يكشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۸۲ - شماره ۳۳۲۳
زندگي
Front Page

فرزندتان را درك كنيد
003318.jpg
رابطه داشتن فقط در صحبت كردن خلاصه نمي شود. فرزندان شما حرف هاي شما را خوب مي فهمند ، اما آيا شما مي دانيد كه آنها چه مي خواهند به شما بگويند؟
براي داشتن يك رابطه واقعي، بايد افكار، نظرات و احساسات از مغزي به مغز ديگر منتقل شوند. اگر عشق و محبت قلب خوشبختي باشد، رابطه ،روح آن است. وقتي زن و شوهري با يكديگر رابطه صميمي نداشته باشند، مشكلاتشان آغاز مي شود و وقتي چنين اتفاقي بين والدين و فرزندان بيفتد، مشكل دو چندان خواهد شد.
عاقبت انديش باشيد
رابطه بين والدين و فرزندان فراز و نشيب هاي زيادي دارد، البته نه وقتي كه فرزندان خردسال و كودك هستند بلكه در دوران نوجواني آنها اين مشكل پيش مي آيد. اين واقعيتي است كه والدين بايد آن را بپذيرند. بنابراين نبايد انتظار داشت وقتي سال هاي كودكي فرزند بدون هيچ مشكلي گذشت، دوران نوجواني هم به همين منوال بگذرد. اما اگر يك رابطه خوب و صميمي بين فرزند نوجوان و والدينش وجود داشته باشد، مشكل چنداني پيش نمي آيد. وجود يك رابطه صميمي خيلي از مشكلات موجود را از بين مي برد و يا لااقل آنها را محدود مي كند. بنابراين والدين بايد در اين باره چاره انديشي كنند.
چيزهاي زيادي براي برقراري يك رابطه خوب بين اعضاي خانواده وجود دارد. اين رابطه صميمي ابتدا بين زن و شوهر شكل مي  گيرد و بعدها بين فرزندان، پدر و مادر و خواهر و برادر ها شكل مي گيرد. بنابراين والدين بايد در ايجاد پايه و اساس محكم يك رابطه خوب و صميمي بين اعضاي خانواده بكوشند. پيش از آنكه يك نوزاد بتواند معني كلمات را درك كند، مي تواند معناي امنيت و محبت والدينش را بفهمد و با افزايش تعداد فرزندان اين رابطه صميمي در بين اعضاي خانواده تثبيت خواهد شد. بنابراين بايد براي ايجاد يك فضاي پر از صفا و صميميت پدر و مادر عاقبت انديش باشند.
فرزندتان را تشويق كنيد
افكار و احساسات خود را بيان كند
يك ضرب المثل قديمي مي گويد:«كودكان براي ديدن ساخته شده اند نه براي شنيدن.» اين گفته در بسياري از مواقع درست است. نبايد از كودكان انتظار داشته باشيم كه مسائل را همانند بزرگترها درك كنند. براي يك كودك يك اتفاق فقط چيزي براي تماشا و ديدن است. گاهي اوقات كودك چنان در مسئله اي غرق مي شود كه محيط اطرافش را پاك فراموش مي كند. مثلاً با هيجان وارد اتاق مي شود تا داستان و ماجرايي را براي پدر و مادرش تعريف كند. و گاهي اوقات واكنش پدر و مادر چندان خوب نيست و مثلاً به او مي گويند: «ساكت باش!» و با اين حرف تمام هيجان كودك فروكش مي كند. در اين مواقع چرا پدر و مادر فكر نمي كنند كه اين پرگويي هاي بچگانه مي خواهد مسئله مهمي را به آنها بگويد؟ مطمئن باشيد شنيدن همين حرف هاي به ظاهر بي اهميت كودكان باعث مي شود كه كودك به شما اعتماد كند و ياد بگيرد حرف هاي دلش را به شما بگويد.
ادب و احترام به ايجاد يك رابطه خوب كمك مي كند. والدين بايد در اين زمينه نمونه و مثال خوبي براي فرزندانشان باشند. حتي گاهي لازم است در آموختن ادب و احترام سخت گيري شود. گاهي اوقات كودكان عادت كرده اند كه حرف ديگران را قطع كنند و وسط حرف آنها بپرند و يا حرف هاي بي ادبانه اي بر زبان بياورند و بدتر آنكه ديگران را مسخره كنند. تكرار اين حركات و كارهاي زشت باعث شكل گرفتن يك شخصيت بي ادب و بي نزاكت در فرزندان مي شود. پس اگر امشب كلمه و يا حركت زشت و بي ادبانه اي از كودكتان مشاهده كرديد، همين امشب اين اشتباهش را به او گوشزد كنيد كه فردا دير است و البته پيش از آن به علت اين رفتار كودكتان پي ببريد.
والدين بايد در تربيت فرزندانشان صبور و خوددار باشند. معمولاً كودكان به بي نظمي و اغتشاش گرايش دارند. آنها خيلي راحت حرف بزرگترها را قطع مي كنند تا حرف خودشان را بزنند و نظرشان را ابراز كنند. در اين مواقع بيشتر والدين به تندي با كودكشان برخورد مي كنند، اما بهتر است اول به حرف كودك خوب گوش داد و بعد به آرامي به آنها گوشزد كرد كه قطع كردن حرف ديگران كار خوبي نيست و بايد مثل خود شما منتظر بمانند كه حرف طرف كاملاً تمام شود.
همه شما دوست داريد كه فرزندانتان با شما مشورت كنند و از پند و راهنمايي هاي شما برخوردار شوند. بنابراين آنها را به اين كار تشويق كنيد و به آنها نشان بدهيد كه شما هم مثل آنها به راهنمايي در زندگي احتياج داريد.
سال هاي گذر از دوران كودكي به دوران نوجواني
نوجواني دوران گذر است، دوراني كه پسر و دخترتان نه ديگر كودك است و نه هنوز بالغ. بدن آنها تغيير مي كند و اين تغييرات بر روي احساساتشان تأثير مي گذارد. نيازها و مشكلات يك نوجوان هماني نيستند كه چند سال پيش با آن روبرو بودند. بنابراين والدين بايد خود را با اين شرايط جديد وفق دهند، يك نوجوان بيش از زمان كودكي دوست دارد كه به حرف ها و درد دل هايش گوش داده شود.
توضيحات مختصري كه در خصوص مسائل جنسي به يك كودك خردسال داده مي شود، براي يك نوجوان كافي نيست. آنها با احساسات جديدي آشنا مي شوند ولي نمي توانند درباره آنها از پدر و مادرشان سؤال كنند. بنابراين اهميت ايجاد يك رابطه صميمي بين والدين و فرزندان اينجا آشكار مي شود.
نيازهاي فرزند نوجوان خود را بشناسيد
هر پدر و مادري بايد با آگاهي و درايت كامل رفتار فرزندان خود را زير نظر داشته باشند و از طريق رفتارهاي آنها به احساساتشان پي ببرند. فراموش نكنيد كه شما هم روزي جوان بوده ايد. به ياد داشته باشيد اگر هر فرد بزرگسالي همچنان جوان مي ماند و دوران جواني را مي فهميد، هيچ جواني پير نمي شد. يك نوجوان دوست ندارد كه با او مثل يك كودك رفتار شود، هر چند كه او هنوز شخص بالغ و بزرگسالي نشده است و علاقه اي به كارهاي بزرگسالان ندارد. او سرگرمي و تفريحات را دوست دارد و دوست دارد وقتش را به تفريح بگذراند.
در اين مرحله از زندگي، جوانان انتظارات خاصي از والدينشان دارند. آنها مي خواهند كه دركشان كنند و بيشتر از همه به آنها توجه شود و رفتار منحصر به فردي با آنها داشته باشند. البته ترجيح مي دهند كه نكات و يحت هاي ارزنده اي بشنوند كه به درد بزرگي شان بخورد و نيز خيلي دوست دارند كه افراد مفيد و مثمرالثمري باشند.
والدين نبايد از اينكه مي بينند نوجوانشان در برابر محدوديت هايي كه برايشان تعيين شده است واكنش نشان مي دهند عصباني شوند. در واقع آنها در حال نزديك شدن به مرحله استقلال و خودمختاري هستند و از اينكه در انتخاب ها و تصميماتشان آزاد باشند، لذت مي برند. نوزادان و خردسالان نياز به مراقبت و نگهداري دارند و بايد امنيت آنها را فراهم سازيم. اما با بزرگتر شدن آنها، دامنه فعاليت آنها گسترده تر مي شود و روابطشان با افراد ديگر در بيرون از منزل بيشتر و محكمتر مي شود. و اين كورمال كورمال رفتن به طرف استقلال پسر يا دخترتان مشكلاتي را براي آنها بوجود مي آورد. البته والدين نمي توانند استقلال و اختيار را از فرزندان نوجوانشان بگيرند و يا دامنه اختيارات او را محدود سازند. اما مي توانند به روشي عاقلانه به حل مشكلات فرزندشان كمك كنند و اين كار بدون داشتن يك رابطه صميمي ميسر نيست.
اما اگر فرزند نوجوان آنها بخواهد كاملاً مستقل باشد، والدين چه كار بايد بكنند؟ اين خواسته مثل فنري مي ماند كه مي توانيد آن را در دستان خود بگيريد. بايد فنر را آرام و بتدريج رها كنيد، چرا كه اگر آن را به يكباره از دستانتان رها كنيد، از دستتان مي پرد و معلوم نيست كه كجا مي افتد. اما اگر فنر را براي مدت طولاني در دست بگيريد، خسته خواهيد شد و از قدرت فنر كاسته مي شود. بنابر اين اگر كنترل اين فنر را در دست داشته باشيد، بعد از رها شدن دوباره به طرف شما برمي گردد.
والدين بايد فرزندانشان را مستقل بار آورند، تا به تدريج كه بزرگ شدند بتوانند از پس مشكلاتشان برآيند و در بزرگسالي تصميمات درستي براي زندگي خود بگيرند. اگر فرزند شما با مشكلي برخورد كرد، او را راهنمايي كنيد و در حل مشكل به او كمك كنيد. اين كار بهتر است كه خود مشكلاتش را به دوش بكشيم و آنها را برايش حل كنيم. برخي از نوجوانان در برابر والدين خود سركشي و نافرماني مي كنند، چرا كه نمي دانند چگونه از استقلال و خودمختاري خود استفاده كنند. در اين مواقع پدر و مادر كمي صبور باشند و بگذارند خود نوجوان مشكلش را حل كند.
اگر محدوديت هايي كه والدين براي فرزند نوجوانشان تعيين مي كنند منطقي و درست باشد، نشانه اين است كه آنها رابطه خوبي با فرزندشان برقرار كرده اند. در بسياري از مواقع نوجوان بسته به رفتاري كه با آنها مي شود عمل مي كنند. مشكل ديگري كه والدين با فرزند نوجوانشان دارند، زياده روي كردن آنهاست. به عنوان مثال خوردن خوب است اما كسي كه در خوردن زياده روي مي كند، شكمو و پرخور است. همين مسئله درباره بيشتر سرگرمي و تفريحات نوجوان صدق مي كند. تفريحاتي مثل شنيدن موزيك، بازي و بيرون رفتن اگر در آنها زياده روي شود، باعث ايجاد مشكل مي شود. بنابر اين والدين با چنين تفريحاتي مخالف نيستند بلكه روش انجام اين سرگرمي ها و مدت زماني كه به آن اختصاص داده مي شود مهم مي باشد. همانطوري كه ما خوردن را قبول داريم اما از يك شخص شكمو انتقاد مي كنيم، به همين علت والدين نبايد سرگرمي و تفريحات را كه خاص سن جواني است محكوم كنند. اما حق دارند جلوي زياده روي و تفريحات نادرست و غيراخلاقي فرزندشان را بگيرند.
هر جواني نياز دارد كه دوستاني داشته باشد. ممكن است كه شما در بين دوستان فرزندتان يك همراه و دوست «ايده آل» را پيدا كنيد. اما دوستان فرزندتان به نظر خودشان بد نيستند. شايد لازم باشد كه رفت و آمد فرزندتان را با برخي از دوستان ناباب را قدغن كنيد، اما با ديدن يك يا دو اشتباه از طرف دوستان فرزندتان نبايد آنها را محكوم كنيد و از فرزندتان بخواهيد كه روابطش را به طور كل با آنها قطع كند. بهتر است با يادآوري خصوصيات مثبت دوستان فرزندتان، اشاره اي به بدي هايشان داشته باشيد و همچنين فرزندتان را تشويق كنيد كه بر روي دوستانش نفوذ داشته باشد و كاملاً مطيع آنها نباشد.
يك راه ديگر براي اين كه به فرزند نوجوانتان كمك كنيد كه از آزادي و استقلالي كه به دست مي آورد، درست استفاده كند اين است كه به او يادآوري كنيد كه در قبال اين آزادي و اختيار بايد فردي مسئول باشد. يعني مسئوليت  كارها و انتخاب هايي را كه مي كند به عهده بگيرد. اين كار باعث افزايش اعتماد به نفس در فرزندتان مي شود.
هنگامي كه نصيحت مي كنيد مواظب روابط تان باشيد
اگر كسي شما را نصيحت كند بدون آن كه شرايط شما را بداند، از نظر شما او آدمي است كه از عقل بهره كمي دارد و اگر او آن قدر قدرت داشته باشد كه شما را مجبور به انجام خواسته ها و اوامرش كند، او را به چشم ظالم و ناعادل مي بينيد. جاي هيچ شكي نيست كه شما بر روي فرزندانتان نفوذ و اقتدار داريد، اما اگر به اين اقتدار شناخت و بصيرت را اضافه كنيد، شما روابط بهتري با آنها برقرار خواهيد كرد. كسي كه هنگام اصلاح اشتباهات فرزند نوجوانش عقل و درايت به كار نبرد، بين خود و فرزندش ديواري بوجود خواهد آورد و رابطه اش را با او قطع مي كند.
اگر فرزند دختر و يا پسرتان در شرايط دشواري قرار بگيرد كه بر اثر اشتباهي پيش آمده است كه اصلاً انتظارش را نداشته ايد، چه كار مي كنيد؟ البته كاملاً معلوم است كه سعي مي كنيد فرزندتان را از مخمصه نجات دهيد. اما اين فرصت بسيار خوبي است تا به فرزندتان كمك فكري بكنيد و درس هايي از زندگي را به او بياموزيد. در اين مواقع عصباني شدن و محكوم كردن نوجوان پيوندهاي ارتباطي شما را با او كاملاً قطع مي كند. بيشتر نوجوانان بزهكار مي گويند: «من نمي توانستم با پدر و مادر حرف بزنم، آنها با من بداخلاق بودند.» وقتي كه به حرف هاي پسر و دختر نوجوانتان گوش مي دهيد، احساسات خود را كنترل كنيد. اگر به آرامي به سخنانشان گوش دهيد، آنها خيلي راحت نظم و قوانيني را كه برايش تعيين مي كنيد مي پذيرند.
نوجواني دوران بسيار سختي هم براي والدين و هم براي فرزند نوجوانشان است. بنابر اين نه كاملاً آنها را محدود كنيد و آنها را به حال خود رها كنيد. در درازمدت فرزندان به عشق و علاقه والدينشان پي مي برند. پس بدي را با بدي پاسخ ندهيد و با خوبي به جنگ بدي برويد. ناميدن فرزند نوجوان با القابي مثل «تنبل»، «بدرد نخور»، «سركش» و «بي فايده» كار بسيار اشتباهي است. اين كار حتي باعث مي شود كه نوجوان قيد خانه و كاشانه اش را بزند و از آنجا برود. گاهي اوقات رفتاري از نوجوان سر مي زند كه هيچ دليل خاصي ندارد. در اين مواقع بهتر است كه او را به حال خود بگذارند و طوري با او رفتار كنند كه او متوجه شود اين رفتارش است كه مورد قبول ديگران نيست نه شخص خودش و زماني كه نوجوان به كانون خانواده بازگشت، با آغوش باز آنها را بپذيرند.
بگذاريد فرزندتان براي خودش ارزش قائل شود
همه افراد بشردوست دارند كه مورد توجه قرار بگيرند: آنها مي خواهند ديگران آنها را بپذيرند و كارهايشان را تأييد كنند. براي اين كار نبايد كاملاً مستقل عمل كنند و بايد خط مشي گروه و دسته اي را كه در آن پذيرفته شده اند دنبال كنند. نوجوانان اين نياز را احساس مي كنند كه به خانواده تعلق داشته باشند. بنابر اين اين احساس را در آنها بوجود آوريد كه آنها عضو ارزشمند خانواده هستند و در پيشرفت و بهبود وضعيت خانواده سهيم هستند.
پدر و مادري كه فرزند دختر يا پسرشان را به خاطر انجام يك كار خوب تشويق مي كنند، از بوجود آمدن حس رقابت در او جلوگيري كرده اند، و بر عكس اگر والدين فرزندشان را با ديگري مقايسه كنند و دائم به او سركوفت بزنند كه ضعيف تر و پايين تر از ديگران است، حس حسادت را در او بيدار كرده اند. هر جواني دوست دارد كه والدينش او را همان طوري كه است بپذيرند و دوست داشته باشند.والدين مي توانند با عادت دادن فرزندشان به پذيرفتن مسئوليت در تمام مراحل زندگي به آنها كمك كنند كه ارزش هاي خود را نمايش دهند و اين آموزش از زمان كودكي با ياددادن احترام به ديگران، صداقت و راستگويي آغاز مي شود و به تدريج كه نوجوان وارد جامعه مي شود سعي مي كند اين ارزش ها را در جامعه رعايت كند و بعدها در محيط كار مسئوليت و وجدان كاري دارد.
نوجوان بايد از امكاناتي كه براي آموزشش در اختيارش قرار داده شده است كاملاً بهره مند شود، تا بتواند با مشكلات زندگي روبه رو شود و آنها را از سر راهش بردارد.
يك كد اخلاقي خوب پشتيباني و حمايت است
طبيعي است كه والدين وقتي مي بينند كه محله و يا مدرسه اي كه فرزندشان به آنجا مي رود، پر از جوانان نابابي است كه مسائل اخلاقي و ادب را رعايت نمي كنند، نگران باشند. آنها خوب مي دانند كه يك رفيق و همراه بد مي تواند عادات خوب فرزندشان را از بين ببرد. آنها به اين استدلال فرزندشان كه مي گويد: «همه اين كار را مي كنند، پس چرا من نكنم؟» تسليم نمي شوند. اگر آن كار درست و صحيح نباشد، فرزندتان تحت هيچ شرايطي نبايد آن را انجام دهد و نبايد اجازه اين كار را به او بدهيد، حال اگر خيلي ها اين كار را انجام دهند. شما نمي توانيد هر لحظه پشت سر فرزندتان باشيد و مراقب كارهاي او در مدرسه و يا در اجتماع باشيد. اما با ايجاد يك بنيان خانوادگي مستحكم يك كد اخلاقي خوب و اصول صحيحي به فرزندتان مي دهيد كه او را از بديها و انحرافات حفظ مي كند. اگر مي خواهيد فرزندتان فرد سالم و خوشبختي در جامعه باشد، بينش و آگاهي به او بدهيد كه بتواند بد را از خوب تشخيص دهد و به عواقب بدي ها آگاهي داشته باشد. اگر شما ارزش هاي واقعي زندگي را به فرزندتان بشناسانيد، مطمئن باشيد كه او اين ارزش ها را با انتخاب دوستان صميمي اش دنبال مي كند و اين ارزش ها را در آنها جستجو مي كند.
قبل از هر چيز به خاطر داشته باشيد كه اين ارزش ها را در كانون خانوادگي خود پياده كنيد و به آنها احترام بگذاريد. همان طور رفتار كنيد كه دوست داريد در فرزندانتان آن رفتارها را ببينيد. بگذاريد فرزندانتان در محيط خانواده از امنيت و عشق و محبت لازم برخوردار شوند. با اين كار يك كد اخلاقي با ارزش را به آنها داده ايد كه در بيرون از محيط خانواده آن را با خود دارد. اين بهترين ارثي است كه براي آنها به جاي مي گذاريد.
ترجمه: دنيا مملكت دوست
منبع: www.Family.Com

راههاي مقابله با استرس
003309.jpg

اضطراب و استرس از جمله رايج ترين مسايل رواني و عاطفي در دوران نوجواني و جواني است. بروز اين گونه مسايل در دوران نوجواني و جواني بر اغلب كنش هاي شناختي و عاطفي تأثير مي گذارد و ابتلا به هريك از مسايل رواني معمولاً سلامت و بهداشت فرد و جامعه را در معرض خطر قرار داده و فرد را از حالت سلامت نسبي موجود به نوعي عدم تعادل رواني، عاطفي و شناختي سوق مي دهد.
دورنه و بارلو (۱۹۹۷) سه سازه رواني، عاطفي و شناختي را براساس ميزان كنترلي كه فرد بر محيط پيرامون خود احساس مي كند توصيف نموده اند. طبق اين ملاك ،فرد هنگامي دچار استرس مي گردد كه نتواند با يك موقعيت كنار آيد و اين موقعيت به نحوي در وي ايجاد ناراحتي هايي از قبيل سردرد و يا مشكلات گوارشي كند. اين وضعيت در حالي رخ مي دهد كه فرد احساس كند چنانچه وقت كافي داشت و يا كسي او را ياري مي داد، مي توانست بر موقعيت كنترل يابد. از سوي ديگر اضطراب به حالتي گفته مي شود كه فرد از بروز يك واقعه احساس تهديد مي كند. واقعه اي كه براي او ناشناخته است و براي مقابله با آن از دست او هيچ كاري برنمي آيد.
به طور كلي اضطراب نقش اساسي در اعمال ساختمان رواني انسان دارد و يك پديده فراگير بشري است كه با انتظارات دردناك و قوي يك اتفاق ناگوار همراه است. اما بايد توجه داشت همانطور كه براي يك بيماري مانند سرماخوردگي روش هاي مختلفي براي درمان وجود دارد در مورد اضطراب و استرس هم دستورالعمل هاي متفاوتي وجود دارد كه در ادامه اين دستورالعمل ها را شرح مي دهيم.
۱- ورزش كردن: در تحقيقي كه در دانشگاه شيراز توسط افسانه عليزاده (۱۳۸۱) بر روي گروهي  از دانشجويان تحت عنوان مقايسه ميزان ابعاد سلامت عمومي در دانشجويان ورزشكار و غيرورزشكار دانشگاه شيراز و رابطه تعاملي آن با جنسيت انجام شد نتايج نشان داد كه دانشجويان ورزشكار از اضطراب، افسردگي پايين تري نسبت به دانشجويان غيرورزشكار برخوردار مي باشند. همچنين تحقيقات براون (۱۹۹۲) و همكارانش نيز نشانگر اين مطلب مي باشد كه برنامه تمرينات هوازي باعث بهبود حالات افسردگي، اضطراب، خصومت، آشفتگي فكري و خستگي شديد بوده است. به طور كلي پژوهشگران دريافتند ۱۰ دقيقه راه رفتن تند براي افزايش انرژي به تغيير خلق و ايجاد ديدگاهي مثبت براي مدت ۲ ساعت كافي است. يك پياده روي تند و سريع به مدت ۴۰ دقيقه ميزان اضطراب را به طور متوسط تا ۱۴ درصد كاهش مي دهد.
۲- تمرين در كنترل تنفس: تنفس بايد بدين صورت انجام گيرد: دم يك شماره، نگهداشتن نفس چهار شماره و بازدم دو شماره يعني اگر عمل دم چهار ثانيه باشد نگهداشتن نفس بايد شانزده ثانيه و بازدم هشت ثانيه باشد. علت اين كه نگهداشتن نفس ۴ برابر عمل دم مي باشد اين است كه اكسيژن كافي به خون شما برسد و سيستم لنفاوي بدن شما را فعال سازد. توجه داشته باشيد كه نفس ها بايد از ته دل و عميق باشد.
۳- مراقبه با مديتيشن: در حالت ريلاكس بودن قرار بگيريد. چشم هايتان را ببنديد و به صورت طبيعي نفس بكشيد با نظم دم و بازدم هماهنگي برقرار كنيد. به صورت ذهني نفس هاي خود را بشماريد و به هر تنفس كامل يك نمره يا شماره بدهيد تا شماره پنج بشماريد و پس از آن دوباره از اول شروع كنيد. در اين تمرين تفرق حواس زياد است. هدف شما بايد اين باشد كه بدون حواس پرتي اين تمرين ها را انجام دهيد.
۴- از مصرف مواد قندي و چربي ها بپرهيزيد: خوردن مناسب بخصوص زماني كه در فشار رواني هستيد بسيار مهم است. قندهاي ساده به آزاد شدن اپي نفرين كمك كرده و پاسخ در برابر فشار رواني را بيشتر مي كند. چربي ها هم انرژي مورد نياز در زمان بروز فشار رواني را از بين مي برد زيرا نسبت به غذاهاي ديگر به مدت زمان زيادتري براي هضم نياز دارند.
۵- اجتماعي باشيد: هنگامي كه تحت فشار رواني قرار داريم غالباً به طور غريزي تمايل پيدا مي كنيم كه خود را از صحنه عمل كنار كشيده به گوشه تنهايي پناه ببريم. كاري اشتباه تر از اين وجود ندارد چون گوشه گيري به ما اجازه مي دهد حواس خود را بيشتر روي مشكلات و افكار منفي متمركز كنيم و اين كار به جاي حل مشكل به تشديد استرس كمك مي كند. در اين زمان بايد سعي كنيد كه با دوستان خود ارتباط بيشتري داشته باشيم. يا ترتيبي دهيد كه عده اي بچه كوچك كنار شما باشد. كودكان مي دانند چطور ما را مجبور به خنده كنند تا نگراني مان را از ياد ببريم.
۶- هيجانات سركوب شده خود را روي كاغذ بياوريد: متخصصان معتقدند عمل ساده افشاي خود كمك مي كند، فشار رواني تسكين پيدا كند. نوشتن احساساتتان در دفترچه كمك مي كند تا فشار رواني ناشي از رويدادهايي مثل از دست دادن شغل، رنج بردن از مشكلات زناشويي،... را تسكين دهد.
۷- بخنديد: مطالعات زيادي نشان داده كه خنده مي تواند يكي از سالم ترين پادزهرهاي فشار رواني باشد. هنگامي كه مي خنديم يا حتي، طبق برخي تحقيقات موقعي كه ما لبخند مي زنيم، جريان خون به مغز افزايش مي يابد، موادي به نام اندروفين (هورمون هاي ضددردي كه در شخص احساس خوش و سلامت ايجاد مي كنند) در مغز آزاد مي شود و سطح هورمون هاي استرس را در خون پايين مي آورد. دكتر شرلي روتليف از درمانگران دانشگاه ها ميلتون كانادا مي گويد: گزارش هاي متعددي هم در ادبيات عامه و هم در ادبيات تخصصي درباره اشخاص وجود دارد كه با خنده و شادي بيماري شان را درمان كرده اند.
۸- ذهن خود را متمركز زمان حال كنيد: دكتر ژان بورسينكو در «پرورش روح و جسم» مي نويسد: اگر بتوانيد ذهن خود را چنان پرورش دهيد كه اميدها و آمال خود را به كناري نهاده و در موقع مناسب و مقتضي به سراغ تك تك آنها برويد، به آرامش ذهني دست خواهيد يافت. جاده اي كه به آرامش ذهني منتهي مي گردد از راهي مرسوم به توجه مي گذرد. توانايي تمركز، يا متوجه زمان حال بودن، كل موضوع توجه نظر را به خود اختصاص مي دهد. به عنوان مثال پرتقالي را برداريد و به آن نگاه كنيد. به رنگ هاي آنها دقت كنيد. آنها را لمس كرده و طعم اش را بچشيد و تمركز نمائيد. يا چنانچه استاد ذن مي گويد: هنگامي كه فردي به شستن ظرف ها مشغول مي شود بايد تمامي حواس خود را متوجه آن نمايد. اما دقيقاً نكته در همين جاست. اين واقعيت كه ما جلوي ظرفشويي ايستاده و به شستن كاسه و بشقاب ها مشغوليم واقعيتي شگفت انگيز است. در اين حال، در خود واقعي خويش نمايان مي شويم و به حضور خود، افكار و اعمال خود كاملاً واقفيم. بنابر اين، به هيچ وجه بي هدف و سرگردان همچون بطري بر امواج دريا شناور نخواهيم ماند.
۹- زدن ضربه هاي ملايم: براي رفع تنش در قسمت بالاتنه خود دست خود را مشت كنيد و مچ دست را آزاد نگه داريد. به آهستگي با مشت روي قفسه سينه، شانه ها، قسمت بيروني، بازوها و پشت دست هاي خود ضربه بزنيد. اين تمرين براي رهايي از تنش و همچنين فعال ساختن بدن، مفيد است. هرگاه در اين ناحيه احساس خستگي و يا انقباض مي كنيد اين تمرين را انجام دهيد.
۱۰- گوش دادن به موسيقي ملايم: برخي از مطالعات اخير نشان از آن دارد كه موسيقي باعث آهسته كردن ضربان قلب و افزايش اندروفين ها مي شود و از اضطراب مي كاهد.
۱۱- دست هاي خود را تكان دهيد: اين تمرين سريع براي شل كردن ماهيچه هاي گردن و قسمت بالاي پشت بدن مفيد است، بايستيد و يا بنشينيد، سپس بازوانتان را از اطراف باز كرده و براي ۱۰ ثانيه دست هاي خود را به شدت تكان دهيد. اين عمل را با يك تنفس عميق بياميزيد، خواهيد ديد كه بهتر خواهيد شد.
۱۲- صاف بايستيد: وقتي كه فردي را استرس مي گيرد ناگهان خميدگي در بدنش به وجود مي آيد، معمولاً اين خميدگي تا حدي است كه انگار وزن تمام جهان برروي دوش اوست. اين افت ناگهاني، تنفس را محدود مي سازد و از جريان خون و اكسيژن به مغز مي كاهد، انقباض ماهيچه ها را افزايش داده و احساس درد و تنها ماندن و بي يار و ياوري را بيشتر مي كند. راست كردن ستون فقرات كاملاً نتيجه عكس را در بردارد، جريان خون را تسريع مي كند. سطح اكسيژن خون را بالا برده و از انقباض ماهيچه ها مي كاهد كه همه اين موارد در نيل به آرامش سهيم هستند.
افسانه عليزاده اصلي
منابع:
1- Durand.V.M.Barlow.D.H (1997). Abnormal Psychology. An introduction. Brook /cole Publishing compang.USA.
2- Brown-Sw;et al.(1992). Aerobic exercise in the psychological treatment of adolescents. Percept. Mot-skills.Apr;74(2):555-60
۳- عليزاده اصلي، افسانه (۱۳۸۱) مقايسه ميزان ابعاد سلامت عمومي در دانشجويان ورزشكار و غير ورزشكار دانشگاه شيراز و رابطه تعاملي آن با جنسيت. پايان نامه فوق ليسانس
۴- رابينز، آنتوني (۱۳۸۱). نيروي بيكران. ميترا حبيبي، مهناز زاهدي، مترجم. تهران: انتشارات پيك فرهنگ.
۵- ايوا فريزر (۱۳۷۹). مهرانگيز نظري نوكاني. مترجم: تهران: انتشارات فراروان.
۶- نائومي هامفوي (۱۳۷۳). دكتر رضا جماليان. مترجم. تهران: انتشارات درسا.

|  ادبيات  |   اقتصاد  |   انديشه  |   زندگي  |   سياست  |   ورزش  |
|  هنر  |

|   صفحه اول   |   آرشيو   |   بازگشت   |