن، جلال طالبي و امروز به همايون شاهرخي رسيده است تا در سيزدهمين دوره اين بازيها بتواند جايگاه فوتبال ما را در آسيا حفظ كند.
تيم ملي فوتبال ايران براي جام ملتهاي آسيا تركيبي از باتجربه ها و جوانان است. قهرماني در بازيهاي آسيايي بوسان با برانكوايوانكويچ باعث شد تا نسل تازه اي وارد تيم ملي شود و به جوانها اعتماد شد. تيم ملي فوتبال ايران به نظر راه سختي ندارد. عبور از اردن،  كره شمالي و لبنان دشوار نيست. اما بايد ديد از توان خودمان چگونه استفاده مي كنيم. بعد از بازيهاي بوسان، تيم ملي روند صعودي نداشته و به تعبيري روند نزولي هم داشته است و شايد مصاف با همين تيم هاي متوسط آسيايي هم عيار كنوني تيم ملي را نشان دهد. تيم ملي با اين بضاعت هم به مرحله نهايي صعود مي كند اما براي بازي هاي  چين و ساختن پايه هاي تيمي كه به جام جهاني ۲۰۰۶ صعودكند بايد جايگاههاي فوتبال را دوباره تعريف كنيم.

ششمين تيم جهان!
009335.jpg

محمدعلي اينانلو- مي شد عنوان اين مطلب را اينگونه نوشت اگر ظريف نبود!و يا مي شد نوشت: روس ها دست سليماني را خوانده بودند. و يا:  كوليوند فقط به حمله فكر مي كرد؛ اما واقعيت اين است كه مقام ششم در واليبال جهان حتي در رده جوانان براي ما مقام مهمي است، بنابراين پس از حدود بيست و هشت سال كه مرتكب نوشتن مطلب ورزشي شده ام! ترجيح دادم كه اين عنوان را انتخاب كنم:
ششمين تيم جهان
واقعيت همين است حتي بيش از اين. كسب مقام ششم جهان در واليبال براي ما بيش از حد انتظار است. تماشاگري كه حدود ده هزار نفر در روز واليبال حساس ايران - چك به سالن آمده بود و در روز ايران - روسيه به يك دهم تقليل پيدا كرد بايد باند كه توان واليبال ما بيش از اين نيست.
چرا؟ به اين دليل كه رئيس فدراسيون واليبال ما بي ترديد يكي از بهترين و علاقمندترين رؤساي فدراسيون موجود و بي ترديد بهترين رئيس فدراسيوني است كه واليبال ايران تا به حال به خود ديده. حمل بر مجيزگويي نشود. واقعا اين چنين است، يزداني خرم رئيس فدراسيوني است با علاقه بسيار، مديريت خوب و نفوذ لازم براي جذب منابع مالي براي واليبال و اين سه شرط براي يك رئيس فدراسيون كافي است اما نه كاملا. يك رئيس فدراسيون لازم نيست كه حتما قهرمان همان رشته اي باشد كه مسئول آن است او بايد سه شرط بالا را داشته باشد،اما با مشاورين حرفه اي خوب كه چاشني مشاوره حرفه اي را به سه شرط ديگر علاقه، مديريت و نفوذ اضافه كنند، يزداني خرم، فاقد مشاورين خوب است.
چرا؟ به اين دليل كه مصطفي كارخانه سرمربي واليبال جوانان عليرغم نداشتن نامي بزرگ در گذشته واليبال خود در چند ساله اخير ثابت كرد كه هوش و شعور و مشخصات يك مربي بزرگ را دارد - اين را در كارنامه چندساله اخير او بجوييد، اما در صحبت هاي تايم اوت ها كه با زحمت حميد بهمني تصويربردار زيرك دوربين پرتابل تلويزيون به دست مي آيد - نشان داد كه هنوز از دانش امروز واليبال دنيا فاصله دارد، كارخانه در تايم اوت ها به جز دعوت شاگردانش به دقت و جنگندگي بيشتر چيز ديگري نمي گفت، اگر رئيس فدراسيون واليبال مشاورين درستي داشت، حتما اين مربي باهوش و علاقمند را كه در چند ساله گذشته كارنامه درخشاني از خود به جاي گذاشت به كلاس هاي پيش رفته مربيگري دنيا مي فرستاد كه بيش از اين با دانش روز مينياتور ورزش ها يعني واليبال آشنا شود.
چرا؟ چون بچه ها همه زحمت هايشان را كشيدند، آنچه كه در چنته داشتند به روي دايره ريختند. چيزي كم نگذاشتند. سيلماني واقعا از جان مايه گذاشت اما مگر نيروي يك نفر تا چه حد است كه پاسور تمامي فشارها را روي او بگذارد و دفاع قدبلند حريف هم دست او را بخواند و دائم با سه دفاع در مقابل او حاضر باشد، مگر شعور بازي سازي و توپگيري ظريف بي نهايت است كه تمامي بار زمين بر دوش او باشد كه سرانجام مربي باهوش حريف هم به شاگردانش توصيه كند كه سرويس ها، آبشارها و جاخالي هايشان را به دست ظريف نزنند، به سوي كوليوند بفرستند كه تنها در فكر روي تور است.
در اين خلاصه غرض حلاجي فني تيم نيست كه در اين مورد كارشناسان جوان - و جوانان سابق - به اندازه كافي نظر دادند و خواهند داد ،اما بايد اين رابدانيم كه توان رئيس فدراسيون بيش از اين نيست، مشاوريني با دانش امروز مي خواهد كه توان مربي تيم بيش از اين نيست.
بايد با اعزام به كلاس ها و دوره هاي پيشرفته بيشتر با دانش امروز واليبال آشنا شوند، كه توان بچه ها بيش از اين نيست. به شهادت روزنامه هاي ورزشي ربع قرن پيش، نگارنده اين سطور در سي سال پيش  يك برنامه ده ساله را براي واليبال داده است كه از ده سالگي بچه هاي قدبلند را بيابند، با آنها به صورت گروهي و مدرسه اي كار كنند، استعدادها را از سن ده دوازده سالگي بشناسند، تحت شرايط خاصي آنها را جمع كنند تا اينكه در سن هفده هجده سالگي به جاي يكي، صد ظريف و صد سليماني داشته باشيم كه امروز سرمربي از تعويض كوليوند ترس نداشته باشد . در اين شرايط حتي مقام ششم جهان هم براي ما مقام بسيار مهمي است، بچه ها، مربي و فدراسيون خسته نباشند.

سايه روشن ورزش

مقايسه كشتي گيران ايران و روسي از زبان «فلاح»
009340.jpg

محمدرضا منصوريان - اكبر فلاح  سرمربي  تيم  ملي  كشتي  آزاد جوانان   ايران   در جنگ ميليمتري  با روسيه  به  مقام  نايب  قهرماني  سال  ۲۰۰۳ جهان  رسيد،گفت : تيم  جوانان   ايران  همه  چيز براي  كسب  عنوان  قهرماني  داشت  و بايد به  مقام  نخست مي رسيد.
وي  افزود: كادر فني  و تـمام  عوامل دست اندركار تيم  زحمات  لازم  را براي  كسب  عنوان  قهرماني  بكار بردند امــا در آخرين  لحظات  بعضي  از ملي  پوشان  نتوانستند موقعيت  خود و تيم  را درك  كنند و با اشتباهات  فاحش  هم  خود و هم  تيم  را از اوج  به  رده  دوم  كشاندند.
فلاح  گفت : روسها كه  به  مقام  قهرماني  رسيدند بسيار كار كرده  بودند و لياقت  قهرماني  را هم  داشتند، چرا كه  كشتي گيران  آنها در شرايط حساس  وضــعيت  تيم خود را درك  كردند و به  كمك  آن آمدند تا به  قهرماني  برسند. اين  در حالي  است كه  كـشتي  گيران  ما بدون  درك   اين  شرايط در مرحله اي  كه  ما در بهترين  وضعيت براي  قـهرماني  قرار داشتيم  در اندازه هاي  خود ظاهر نشدند و باعث  شدند تيم به  رده  دوم  سقوط كند.
سرمربي  تيم  جوانان  كشتي  آزاد ايران  در خصوص   آينده  خود در اين  تيم  گفت : مسئوليت  من  تا پايان  مسابقه هاي  جهاني  بود و من  هم  قول  داده  بودم  كه تيم  را به  مقام  قهرماني  برسانم  و حال  كه  نتوانستم  به   اين  قول  عمل  كنم ترجيح  مي دهم  به  دنبال  زندگي  خود بروم  و فعاليت  خود را در همان  سطح  باشگاهي  و كار با جوانان  دنبال  كنم .
009350.jpg

رفوگر: انتخاب ملي پوشان كشتي فرنگي جوانان اشتباه بود
جواد رفوگر دبير فدراسون كشتي در رابطه با عملكرد فرنگي كاران جوان ايران در مسابقه هاي جهاني تركيه مي گويد: من در بحث انتخاب نفرات تيم ملي كشتي فرنگي جوانان، پيشتر از اين تذكراتي را به مربيان و كادر فني داده بودم اما به دليل جلوگيري از مسائل حاشيه اي در روزهاي پاياني اردو، نخواستم تا با مطرح كردن اين مسائل روحيه  ملي پوشان تضعيف شود. اما متاسفانه مربيان به آن تذكرات توجهي نكردند تا اينكه اين نتايج به دست آمد.
رفوگر تصريح كرد: از همان ابتدا انتخاب نفرات تيم ملي كشتي فرنگي جوانان توسط كادر فني اشتباه بود، و براي جلوگيري از اتفاقات اينچنيني بدون اتلاف وقت سعي خواهيم كرد تا توافقات نهايي با مربيان خارجي را حاصل كنيم تا هرچه زودتر بتوانيم از وجود آنان در رده هاي پايه و جوانان استفاده كنيم.
روز پاراليمپيك
در نشست  رئيس  ستاد برگزاري  روز پاراليمپيك  (روز ۱۷ مهرماه ) با نمايندگان  مطبوعات ، جزييات  برنامه هاي  اين  روز مورد بررسي  قرار گرفت .
دراين  نشست  كه  در محل  كميته  ملي  پاراليمپيك  برگزار شد، اميد جهانسوز با اشاره  به  اينكه  اين  روز براي  اولين  بار به  پيشنهاد ايران  به  نام  روز پاراليمپيك  نامگذاري  شده  و بــه  اين  شكل  گسترده  و وسيع  برگزار مي شود، افزود: ما اميدواريم  به  هدف  اسـاسي  خودمان  از برگزاري  اين  روز كه  همانا جذب  معلولين  به  ورزش  است ، دست  يابيم .
وي  تأكيد كرد: براي  دستيابي  به  اين  هدف ، مقرر شده  است  كه  برنامه هاي  متنوعي  به  اجرا گـــذاشته  شود كه  برگزاري  همايش  روز پاراليمپيك ، مسابقه  و گوياترين  پيام ، انــجام  برنامه هاي ورزشي  با حضور قهرمانان  برتر جهان  و المپيك ، برگزاري  كلاسهاي  آشنايي  با نهضت  پاراليمپيك  با همكاري  آكادمي  ملي  المپيك  براي  دانش آموزان  معلول  در طول  يك  هفته  و... از آن  جمله  است .
جهانسوز يادآورشد كه  در روز ۱۷ مهرماه  كه  روز پاراليمپيك  نامگذاري شده  است ، وسايل  ورزشي  در محل  ورزشگاه  انقلاب  در اختيار نوجوانان  و جوانان  معلول  قرار مي گيرد تا آنان  با آشنايي  با اين  وسايل  بتوانند حداقل  اين  ورزشها را لمس  كنند.
بي تـوجهي به بوكس
معراج مژده -واقعاً چرا نسبت به بوكس آماتوري از زاويه ديگر نگاه مي كنيم. آيا اين رشته حق حيات و فعاليت دارد يا خير. قهرمانان بوكس ما خود را براي مسابقات آسيايي آماده مي كنند و نياز به حمايت همه جانبه دارند. نگاهي كه بر بوكس مي شود، از منظر بوكس حرفه اي و خشن است در حالي كه بوكس ما تابع مقررات آماتوري است كه در آن نكات ايمني رعايت مي شود. بوكس آماتوري نسبت به بعضي از رشته هاي رزمي از آسيب رساني كمتري برخوردار است پس چرا...؟
سرپرست  تيم  ملي  بوكس  ايران  با انتقاد به  بي توجهي  به  ورزش  بوكس  نسبت  بـه ساير رشته هاي  ورزشي  گفت : به  ورزش  بوكس  توجهي  نمي شود.
ناصر اميدي  ديروز در حاشيه  اردوي  ۲۰ روزه  تيم  ملي  بوكس  ايران  در شهرستان  نور افزود: يكي  از عمده  مخالفت ها با رشته  بوكس  عدم  تفكيك  آن با بوكس  آماتور و حرفه اي  است .
وي  افزود: بوكس  كشور ما آماتور است و از ۳۰ رشته  ورزشي  پرخطر بوكس  در رديف  بيست  و هشتم  قرار دارد.
وي  از رسانه هاي  گروهي  به  ويژه  صدا و سيما به  خاطر عدم  توجه  نسبت  به انعكاس  رويدادهاي  اين  رشته  ورزشي  و تشكيل  اردوي  تيم  ملي  بوكس  انتقاد كرد و گفت : پس  از ۱۵ روز تشكيل  اين  اردو، تنها نماينده  ايرنا براي  پوشش خبري  آن به  اردو آمده  است .
سرپرست  تيم  ملي  بوكس  ايران  با اشاره  به  بودجه  اختصاصي  كم  به  اين  رشته ورزشي  در عدم  تحقق  اجراي  برنامه هاي  اين  فدراسيون ، بر لزوم  حمايت  همه جانبه  از فدراسيون  بوكس  تأكيد كرد.

آشنايي با باشگاه هاي اسپانيا
دپورتيولاكرونيا

نام رسمي: دپورتيو لاكرونيا
009355.jpg

سال تأسيس: ۱۹۰۶
رئيس باشگاه: آگوستو سزار لندوريو
سرمربي: خاوير ايروريتا
آدرس سايت: www.canaldeportivo.com
ورزشگاه اختصاصي: ريسو(۳۶ هزار نفر)
زمين تمرين: اونيور سيداد لابورال
لباس اصلي: پيراهن آبي با راه راه هاي سفيد
لباس دوم: پيراهن قرمز
حامي مالي: FADESA
طراح لباس: لوتو
بودجه: ۷۵ ميليون يورو
افتخارات داخلي
قهرمان لاليگا: يك بار در فصل ۲۰۰۰-۱۹۹۹
قهرمان جام حذفي: ۲ بار (۱۹۹۵-۱۹۹۴) - (۲۰۰۲-۲۰۰۱)
قهرمان سوپر جام: ۳ بار (۲۰۰۰-۱۹۹۹)، (۱۹۹۵-۱۹۹۴) ، (۲۰۰۲-۲۰۰۱)
نايب قهرمان لاليگا: ۵ بار اولين بار در سال(۵۰-۱۹۴۹)آخرين بار در سال (۲۰۰۲-۲۰۰۱)
009330.jpg

قهرمان رقابت هاي دسته دوم گروه شمال:
(۱۹۶۲-۱۹۶۱)، (۶۴-۱۹۶۳)،( ۶۶-۱۹۶۵)، (۶۸-۱۹۶۷)
مقام فصل پيش: مقام سوم
پيش بيني مقام اين فصل: بين اول تا چهارم
اسامي بازيكنان لاكرونيا
دروازه بانان: خوانمي، خوزه فرانسيسكو مولينا
مدافعان: خوان كاپدويلا، سزار مارتين، گوران يورويچ (صربستان و مونته نگرو)، هكتور برنگولا، خورخه اندرادي (پرتغال)، مانوئل پابلو گارسيا، نورالدين نايبت (مراكش)، پابلو آميو، انريكو فرناندز رومرو 
هافبك ها: روبرتو اكونا (پاراگوئه)، خوزه آمانوئل آماويسگا ژالمينيا (برزيل)، الدوپدرو دوچر (آرژانتين) ،فرناندو سانچز ،خوان لوئيس خوان، خمي سانچز ، ماريو داسيلوگومز(برزيل) ،ليونل سباستين اسكالوني، برجيو، خوان كارلوس والرون، ويكتور سانچز
مهاجمان: چانگوي، ديگو تريستان، آلبرتو لوكه، والتر پاندياني (اروگوئه)
بازگشت دوباره ژالمينيا به گاليسيا
ايالت گاليسيا بعد از فاجعه زيست محيطي سال گذشته به دنبال غرق شدن يك نفتكش عظيم الجثه اكنون به آرامش رسيده است و حالا بازيكنان ديپور به راحتي مي توانند در كنار ساحلي كه امدادگران آن را پاكسازي كرده اند تمرينات خود را ادامه دهند.
009345.jpg

خاوير ايروريتا سرمربي باسكي لاكرونيا بعد از اين كه در فصل ۲۰۰۰-۱۹۹۹ براي اولين بار در تاريخ ۹۷ ساله، اين باشگاه را به مقام قهرماني لاليگا رهنمون كرد دوران طلايي اين تيم بعد از يك فطرت طولاني آغاز شد.
لاكرونيا بعد از ۱۸ سال دوري در سال ۱۹۹۱ به رقابت هاي لاليگا صعود كرد و از آن به بعد نمودار ترقي را خيلي سريع پيمود تا بعد از ۹ سال اين تيم به نقطه رفيعي برسد. لاكرونيا يك بار در فصل (۹۴-۱۹۹۳) رقابت شانه به شانه اي را با بارسلون براي كسب عنوان قهرماني داشت. اما تنها به دليل تفاضل گل كمتر عنوان قهرماني لاليگا را از دست داد. بعد از اولين قهرماني لاكرونيا در اسپانيا اين تيم اقتدار خود را با يك سرمايه گذاري عظيم حفظ كرد تا همواره در بين بزرگاني چون رئال و بارسلون باقي بماند.
اين تيم در دو فصل بعد قافيه قهرماني را به ترتيب به تيم هاي رئال و والنسيا واگذار كرد و در فصل پيش نيز با يك افت محسوس سوم شد.لاكرونيا با كسب اين مقام به رقابت هاي مقدماتي جام باشگاههاي اروپا راه يافت و موفق شد بعد از حذف حريفش به مرحله نهايي صعود كنند.
اين تيم در گروه C كه گروه آساني به شمار مي رود قرار گرفته جايي كه تيم هاي آيندهوون، موناكو و ااك آتن حضور دارند. اولين بازي اين تيم برابر تيم يوناني است.
اما حادثه بزرگ اين فصل لاكرونيا جدايي روي مكاي ستاره هلندي اين تيم بود كه با ۲۹ گل آقاي گل رقابتهاي لاليگا شد.پاندياني و ژالمينيا دو بازيكن سابق لاكرونيا در اين فصل به تيم سابق خود بازگشتند تا بار ديگر در ورزشگاه ريسو به نمايش بپردازند.

|  ادبيات  |   اقتصاد  |   روزنت  |   سفر و طبيعت  |   سياست  |   مدارا  |
|  ورزش  |   هنر  |

|   صفحه اول   |   آرشيو   |   بازگشت   |