پنجشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۸۳
اعتماد به نفس كدام كودك پايين است
009720.jpg
نويسنده: تري اپتر
ترجمه: ناديا زكالوند

عزت نفس كودك به خودي خود كم يا زياد نيست. و شبيه ابر لايه لايه اي است كه روزانه تغيير شكل و شدت مي دهد و با خلق و خوي هر كودك و ميزان آگاهي وي نسبت به محيط زندگي اش و نيز طرز تفكر مردم اطراف او فرق مي كند.
زندگي هاي روزمره كودكان پر از موفقيت و شكست است. زماني كه در امتحان ديكته موفق مي شوند بي نظيرند، اما اگر فراموش كردند تكليف علوم خود را بنويسند سرزنش مي شوند و صدها نمونه ديگر. چون كودكان به ندرت بين مسائل جزئي و مهم مي توانند فرقي قائل شوند و موفقيت هاي بزرگ تر نمي توانند شكست هاي كم اهميت شان را جبران كنند.
عزت نفس شامل احساسات، باورها و آرزوهاي پيچيده كودك براساس مهارت هاي در حال تغيير وي در تأثير متقابل و نفوذ به دنياي اطرافش است.
چون عزت نفس بسيار پيچيده و ارزيابي آن بسيار پردردسر و دشوار است، در زير فهرستي در مورد علائم امكان پائين بودن عزت نفس در كودكان ارائه شده است. اين علائم به والدين مي  آموزد كه اگر كودكي عزت نفس اندك داشته باشد، چگونه رفتار مي كند و چه طرز فكري خواهد داشت.كودكي كه عزت نفس اندكي دارد در خانه چنين رفتارهايي از خود بروز مي دهد:
۱- آرزو دارد كس ديگري باشد.
كودكي كه دائم دوست دارد شخص ديگري باشد، معمولاً بيش از حد خيال پرداز است و آرزو دارد كه كوچك تر شده و از مسئوليت هاي بزرگسالي خلاصي يابد.
۲- احساس بي ارزش بودن مي كند.
اين احساس زماني به وجود مي آيد كه كودك نسبت به جلب توجه ديگران اميد كمي به خود دارد، در نتيجه به ندرت در جستجوي توجه ديگران است.
۳- اغلب به هنگام برخورد با وظايف مشكل يا جديد گريه مي كند.
بعضي از كودكان هنگام روبرو شدن با وظايف مشكل صبور نيستند و دائم مضطرب اند كه چگونه آنها را انجام دهند و به همين دليل به شدت اشك مي ريزند.
۴- از خود به طور منفي ياد مي كند.
كودكان هنگام صحبت درباره توانايي هايشان غلو مي كنند و اكثر والدين به شنيدن اين حرف ها عادت دارند اما كودكي كه عزت نفس اندكي دارد ممكن است بگويد كه از خودش بيزار است يا اي كاش مرده بود.
۵- از خود فعاليتي نشان نمي دهد.
بيشتر كودكان آن قدر از انرژي اشباع شده اند كه به نظر مي آيد در حال انفجارند،اما كودكي كه احساس درماندگي مي كند،نشانه اي از تلاش در او ديده نمي شود.
۶- ابهام را نمي تواند تحمل كند.
وقتي كه كودكي به قوه تشخيص خود اعتمادي ندارد مي خواهد كه هر چيزي را برايش چندين و چند بار توضيح دهند.اگر موضوعي به اندازه كافي واضح نباشد، باور نمي كند كه بتواند آن را درك كند و نگران پيامدهاي سوء تعبير خود مي شود.
۷- خود ويران گر است.
بعضي از كودكان از خود بيزارند و حتي ممكن است كه به خودشان آسيب برسانند و اين كار را معمولاً با گاز گرفتن يا خراشيدن خود شروع مي كنند.
۸- از نظر ظاهر، سرو وضع مرتبي ندارند.
البته اين مسئله در مورد كودكاني كه مسائل زيادي براي فكر كردن دارند رايج است، اما مي تواند علامتي باشد نسبت به اين كه كودك از فكر كردن و توجه به خود لذتي نمي برد.
۹- تصميم گيري برايش مشكل است.
اين علامت ديگري است كه نشان مي دهد كودك به قوه تشخيص خود ايمان ندارد و نگران پيامد انتخابي است و در تصميم گيري مشكل پيدا مي كند.
۱۰- نسبت به آينده اش بدبين است.
وقتي كه كودك تان با بي حوصلگي و نااميدي از آينده اش سخن مي گويد بايد نگران شويد. بعضي از كودكان چون آينده شان را چندان پربار نمي بينند، اهميتي نمي دهند كه بعدها چه اتفاقي بيفتد.
كودكي كه اعتماد به نفس اندكي دارد در بين كودكان ديگر بعضي از رفتارهاي زير را از خود نشان مي دهد:
۱- به كودكان كوچك تر و ضعيف تر از خود زور مي گويد.
كودكي كه احساس ضعف مي كند و به سبب عدم اعتماد به نفس نااميد است سعي مي كند با ترساندن بچه هاي ديگر، مخصوصاً  آنهايي كه ترسو هستند، احساس قدرت كرده يا لااقل بدين ترتيب شخص ديگري را در ترس خود شريك كند.
۲- ستيزه جو است.
معمولاً بعضي از دوستان هم سن و سال،  گاهي نسبت به يكديگر پرخاشگر ند، اما اگر كودكي به طور دائم حالتي پرخاشگر داشت، نگران كننده است، چون او بدين طريق نشان مي دهد كه از هم سن و سال هايش به طور كلي بيزار است. كودكي كه ديگر كودكان را از خود مي راند احتمالاً مي ترسد كه ديگران او را نپذيرند.
۳- در برخورد با بزرگسالان قوي تر يا همسن و سال هاي تازه وارد، اعتماد به نفس ندارد.
كم رويي در كودكان رايج است و به طبيعتي كه با آن متولد مي شوند ارتباط دارد، ولي اگر كودكي با ديدن هر شخص غريبه يخ مي زند، نشان دهنده اين است كه مي ترسد اشخاص تازه وارد او را بد يا نالايق تصور كنند.
۴- درك ديدگاه هاي ديگران برايش مشكل است.
روي هم رفته كودكان، تفكرات و احساسات ديگران را سريع درك مي كنند، اما اگر كودكي معتقد باشد كه نمي تواند ديگران را بفهمد يا در اين زمينه تلاش كمي كند،  توانايي درك سريع او تحليل مي رود و اگر عزت نفس كودك اندك باشد، ديگر براي درك احساسات ديگران تلاش نمي كند.
۵- بيش از حد به عقايد افراد مقتدر يا هم سن و سال هاي با اقتدار تكيه مي كند. كودكي كه به خود اعتمادي ندارد يا قادر به ابتكار نيست پيرو عقايد اشخاصي است كه با اعتماد به نفس اند.
۶- معلومات عمومي كمي دارند.
كودكي كه عزت نفس اندكي دارد، فكر مي كند كه نسبت به ديگران از جذابيت كمتري برخوردار است و به اين سبب، افكار خود را ابراز نمي كند و بر اين باور است كه عقايد و احساساتش براي ديگران اهميتي ندارد و كسي علاقمند به شنيدن آنها نيست.
۷- نقش رهبري را نمي پذيرد.
كودكاني كه عزت نفس اندك دارند، اغلب معتقدند كه در سازمان دهي ديگران و يا تصميم گيري ناتوان اند.
۸- به ندرت داوطلب مي شود.
كودكي كه احساس مي كند بعيد است كاري را كامل يا رضايت بخش انجام دهد در هيچ كاري شركت نمي كند.
۹- اغلب از اجتماع دوري مي كند.
كودكي كه عزت نفس اندكي دارد، نمي داند كه چگونه توجه ديگران را به خود جلب و حفظ كند. به اين علت از كودكان ديگر دوري مي كند و زماني هم كه تلاش مي كند وارد گروهي شود، بسيار ناشيانه عمل كرده و تلاش شان بي فايده مي ماند.
۱۰- هم سالانش به ندرت او را انتخاب مي كنند.
كودكي كه به ندرت داوطلب مي شود و از تفكرات و احساساتش كم تر سخن مي گويد و عقايدش را ابراز نمي كند، در بازي و كارهاي مشاركتي به ندرت انتخاب مي شود. او از بودن با ديگران هرگز لذتي نمي برد و به ندرت مي تواند بر فكر گروه تأثير بگذارد و بدين ترتيب عدم اعتماد به نفسش شدت مي يابد.
۱۱- دم دمي مزاج است.
وقتي كودكي به قوه تشخيص خود اعتماد ندارد،  كف نفس مناسب را از دست داده و رفتار متناقضي از خود نشان مي دهد، مثلاً در زمين بازي خيلي ساكت مي ماند اما وقتي در كلاس درس است با سروصدا كردن توجه معلم را به خود جلب مي كند چرا كه مي داند مي تواند اين كار را انجام دهد.
۱۲- مطيع است.
هنگامي كه كودكي نسبت به ارزش خود بي اطلاع است و به راحتي تسليم هوس ها و دستورات ديگران مي شود.
۱۳- توجه ها را به سمت خود جلب مي كند.
از آن جا كه عزت نفس اندك انواع بسيار متفاوتي دارد، مسلماً به طور متناقضي نيز بروز مي كند. بعضي از كودكان فكر مي كنند بي ارزش اند و از خود چيزي ندارند كه اظهار نمايند، آن گاه در تلاش اند كه با پزدادن توجه ديگران را به خود جلب كنند.
۱۴- به ندرت مي خندد يا لبخند مي زند.
۱۵- از هم سن و سال هاي خودش با اهانت ياد مي كند.
كودكي كه نمي تواند تأييد ديگران را به دست آورد براي اين كه رنج خود را كاهش دهد، ديگران را سرزنش مي كند. مثلاً مي گويد: «فلان كودك بي ادب و كثيف است، يا نق مي زد يا احمق واقعي و كودن است.»
۱۶- تابع اميال آني خود است.
كودكي كه به خود اعتماد ندارد، بي اندازه نگران است كه نتواند كاري را به خوبي انجام دهد و اغلب بدون فكر عمل مي كند.
۱۷- حواسش زود پرت مي شود و زمان قدرت تمركزش كوتاه است.
اين ويژگي از آن جا ناشي مي شود كه كودك فكر مي كند كه نمي تواند كار دشواري را انجام دهد و به محض اين كه به قسمت دشوار كار مي رسد توجه و تمركز او از بين مي رود. اگر مطلبي را كه مي خواند زود درك نكند يا به سرعت نتواند مسئله رياضي را حل كند دچار حواس پرتي مي شود.
۱۸- در محيط هاي جديد و ناآشنا دچار اضطراب شديدي مي شود.
بعضي از كودكان كه از عزت نفس اندكي برخوردارند، در محيط هاي آشنا خوب عمل مي كنند، چون احساس مي كنند كسي از آنها كاري خارج از توان شان نمي خواهد، اما وقتي كه محيط تغيير مي كند بي اندازه نگران مي شوند و مي ترسند كه انجام دادن كارهاي متفاوتي را از آنها بخواهند.
۱۹- از اشتباه شخصي خود رنج مي برند و به كارش ادامه نمي دهد كه مبادا مرتكب اشتباهي ديگر شود.
۲۰- انگيزه تلاش را از دست مي دهد.
وقتي كودكي فكر مي كند كه هرگز موفق نمي شود، دليلي براي تلاش كردن نمي يابد و تصور مي كند كه باز در نهايت بيچاره و درمانده است.
۲۱- به طور كلي پشتكارش را از دست مي دهد.
هر كس كه فكر كند شانس نسبتاً خوبي دارد، مي تواند كاري را تا آخر ادامه دهد اما كساني كه عزت نفس اندكي دارند اين احتمال را مي دهند كه در كارشان شكست خواهند خورد.
۲۲- از الگوهاي فكري ثابتي پيروي مي كند.
كودكي كه به خود اعتماد ندارد فكر مي كند نمي تواند واكنش هاي ديگران را درك كند، بنابراين گرفتار يك سري الگوهاي فكري ثابت مي شود از قبيل: من بايد خوب و آرام باشم و مثلاً حتي اگر معلم در تلاش باشد كه بچه ها را تشويق كند نمايشي بازي كنند او واكنشي از خود بروز نمي دهد.
۲۳- توانايي هايش را بي اندازه دست كم مي گيرد يا درباره شان غلو مي كند.
بعضي مواقع كودكي كه داراي عزت نفس اندكي است درباره توانايي هايش غلو مي كند كه اين عمل حالت تدافعي رايجي است. او قادر به روبه رو شدن با توانايي هاي واقعي اش نيست پس به دنياي تخيل قدم مي گذارد و بدين ترتيب احساس بي كفايتي اش را جبران مي كند.
۲۴- موفقيت را در نتيجه تأثير چيزي خارج از وجود خود مي داند.
مثلاً اگر امتحاني را خوب دهد يا در مسابقه اي برنده شود، دليل موفقيتش را آسان بودن امتحان يا خوش شانسي مي داند.
۲۵- شكست را در نتيجه تأثير عمل شخص خود مي داند.
كودكي كه عزت نفس اندكي دارد، شكست را نتيجه مستقيم بي استعدادي و بي ذكاوتي خود مي داند و معتقد است درس را نمي فهمد يا احمق است.
۲۶- هر نوع شكست حتي جزئي را مهم تلقي مي كند.
۲۷- مستقل كاركردن برايش دشوار است.
كودك با عزت نفس اندك چون ابتكار عمل ندارد به هم سن و سال هاي مستبد يا كودكان تواناي بزرگ تر از خود متكي مي شود و دوست دارد كه ديگران به او بگويند چه كاري انجام دهد.
۲۸- كم سئوال مي كند.
با اين كه در جستجوي ديگران است احتمال دارد در بعضي مواقع بسيار كم سئوال كند،چون مي ترسد ديگران به حماقتش پي ببرند.
هدف از تنظيم اين فهرست به صدا درآوردن زنگ خطر به گونه اي نيست كه والدين را نگران كند بلكه مقصود هوشيار كردن آنها نسبت به رفتار كودكان شان است.
در آينده در خصوص اين كه چگونه به كودك خود كمك كنيم تا به عزت نفس اندك خود غلبه كند صحبت مي كنيم.

جنگ در سر سفره
009717.jpg
همان طور كه شكل و قيافه ظاهري و نحوه پوشش و آرايش بچه ها با والدين و بزرگترها متفاوت شده، ذائقه آنها نيز تغيير كرده است.
ريشه تغيير ميل و ذائقه بچه ها را بايد در رشد روزافزون تنقلات و خوردني هاي رنگارنگ و نيز غذاهاي آماده و كنسرو شده جستجو كرد. غذاها و تنقلاتي كه تبليغات رسانه ها نيز مرتب به آن دامن مي زند تا جايي كه اخيراً برخي از كشورها براي تصحيح عادات غذايي كودكان خود تبليغات تلويزيوني اين قبيل خوردني ها را ممنوع كرده اند. اينكه چنين ممنوعيتي تا كي و چه اندازه مؤثر واقع مي شود سؤالي است كه پاسخش را آينده روشن خواهد كرد، اما مشكل امروز خانواده ها و والدين با تغيير ذائقه بچه ها بسيار جدي و فوري است. به طوري كه هر ظهر و شام بر سر سفره يا ميز غذا جنگي برپاست، جنگ بين پدر و مادر با بچه ها، جنگ خوردن يا نخوردن غذاي خانگي، جنگ خوش آمدن يا نيامدن غذاي مادر به مذاق بچه ها، جنگ غذاهاي سنتي و محلي با غذاهاي آماده و مدرن.
مقاله زير اين موضوع و نيز راه فائق آمدن والدين بر مشكل تغيير ذائقه بچه ها را بررسي كرده است، با هم مي خوانيم.

* زمان صرف غذا مي تواند تبديل به صحنه نبرد شديدي بين فرزندان و والدين شود. آيا شما مي توانيد فرزند خردسالتان را تشويق به غذاخوردن كنيد؟
اغلب مگي دختر ۳ساله ام،  چند دقيقه پس از صرف شام، يك لقمه غذاي حاضري مي خواهد. ظاهراً او به اندازه كافي سير نشده است. زماني كه كارولين، دختر دوستم هلن، ۲ساله بود، او در تمام مدت غذاخوردن چيزي به او نمي داد؛ به جز پاپ كورن يا ماكاروني كه جزو ليست غذايي بود و آيا ما مادران خوش شانسي هستيم كه: بعضي از كودكانمان حتي از آمدن بر سر ميز غذا امتناع مي كنند؟
آيا پدر و مادر خوب كسي است كه فرزندش را مجبور به غذاخوردن مي كند، غذاهاي متنوع با رنگ هاي متفاوت به او مي دهد و يا اين كه بعد از شام هيچ نوعي خوراكي مورد علاقه او را در اختيارش قرار نمي دهد؟
نه اصلاً اين طور نيست. به عقيده يكي از كارشناسان تغذيه: «غذادادن به بچه هاي ۲ و ۳ ساله تبديل به نوعي نمايش قدرت بين كودكان و والدين مي شود». اگر فرزندتان از غذاخوردن امتناع مي كند، چيدن غذا در ظروف متنوع، يا صرف غذا در كنار يكديگر، باعث مي شود كه فرزند شما توانايي هاي جديدش را از طريق ارتباط برقرار كردن با ديگر اعضاي خانواده تقويت كنند. در اين مواقع او اصرار بيشتري دارد كه خودش به تنهايي غذا بخورد. اين مسئله كاملاً  اجتناب ناپذير است اگر چه كاملاً عادي به نظر مي رسد، يكي از بهترين راه ها براي حل اين مشكل دانستن اين كه چه وقت را براي اين درگيري ها انتخاب مي كنيد، مي باشد. در اين جا توضيح مي دهيم كه چگونه مي توان با بعضي از غذاها به اين مشكلات خاتمه داد.
غذاهاي سالم
از طريق اين مراحل مي توان به والديني كه با مشكلات غذاخوردن كودك خود مواجه هستند، كمك كنيم.
برنامه غذايي منظمي داشته باشيد. اين برنامه شامل سه وعده غذايي و خوراكي هاي بين وعده ها مي باشد، بنابراين، فرزندتان مي داند كه دقيقاً چه وقت، چه چيزي را بايد بخورد. همچنين هر دو ساعت يك بار براي او ميوه و يا به قول معروف هل هوله در نظر بگيريد به طوري كه هميشه كودكان از خوردن آنها احساس رضايت مي كنند. يك ساعت بعد از شام، خوردن خوراكي هاي متفرقه ايرادي ندارد به شرط اين كه هم زمان با وقت خواب او نباشد.
در وعده ها و شكل هاي غذايي خود تنوع دهيد. الين ساتر نويسنده كتاب «چگونه به كودك خود غذا دهيم- اما نه به مقدار زياد» مي گويد:«به فرزندتان غذاهاي متنوع داده و حتي به او اجازه حق انتخاب غذا بدهيد» . به جاي اين كه براي ناهار فقط به او يك بشقاب ماكاروني دهيد بهتر است كه به عنوان نمونه تكه اي نان همراه با سس قرمز در كنار ظرفش بگذاريد. همچنين سالادي نيز با سبزي هاي رنگارنگ بر سر ميز قرار دهيد. كودك شما ممكن است فقط يكي يا دو تا از آنها را براي خوردن انتخاب كند، ولي حداقل براي شروع كار كافي است كه شما خيلي راحت تر متوجه شويد كه براي دفعات بعد از چه غذا و چه مزه جديدي استفاده كنيد.
به غذاهاي خود شكل هاي خنده دار بدهيد. به طوركلي، با سس قرمز صورت هاي خنده دار بر روي چيزبرگر بكشيد، يا با سبزيجات طرح هاي زيبايي درست كنيد. اين غذاها براي كودكان بسيار اشتهاآور است.
زمان صرف غذا را وقت مشخص شده اي در نظر بگيريد. وقتي كه فرزند شما مشغول غذا خوردن است حتماً كنار او بنشينيد، حتي اگر شما مي خواهيد كه بعداً غذا بخوريد.
براي او توضيح دهيد كه انتظار داريد فرزندتان آداب غذاخوردن را بداند. از او بخواهيد كه در هنگام غذاخوردن دهانش را ببندد و با دهان پر صحبت نكند و دستش را در بشقاب ديگران نكند بر سر سفره يا ميز بنشيند. مگر اين كه عذر موجهي داشته باشد. ممكن است او در ابتدا اين كارها را انجام ندهد، ولي با رسم و رسوم آشنا مي شود و كم كم به اين قوانين احترام مي گذارد.
روش هاي بي اثر
زماني كه فرزند شما از خوردن غذايي امتناع مي كند از او بپرسيد: «چه چيزي دوست داري برايت درست كنم؟» و سپس غذاي مورد علاقه اش را درست كنيد. تحقيقات نشان داده كه در حدود ۷۰ درصد والدين غذاهاي مختصر و حاضر و آماده را دوست دارند. در صورتي كه كودكان شما از خوردن اين نوع غذاها خودداري كرده و به قولي «دم به تله نمي دهند» و اين جاست كه شما باز هم دچار يأس و نااميدي خواهيد شد.
زماني كه فرزندتان گرسنه است او را مجبور خوردن غذايي كنيد كه از خوردنش سرباز مي زند و تنها زمان مناسب، همين لحظه است. يكي از كارشناسان سعي داشت كه از اين راهكار در پيشنهادات پزشكيش استفاده كند. او مي گويد: «فرزندم فقط مي گفت: مامان من گرسنه هستم. من هويج نمي خواهم! و بشقاب را از جلويش كنار مي زد.»
اگر قول مي دهد كه بعد از دسر غذايش را مي خورد، اجازه دهيد كه اول آن را بخورد. به طور شگفت آوري، بيشتر والدين با اين كار مخالفند. براساس اخبار جديد: معمولاً فرزند شما قطعاً در مورد اين رفتار شما مقاومت خواهد كرد. طبق نظر يكي از كارشناسان « در اين سن نبايد از او توقع داشت كه مراقب حرف زدنش باشد.»
با كودكان بدغذا چگونه رفتار كنيم؟
حتي اگر شما با اجراي راهكارهايي كه گفته شد با مخالفت شديد فرزندتان همچنان مواجه هستيد، خونسردي خود را حفظ كرده و به اين پيشنهادات عمل كنيد.
اگر كودك شما بر سر ميز نمي آيد، به او اصرار نكنيد، وليكن از خاموش بودن تلويزيون مطمئن شويد بنابراين ديگر او هيچ چيزي براي سرگرمي خود ندارد. بشقاب او را بر سر ميز گذاشته و در آن غذا بكشيد، سپس ديگر اعضاي خانواده را براي خوردن غذا دعوت كنيد.
احتمالاً فرزندتان در جايي مي نشيند كه به راحتي صدايتان را بشنود و همچنين بتواند آن چه را كه اتفاق مي افتد ببيند. هر كسي در مورد يك موضوع جالب صحبت كند، موضوع خنده دار، جوك و يا حتي در مورد چيزي كه مورد علاقه كودك شما است صحبت كند (مثلاً آيا براي ديدن خرس پانداي قشنگ به باغ وحش مي رويم؟) كندريك مي گويد:« او خواهد ديد كه چه لحظات خوشي را از دست داده و در اين مبارزه با پدر و مادر شكست خورده است.» اگر همه غذا خوردند و بر سر ميز غذا نيامد، بشقابش را بدون هيچ گونه جر و بحثي تميز كنيد.
اگر كودكتان از خوردن غذايي كه آماده كرده ايد امتناع كرد، اصلاً او را مجبور به اين كار نكنيد. ولي اگر او بعد از غذا خوردن شما اظهار گرسنگي كرد، به آرامي بگوييد: كه تا زمان وعده بعدي بايد منتظر بماند. دفعه بعد، سعي كنيد كه با او غذا را درست كنيد (به عنوان نمونه، مواد را با نظارت شما مخلوط كرده و يا مقداري ژله روي تكه هاي شيريني بگذارد). احتمالاً او بسيار هيجان زده است تا غذايي را خود درست كرده، بچشد.اگر فرزندتان از روي عصبانيت چيزي را بر روي ميز پرتاب كرده، از او بخواهيد كه آن جا را ترك كند و توضيح دهيد كه با اين كارش همه با ناراحتي غذا خوردند و همچنين به آداب خانوادگي بي احترامي كرده است. بگوييد كه پس از اين كه آرامش خود را به دست آورد مي تواند برگردد و يا اين كه تا وعده بعدي غذا منتظر بماند.
منبع: parents
نويسنده: Amy Kittenplun Habbard
ترجمه: رزيتا شاهرخ

راه زندگي
نامه اي به پدران و مادران
009714.jpg
پدر، مادر، اين يادداشتي است از جانب فرزند شما؛لطفاً به آن توجه كنيد:
۱- مرا لوس نكنيد. من به خوبي مي دانم هرچه را كه مي خواهم نمي توانم داشته باشم. من فقط گاهي شما را امتحان مي كنم.
۲- از سختگيري با من نگران نباشيد. من اين كار را مي پسندم. اين موجب مي شود كه من موقعيت خود را بهتر بشناسم.
۳- به من زور نگوييد، زيرا اين كار به من مي آموزد كه فقط قدرت مهم است. اگر مرا راهنمايي كنيد واكنش بهتري نشان خواهم داد.
۴- به من قول واهي ندهيد، زيرا ممكن است نتوانيد از عهده انجام آن برآييد. اين موجب سلب اعتماد من مي شود.
۵- اگر چيزي مي گويم و كاري انجام مي دهم كه هدف آن صرفاً ناراحت كردن شماست، واكنش نشان ندهيد و سعي كنيد مرا درك كرده و علت آن را دريابيد.
۶- وقتي مي گويم شما را دوست ندارم عصباني يا غمگين نشويد. من از گفتن اين جمله منظوري ندارم. اين كار فقط روشي است براي اين كه شما نسبت به برخوردي كه با من داشته ايد متأسف شويد.
۷- كاري نكنيد كه خود را از آنچه هستم كوچك تر احساس كنم. اگر چنين كنيد، براي جبران آن، بزرگتر از سن خود رفتار خواهم كرد.
۸- كارهايي را كه از عهده خودم برمي آيد براي من انجام ندهيد. اين كار موجب مي شود كه من مثل بچه هاي شيرخواره عاجز و درمانده و ناتوان باقي بمانم و همواره شما را در خدمت خود بگيرم.
۹- عادت هاي بد مرا زياد گوشزد نكنيد. اين كار فقط باعث مي شود كه به آنها ادامه دهم.
۱۰- در حضور مردم از من ايراد نگيريد. اگر در خلوت با من صحبت كنيد، توجه بيشتري به صحبت هاي شما خواهم كرد.
۱۱- در بحبوحه مشاجراتمان درباره رفتارهاي من بحث نكنيد. بنابه دلايلي، در اين هنگام شنوايي من خوب كار نمي كند و قدرت همكاري من از آن هم بدتر است. بهتر آن است كه رفتار معقول مورد نظرتان را به خاطر بسپاريد و صحبت درباره آن را به بعد موكول كنيد.
۱۲- مرا نصيحت نكنيد. زيرا وقتي متوجه شويد كه من خودم به خوبي فرق خوب و بد را مي دانم، تعجب خواهيد كرد.
۱۳- كاري نكنيد كه من اشتباهاتم را گناهان كبيره تلقي كنم، زيرا ممكن است ترس از اشتباه كردن و احساس گناه باعث شود تا به دنبال كسب تجربه نروم و انگيزه خود را براي كسب تجربيات جديد از دست بدهم.
۱۴- به من غر نزنيد. در اين صورت، من به عنوان اعتراض، به طور مصلحتي، كر مي شوم.
۱۵- هر وقت رفتار بدي از من سر زد به جاي اين كه بگوييد رفتارم نادرست بوده نگوييد كه من بچه بدي هستم، زيرا در اين صورت ممكن است واقعاً باور كنم كه بد هستم و كارهاي بد ديگري نيز انجام دهم.
۱۶- براي رفتارهاي اشتباهي كه از من سر مي زند هميشه توضيح نخواهيد. گاه خودم هم واقعاً نمي دانم چرا آن كارها را اشتباه انجام داده ام.
۱۷- فراموش نكنيد كه من آزمايش كردن را دوست دارم، زيرا از آنها درس مي گيرم. پس خواهش مي كنم در اين مورد صبور باشيد.
۱۸- به ناخوشي هاي جزئي من بيش از حد توجه نكنيد. اگر بيش از حد به من توجه كنيد، آدم ضعيف البنيه اي مي شوم.
۱۹- از پاسخ دادن به پرسش هاي صادقانه من طفره نرويد.
۲۰- هرگز فكر نكنيد كه عذرخواهي كردن از من دون شأن شماست. عذرخواهي صادقانه شما موجب مي شود كه من نسبت به شما صميميت و نزديكي خيلي بيشتري احساس كنم.
۲۱- هيچ گاه نگوييد و نشان ندهيد كه انسان كاملي هستيد و هرگز اشتباه نمي كنيد، زيرا اين امر توقع و انتظار مرا از شما زياد مي كند.
۲۲- از اين كه فقط زمان هاي كوتاهي مي توانيم با هم باشيم تأسف نخوريد. مهم اين است كه اين اوقات را چگونه مي گذرانيم.
۲۳- گله ها و غرولندهاي مرا دست كم نگيريد. با اين كار مي خواهم بر روي احساساتي از قبيل احساس اجحاف، رنجش و يا ناايمني خود سرپوش بگذارم. به من كمك كنيد تا احساسات خود را بشناسم و مي خواهم كه شما نيز آنها را درك كنيد.
۲۴- فراموش نكنيد كه من بدون درك، تشويق و احترام زياد نمي توانم موفق شوم.
۲۵- با من همان گونه رفتار كنيد كه با دوستان خود رفتار مي كنيد، در آن صورت من نيز دوست شما خواهم بود و به ياد داشته باشيد كه يك الگوي خوب و نمونه بودن بيشتر از خرده گيري و انتقاد به من درس مي آموزد.
ني نت مرادي

اجتماعي
اقتصاد
سياست
علم
ورزش
هنر
|  اقتصاد  |   اجتماعي  |  سياست  |  علم  |  ورزش  |  هنر  |  
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |