چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۳۸۲ - شماره ۳۲۱۶- Nov. 5, 2003
شمارش معكوس
ليلا مصلح صدري - در سالهاي اخير مايك تايسون عناوين قهرماني، دوستان، همسر و احترام خود را در جامعه از دست داده و جديدترين خبر حاكي از آن است كه وي پول هاي خود را هم بر باد داده است.
000740.jpg

قبل از اين كه مايك تايسون اجازه برگشت به رينگ بوكس را بعد از كندن تكه اي از گوش «ايوان هولي فيلد»، پيدا كند، كميسيون ورزشي نوادا خواستار آن شد كه تايسون تحت درمان و ارزيابي رواني قرار گيرد. طي پنج روز آزمايش او به پزشكان اظهار داشت كه چگونه به آن وضعيت اسفناك در صحنه مسابقه سال ۱۹۹۷ كشيده شد. در حقيقت به خاطر مشكلات مالي او دچار افسردگي شده بود، حدود ۱۳ ميليون دلار ماليات عقب افتاده به دولت بدهكار بود. مايك گفت:  «مردمي كه برايشان جان مي دادم،تنها زمين خوردن مرا تماشاگر بودند.»
دكترها در نتيجه گيري مشاوره پزشكي،  تايسون را به عنوان مردي كه با تكيه بر ديگران زندگي مي كند و داراي شخصيت پيچيده و عجيبي است، ارزيابي كردند. آنها عقيده دارند كه شرايط مغزي وي به شكلي است كه هيچ گونه خطري خارج از رينگ براي ديگران ندارد. متأسفانه در مورد اين كه تا چه حد مي تواند براي خودش خطرناك باشد هيچ گونه اظهار نظري نكردند.
اما طبق پرونده مطروحه در دادگاه آمريكا شعبه ورشكستگي طي يكي دو هفته اخير، بسيار واضح بود كه شرائط مالي وي در چه سطحي است، مي توان گفت زندگي اش به مويي بند است.
«به عنوان يك مشت زن حرفه اي او براي مديريت كارهايش به ديگران اعتماد كرد و در آخر به اين حقيقت تلخ دست يافت كه بدهي هايش بيش از دارايي هايش است. حالا او تصميم گرفته كه براي سروسامان بخشيدن به مسائل مالي اش خود رهبري امور را به دست گيرد.» اين مطلب را وكيلش «دبرا گرس گرين» اظهار داشت.
تايسون اولين مشت زني است كه از ژنده پوشي به قله افتخار و سرمايه داري رسيد و دوباره به دره فلاكت سقوط كرد. اما علاقه مايك به ولخرجي و ماجراي كهنه عدم مديريت در كارهاي او، همه و همه براي او دردسرزا شده و به حال خود واگذاشتن آنها مخصوصاً  غيرقابل باور است. او كسي است كه دارايي اش را يك بار ۳۰۰ ميليون دلار قيمت گذاشته بودند، او ماشين بنتلي نقره اي كورسي اش را بعد از يك تصادف بسيار جزيي رانندگي در سال ۱۹۸۸ كنار گذاشت و به افسر پليس گفت: «من چيزي جز بدشانسي و تصادف با اين ماشين نداشته ام، اين ماشين مال شما، براي خودتان نگهداريد.»
اوكسي است كه مدير برنامه هايش «دان كينگ» را متهم كرد كه دستمزدهاي آن چناني او را با همراهي اعضاي خانواده اش بالا كشيده است. هنگامي كه او از زندان آزاد شد، او را سركيسه كردند و اين زماني بود كه مايك در پي دادگاهش در سال ۱۹۹۵ به دليل پرونده تجاوز جنسي به عنوان جريمه زنداني شده بود. مايك به كساني كه خود باعث ثروتمند شدنشان شده بود، اطمينان كرد.
000742.jpg

اين مطلب را جف والد، مشاور تايسون اظهار داشت و همچنين اضافه كرد : «مايك افراد زيادي را ثروتمند كرد ولي آنها هيچ گاه قدردان نبوده و اظهار رضايت نمي كردند.
آنها مي توانستند كه آينده اي قانوني با سرنگون كردن او براي خود ترسيم كنند.»
فصل مشخص ديگري از زندگي كوتاه و متلاطم مايك تايسون پايان يافت- او تنها ۳۷ سال دارد- زندگي اي كه با تمام فراز و نشيب هايش باعث وهم و ترس بود. ماجرايي كه خودش را ميان آن درگير يافت، افسانه اي بود كه از قرار معلوم پاياني براي سوء استفاده هاي پيچيده، رنج و مشقت براي او وجود نداشت.
براي هر كس ديگري كه ممكن است مسئول بيچارگي فعلي تايسون باشد، واضح است كه خود او عاري از سرزنش نيست. طي چند سال زندگي او زيرورو شد و بين دادخواهي نيازمندانه و خودفروشي نمايشي اش تنيده شده بود.
سال گذشته او پس از ورشكستگي و اعلام كسر بودجه و عدم پرداخت حق همسر دومش «مونيكا ترنر» كه حدود ۱۰ ميليون دلار در دادگاه طلاق تعيين شده بود، ديوانه شد. در طي اين جريانات آشكار شد كه او بين سالهاي ۱۹۹۵ تا ۱۹۹۷ مبلغي حدود ۲۲۰ هزار دلار هزينه پيجر و تلفن همراه پرداخت كرده، بابت جشن تولد مبلغ ۴۱۰ هزار دلار هزينه كرده و كرايه ماشين ليموزين او ۶۵ هزار دلار شده است. اگر او به دنبال حذف چيزي باشد كه تعادلي در هزينه هايش به وجود آورد، مسلماً  از حيوانات خانگي اش- دو ببر سفيد بنگال كه بابت هر كدامشان۷۰ هزار دلار پرداخت كرده است- بايد شروع كند. مربي بدنسازي اش تنها براي در دسترس بودن و در صورت لزوم استفاده كردن از او ۱۲۵ هزار دلار برايش خرج دارد، هزينه منازل و املاكش كه حداقل در ۴ ايالت مختلف و حدوداً  بيش از ۱۵ ميليون دلار ارزش دارند و يا هزينه هاي باغباني املاكش به بيش از ۱۰۰ هزار دلار بالغ مي شود.
در سال ۱۹۹۷ او اعلام داشت «هر كسي در حرفه بوكس به نان و نوايي مي رسد، اما مشت زن نصيبي از اين خوان رنگين نمي برد». اما به نظر مي رسد كه تايسون از اين خوان رنگين بي نصيب نمانده و حتي با خريد ماشين فراري به مبلغ ۳۰۰ هزار دلار و امتناع از آزمايش آن به دليل اين كه دقيقاً  ماشين ديگري عين همان را در منزل دارد، نشان داد خيلي هم نصيب برده. از راه مشت زني ميليون ها دلار را فقط در چند لحظه به دست آورده است، اما او ثابت كرده است كه ظرفيت خرج كردنش حتي بيشتر از توانايي اش در به دست آوردن پول است. همچنين او اولين نفر است كه اين مطلب را پذيرفته و اذعان داشت: «من در خرج كردن دلار خسيس نيستم، ولي در زمان خرج كردن نادان مي شوم.» رؤساي مغازه «ورساچي» در مركز خريد «سيرز پالس» در شهر لاس وگاس به خاطر مايك تايسون و يكي از دوستانش به مدت يك روز درها را بسته و كل مغازه را در اختيار ايشان قرار دادند و نتيجه اين خريد يك روزه ۲۵۰ هزار دلار بود.
سال ۲۰۰۰ در طي بازديد از انگلستان، آرزوي خريد ماشين مسابقه فرمول يك را در قلب خود داشت،  هنگامي كه دريافت هيچ گاه قادر نخواهد بود فرمول يك را براند در عوض مبلغ يك ميليون پوند جهت تماشاي مسابقات هزينه كرد.
هزينه هاي خدمه او بسيار بالاست. محافظين شخصي، رانندگان، دوستان قديمي و آشنايان جديد، كساني كه تنها نقششان در زندگي او، قرار گرفتن در ليست حقوق ماهيانه پرسنل است. در ميان اين هزينه ها،يك تمساح را هم اضافه كنيد. اين تمساح به مبلغ ۳۰۰ هزار دلار در سال ۱۹۹۶ براي وي هزينه دربرداشت.
000744.jpg

مسأله عدم امنيت تايسون هميشه مورد نظر است، چرا كه او هميشه توسط مردم احاطه گشته است، كساني كه طرفدار او هستند، اما هيچ زماني بيشتر از اين ۳ سال محكوميتش در زندان به خاطر پرونده تجاوز جنسي به دزيره واشينگتن در مضيقه قرار نگرفت. هنگامي كه در سال ۱۹۹۲ به زندان رفت، از قبل به خاطر مسائل مالي با مشكل مواجه شده بود، وامي با بازپرداخت ساليانه يك ميليون دلار جهت پرداخت هزينه هاي قانوني اش، طبق مدارك دادگاه آگوست ۱۹۹۴ زماني كه هنوز در زندان بود قرارداد با جان هورنه و روي هالووي امضاء كرد و آنها را به عنوان رؤساي رسمي خود اعلام كرد. هالووي، از دوستان زمان نوجواني تايسون در آلباني نيويورك و هورنه فروشنده كفش و كمدين ناموفق بود، هورنه طي يك رابطه دوستانه بين تايسون و برادرش توانست اعتماد وي را جلب كند. در جايي تايسون نوشته است: «آنها اعتماد و اعتقاد كامل مرا براي كسب بالاترين منافع در رابطه با منافع مشت زني ام در اختيار داشتند. آنها اجازه كامل داشتند كه به جاي من مذاكرات را انجام دهند، اما هيچ گونه معامله و يا تفاهمنامه اي به جاي من بدون حضور جان ك . هورنه و روي هاولوي و توافق ايشان انجام نشد.»
طبق گزارش واشنگتن پست دستمزد پرداختي به اين دو نفر۲۰ هزار دلار در ماه فقط براي ملاقات هفتگي با وي در زندان بود. در ميان آنها، دان كينگ اثر داخلي براي ماشين مبارز  پولساز داشت. ۲ هفته از قبل از اين كه از زندان آزاد شود، تايسون قراردادي را امضاء كرد كه كينگ ۳۰% از كليه درآمدهاي وي را دريافت خواهد كرد و همچنين۱۰% به هر كدام از مديرانش يعني هورنه و هالووي تعلق گرفت. اما مشاوران تايسون مي گويند كه تزلزل در اينجا تمام نمي شود. مسئول مالي سابق كينگ «جوزف مافيا» در دادگاه اعلام داشت كه ميليون ها دلار از قبال تايسون به سوي كينگ روانه گشته است. او كينگ را متهم به پرداخت ۱۰۰ هزار دلار در هر مسابقه به زنش هنريتا به عنوان هزينه مشاوره پرداخت كرده است، همچنين دو پسرش كارل و اريك هر كدام مبلغ ۵۰ هزار دلار در هر مسابقه و دخترش دبي كينگ لي هزار دلار در هفته براي گرداندن باشگاه طرفداران مايك تايسون دريافت مي كردند.
همچنين تايسون مقادير زيادي صورتحساب هاي قانوني و پرونده طلاق را در كنار ديگر مشكلات داشت. زن اولش «رابين گيوتر»، توافق طلاقي به مبلغ ۱۰ ميليون دلار را به نفع خود پايان داد. سال گذشته «مونيكا ترنر» مبلغ ۵/۶ ميليون دلار از درآمد بازيهاي بعدي تايسون را به خود اختصاص داد. پاي او براي بار دوم به زندان باز شد و به طور متداول متهم به نقض قانون و اغتشاش شد. اين اتهامات وارده به دنبال درگيري او با ۲ نفر از هوادارانش در هتل بروكلين بود كه از وي درخواست امضاء كرده بودند و در مقابل امتناع او، وي را تهديد كردند و باعث نزاع شدند. مدعيان سعي كردند كه اتهامات وارده را از تايسون سلب كنند. تا زماني كه گناهكاري وي از طريق فيلم دوربين مخفي سيستم حفاظتي هتل كه نشان مي داد كه تايسون يك بار به آن دو نفر حمله ور شد، بعد از در آوردن كتش اقدام به حمله مجدد كرده است، ثابت شود.
عدم توانايي تايسون در كنترل خشم خود، سرزنش مردم را برانگيخته و او را انگشت نماي خاص و عام كرده است. در سال ۱۹۹۹ حتي زماني كه جسد يك موش خرما در خانه اش پيدا شد ،او را به جرم بدرفتاري با حيوانات متهم كردند. تنها راه حل نجات تايسون از مشكلات عظيم مالي، استفاده از مشتهاي آهنينش است. اما از آنجايي كه با گذشت زمان و بالا رفتن سنش از توانايي و قدرت بدني اش براي مسابقه كم مي شود اين روش، راه حلي كوتاه مدت است. ماه ژوئن گذشته در مسابقه با لنكس لوئيز بدجوري ضربه خورد و تنها اميدش به مسابقه احتمالي با دوري جونز در شهر نايروبي در ماه نوامبر مي باشد كه قرار است در سالگرد ساخت فيلم «رامبل در جنگل» انجام شود، اما بعضي از شواهد حاكي از آن است كه اين مسابقه از بسياري جهات به مسابقه بين محمدعلي كلي و جورج فورمن شباهت بسياري دارد.
نقطه آغازين و شكل دهنده شخصيت فعلي تايسون كاملاً مشخص نيست. در سال ۱۹۹۸ به هنگام سنجش مسائل رواني و روحي تايسون، او به دكترها گفت كه من هيچ گونه ارزيابي از خود ندارم. اما پزشكان در پايان آزمايشات وي و ديدن نتايج به اين نكته رسيدند كه او شخصي ناخشنود، غمگين و نااميد به آينده است و چنين افرادي اغلب احساس گناه مي كنند و داراي اعتماد به نفس پاييني هستند و معمولاً  براي خود بحران سازي مي كنند.
با جمع بندي تمام اين نكات به اين مطلب مي رسيم كه تايسون خود به مشكلاتش واقف است، اما در يافتن راه حل سهل انگاري مي كند.

مرگ خاموش
000746.jpg
بهرام توكلي- خبر اين بود «درگذشت خسرو حق گشا»، آن هم در يك روزنامه صبح: مرگ خاموش يك قهرمان آسيا. خسرو حق گشا در ۵۳ سالگي پس از عمري تلاش و ايثار خستگي ناپذير در دوران قهرماني و مربيگري تيم ملي، به يك باره در اثر عارضه قلبي دارفاني را وداع گفت.
خسرو حق گشا، در بازيهاي آسيايي سال ۱۳۵۳ تهران، چهره شاخص رشته دوچرخه سواري بود. او را در همان زمان، كلكسيونر مدال مسابقه ها ناميدند.
خسرو حق گشا به همراه حسن فرد، اسماعيل زينعلي و غلامحسين كوهي در ۱۰۰ كيلومتر تايم تريل تيمي پس از اين كه چهار سال قبل يعني در بازيهاي آسيايي بانكوك در ۱۹۷۰ مقام دوم را بدست آورده بودند در اين دوره با تلاشي مثال زدني و خستگي ناپذير، بهترين هاي آسيا در اين رشته يعني تيم هاي ژاپن، تايلند، فيليپين، پاكستان، مغولستان، مالزي و كره جنوبي و... را پشت سر قرار داده و مدال طلا را بدست آوردند. مدالي كه برابر نظر كليه خبرگان و اهل فن، حق ايران بود.
اما حق گشا، در ۴ كيلومتر تعقيبي پيست در قسمت انفرادي تلاش زيادي به خرج داد تا در پيستي كه به تازگي در مجموعه آزادي ايجاد شده بود،  بتواند ويژگي هاي خود را به نمايش گذارد كه به رغم رقابتي ديدني، مدال برنز را بدست آورد و در ۴ كيلومتر تعقيبي تيمي نيز به همراه حسين بهارلو، منوچهر دانشمند وعلي  پورمهر - جوانان باغيرت و متعصب آن روزگار - مقام دوم و مدال نقره را تصاحب كردند.
بدين ترتيب خسرو حق گشا بهترين دوچرخه سوار ايراني بود كه سه مدال طلا و نقره و برنز را به دست آورد و سالها براي سربلندي و افتخار كشورمان هم در مقام قهرمان و هم در كسوت مربيگري تلاش كرده اما اكنون خسرو حق گشا از ميان ما رفته است.
تفاوت حق گشا با يك فوتباليست كه هرگز افتخارات او را هم نداشته است، در چيست؟ چرا براي بازيكن پيش كسوت رشته فوتبال با اعلامي چند باره توسط مراكز ذينفع مراسم تشييع جنازه مثلا از مقابل استاديوم امجديه (شهيد شيرودي) مي گذارند و همه را به اين مراسم دعوت مي كنند،  ولي براي كسي كه سالها با كسب مدالهاي قهرماني در آسيا براي كشورش افتخار كسب كرده است، مراسمي برگزار نمي شود. در حقيقت، اين سرنوشت همه قهرمانان رشته هاي ورزشي به غير از فوتبال است كه اين چنين غريبانه به خاك سپرده شوند.
خسرو حق گشا و ساير قهرمانان تيم ملي دوچرخه سواري ايران در آن سالها، بدون داشتن امكاناتي كافي و مدرن و بدون داشتن مربي خارجي، خود ركاب زدند و تلاش كردند تا به مرز آمادگي لازم برسند و براي ميهن خود افتخار كسب كنند.
هنوز هم تفاوت هاي موجود در مقايسه با امكاناتي كه در اختيار ركابزنان جهان است را مي بينيم و به آن توجه نمي كنيم. دوچرخه سواران ما از حداقل امكاناتي كه دوچرخه هاي مدرن به ابزار جديد دارا هستند، بي بهره اند. دوچرخه سواري ما از بابت ابزار و لوازم از زمان عقب است، ليكن از بابت قهرمانان، هيچ چيز از دنيا كمتر نداريم.
براي پيشرفت و گسترش ورزش دوچرخه سواري، قبل از هر چيز نياز داريم به دانش روز جهان و وسايل پيشرفته مجهز شويم، سپس در فكر پرورش قهرمانان باشيم و آخر اين كه به قهرمانانمان به يك چشم بنگريم و همه آنها را عزيز و گرامي بداريم. دور نيست زماني كه تك تك اين قهرمانان از پيش ما بروند و فقط نامي از آنها باقي بماند. نگذاريم ياد آنها را باد با خود ببرد و تا هستند، گراميشان بداريم.
عمر و عزت قهرمانان ايران زمين مستدام باد.

سايه روشن ورزش
دوپينگ در فوتبال انگليس
000748.jpg

 چهار بازيكن  امروز و قديم  تيم  ملي  فوتبال  انگليس  در مظان  اتهـام دوپينگ  و مصرف  داروي  مخدر و نيروزاي  كوكائين  قرار دارند و براي  تأييــد موضوع  اتهام شان  براي  انجام  آزمايش هاي  مجدد دوپينگ  فراخوانده  شده اند.
به گزارش  خبرگزاري  فرانسه  از لندن  ، اين  خبر در روزنامه  سان  انگليس  به چاپ  رسيده  اما فدراسيون  فوتبال  انگليس  آن  را تكذيب  و اعلام  كرده است  كه امروز هيچ  بازيكني  از فوتبال  انگليس  پاسخ  آزمايش  دوپينگ  او در مورد استفاده  از داروهاي  مخدر يا نيروزا مثبت  نبوده  است  .
روزنامه  سان  نوشته  است  كه  به  دليل  مسائل  قضايي  مجاز به  افشاء اسامي بازيكنان  متهم  نيست،  اما تنها به  اين  مسئله  اشاره  كرده  كه  اين  چهار بازيكن جزو بازيكنان  امروز و قديم  تيم  ملي  انگليس  هستند. به  نوشته  اين  نشريه  نفر پنجمي  هم  در ميان  بازيكنان  وجود دارد كه  عضو يكي  از باشگاههاي  دسته  اول  انگليس  است . اسامي  اين  بازيكنان  در آژانس  مبارزه  با دوپينگ  انگليس  موجود است .
يكي  از بازيكنان  قديم  كوئينز پارك  رنجرز از دسته  دوم  باشگاههاي فوتبال  انگليس  كه  به  علت  مصرف  كوكائين  ناچار به  خاتمه  دادن  به  حيات  ورزشي اش  شد، موضوع  دوپينگ  بازيكنان  را فاش  ساخته  و گفته  است  كه  از نزديك  شاهد مصرف    كوكائين  توسط اين  بازيكنان  بوده  است .
از آنجايي  كه  اثر كوكائين  در بدن  تنها ۴۸ ساعت  باقي  مي ماند، احتمال اينكه  اين  بازيكنان  از اين  دارو استفاده  كرده  باشند، بسيار است .
فدراسيون  فوتبال  انگليس  ضمن  تكذيب  اين  مطالب  گفته  است  كه  برنامه سنگيني  براي  مبارزه  با دوپينگ  به  مورد اجرا گذارده  و هشدارهاي  زيادي  به بازيكنان  در مورد مصرف  داروهاي  مخدر داده  است  .
اين  مطالب  متعاقب  موضوع  اتهام  دوپينگ  ريو فرديناند بازيكن  تيم  منچستريونايتد مطرح  مي شود. اين  بازيكن  به  علت  شركت  نكردن  در جلسه  آزمايش دوپينگ  در مظان  اتهام  دوپينگ  قرار دارد.
هفته  گذشته  هم  سازمان  ورزش  انگليس  اعلام  كرد كه  پاسخ  آزمايش  دو بازيكن از ميان  ۲۷۲ آزمايش  انجام  گرفته  از بازيكنان  باشگاههاي  دسته  اول  تا چهارم  باشگاههاي  فوتبال  انگليس  در سه  ماهه  دوم  سال  ۲۰۰۳ مثبت  بوده  است .
انگار ريشه هاي دوپينگ در فوتبال جهان رو به افزايش است و اگر با اين جريان شوم مقابله نشود، چون ديگر رشته ها بايد شاهد قرباني هاي بسياري باشيم.
مسابقه بشردوستانه
معراج مژده- براي اولين بار و به ابتكار سازمان ملل متحد يك مسابقه با نيت بشردوستانه در روز معرفي بهترين بازيكن سال فوتبال جهان( ۱۵ دسامبر برابر با ۲۴ آذر) در شهر بازل سوئيس و با حضور جمعي از ستارگان بزرگ فوتبال جهان از جمله زين الدين زيدان و رونالدو برگزار مي شود.
اين ديدار دوستانه را داور صاحب نام ايتاليايي پي ير لوئيجي كولينا قضاوت خواهد كرد. كليه عوايد مسابقه كه از محل فروش بليت، حاميان مالي و پخش تلويزيوني حاصل مي شود، صرف مبارزه با فقر در قاره هاي آفريقا، آسيا و آمريكاي لاتين مي شود. بازيكنان نام آوري همچون ديويد بكهام، فيگو، كارلوس، بالاك، نيستلروي، هانري به همراه تني چند از ديگر بازيكنان براي شركت در اين ديدار دعوت شده اند و همچنين ميخائيل شوماخر اتومبيلران آلماني و صاحب شش بار عنوان قهرماني جهان از دعوت شدگان به مسابقه است و براي مدت زمان كوتاهي در زمين فوتبال بازي خواهد كرد.
نرده ها فرو ريخت
000752.jpg

 بر اثر حادثه  فرو ريختن  نرده  حفاظ ورزشگاهي  در شهر بارانكيلاي  كلمبيا كـــــه  به  هنگام  برگزاري  يك  ديدار فوتبال  رخ  داد، يك  زن  جوان  كشته  و ۳۵ تن  به شدت  مجروح  شدند.
اين  حادثه  در ورزشگاه  بارانكيلا حين  انجام  ديدار تيمهاي  آتلتيكو جونيور شهر بارانكيلا با تيم  توتلا در مسابقات  فوتبال  قهرماني  دسته  اول  باشگاه هاي  كلمبيا روي  داد. بعد از پايان  مسابقه  كه  با تك  گل  بازي  توسط تيم  ميزبان  همراه  بود، هواداران  آن  از فرط شادماني  و براي  جشن  گرفتن  راهيابي  تيمشان  به  مرحله  نهائي  مسابقات ، بر روي  سكوي  طبقه  بالاي  جايگاه  تماشاگران  ازدحام  كردند و به  فرياد و شادماني  پرداختند.
ازدحام  اين  افراد در اين  محل  باعث  وارد آمدن  فشار سنگين  بر روي  نرده  ايمني  و فروريختن  آن  و به  پائين  پرتاب  شدن  جمعي  كه  بر روي  اين  سكو قرار داشتند، شد.
در اين  حادثه  يك  دختر ۲۰ ساله  از جمع  اين  تماشاگران  در دم  كشته  شد و ۳۵ تن  ديگر به شدت  مجروح  شدند. ورزشگاه  بارانكيلا محل  انجام  ديدارهاي  تيم  ملي  كلمبيا در مسابقات  مقدماتي  جام  جهاني  ۲۰۰۶ است .
اين اتفاق باعث شد تا نظر فيفا در مورد كلمبيا براي ميزباني بسياري از بازيهاي جام ملت هاي آمريكاي جنوبي و باشگاههاي اين قاره تا حدودي تغيير كند. انگار اين اتفاقات تنها به كشورهاي جهان سوم تعلق دارد و جان انسانها نيز در اين ميان ناديده گرفته مي شود.

خبر ها و نگاه ها
داماد سرخونه!
000750.jpg

«ميشل  سالگادو» مدافع  تيم  رئال  مادريد اسپانيا كه  شايعه  جدايي  وي  در مطبوعات  اين  كشور مطرح  شده  بود، با انعقاد يك  قرارداد پنج  ساله  همچنان  در اين  تيم  باقي  خواهد ماند.
اين  در حالي  است  كه  «رائول» و «گوتي» كاپيتان  و بازيكن  مياني  اين  تيم  نيز در آستانه  انعقاد قرارداد تازه  هستند.
از قرائن  پيداست  مذاكرات  بين مسئولان  باشگاه  رئال  مادريد و دو بازيكن  مذكور به  نتيجه  رسيده  و طي  هفته هاي  آينده  قرارداد جديد آنان منعقد خواهد شد.
«سالگادو» كه  مدت  قراردادش  با تيم  رئال  مادريد در پايان  فصل  جاري  به  پايان  مي رسيد، پس  از انعقاد قرارداد جديد اعلام  كرد: تيم هاي  چلسي  و منچستريونايتد انگليس  خواهان  به  خدمت  گرفتن  وي  بودند، اما او ترجيح  داد همچنان  در عضويت  رئال  مادريد باقي  بماند.
وي  كه  در يك  كنفرانس  مطبوعاتي  شركت  كرده  بود، يادآور شد: همواره  اين  اميدواري  را داشت  كه  در پايان  مدت  قراردادش  بتواند دوباره  در تركيب تيم  رئال  مادريد باقي  بماند.
مدافع  ۲۸ ساله  تيم  رئال  مادريد از اينكه  تيم هاي  مطرحي  چون  چلسي  و منچستريونايتد خواهان  خريد وي  بودند ابراز خرسندي  كرد.
وي  گفت  : اين  امر باعث  غرور من  در محافل  فوتبال  اسپانيا شد.
ميشل سالگادو با عقد اين قرارداد در حقيقت با پدرزن خود به توافق رسيده، زيرا او داماد فلورنتينوپرز رئيس باشگاه رئال مادريد است.
ورزش همگاني قرباني قهرماني
كارشناسان  مي گويند: ورزش  همگاني  و آموزشگاهي  در كشور به  جايگاه  بايسته  خود دست  نيافته  و بودجه  كافي  براي  توسعه  ورزش  همگاني  اختصاص  نمي يابد.
به گفته  آنان  بودجه هاي  كلان  ورزشي  در حالي  به  چند رشته  خاص  ورزشي  اختصاص  مي يابد كه  ما در زمينه  ورزش هاي  پايه ، ورزش  مدارس  و ورزش  همگاني  در وضع  مطلوبي  نيستيم .
آنها معتقدند: عدم  توجه  كافي  به  ورزش  همگاني  و كمبود اعتبارات  اين  بخش  سبب  شده  است  كه  اكثر مردم  به  جاي  پرداختن  فعالانه  به  ورزش  تنها به  تماشاچيان  پر و پاقرص  مسابقات  ورزشي  تبديل  شده  و اقشار مختلف  جامعه  از فقر حركتي  و به  تبع  آن  نواقص  و يا بيماري هاي  فيزيكي  رنج  برند.
000754.jpg

برخي  دستگاههاي  ذيربط ورزشي  نيز به  جاي  توزيع  مناسب  بودجه  ورزش  بين  شهرستانها، تمام  هم  و غم  خود را معطوف  قهرمان  پروري  نموده اند.
اگر مسئولان  به  تأمين  امكانات  ورزشي  براي  كودكان ، نوجوانان  و جوانان  توجه  نكنند، در آينده  صدمات  جبران ناپذير جسماني  و اجتماعي  متوجه  اين  قشر مي شود.
مثلاً در سالهاي  ۶۱ و ۶۲ حدود ۲۵ تيم  فوتبــال  باشگاهي  در انزلي  فعال  بود كه  اين  رقم  اكنون  به  چهاريا پنج  تيم  كاهش  يافته  است .
  تبعــات  اين  امر را روي  آوردن  جوانان  به  برخي  ناهنجاري هاي  اجتماعي ذكر كرد.
اكنون  بسياري  از مردم  كشور از فقر حركتي  و ناراحتي هاي  ناشي  از آن  رنج  مي برند.
دستگاههاي  مسئول  مـــي توانند برخي  فضاهاي  سبــز را به  ايستگاههاي  ورزش  همگاني  اختصاص  دهند، ضمن  اينكه  از اين  طريق  استعدادهاي  ورزشي  شناخته  مي شود.
با توجه  به  محدوديت هايي  كه  بانوان  براي  انجام  فعاليت هاي  ورزشي  دارند، دولت  بايد به خصوص  به  ورزش  همگاني  بانوان  توجه  بيشتري  نشان  دهد.
آنچه  در رابطه  با ورزش  مهم  است  در وهله  نخست  تأمين  سلامت  انسان  است  .
براي  توسعه  ورزش  همگاني  كه  گذرگاه همه  ورزش ها است  بايد بودجه  كافي  اختصاص  يابد.
از سويي  نهادهايي  مانند شوراي  شهر و شهرداري ها نيز بايد براي  گسترش  مكان هاي  ورزشي  و ارتقاء فرهنگ  ورزش  در بين  مردم  كوشش  كنند و بودجه  تخصيص  دهند.
در صورت  تأمين  امكانات  لازم  براي  توسعه  ورزش  همگاني  و سرمايه گذاري  در زمينه  رشته هاي  مختلف  ورزشي،مسلماً استعدادهاي  بهتري  در زمينه  ورزش  قهرماني  شكوفا خواهد شد.
ضمن  اينكه  مي توان  در مقوله  ورزش  قهرماني  از كمك هاي  بخش  خصوصي  استفاده  كرد. به  اين  نحو كه  باشگاه هاي  خصوصي  و يا برخي  شركت ها و كارخانجات  براي  كمك  به  تبليغات  خود مي توانند حمايت  مالي  از اين  قهرمانان  را به  عهده  بگيرند.
مسئولان  ورزش  كشور نيز بايد با برنامه ريزي  و تخصيص  مناسب  امكانات  و بودجه ، كودكان ، نوجوانان  و جوانان  ما را از صف  تماشاچيان  به  ورزشكاراني  سالم  ، شاداب  و فعال  تبديل  سازند.

ورزش
ادبيات
اقتصاد
سياست
علم
فرهنگ
هنر
|  ادبيات  |  اقتصاد  |  سياست  |  علم  |  فرهنگ   |  ورزش  |  هنر  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |