يكشنبه ۱۳ مهر ۱۳۸۲ - شماره ۳۱۸۶- Oct, 5, 2003
واكاوي نگاه رسمي آمريكا به پاكستان
اعتماد به يك نظامي
زير ذره بين
در پاكستان امروز احساسات ضدآمريكايي بسيار نيرومندي حاكم است. بيشتر از ۹۷ درصد از جمعيت اين كشور كه جمهوري اسلامي است، مسلمان هستند و بسياري از پاكستاني ها از اينكه مشرف در تعقيب و سركوب اسلامگرايان به آمريكا كمك مي كند، بسيار خشمگين هستند. مسلمانان پاكستاني تقريبا ميانه رو هستند و اين كشور سابقه سكولاريسم دارد.
012312.jpg
منبع: شوراي روابط خارجي آمريكا
آيا پاكستان متحد موثري براي آمريكاست؟ هم بله و هم خير. اين پاسخي است كه كارشناسان به اين پرسش مي دهند. پرزيدنت پرويز مشرف بعد از ۱۱ سپتامبر به درخواست هاي آمريكا براي كمك به ويژه در جست وجو براي يافتن عوامل القاعده و اسامه بن لادن پاسخ مثبت داد. مهناز اسپاهاني از اعضاي ارشد دفتر جنوب و غرب آسيا در شوراي روابط خارجي (آمريكا) مي گويد: «آمريكا و بوش به مشرف اعتماد دارند. او بهترين گزينه براي پاكستان به شمار مي آيد.»
همزمان بسياري از كارشناسان مي گويند مشرف براي سركوب تندروها در پاكستان و گروه هايي كه رابطه قوي با طالبان دارند و آنها كه از طرفداران القاعده هستند اقدام كافي نمي كند.
پاكستان به جنگ آمريكا با ترور پيوست و روابط خود را با دولت طالبان در افغانستان قطع كرد و اين درحالي بود كه اين اقدام برخلاف ميل بسياري از پاكستاني ها بود.
ژوئن ۲۰۰۳ بوش اعلام كرد كه پاكستان بيش از ۵۰۰ تن از اعضاي طالبان و القاعده را دستگير كرده است. يكي از مهمترين اين دستگيري ها،  يافتن خالد شيخ محمد مرد شماره ۳ القاعده و يكي از طراحان حملات ۱۱ سپتامبر بود كه در ماه مارس ۲۰۰۳ دستگير شد. پاكستان همچنين
۲۵ هزار نيرو در مناطق قبيله نشين تحت حكومت دولت فدرال و مناطق كوهستاني هم مرز افغانستان مستقر كرده تا فراري هاي القاعده را دستگير كند.
اما عده اي از مخالفان مي گويند كه پاكستان هنوز تلاش كافي نكرده است آنها نسبت به وفاداري نيروهاي مسلح پاكستان و سرويس اطلاعاتي ارتش به جنگ با ترور ترديد دارند. برخي اعضاي اين دو نهاد به صراحت از القاعده و جنگ آن با غرب حمايت مي كنند. اخيرا چند افسر نظامي پاكستان به اتهام ارتباط با القاعده دستگير شده اند. يكي از اين دستگيرشدگان سربازي است كه گفته مي شود به خالد شيخ محمد پناه داده است، سياستمداران دولت مشرف هم به صراحت القاعده را تحسين مي كنند. از سوي ديگر دولت نتوانسته است بن لادن يا ديگر شخصيت هاي القاعده را كه گفته مي شود در مناطق مرزي ميان پاكستان و افغانستان پناه گرفته اند بيابد. دلايل اين ناتواني تا حدي حمايت محلي ها از بن لادن و تندروهاي ديگر است. هيچ كس او را تحويل نمي دهد.
روابط آمريكا و پاكستان پيش از ۱۱ سپتامبر تا حدي سرد بود. كارشناسان مي گويند پاكستان يكي از موارد نگراني دنيا بود. به دليل برنامه هاي هسته اي اش تحت تحريم و مجازات قرار داشت و به طور فعال هم از طالبان حمايت مي كرد و يكي از معدود كشورهايي بود كه حكومت طالبان را در افغانستان مشروع و به رسميت مي شناخت. بعد از ۱۱ سپتامبر پاكستان در جنگ با ترور در كنار آمريكا قرار گرفت و درنتيجه اهميت استراتژيك را كه در دهه ۱۹۸۰ داشت بازيافت.
در آن سالها پاكستان پايگاهي براي كمك هاي آمريكا به شبه نظاميان اسلامي بود كه با اشغالگران شوروي در افغانستان مبارزه مي كردند. در ۲۴ ژوئن سال جاري بوش در كمپ ديويد ميزبان مشرف بود و اعلام كرد كه واشنگتن يك كمك ۳ ميليارد دلاري دراختيار پاكستان مي گذارد و يك ميليارد دلار را از بدهي هاي آن را مي بخشد. بوش تصريح كرد كه اين امتيازات در قبال كمك به آمريكا در جنگ با القاعده به پاكستان داده مي شود.
در واقع شايد اين ميزان كمك درحد انتظار مشرف نبود و او بيش از اين انتظار داشت. دولت دونالد ريگان هم وقتي جنگ با شوروي در افغانستان يك نگراني امنيتي در منطقه بود تقريبا همين مقدار كمك مالي را به پاكستان كرده بود.
اين كمك به پاكستان در كم كردن بار بدهي هايش كه در سال ۲۰۰۱ به ۱۱۵ درصد از توليد ناخالص داخلي رسيده بود كمك مي كند. اما تحويل ۲۸ جنگنده اف-۱۶ كه پاكستان ۱۳ سال پيش سفارش آن را به آمريكا داده بود جزء اين كمك نبود. كنگره آمريكا طي اين سالها به دليل نگراني از برنامه هسته اي پاكستان و به قدرت رسيدن مشرف، مانع از فروش اين جنگنده ها مي شد.
مشرف ازنظر آمريكا رهبر منتخب پاكستان نيست. او در سال ۱۹۹۹ در يك كودتاي نظامي به قدرت رسيد. در آن سال درپي دستور نوازشريف نخست وزير وقت به نيروهاي پاكستاني براي عقب نشيني از مواضعشان در خط كنترل كشمير، تنش ميان او و مشرف بالا گرفت. اين تصميم نوازشريف موجب نارضايتي شديد ارتش پاكستان شده بود. وقتي مشرف كه در آن زمان فرمانده ارتش و رئيس نيروهاي مسلح بود در اكتبر سال ۱۹۹۹ از سريلانكا عازم پاكستان بود، دولت شريف به هواپيماي حامل او اجازه فرود نداد. درحالي كه سوخت هواپيما روبه پايان بود، خطر سقوط آن را تهديد مي كرد.
هواداران مشرف به كاخ شريف يورش بردند و فرودگاه ها، راديو دولتي و تلويزيون را تصرف كردند و هواپيما هم فرود آمد. آنها شريف را تحت حبس قرار دادند.
درپي اين كودتا شريف پذيرفت كه به جاي حبس ۱۰ سال به تبعيد برود. مشرف پيش از ديدار تاريخي با اتال بيهاري واجپايي نخست وزير هند در جولاي ۲۰۰۱، خود را رئيس جمهور خواند و همچنان در برابر درخواست ها براي برگزاري انتخابات مقاومت مي كرد.
اما در سال ۲۰۰۲ همه پرسي برگزار كرد كه به مدت ۵ سال او را در رياست جمهوري ابقا كرد. او همچنين قانون اساسي را تغيير داد تا قدرت خود را بر پارلمان و دولت جديد افزايش دهد.
كارشناسان آمريكايي اطمينان ندارند كه مشرف شريك قابل اطميناني براي آمريكا باشد. اسپاهاني مي گويد: ما به كسي متكي هستيم كه كارهاي مخدوش و غيردمكراتيك زيادي براي دستيابي به قدرت انجام داده است. من فكر نمي كنم كه ما بتوانيم به يك نظامي تكيه كنيم.
كارشناسان مي گويند مشرف موضوعات داخلي و منطقه اي خود را به ويژه دو مسئله مهم كشمير و سلاح هسته اي، فداي آمريكا نمي كند. درهمين حال مشرف از ۱۱ سپتامبر هر كاري را كه آمريكا از او خواسته انجام داده است ازجمله حمايت عمومي، استفاده از پايگاه هاي نظامي و سركوب شبه نظاميان محلي كه هريك از آنها هزينه سياسي داخلي سنگيني براي او داشت.
در پاكستان امروز احساسات ضدآمريكايي بسيار نيرومندي حاكم است. بيشتر از ۹۷ درصد از جمعيت اين كشور كه جمهوري اسلامي است، مسلمان هستند و بسياري از پاكستاني ها از اينكه مشرف در تعقيب و سركوب اسلامگرايان به آمريكا كمك مي كند، بسيار خشمگين هستند. مسلمانان پاكستاني تقريبا ميانه رو هستند و اين كشور سابقه سكولاريسم دارد.
اما گروه هاي راديكال رفته رفته هم قدرت بيشتري مي يابند و هم پرتعدادتر مي شوند.
در انتخابات اكتبر سال ۲۰۰۲ به دليل اقدامات مشرف، گروه هاي مذهبي نتايج خوبي بدست آ وردند. مشرف، بي نظير بوتو و نوازشريف را از شركت در انتخابات منع كرد. به همين دليل حاميان آنها در حزب مردم بوتو و مسلم ليگ نوازشريف سازماندهي خود را از دست دادند و فرصت براي حضور «متحده مجلسي عمل» ائتلاف از احزاب مذهبي فراهم شد. اين ائتلاف ۱۱ درصد آرا را به دست آورد و
۲۰ درصد از پارلمان را دراختيار خود گرفت. اين ائتلاف اكنون در ايالت سرحد شمال غربي و بلوچستان در قدرت است.
مشرف در پارلمان با وضعيت خوبي روبرو نيست. سال گذشته نمايندگان با تصميم او براي رئيس جمهور خواندن خود مخالفت كردند،  زيرا قانون اساسي پاكستان فرمانده ارتش را از رئيس جمهورشدن منع مي كند. مشرف آنها را به حاشيه راند و كار خود را انجام داد. پارلمان تشكيل جلسه مي دهد، اما قدرت چنداني ندارد.
برخي گروه هاي مذهبي پاكستان (از نظر آمريكا) با تروريسم ارتباط دارند. حزب سياسي مذهبي جمعيت العلما اسلام بخشي از جرياني است كه ۶۵ درصد از مدارس مذهبي كشور را در كنترل دارد. بيش از ۱۵ درصد از دانشجويان اين مدارس خارجي هستند. اين حزب همچنين با حركت المجاهدين نخستين گروه پاكستاني در ارتباط است كه در فهرست سازمان هاي تروريستي آمريكا قرار دارد.
كشمير مهمترين موضوع براي احزاب مذهبي پاكستان است. اين منطقه منشأ وقوع سه جنگ ميان هند و پاكستان بوده است. پاكستان يك واحد ارتش در خط كنترل كشمير دارد و از سوي هند به حمايت از گروه هاي مسلحي متهم مي شود كه وارد خاك هند مي شوند. كشمير براي گروه هاي جهادي يك ميدان واقعي است. بسياري از اسلامگرايان پاكستان همچنين با دولت حامد كرزاي در افغانستان مخالفند و آن را فاسد و طرفدار پشتون ها مي دانند خطر گروه هاي تندرو در داخل پاكستان براي مشرف بسيار جدي است.
او هيچگاه در رفت وآمدهايش در داخل كشور امنيت ندارد و تاكنون بارها مورد سوءقصد قرار گرفته است. كارشناسان آمريكايي مي گويند: او نجات يافته است و اين يك نشانه بزرگ است.

وابستگي يا استثمار
012314.jpg
منبع: ييل گلوبال
ترجمه: مونا مشهدي رجبي
چگونه ممكن است كشوري كه قدرت برتر جهان نام گرفته است با مشكل بدهي هاي كلان دست به گريبان باشد؟ آيا آمريكا بدون حمايت و كمك كشورهاي ديگر مي تواند ادامه حيات دهد؟ ژاپن و چين، بزرگترين خريداران اوراق قرضه دولتي آمريكا هستند و اگر روزي تصميم بگيرند كه ديگر اوراق قرضه دولت آمريكا را نخرند و يا سهام هاي خود را بفروشند، اقتصاد كشور آمريكا آسيب زيادي خواهد ديد. تمايل آمريكا به استفاده از سنگ مرمر ايتاليا، اسباب بازي هاي چيني و تويوتاي آلمان باعث شده است اين كشور همواره با كسري حساب جاري روبه رو باشد. پژوهشگران اعلام كرده اند اگر كشورهاي خارجي از خريد اوراق قرضه دولتي سرباز بزنند يا آن را با قيمت كمتري بخرند، آمريكا مجبور خواهد شد نرخ بهره را افزايش دهد و از تبعات منفي آن يعني كاهش سطح سرمايه گذاري و كاهش سودآوري سرمايه ها در كنار هزينه هاي بسيار بالا برخوردار شود.
پس چرا آمريكا سعي نمي كند از اين وابستگي همه جانبه رهايي يابد؟ نكته مهم اين است كه اگرچه در ظاهر اقتصاد آمريكا وابسته به كشورهاي ديگر است اما  آن كشورها هم براي فروش توليدات خود به بازارهاي آمريكا نياز مبرم دارند و اگر روزي قرار باشد رابطه آنها با آمريكا، اين بزرگترين كشور مصرف كننده جهان كمتر شود، نه تنها اقتصاد آمريكا، بلكه اقتصاد خود آنها هم آسيب مي بيند. شواهد نشان مي  دهد اين كشورها براي حفظ بازارهاي آمريكا به هر كاري دست مي زنند. آنها حتي حاضرند قيمت محصولات خود را كاهش دهند، قيمت نيروي كارشان را تنزل دهند و يا هر كار ديگري انجام دهند تا سهم بازار آمريكا را براي خود حفظ كنند. پس چه طور چنين كشورهايي ممكن است از ادامه رابطه تجاري با آمريكا منصرف شوند. شايد اين دليل، تنها دليلي باشد كه باعث شده است مسئولان آمريكا هيچ اقدامي براي حل آنچه ما از آن تحت عنوان مشكل ياد مي كنيم نكنند.
مسئولان اقتصاد بين المللي گفته اند: تا زماني كه مصرف كنندگان آمريكايي تنها به دنبال راههاي آسانتر زندگي هستند و تا زماني كه اين روش حكومتي مشكل عمده اي را براي آمريكا و آمريكايي ها ايجاد نكرده است، واشنگتن و سرمايه گذاران خارجي آن اين چرخه قرض كردن و خرج كردن را ادامه مي دهند و در اين ميان تنها سطح سرمايه گذاري و صادرات است كه اقتصاد جهاني خصوصاً اقتصاد آمريكا را از مهلكه سقوطي همه جانبه مي رهاند.
در حال حاضر آمريكا بزرگترين قدرت جهان است اما در كنار اين قدرت همه جانبه اين كشور به عنوان بزرگترين كشور مقروض جهان نيز شناخته شده است. برخي عقيده دارند: بسياري از كشورهايي كه مبالغ هنگفتي را به دولت آمريكا قرض مي دهند با سياستهايي كه اين دولت اعمال مي كند و نحوه عملكرد آن موافق نيستند.
پس چرا اين كار را مي كنند؟ پژوهشگران اعلام كرده اند جهان براي ادامه بقا و دوام احتياج به يك آمريكاي قوي دارد. يك قطب نيرومند كه داراي بازار مصرف وسيعي باشد تا بتواند با فروش توليداتش در آن بازار نيازهاي مردم كشورش را برآورده كند.
در آمريكاي امروز با وضعيت نابسامان بازار سهام و حباب روبه افول بازار مسكن، تنهامعضلي كه وجود ندارد نرخ بالاي بهره است. اين همان تنبيهي است كه چين و ژاپن هر زمان كه اراده كنند مي توانند به آمريكا تحميل كنند. تنبيهي كه تنها با سرباز زدن از خريد اوراق قرضه دولت آمريكا، مي تواند تمام اقشار اجتماع بزرگ آمريكا را با بحراني بي سابقه مواجه كند.
اما آنها هيچ گاه يك چنين كاري را در مقابل آمريكا انجام نمي دهند. زيرا ژاپن كه يك پايگاه استراتژيكي است و وضعيت استراتژيكي زيربنايي اين كشور مشابه آمريكا است. آمريكا هم دليلي براي وارد كردن فشار بر روي چين و مسئولانش ندارد تاآنها مجبور شوند براي مقابله به مثل بازار اوراق قرضه دولتي آمريكا در پكن را به حالت تعليق يا ركود در بياورند. پس مشكل خود به خود منتفي است.
به گزارش صندوق بين المللي پول، توليد ناخالص داخلي چين در سال ۲۰۰۲ معادل ۲/۱ هزار ميليارد دلار بوده است يعني كمتر از ۴ درصد كل توليد جهان. اگر توليد ناخالص داخلي ژاپن را هم به اين سهم اضافه كنيم متوجه مي شويم كه اين دو كشور مسئوليت ۱۶ درصد توليد ناخالص داخلي جهان را برعهده دارند. در نيمه اول سال ۲۰۰۳، اين دو كشور۹۰۰ ميليارد دلار در تبادلات خارجي صرف كرده اند كه تقريباً يك سوم كل ذخاير مبادلات خارجي جهان است.
اما بخش اعظم اين ذخاير به بدهي هاي دولت آمريكا گره خورده است. اين پيوستگي امكان تغيير در وضعيت كنوني را كاهش داده است.
در اين ميان، مشكلات زيادي كه دولت آمريكا در بخش مسكن ايجاد كرده است باعث ايجاد تشنج ها و اختلالات بسياري در بين مردم و دولتمردان شده است و آغاز يك بحران مالي جهاني را به اطلاع تمام افراد مي رساند. افزايش بي رويه سطح واردات كالاها و خدمات در آمريكا و كاهش سطح صادرات توليدات اين كشور به ظاهر صنعتي موجب شده است آمريكا براي تأمين هزينه واردات سنگهاي مرمر ايتاليايي كه پوشاننده خانه هاي اشراف زادگان و مراكز دولتي است در كنار تزئينات متنوع و مختلفي كه در گوشه و كنار كاخهاي اين كشور حضور دارند مجبور به قرض گرفتن از كشورهاي ديگر شود و يا با اجراي سياستهاي خاصي از سرمايه ها و وجوهات كشورهاي خارجي براي پرداخت بدهي هايش استفاده كند. در اين ميان دو كشور ژاپن و چين، بزرگترين بانكداران و نگهدارندگان وجوهات و سرمايه هاي قطب قدرتمند اقتصاد دنيا يعني آمريكا هستند و با افزايش حجم تجارتهايشان و افزايش سطح مازاد پرداختهايشان به آمريكا، مي توانند به افزايش ارزش پول خود بپردازند. البته اين يك حالت كلي نيست و طي چند سال اخير تنها ين ژاپن شاهد اين رشد بوده است در حالي كه وضعيت يوان چين در همان حالت قبلي پابرجا است. اين دو كشور در اثر تبادلات تجاري فراوان با آمريكا، مبالغ هنگفتي دلار وارد كشورشان مي كنند و با كمك آنها اوراق قرضه هاي خزانه داري آمريكا را مي خرند و به بانكداران بزرگترين قطب نظامي جهان تبديل مي شوند.
پژوهشگران عنوان كرده اند، واشنگتن از افزايش ارزش پول كشورهاي ديگر در مقابل دلار استقبال مي كند. اين كشور حتي ترجيح مي دهد كه ارزش پول كشورهاي ديگر در مقابل كاهش سطح خريد اوراق قرضه دولت آمريكا افزايش يابد. زيرا هرچه ارزش دلار كمتر باشد، صادرات كالاهاي آمريكايي به كشورهاي آسيايي آسان تر خواهد شد و مي تواند بخشي از فشاري كه امروزه روي دوش يورو است را بردارد.
اما مقاومت چين و ژاپن در مقابل افزايش بيشتر ارزش پول اين كشورها در مقابل دلار و در نتيجه يورو مشكلات زيادي را براي دنياي اقتصاد ما به همراه خواهد آورد. پژوهشگران عقيده دارند قدرت بيش از حد يورو باعث ركودي سهمگين در اروپا خواهد شد، ركودي كه اجتناب از آن امكان پذير نيست.
اما تداوم ارتباط تجاري و اقتصادي آمريكا و چين دلايل امنيتي هم دارد.
گفته مي شود دليل تمايل آمريكا براي برقراري ارتباط با كره شمالي و نزديك شدن به اين كشور، ظرفيت سلاحهاي هسته اي پيونگ يانگ است. مركزي كه آمريكا براي تصاحب آن تلاشي همه جانبه را آغاز كرده است و تا به نتيجه رسيدن آن زمان نامعلومي وقت لازم است.
مركز سرمايه گذاري و استراتژي بين المللي رابطه پكن- واشنگتن را اين طور برآورد مي كند: آمريكا روي چين نفوذ دارد و چين به دليل نيازي كه به بازارهاي آمريكا دارد اين نفوذ همه جانبه را تحمل مي كند، همچنين چين هم به بازار اقتصاد آمريكا تسلط دارد اما دليل عدم مخالفت آمريكا نياز اين كشور به حمايت چين از دلار است.
پژوهشگران عقيده دارند: وابستگي چين به بازارهاي آمريكا خيلي بيشتر از وابستگي آمريكاست. زيرا علاوه بر ارزش پايين پول چين در برابر دلار، رشد اقتصادي اين كشور بر محور سرمايه گذاري هاي خارجي صورت گرفته در بخش صادرات و توسعه اين بخش مي چرخد. بدون ترديد چين با دادن وامهاي بلند مدت و كوتاه مدت به آمريكا و خريد اوراق قرضه دولتي اين كشور، بخشي از پول كشورش را از جريان توليد خارج مي كند. زيرا نرخ بهره اوراق قرضه دولتي آمريكا بسيار كمتر از نرخ بهره اوراق قرضه بازارهاي بين المللي است. اما اين قيمت در مقابل سودي كه چين از برقراري و گسترش رابطه تجاري با آمريكا نصيب خود مي كند قابل چشم پوشي است.
در دنياي كنوني چين به صورت يك پايگاه قدرتمند اقتصادي درآمده است اما همواره درنظر داشته باشيد كه
۵۰ درصد از صادرات چين در سال ۲۰۰۱ حاصل از سرمايه گذاري هاي خارجي در اين كشور بوده است. در حالي كه ده سال پيش بر طبق برآورد سازمان همكاري و توسعه اقتصادي تنها ۱۷ درصد از صادرات كشور در اثر سود حاصل از سرمايه گذاري هاي خارجي بود. با اين اوصاف به راحتي مي توان دليل كسري تجارت شركتهاي سرمايه گذاري خارجي در سال ۱۹۹۴ و مازاد تجارت در سال ۲۰۰۱ را توجيه كرد. طبق برآوردها شركتهاي سرمايه گذاري خارجي در سال ۱۹۹۴ با ۱۸ ميليارد دلار كسري تجارت مواجه بودند در حالي كه در سال ۲۰۰۱ نه تنها كسري تجارت نداشتند بلكه ۳/۷ ميليارد دلار هم مازاد تجارت داشتند. پژوهشگران اعلام كرده اند خروج سرمايه هاي خارجي از پكن مشكلات زيادي را براي اين كشور ايجاد مي كند. زيرا شركتهاي خارجي ۵/۱ درصد از نيروي كار اين كشور و شركتهاي دولتي ۳۸ درصد آنها را به كار گمارده اند و روشن است كه بخش عظيمي از جمعيت نيروي كار اين كشور مي توانند با حضور در ميدانهاي توليد، رشد اقتصادي را براي سرزمين پهناورشان به ارمغان بياورند. پس اين كشور نه تنها نخواهد توانست سرمايه هاي خارجي را از روند برنامه هاي توليدي خود حذف كند بلكه نياز به ورود سهم بيشتري از آن ها هم دارد. به همين دليل است كه مي گوئيم وابستگي چين به آمريكا بيشتر از وابستگي آمريكا به چين است. اما هيچيك از اين ها به اين معني نيست كه آمريكا مي تواند به همين روند تجاري و سياسي خود ادامه دهد. روندي كه موجب مي شود اين كشور نه تنها مسئوليت هيچ يك از مشكلات اقتصادي جهان را نپذيرد بلكه براي حل مشكلات هم اقدامي نكند.
فرد برگستون، مسئول مؤسسه اقتصاد بين المللي مي گويد: آمريكا بايد براي برطرف كردن كسري حساب جاري خود و صادرات اندكش، سالانه حدود يك هزار ميليارد دلار از سرمايه هاي خارجي را به كشورش وارد كند و يا اينكه روزانه بيش از ۴ ميليارد دلار از اين سرمايه ها را وارد كند. مشاهده مي كنيد كه وضعيت بسيار ناپايدار و نامساعدي ايجاد خواهد شد، همان طور كه اين وضعيت ناپايدار هم اكنون هم حضور دارد اما خود را در لواي بسياري از سياستهاي اقتصادي و اجتماعي پنهان كرده است.

در حاشيه كناره گيري سفير آمريكا در عربستان
تغيير سفير يا تغيير سياست
هادي صبا
آن هنگام - ۱۴ فوريه ۱۹۴۵ - كه ملك عبدالعزيز بنيانگذار كشور عربستان سعودي و روزولت رئيس جمهور وقت آمريكا در عرشه كشتي كونيسمي روابط استراتژيك بين دو طرف را پي ريزي مي كردند،شايد هيچگاه پيش بيني چنين وضعيتي در مناسبات متصور نبود. روزولت خطاب به عبدالعزيز گفت: «منافع ما با همكاري طرفين محقق خواهد شد البته به گونه اي كه شما فرهنگ خودتان را داشته باشيد و ما نيز فرهنگ خود را». بگذريم كه عبدالعزيز بناچار برداشت ديگري از محتواي ملاقات به مردم خود منتقل ساخت. ليكن اين ديدار در واقع در ارائه سلسله تحولاتي در صحنه بين الملل بود كه طي آن استعمار پير - انگلستان - رفته رفته جاي خود را به آمريكا  داد.
از آن تاريخ روابط بين دو كشور به شدت رو به استحكام گذارد. دولت عربستان همواره تمايل خود براي برخورداري از يك مناسبات ويژه با آمريكا را ابراز داشته است. آمريكا نيز اساسا به دليل منافع نفتي خود در عربستان به اندازه كافي انگيزه داشت تا اين روابط ويژه را استمرار بخشد. سيطره آمريكا بر صنعت نفت عربستان از طريق شركت آرامكو زمينه ساز ايجاد ارتباط ارگانيك بين طرفين در بحث نفت گرديد. افزون بر آن گرايش سياسي عربستان سعودي در منطقه و تعارض آن با جريانات راديكال و انقلابي خاورميانه عامل ديگري بود كه طرفين را به هم نزديكتر مي ساخت.
روند همكاريهاي در اطراف آنچنان پيش رفت كه مي توان گفت در مقاطعي دولت آمريكا براي تحقق خواسته هاي خود در عربستان كمتر با مشكل مواجه مي شد. به عنوان نمونه وقتي رونالدريگان رئيس جمهور اسبق آمريكا براي كمك رساني مالي به كونتراها در نيكاراگوئه مشكل پيدا كرد، به گفته خود، به آساني از سخاوتمندي عربستان بهره برد و اين نياز را برطرف ساخت؛ هر چند كه هيچ منافع مشتركي بين عربستان سعودي و نيكاراگوئه وجود نداشت.
با اينهمه اينگونه نبود كه روابط دو كشور با مشكل و يا مانع مواجه نباشد. موضع رسمي عربستان سعودي در مورد مسئله فلسطين با سياست آمريكا در اينباره در تعارض است. ادبيات سياسي عربستان از آزادي مسجدالاقصي و حقوق حقه ملت فلسطين سخن مي گويد حال آنكه آمريكا با اسرائيل رابطه ارگانيك دارد،  و طبيعي است كه از سيل كمكهاي مردمي عربستان به فلسطينيان خشنود نباشد.
اما پس از حوادث ۱۱ سپتامبر و تبعه سعودي بودن اكثر شركت كنندگان در اين عمليات خرابكارانه، مناسبات بين عربستان سعودي و آمريكا وارد مرحله جديدي شد كه مهمترين مشخصه آن تشنج و عدم ثبات است. مقامات آمريكايي با آگاهي كامل از نقاط ضعف عربستان سعودي به خوبي مي دانند كه سيستم حاكم بر اين كشور در برابر تبليغات به شدت حساس بوده و از آن بيمناك مي شود؛ به ويژه كه اين تبليغات با درز دادن برخي اطلاعات دقيق همراه باشد كه به منزله يك پيام شديداللحن تلقي مي شود. ارائه فهرست عريض و طويل درخواستهاي سياسي، فرهنگي و امنيتي از سوي آمريكا در جنگ ادعايي عليه تروريسم، وضعيت عربستان را به مراتب دشوارتر ساخته است.
در اين ميان امر مسلم آن است كه ايالات متحده آمريكا پس از ۱۱ سپتامبر به يك بازنگري اساسي در سياستهاي خاورميانه اي خود روي آورده است. انديشه پردازان و محافل تصميم ساز در واشنگتن بر اين باورند كه وجود دولتهاي استبدادي و غير دمكراتيك در منطقه خاورميانه كه اتفاقا اكثر قريب به اتفاق آنها از متحدين آمريكا هستند، موجبات رشد رويكرد تروريستي را فراهم آورده است. در اين زمينه دولتهاي عربستان سعودي و مصر در نخستين صف متهمان قرار مي گيرند كه بايد براي آنها چاره اي انديشيد. رئيس اسبق سازمان سيا در يك سخنراني در انگلستان صراحتا اين موضوع را بيان داشت و گفت رژيمهاي سنتي در اين دو كشور ديگر كارآيي ندارند.
ديگر موضوع مطرح در آمريكا كه دامنگير عربستان سعودي شده است، مسئله فرهنگ يا عقيده تروريسم پرور است. هر چه باشد سلفي گري از نوع وهابي آن بستر شكل گيري جريان بن لادن بوده است. آمريكائيها تصور مي كنند براي مقابله با تروريسم بن لادني بايد با وهابيت و آموزه هاي مذهبي آن نيز مبارزه كرد. لذا فهرست طولاني درخواستهاي فرهنگي آمريكا، دولت عربستان را در وضع دشواري قرار داده است. زيرا دولت عربستان براي باقي ماندن بر سر قدرت به كسب مشروعيت ديني از سازمان روحانيون وهابي كشور نياز مبرم دارد. اما دولت آمريكا به مشكلات و نيازهاي دولت عربستان چندان توجهي ندارد و فشارهاي تبليغي خود را در خدمت پيشبرد سياستهاي تنظيم شده اش قرار داده است. البته ناگفته نماند كه اساسا تغيير سيستم حاكم بر عربستان سعودي بصورت بنيان كن در دستور كار آمريكا قرار نگرفته و صرفا تلاش مي شود با متحول ساختن سيستم حاكم برخي تغييرات محتوايي و شكلي در آن صورت پذيرد .در بحث محتوايي، موضوع سياستهاي فرهنگي،  مذهبي، آموزشي و تعهدات به جريانات جهادي در فلسطين به روي ميز مذاكره آمده است و در بعد شكلي، تغيير در نحوه موروثي بودن حكومت در «زير ميز مذاكره» خود را نمايان مي سازد. در اين چارچوب بيشترين فشار به امير عبدالله وارد آمده كه تمايل دارد ساختار سنتي حاكميت در عربستان را حفظ كند. در اين زمينه آمريكا پيامهاي متعدد و معناداري را ارسال كرده است. به عنوان نمونه مي توان به ديدار خصوصي و خانوادگي بندربن سلطان سفير عربستان در آمريكا با جورج بوش دوم در مزرعه وي اشاره كرد. از اين ديدار يك تصوير منتشر شد كه نشان مي داد بندربن سلطان بصورتي كاملا خودماني بر روي دسته مبل نشسته در حاليكه بوش نيز به يكسوي مبل خود تكيه داده است. اين ديدار كاملا خودماني و توزيع تصوير آن، در واقع يك پيام به اميرعبدالله و عربستان سعودي تلقي مي شد. پيامي كه منحصر به فرد نبود و در كنار آن انتشار مجموعه بسيار زيادي مقاله در مورد امور داخلي عربستان سعودي و حتي مطرح كردن حمايت سيستم حاكم بر اين كشور از تروريسم، بصورت پي درپي زنگ كاخهاي رياض و طائف را به صدا در مي آورد.
اما در اين ميان، اظهارات سفير آمريكا در عربستان كه در آن از ضرورت تغيير در ساختار حاكم بر اين كشور سخن گفته بود بيش از هر چيز ديگر قابل توجه مي نمود. اين اظهارات مهر تأييدي بود بر آنچه كه پيش از اين در چارچوب پيامهاي غيرمستقيم خود را نمايان مي ساخت. اينك سفير آمريكا در عربستان ديدارهاي خداحافظي خود را آغاز كرده است. آيا تحولي در سياست آمريكا حاصل شده كه تغيير سفير را ضروري ساخته است؟ و آيا تحولات جاري در عراق و مشكلاتي كه آمريكا با آن مواجه شده و همچنين اشتغالات داخلي آقاي بوش در آستانه انتخابات، عجالتا سياست ديگري را اقتضا مي كند؟ و آيا آقاي بوش بمانند ريگان به سخاوتمندي سعوديها نياز مبرم پيدا كرده است؟
يا آنكه مقاله اخير روزنامه گاردين در مورد برنامه اتمي عربستان سعودي!! در راستاي يك سياست هماهنگ از سوي آمريكا و متحدينش براي تأديب بيشتر عربستان سعودي است كه دقيقا همزمان با اعلام خبر پايان مأموريت سفير آمريكا در رياض انتشار يافته است؟ هر چه باشد،  مسلما مناسبات عربستان و آمريكا در معرض يك نوسان شديد قرار دارد.

سايه روشن سياست
ترفند آمريكا
وزارت دفاع آمريكا (پنتاگون) از مقامات واشنگتن خواسته است تا با ارائه امتيازاتي در ابعاد امنيتي، ديپلماسي و اقتصادي به ايران، اين كشور را براي ترك برنامه هاي هسته اي اش قانع كنند.
به گزارش خبرگزاري فرانسه در اين گزارش كه به وسيله يك كارشناس تسليحاتي وزارت دفاع آمريكا تنظيم شده، از آمريكا و ديگر قدرت هاي بزرگ خواسته شده است در زمينه هاي امنيتي، اقتصادي و ديپلماتيك با تهران به توافقاتي دست يابند تا ايران از فعاليت هاي هسته اي خود با اهداف نظامي، دست برداشته و به بازرسان آژانس بين المللي انرژي اتمي، اجازه دهد تا آزادانه از نيروگاه هاي ايران بازرسي كنند.
در اين گزارش به اتخاذ اقدامات پيشگيرانه از سوي سازمان ملل در قبال ورود تكنولوژي هسته اي به ايران نيز توصيه شده است. هنري سوكوسكي تهيه كننده اين گزارش همچنين مقامات آمريكا را به انجام عمليات سري بر ضد تأسيسات هسته اي ايران فراخوانده و اين عمليات  را ضروري تلقي كرده است.
سوكوسكي مي نويسد:هرگونه حمله نظامي علني به تأسيسات هسته اي ايران نتايج معكوس به دنبال داشته و آمريكا نمي تواند، به اهداف مورد نظر خود دست يابد، ولي اگر فشار محرمانه و به صورت غيرنظامي به ايران وارد شود، اين امر با موضع گيري و واكنش آرام ايران روبرو شده، در نتيجه رهبران اين كشور مجبور مي شوند تا برنامه هاي هسته اي خود را پايان دهند.
اين گزارش، پروتكل الحاقي را بي اهميت تلقي كرده و تأكيد دارد امضاي پروتكل از سوي ايران، نمي تواند عامل بازدارنده فعاليت هاي اين كشور شود و ايران نيز همچون ديگران ـ كه پروتكل را امضا نكردند يا به رسميت نشناختند ـ به فعاليت هاي خود ادامه خواهد داد.
ناظران سياسي ايران، اين گزارش را ترفندي براي تضعيف مذاكره كنندگان ايراني در گفتگو با فرستادگان آژانس  بين المللي انرژي اتمي ارزيابي مي  كنند. زيرا آنها مي توانند با استناد به چنين طرحي وانمود كنند كه ايران اساساً نيازي به برنامه  هسته اي ندارد. علاوه بر اين، اگر ايران به اين پيشنهاد آمريكا پاسخ مثبت دهد به معناي قبول اتهام پيشين يعني «تلاش براي دستيابي به سلاح هسته اي» است.
دميرل: عراق جزو عثماني است
سليمان دميرل، رئيس جمهور پيشين تركيه پيش از عزيمت به آمريكا، در ديدار با رجب طيب اردوغان، نخست وزير تركيه درباره دانشگاه هاي تركيه و عدم تغيير در ساختار آنها به او هشدار داد.
به گزارش سايت «بازتاب»، روزنامه آكشام تركيه نوشت: دميرل با اشاره به تنش بين دولت و دانشگاه ها، اردوغان را نصيحت كرد تا در زمينه سازمان آموزش عالي اين كشور عجله نكند.
دميرل همچنين با اشاره به ديدگاه هاي خود در زمينه روابط تركيه ـ آمريكا گفت: اگر تركيه قصد ايفاي نقش در تحولات منطقه را دارد، بايد با آمريكا همكاري كند.
قرار است، دميرل در سفر به آمريكا در پنجاهمين سالگرد تأسيس بنياد آيزن هاور شركت كند.
او در فرودگاه به خبرنگاران گفت: همسايه ما هم عراق است و هم آمريكا و عراق، سرزمين سابق عثماني است و تركيه نمي تواند نسبت به تحولات جاري در آن بي تفاوت باقي بماند.
تركيه پيش از اين به صورت تلويحي مدعي حقوقي در بخش هايي از مناطق كردنشين عراق شده بود اما اين نخستين بار است كه يك مقام ارشد اين كشور به سابقه امپراتوري عثماني و حضور آن در خاك عراق اشاره مي كند.
رسوايي تازه قاضي ضد ايراني
در پي اعتراف رئيس سابق سازمان اطلاعات آرژانتين مبني بر همدستي با قاضي گاليانو در پرداخت رشوه ۴۰۰ هزار دلاري به شاهد پرونده آميا، كارلوس تجدين ـ  يكي از دريافت كنندگان رشوه ـ نيز اعتراف كرد اين پول را در ازاي امضاي سناريوي ساختگي گاليانو دريافت كرده است.
به گزارش واحد مركزي خبر از كاراكاس، تجدين تأكيد كرد، باتوجه به دروغ بودن سناريوي قاضي فدرال آرژانتين، اين پول از محل سه ميليون دلار جايزه تعيين شده براي شاهدان، به وي پرداخت نشده است.
سناريو ساختگي قاضي فدرال آرژانتين را كه از حمايت بي دريغ سازمان هاي صهيونيستي آرژانتين برخوردار است، اولين بار اسراييل مطرح كرد.
در همين حال، وكيل اتحاديه سازمانهاي اسراييلي آرژانتين (دايا) كه طي سالهاي گذشته در حمايت از سازمان اطلاعات آرژانتين و قاضي گاليانو پرداخت هرگونه رشوه براي پرونده سازي را تكذيب كرده بود، اينك پس از اعتراف رئيس سازمان سيده اين امر را پذيرفت، اما از اين عمليات حمايت كرد.
وكيل سازمان صهيونيستي دايا در گفت وگو با خبرنگاران براي اولين بار طي نه سال گذشته به حضور و فعاليت مأموران اعزامي اسراييل در تحقيقات اين پرونده اعتراف كرد و حتي استقرار اين مأموران را در يكي از هتلهاي شهر بوينوس آيرس مورد تأييد قرار داد.
همچنين درحالي كه رسانه هاي آرژانتين با اثبات پرداخت اين رشوه و دخالت سازمان سيده در اين عمليات غيرقانوني، موضوع بركناري قاضي گاليانو را از منصب قضاوت و محاكمه وي به همراه مقامات سازمان اطلاعات آرژانتين، مطرح كرده اند، احضار احتمالي رئيس جمهوري سابق آرژانتين به دادگاه نيز در رابطه با پرداخت رشوه، به موضوع روز تبديل شده است.
انگليس چندي پيش به بهانه ادعاهاي جعلي آرژانتين عليه جمهوري اسلامي ايران، سفير سابق كشورمان در بوينوس آيرس را بازداشت كرد و هم اكنون نيز سليمان پور همچنان در بازداشت به سر مي برد.
تناقص در رفتار جامعه بين الملل با ايران و اسرائيل
دبيركل اتحاديه عرب خطاب به كشورهاي مقتدر و سازمان  ملل از متناقض و ناعادلانه بودن فشارهاي ديپلماتيك به ايران و اسراييل انتقاد كرد.
به گزارش شبكه الجزيره عمرو موسي، دبيركل اتحاديه عرب گفت: فشار به ايران براي توقف فعاليت هاي هسته اي، در حالي صورت مي گيرد كه اسراييل، آزادانه به فعاليت هاي خود ادامه مي دهد.
شبكه «الجزيره» در سايت اينترنتي خود به نقل از عمرو موسي نوشت: اسراييل مي بايست معاهده منع گسترش سلاح هاي هسته اي را امضا كند. وي گفت: وجود سلاح هاي كشتار جمعي در يك كشور، به منزله نبود آن در كشور ديگر نيست، لذا هيچ كشوري نبايد از اين معاهده استثنا شود و استثنا كردن اسراييل از اين موضوع، قابل توجيه نيست.
دبيركل اتحاديه عرب افزود: استثنا كردن اسراييل، مشكلات گسترده اي براي منطقه ايجاد كرده است، لذا از جوامع بين المللي مي  خواهيم تا فشار به ايران و اسراييل را به طور مساوي اعمال كنند.
كارشناسان تسليحات نظامي بر اين باورند، اسراييل ۱۰۰ تا ۲۰۰ سلاح هسته اي و انبار سلاح هاي شيميايي در اختيار دارد. عمرو موسي وزير خارجه پيشين مصر است. مصر نخستين كشور عربي است كه با اسرائيل پيمان صلح امضا كرد.

سياست
ادبيات
اقتصاد
انديشه
سفر و طبيعت
فرهنگ
ورزش
|  ادبيات  |  اقتصاد  |  انديشه  |  سفر و طبيعت  |  سياست  |  فرهنگ   |  ورزش  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |