يكشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸۳ - شماره ۳۴۱۳
اقتصاد
Front Page

فرصت بزرگ -(بخش آخر)
توان بخش خصوصي
008970.jpg
بالاخره پتروپارس بايد با شرايط عمومي كشور حركت كند. الان در بخش صنعت نفت ايجاد اين شركت و حضور ما يك فرصت و فضاي كاري براي مجموعه شركت هاي ايراني فراهم كرده است. شك نكنيد كه اگر پتروپارس حضور نداشته باشد كسي حاضر نيست بدون منافع قدمي براي ما بردارد. هر كس به اندازه  دانايي و قابليت ما حاضر است در مقابل ما بنشيند و با ما مذاكره كند
اشاره:بخش نخست گفتگو با غلامرضا منوچهري مدير عامل شركت پتروپارس نخستين و تنها شركت پيمانكار عمومي در اجراي پروژه هاي بزرگ نفتي كشور را در شماره گذشته خوانديد.
بخش پاياني اين گفتگو كه با چالش هاي ايجاد يك شركت متكي بر ساز و كارهاي اقتصادي و معيارهاي فعاليت بخش خصوصي براي حضور در صنعت نفت كشور و با تعاملات بين المللي و معيارهاي جهاني است در اين شماره مي خوانيد.
عليرغم ظهور و حضور سنگين نفت در اقتصاد كشور در قرن گذشته هنوز تعامل ديگر بخش هاي اقتصادي با اين پديده براساس نيازها و كاركردهاي اقتصادي نيست. هنوز كشور ما عليرغم سابقه طولاني صنعت نفت از عوامل دست اندركار توانا و منضبط به معيارهاي اقتصادي و بين المللي برخوردار نيست. نفت به عنوان يك فرصت در اقتصاد كشور هنوز به موتور محرك اقتصادي و موثر در رشد ديگر بخش هاي اقتصادي تبديل نشده است. بازنگري نفت و كاركرد آن در اقتصاد ايران كليد حل بسياري از مشكلات كنوني است.
* ما بهترين نيروي انساني را داريم و اين در دنيا ثابت شده است و كسي آن را نمي تواند رد كند. اما اين آدم توانا در شرايط مناسب و رقابتي است كه رشد مي كند و قادر به استفاده از توانايي هاي  خود مي شود.
- در پروژه فاز يك حداقل صد پيمانكار ايراني داشتيم كه بيشترين و قوي ترين پيمانكاران را در برمي گرفت و ۲۰ الي ۳۰ شريك خارجي كه در ارتباط با كار بودند اين طبيعت كار است. براي مثال در كار حفاري تخصص هايي وجود دارد كه شركت هاي منحصر به فردي در دنيا آن را انجام مي دهند. اين طبيعي است كه با ديگران همكاري كنيم. مهم اين است كه كار را بشناسيم، مديريت كنيم، جمع كنيم و به نتيجه برسانيم. اگر اين قابليت مديريت پروژه كه شامل برنامه ريزي اجرايي پروژه، كنترل زبان، كنترل كيفيت و هزينه است را بتوانيم مديريت كنيم، يك شركت با توان مديريتي هستيم. حالا براي اينكه در سطح قابل قبولي در جهان قرار بگيريد، بايد دارايي هم داشته باشيد و اين بر عهده شركت نفت است كه ما مالك بشويم. در پروژه فازبا طرحي كه وزارت نفت ارائه كرده است پتروپارس از سود كار بهره مند نمي شود. كل پول برمي گردد به دولت. يعني بهره پروژه فاز يك به نيكو تعلق دارد و نيكو خودش دولتي است.
* اين گفته شما نشانه عدم حاكم بودن سازوكار اقتصادي بر اين شركت است؟
- بايد اين مسائل اصلاح شود.شوكي كه پتروپارس تجربه كرد موجب شد همه امكانات مالي را پس گرفتند و به دولت دادند و خيال همه را راحت كردند. حالا، اگر بخواهيم وارد بازارهاي بين المللي بشويم و طرح بگيريم و طرح ها را با وام هاي پولي بين المللي اجرا كنيم بايد دارايي داشته باشيم، سرمايه  اسمي پتروپارس ۵۰ هزار دلار است. ما در مقابل شركت هاي خارجي سرمايه اندكي داريم و به حساب نمي آييم.
* صحبت شما مثل زماني است كه پدر مالداري به فرزندش سرمايه اي مي بخشد ولي اين سرمايه پايدار نمي ماند اما اگر خودتان كار كنيد و در يك شرايط رقابتي كار كنيد، توانا مي شويد و سرمايه افزايش مي يايد تا چنين تكاپويي فراهم نباشد رشد نمي كنيد؟
- بله صحيح است.
* در طرح هاي نفتي افراد و شركت هاي گوناگون از كشورهاي مختلف در اين كار دخالت دارند چون طرح ها بسيار عظيم است و يك نفر و يك فرد آن را انجام نمي دهد، بحث اعتبار است. شركت هاي مشابه شما اعتبار بالايي دارند و با آن اعتبارشان كار مي كنند. پتروپارس هنوز در اين رده قرار ندارد؟
- طبيعي است، شما مي دانيد قدرت هفت خواهران نفتي از نظر اقتصادي و تأثير گذاري از خيلي از كشورها بيشتر است، برخي از اين شركت ها مي توانند مدعي باشند كه به اندازه ده ها كشور آفريقايي قدرت مالي و سياسي دارند. نظام اقتصادي بازار آزاد متكي بر سرمايه داري شركت هاي بزرگي مي سازد كه نام هاي متعددي مي  توان معرفي كرد، هالي برتون، شلومبرگر، يا شركتي كه كل كويت را مديريت مي كند، اين شركت ها حاصل نظام اقتصادي است كه رئيس جمهور را هم تعيين مي كند براي مثال در آمريكا تعيين رؤساي جمهوري با حمايت شركت هاي بزرگ است. البته در هندوستان هم دارد اين اتفاق مي افتد. من ديدم كه يكي از بخش هاي خصوصي هند در مذاكراتي ادعا مي كرد كه گردش مالي ۵ ميليارد دلاري دارد، اين نشان مي دهد كه از حمايت هاي سياسي برخوردار است و احزاب با اين شركت ها هماهنگ عمل مي كنند و هر دو از هم تغذيه مي شوند، اين شركت  ها درآمد دارند و احزاب حمايت سياسي و خصوصي مي كنند.
* اخيراً يكي از شركت هاي ايراني اعلام كرد كه در هند يك طرح توسعه نفتي را در مناقصه برنده شده و در اطلاعاتي كه منتشر كرده بود اعلام كرد كه در رقابت  با دو شركت هندي و عليرغم قانون كه بايد در شرايط مساوي به شركت هاي هندي امتياز داده شود اما به دليل فني تر بودن طرح پيشنهادي و اقتصادي بودن شركت ايراني برنده اعلام شد. آيا در ايران چنين اتفاقي مي افتد كه در مقابل شركت هاي ايراني يك رقابت  اين چنيني حاكم باشد؟
- در ايران براي شركت هاي خارجي فرصت فراوان است، ولي در مجموع بايد توقعات را در مقياس ساز و كارهاي كشور تنظيم كرد. آيا اصلاً  اجازه مي دهيم كه توان بخش  خصوصي به حدي برسد كه ديالوگي در سياست داشته باشد؟ آيا اجازه مي دهيم كه بخش خصوصي، تعامل اين چنيني داشته باشد؟ بنابراين اگر بخواهيم پتروپارس قدرت پيدا كند و حتي خارجي ها روي آن حساب كنند در هر شرايطي بايد وابستگي به دولت داشته باشد.
در دنيا اين رابطه برقرار است. اگر حرف كلاني مي خواهيم بزنيم مي داند كه بايد پتروپارس به جايي بند باشد. چرا چون مي دانند كه بخش خصوصي در ايران به آن معنا وجود ندارد كه قدرت مند باشد، بنابراين بايد دولتي باشد. حالا اين پتروپارس بايد يك مسير چندگانه را طي كند. از يك طرف بايد ارتباط خود را با نظام دولتي حفظ كند كه الان وجود دارد. دوم سازوكارهاي داخلي را سعي كند با مجوز دولت و به هر ترتيب متناسب با نظام  مديريتي دنيا كند و سوم بهترين كادرها و نيروها را جذب كند.
توان مالي و مايملك لازم را با حمايت هاي دولتي به دست آورد و براي اين كه ثبات بهتري پيدا كند به بازار سهام هم وارد شود .ما اگر بتوانيم وارد بورس شويم و يا سهام شركت را تا سي درصد به يك شركت خارجي بفروشيم، شرايط اقتصادي تر مي شود و ساختار مديريت داخلي اصلاح مي شود و عمليات و فرآيندهاي كار اقتصادي مي شود و كل كار و بهره وري آن تغيير مي كند.
با حضور يك سهامدار جدي كل نظام مديريتي اصلاح مي شود.
بالاخره پتروپارس بايد با شرايط عمومي كشور حركت كند. الان در بخش صنعت نفت ايجاد اين شركت و حضور ما يك فرصت و فضاي كاري براي مجموعه شركت هاي ايراني فراهم كرده است. شك نكنيد كه اگر پتروپارس حضور نداشته باشد كسي حاضر نيست بدون منافع قدمي براي ما بردارد. هر كس به اندازه  دانايي و قابليت ما حاضر است در مقابل ما بنشيند و با ما مذاكره كند.
امروز شركت هاي خارجي علاقه مندند با پتروپارس شريك شوند و سهامدار آن باشند.اين نشانه فهم و دانايي است كه در اين شركت متمركز شده است در غير اين صورت كسي به رقيب نياز ندارد و همه علاقه مندند كه كار را انحصاري انجام دهند.
* ما در طرح هاي ملي به خصوص طرح هاي حوزه هاي مشترك با تأخير عمل مي كنيم. در اين مورد، بارها گفته و بحث شده از جمله در منطقه پارس جنوبي. آيا تنظيماتي كه صورت گرفته و شرطي كه براي شركت هاي ايراني در مورد انجام حداقل ۵۱ درصد كار در نظر گرفته شده مشكلي ايجاد نمي كند؟
- واقعيتي است كه وجود دارد. بيشترين مورد هم به حوزه پارس جنوبي مربوط است. در آن طرف دارند با سرعت برداشت مي كنند. ولي واقعيتي كه وجود دارد اين است كه خواسته ايم در اين منطقه چند مشكل را با هم حل كنيم. در اين قضيه مي خواهيم ساخت داخل را توسعه دهيم، خواستيم كه به كشورهاي خارجي وابسته نباشيم و شعارهايي داده ايم و در داخل هم شرايطي ايجاد كرديم كه وزارت نفت تحت فشار قرار گيرد و با اين وزارت خانه و يا سازمان ها و شركت هاي تحت پوشش آن به نحوي برخورد شود كه تضعيف شوند و به آنها اعتماد نشود و توانايي و قدرت كافي به آن ندهيم و يك حالت بيم و اميد قرار دهيم و همه اين حركت ها نتيجه اي غير از اين ندارد. زماني كه شما وزيري را تضعيف كنيد كه قدرت تصميم گيري نداشته باشد و يا ساختار مديريتي كه مجري كارهاي وزارت است زير سؤال برود و بحث سلامت و صحت كار آن مطرح شود افراد تمايلي براي قرارداد بستن ندارند. راحت ترين كار اين است كه كاري انجام ندهيم. حالا در شرايط امروز با همه اين شرايط وزير نفت جسارت كرده و شجاعت به خرج داده و از مقامات بالا مجوز گرفته و كار را پيش برده است.
ولي عليرغم اين كه ده سال ديرتر از قطري ها كار را آغاز كرديم خيلي خوب عمل كرديم. اين شرايط تا سال گذشته زياد تفاوت و فاصله نداشت ولي از سال گذشته قطري ها تا حدود ۱۵ ميليارد دلار قرارداد بستند.
آنها بعد از اين كه حركت ما را ديدند حركت خود را سرعت دادند.
ما در شرايط سخت و دشواري كار مي كنيم و علاوه بر تحريم ، مشكلات سياسي نيز وجود دارد اما در آن سوي آب مذاكره و امضاي قرارداد و شرايط كار بسيار راحت تر است. در ايران براي هر قراردادي مدت ها زمان براي مذاكره و عمليات صرف مي شود. با شركت هاي خارجي مشكل زيادي داريم.
* مجموع ارزش قراردادهاي پتروپارس چه ميزان است؟
- كل قرارداد هايي كه از سوي شركت نفت داريم معادل ۴ ميليارد دلار سهم ما است. البته اين گردش پولي نيست كه در پتروپارس وجود داشته باشد، ما اين را مديريت و تأييد مي كنيم و شركت نفت و ديگران يا بانك ها مي برند. آنچه كه در پتروپارس گردش مي كند خيلي كمتر است و حدود ۷۰ تا ۸۰ ميليون دلار است.
* در چنين شرايطي چگونه مي خواهيد وارد بورس شويد؟
- اجراي طرح ها سودي دارد كه اين امكان را كه ما مالك سودي كه از كار عايد مي شود باشيم گرفتند، در فاز يك اين سود را حذف كردند و در فاز شش و هفت و هشت به نيكو اختصاص دادند. ما بايد اينها را بر اساس توافق هاي جديد اصلاح كنيم.
ورود به بورس مقدماتي دارد كه پس از تغييرات امكان اين كار فراهم مي شود. در آن زمان پتروپارس ممكن است بر اساس تغييرات جديد و معيارهاي بورس براي مثال يك ميليارد دلار ارزش گذاري شود.
ما توان اجراي پروژه هاي بزرگ را داريم و بر اساس تعريفي كه شد كارهاي عمراني نفتي بزرگ را انجام مي دهيم و براي اين بوجود آمده ايم تا تبديل به يك شركت بزرگ نفتي شويم. مهارت تصميم گيري و مهارت مديريت و انجام كارهاي بزرگ عمراني ارزش افزوده بالايي براي كشور دارد. ايجاد يك مركز عالي تصميم گيري كه قادر باشد طرح ها را خوب بشناسد و در شرايط زماني درست و متكي بر محاسبه سود و زيان تصميم گيري كند.
اين كاري است كه پتروپارس براي آن تعريف شده و انجام مي دهد.
* شما قصد افزايش دارايي و ايجاد شركت هاي زيرمجموعه را داريد، قصد تأسيس شركت هاي همكار را داريد،آيا در خصوصي سازي پالايشگاه هاي موجود در كشور نمي توانيد آنها را خريداري كنيد؟
- به تدريج ما وارد اين امر مي شويم ولي اولويت هاي ديگري وجود دارد. اخيراً قرار شده است پروژه بيد بلند دو را كه ۷/۱ ميليارد دلار ارزش دارد، ما انجام دهيم. در كشور ضعف اجراي طرح هاي بزرگ وجود دارد. براي مثال چهار سال است كه اين طرح  در مناقصه است و هنوز تمام نشده است .
واقع قضيه اين است كه تا حد زيادي به عنوان بازوي وزارت نفت عمل مي كنيم. پتروپارس امكان انجام طرح هاي بزرگ را دارد و مشكلات و موانع را برطرف مي كند و هر چه زمان مي گذرد اين توانايي بيشتر مي شود. علاوه بر اين به عنوان يك رقيب جدي در مقابل شركت هاي خارجي مطرح هستيم و با آنان رقابت مي كنيم.
* حسابداري و رسيدگي امور مالي شركت چگونه انجام مي شود؟
- ما در داخل كه تحت نظام مالي كشور و بر اساس مقررات تحت  نظارت آن هستيم، بخش خارجي داشتيم كه تعطيل است ولي نياز به ثبت و ضبط دارد كه بر اساس معيارهاي بين المللي است.
* ده سال ديگر پتروپارس از نظر شما در چه جايگاهي قرار خواهد داشت. اصولاً برنامه ده ساله اي داريد؟
- برنامه نوشته شده ده ساله اي نداريم. كميته برنامه ريزي استراتژيك داريم كه هنوز چيزي را نهايي نكرده است. اما بايد دعا كنيم كه سيستم هاي ما باثبات شود.
در ۵ سالي كه پتروپارس تشكيل شده فراز و نشيب هاي زيادي داشته است؛ رشد پيوسته نداشته است. پتروپارس رشد پيوسته نياز دارد ، با رشدي ۲۵ درصدي در ده  سال به يك شركت بزرگ تبديل مي شود.
رشد توانايي مديريتي ما قابليت نيروي انساني، سيستم ها و روش ها، رشد دارايي ها و پروژه ها پتروپارس را ده ساله به يك شركت بزرگ داخلي و تا حدي بين المللي تبديل مي كند. خيلي دشوار است كه استمرار در برنامه ريزي و هدف گذاري را تصور كرد. تفاوت ما با كشورهاي توسعه يافته و حتي كشورهايي مثل مالزي اين است كه ادبيات توسعه در همه گروه ها و گرايشهاي سياسي تفاوت چنداني نمي كند. سياست ها تغيير نمي كند و تفاوت چنداني ندارد. ولي در ايران ممكن است فردا گفته شود كه چرا گاز را برداشت مي كنيم و بايد در زير زمين ذخيره بماند. در اين زمينه هنوز اختلاف هاي جدي وجود دارد.
* در همكاري با هند و مذاكراتي كه با مسئولان هندي داشتيد به توافق هايي رسيده ايد؟
- زمينه هايي را پيشنهاد كردند كه در زمينه هاي گاز و ال ان  جي در پارس جنوبي با ما همكاري كنند و به امضاي قرارداد منجر شود.

سايه روشن اقتصاد
راه آهن چالش جديد اقتصاد چين
008973.jpg

بزرگترين انبار كالا در كشور چين مملو از قطعات خودرو، لاستيك هاي كاميون، موادشيميايي و ساير كالاهاي توليدي است اما راه آهن اين كشور واگن كافي براي حمل و نقل اين كالاها ندارد.
درحقيقت، شبكه راه آهن چين به موازات اقتصاد اين كشور توسعه نيافته و از واگن هاي باري اين كشور ببيشتر براي حمل ذغال سنگ استفاده مي شود، سوختي كه عامل اصلي رشد اقتصادي چين به شمار مي آيد.
رئيس كميسيون توسعه ملي و اصلاحات چين معتقد است هر روز كارخانه هاي اين كشور به انرژي بيشتري نيازمند هستند و چاره اي به جز انتقال سريع ذغال سنگ به مراكز توليدي و صنعتي وجود ندارد.
همين موضوع باعث شده كه ميزان رضايتمندي از حمل و نقل بار در چين از ۶۰ درصد در سال گذشته به ۳۰ درصد در سال جاري كاهش يابد.
نمونه بارز آشفتگي در شبكه حمل ونقل كالا در چين، ايستگاه Zhengzhon شرقي در مركز استان هنان است كه در سال ۱۹۹۷ ساخته شد.
انبار اين ايستگاه مملو از كالا براي حمل ونقل زميني و دريايي است. دولت محلي اولويت نخست را انتقال غلات و موادبهداشتي تعيين كرده به همين دليل كالاهاي ديگر از جمله فولاد بايد در انبار خاك بخورند تا نوبت به حمل آنها برسد.
از چند هفته پيش دولت ، اجراي مقررات حمل ونقل جاده اي را تشديد كرد و به همين دليل كاميون ها ديگر نمي توانند مانند گذشته دو تا سه برابر ظرفيت خود،  بار بزنند. همين اقدام پليس، مشكلات حمل ونقل كالا را در چين دوچندان كرده است.
با آنكه كاركنان راه آهن چين به صورت شبانه روزي مشغول فعاليت و انجام وظيفه هستند، اما ظرفيت شبكه راه آهن اين كشور جوابگوي رشد اقتصادي اين كشور نيست.
باتوجه به اينكه مواد خام بسيار دير به كارخانه ها مي رسد،  بسياري از توليدكنندگان، فولاد، آلومينيوم و مس،  حجم توليدات خود را كاهش داده اند. همچنين بر اثر تأخير در حمل ونقل غلات، قيمت اين محصول در برخي از استان ها افزايش يافته است.
در ايستگاه Zhengzhon شرقي، ۴ خط شبكه راه آهن چين به يكديگر متصل مي شوند. به همين دليل ۲۱۰۰ كارگر به صورت شبانه روزي مشغول تخليه و يا بارگيري واگن ها هستند.
سال گذشته در اين ايستگاه بيش از ۳۴۷۲۰۹ كانتينر منتقل شد كه توزيع داخلي ۱۰ درصد و توزيع خارجي ۲/۳۵ درصد افزايش يافت.
به گفته كارشناسان،  افزايش تجارت سنگ آهن يكي از دلايل اصلي بروز مشكلات حمل ونقل در چين بوده است.
تا ماه فروردين سال جاري بيش از ۶۴/۲۸ ميليون تن سنگ آهن وارد شده به چين در بنادر اين كشور انبار شده بود كه ۷ ميليون تن نسبت مدت زمان مشابه در سال گذشته افزايش نشان مي دهد.
براساس آمار منتشر شده از سوي گمرك چين، واردات سنگ آهن چين در ۴ ماه نخست سال جاري ميلادي به
۳۲/۶۸ ميليون تن رسيد كه ۸/۴۴ درصد نسبت به سال ۲۰۰۳ افزايش نشان مي دهد.
پيش بيني مي شود كه مجموع واردات سنگ آهن در سال جاري به ۱۸۰ ميليون تن برسد به همين دليل توسعه شبكه حمل ونقل اين كشور اجتناب ناپذير است. در صورت توسعه شبكه حمل ونقل، سال آينده نيز، ۱۵ درصد بر حجم واردات سنگ آهن افزوده خواهد شد.
كارشناسان معتقدند، چين در يك چرخه تكراري اسير شده و در حال حاضر اغلب كارخانه هاي اين كشور با كمبود انرژي مواجه هستند. هم اكنون دولت مشغول سفارش واگن هاي جديد و توسعه راه آهن است كه براي توسعه شبكه و واگن ها بايد فولاد بيشتري توليد كرد.
طبق برنامه دولت چين ۲۴۲ ميليارد دلار تا سال ۲۰۰۲ براي توسعه شبكه راه آهن هزينه خواهد كرد تا اينكه طول خطوط ريلي اين كشور از ۷۳ هزار كيلومتر در حال حاضر به ۱۰۰ هزار كيلومتر افزايش يابد. همچنين برنامه بعدي دولت، جداسازي شبكه حمل و نقل باري از مسافري است.
رويترز

|  ادبيات  |   اقتصاد  |   انديشه  |   ايران  |   سياست  |   علم  |
|  فرهنگ   |   ورزش  |

|   صفحه اول   |   آرشيو   |   بازگشت   |