|
بررسي سياستهاي چندگانه مسكن
كثرت و آشفتگي
مصوبه اخير شوراي پول و اعتبار در مورد پرداخت وام براي خريد خانه هاي دست دوم با واكنش هاي متفاوتي از سوي كارشناسان روبرو شده است. سياستهاي مسكن در ايران از ثبات و پايداري برخوردار نيست و اين امر در گزارش حاضر مورد بررسي قرار گرفته است.
|
|
|
برديا بختيار
هنوز بحث و جدل در مورد مصوبه شوراي عالي شهرسازي و معماري در خصوص واگذاري تراكم در شهر تهران به پايان نرسيده بود كه صحبت بازسازي و نوسازي بافت هاي فرسوده شهر تهران از سوي شهرداري مطرح شد. مخالفت هاي وزارت مسكن و شهرسازي و شوراي عالي شهرسازي و معماري با اين تصميمات نيز همزمان شد با تصميمات موردي شهرداري هاي مناطق در واگذاري مجوزهاي بلندمرتبه سازي و تراكم هاي تشويقي، اما اين بحث نيز فرصت طرح و مناظره پيدا نكرد چرا كه شوراي پول و اعتبار نيز وارد اين عرصه شد و ابتدا با افزايش مبلغ وام خريد مسكن از هفت ميليون تومان به ۱۲ ميليون تومان و اخيراً با مصوبه جديد خود در خصوص اعطاي وام به واحدهاي چند سال ساخت، شوك هاي مؤثري را به بازار مسكن وارد نمود.
به نظر مي رسد بازار مسكن نيز به مانند اغلب بخش هاي اقتصادي كشور اسير تصميمات متعدد تصميم گيران كثير خود است كه نتيجه آن نيز چيزي جز آشفتگي مصرف كنندگان و بهره مندي سوداگران اين بازار نخواهد بود.
اين در حالي است كه شايد هيچ كشوري در اين كره خاكي به اندازه جمهوري اسلامي ايران ملزم به دخالت در بخش مسكن و سياستگذاري به نفع اقشار كم درآمد جامعه نشده است.
چه در اصل ۳۱ قانون اساسي و چه در قانون زمين شهري موجود و قانون تغيير نام وزارت آباداني و مسكن از وزارت مسكن و شهرسازي، دخالت در حوزه ساخت و ساز و قيمت زمين و مسكن، آن هم به نفع خانوارهاي كم درآمد به صراحت خواسته شده است.
منتقدين مصوبه چه مي گويند؟
اينان معتقدند: اگر در كشور آلمان، شمار واحدهاي مسكوني به علت اشباع شدگي نسبي جامعه نمي تواند به شدت تابع رفاه اجتماعي را بالا ببرد، كيفيت واحدهاي مسكوني مي تواند چنين كند، اما در كشورهايي نظير ايران و هند، به دليل نياز بيش از حد، توليد واحدهاي مسكوني است كه به شدت تابع رفاه اجتماعي را افزايش مي دهد. آيا مصوبه جديد شوراي پول و اعتبار در افزايش توليد مسكن و بالا رفتن رفاه اجتماعي جامعه مؤثر است؟ سؤال بعدي منتقدين اينجاست كه اعطاي وام مسكن به واحدهاي چند سال ساخت تا چه ميزان به نوسازي و استحكام واحدهاي مسكوني شهر كمك مي نمايد. آيا اهداف تعيين شده جهت مقاوم سازي ابنيه شهري در مقابل زلزله با اين مصوبه جديد محقق مي شود؟
بديهي است كه حتي عدم اجراي اين مصوبه نيز به سبب شوك رواني ايجاد نموده در سطح شهر افزايش قيمت واحدهاي مسكوني چند سال ساخت را به همراه خواهد داشت و اين در حالي است كه به سبب وجود پديده چسبندگي قيمت ها كاهش قيمت واحدهاي نوساز نيز به وقوع نمي پيوندد. ظهور مقوله بورس بازي واحدهاي غيرنوساز نيز ديگر عاملي است كه تورم قيمت اين واحدهاي مسكوني را به همراه خواهد داشت و بديهي است كه در اين وضعيت تقاضاي مصرفي جاي خود را به تقاضاي سوداگري مي دهد و در اينجاست كه چرخه توليد مسكن نيز متوقف خواهد شد. چرا كه در اين شرايط رانت بهينه در خريد و فروش مسكن است و نه توليد آن. چنانچه افرادي به اين مبحث آخر با ديده ترديد مي نگرند كافي است نگاهي به آمار موجود بيندازند.
در دوره ۸۰-۱۳۵۲ حدود ۳۴ درصد از نقدينگي وارد شده به بخش مسكن با انگيزه سرمايه اي و ۶۶ درصد با هدف ارضاي نيازهاي مصرفي وارد بازار مسكن شده است. چنانچه به تفكيك به اين آمار نظر اندازيم خواهيم ديد كه اين رقم براي دوره ۶۹-۱۳۶۰ معادل ۲۸ درصد و در ۸۰-۱۳۷۰ معادل ۴۲ درصد مي باشد كه مشخصه دهه اخير، افزايش شديد انگيزه هاي سوداگرانه در بازار است و شايد به همين دليل نيز بازار مسكن در دهه اخير بيشترين رشد قيمت را تجربه نموده است.
چنانچه تنها از روي كنجكاوي بخواهيم حجم سرمايه گذاري با انگيزه سوداگرانه در تهران را مثلاً براي سال ۱۳۸۰ محاسبه كنيم كافي است بدانيم كه در اين سال ۵۹ درصد تقاضاي سرمايه گذاري مسكن تقاضاي سرمايه اي بوده است كه رقمي معادل ۵۷ هزار و ۵۲۵ ميليارد ريال را تشكيل مي دهد و سهم تهران نيز بيش از يك سوم اين تقاضا بوده است. يعني در سال ۱۳۸۰ حدود ۲۰ هزار ميليارد ريال نقدينگي با انگيزه سوداگرانه در تهران فعال بوده است.
بديهي است كه چنانچه بازار واحدهاي مسكوني چندسال ساخت، گرم شود و با توجه به محدوديت فروش تراكم و موانع توليد در سطح شهر، همه اين نقدينگي وارد عرصه خريد و فروش خانه هاي غيرنوساز شهر مي شود و اين در حالي است كه وام هاي مصوب شوراي پول و اعتبار در صورتي كه از همين امروز نيز اجرايي شود حداقل تا يك سال ديگر به دست مصرف كننده نخواهد رسيد.
ناكارآمدي وام هاي سپرده گذاري شده بانك مسكن در كنترل بازار مسكن پيش از اين نيز به اثبات رسيده بود، ليكن از آنجايي كه در سيستم تصميم گيري هاي اقتصادي كشور معمولاً به نتايج حاصله قبلي توجهي نمي شود مصوبه جديد نيز جاي سؤالي باقي نمي گذارد.
مدافعين مصوبه چه مي گويند؟
مدافعين مصوبه بر اين عقيده اند: طي سال هاي
۸۰-۱۳۵۲ نسبت نقدينگي فعال در بازار واحدهاي دست دوم به كل نقدينگي مسكن به طور متوسط ۱۶ درصد بوده است كه البته بيشترين مقدار آن متعلق به سال هاي
۸۰-۱۳۷۰ بوده كه ۲۰ درصد از كل نقدينگي بخش مسكن كشور را به خود اختصاص داده است. از اين رو عملاً تنها ۲۰ درصد از نقدينگي فعال در بازار مسكن به ۱۳ ميليون واحد مسكوني موجود در كشور اختصاص دارد و ۸۰ درصد مابقي در اختيار ۶۰۰ هزار واحد مسكوني است كه سالانه توليد مي گردد.
پس مصوبه جديد شوراي پول و اعتبار مبني بر ارائه وام به واحدهاي مسكوني غيرنوساز، بازار مسكن را گسترش مي دهد و به بالارفتن حجم عرضه در مقابل تقاضاي موجود منجر مي شود. بالا رفتن عرضه در مقابل تقاضا نيز نه تنها به تورم مسكن منتهي نمي شود بلكه بازار مسكن را به سوي بازاري رقابتي سوق مي دهد.
همچنين مصوبه جديد مانعي براي طرف عرضه به وجود نمي آورد و توليدكننده در بازار مسكن مي تواند از طريق تسهيلات از بانك هاي خصوصي و دولتي به كار خود ادامه دهد و به دليل رونق ايجاد شده در بازار مسكن به توليد بيش از پيش بپردازد.
اينان معتقدند آنچه طي دو سال گذشته بيش از هر چيز مانع توليد مسكن در كشور بوده ركود بازار و نبود امكان خريد براي مصرف كنندگان بوده است. مصوبه جديد رونق خريد و فروش كليه خانه هاي موجود را در پي دارد و مردم از طريق وام دريافتي به خانه هاي به مراتب بهتر از خانه هاي قبلي خود نقل مكان مي كنند كه اين امر خود تقاضا براي واحدهاي مسكوني نوساز را به همراه دارد و رونق توليد مسكن حاصل اين فرآيند مي باشد.
... و بالاخره
مصوبه جديد شوراي پول و اعتبار با همه خوبي ها و بدي هايش وجود يك معضل اساسي در حيطه تصميم سازي هاي كشور را نمايان مي سازد و آن چيزي نيست جز عدم يكپارچگي در سياستگذاري و مديريت شهر و شهرسازي كشور، تصميم گيري هاي تك بعدي آن هم با تأخر زماني فراوان، چنان آشفتگي را در وضعيت مسكن به همراه داشته كه اگر اين بخش اقتصادي كشور، بدون متولي و تصميم ساز رها شده بود با اين همه معضل و چالش روبه رو نمي شد.
به نظر مي رسد تصميمات اساسي در حوزه مسكن نه در خصوص تراكم و نه در خصوص ميزان و نحوه تسهيلات اعطايي بلكه بايد در حوزه يكپارچه سازي مديريت و سياستگذاري هاي بخش مسكن اتخاذ گردد.
|