نيلوفر قديري
تكثر قوا در جهان هر روز جلوه اي تازه مي يابد. تا چند سال پيش تقابل آمريكا و اروپا ركن اين تكثر بود. اما اكنون نشانه هايي از ورود چين به اين بازي بين المللي در حال پديدار شدن است. اروپايي ها اميدوارند با تقويت روابط تجاري با چين هم از عايدات اقتصادي اين رابطه بهره مند شوند و هم اينكه براي آمريكا چالشي تازه در جهان ايجاد كنند. متن زير به واكاوي بخش هايي از تكثرگرايي تازه در جهان پرداخته است.
اخيراً شبكه خبري بي.بي.سي نظرسنجي اي از مردم ۲۲ كشور دنيا درباره ديدگاه آنها نسبت به نقش رو به رشد چين در جهان انجام داده است. نتايج اين نظرسنجي نشان مي دهد ۴۸ درصد مردم جهان نقش رو به رشد چين در دنيا را مثبت مي دانند و فقط ۳۰ درصد نگاهي منفي به اين موضوع دارند. مردم جهان نفوذ چين و قدرتمند شدن اين كشور در دنيا را مثبت تر از آمريكا و روسيه مي دانند. حتي در كشورهايي كه همه بخش هاي آن از صنعت و اقتصاد كلان تا كارگران بيكار شده ،چين را مسئول ضربه هاي اقتصادي واردشده به خود مي دانند، ديدگاه مردم درباره قدرت روبه رشد چين مثبت است. در اين ميان آمريكا بيشترين تعداد نظرات منفي را نسبت به قدرت رو به رشد چين دارد. نكته ديگر اينكه همه اين ۲۲ كشور از قدرتمند شدن نظامي چين به شدت بيم دارند.
بي.بي.سي، اين قدرتمندترين رسانه پربيننده اروپا بدون دليل چنين نظرسنجي را انجام نداده است. چين اخيراً به بحث برانگيزترين عامل اختلاف ميان آمريكا و اروپا تبديل شده است.
ماجرا از ماه مارس گذشته شروع شد كه موضوع لغو تحريم هاي تسليحاتي اروپا عليه چين، به پيشنهاد فرانسه در اتحاديه اروپا مطرح شد. بعد از ماجراي سركوب نظامي تظاهرات ميدان تيان آنمن در سال ،۱۹۸۹ آمريكا و اروپا براي تنبيه چين تحريم هاي تسليحاتي عليه اين كشور را اعمال كردند. فرانسه كه كشورهاي آسيايي را از منظر قراردادهاي تجاري پرسود، متحد خود مي داند مدتي است كه مي گويد ديگر زمان اين تنبيه به سر آمده و اكنون زمان لغو اين تحريم ها فرا رسيده است. اين موضوع در نشست ماه مارس سران اروپا مطرح شد و فرانسه توانست اكثر كشورهاي اروپايي را متقاعد كند كه بازار روبه رشد چين مي تواند سير صعودي خسارت هاي كلان كارخانه هاي اسلحه سازي اروپاي بدون جنگ را متوقف كند و از سوي ديگر با نزديك شدن به چين در حال قدرت گرفتن، آمريكا پيامي نيرومند دريافت مي كند. اروپايي ها از سال گذشته شروع به پرسيدن اين سئوال از خود كردند كه آيا ادامه طبقه بندي چين در كنار برمه كار خردمندانه اي است؟
آمريكا با مشاهده استقبال اروپايي ها از اين پيشنهاد، به تكاپو افتاد و ابتدا قطعنامه اي را براي تصويب در سازمان ملل آماده كرد كه مضمون آن وخيم شدن وضعيت حقوق بشر در چين بود.
اما اين موضوع بيش از آنكه با دست آويز هميشگي آمريكا يعني حقوق بشر ارتباط داشته باشد به مسائلي چون امنيت، تجارت كلان و ژئوپلتيك جهاني و منطقه اي مربوط مي شود. لغو تحريم هاي تسليحاتي اروپا عليه چين، براي آمريكا به معناي انتقال تكنولوژي است كه به اروپا صادر كرده و حالا قرار است اروپا آن را بدون توافق واشنگتن در اختيار چين قرار دهد.
توماس فريدمن سرمقاله نويس معروف آمريكايي چند روز پيش در اين باره نوشت، درك نمي كنم چرا اروپايي هايي كه اين همه براي دفاع از خود هزينه مي كنند و به آمريكا براي تأمين امنيت جهان امتياز مي دهند، مي خواهند صادرات سلاح به اژدهاي روبه رشدي مثل چين را آغاز كنند. اما اروپا هيچ گاه در همه نگراني ها و ملاحظات امنيتي و ژئوپلتيك با آمريكا شريك نبوده و نخواهد بود. براي اروپا پيش از آن كه توازن دو سوي تنگه تايوان و حتي حقوق بشر در چين مهم باشد، پيشي گرفتن ايرباس از بوئينگ اهميت دارد. با لغو تحريم هاي نظامي چين، اروپا امتيازات تجاري كلاني در بازار پرجمعيت روبه رشد چين به دست مي آورد. به همين دليل در اين مناقشه جديد ميان آمريكا و اروپا حتي انگليس هم به جاي جانبداري از هم پيمان قدرتمندش، طرف همسايگان اروپايي خود را گرفته است. جك استراو وزير خارجه انگليس در واكنش به هشدارهاي كالين پاول و كاندوليزا رايس وزراي خارجه پيشين و فعلي آمريكا، ضمن حمايت از لغو تحريم هاي چين، ماه گذشته با سفر به اين كشور از تصميم اتحاديه اروپا براي لغو تحريم هاي تسليحاتي چين حمايت كرد. استراو بعد از امضاي يك قرارداد ميان انگليس و چين كه براساس آن شمار توريست هاي چيني هر سال ۴۰ هزار نفر افزايش يافته و ۱۲۰ ميليون دلار درآمد توريستي به همراه مي آورد، در يك كنفرانس خبري گفت، اگرچه لغو تحريم هاي تسليحاتي عليه چين به معناي افزايش صادرات سلاح از سوي اتحاديه اروپا به چين نخواهد بود اما نفس اين كار مورد حمايت لندن است و انگليس اميدوار است اين تحريم ها طي شش ماه لغو شود.
مخالفت با اين تصميم اروپايي ها در آمريكا مخالفتي يك پارچه و غيرقابل سازش است. منابع ديپلماتيك نزديك به مذاكرات اخير جورج بوش در اروپا مي گويند، او به رهبران اروپايي تأكيد كرده كه حتي اگر دولتش درباره اين موضوع كوتاه بيايد كنگره كوتاه نخواهد آمد و اروپايي ها اول بايد كنگره آمريكا را متقاعد كنند. «ريچارد لوگار» رئيس قدرتمند جمهوريخواه كميته روابط خارجي سنا اخيراً به اروپايي ها هشدار داده كه آمريكا به تلافي اين كار آنها فروش تكنولوژي نظامي به آنها را متوقف مي كند.
جوزف بيدن سناتور دمكرات هم با همين تندي به اروپايي ها هشدار داده است.
يك مقام پنتاگون هم هفته گذشته به روزنامه گاردين گفت: اروپا يا بايد با چين تجارت نظامي كند يا با آمريكا. نمي تواند هر دوي اين تجارت ها را با هم داشته باشد.
تهديد آمريكايي ها تا آنجا پيش رفته كه سناتور جورج آلن خواستار تشكيل جلسه ناتو شده است. بعد از اين تهديدها، سخنگوي كميسيون اروپا به خبرنگاران گفت: ما نمي خواهيم با اين تصميم مقدار يا كيفيت صادرات تسليحاتي به چين را تغييري دهيم و يا توازن نظامي در جنوب شرق آسيا را برهم بزنيم. وي اعلام كرد: اروپا درباره امنيت انتقال تكنولوژي به چين حاضر است با آمريكا گفتگو كند. پنتاگون و سيا اخيرا گزارش هايي درباره توان روبه رشد نظامي چين منتشر كرده و در اين باره هشدار داده اند. چين اخيرا سفارش ۶۰۰ جت جنگنده و ميگ ۳۱ و ۳۵ روسي را داده و چند زيردريايي مدرن روسي خريداري كرده است.
چين همچنين بودجه دفاعي خود را بيش از ۱۲درصد افزايش داده است و هزينه نظامي چين به طور رسمي به ۳۰ ميليون دلار مي رسد. اين در حاليست كه آمريكايي ها مي گويند آمار حقيقي بالاتر از اين است. چين با ۵/۲ ميليون نيروي ارتش بزرگترين ارتش آماده دنيا را دارد.
فريد من در همان مقاله به دولت بوش توصيه كرده است كه به جاي مخالفت با تصميم اروپا براي لغو تحريم هاي تسليحاتي چين، كشورهاي اروپايي را متقاعد كند از هر سيستم دفاعي كه به چين صادر مي كنند براي ارتش خودشان هم خريداري كنند. او نوشته است: ارتش هاي اروپا براي دفاع غيرمتحرك در مقابل شوروي طراحي شده اند. اما اكنون تهديدهاي امنيتي اروپا از خاورميانه، آسياي مركزي و آفريقا ناشي مي شود. همه ارتش هاي اروپايي در كنار هم دو ميليون سرباز يونيفرم پوش را تشكيل مي دهند كه اين رقم هم اندازه نيروهاي مسلح آمريكاست. البته با اين تفاوت كه فقط ۵درصد نيروهاي اروپايي آموزش، تسليحات و پشتيباني اطلاعاتي و لجستيكي و هوايي براي نبرد در يك جنگ مدرن در خارج از اروپا را دارند. در حاليكه اين توان در ارتش آمريكا بيش از ۷۰درصد است.
فريدمن نوشته است: هزينه هاي نظامي آمريكا در سال ۲۰۰۵ بالاي ۴۰۰ ميليارد دلار خواهد بود البته اين نگران كننده است اما دليل اين هزينه كلان آن است كه ايالات متحده اروپا كمتر از نصف آمريكا در بخش نظامي هزينه مي كند و آمريكا و اروپا ستون هاي ثبات جهاني هستند.
لغو تحريم هاي تسليحاتي چين تاثيرات گسترده اي به همراه خواهد داشت كه از مسكو تا كانبرا و بيت المقدس را دربرمي گيرد. روسيه و استراليا كه فروشندگان عمده سلاح به چين هستند، هر دو از اتحاديه اروپا خواسته اند تا درباره نوع سلاح هاي صادراتي به چين بعد از لغو تحريم ها، با آنها مشورت شود.
اسرائيل كه يكي از صادركنندگان عمده قطعات تكنولوژيك از جمله سيستم هاي رادار و تجهيزات مخابراتي و پروازي به چين است، خود را براي تحولات بعد از لغو اين تحريم ها آماده مي كند.
روسيه رسما با اين تصميم اروپا مخالفت نكرده و در موقعيتي هم نيست كه چنين موضعگيري بكند اما از اين اقدام خشنود هم نيست. بعد از واقعه تيان آنمن روسيه تنها كشوري بود كه هيچ تحريم تسليحاتي عليه چين اعمال نكرد و در نتيجه صنعت نظامي دفاعي اين كشور وارد بازار به سرعت روبه رشد تسليحاتي چين شد. اكنون روسيه يكي از بزرگترين صادركنندگان سلاح به چين است. فروش تسليحاتي روسيه در سال ۲۰۰۴ به ۱۲/۵ ميليارد دلار رسيد كه از اين مقدار ۸۰درصد به چين و هند اختصاص دارد. اين در حاليست كه فروش تسليحاتي اروپا به چين در سال ،۲۰۰۳ تنها ۴۱۶ ميليون دلار بود. يكي ديگر از نگراني هاي مسكو در كنار رقابت هاي تجاري اين است كه واردات تكنولوژي تسليحاتي به چين در توسعه اين همسايه قدرتمند روسيه چقدر تاثير خواهد داشت. توسعه چين در آينده و برهم خوردن توازن نظامي منطقه، تاثيرات مستقيمي براي مسكو خواهد داشت.
به همين دليل موضع روسيه در قبال تحريم هاي تسليحاتي چين، نزديك به آمريكاست، اگرچه دلايل آنها متفاوت است.
يكي از كارشناسان روابط دو سوي آتلانتيك در موسسه بروكينگز در واشنگتن اخيرا گفته است اختلاف آمريكا و اروپا در اين مورد شايد فقط يك راه حل داشته باشد و آن امضاي توافقنامه اي براي كنترل شديد لغو تحريم ها و مشروط كردن آن با وضعيت حقوق بشر در چين است.
آمريكا معتقد است مهمترين موضوع استراتژيك زمان حاضر، مديريت و كنترل مسالمت آميز چين است. اين موضوع استراتژيك وقتي حساس تر مي شود كه اين قدرت در حال ظهور به هم پيمان ايالات متحده اروپا تبديل شود. فرانسه مدت هاست كه به دنبال تحقق اين وضعيت است، شايد فرانسه از سال ۱۹۶۴ كه ۱۵ سال قبل از آمريكا جمهوري خلق چين را به رسميت شناخت اين بازي را شروع كرده بود و حالا شاهد نتايج آن است.