دوشنبه ۳۰ آذر ۱۳۸۳
گفت وگو با دكتر احمدعلي فروغي درباره جايگاه استراتژيك آموزش و پرورش
چرا آموزش و پرورش مهم است؟
007821.jpg
در علت يابي مشكلات و نارسايي هاي آموزش و پرورش، دلايل زيادي عنوان شده اند. اين دلايل شامل انواع مسايل خرد و كلان است. در نگاهي وسيع تر و بنيادي تر، مي توان مسايل آموزش و پرورش را از زاويه استراتژيكي مورد بررسي قرار داد. دكتر احمدعلي فروغي، استاد تعليم و تربيت و رئيس دانشگاه آزاد اسلامي واحد خوراسگان (اصفهان) نيز چنين نگاهي به آموزش و پرورش دارد.
احمد علي فروغي داراي درجه دكتري در رشته برنامه ريزي آموزشي از دانشگاهي در ايالت كانزاس است. او ۱۴ سال در آموزش و پرورش سابقه تدريس و فعاليت دارد. فروغي علاوه بر هيأت علمي دانشگاه اصفهان و رياست دانشگاه آزاد اسلامي واحد خوراسگان، عضو هيأت تحريريه چند مجله پژوهشي و همچنين عضو شاخه برنامه ريزي آموزشي و درسي در شوراي عالي برنامه ريزي كشور است. گفت وگو با ايشان را مي خوانيد.
ابراهيم اصلاني
* به نظر مي رسد در بررسي مسايل آموزش و پرورش، كمتر جايگاه استراتژيكي آن مورد توجه قرار مي گيرد. اين كاستي، علاوه بر آن كه متوجه برنامه ريزان و تصميم گيرندگان كلان است با ضعف هاي مديريتي درون آموزش و پرورش هم ارتباط دارد. مديران ارشد آموزش و پرورش به دلايل زيادي نتوانسته اند و يا شايد نخواسته اند و شايد هم اصلاً متوجه نبوده اند كه بخواهند جايگاه استراتژيكي آموزش و پرورش را ثابت كنند. نظر شما در اين باره چيست؟
- آموزش و پرورش از ابعاد مختلف مهم است، اما همان گونه كه گفتيد و در مقالاتي هم كه نوشته ايد، آموزش و پرورش اهميتي استراتژيكي دارد و توجه يا عدم توجه به آن مي تواند تمامي مسايل جامعه را تحت الشعاع قرار دهد. در كشورهاي پيشرفته، توجهي كه به آموزش و پرورش مي شود از اين زاويه است. آنها براساس تجارب طولاني و يافته هاي پژوهشي به اين نتيجه رسيده اند كه آموزش و پرورش، اساس توسعه و پيشرفت است. اگر آينده نگر و منطقي باشيم درك خواهيم كرد كه آموزش و پرورش چقدر مهم است؛ و اگر درك كنيم كه آموزش و پرورش چقدر مهم است آن گاه وضعيت آموزش و پرورش و به تبع آن معلمان، تغييرات زيادي خواهد كرد.
* با يك تحليل تطبيقي، چگونه مي توان جايگاه آموزش و پرورش در كشور ما را با كشورهاي پيشرفته مقايسه كرد؟ شايد چنين تحليلي به مسئولان نظام كمك كند تا با ديد شفاف تري آموزش و پرورش و جايگاه آن را بشناسند.
- كشورهاي پيشرفته چهار عامل را اساس موفقيت ها و پيشرفت هاي خود مي دانند: ۱- تكنولوژي ۲- نيروي انساني ۳- مديريت ۴- انتقال دانش. اساس و بنياد همه اينها در آموزش و پرورش و آموزش عالي شكل مي گيرد.
تكنولوژي چگونه ايجاد مي شود؟ اساس دانش و دانايي از كجا شروع مي شود؟ تكنولوژي كه ناگهاني خلق نمي شود. در جامعه بايد ميل و علاقه به يادگيري وجود داشته باشد تا زمينه هاي مطالعه و كنجكاوي هاي علمي ايجاد شود. اين انگيزه و شوق منجر به مطالعات و پژوهش هاي علمي مي شود و در ادامه به توليد علم مي رسد. ما تفكر پژوهش و روحيه پژوهش گري را از دوران مدرسه ايجاد نمي كنيم و توقع داريم كه به تكنولوژي هاي برتر هم دست بيابيم. وقتي مسير درست طي نمي شود به نتيجه هم نمي رسيم.
نيروي انساني در كجا تربيت مي شود؟ آموزش و پرورش و بعد از آن آموزش عالي متوليان اصلي تربيت نيروي انساني هستند. در هر حال، آغاز اين فرايند نيز از آموزش و پرورش است. نيروهاي انساني زبده و كارآمد بايد به وسيله آموزش و پرورش تربيت شوند تا بتوانند پاسخگوي نيازهاي تخصصي جامعه باشند.
درباره مديريت نيز اين مسأله وجود دارد. چه كسي بايد مدير توليد كند؟ مديران آينده كشور كجا بايد تربيت شوند؟
* آقاي دكتر! شما هم مديريت را ذاتي مي دانيد؟
- زماني مي گفتند مديريت ذاتي است، اما الان بخش عمده اي از علم مديريت را اكتسابي مي دانند. بسياري از مهارت هاي مديريتي آموختني است و حتي اگر به فرض بپذيريم كه قسمتي از توانايي هاي مديريتي ذاتي است، اما قسمت اصلي آن محصول يادگيري است. بنابر اين، آموزش و پرورش در اين مورد هم مي تواند نقش بسزايي داشته باشد.
* در مورد چهار عامل موفقيت كشورهاي پيشرفته صحبت مي كرديد؛ ظاهراً حرف هاي تان ناتمام ماند.
- در مورد سه عامل صحبت كردم. عامل چهارم هم انتقال دانش است. در علم اقتصاد كه علم محدودي است اگر يك نفر كه دكتراي اقتصاد دارد روزي ۱۲ ساعت به مطالعات تخصصي در حوزه خودش بپردازد باز هم عقب است. در پزشكي، فيزيك و غيره هم كه وضعيت غيرقابل تصور است. اينها يعني چه؟ يعني ما بايد چه سرعتي داشته باشيم تا بتوانيم از دانش روز عقب نمانيم. آموزش و پرورش ما در انتقال دانش چگونه عمل مي كند؟ اگر سرعت توليد علم را با سرعت انتقال دانش در كشورمان مقايسه كنيم متوجه خواهيم شد كه چقدر ضعيف عمل مي كنيم.
* از جمع بندي اين چهار عامل به چه نتيجه اي مي رسيد؟
- اگر آموزش و پرورش و آموزش عالي ضعيف باشند اين چهار عامل هم به صورت ناقص و ضعيفي پيش خواهند رفت و به عبارت ساده تر ما در تكنولوژي، تربيت نيروي انساني، مديريت و انتقال دانش- يعني عوامل توفيق كشورهاي پيشرفته- هميشه دچار ضعف خواهيم بود و طبعاً اين روند، تبعات امنيتي، سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي هم خواهد داشت. به لحاظ توجه به جايگاه بنيادي عوامل يادشده، براي آموزش و پرورش هم جايگاهي بنيادي و استراتژيك قائلند. بالاخره در كشور ما هم، زماني اين موضوع بايد درك شود كه اهميت آموزش و پرورش نه تنها از مقوله هاي ديگر كمتر نيست بلكه بيشتر هم هست. اين كه مي گوييم آموزش و پرورش «جايگاهي راهبردي» دارد يك تعارف يا شعار نيست بلكه واقعيتي جهاني و اثبات شده است.
* با همه اينها، آموزش و پرورش ما، وضعيت ديگري دارد و همان گونه كه گفتم حتي در درون آموزش و پرورش هم تلاشي جدي براي اثبات جايگاه استراتژيكي آموزش و پرورش صورت نگرفته است. وقت عمده وزير و مديران ارشد صرف امور اداري و اجرايي و انجام طرح و برنامه هاي مختلف مي شود. هر تغيير در وزير و كادر مديريتي، منجر به يك سري تغييرات اداري و سازماني شده و اتفاق خاصي رخ نمي دهد. بالاخره كي بايد اتفاقي بيفتد؟
- اعتقاد دارم زماني مسئولان نظام به اين باور خواهند رسيد و جايگاه استراتژيكي آموزش و پرورش را در عمل خواهند پذيرفت.
* يك مسأله بسيار آزار دهنده در شرايط فعلي، وضعيت معلمان است. البته نكاتي كه بيان كرديد خودبه خود وضعيت معلمان را هم توجيه مي كنيد؛ با اين همه، شما چه فكري براي بهبود اين شرايط داريد؟
- يك موضوع مهم درباره مشاغل، تجزيه و تحليل شغلي (Job analysis) است. در اين فرايند، تجزيه و تحليل مي شود كه يك شغل چقدر بازده براي جامعه دارد. و چقدر براي خودش؟ معلمي از مشاغلي است كه بيشترين بازده آن براي جامعه است و كمترين بازده را براي خود فرد دارد.۸۰-۷۰ درصد بازده شغلي معلمي متعلق به جامعه و فقط ۳۰-۲۰ درصد آن متعلق به معلم است. معلمي بايد حرفه اي شود و يك معلم بايد به صورت استاندارد و براساس اصول حرفه اي كار كند. معلمي كه زياد تدريس مي كند در واقع از وقت و انرژي كه متعلق به خودش است و بايد صرف آماده سازي او بشود استفاده مي كند. پژوهش ها ثابت كرده اند كه تدريس اضافي، پيري زودرس مي آورد. بنابر اين معلمي كه براي كسب درآمد و رفع مشكلات معيشتي به تدريس اضافي روي مي آورد به خودش لطمه مي زند. اگر معلم وضع معيشتي مناسبي داشته باشد چنين اتفاقي نخواهد يافت و او بازده شغلي واقعي اش را نشان خواهد داد. شما دو نفر را تصور كنيد كه هر دو فارغ التحصيل رشته معماري هستند. يكي از اينها به آموزش و پرورش مي آيد و در هنرستان هاي فني حرفه اي به تدريس مشغول مي شود و ديگري به استخدام شهرداري در مي آيد. آن كه معلم شده، با توجه به اين كه او بازده بيشتري براي اجتماع دارد چه درآمدي خواهد داشت؟ كسي كه در شهرداري كار مي كند علاوه بربازده فردي شغلش، با عنايت به روابط و شرايطي كه در موقعيت شغلي پيدا مي كند در بيرون هم موقعيت بيشتري براي درآمدزايي دارد.
* مي توان گفت كه هر شغلي براي جامعه مفيد است و طبعاً هركسي هم چنين ادعايي دارد. چگونه مي توان تعيين كرد كه يك شغل ارزش يا بازده بيشتري دارد؟
- در تجزيه و تحليل شغلي، ابتدا وظايف شغل مشخص مي شود و سپس براساس آن ارزش شغلي تعيين مي شود. به عنوان مثال، مقايسه كنيد يك معلم چه وظايفي دارد و يك تراشكار چه وظايفي؟ علاوه برآن، اصولاً معلم نبايد جاي ديگر كار كند اما تراشكار مي تواند جاي ديگر هم وقت بگذارد.
پرستاري هم چنين وضعيتي دارد. پرستار بايد يك نوبت كار كند و يك نوبت استراحت كند تا بتواند كارآيي لازم را داشته باشد. اما وقتي پرستار مجبور است دو نوبت كار كند كارآيي خود را از دست مي دهد و در نتيجه در هر دو نوبت كاري، در انجام وظايفش مشكل پيدا خواهد كرد؛ در حالي كه سروكار پرستار با جان مردم است و بازده شغلي او مثل معلمي، بيشتر براي جامعه است تا خودش.
* يعني يك معلم يا پرستار، حتي اگر بخواهد نبايد جاي ديگر كار كند؟
- بله! اگر توقع داشته باشيم كه از بازده شغلي معلم به صورت كامل استفاده كنيم بايد با تأمين معيشت و جلب رضايت شغلي او، شرايط مناسبي به وجود بياوريم. اگر Job analysis صورت بگيرد، جايگاه و ارزش مشاغل روشن تر خواهد شد و معلمي هم ارزش واقعي خود را بازخواهد يافت.
كتابي در آمريكا ديدم با عنوان for teachers only. در اين كتاب در باره اهميت كار معلمي مطالبي نوشته بود. از جمله آن كه اين شغل اصلاً با مشاغل ديگر قابل مقايسه نيست. اين واقعيت قابل لمس و درك است. اگر به فرض، معلم از روي عصبانيت پاي دانش آموزي را بشكند اين پا خوب مي شود، ولي همين معلم اگر حرف تحقيرآميزي بزند تا آخر عمر پاك نمي شود. خود كساني كه الان از برنامه ريزان و تصميم گيرندگان كلان هستند به خاطرات ايام مدرسه بازگردند تا ببينند چه تأثيراتي از آن دوران گرفته اند. شايد همه معلم ها خوب نباشند اما به طور حتم، معلم ها از تأثيرگذارترين افراد جامعه محسوب مي شوند و پژوهش ها و نظرسنجي هاي انجام شده نيز اين نكته را به اثبات مي رسانند.
* با اين تفصيلات،براي آموزش و پرورش چه بايد كرد؟
- همان طور كه گفتم، اول بايد نگاهي منطقي به آموزش و پرورش به وجود آيد. گروهي از انديشمندان و نخبگان حوزه هاي مختلف گرد هم آيند و جايگاه استراتژيكي آموزش و پرورش را مورد نقد و بررسي قرار دهند. اگر واقعاً براين باور برسيم كه آموزش و پرورش نه تنها اساس فرهنگ كشور را پايه ريزي مي كند بلكه در ابعاد اقتصادي و سياسي نيز تأثيرگذار و سرنوشت ساز است، به طور حتم اتفاقات زيادي خواهد افتاد.

بازار فرهنگ
زندگي كن و بخاطر بسپار
نويسنده: والنتين راسپوتين/ ترجمه: زويا جابري/ ناشر: هيرمند/ چاپ اول، ۱۳۸۳/ ۳۳۲ صفحه ، رقعي/ ۲۳۰۰ تومان.
والنتين راسپوتين را «چخوف سيبري» ناميده اند. منتقد ادبي روزنامه اومانيته در نقدي (به تاريخ هشت اكتبر ۱۹۹۷) او را وارث معنوي گوگول و گوركي، دو ابر مرد ادبيات روس، ناميد. منتقد مجار، زولتان ايسلااي، درباره داستان بلند زندگي كن و به خاطر بسپار نوشت: «راسپوتين، چونان تولستوي و شولوخوف، به ياري همان ابزارها و شيوه هاي سنتي داستان از آن حالتي سخن مي گويد كه در جان آدمي مي گذرد و جز مرگ ناگزير،  راه برون رفتي در پيش روي خود ندارد.»
قهرمانان داستانش روستاييان ساده اي هستند كه زمين را شخم مي زنند، سختي هاي زيادي را پشت سر مي گذارند، به يكديگر عشق مي ورزند و مسائل فاجعه بار زندگي و انسانيت آنان را بر مي آشوبد....
مجموعه ترانه
مجموعه ترانه/ شاعر: اميد اكبري/ ناشر: انتشارات فراگاه (كرج)/ چاپ اول۱۳۸۳ / شمارگان: ۱۰۰۰ نسخه/ ۸۰ صفحه / قطع رقعي/ قيمت ۷۰۰ تومان.
«ميخوام خراب تو بشم» مشتمل بر ۴۲ ترانه از شاعر جوان اميد اكبري است كه به تازگي توسط انتشارات فراگاه (كرج) چاپ و روانه بازار كتاب شده است.
جز چند شعر، مابقي اشعار به زبان عاميانه سروده شده است. جان مايه(Motif) اشعار غالباً عاشقانه است و شاعر در سرايش ترانه ها، از پيچيده گويي احتراز كرده است.

007815.jpg
صبح بنفش
شاعر: غلامحسين نصيري پور/ ناشر: شاعران امروز/ چاپ اول، ۱۳۸۳/ ۱۰۸ صفحه رقعي/ ۱۰۰۰تومان.
كتاب حاضر اختصاص به شعرهاي كوتاه (۱۳۶۶-۱۳۶۸) غلامحسين نصيري پور دارد. از اين شاعر كشورمان پيشتر نيز كتاب هايي در زمينه شعر منتشر شده كه از جمله آنها مي توان به : موزه هاي برهوت (انتشارات بامداد ۱۳۴۷- پندار ۱۳۴۸) ، توطئه آب(انتشارات پندار ۱۳۵۰)،  در ازدحام شمايل ها و پريشاني ها(چاپ مقوا)، سين صداي زني است(قطره)، باد اسم باران نيست(نگاه)، چلچله لال (شاعران امروز)، تشنگي واژه ها، لي خانم ما، كبوتر كال، رودي به نام اسم و ريل، اشاره كرد.

007818.jpg
برگ را ببار
شاعر: غلامحسين نصيري پور/ ناشر: شاعران امروز/ چاپ اول، ۱۳۸۳/ ۸۲ صفحه رقعي/ ۸۰۰ تومان.
برگ را ببار ‎/ كه پاييز از طلوع گل ‎/ مي ميرد.
كتاب حاضر شامل اشعار كوتاه غلامحسين نصيري پور است.

فرهنگ
اقتصاد
اجتماعي
انديشه
سياست
ورزش
هنر
|  اقتصاد  |   اجتماعي  |  انديشه  |  سياست  |  فرهنگ   |  ورزش  |  هنر  |  
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |