يكشنبه ۱۷ مهر ۱۳۸۴
چه چيزهايي به فرزندتان مي آموزيد
002133.jpg
محيط و اطرافيان هر بچه اي كه به دنيا مي آيد با زمينه و محيط هر بچه ديگر، كاملاً متفاوت است حتي اگر آنها از يك پدر و مادر به وجود آمده باشند. اگر بچه به طور ناخواسته و در زمان نامناسب يا در اوضاع و احوال نامطلوب متولد شود، ممكن است احساس خشم، بيچارگي يا ناكامي كنيد. اين احساسات مي تواند استفاده از نقشه خانوادگي را به راهي غير از آن نقشه را كه براي آن منظم كرده ايد بكشاند. هر كودك زماني به زندگي پدر و مادر وارد مي شود كه مسايل متفاوتي در جريان است (از جمله فوت، بيماري، بيكاري يا مشكلات اساسي و جدي براي بعضي از افراد خانواده). ماهيت فشار آورنده اين مشكلات غالباً باعث مي شود كه پدر و مادر توجهشان به جاي بچه به مسايل ديگري معطوف شود. اگر زندگي شخصي يك يا هر دو زوج خوب و خوشحال كننده نباشد، احساسات مثبت آنان پايين خواهد آمد و مشكل خواهد بود كه بتوانند يك نقشه خانوادگي را با شور و شوق و به نحوي مناسب اجرا كنند. ما همه در بهترين زمان ممكن به دنيا نيامده ايم اما در هر حال اين مسأله نبايد باعث شود كه كودكان خود را طرد كنيم و نسبت به آنها بي تفاوت و بي توجه شويم.بين هماهنگي در ازدواج و آدمسازي رابطه مستقيم وجود دارد. ممكن است ازدواج نتيجه رضايت بخشي را كه هر زوج انتظارش را دارند، نداشته باشد. غالباً اين موضوع باعث مي شود كه والدين در روابط و برخوردهاي خود با فرزندان واقع بين نباشند.ترتيب تولد، نيز عاملي است كه مي تواند بر جوي كه نقشه خانوادگي در آن به اجرا در مي آيد اثر بگذارد. فرزندان اول از اين جهت كه از پدر و مادري هستند كه براي اولين بار صاحب فرزند شده اند از لحاظ رسيدگي و طرز عمل با فرزندان بعدي تفاوت دارند. اولين كودك، پدر و مادر را با مسأله «ولي بودن» آشنا مي كند. فرزند اول از بسياري جهات فرزندان بعدي را شكل مي دهد.
خلاصه اوضاع و احوال خانواده، فرزند اول بودن، ناخواسته بودن، نوع رابطه بين زن و شوهر عواملي هستند كه در طراحي و اجراي نقشه خانوادگي تأثير مي گذارند. قطعاً پدر و مادر صددرصد كامل وجود ندارد. كودكان بيش از كامل بودن به انسان بودن شما اعتماد مي كنند. همين كه شما به عنوان يك ولي پذيرفتيد كه انسان در هر سني براي خودش شخصي است، كار شما به عنوان يك آدمساز آسان تر خواهد بود. در اين صورت شما با فرزندتان وجه مشترك داريد (پدري كه شغل مورد علاقه اش را از دست داده با پسر بچه اي كه اسباب بازي محبوبش را از دست داده، قابل مقايسه است. تأثير ناكامي در تمام سنين يكي است).
تجهيزاتي كه هر كودك با خود به دنيا مي آورد از لحاظ توارث، با كودك ديگر تفاوت دارد. آيا سعي مي كنيد فرزندتان را طوري تعليم دهيد كه در آينده چيزي باشد كه شما نيستيد؟ سعي نكنيد از فرزندتان كاري را بخواهيد كه خود نتوانسته ايد و يا نمي توانيد و بعد هم آنان را به خاطر ناتواني شان در انجام خواسته نامعقولتان سرزنش نكنيد. رشد شايستگي، درستي، صداقت، خلاقيت، عشق، علاقه، رغبت و برخورد مؤثر و كارآمد و سازنده در حل مشكلات مجموعه اي است كه در گرو تعليمات اساسي است. اين تعليمات حول چهار محور طبقه بندي مي شوند:
- به فرزندم درباره خودش چه مي آموزم
- درباره ديگران به او چه ياد مي دهم
- درباره جهان به او چه تعليم مي دهم
- و درباره خدا به او چه مي گويم
پدر و مادر مطلوب به فرزندان خويش يكتا بودن و وحدت خويش را به نمايش مي گذارند، علاقه و روابط گرم خود را نشان مي دهند. استعداد مشاركت و تفاهم را، مهرباني و محبت را ابراز مي كنند. از عقل سليم خود استفاده مي كنند، واقع بين هستند و با احساس مسئوليت. آنها آموزه هاي خود را در زمينه شباهت ها و تفاوت هاي خويش، هويت جنسي، مرگ و رويا، مسئوليت عملكرد و مشاركت روشن مي كنند. شما به عنوان پدر و مادر چگونه مي خواهيد متفاوت بودن را به فرزندتان آموزش دهيد؟ چگونه به او ياد مي دهيد كه ميان تفاوت هاي مثبت و منفي فرق بگذارد؟ چگونه به او مي گوييد كه نبايد كساني را كه با او تفاوت دارند تحقير و يا طرد كند و متقابلاً كساني را كه با او شباهت دارند تمجيد و ستايش كند؟ چون ما همه چنين گرايش هايي داريم.
ياري به كودك براي آن كه بتواند به تفاوت موجود ميان پدر و مادر ارج بگذارد، جزء مهمي از آموزش اوست. اگر والدين سعي كنند نمايي از يكسان بودن را نشان دهند، در واقع از كنار چنين فرصت با ارزشي گذشته اند و آن را هدر داده اند. ما براساس شباهتهايمان در كنار هم قرار مي گيريم و براساس تفاوت هايمان رشد مي كنيم. به هر دو احتياج داريم، همين آميختگي شباهت ها و تفاوت هاست كه زندگي را جذاب و دوست داشتني مي كند. لازم نيست همه آدم ها يكسان باشند، مادر دوست دارد كه صبح ها بيشتر بخوابد و پدر دوست دارد كه صبح زود بيدار شود. بعضي تفاوت ها زندگي را كمي پيچيده تر مي كند، اما از بعضي تفاوت ها مي توان به نحو سازنده اي استفاده كرد. تفاوت ها دانه هايي هستند براي رشد كردن. هر زمان كه با موقعيت جديد، متفاوت و نامانوس روبه رو مي شويم فرصتي براي يادگيري بدست آورده ايم.
هريك از پدر و مادر نمايشگر يك جنس است و كودك از اين امكان برخوردار است كه نمونه اي عيني از آنچه بايد بشود را در برابر چشم داشته باشد. پدر به پسر كوچكش ياد مي دهد كه مرد بودن چه معني مي دهد و مردان چگونه به زنان مي نگرند. چنين حالتي نيز در رابطه مادر و دختر وجود دارد. برعهده مرد و زن هر دو است كه هويت جنسي كودك خود را پرورش دهند. هيچ زني نمي تواند بگويد كه مرد بودن چه احساسي دارد و هيچ مردي نمي تواند احساس زن بودن را درك كند . اگر پدر و مادر راه هاي سالم براي لذت بردن از تفاوت هاي يكديگر را ندانند و هريك با تفاوتي كه با ديگري دارد (از جمله اختلاف در ساختمان بدن) درست برخورد نكنند، بچه با تصويري مبهم از اين كه چگونه براي مرد بودن يا زن بودن خود ارزشي قائل شود و چگونه از همسر خود محافظت نمايد و بر آن ارج نهد، بار مي آيد. لذا بر عهده پدر و مادر است كه اين ابهام را برطرف سازند و روشن كنند كه دو جنس دو ارزش مختلف اما متساوي دارند. اگر شما به عنوان يك زن به شوهرتان نباليد چگونه مي توانيد تعريف و تمجيد صحيح از همسر را به دخترتان بياموزيد؟ چنين حالتي در مورد پدر هم وجود دارد. بسياري از خانواده ها دختران را طوري تربيت مي كنند كه عبد و عبيد مردان باشند و به آنها مي گويند كه براي خدمت به مرد آفريده شده اند. در برخي خانواده هاي ديگر پسران را طوري تربيت مي كنند كه در خدمت زنان باشند. آنان بايد از زنان مراقبت كنند، حمايت كنند، به جاي آنان فكر و احساس كنند و هيچ گاه براي آنان ناراحتي به وجود نياورند. به بعضي كودكان چنين آموخته شده كه مردان و زنان از هر حيث شبيه يكديگرند و وجود تفاوت بين آنان را انكار كرده اند. به بعضي نيز گفته شده كه مرد و زن از لحاظ جنسي با يكديگر تفاوت دارند اما ويژگي هاي مشتركي دارند كه مي توانند به يكديگر بپيوندند و هر دو مكمل يكديگر هستند. در بعضي خانواده ها زن به صورت موجودي ملايم، تسليم و ظريف فرض شده كه هرگز نبايد خشن و مهاجم باشد و مرد به صورت خشن و مهاجم فرض شده كه نبايد ملايمت و ظرافت از خود نشان دهد. هنوز در بسياري از خانواده ها از مرد و زن بودن اين تصاوير كليشه اي ارائه مي شود. ظرافت و خشونت صفاتي است كه بايد در همه باشد. چگونه مردي كه خودش از ظرافت بويي نبرده مي تواند به ظرافت زن توجه كند؟ چگونه زن مي تواند بدون تجربه و شناخت خشونت، خشن بودن يك مرد را درك كند؟ با قرار دادن اين كليشه ها به عنوان مدل، مرد، زن را ضعيف مي شمارد و زن به مردان به عنوان افرادي حيوان صفت و بي رحم مي نگرد. در اين شرايط به نظر شما چگونه دو فرد با چنين برداشتي مي توانند به يكديگر بپيوندند؟ انسانها اگر با احساسات ملايم بيگانه باشند به آدمكهاي ماشيني خطرناكي تبديل مي شوند و اگر با احساسات خشن بيگانه باشند به صورت انگل درمي آيند. خانواده محلي است كه تمام اين احساسات را مي توان تغيير داد و افراد را به طور صحيح تربيت كرد. اگر بزرگترها بيشتر بلد بودند از نيروي احساسي خود استفاده كنند، علاقه پيدا مي كردند كه براي پرورش آن در فرزندانشان طرحي بريزند. هر كسي احتياج دارد كه تمام نيروهايش را تا حداكثر امكان پرورش دهد تا بتواند آدم مؤثري باشد. نيروي فكري، عاطفي اجتماعي، مادي و روحاني. چرا كه انواع نيروها، امكاناتي را در دسترس ما مي گذارد كه به كمك آنها از عهده زندگي برآئيم و با زندگي به صورت آزادتر مقابله كنيم (خشونت استفاده از جنبه ويران كننده نيرو است).
كودكاني كه شواهدي از فوت خويشان خود نمي بينند و به آنان كمك نمي شود كه براي مرگ غمگين شوند، مرگ را جزئي از زندگي بدانند دچار مشكلاتي (مربوط به احترام به خويش) شده اند. پذيرفتن حقيقت مرگ باعث مي شود كه تجربه زندگي، واقعي تر و پاداش دهنده تر باشد. زندگي، بي معني خواهد بود، مگر آن كه ما مرگ را به عنوان جزئي طبيعي و غيرقابل اجتناب در آن ببينيم. مرگ اتفاقي است كه براي همه ما رخ مي دهد. از مرگ زودرس مي توان جلوگيري كرد. با مراقبت هاي پزشكي بيشتر، ايمني و بهزيستي مي توان مرگ را به تأخير انداخت و بر طول عمر افزود، اما نمي توان از وقوع مرگ جلوگيري كرد. زندگي فوق العاده گرانبهاست و خانواده محل بسيار خوبي براي شروع زندگي مفيد و سازنده است. مرگ، مرگ است و فقط يك بار رخ مي دهد و در زندگي هيچ تجربه اي مانند آن نيست. هر چيز به جز مرگ، حيات است.
روياها نيز جزء مهمي از نقشه خانوادگي هستند. بخش اعظم نقشه خانوادگي بايد اين باشد كه روياهاي شخصي را تقويت كنيم و زنده نگاه داريم. رويا علامتي است كه ما را در جهت رشد و موفقيت بيشتر هدايت مي كند. قسمت بزرگي از روياي كودكان اين است كه در آينده چه كاره خواهند شد. روياها اميدآفرين هستند و انگيزه پيشرفت ايجاد مي كند. وقتي اعضاي خانواده راجع به روياهايشان آزادانه صحبت كنند، صميميت ايجاد مي شود. اعضاي خانواده مي توانند در تحقق روياهايشان به يكديگر كمك كنند. تحقق روياهاي كوچك كمك مي كند به داشتن روياهاي بزرگتر اعتقاد پيدا كنيم. خانواده جايي است كه چنين چيزي مي تواند در آن مجال رشد و نمو پيدا كند. روياها به زمان حال تعلق دارند، پس چه بهتر كه جزئي از هر رويايي بتواند در همين زمان حال تحقق يافته، صورت واقعي پيدا كند. شما اجازه ندهيد كه روياهايتان نابود شوند. اگر چنين كرده ايد، ببينيد آيا مي توانيد روياهاي عزيزتان را بار ديگر روشن سازيد و يا روياهاي جديدي را در ذهن خود بپرورانيد. مي توانيد با گردهمايي خانواده و صحبت و مشارك آنها در روياهايتان و تقاضاي كمك از آنان، آنچه را كه مي خواهيد به انجام برسانيد.
خوب است مواردي كه بر آن تسلط داريد از مواردي كه فقط بر آن تأثير داريد تفكيك كنيد. براي فرزندانتان روشن كنيد آنچه كه از هر كس سر مي زند كاملا بستگي به خودش دارد؛ سخنان، افكار، اعمال و حركات. تحت تأثير ديگران قرار مي گيريم اما خودمان تصميم مي گيريم كه چه عملي انجام دهيم. آنچه از شما سر مي زند نمايش شماست و نمايانگر تصميمي است كه با استفاده از آنچه در اطرافتان مي گذرد، گرفته ايد. اين مائيم كه درباره چگونگي استفاده از آنچه بر ما تأثير دارد، تصميم مي گيريم. نمي توانم مسئول چيزي كه به من عرضه مي شود، باشم بلكه فقط مسئول پاسخي كه مي دهم، هستم. (مثلا نمي توانم خود را مسئول اشك هاي شما بدانم فقط مي توانم مسئوليت پاسخ به گريه شما را قبول كنم. نوع پاسخ من مي تواند بر گريستن شما تأثير بگذارد. اما نمي توانم براي شما تصميمي بگيرم. شما بايد خود تصميم بگيريد. هر كس خويشتن خود را انتخاب مي كند.) البته بعضي موقعيتها و بعضي پاسخها تأثيرگذارترند.مشاركت يكي از مسائل آموزشي است كه مدتها طول مي كشد تا كاملا هضم و درك شود. مشاركت عبارتست از تصميم فرد به آن كه فرد ديگري را در متعلقات خود، وقت خود، افكار خود و فضاي خود وارد كند و مشاركت فقط در صورت وجود اعتماد امكان پذير است. افراد بسياري سعي دارند كه شريك شدن را ياد بدهند بي آنكه در زمينه اعتماد و احساس ارزش كه لازمه آن است چيزي بياموزند.
بالاخره بايد بدانيم و به بچه ها بياموزيم كه هيچ دستورالعمل قاطع و مشخصي براي اداره زندگي نداريم كه شامل تمام اتفاقات آن شود، بلكه هر شرايطي فرمول خاص خود را طلب مي كند كه تجربه، دانش و بينش آن را برايمان روشن مي كند.
تمرين
۱ _ آيا به فرزندانتان اين امكان را مي دهيد كه با خطرات زندگي به كشمكش بپردازند؟ تا چه حد؟
۲- آيا از فرزندتان آخر شب سؤال مي كنيد: «امروز با چه خطري روبه رو شدي و چه طور آن را حل كردي» ؟
۳ _ چگونه مي توانيد در تحقق رؤياي اعضاي خانواده خود به آنها كمك كنيد؟
۴ _ از فرزندانتان بخواهيد نظرشان را در مورد احساسات، اميدها و ناكامي هاي شما بگويند. از آنان بپرسيد از صحبت كردن با شما در مورد اشتباهاتي كه كرده ايد چه احساسي دارند و متقابلا شما احساسات خود را در مورد اشتباهات آنها بيان كنيد.
۵ _ از نيروي عاطفي، فكري، مادي، اجتماعي و روحاني هريك مثال بزنيد.
۶ _ چرا عمر مردان كوتاهتر از عمر زنان است؟
(مرد هيچ گاه نبايد گريه كند، آزرده شود. او بايد فردي بي احساس شود و اگر قواعدي عليه خشن بودن داشته باشد نمي تواند مفري براي احساسات خشن خود به وجود آورد. وقتي او اجبارا چنين احساساتي را فرو بنشاند، احساسات ته نشين مي شوند و به ويراني جسم مي پردازند.)
۷ _ آيا با ارزش دادن به احساسات ملايم خود، احساسات تهاجمي را صرف كسب پيروزيهاي بيشتر كرده ايد يا نه؟
۸ _ آيا از انتقاد به قدري مي ترسيد كه به هر قيمتي از آن اجتناب مي كنيد؟ (در حالي كه اغلب اوقات مفيد واقع مي شود).
۹ _ مناسب بودن رؤياهاي خود را بررسي كنيد و به صورت واقع بينانه اي در آنها بنگريد.
وجيهه زحمتكش
عضو هيأت علمي دانشگاه آزاد واحد قم

صد خطري كه زندگي شما را تهديد مي كند
خواهرها و برادرها
002127.jpg
آِيا به نظر شما در اين دنياي گيج كننده و خطرناك داشتن يك برادر يا خواهر بزرگتر آرامش بخش است؟ خواهر يا برادري كه در مسير زندگي، شما را كمك كند و مراقب تان باشد؟ متأسفانه كاملاً در اشتباه هستيد. داشتن خواهر و برادر به ويژه بزرگتر، خطر مجروح شدن كودك كوچكتر از خود را افزايش مي دهد. طي تحقيقي كه در خصوص آسيب خواهر و برادرها در مركز تحقيق و پيشگيري از جراحت هاربرويوي واشنگتن به عمل آمده معلوم شده است كه نه تنها كودكان داراي خواهر يا برادر بزرگتر بيشتر در معرض زخمي شدن هستند بلكه هرچه تعداد خواهرها و برادرها بيشتر باشد به همان نسبت احتمال خطر هم افزايش مي يابد. كودكاني كه سه يا بيشتر خواهر و برادر دارند بيشتر از همه در معرض خطر هستند و اين نسبت با كاهش فاصله سني آنها نيز به طور چشمگيري افزايش مي يابد.
محققان هاربرويو در تحقيقي ديگر دريافتند كه وقتي كودكي دچار سانحه اي نسبتاً خطرناك مي شود احتمال اين كه خواهر يا برادر ديگرش هم دچار حادثه شود تقريباً ۵۰ درصد است؛ در حالي كه چنين چيزي در بين خواهر و برادرهاي بدون سانحه، ديده نشده است.
چرا اوضاع اين گونه است؟
در مورد اين كه چرا چنين اتفاق هايي مي افتد، كارشناسان فقط توانسته اند بر مبناي تجربه حدس هايي بزنند. آنها معتقدند كه منطقي ترين توضيح اين وضعيت اين است كه وقتي سانحه اي در يك خانواده رخ مي دهد خانواده گرفتار فشار روحي و اضطراب مي شود و وقتي كودكي آسيب مي بيند اضطراب موجود در خانواده احتمال صدمه ديدن كودك ديگر را افزايش مي دهد. اولين سانحه ممكن است همه توجه والدين را به خود جلب كند و بدين ترتيب كودكان ديگر كمتر از معمول نظارت شوند و سانحه بعدي رخ دهد.
محققان دريافتند كه معمولاً تا ده روز پس از بروز يك سانحه بيشترين احتمال سانحه در خواهر يا برادرهاي ديگر وجود دارد، اما پس از گذشت يك ماه خطر برطرف مي شود. خواهر و برادرهاي بزرگتر نيز براي آسيب رساندن به خواهر و برادرهاي كوچكتر خود روش هاي ديگري دارند. طي تحقيقي كه توسط محققان دانشگاه «گولف» در انتاريو كانادا صورت گرفت معلوم شد خواهر و برادرهاي بزرگتر در به خطر انداختن كوچكترها سهم به سزايي دارند. اين محققان يك زمين بازي با وسائل متفاوت كه برخي به نظر ايمن مي آمدند و باقي خطرناك تر بودند در اختيار كودكان و خواهر و برادرهايشان گذاشتند و آنها حق انتخاب داشتند. هر زمان كودكي وسيله اي براي بازي انتخاب مي كرد خواهر يا برادر بزرگترش تلاش مي كرد تصميم او را عوض كند و بازي خطرناك تر را به وي پيشنهاد مي داد و در اين كار هم بسيار موفق عمل مي كرد زيرا كودكان كوچكتر بسيار سريع تحت تأثير حرف هاي بزرگترها قرار مي گيرند و اين بدان معناست كه خطركردن خواهر و برادرهاي بزرگتر، كوچكترها را نيز به سوي فعاليت هاي متهورانه مي كشاند.
مطالعات ديگر نشان مي دهد وقتي خواهر و برادران بزرگتر دست به رفتارهاي مخاطره آميزي چون سيگار كشيدن، مصرف مواد مخدر و ... مي زنند احتمال اين كه كوچكترها نيز چنين كنند بسيار زياد است.
چه بايد كرد؟
شايد بهتر باشد از دولت خود بخواهيد سياست تك فرزندي - مثل كشور چين- اتخاذ كند. اما قبل از اين كار بهتر است بدانيد كه برخي از كارشناسان چيني مطمئن نيستند كه اين سياست روش خوبي باشد. سال ۲۰۰۳ ده نفر از كارشناسان دانشكده علوم اجتماعي چين از دولت خواستند تا سياست تنظيم خانواده را تغيير دهد و به زوج هاي شهرهاي توسعه يافته اجازه دهد دو فرزند داشته باشند. در حال حاضر در چين تعداد افراد بالاي ۶۰ سال، ۱۳۳ ميليون نفر است و تا سال ۲۰۵۹ به حدود ۴۱۰ ميليون نفر خواهند رسيد و كارشناسان معتقدند ممكن است در آن زمان به اندازه كافي جوان وجود نداشته باشد كه از اين افراد كهنسال مراقبت شود.
محققان هاربرويو پيشنهاد محافظه كارانه ديگري ارائه داده اند و آن اين است كه اطلاعات خود را در اختيار پزشكان و برنامه ريزان  آموزش خانواده ها قرار دهند و با برگزاري جلسات پيشگيرانه و برنامه هاي آموزشي، خانواده ها را آگاه سازند تا به طور فزاينده اي جلوي سوانح گرفته شود.
ناديا زكالوند

راه زندگي
چه كنيم فرزندمان گرفتار دوستان ناباب نشود؟
002130.jpg
اين روزها بسياري از پدر و مادرها بر سر دو راهي قرار گرفته اند كه نوجوان خود را تا چه اندازه آزاد بگذارند و چقدر رفتار و مناسبات او را تحت كنترل و نظارت قرار دهند. اين مسأله از آن جهت مهم است كه از يك سو نوجواني سن شكل گيري شخصيت و استقلال رأي فرد است و از سوي ديگر سني است كه ميزان مناسبات اجتماعي و بيرون از خانه فرد به ويژه با گروه همسالان و دوستان فزوني مي گيرد. دوستاني كه بعضاً رفتار مناسب و مطلوبي از ديدگاه بسياري از والدين ندارند. مقاله زير به چگونگي رفتار در چنين موقعيتي مي پردازد. با هم مي خوانيم.
* * *
فرض كنيد فرزند نوجوانتان از دوستان دوران كودكي اش كه آنها را مي شناختيد، بريده و با گروه جديدي دوست شده است كه طرز نامناسب لباس پوشيدنشان، رفتار و آداب معاشرت و يا حتي حركات بدنشان موجبات نگراني شما را فراهم مي كند. بلافاصله زنگ خطر براي شما به صدا درمي آيد و بر آن مي شويد كه علاج واقعه را قبل از وقوع بكنيد. سر دوراهي قرار گرفته ايد: از طرفي بايد فرزندتان را از شر دوستان ناباب محافظت كنيد و از طرفي هم بايد به او استقلال تصميم گيري بدهيد.
چهار راه حل
بگذاريد شرايط، عكس العملتان را تعيين كند.
۱- چه موقعي بايد سكوت كنيد؟
۲- اگر فقط از روي شكل ظاهر، احساس شخصي و يا با توجه به ديدگاه والدين دوستان فرزندتان به اين نتيجه رسيده ايد كه براي دوستي، مناسب نيستند، بهتر است سكوت كنيد.
مثال: خانه آنها در محله خوبي نيست.
مثال: منش، مدل مو و لباس پوشيدن او مناسب نيست.
مثال: از پدر و مادر و يا رفتارها و منش خانواده  آنها خوشتان نمي آيد.
۲- چه موقع بايد به فرزندتان آگاهي بدهيد؟
اگر با دلايل محكم، پي به مشكلي در رفتار و منش دوستان او برديد مي بايست قاطعانه از نظرتان دفاع كنيد و به فرزندتان آگاهي بدهيد ولي در نظر هم داشته باشيد كه او دربست و در همان وهله اول، نظرات شما را نخواهد پذيرفت و بايد با استدلال و آرامش، فرزندتان را نسبت به اين مشكلات رفتاري آگاه و توجيه كنيد.
مثال: دوست فرزندتان با افراد ناباب و يا خلافكار رفت و آمد و دوستي دارد وليكن خلافكار بودن خود او برايتان ثابت نشده است.
مثال: قبلاً سابقه خلافكاري داشته ولي اكنون به نظر مي رسد به راه راست هدايت شده ولي شما و فرزندتان بايد نسبت به رفتارهاي او آگاه باشيد.
مثال: پدر و مادر او اصلاً وي را كنترل نمي كنند و آزادي بي قيد و بند و بدون كنترلي را به او داده اند.
۳- چه موقع بايد ارتباطات او را با دوستان جديدش محدود كنيد؟
اگر از دوستان او رفتارهاي ناشايست اجتماعي و سبك سرانه سرمي زند بايد ارتباط او با فرزند شما بدون ايجاد جنجال و با منطق، محدود شود.
مثال: اگر دوست او بد رانندگي مي كند يا خلاف هاي رانندگي زيادي مرتكب مي شود مي تواند براي جان فرزندتان تهديد محسوب شود چون همراه او هر لحظه خطر جان فرزندتان را تهديد مي كند.
مثال: اگر از مغازه محل و يا يك سوپر ماركت چيزي را كش رفته باشد ولو از سر شوخي و براي خود نشان دادن.
مثال: اگر فرزندتان همراه با دوستانش اقدام به فرار از مدرسه بكند در حالي كه قبلاً اين كار را هرگز نكرده بود.
در اين شرايط، مي بايست يك سري تدابير معقول و بعضاً محدوديت معاشرتي براي فرزندتان در نظر بگيريد. مثلاً، اجازه ندهيد به تنهايي با اين دوستانش بيرون، خريد و يا گردش برود. ممكن است مجبور شويد يك هشدار مبني بر قطع كامل آزادي ها و يا معاشرت ها در صورت تكرار رفتارهاي نادرست به او بدهيد.
۴- چه موقع بايد سريعاً خط قرمز را دور دوستي فرزندتان با دوستانش بكشيد؟
اگر خلافكار بودن و خطرناك بودن دوستان او برايتان ثابت شد مي بايست بلادرنگ او را از ادامه دوستي اش باز بداريد.
مثال: اگر به شما ثابت شود و يا آگاه شويد كه دوستان فرزندتان معتاد هستند
مثال: اگر به شما ثابت شود كه بزهكار است.
مثال: اگر سرقتي انجام داده باشد.
چند راهنمايي:
*به فرزندتان اين اجازه را بدهيد كه آزادانه دوستان خود را انتخاب كند و در انتخاب دوستان، آنان را تحت فشار قرار ندهيد چون ممكن است در اين صورت مخفيانه و دور از چشم شما دوستانش را انتخاب كند و يا جمع گريز شود.
*روي دوستي هاي او كنترل داشته باشيد و اگر احساس كرديد دوست او زياد خوشايندتان نيست، فقط با راهنمايي و بعضاً با ارائه مثال هاي عيني او را متوجه اشتباهات دوستش بكنيد و به او متذكر شويد كه اگر چه دوستي هاي دوران نوجواني از بهترين و پايدارترين دوستي هاي بزرگسالي خواهد بود، به همان اندازه هم مي تواند مخرب آينده و دوران بزرگسالي باشد.
*رفتارهاي فرزندتان را زير نظر بگيريد و همه تقصيرات بدرفتاري هاي او را به گردن دوستان او نيندازيد، به خاطر داشته باشيد كه فرزند شما هم مي تواند دوست نابابي براي ديگران باشد و همچنين فراموش نكنيد كه يك دوست خوب مي تواند از فرزندتان فردي مسئوليت پذير و اجتماعي بسازد.
منبع: اينترنت
ترجمه: راحله زندوكيلي

سايه روشن
لزوم توجه جدي به آموزش مهارتهاي زندگي به جوانان و نوجوانان
ايلنا: كارشناس دفتر پيشگيري از سوء مصرف مواد وزارت بهداشت، اعلام كرد: وزير بهداشت، بايد به آموزش مهارت  هاي زندگي به جوانان و نوجوانان توجه جدي كند.
محمد مجتهدزاده، كارشناس دفتر پيشگيري از سوء مصرف مواد وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي گفت: راه  اندازي مراكز مشاوره براي خانواده  ها، مي  تواند نقش موثري در ارتقاي سطح زندگي جوانان داشته باشد.
وي افزود: توجه به برنامه  هاي پيشگيرانه در زمينه مصرف دخانيات، بسيار ضروري است.
به گفته مجتهدزاده، اگر قصد اجراي برنامه  هاي منسجم پيشگيري از سوءمصرف دخانيات را داريم، بايد برنامه  هايي در سطح مدارس و خانواده  ها اجرا كنيم.
وي يادآور شد: اجراي اين برنامه  ها بسيار مشكل است؛ اما جامعه نياز جدي به چنين برنامه  هايي دارد.
كارشناس دفتر پيشگيري از سوء مصرف مواد، معتقد است؛ امكانات براي اجراي چنين طرح  هايي وجود دارد؛ اما اجراي موفق آن نيازمند مديريت خوب است.
وي خاطرنشان كرد: مشاوره با خانواده  ها، دانشجويان ساكن در خوابگاه  ها و دبيرستان  ها، مهمترين شيوه براي ارتقاي كيفيت زندگي افراد است.
مجتهدزاده، با اشاره به كمبود بودجه در اين بخش، گفت: تامين بودجه كافي براي اجراي اين برنامه  ها ضروري است؛ زيرا هميشه به دليل كمبود بودجه با مشكل روبرو هستيم.
وي در پايان يادآور شد: كمبود بودجه، باعث معلق ماندن بسياري از برنامه  هاي اين دفتر شده كه اميدواريم با تامين بودجه بسياري از مشكلات برطرف شود.
هشدار يك متخصص كودكان: دردهاي ناحيه ساق پا و ران كودكان را جدي بگيريد
ايسنا: دردهاي مداوم ناحيه ساق پا و ران كودك مي تواند نشانه ابتلا به بيماري خطرناك «لگ- كالو- پرتس» باشد.
دكتر عبدالله صادقي متخصص كودكان در خصوص بيماري «لگ-كالو- پرتس» يا «اپي فيز لغزنده استخوان ران» گفت: اين بيماري عبارتست از ضعف تدريجي سر استخوان ران در محل اتصال ران به لگن. اين عارضه مي تواند هريك از دو مفصل ران را درگير كند و مختص كودكان ۴ تا ۱۲ ساله خصوصاً پسران است.
وي علايم اين بيماري را شامل درد و سفتي در ناحيه ران و مفصل آن، درد ساق پا و زانو، لنگيدن و اختلاف طول دو پا دانست و تاكيد كرد: علايم اين بيماري معمولاً شروع تدريجي دارند و علت ايجاد آن نيز ناشناخته است.
اين متخصص كودكان مصرف داروهاي كورتوني، وزن زياد، قرار گرفتن در دوره رشد سريع جسمي و وزن كم در حين تولد را از عوامل افزايش دهنده ابتلا به بيماري لگ-كالو-پرتس خواند و تصريح كرد: بيماري مذكور، متاسفانه قابل پيشگيري نيست اما با درمان زودرس اغلب در عرض ۳ الي ۴ سال بهبود مي يابد.
وي با اشاره به عوارض سوء تاخير در درمان خاطرنشان كرد: تاخير در درمان ممكن است سبب آسيب استخواني دائم شده و فرد را نيازمند جراحي تعويض مفصل ران كند.
دكتر صادقي، در خصوص عوارض احتمالي بيماري لگ-كالو-پرتس گفت: عفونت استخوان و آسيب دائمي استخوان ران و مفصل آن از پيامدهاي ابتلا به اين بيماري هستند.
وي در نهايت با تاكيد بر نياز به استراحت كودكان مبتلا (در حدود ۶ ماه تا يك سال ) يادآور شد: همچنين، اين كودكان نياز دارند تا بهبود كامل با چوب زير بغل، آتل يا گچ حركت كنند.
گفتني است: بهبودي كامل اين بيماري زماني است كه استخوان ران توانايي تحمل وزن بدن را پيدا كند.
002136.jpg
مقابله با افسردگي
افسردگي زندگي ميليون ها نفر را در جهان مختل كرده است. ظاهراً زنان ۲ برابر بيشتر از مردان به افسردگي مبتلا مي شوند. اما برخي محققين حدس مي زنند چنين آماري مي تواند به اين دليل باشد كه مردان كمتري در مقايسه با زنان، مي پذيرند كه به درمان نيازمندند.
چه كساني افسرده مي شوند؟
اين افراد مستعد ابتلا به افسردگي هستند:
۱- افرادي كه خويشاوندان نزديك آنها افسردگي داشته اند.
۲- افرادي كه خود قبلاً افسرده بوده اند.
۳- افرادي باعزت نفس پايين و كساني كه از خود متنفرند.
۴- افرادي كه بيماري هاي حاد پزشكي دارند. مثل تيروئيد، ديابت و فشار خون بالا.
۵- افرادي كه از داروهاي خاصي استفاده مي كنند مثل داروهاي پيشگيري از بارداري، استروئيدها و داروهايي كه براي فشار خون بالا تجويز مي شوند.
راه هاي مقابله با استرس
براي رهايي از استرس هاي زندگي روزمره مي توان راهكارهايي را كه دانشگاه كلمبيا ارائه كرده است، بكار بگيريد: اين راهكارها عبارتند از:
۱- رفتن به پياده روي سريع، شنا و شركت در كلاس هاي اروبيك (ورزش  همراه با رقص)
۲- به اندازه غذا خوردن  ، پرهيز از پرخوري
۳- رفتن به گردش يك روزه.
۴- رفتن به مناطق روستايي كه درباره آنها چيزهايي شنيده ايد اما قبلاً آنجا نبوده ايد.
۵- پرداختن به سرگرمي هاي هنري چون كوزه گري، نقاشي، عكاسي و ...
۶- مطالعه مطالب سرگرم كننده و خنده دار
۷- بادبادك هوا كردن.
۸- پختن شيريني براي يك دوست.

اجتماعي
اقتصاد
انديشه
سياست
فرهنگ
ورزش
هنر
|  اقتصاد  |   اجتماعي  |  انديشه  |  سياست  |  فرهنگ   |  ورزش  |  هنر  |  
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |