يكشنبه ۲ مرداد ۱۳۸۴ - - ۳۷۵۵
گفت وگو با فريدون درويش زاده، در حاشيه ششمين همايش سراسري انبوه سازان
يك همايش، چند نشان ...!
002850.jpg
عكس:بهرام هوشيار يوسفي
بهرام هوشيار يوسفي
زماني كه يك شيوه غيررسمي، سليقه اي و مبتني بر مشتري مداري، ولي از نوع غير جامع براي انتخاب برترين هاي يك مسابقه انتخاب شود، سئوالات بسياري در اذهان شكل مي گيرد كه نيازمند پاسخگويي مصادر امور است
مهمترين ويژگي همايش انبوه سازان امسال، انتخاب انبوه سازان برتر بود؛ انتخابي كه حرف و حديث بسيار داشت، شايد چون اولين بار بود و بي تجربگي حرف اول را مي زد، معياري جامع و مانع در كار نبود و حركات نمايشي بود تا كاركردگرا.... زماني كه يك شيوه غيررسمي، سليقه اي و مبتني بر مشتري مداري، ولي از نوع غير جامع براي انتخاب برترين هاي يك مسابقه و رتبه بندي اهالي يك فن و حرفه از سوي مسئولان دولتي انتخاب شود، سئوالات بسياري در اذهان شكل مي گيرد كه نيازمند پاسخگويي مصادر امور است.
ششمين جشنواره انبوه سازي كه در تبريز برگزار شد، فرصت مناسبي بود براي پاسخ خواستن از مسئولان و طرح ابهاماتي كه به كارگيري شيوه
( QFD (Quality Function Deployment يا روش توسعه كاركرد كيفي، براي انتخاب برترين هاي انبوه سازي در كشور و اين فرصت ايجاد شد تا فريدون درويش زاده معاون وزير مسكن در شهري كه زماني كسوت شهرداري آن را بر تن داشت، سئوالاتم را پاسخ گويد.
اين گفت وگو شايد حاكي از ايده ها و تعاريف واقعي از شيوه QFD (هرچند اندكي نيم بند) به زبان معاون وزير مسكن باشد، اما بايد ديد اين ايده ها و تعاريف با شيوه اجرايي كه برايشان در نظر گرفته شده باز همان معاني را تداعي مي كنند...؟!
جناب درويش زاده مي خواهم بدانم استفاده از شيوه QFD به پيشنهاد چه كسي براي انتخاب برترين هاي انبوه سازي انتخاب شده است؟
روش QFD يا نظرسنجي از مشتريان، يك شيوه كاملا علمي است و سابقه اي طولاني در كشور ژاپن دارد. در كشور ما نيز به پيشنهاد شخص وزير مسكن جناب آقاي دكتر عبدالعلي زاده براي انتخاب برترين هاي انبوه سازي ارائه شده كه به عنوان يكي از معيارهاي ارزيابي انبوه سازان مد نظر قرار مي گيرد، يعني وقتي براي رتبه بندي آنها امتيازهاي مختلف را در نظر مي گيريم، يكي از امتيازات را هم به نظرات ساكنان مجتمع هاي مسكوني به عنوان مشتري اختصاص مي دهيم. در حقيقت اين شيوه با هدف ايجاد تعاملي سازنده بين توليدكننده و مشتري براي ارتقاي سطح كيفي توليدات انتخاب شده است.
اما حقيقت اين است كه اين شيوه، روشي است كه توسط خود سازنده بايد اعمال شود و در دنيا هم بخش هاي تحقيق و توسعه توليد كننده ذي ربط براي دريافت نظريات مشتري ها اقدام مي كنند تا توليدات بعدي به لحاظ كيفي ارتقا پيدا كنند....
بله، همين طور است. نيازهاي مشتري به زبان خود وي و با ادبيات خاص خودش جمع آوري مي شود و سپس توسط كارشناسان فن به شاخص هاي فني و كيفي تبديل مي شود. اين شاخص ها در هر دوره مي توانند به بهبود كيفيت توليد كمك كنند.
پس شما هم قبول داريد كه اين شيوه كاملا كيفي است و كمي نيست؟
بله، كاملا كيفي است.
ولي از اين روش كيفي براي تعيين كميت ها استفاده كرده ايد. QFD معياري نيست كه بتوان با آن سنجيد و گفت كه يك محصول QFD بيشتري دارد و محصول ديگر QFD كمتري! بنابراين نمي توان از اين شيوه براي ارزيابي و رتبه بندي استفاده كرد!
بله، اين مسئله جاي خود را دارد، ولي ما خواسته ايم به كمك اين شيوه فرهنگسازي كنيم، يعني اصلا براي اينكه اين ادبيات جا بيفتد، جشنواره را راه انداختيم. خود انبوه سازان هم بابت اين مسئله نگران بودند، وقتي قرار است از بهره بردار و مشتري نظرخواهي كنيم، هميشه نگراني به همراه خواهد داشت. اين نگراني طبيعي است و ما قصد داشتيم اين فرهنگ را جا بيندازيم. قصدمان مقايسه به معناي رايجش نبود و نيست. در هر استان اين مسئله را امتحان كرديم و اين فرصت را فراهم كرديم تا كساني كه مي گويند پروژه ما خوب است، وارد ميدان شوند و از نظرات بهره برداران هم آگاه شوند. ما قصد نداريم بگوييم كه كدام پروژه از ديگري بهتر است؛ روش QFD براي ما اين مزيت را داشته و دارد كه ضمن آگاهي از نظر بهره برداران، كساني را كه در كارشان موفق بوده اند معرفي كنيم و از طرفي افراد هم به مسائل مربوط به ساخت و ساز خانه شان حساس مي شوند و توجه مي كنند.
اما به نظر مي رسد، بيش از اينها براي شما اهميت داشته، چون روي اين مسئله مانور خبري و حتي تبليغي خاصي داشتيد؟
نه، اينطور نيست، ما از اين ادبيات و از اين روش براي جا انداختن مسئله توجه به كيفيت و مشتري مداري استفاده كرده ايم و حتي سعي كرده ايم اين مورد را با شرايط فعلي قابل تطبيق كنيم، به همين علت هم در استان ها اين برنامه را اجرا كرديم. البته در اين مورد حتي سطح دانش و بينش و فرهنگ مشتريان را هم مد نظر داشته ايم.
اما انگار خيلي به جامعه آماري نظر سنجي ها توجه نداشتيد. دريافت هشت پرسشنامه تكميل شده براي يك ساختمان 24 واحدي كه امكانش هست خود سازندگان مجتمع يا بستگانشان آنها را پاسخ داده باشند قطعا نمي تواند اهدافي را كه شرح داديد به دنبال داشته باشد و ضمنا سلامت مسابقه را هم مخدوش مي كند!
نه، لطفا اين مسئله را كنار بگذاريد و اجازه بدهيد به جايگاه و سطح دانش و آگاهي مشتري ها از زاويه ديگري توجه كنيم. ببينيد ممكن است يك پروژه زيبا و شيكي در نقطه اي توسعه يافته از كشور ساخته شود و ساكنان آن به نسبت از آن راضي باشند، اما همان پروژه يا حتي پروژه اي با شرايط نه چندان عالي ممكن است در جايي ديگر خيلي توجه مشتري ها را به خود جلب كند.
پس قبول داريد كه شيوه QFD كيفي است؟
بله با حرف شما موافقم.
با اين حساب قبول كنيد كمي فعاليت هاي آخر دوره وزارت جناب عبدالعلي زاده، با شعار توام شده است. حتي سخنراني شما در اين جشنواره هم نمايشي به نظر مي رسيد، اينطور نيست؟
نه، اينطور نيست. اين جشنواره ششمين جشنواره انبوه سازان بود، پس قبول كنيد يك فرآيند بود و در تمام اين سالها هر سال چند همايش داشتيم. انتخاب انبوه سازان برتر به شيوه QFD نيز از يك سال پيش برنامه ريزي شده بود. همه اينها در يك روند طبيعي شكل گرفت و عجيب نيست كه وقتي در پايان دوره يك وزير گزارش هايي از عملكرد دوره مي دهيد، سوءتفاهم هايي ايجاد شود. در سخنراني هاي من نيز به جز دو، سه تا آمار كه قبلا هم ارائه كرده بودم، مابقي به تحليل مسائل اين حوزه مربوط بود. سعي من بر اين بود كه بگويم انبوه سازي يك سياست راهبردي است و مباني خاص خود را دارد و از آنجا كه جزو سياست هاي مصوب مجمع تشخيص مصلحت نظام هم هست، پس مي تواند به يك دوره خاص مربوط نباشد.
بنابراين شما هم به اين گفته عبدالعلي زاده اعتقاد داريد كه چون سياست ها و برنامه ها مشخص هستند هر كسي در دولت جديد وزارت مسكن و شهرسازي را برعهده بگيرد، تغييري در اجراي برنامه ها پيش نمي آيد؟
اشتباه نكنيد! چشم اندازي كه براي اين بخش تعريف شده، چارچوب ها را تعيين مي كند، ولي راهكارها ممكن است تغيير كند. منظور من اين است كه سياست راهبردي حمايت از انبوه سازان از همين چارچوب ها تبعيت مي كند، در حالي كه ممكن است در شيوه اجرا تفاوت هايي ايجاد شود. سخنراني من به اين دليل به مواردي كه شما حساسيت نشان داديد مي پرداخت كه اين احتمال وجود داشت خود انبوه   سازان هم در اين مورد ترديد داشته باشند و گمان كنند اگر دولت جديد شروع به كار كند، يكباره سياست ها تغيير پيدا كند و من قصد داشتم تاكيد كنم كه سياست ها جزئي از چارچوب نظام است و مقام معظم رهبري آنها را تاييد كرده اند. در شعارها و سخنراني انتخابات رياست جمهوري هم ديديم كه همه كانديداها به رغم اختلاف نظر در بسياري موارد، در مورد مسكن با هم همصدا بودند و انبوه سازي، ارزان سازي و كوچك سازي مد نظرشان بود، چون سياست ها بر اساس يك مبنا شكل گرفته اند.
چه مبنايي؟
مبنايي كه مي گويد سالانه بايد يك ميليون مسكن توليد شود و مسلما اجراي آن بجز با انبوه سازي ميسر نيست.
در كنار اينكه مي پذيرم شعاري بودن سخنراني هاي دولتمردان در اين برهه طبيعي است، منظورتان اين است كه سخنراني شما صرفا گزارش عملكرد هم نبود و به نوعي سياست ها را ياد آوري مي كرد؟!
من گفتم كه به تعبير جناب وزير انبوه سازي يك انتخاب نيست، بلكه يك ضرورت است. يعني چاره ديگري نداريم و لازمه انبوه سازي، حرفه اي سازي است. بنابراين در سخنراني ام كه يك سخنراني رسمي محسوب مي شد، از چشم انداز كل كشور شروع كردم، به موارد ذكر شده در قانون اساسي اشاره كردم و سياست هاي كلان انبوه سازي را توضيح دادم. من قصد داشتم سخنانم را مبتني بر قوانين و مستندات ارائه كنم و لااقل خودم معتقدم كه اصلا شعاري نبود.

موزه هنرهاي معاصر سين سيناتي
تركيبي به ياد ماندني از بتن، فلز و شيشه
002856.jpg
وحيده رنجي - بيشتر مراكزي كه در سالهاي اخير با عنوان مركز هنرهاي معاصر، به منظور ارائه عمومي و بيان خلاقيت هاي هنري ايجاد شده اند، غالبا بناهايي واجد خصوصيات هنري نيستند، در حالي كه موزه هنرهاي معاصر سين سيناتي داراي الگوها و ايده هاي تازه تري است.
ظه حديد بانوي مسلمان و اولين معمار زن برنده جايزه پريتزكر، با ساختمان سين سيناتي، گونه اي ديگر از فضاهاي نمايشگاهي را براي هنر معاصر معرفي مي كند؛ بنايي كه بسياري از معماران به تحليل آن پرداخته اند و انتقادهاي بسياري از آن شده است. تجربه موزه هنرهاي معاصر سين سيناتي بسيار پيچيده، جالب و با حس خوشايندي همراه است. دراين پروژه ظه حديد، نوعي توزيع احجام، فضاهاي خالي، ترازهايي در طبقات و سطوحي كه حتي الامكان به صورت متعارف نباشند را مد نظر قرار داده است. اين بنا با مجموعه اي از تركيب همزمان نشانه ها، كاربرد رنگ، تصوير، مصالح، اجراي فني و ظرافت بالاي تكنولوژي، اثري موفق در خلق فضا و هماهنگي در بيان است. اريب هاي ناسازگار با قوانين دكارت، در پلان ها، دقت نگاه معمار را در مشاهده كژي ها نشان مي دهند، به طوري كه طراح امتيازات مربوط به ديد از روبه رو را ناديده گرفته و در مقابل، نماي جانبي را به رسميت مي شمارد؛ سلسله اي از حفره ها، احجام و فضاهاي تو خالي متوالي كه با يكديگر تداخل پيدا كرده و بدنه شهري خاصي را تعريف مي كنند.
تركيب بتن، فلز، شيشه، طبقات موج دار و رمپ هايي كه با شكل ها و اندازه هاي متنوع با كل مجموعه همساز شده اند و گالري هايي كه به لابي اصلي مي پيوندند، بين آسمان و زمين معلق به نظر مي رسند و در كل يك پازل سه بعدي مي آفرينند كه ديد و منظري مداوم و همه جانبه را در تقاطع مركزي شهر فراهم مي كند.
با نزديك شدن از خيابان ششم، پايه هاي پيش آمده تيره رنگ در چهار طبقه بالا، همزمان با تعريف ورودي بنا، تزريق فضاي شهري، به داخل بنا را نيز تداعي مي كنند. حديد با مهارتي خاص، با برجسته كردن تركيبات سياه و سفيد در نما، بنا را با پر و خالي هاي فضاي شهري اطراف مرتبط كرده است. رفتار حرفه اي وي، نمايانگر طرز عمل آگاهانه معماري است كه به هزاره سوم تعلق دارد.
با پايين آمدن از پله هاي زاويه دار طبقات، ديدهاي مختلفي از خيابان و عابران مشاهده مي شود. در واقع فرم هاي آزاد حديد ميل به گردش در اين بناي به ياد ماندني و تكرار مستمر ديدهاي زنده از خيابان را در لول هاي مختلف، فراهم مي كند. تشديد بار معنايي بازشوها به گونه ايست كه در برش هاي به عمل آمده توسط طراح، هرگز به كاربري صرف آنها اشاره نمي شود.
به نظر حديد، گالري هاي موفق و موزه هاي هنري نيازي ندارند كه مستلزم فضاهاي آرام و معمولي مانند جعبه هاي سفيد باشند. وي معتقد است كه ساختمان سين سيناتي بيان كننده نظريات او در مورد خصوصيات مكاني نور است، نور متغير آفتاب با ايجاد سايه هاي مختلف در لابي و گالري ها در هماهنگي با فرم هاي آزاد و معلق، فضايي جهت انتقال مفاهيم هنري مي آفريند كه الهام بخش ايده هايي براي بيان هنر جديد خواهد بود.
حديد معتقد است كه معمار بايد پتانسيل توليد فرهنگ را داشته باشد، وي اعتقادي به تحميل ايده هايش به مردم ندارد، اما معتقد است كه بايد قادر باشيم آنچه كه در آينده در شرف وقوع است را تجسم كرده و به عنوان يك معمار، به عادات مردم احترام بگذاريم و در عين حال فرم هايي از زندگي را طراحي كنيم كه نتيجه اش برانگيختن ذهنيت انسان ها و رشد و تكامل شخصيتي آنها است.

نگاهي به يكي از زيباترين ميدان هاي جهان
محمد افشار- ميدان نقش جهان يك مجموعه عالي و نفيس هنري و معماري است كه بدون ترديد تا قرن ها در هيچ كجاي جهان نظير آن به وجود نخواهد آمد؛ ميداني كه محل برخورد انسان ها و محل تعاملات اجتماعي فراواني بوده، فضايي عمومي به عنوان جايگاه بروز هنجارها و ارزش هاي گروه هاي مختلف انساني است، فضايي كه فرهنگ شهري نيز از آن نشات گرفته است.
اين پديده زيباي معماري اثر هنرمندانه دو معمار ارزشمند و بزرگوار دوره صفويه به نام هاي استاد علي اكبر اصفهاني و استاد محمدرضا اصفهاني است كه به سال 1011 هجري قمري آن را تكميل كردند.
مسجد شيخ لطف الله اثر استاد محمدرضا اصفهاني در مقابل عمارت عالي قاپو، بي هيچ صحن و حياط و بي هيچ عظمت طلبي يا تسلط خواهي جبهه شرقي ميدان را مزين كرده است و همچنين مسجد امام (شاه سابق)، اثر استاد علي اكبر اصفهاني كه يكي از بزرگترين مساجد شهر اصفهان است با ابهت و عظمت خاصي قسمت جنوب ميدان را به خود اختصاص داده است.نقش جهان به سبب تركيب فضايي و وسعتي در حدود 510 متر طول و 160 متر عرض (نسبت ابعاد ميدان تقريبا يك به سه است) يكي از ميدان هايي است كه در دنياي امروز هم بي نظير بوده و مانند ندارد.
بدنه پيراموني نقش جهان از دو طبقه تشكيل شده است (به ارتفاع 8 متر). در طبقه همكف حجره ها و در طبقه دوم اتاق هايي كه در جلوي آنها ايوان هايي وجود دارد، بدين ترتيب طبقه دوم با ايجاد فضايي نيمه بسته سبكتر شده و تركيب فضايي جالبي را به وجود آورده است. اين بدنه ممتد در اتصال با جلوخان مسجد شيخ لطف الله، مسجد امام، كاخ جلو آمده عالي قاپو و سردر بازار قيصريه تركيبات فضايي زيبا و بديعي را پديده آورد است.
درباره وجه تسميه اين ميدان به نقش جهان مي توان گفت: در محل فعلي ميدان، باغ و كوشكي وجود داشته است كه اين كوشك با صورت هاي مختلف و انواع نقش ها آراسته شده بود و به اين مناسبت آن را باغ نقش جهان مي گفتند و پس از خرابي باغ و كوشك كه به زمان شاه عباس دوم برمي گردد، آن را به ميدانگاه تبديل كردند. توضيح ديگر اينكه نام فعلي نقش جهان در دوران سلجوقيان كوشك ميدان ناميده مي شده است.اين ميدان در دوره صفويه به دليل وجود كاخ عالي قاپو نقش مركز حكومتي را نيز بر عهده داشته است. در اين ميدان علاوه بر اعلان هاي حكومتي، رژه ها و ديدارهاي رسمي شاه با سفرا، مردم نيز همواره با حضور در جشن هاي ملي و مذهبي، اعياد، سوگواري ها و همچنين داد و ستد، نقش موثري در عموميت و پويايي اين فضاداشته  اند.
فضايي با اين كيفيت و تعدد عملكردها ميدان نقش جهان را به فضاي شهري عمومي تبديل كرده كه هنوز هم در هزاره سوم كم و بيش مركز تعاملات اجتماعي است...براستي چه زيباست شهرسازي ايران قرن شانزدهم ميلادي!

پيرامون
002871.jpg
راي گيري اينترنتي براي انتخاب بهترين شهردار
چند روزي بيشتر به پايان راي گيري مردمي انتخاب بهترين شهردار جهان در سال 2005 نمانده است.پايگاه جهاني شهرداران
به عنوان بزرگترين و تنها ارگان مردمي در حوزه مديريت شهري از زمان تاسيس، معتبرترين نهاد رقابتي نيز در عرصه انتخاب بهترين شهردار كلانشهرها در جهان بوده است. شهردار منتخب سال گذشته ادي راما شهردار تيرانا، پايتخت آلباني بود.
به گزارش آرونا، مسائلي چون بررسي نحوه فعاليت شهرداران ابرشهرها و متروپليس ها، راهكارهاي ارائه شده براي معضلات مزمن نواحي شهري اعم از اسكان، حمل و نقل شهري، آموزشي و اشتغال و خدمات شهري در كنار تحليل نوع نگاه سيستم هاي مديريت شهري به مسائل زيست محيطي، فن آوري هاي نو و امنيت اجتماعي - شهري و در كل آنچه كه موجبات حركت به سوي شهرهاي شهروند محور را فراهم مي سازد، همه و همه از دغدغه هاي گردانندگان پايگاه جهاني شهرداران در جهت نامزد كردن شهرداران موفق است. نام آقاي دكتر محمود احمدي نژاد در بين فيناليست هاي اين پايگاه به چشم مي خورد.  بازديدكنندگان با مراجعه به آدرس اين پايگاه مي توانند به يك شهردار از هر قاره به عنوان شهردار برتر راي دهند:
(www.worldmayor.com)
002853.jpg
عمران و معماري 7
نشريه تخصصي عمران و معماري از تير ماه سال گذشته در حوزه نشريات تخصصي ساخت و ساز حضور يافت.  اين نشريه به طور ميانگين هر دو ماه يك بار منتشر شده است و در اين مدت و بخصوص از شماره 6، تغييراتي اساسي در نحوه ارائه مطالب در آن به چشم مي خورد. در اين شماره مي خوانيم: تونل بزرگراه رسالت، شرق و غرب تهران را به هم مي رساند، مطالعه بر مقاوم سازي و ترميم مدل آجري غير مسلح، ويژگي هاي سيمان در كار هاي عمراني،  مركز هزاره ولز، پروژه صلاح الدين كلا، تقويت لرزه اي ساختمان با مصالح بنايي، مدل سازي سازه اي با استفاده از رايانه، مشكلات ناشي از زلزله در پي هاي ساختماني، معماري ايران باستان و....
هر چند اين نشريه واژه معماري را در نام خويش يدك مي كشد، ولي رويكرد هاي آن بيشتر در حوزه تخصصي مهندسي سازه است تا معماري، جا دارد مديران در شماره هاي آينده به جوانب معمارانه ساخت و ساز بيشتر بپردازند.
002859.jpg
راه و ساختمان 21
همچنــــان  كه مي دانيم، شهر همچون يك موجود زنده، روزي متولد مي شود، مدت زماني مي زيد، در مدت زندگي خود به دوران بلوغ مي رسد. حال چنانچه اين دوران بلوغ بر پايه تفكرات عميق و استوار بنا شود، شهر به شكوفايي مي رسد و اين دوران شكوفايي پايدار خواهد ماند.
از سويي ديگر، چنانچه شهر حين تولد، با نقصان مواجه شود، همچون كودكي است كه معلول به دنيا مي آيد و اين معلوليت خود را تا انتهاي زندگي، با خود دارد و چنانچه در دوران بلوغ، رشد لازم را نكند، چون نوجواني است كه از مسير تكامل باز مي ماند و منحرف مي شود... . اينها بخش هايي از مقاله نيما امينيان پيرامون شكل گيري فضاي شهري بود كه در شماره 21 ماهنامه راه و ساختمان منتشرشده  است.

يادداشت
آنچه به شهر هويت مي بخشد...
002877.jpg
هديه درمان- آنچه به شهر هويت مي بخشد، نحوه استفاده از آن و ارتباط با اين پديده پيچيده است كه ازدرون جامعه ناشي مي شود. تجربيات شهري به نوبه خود مي توانند براي شهروندان آموزنده باشند، اما اين نحوه زندگي شهروندان است كه به شهر معنا مي دهد، نه اينكه صرفا سهولت دسترسي به ارزش هاي تاريخي شهر و ارتباط بين هسته هاي هويت بخش، موجب تداوم تاريخي شده و در به وجود آوردن احساس تعلق ساكنان نسبت به شهرشان موثر باشد.
محل استقرار فعاليت ها، رفت وآمدها و ارتباطات رودرروي موجود در شهر، متضمن بروز حيات مدني در شهر بوده است، اما امروزه با پا به عرصه گذاشتن ابداعات و اختراعات جديد و ورود به عصر اطلاعات، شهر سازي و هويت مندي شهرها معنايي جديد يافته اند.
رم كولهاس يكي از تاثيرگذاران عرصه معماري امروز جهان و يكي از پيشروان معماري دهه 90 اروپا، كسي كه پروژه هاي متعدد شهرسازي و معماري را با تبحري خاص و منحصر به فرد هدايتگر بوده است و كرسي استادي دانشگاه هاي معتبر جهاني را در چنبره خويش دارد، در كتاب "شهر بي نشان"
(generic city) تصوير شهري با كيفيتي كاملا متفاوت از آنچه مي شناسيم را ارائه مي دهد و مبناي اين نگرش ارتباطات نوين است.
در اين كتاب كه براي بار اول در سال 1994 ميلادي انتشار يافت، كولهاس ارتباط بين مركز شهر و پيرامون شهر را مهمترين مشخصه اين نظريه معرفي مي كند. وي رسانه ها و ارتباطات مخابراتي را عامل وحدت و يكپارچگي سرزمين هاي گوناگون مي شمارد كه در اين وادي بعد مجازي را به عنوان عامل موثر، جايگزين بعد جغرافيايي پيشنهاد مي كند و شكل گرفتن شهر و حومه اش را در دنياي امروز، مصداق اين مفهوم مي داند.
از ديدگاه كولهاس شهرهاي معاصر شهرهايي بي نشان هستند. لغت generic به معناي مشخص كردن و معني داشتن در لغتنامه استاندارد و همينطور به معني بي نشان و متعلق به همه و عمومي است كه در ارتباط با كيفيتي مشخص يا استعمال معين نيست. به نظر مي رسد نظريه كولهاس بيانگر شهرسازي فراگير است. او ذكر مي كند، راه هاي قديمي تفكر در مورد شهرها بيش از اين پاسخگو نيست. براي كولهاس شهر ژنريك بيانيه اي براي شهرسازي همه گير بوده، شهري كه فراي محدوده است.
شهري كه در آن حومه نشيني و حاشيه نشيني معنايي ندارد و به  واسطه گسترش شهر و حومه سازي نمي شود آن را بزرگ كرد. شهر ژنريك به اندازه كافي بزرگ است و با قوه ابتكار و ذكاوت از قوانين شهري و مدني احتراز مي كند. تراكم در آن بسيار كاهش مي يابد و فضاهاي مكث از هم بسيار دورند و شهر آرام و دور از آلودگي صوتي و همينطور بسيار تميز و پاك است. در اين نظريه هويت منفك شده از شهرها است كه آنها را بي نشان
مي سازد. در چنين شهري،  از آنجايي كه مركز  ايجاد هويت مي كند، تمركز وجود ندارد.
اين شهر هموژنيزه است و در آن تكرار يك مدول (پيمون) ساختاري بسيار ديده مي شود. روند از دست رفتن هويت شهرها با هموژنيزه شدن به صورتي كه شبيه شدن همه شهرها را در پي دارد، دامن مي زند، اگر چه اين شهر فراكتال است و به طور ناپيوسته و اتفاقي رشد مي يابد، اما هنوز بسيار خسته كننده و ملالت بار است و باعث ظاهري شلوغ و بي نظم و ترتيب در اين شهر شده است.
"كوين لينچ" با نظر بر اينكه شبكه هاي جهت يابي آدميان بسته به فرهنگ ها، مناظر و محيط هاي مختلف با هم تفاوت بسيار دارد، معتقد است، همه اين روش ها با وجود تفاوت موجود ميان آنها و همه اشارات و علائم بسيار و تمام ناشدني كه به نظر مي رسد براي شناخت بايد موجود باشند،  چراغ هايي فرا راه آدميان افروزند كه موقعيت و جهت پيشرفت ها را در شهر خود بشناسند و به اين واسطه به شهر هويت بدهند.
اما شهر ژنريك، شهري چند نژادي، چند فرهنگي، قابل انعطاف و متنوع با زيبايي شناسي بدون سبك و استيل است. عرصه هاي جمعي شهر عمدتا تامين كننده حمل و نقل ضروري است كه آنهم به وسيله اتومبيل صورت مي گيرد.
بنابراين خيابان نقش اجتماعي خود را از دست داده، تبديل به آزاد راه مي شود. كولهاس از سر نااميدي چنين اعلام مي كند كه "خيابان مرده است"! شهر توده اي از توريست ها مي شود، گرچه معناي فضاهاي جمعي واقعي از بين رفته و مكان هاي گذر و عبور و مرور بين المللي است و شهر از خيابان ها و ساختمان ها و طبيعت ساخته شده است.
شهر بي نشان به طرز اعلايي غير ارگانيك بوده ، اگر چه حامل موجي از اسطوره هاي ارگانيك است. شهر ژنريك، شهري است كه هر جايي مي تواند باشد. در آسيا، اروپا، آمريكا، آفريقا و استراليا مي تواند وجود داشته و به هر كشوري مي تواند متعلق باشد. شهر ژنريك پس از يك مقطع زندگي شهري و با عبور از فضاي سايبر خواهد آمد.
بنا بر نظريه كولهاس شهر ژنريك عاري از تفكرات و تاملات زيبايي و زشتي است، زيرا ما در حال و اكنون راجع به زيبايي تصميم مي گيريم و حال نقطه شروع كار معماري است.
با بررسي ديدگاه هاي مختلف در شهرسازي ايران با نظريه رم كولهاس سئوال هاي بسياري در ذهن نقش مي بندد كه هم اكنون با توجه به عصر الكترونيك و ارتباطات، شايسته است با كدام ذهنيت به مسائل شهري نگريست كه شاهد شهرهايي كارآمد و پويا باشيم؟
پينوشت: داريس 32

زيبـاشـهر
آرمانشهر
ايرانشهر
جهانشهر
دخل و خرج
در شهر
شهر آرا
يك شهروند
|  آرمانشهر  |  ايرانشهر  |  جهانشهر  |  دخل و خرج  |  در شهر  |  زيبـاشـهر  |  شهر آرا  |  يك شهروند  |  
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |