پنج شنبه ۱۳ شهريور ۱۳۸۲ - شماره ۳۱۵۷- Sep, 4, 2003
آمريكا بايد به طور رسمي از ايران معذرت خواهي  كند
آمريكا شروع كند
آرنولد اوليور، استاد علوم سياسي دانشكده هيدلبرگ اوهايو و مدير برنامه مطالعات بين المللي اين دانشكده است. او از سربازان باقيمانده جنگ ويتنام است كه حوزه تخصصي اش سياست خارجي آمريكاست. او اين مقاله را براي مؤسسه «تمركز بر سياست خارجي» نوشته است.
009205.jpg
ترجمه: علي صباغيان
سخن از تغيير رژيم در ايران كه اين روزها در واشنگتن به گوش مي خورد، سخن تازه اي نيست. ماه اوت امسال (مرداد ماه)پنجاهمين سالگرد يك فصل حياتي اما نه چندان شناخته شده براي ملت آمريكا در سياست خارجي اين كشور است: يعني يك كودتاي نظامي اجرا شده از سوي سازمان اطلاعات مركزي آمريكا (سيا) عليه رهبران انتخابي ايران.
قبل از آنكه خصومت آمريكايي ها با ايران به يك نقطه غيرقابل بازگشت برسد، ما واقعاً نيازمند آن هستيم يك بحث ملي آگاهانه و منطقي در خصوص رابطه آمريكا با ايران كه قبل از تهاجم آمريكا به عراق خبري از آن نبود، را مطرح كنيم. براي شروع اين بحث ما بايد حوادث بسيار مهم سال ۱۹۵۳ و پيامدهاي ديرپاي آن را مورد بررسي قرار دهيم.
سال ها پس از جنگ جهاني دوم، آمريكا از وجهه مثبتي در نظر بسياري از ايرانيان برخوردار بود. د ولت آمريكا پس از آن كه روس ها را در دوران بعد از جنگ جهاني دوم متقاعد كرد مناطق اشغالي ايران را تخليه كنند و پس از تلاش آن دولت براي ميانجيگري در انعقاد يك قرارداد بين  ايران و انگليس، عموماً با استقبال خوبي مواجه شد. اما اين روابط خوب براي مدت طولاني دوام نياورد.
در طول تابستان سال ۱۹۵۳- در وضعيتي همچون شرايط كنوني- يك بحران بزرگ بين تهران و واشنگتن بروز كرد. در آن زمان ايران يك حكومت دموكراسي با رهبران انتخابي بود. حكومت وقت ايران تحت رهبري نخست وزير معروف، محمد مصدق، با انگليس بر سر مسأله نفت درگير شد. شركت نفت ايران و انگليس در اختيار منافع انگليس ها بود و از سوي دولت آن كشور حمايت مي شد. در يك چارچوب استعماري غيرعادلانه، حتي ايرانيان حق بررسي دفاتر اين شركت را نداشتند.
به موازات تشديد اختلاف ايران وانگليس ، ايراني ها تصميم گرفتند صنعت نفت كشورشان را ملي كنند. انگليس در واكنش به اين اقدام دارايي هاي ايران را بلوكه كرد، يك تحريم جهاني عليه نفت ايران اعمال كرد و تكنسين هاي خود را از ايران فراخواند. در پي اين شرايط، توليد نفت ايران به شدت كاهش يافت، اقتصاد اين كشور با مشكل روبه رو شد و ناآرامي ها تشديد گشت. اقدامات تنش زاي انگليس نتيجه داد.
هر چند دولت ترومن با ايران همدردي كرد، اما در سال ۱۹۵۳ دولت جديد التأسيس آيزنهاور اين نظر انگليس را پذيرفت كه دولت ايران بايد برود. در يازدهم ژوييه پرزيدنت آيزنهاور فرمان سرنگوني دمكراسي جوان ايران را به طور محرمانه امضا كرد. مرگ آن دولت حتمي بود.
در نوزدهم ماه اوت آن سال كودتاي نظامي آمريكا پيروز شد و شاه ايران، محمدرضا پهلوي از تبعيد بازگردانده و بر تخت نشست. تاريخ سري اين عمليات سازمان سيا كه در سال ۱۹۵۴ توسط «دونالد ويلبر» عضو اين سازمان و شركت كننده در اين كوتاه به رشته تحرير درآمد و چند سال قبل به رسانه ها نشت كرد، هيچ شكي در خصوص نقش محوري آمريكا در كودتاي ۲۸ مرداد باقي نگذاشته است.
شايد، اگر شاه يك حاكم خيرخواه بود، چهره آمريكا نزد ايرانيان اين چنين مخدوش نمي شد، اما به هر حال شاه يك حاكم خيرخواه نبود. تشكيل ساواك به عنوان نيروي امنيتي مخفي شاه توسط عناصر اطلاعاتي آمريكا و اسراييل وضعيت را بسيار بدتر كرد.
پس از تأسيس ساواك، ايران به يك دولت كاملاً پليس مملو از خبرچين ها، سانسورگران، بازداشتيها و زندانيان تبديل شد كه شكنجه و كشتار در آن به شدت گسترش يافت. البته هيچ يك از اين اعمال از ديد مشاوران زياد آمريكايي شاه مخفي نبود.
طبق گزارش مجله «حقوق بشر هاروارد» بسياري از ۱۵ هزار عناصر اطلاعاتي تمام وقت ساواك در آمريكا و اسراييل آموزش ديدند و در آنجا شيوه هاي علمي جلوگيري از مرگ هاي نخواسته بر اثر «فشارهاي بيرحمانه» را ياد گرفتند. صندلي هاي الكتريكي براي شكنجه به كار گرفته شد و ماسك هاي فلزي «براي كاهش اثرات فريادهاي افراد شكنجه شده بر شكنجه گران به منظور شدت بخشيدن بر شكنجه ها» مورد استفاده قرار گرفت. يك مورخ ديگر شيوه هاي شكنجه شاه را «وحشت آور» و «برابر با بدترين نوع شكنجه هايي كه اختراع شده»ناميده است.
سركوب ساواك با هدف ايجاد وحشت در بين تمام مردم شديد و گسترده بود. تنها خانواده هاي اندكي از اين سركوبها مستثني بودند و در بين قربانيان آن اعضاي خانواده روحانيون شيعه كه بعداً در سال ۱۹۷۹ رژيم شاه را سرنگون كردند و مسئله گروگانگيري در سفارت آمريكا را موجب شدند،  قرار داشتند.
ارزيابي منصفانه اين رويدادها اين نكته را برملا كرد كه چرا بسياري از ايراني ها از دولت آمريكا نفرت دارند. كارشناساني كه اكنون پيش بيني مي كنند كه مردم ايران از «آزادسازي» توسط ارتش آمريكا استقبال خواهند كرد (همان چيزي كه بسياري از آنها درباره عراق هم گفته بودند) كاملاً در اشتباه هستند.
ايران قبلاً از يك «تغيير رژيم» وحشتناك با دست هاي غرب رنج ديده است. اكنون مردم ايران بيش از آنكه شايسته تهديد با يك تغيير رژيم ديگر باشند، از نظر اخلاقي و حقوقي شايسته يك معذرت خواهي رسمي به عنوان پاداش هستند.
تحريم تجاري آمريكا عليه ايران نيز بايد برداشته شود. مسئله سلاح هاي تخريب جمعي نيز تنها درچارچوب به رسميت شناختن اين امر كه ايران نيز نگراني هاي مشروع، واقعي و منطقي امنيتي دارد قابل حل است.
يك اقدام خردمندانه مشروع و صادقانه از سوي هر دو طرف، همراه با ساير اقدامات اعتمادساز، مي تواند زيربناي جديد براي مناسبات متقابل و به نفع دو كشور را تشكيل دهد.
اما قبل از هر چيز، لازم است آمريكاييها اعلام كنند كه سرنگوني دولت ايران در سال ۱۹۵۳ يك فصل تاريك در تاريخ آمريكاست كه مي خواهند جلوي تكرار آن را بگيرند.

قدرت اتمي ايران ،نمونه دوم يا سوم
آيا ايران به عنوان بخشي از فعاليت هاي پنهاني خود براي توليد بمب اتمي اورانيوم غني شده توليد كرده است؟
زماني كه بازرسان سازمان انرژي اتمي جهاني از يك طرح غني سازي اورانيوم در نطنز كه پيش از اين وجود آن اعلام نشده بود در سال جاري ديدن كردند، آن ها از وجود ماشين هاي سانتريفيوژ نگران شدند. در ماه ژوئن آن ها به هيأت عامل آژانس اعلام كردند كه ايران برخي فعاليت هاي خود را در زمينه انرژي اتمي پس يا پيش اطلاع نداده است كه تحت معاهدات مورد تعهد بايد اعلام مي كرد.
از آن تاريخي بازرسي ها از نطنز آثار دو نوع اورانيوم غني شده تا ۲۰ درصد بيشتر را نشان داد اقدامي كه براي توليد سلاح مفيد است و صلح آميز نيست.
توليد برق با فعاليت هاي اتمي صلح آميز تنها به اورانيوم غني شده تا پيش از ۳۰ درصد نياز ندارد كه ايران مدعي است فعاليت هاي اتمي خود را به آن محدود كرده است. آيا دست ايران رو شده بود؟ در هشتم سپتامبر هيأت عامل سازمان انرژي اتمي جهاني گزارشي دريافت كرد كه هنوز زودهنگام است كه چنين چيزي گفته شود. اما ايران تحت فشار قرار گرفت تا ماجرا را روشن كند و آثار اورانيوم غني شده را توضيح دهد.
ابتدا ادعا كرده بود كه هيچ كمك خارجي در كار نيست اكنون مي گويد كه آثار اورانيوم غني شده پيش از خريداري تجهيزات و وارد كردن آن از خارج ايجاد شده است.
درگذشته چين اورانيوم طبيعي به ايران فروخته بود و تجهيزات توليد گاز براي كاربرد در سانتريفيوژ (ايران تجربياتي كسب كرده كه پيش از اين بايد گزارش مي كرد) اما پاكستان نزديك ترين منبعي است كه ممكن است فن آوري غني سازي اورانيوم را به ايران فروخته باشد. ايران تأكيد مي كند كه تجهيزات غني سازي را از واسطه ها خريداري كرده است، اين ادعا مورد ارزيابي سازمان انرژي اتمي جهاني قرار مي گيرد.
موارد ديگري نيز وجود دارد. ايران ادعا مي كند كه مركز غني سازي نطنز را بدون هيچ تجربه قبلي براي ارزيابي كار سانتريفيوژ ساخته است و هيچ مورد غني سازي در محل ديگري انجام نشده است (علاوه بر اين مركز نطنز هنوز به طور كامل راه اندازي نشده است). چيزي كه به اعتقاد كارشناسان سانتريفيوژ نامحتمل مي آيد و ظن قوي وجود دارد كه اقدامات ديگر اتمي در محل ديگر در حال انجام است. نتيجه نمونه برداري هاي ديگر تا نوامبر آينده به هيأت عامل سازمان انرژي اتمي جهاني ارائه نمي شود.
ايران مي گويد ديگر تجربيات براي توليد اورانيوم بخشي از طرح مطالعات راكتور آب سنگين است. اما اورانيوم براي توليد بمب مصرف مي شود و چنين راكتوري پلاتينيوم قابل استفاده در توليد بمب نيز توليد مي كند.
طرح هاي غيرنظامي توليد برق ايران نياز به راكتورهاي آب سبك دارد، مشابه آنچه كه روسيه در بوشهر مي سازد.
آمريكا از مدت ها پيش پوششي براي همكاري مي ديد. اما روسيه آن را تكذيب و گفته است كه سوخت نيروگاه بوشهر را نيز مديريت خواهد كرد تا مسير بكارگيري پلوتونيوم سوخت نيروگاه را مسدود كند. اما ايران اعلام كرده است سوخت را خود تهيه خواهد كرد.
همچنان ايران تأكيد مي كند كه اهداف صلح جويانه را پي مي گيرد و از امضاي تعهدات اطمينان بخش با سازمان انرژي اتمي جهاني سخن مي گويد. اما تداوم اين وضع اميدواركننده نيست. عليرغم بازديد ازمركز غني سازي نطنز ايران بزودي امكانات اتمي را به دست مي آورد وبا مقدار كافي اورانيوم و پلوتونيوم به سرعت اتمي مي شود.
منبع: اكونوميست

مشرف در محاصره ناراضيان
009210.jpg
سياست در پاكستان از زمان تشكيل اين كشور در سال ۱۹۴۷ صحنه مشاركت و حضور با نفوذ نظاميان از طريق دخالت مستقيم يا اعمال حكومت نظامي و يا از طريق اعمال قدرت پشت صحنه در دولت هاي غيرنظامي بوده است.
دولت كنوني هم از اين نظر استثنا نيست. ژنرال پرويز مشرف در اكتبر سال ۱۹۹۹ با يك كودتاي بدون خونريزي بعد از سرنگوني دولت نوازشريف به قدرت رسيد.
انتخابات سراسري برگزار شد، اما مشرف همچنان قدرت را در مقام رياست جمهوري و رئيس ستاد ارتش در دست دارد. نقش ارتش در سياست پاكستان بعد از وقايع بي سابقه ۱۱ سپتامبر شكل ديگري گرفت. ارتش پاكستان مجبور شد تصميماتي بگيرد كه به شدت ميان نيروهاي مسلح اين كشور اختلاف ايجاد كرده است.
منابع موثق خبري درون ارتش پاكستان فاش كرده اند كه اخيراً چندين افسر ارشد دستگير شده اند. خبر اين دستگيري ها منتشر نشده و محرمانه نگاه داشته شده است و هنوز هيچ اتهامي به آنها وارد نشده است. به گفته اين منابع اين افسرها با اشاره مأموران اف.بي.آي به دليل ارتباط احتمالي با گروه هاي شبه نظامي اسلامي دستگير شده اند. اف.بي.  آي در بازجويي از افسرها آزاد است و مي تواند اين كار را در مقر خود در اسلام آباد يا در هر مكان ديگر به انتخاب خود انجام دهد تا به اطلاعاتي برسد كه رابطه اين افسران را با شبكه هاي شبه نظامي اثبات كند.
تحقيقات آسياتايمز در اين باره به تأييد نام دو تن از اين افسران دستگير شده انجاميد: سرهنگ خالد عباسي از استان كوهات در شمال غربي و سرهنگ عطا. تحقيقات نشان مي دهد كه خانواده هاي هيچ يك از اين افسران و حتي مافوق هايشان از مكان نگهداري آنها با خبر نيستند. افسران ارشد ارتش در تماس هاي مكرر خبرنگاران آسياتايمز هيچ اطلاعاتي ندادند و توصيه مي كردند كه «به اين موضوع نزديك نشويد.»
تحقيقات بيشتر نشان داد كه عباسي از افسران معتبر و شناخته شده و فردي بسيار مذهبي است. او هر روز درس هايي از قرآن را براي افسران زيردستش تدريس مي كرد. اين از كارهاي مورد علاقه و تشويق ژنرال ضياءالحق در ارتش بود كه در حال حاضر نيز معمول است.
ارتش پاكستان از طريق سرويس داخلي اطلاعات خود موسوم به ISI در جهت تقويت موقعيت استراتژيك خود در منطقه به شدت از طالبان حمايت كرده و در تشكيل اين گروه و به قدرت رسيدن آن در افغانستان در سال ۱۹۹۶ نقش داشت.
در نتيجه بسياري از نيروهاي بلندپايه ارتش پاكستان با رهبران ارشد طالبان و القاعده آشنا هستند. ژنرال بازنشسته محمود احمد رئيس سابق ISI به ملامحمد عمر رهبر طالبان بسيار نزديك بود. محموداحمد اكنون مدير شركت كودشيميايي «فوجي» است. شماري از افسران و مقامات سابق ارتش پاكستان اكنون در اين شركت مشغول به كار هستند.
اكنون در واشنگتن همه مي دانند كه هيأتي از افسران ارشد ارتش پاكستان كه پيش از حمله آمريكا به افغانستان به اين كشور رفته بود تا طالبان را به كناره گيري از قدرت متقاعد كند، در حقيقت از اين فرصت براي توصيه به طالبان و ياد دادن چگونگي حفاظت از سلاح هايشان در مقابل حملات هوايي آمريكا استفاده كرده است.
با عقب نشيني سريع طالبان در افغانستان و در برابر فشارهاي شديد واشنگتن براي پيوستن به «جنگ جهاني با ترور»، مشرف چاره اي جز اعلام اتحاد با آمريكا نداشت. اين كار دو نتيجه آني داشت: بخش عمده اي از ساختار امنيتي نظامي كشور طرد شدند و راه براي دخالت عوامل اطلاعاتي آمريكا در امور داخلي پاكستان هموار شد.
حضور عوامل آمريكا و دخالت آنها در امور پاكستان نارضايتي آنهايي كه در دستگاه امنيتي نظامي كشور باقي مانده بودند را برانگيخت. ابتدا به اف.بي.آي اجازه داده شد كه دفاتر كوچكي در ادارات عملياتي ISI تأسيس كند و مقامات ISI در حقيقت به اين دفاتر ملحق شدند. اف.بي.آي مي توانست درباره هدف ها و عمليات هايش به تنهايي تصميم بگيرد و به مقامات ISI هم وظايفي را محول مي كرد.
اخيراً به اف.بي.آي دفاتر مستقلي داده شده و آنها گروه هاي جداگانه اي تشكيل داده اند كه با بهترين و پيشرفته ترين تجهيزات جاسوسي دنيا به سيستم مخابراتي پاكستان دسترسي بيش از حد دارند.
اين نوع دسترسي به معناي آن است كه اف.بي.آي اكنون در همه اطلاعات محرمانه ارتش پاكستان سهيم شده است. به همين دليل آمريكايي ها توانسته اند در چند مورد تلاش هاي ISI را براي احياي حضور خود در افغانستان از طريق فرماندهان محلي «حزب اسلامي» گلبدالدين حكمتيار ناموفق بگذارند. حكمتيار اكنون از بازيگران اصلي جنبش مقاومت افغان است.
در اواخر دهه ۱۹۷۰ و اوائل ۱۹۸۰ وقتي ژنرال ضياءالحق رئيس جمهور و رئيس ستاد ارتش بود افسران خود را به خواندن نماز سر وقت مجبور مي كرد و هركس كه اين كار را انجام مي داد هنگام ترفيع درجه پاداش خوبي مي گرفت. افسراني كه سابقه تحصيل در جمعيت طلبه اسلامي (شاخه دانشجويي جماعت اسلامي) داشتند از وضعيت بهتري برخوردار بودند. چنين ارتباطاتي به ظهور امثال ژنرال حميدگل و دهها تن ديگر منجر شد كه به نام احزاب اسلامي و مبارزه با احزاب سكولار همچون حزب مردم پاكستان در صحنه سياست پاكستان براي خود نامي بدست آورده اند.
حتي بعد از مرگ ضياءالحق در سانحه هوايي در اوت ۱۹۸۸، در پاكستان همه با احتياط و احترام از ميراث  او نام مي برند و خود مشرف كه نسبت به ضياءالحق ليبرال به شمار مي آيد چند سال پيش در مصاحبه اي سياست هاي ضياءالحق را تحسين كرد و گفت: «او فرد خداترسي بود.»
اما زمانه تغيير كرده است. مشرف بعد از بدست گرفتن قدرت بعد از سرنگوني نوازشريف گروهي از متعصبان مذهبي را در مناصب مهم قرارداد.
اكنون او در حال معكوس كردن اين روند است و چهره هايي را جايگزين افراد قبلي مي كند كه مورد قبول آمريكا هستند.
اين كار بدون عواقب نبوده است. تا به حال سه مورد توطئه سوءقصد عليه ژنرال مشرف خنثي شده است اما او هنوز شيوه خود را تغيير نداده و روند پاك سازي ارتش از افسران مذهبي سرعت گرفته است.
اتفاقي نيست كه جماعت اسلامي با عزم مصمم براي كناره گيري مشرف از رياست ارتش به شدت تلاش مي كند. ارتباطات نزديك اين گروه با بسياري از عوامل درون ارتش مي تواند نشانه اي هشدار آميز از درون ارتش به شدت دچار تفرقه شده پاكستان باشد.
اخيراً اخباري منتشر شده مبني بر اينكه مشرف قصد دارد ۱۰ هزار نيرو به شمال عراق اعزام كند. اين اخبار اوضاع را متشنج تر كرده است. بسياري در درون ارتش با اين كار مخالفند و مي گويند رفته رفته پاكستان به ابزار آمريكا تبديل شده است. اعزام نيروهاي پاكستاني به عراق مي تواند ضربه آخر براي مشرف باشد كه در سال هاي اخير دشمناني اونيفورم پوش، قدرتمند و انتقامجو يافته است.
آسياتايمز

گزارش
هجوم واژه ها
بررسي فشار رسانه اي غرب بر ايران در زمينه مسائل هسته اي
با نزديك شدن  به  ۱۸ شهريور زمان  تعيين  شده  از سوي  آژانس  بين المللي  انرژي  هسته اي  براي  رسيدگي  به  پرونده  فعاليت هاي  صلح آميز هسته اي  ايران ، يك  موج  تند و شديد رسانه اي  عليه  تهران  براه  افتاده  است .
گزارش هاي  روزهاي  اخير رسانه هاي  غربي ، بگونه اي  است  كه  ديدگاه  مخالفان امضاي  پروتكل  الحاقي  در ايران  را تقويت  مي كند، كه  اعتقاد دارند بحث  مطرح شده  درباره  ان  پي  تي ، بهانه اي  است  كه  با امضاي  پروتكل  الحاقي  و همكاري همه  جانبه  ايران  و آژانس  بين المللي  انرژي  اتمي  نيز، پايان  نخواهد يافت .
مخالفان  امضاي  پروتكل  الحاقي  به  «ان .پي .تي» در ايران  مي گويند: امضاي پروتكل  ياد شده  نه  تنها تضميني  براي  ادامه  فعاليت هاي  صلح  آميز هسته اي  ايران  به  همراه  ندارد، بلكه  امنيت  ملي  كشور را نيز تهديد مي كند.
روند حركت  رسانه اي  عليه  ايران  در هفته  گذشته  درحالي  جريان  داشت  كه  مذاكرات  فشرده  و همه جانبه  ميان  كارشناسان  ايراني  با كارشناسان  كشورهايي  از جمله  ژاپن  درمورد جزييات  اين  پروتكل  و همچنين  كارشناسان  آژانس  در طول يك  ماهه  گذشته ، ادامه  داشت . در همين  ارتباط، نمايندگان  آژانس ، بدون  محدوديت  از تاسيسات  هسته اي ايران  بازديد كرده  و جمهوري  اسلامي  ايران  نيز رسما آمادگي  خود را براي مذاكرات  پيرامون  پروتكل  الحاقي  به  ان  پي  تي ، به  اطلاع  محمد البرادعي مديركل  آژانس  بين المللي  انرژي  اتمي ، رسانده است .
درشرايطي  كه  هنوز جزييات  گزارش  ارائه  شده  به  شوراي  حكام  انرژي  اتمي بطور كامل  منتشر نشده  و هنوز اين  گزارش  در شوراي  حكام  مورد بررسي  قرارنگرفته ، راديو بي .بي .سي  دريك  گزارش  گفت : آمريكا گزارش  اخير آژانس  انرژي اتمي  در مورد ايران  را نگران كننده  خوانده  و از ايران  خواسته  است  تا هرچه زودتر اجازه  بازرسي  بدون  اطلاع  قبلي  از تاسيسات  هسته اي  خود را صادر كند.
اين  راديو همچنين  از سخنگوي  آژانس  بين المللي  انرژي  اتمي  نقل  كرده  كه  ايران  اطلاع  داد كه  حاضر است  مذاكرات  خود را با اين  آژانس  در خصوص  پروتكل الحاقي  به  پيمان  عدم  گسترش  سلاحهاي  هسته اي  آغاز كند.
اين  سخنگو در عين  اينكه  گفته  «ارسال  اين  نامه  در نظر ما يك  قدم  مثبت است  و ما حالا مي خواهيم  كه  مفاد آن  عملا اجرا شود»، ادعا كرده  كه  در گزارش بازرسان ، آمده است  «اثرات  ناشي  از غني سازي  اورانيوم  در تاسيسات  نطنز يافت شده  است ، اما دولت  ايران  گفته  است  دليل  اين  پرتو زايي  بخاطر تجهيزات  ووسايلي  بوده  كه  ايران  از كشورهاي  ديگر وارد كرده  است ، كه  ما در طول  چندهفته  آينده  اين  موضوع  را بررسي  خواهيم  كرد.
روزنامه  « گاردين  » چاپ  لندن  هم  روز چهارشنبه  گذشته  مدعي  شد: سازمان بين المللي  انرژي  اتمي  دست  يافتن  به  اورانيوم  غني  شده  در ايران  را تأييدكرده  است .
اين  روزنامه  با اشاره  به  اينكه  سازمان  بين المللي  انرژي  اتمي  قرار است روز چهارشنبه  گزارشي  درباره  ايران  را منتشر كند، مدعي  شد: بر اساس  اين گزارش ، وجود نشانه هايي  از اورانيوم  غني  شده  در ايران  در كارخانه  هسته اي  نظنز به  دست  آمده  است .
اين  روزنامه  پيش بيني  كرده  است  كه  انتشار علني  گزارش  آژانس  بين المللي  انرژي  اتمي ، واكنش  آمريكا را به  دنبال  خواهد داشت .
اين  روزنامه  افزود: دولتهاي  غربي  معتقدند كه  ايران  ممكن  است  به  ساخت بمب  هسته اي  نزديك  شده  باشد و در اين  مسير از كمكهاي  پاكستان ، كره شمالي  و چند موسسه  ديگر بهره مند شده  است .
مجله  اشپيگل  هفته گذشته در صفحه  اينترنتي  خود گزارشي  را با عنوان  «تهران  همچنان  مورد سوءظن  است »، به  اظهارات  البرادعي  اختصاص  داد و نوشت : آيا ايران  قادر است  با برنامه  اتمي  خود سلاح  هسته اي  توليد كند؟به  نوشته  اين  مجله : هر چند كه  آژانس  بين المللي  انرژي  اتمي  هنوز تحقيقات  خود را پايان  نرسانده ، اما اين  سوءظن  را نسبت  به  برنامه  اتمي  ايران  دارد.
روزنامه  فايننشيال  تايمز نيز نوشت : ايران  در برنامه  توليد سلاح  اتمي  احتمالاً پيشرفته  تر از آن  است  كه  تاكنون  احتمال  داده  مي شد.
الوطن  نيز در اين  پروژه  بطور فعالانه  وارد شده  است .
اين  روزنامه  چاپ عربستان  ادعا كرده  كه  «روسيه  به ايران  هشدار داد كه  ممكن  است  آمريكا اقدام به  ماجراجويي  كرده  و مانند حمله  به  نيروگاه  اتمي  عراق  كه  در گذشته  صورت داد، تاسيسات  هسته اي  ايران  را نيز مورد هدف  قرار دهد.»
اين  روزنامه  ادعا كرد: به دليل  اين  كه  بر روابط تهران  و مسكو اعتماد واطمينان  حاكم  است ، ايران  پس  از دريافت  اين  هشدار فوري ، آمادگي  خود رابراي  امضاي  پروتكل  الحاقي  به  آژانس  بين المللي  انرژي  اتمي  اعلام  كرد.
خبرگزاري  فرانسه  نيز روز پنجشنبه  از واشنگتن  گزارش  داد كه  آمريكا بارديگر بر مخالفت  خود با همكاري  صلح  آميز هسته اي  ايران  و روسيه  تأكيد كرده است .
اين  در حاليست  كه  احتمال  دارد توافقنامه اي  مبني بر بازگرداندن  سوخت مصرفي  مركز اتمي  ايران  در«بوشهر» به  روسيه ، بزودي  بين  مسكو و تهران  امضاشود.
در اين  ميان ، موضوع  مذاكرات  فرستادگان  دولت  آمريكا با مقام ها در پايتخت هاي  اروپايي  نيز روندي  كاملاً مغاير با روح  مذاكرات  ايران  با آژانس  بين المللي  انرژي  هسته اي  در رسانه هاي  غربي  انعكاس  يافت ، مذاكراتي  كه  در بهترين  شكل  آن  براي  دولت هاي  اروپايي ، مي بايست  به  امضاي  پروتكل  الحاقي  از سوي  ايران  منجر شود.
«جان  بولتون » معاون  وزير خارجه  آمريكا در امور كنترل  تسليحات  و امنيت بين الملل  پس  از مذاكره  در مسكو و پاريس  روز چهارشنبه  گذشته  گفت وگوهاي  مشابهي  را با مقامات  ايتاليا در رم  آغاز كرد. بولتون  سه شنبه  هفته پيش در پاريس  با معاون  امور سياسي  و امنيتي  وزارت  خارجه فرانسه  مذاكره  داشت .
رسانه هاي  غربي  در گزارش هاي  خود تصريح  كرده اند كه  «فيليپ  ريكر»، معاون سخنگوي  وزارت  خارجه  آمريكا روز چهارشنبه  گفته  كه  مقام هاي  دوكشور در آن ملاقات  پيرامون  «مسائل  مربوط به  منع  اشاعه  سلاح هاي  كشتار جمعي  از جمله  بحث نشست  ۱۷ شهريور شوراي  حكام  آژانس  بين المللي  انرژي  هسته اي » گفتگو كردند.
پروتكل  الحاقي  به  آژانس  بين المللي  انرژي  اتمي ، به  اين  آژانس  اجازه  مي دهد، تجهيزات  كنترلي  در نيروگاه ها و تاسيسات  كشور امضاكننده  نصب  كرده  و بازرسان  آژانس  بدون  اطلاع  قبلي  از اماكن  و تاسيسات  مورد نظر خود دركشورهاي  عضو بازرسي  به  عمل  آورند.حدود ۸۰ كشور عضو آژانس  بين المللي  تاكنون  موافقت  خود را براي  امضاي  پروتكل  الحاقي  اعلام  كرده  و از آن  ميان  مجالس  قانونگذاري  ۳۲ كشور امضاي  آن  را توسط دولت هايشان  به  تصويب  رسانده اند.
موضوع  امضاي  پروتكل  الحاقي  از سوي  ايران  طي  ماههاي  اخير به  يك  چالش بحث  انگيز ميان  طيف هاي  مختلف  فكري  منجر شده  و ديدگاه هاي  متفاوتي  نسبت  به  آن  ابراز شد.
جريان سازي  و تبليغات  تند در رسانه هاي  غربي  در اين  خصوص ، در حالي صورت  مي گيرد كه  مقامات  ايران  ضمن  اعلام  صلح  آميز بودن  كليه  فعاليت هاي  هسته اي  ايران ، آمادگي  خود را براي  همكاري  همه جانبه  با آژانس  بين المللي  انرژي  اتمي  همچون  ۱۵ سال  گذشته ، اعلام  كرده اند.
مقامات  مسئول  رسمي  در ايران ، پيرامون  بحث  امضاي  پروتكل  الحاقي  به  ان  پي  تي ، خواستار شفاف  شدن  جزييات  مربوط به  اين  پروتكل  هستند.
ايرنا

سايه روشن سياست
واسطه
با وجود آن كه اردن رسما اعلام كرده است هدف سفر ملك عبدالله دوم پادشاه اين كشور به ايران مذاكره درباره مسائل دوجانبه و داخلي و عمدتا مسائل عراق و جهانگردي است يك روزنامه عربي مدعي شد وي مي خواهد در اين سفر بين ايران و آمريكا ميانجيگري كند.
«القدس العربي» در گزارشي از تبليغات سوء كشورهاي غربي براي به چالش كشاندن ديدار ايران - اردن مي نويسد: كشورهاي غربي به ويژه آمريكا، نمي خواهند در همسايگي عراق، هيچ دو كشوري با يكديگر متحد شوند و موضع واحدي در قبال حوادث جاري در اين كشور داشته باشند تا آمريكا بتواند به كمك هم پيمان غربي اش (انگليس)، آزادانه سياست هاي خود را بر عراق ديكته كند.
«القدس العربي» در بخش ديگري از اين گزارش مي نويسد: ايران به خوبي مي داند كه اردن از لحاظ جغرافيايي و روابطش با غرب به ويژه ايالات متحده، نقش مؤثري در حوادث منطقه دارد و مي تواند، پيام رسان خوبي از ايران به ايالات متحده درخصوص حوادث جاري بغداد و امكان ازسرگيري گفت وگوهاي دوباره دو كشور باشد.
اين روزنامه در بخش ديگري از گزارش خود، گفت وگوي ايران - آمريكا را برگ برنده پيشرفت آينده سياسي عراق مي داند و مي نويسد، اردن و ايران مي بايست به دور از جنجال آفريني غرب منافع دوجانبه و در مرحله بعد منافع دولت عراق را در رأس اولويت هاي كاري خود در اين ديدار تاريخي قراردهند تا مردم عراق، حتي الامكان از سوي جهان خارج در مرزهاي خود آرامش نسبي احساس كنند.
ايران تحقيق كند
جمهوري اسلامي بايد در اسرع وقت، نسبت به اعزام يك گروه زبده تحقيقاتي جهت روشن شدن مسئول ترور آيت الله حكيم اقدام كند.
اميدوار رضايي نماينده مسجدسليمان در گفت وگو با «بازتاب» ضمن اعلام اين مطلب افزود: به رغم آن كه به دليل ارتباط نزديك آيت الله حكيم با ايران، شيعيان عراق و جهان از جمهوري اسلامي ايران انتظار دارند تا فاجعه شهادت آيت الله حكيم و ۱۳۰ نفر از شيعيان را پيگيري كند، متأسفانه تاكنون هيچ اقدامي از طرف دولت در اين زمينه صورت نگرفته است.
وي ادامه داد: اكنون دو فرضيه جدي در رابطه با ترور حكيم مطرح است؛ اول آن كه تجهيزات مربوط به ترور و برنامه ريزي آن به وسيله يك گروه تروريستي در داخل عراق انجام شده است و دوم آن كه از مرزهاي اردن و كويت اين تجهيزات و عوامل وارد عراق شده اند، كه اگر ماشين انفجاري از مرزهاي اردن وارد شده باشد، احتمالا دولت غاصب اسرائيل در اين كار دست داشته است. براين اساس جز با اعزام يك گروه زبده و كارشناس امنيتي و اطلاعاتي و بررسي همه جوانب، حقيقت روشن نخواهد شد.
نتيجه رايزني
شنيده شد در پي رايزني با مرتضوي براي در نظر گرفتن حال اكبر گنجي به وي اجازه تماس با خانواده اش داده شده است. همچنين دادستان اجازه داده است هر دكتري كه مايل است او را در زندان معاينه كند.
نقد از درون
در پي ايراد دو نطق پيش از دستور توسط محسن آرمين در مجلس و طرح نكاتي از نحوه قتل زهرا كاظمي، فراكسيون مجمع روحانيون مبارز تصميم گرفت در جلسه اي پس از بررسي موارد مطرح شده توسط آرمين، نسبت به وقايع رخ داده براي زهرا كاظمي موضعگيري كند. جلسه فراكسيون وفاق مجلس كه تاكنون سه جلسه آن به ابتكار مجمع روحانيون مبارز تشكيل شده است قرار بود ديروز براي بررسي همين موضوع برگزار شود كه ظاهرا به تأخير افتاد. برخي شنيده ها حاكي از آن بود كه عدم حضور برخي دعوت شدگان از فراكسيون اكثريت علت تشكيل نشدن اين جلسه بوده است؛ بعضي اعضاي فراكسيون مجمع روحانيون مبارز عدم شركت افراد خود در جلسه فراكسيون اكثريت را دليل رويگرداني آنها از شركت در اين جلسه مي دانند.
سازماندهي آمريكايي
شنيده شده آمريكا قصد دارد سازماندهي مركزيت منافقين را تغيير دهد. اين سازماندهي با حذف مسعود رجوي از رهبري اين گروه و جانشيني محدثين به جاي وي همراه است. همچنين قرار است مهدي ابريشم چي نفر دوم سازمان شود. اعلام كناره گيري از مشي مسلحانه از ديگر تغييرات مطرح در اين سازمان است. چندي پيش شايع شده بود كه آمريكا تلاش مي كند ائتلافي بين منافقين غيرمسلح با سلطنت طلبان ايجاد كند.
القاعده در كمين توني بلر
اسامه بن لادن، رهبر سازمان «القاعده» در نشست سالانه اين سازمان در آوريل گذشته از حملات ميكروبي جديد خبر داده است.
به نوشته هفته نامه آمريكايي «نيوزويك» ، بن لادن در اين نشست سري اعلام كرده است كه در حملات آينده «القاعده»، اولويت در به كارگيري سلاح هاي ميكروبي و بيولوژيكي است كه هم اكنون نحوه انتقال اين سلاح ها به مراكز مورد نظر در دست بررسي است.
از سوي ديگر به نوشته روزنامه «القدس العربي»، اين سازمان تروريستي، قطع برق انگليس را بر عهده گرفته است.
اين سازمان با صدور بيانيه اي، اقدام گردان «ابي خفص» وابسته به اين سازمان را انتقام از مصيبت هاي مردم عراق، فلسطين و كشمير عنوان كرده است.در اين بيانيه آمده است، ما هفته گذشته جريان برق آمريكا را از كار انداختيم و به دلايل امنيتي، نمي توانيم چگونگي اجراي اين طرح را افشا كنيم، زيرا مجاهدان «القاعده» در نظر دارند تا اين شيوه را به زودي تكرار كنند.
اين بيانيه تأكيد كرد، ما از همان شيوه براي قطع برق در انگليس استفاده كرديم كه اين طرح نيز موفقيت آميز بود.
در اين بيانيه آمده است، مجاهدين سازمان «القاعده» در كنار توني بلر كمين كرده اند و به زودي ضربه سنگيني را به وي و دولتش وارد خواهند آورد.با ياري خدا، آمريكا و حاميانش قادر نخواهند بود، مجاهدين را از بين ببرند.
بوش و بلر مدعي اند كه افعي بي رقيب هستند و ما به آنها ثابت مي كنيم كه به زودي اين افعي ها (آمريكا ـ انگليس)  را نابود خواهيم كرد و اين اقدام هزينه زيادي براي ما ندارد.
اعضاي «القاعده» همچنين اعلام كردند، قطع برق آمريكا و انگليس بخش كوچكي از برنامه هاي اين سازمان بوده و مجاهدين در همه دنيا در تلاشند تا انتقام خون برادران خود در عراق، فلسطين و كشمير را بگيرند.
شهاب ۴ مي آيد
روزنامه اسرائيلي «يديعوت آحارنوت» از دريافت گزارشهاي سري اين رژيم از منابع اطلاعاتي غربي درباره تلاش ايران براي ساخت موشك «شهاب ۴» با برد ۲۵۰۰ كيومتر خبر دادند.
به گزارش سايت «بازتاب»، فرستادن اين گزارش از سوي غرب به اسراييل، ترس و نگراني مقامات تل آويو و برخي از كشورهاي اروپايي را مبني بر اينكه ايران به زودي با به دست گرفتن اين فن آوري، اهدافي را خارج از خاورميانه به ويژه اروپا و آسيا هدف قرار خواهد داد، فرا گرفته است.
«آحارنوت» در ادامه مي نويسد، ممكن است ايران ساخت موشك «شهاب ۴» خود را كه قطعا برد وسيع تري خواهد داشت، آغاز كرده باشد، اما از ديد كارشناساني كه برنامه هاي موشكي ايران را دنبال مي كنند، مخفي مانده باشد.

سياست
ادبيات
اقتصاد
روزنت
سفر و طبيعت
مدارا
ورزش
هنر
|  ادبيات  |  اقتصاد  |  روزنت  |  سفر و طبيعت  |  سياست  |  مدارا  |  ورزش  |  هنر  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |