شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۸۱
شماره ۲۹۸۰- Feb, 15, 2003
ايران
Front Page

•قطعنامه اي درباره ايران

اواسط بهمن ماه پنج تن از اعضاي مجلس نمايندگان آمريكا ( كنگره ) پيشنهاد تصويب قطعنامه اي از سوي اين مجلس را دادند كه محتواي آن به چيزي برمي گردد كه آنان « حمايت از دموكراسي» ناميده اند.منابع آگاه مي گويند كه اين نمايندگان تلاش دارند تا قطعنامه مذكور را قبل از آغاز سال جديد در ايران به تصويب نهايي كنگره برسانند.

• تبليغات عمومي

با وجود اينكه هنوز يك هفته به زمان آغاز رسمي تبليغات كانديداهاي شوراي شهر باقي مانده برخي از احزاب و جمعيت ها تبليغات غيرمستقيم و عمومي خود را آغاز كرده اند. پيشتر از اين در آستانه انتخابات مجلس ششم نيز برخي احزاب و گروه ها به تبليغات عمومي روي آورده بودند كه به استناد نقض قانون انتخابات با آن برخورد و پوسترها و بيل بوردهاي عمومي احزاب به مناسبت انتخابات جمع آوري شد.

• دعوت از صادق طباطبايي

000870.jpg

صادق طباطبايي اعلام كرد اصول گراها از او خواسته اند نامزد انتخابات شود. سخنگوي دولت موقت كه در گفت وگو با روزنامه كيهان سخن مي گفت در بخشي از اين مصاحبه در پاسخ به اين پرسش كه: «پيشنهادي هم به شما نشده است كه مثلا نامزد انتخابات شويد؟» اعلام كرد: «مهم نيست. . . ولي خب چرا، پيشنهادهايي شده. . . بيشتر از طرف گروه هاي اصول گرا يا به قول بعضي ها محافظه كار» صادق طباطبايي در عين حال اعلام كرد به عالم سياست بازنخواهد گشت و مشخص نكرد آن ها او را نامزد كدام انتخابات كرده اند. او كه به گفته خبرنگار كيهان با حضور در دفتر اين روزنامه به مصاحبه درباره تاريخ انقلاب پرداخته است در بخش ديگري از اين مصاحبه به بحث تهاجم فرهنگي اشاره كرده و مي گويد: «از روزي كه حضرت آيت الله خامنه اي بحث تهاجم فرهنگي را مطرح كردند من در پي گيري آن مصر شدم واقعا اين خطر مهمي بود كه ايشان ما را به آن توجه دادند.» دكتر سيدصادق طباطبايي سخنگوي دولت موقت مهندس مهدي بازرگان و برادر همسر مرحوم حاج سيداحمد خميني است كه در اولين دوره انتخابات رياست جمهوري نيز نامزد تصدي اين مقام شده بود.

• تكرار اشتباه كليسا

«هادي غفاري» از چهره هاي چپ اسلامي اخيرا گفته است: «براي طي كردن مسير انقلاب بايد به آسيب شناسي آن بيانديشيم. اولين مرحله آسيب شناسي اين است كه از دين و مذهب خرج نكنيم. اشتباه كليساي قرون وسطي را تكرار نكنيد و مردم را ضد مذهب نخوانيد. آن كساني كه پنج سال قبل از انقلاب و بيست سال بعد از انقلاب در شيكاگو پيتزا مي خورند امروز طرفدار نظام و اسلام شده اند.»

• مشاركت اين هفته «روزنامه دار» مي شود

جبهه مشاركت اين هفته روزنامه خود را منتشر مي كند. پيش از اين قرار بود روزنامه «نوروز» با پايان دوران توقيف موقت خود به مديرمسئولي سيد محمدرضا خاتمي، دبيركل جبهه مشاركت از ۵ بهمن ماه منتشر شود كه با حكم قضايي اين مسئله منتفي شد. در محافل مطبوعاتي چند نام در مورد روزنامه تازه جبهه مشاركت مطرح است اما اينكه «گزينه اصلي» كدام خواهد بود، احتياج به چند روزي صبر دارد.


•تيري بود و از يك طرف خورد

000861.jpg

آيت الله «صادق خلخالي» در گفت وگويي كه روزنامه «اعتماد» با وي انجام داده، بار ديگر در مقابل بخشي از مطالب منتشر شده در كتاب «معماي هويدا» نوشته «عباس ميلاني» موضع گيري كرد. وي در پاسخ به اين پرسش كه «آنجا [در كتاب] ادعا شده است كه وقتي شما دستور اعدام هويدا را داديد، درواقع وقتي كه هويدا را براي اعدام مي بردند از پشت سر به او گلوله زدند يعني نگذاشتند سينه ديوار، آيا اين ادعا درست است يا غلط؟» گفته: «اين حرف مفت است. وي در دو جلسه دادگاه يكي دو ساعت و نيم، يكي هم دوساعت محاكمه شدند. آن موقع انتخابات بود و اينها وارد عمل شدند و بچه هاي خودشان را پيشقدم كردند. اين طوري نبود كه كسي بخواهد از اين چيزها طفره برود. بلكه اينها آمدند و وارد جريان شدند. تيري بود و از يك طرف خورد و...

حاشيه ايران

•جلسه دعا در منزل عبدالله نوري
جلسه اي كه پنج شنبه ۱۶ بهمن ماه در منزل حجت الاسلام «عبدالله نوري» با حضور چهره هاي سياسي و فكري اصلاح طلب برپا شده بود، مورد توجه محافل سياسي قرار گرفته است. در اين جلسه كه به دعاي توسل و كميل و سخنراني حجت الاسلام محسن كديور اختصاص داشت، چهره هاي شاخصي از گروه هاي مختلف سياسي حضور داشتند. «مصطفي تاج زاده» از حزب مشاركت، «اسحق جهانگيري»، «حسين مرعشي»، «محمد عطريانفر»، «محمدعلي نجفي» و «مصطفي هاشمي طبا» از حزب كارگزاران، «صفدر حسيني» وزيركار، «محمود حجتي» وزير جهاد كشاورزي از جمله اين افراد بودند. جالب آنكه از مردان اقتصاد نيز «مسعود روغني زنجاني» و «محمد طبيبيان» كه طراحان تعديل اقتصادي در دوران سازندگي محسوب مي شوند از يكسو و «فريبرز رئيس دانا» از منتقدان اصلي اين سياست از سوي ديگر حضور داشتند. ضمن آنكه گفته مي شود برخي چهره هاي شاخص جبهه مشاركت تنها به علت پيگيري مسائل مربوط به انتخابات شوراها در اين جلسه حضور نيافته اند.


حزب تمدن اسلامي فعال است

حزب تمدن اسلامي در واكنش به مقاله اي كه به تحليل عملكرد اين حزب پرداخته بود با ارسال توضيحي اطلاعات كامل تري را در خصوص اين حزب ارائه كرد. متن توضيح اين حزب در پي مي آيد.
•••
با سلام
در صفحه ۱۸ آن روزنامه محترم منتشره در روز پنج شنبه به تاريخ ۱۰ بهمن ۱۳۸۱ مقاله اي تحليل گونه تحت عنوان «حزب موسسان» به قلم آقاي شهرام رستگار چاپ شده است. گرچه اين حزب از چاپ چنين مقالاتي درباره احزاب و از بابت چاپ مقاله مزبور درباره حزب تمدن اسلامي خارج از اشكالات اساسي آن مقاله استقبال مي نمايد ولي به نظر رسيد احتمالا به دليل تنگي وقت و تعجيل در تهيه و چاپ آن مقاله فرصت مناسب و كافي براي نويسنده محترم فراهم نبوده است. اطلاعات درست و كامل تر مي توانست تحليل واقع بينانه اي را ارائه نمايد در نتيجه اشتباهات عديده در آن ديده شده است. بنابراين ضرورت ايجاب نمود به منظور رفع اشتباهات نويسنده محترم و روشن شدن افكار خوانندگان محترم آن روزنامه، توضيحات و اصلاحات لازم ارائه گردد. شايسته است دستور فرماييد براساس قانون مطبوعات توضيحات ذيل را عينا در همان صفحه درج نمايند.
۱ ـ زمان چاپ اين تحليل در آستانه انتخابات شوراها و پس از صدور بيانيه حزب تمدن اسلامي و ابراز نارضايتي از وضع شوراي شهر تهران سوال برانگيز است و ظاهرا اين تحليل از مدت ها قبل آمده بوده است. شاهد آن در رابطه با دبير كلي حزب است كه آقاي متوليان از ابتداي تأسيس حزب در سال ۶۶ مسئوليت دبير كلي را به عهده داشته و در جلسه اخير (ذكر شده در مقاله مزبور) شوراي مركزي آقاي سيدمحمد ميرمحمدي را به عنوان دبير كل جديد برگزيده است.
۲ ـ اين حزب از بدو شروع به كار، فعاليت هاي تشكيلاتي خود را طبق برنامه ها تحقق بخشيده و طبق اسناد موجود، بيانيه ها و آگهي هاي تبليغاتي در مطبوعات در تمامي مناسبت ها، انتخابات هاي پس از ۲ خرداد، انتخاب مجلس خبرگان رهبري، انتخابات شوراهاي اسلامي شهر و روستا، انتخابات ششمين دوره مجلس شوراي اسلامي و بالاخره انتخابات رياست جمهوري (با بهره گيري از ادبيات نويسنده محترم مقاله مزبور) عرض اندام كرده است. ده ها شماره هفته نامه، كانون، كلاس تحليلي، ستادهاي فعال و حوزه تشكيلاتي و شركت فعال در نمايشگاه هاي خانه احزاب از نظر نويسنده محترم مغفول مانده است.
۳ ـ سنخيت نام و تعريف حزب در اساسنامه آن مختصرا به اين دلايل است. اولا اين نام برگرفته از طرح تمدن اسلامي است كه در دوره رياست جمهوري جناب آقاي هاشمي رفسنجاني در برنامه دولت مطرح شده بود. ثانيا تعاريفي كه در مرامنامه حزب تبيين شده تعاريفي از مشخصه هاي همان تمدن اسلامي است كه از نظر اين حزب در قانون اساسي جمهوري اسلامي طرح آن پايه ريزي شده است.
۴ ـ موسسين و اعضاي شوراي مركزي فعلي اين حزب از مسئولين باسابقه در حزب جمهوري اسلامي مي باشند. ايشان از همان اوان پيروزي انقلاب اسلامي به لزوم شكل گيري و حضور احزاب در صحنه سياسي كشور باور داشتند.
فكر تأسيس حزب سال ها پيش از ۲ خرداد در ذهن آنان شكل گرفته و مقدمات آن را فراهم كرده بودند. مرامنامه حزب با الهام از مرامنامه حزب جمهوري اسلامي كه در آن به توسعه و گسترش آزادي هاي اساسي از قبيل آزادي بيان قلم، آزادي اجتماعات، آزادي مطبوعات و نشريات تأكيد شده بود تهيه گرديده است. اين موارد در قانون اساسي نيز با صراحت مطرح و تأكيد شده است.
۵ ـ مرامنامه و اساسنامه اين حزب دقيقا مراحل بررسي و تصويب كميسيون ماده ۱۰ قانون احزاب را گذرانده و حزب مجوز رسمي وزارت كشور را دريافت كرده است.
موضوع مهم اينكه چند نكته اساسي در طرح اساسنامه ابلاغي كميسيون مذكور از نظر نويسنده محترم مقاله دور مانده است. براساس تبصره يك ماده بيست و سه طرح اساسنامه ابلاغي عضو (حزب، جمعيت، جامعه) حق عضويت در تشكيلات سياسي ديگر را ندارد. ظاهرا نويسنده محترم اطلاعي از اين ماده نداشته و چنين اموري را در ايران سليقه اي پنداشته اند!
به نظر مي رسد اطلاعات ايشان از احزاب انگليسي بيشتر از الگوي ايراني است. با اندكي تأمل ملاحظه مي شود حزب تمدن اسلامي دستورالعمل ها و فرم هاي مربوط به قانون احزاب ايران را ملاك قرار داده است.
۶ ـ ماده هشت طرح اساسنامه ابلاغي به احزاب اختيار داده و تصريح كرده است براساس نياز نسبت به تشكيل كميسيون هاي مختلف و كانون هاي باز اقدام نمايند. اين كميسيون ها و كانون ها در ماده هفت به طرح اساسنامه، كه شامل اركان حزب است پيش بيني نشده است. لذا ايراد و انتقاد مطروحه توسط نويسنده محترم متوجه حزب تمدن اسلامي نمي شود. پيشنهاد مي شود ايشان طرح اساسنامه تهيه شده توسط وزارت كشور را مطالعه و نقطه نظرات خود را به آن وزارت ارائه نمايند.
۶ ـ انتخاب سقف سيصد و سيزده نفر عضو براي تشكيل اجلاس عمومي (كنگره) حزب به زعم نويسنده محترم تداعي كننده تعداد سپاهيان صدر اسلام در جنگ بدر است. اين حزب گمانه ايشان را در اين مورد باارزش تلقي مي كند. ولي آينده اميدبخش و پرفروغ ظهور مصلح واقعي جهان بشريت حضرت مهدي موعود(عج) به همراهي سيصد و سيزده تن از ياران خاص آن حضرت الهام بخش موسسين حزب در تعيين آن تعداد بوده است.
۸ ـ شوراي مركزي فعلي اين حزب لزوما فقط از اعضاي هيأت موسس نمي باشد چنانچه آقاي دكتر ميرمحمدي دبير كل جديد اين حزب و برخي ديگر عضو هيأت موسس نبوده ولي عضو شوراي مركزي مي باشند.
۹ ـ حزب تمدن اسلامي در برخورداري از امكانات مالي، خود را ملزم به رعايت حدود شرعي و قانوني مي داند و استفاده از برخي امكانات را شبهه ناك و در شأن خود و سازگار با اصول پذيرفته شده خود نمي داند لذا از مواهب اين چنيني محروم و جلوه زرق و برق ديگران را ندارد.
در پايان آمادگي خود را براي هرگونه توضيحات اضافي براي روشن شدن اذهان اصحاب مطبوعات از آرمان ها و عملكرد اين تشكل اعلام مي دارد.

رئيس صددرصد ـ ۱۳
پسران صدام


000864.jpg

هوا رو به تاريكي مي رفت كه به سمت بغداد حركت كرديم. پس از رسيدن به هتل متوجه شديم كه مسئولين هتل به نشانه برپايي جشن و سرور، شام ميهمانان را در حياط بزرگ و مصفاي هتل سرو مي كنند. اجراي برنامه موزيك زنده توسط يك گروه موسيقي ـ از جمله اجراي آهنگي قديمي از الويس پريسلي خواننده فقيد آمريكايي (!) ـ در حين صرف شام، فضاي مترنمي را در هتل پديد آورده بود كه بيانگر احساس شادي و مسرت خاطر مردم عراق از انتخاب مجدد صدام حسين به منصب رياست جمهوري بود. از نخستين ساعات شب در خيابان هاي بغداد هم رانندگان اتومبيل ها با به صدا در آوردن بوق اتومبيل هاي خود و روشن كردن چراغ ها، در اين جشن و پايكوبي سهيم شدند و در كنار همه اينها، شليك گاه به گاه توپ از مقر كاخ رياست جمهوري عراق به نشانه پيروزي و نيز پخش ترانه هاي شادمانه در مدح صدام توسط خوانندگان روز در تلويزيون عراق، علي الظاهر نمايش شادي ملت عراق را تكميل مي كرد. اين همه شادي اما، به باور خبرنگاران كه با حضور در ميان مردم، كمي با شيوه هاي انتخابات نظام سياسي حاكم بر عراق آشنا شده بودند كمي اغراق آميز و باورناپذير مي نمود. در حين صرف شام چشمم به عكس بزرگي از صدام افتاد كه اين بار تنها نبود و «عدي» پسر بزرگش در كنار وي ايستاده بود. زندگي اين عدي هم حكايت عجيب و غريبي دارد. صدام دو پسر دارد به نام هاي عدي و قصي؛ دو پسري كه براي كسب قدرت و نفوذ در بارگاه پدر، رقابت ديرينه اي با يكديگر دارند و هر يك به نوعي مي كوشند خود را در موقعيتي قرار دهند تا جانشين پدر شوند. به نظر مي رسد در ميان اين دو، قصي بيشتر محبوب پدر باشد؛ چرا كه عدي ـ كه دو سال از قصي بزرگ تر است ـ با اعمال مكرر رفتارهاي ناشايست اخلاقي و واكنش هاي غيرمسئولانه و بي رحمانه نه تنها پايگاهي در ميان مردم عراق ندارد، كه تتمه اميدهاي پدر براي واگذاري منصب رياست جمهوري به وي را هم بر باد داده است.
وي يك بار در سال ۱۹۹۶ مورد سوءقصد قرار گرفت و با تحمل جراحات شديد، از ترور جان به در برد. شيوه ترور وي ـ كه گويا به مقطوع النسل شدن وي انجاميد ـ حاكي از تنفر شديد عاملان سوءقصد از شخصيت فاسد و بي پرواي وي بود. خوش گذراني هاي دائمي و بي مبادلاتي عدي، وي را در جامعه مذهبي و سنتي عراق به چهره اي منفور تبديل كرده است. در ميان مردم شايع است كه از جمله مهم ترين تفريحات وي جمع آوري و افزودن اتومبيل هاي كورسي غربي آخرين مدل به كلكسيون اتومبيل هاي سواري و وقت گذراني با دختراني است كه عموما به اجبار به اقامتگاه شخصي وي هدايت مي شوند. عدي سرپرستي يك تشكيلات عظيم رسانه اي (شامل سه كانال تلويزيوني و ده هفته نامه و روزنامه) را بر عهده دارد و همچنين با تصدي پست رياست اتحاديه مطبوعات كنترل حكومتي را كاملا بر رسانه هاي عراق حاكم كرده است. قصي اما ـ كه از نظر ظاهري شباهت بسيار به پدر دارد ـ به موازات تصدي رياست حزب بعث عراق در سال ۲۰۰۱ ميلادي، تلاش خود را بر ايجاد يك پايگاه قدرت شخصي در ارتش و سازمان هاي امنيتي عراق متمركز كرده است. «ناظر گارد رياست جمهوري» عنواني است كه معمولا در مطبوعات عراق به وي نسبت داده مي شود. وي با حمايت از برخي ياران قديمي پدر ـ همچون طارق عزيز ـ مي كوشد ضمن بهره گيري از تجارب آنان در سياستمداري، حلقه نزديكان و اطرافيان خويش را هر چه بيشتر محدود به چهره هاي ثابت و شناخته شده نمايد.راي صددرصدي را باور كنيد
امروز (چهارشنبه بيست و چهارم مهر) هيأت هاي خبري ميهمان در گروه هاي متشكل به محل پارلمان ملي عراق ـ كه روبه روي هتل بزرگ الرشيد قرار دارد ـ انتقال يافتند تا در مصاحبه رسمي با حضور «عزت ابراهيم» (معاون رئيس شوراي فرماندهي انقلاب) و «سعيد صحاف» (وزير اطلاعات) شركت كنند تا ضمن اطلاع از نتايج استفتاء پرسش هاي خود را با اين دو مقام عراقي در ميان بگذارند. شنيده ام كه عزت ابراهيم از ياران بسيار قديمي صدام است؛ ياري كه پيش از ورود به صحنه سياست، فردي از طبقه فرودست اجتماع بوده و به حرفه يخ فروشي اشتغال داشته است. در يك خبر خوانده بودم وي زماني كه براي معالجه بيماري خود به اتريش رفته بود، در آخرين لحظه از چنگ ماموران بين المللي كه حكم جلب او را به اتهام ارتكاب به جنايات جنگي در دست داشتند، گريخت. ابراهيم در زمان جنگ خليج فارس در سال ۱۹۹۱ با اخطار به كردها به آنها هشدار داد چنانچه در جريان جنگ عليه كويت، دردسري براي حكومت مركزي ايجاد نمايند، حمله شيميايي حلبچه مجددا براي آنها تكرار خواهد شد. پس از ورود به محل ساختمان پارلمان عراق ـ كه با بازرسي و چك سهل انگارانه خبرنگاران انجام شد ـ عزت ابراهيم و صحاف به اتفاق دو مسئول ديگر عراقي پشت ميز مصاحبه نشستند و در همان بدو مراسم، ابراهيم طي نطقي نسبتا مفصل اعلام كرد كه صددرصد آراي ماخوذه به نفع صدام از صندوق ها خارج شده و ۱۱ ميليون و ۴۴۵ هزار و ۶۳۸ راي دهنده، همگي خواستار تداوم رياست جمهوري صدام حسين هستند! اعلام اين نتيجه با ترديد و ناباوري خبرنگاران مواجه شد؛ به گونه اي كه عزت ابراهيم در پاسخ به پرسش يكي از خبرنگاران مبني بر غيرواقعي بودن نتيجه استفتاء و تشكيك در آن، با اعتماد به نفس پاسخ داد: «فقط كساني در اين راي گيري تشكيك مي كنند كه ملت عراق را نمي شناسند!» محورهاي اصلي سخنان ابراهيم بر تاكيد به وجود همبستگي ملت هاي عرب با عراق، كنترل نفت منطقه به عنوان هدف اصلي آمريكا در تهاجم احتمالي به عراق، عدم احتمال سرنگوني رژيم عراق و در نهايت تنها ماندن آمريكا در چالشي كه خود به وجود آورده، متمركز شده بود. وي همچنين ضمن تمجيد از موضع گيري تركيه، روسيه، ايران، فرانسه و اتحاديه عرب در قبال بحران عراق تصريح كرد، «ما اميدوار به حمايت اعراب هستيم، ولي از آنها چيزي نخواهيم خواست. » نايب رئيس مجلس ملي عراق همچنين ضمن تاكيد بر اين نكته كه «در صورت حمله آمريكا به عراق، ايران هدف بعدي آمريكا خواهد بود» خواستار شفاف تر شدن موضع ايران شد.

جرقه انقلاب ـ بخش پاياني
نويسنده كه بود

مي توان يقين كرد كه دستور شاه به منظور تهيه و تدارك مقاله يك روز پس از ترك تهران از سوي جيمي كارتر يعني در ۱۲ دي ماه صادر شده است تيم دست اندركار آماده سازي مقاله به اطلاعات سري و محرمانه ساواك دسترسي داشته است

000858.jpg

نيكوخواه پس از كودتاي ۲۸ مرداد ۳۲ در حالي كه بيست و پنج ساله بود به عنوان وابسته (رايزن) مطبوعاتي ايران در ايتاليا ـ شهر رم ـ مشغول به كار مي شود. حضور در ايتاليا موجب شد تا نيكوخواه با زبان هاي ايتاليايي و انگليسي آشنايي كاملي پيدا كند. از مشاغل بعدي او اطلاع چنداني در دست نيست اما همين اندازه مي دانيم كه در ابتداي دهه چهل نيكوخواه در بنياد پهلوي مشغول به كار بوده است و با جعفر شريف امامي، نايب التوليه بنياد مذكور درگيري هايي پيدا مي كند و از اين رو در پي نامه مورخ ۱۵ شهريور ۱۳۴۱ شريف امامي به امور مالي بنياد پهلوي، از پرداخت حقوق و هزينه نگهداري اتومبيل وي از تاريخ ۲۱ مرداد ۱۳۴۱ خودداري مي شود.
نيكوخواه در ۴ مرداد ۱۳۴۵ از سوي هوشنگ انصاري، وزير اطلاعات و جهانگردي، به معاونت اين وزارتخانه برگزيده و مشغول به كار شد. نيكوخواه به اسدالله علم نزديك بود و با او مناسبات خوبي داشت به گونه اي كه طي چند نوبت و از جمله در تاريخ ۱۲ تير ۱۳۵۲ از سوي علم، وزير دربار در نامه اي خطاب به عبدالرضا انصاري، قائم مقام رئيس شوراي مركزي جشن شاهنشاهي، دستور پرداخت قسط اول بدهي نيكوخواه به سازمان شاهنشاهي خدمات اجتماعي داده مي شود.
نيكوخواه يكي از اعضاي هيات ۲۴۴ نفره «كميته عالي ايراني برگزاركننده جشن هاي دويستمين سال استقلال آمريكا» بود كه سمت دبير كلي «كميته ملي دويستمين سالگرد انقلاب آمريكا» را نيز بر عهده داشت. وي در جريان برپايي جشن «پنجاهمين سال شاهنشاهي پهلوي»، رياست شوراي عالي مركز ارتباط جمعي اين جشن را يدك مي كشيد. نيكوخواه، چندي نيز قائم مقام شهردار تهران بود.
از دوستان فرهاد نيكوخواه مي توان به اردشير زاهدي و جعفر بهبهانيان اشاره كرد. رفاقت نيكوخواه در زمان واحد، هم با علم و هم با هويدا، بيشتر آدمي را از سياق رفتار وي متحير و مبهوت مي سازد. خانه او محل آمد و رفت بي سر و صداي بسياري از رجال سياسي بود. نكته مهم، آشنايي و همكاري او با داريوش همايون و اميرشاپور زندنيا در نوجواني و جواني است كه جالب توجه مي نمايد. علي شعباني از جمله نزديك ترين همكاران فرهاد نيكوخواه بود. وي به سال ۱۳۰۶ متولد شد. ليسانسيه روزنامه نگاري از دانشگاه تهران، متاهل و داراي سه فرزند است. شعباني كار مطبوعاتي را از ۱۳۲۶ آغاز كرد و در خلال اين مدت سردبير روزنامه كارگران ايران، نويسنده برنامه هاي راديو ايران و سردبير خواندني ها بود. همچنين شعباني سابقه طنزنويسي در بسياري از نشريات را نيز داشت.
اكنون بار ديگر لازم است به ديدار و مذاكره پيراسته با لامبراكيس، مشاور سياسي سفارت آمريكا در تهران، اشاره كنيم كه از قضا در آن گفت وگو از «كاخوده Kakhoudeh» به عنوان نويسنده آن مقاله در روزنامه اطلاعات نام برده مي شود. در خاتمه يادداشت منقول، نگارنده بر چند مورد، و از جمله يكي، احتمال نگارش غلط نام نويسنده مقاله توسط لامبراكيس كه از سوي پيراسته به وي بازگو شده است در جمع بندي خود تاكيد داشتم، و ديگر، امكان وقوع سهو در چينش اسناد مقطع سفارت آمريكا در تهران از سوي دانشجويان مسلمان پيرو خط امام، كه موجب اين امر شده است. نام نيكوخواه به لاتين Nikoukhah با اندك تسامحي در نوع نگارش بسيار به آنچه در سند بازيافته در سفارت آمريكا در تهران آمده، نزديك است و اين امر به احتمال قريب به صحتي كه عنوان شد دلالت دارد. يادآوري اين نكته ضروري است كه در مهرماه ۱۳۸۱ از طريق روزنامه نگار با سابقه اي پي به اقامت نيكوخواه در تهران بردم، اما تلاش نگارنده براي گفت وگو با او بي ثمر ماند چرا كه به منظور ديدار با بستگان خود رهسپار خارج از كشور شده بود و اكنون زمان آماده سازي نهايي اين مقاله از بازگشت وي بي اطلاعم. براي نگارنده اين امر متصور بود كه ملاقات با او مي تواند كمك شاياني به روشن ساختن زواياي تاريك اين ماجرا بكند كه متاسفانه ممكن نشد. ذكر اين موضوع نيز لازم است كه برخي پژوهندگان جوان تاريخ معاصر در سال هاي اخير، نيكوخواه را همان نيكخواه تصور كرده اند كه حاكي از بي دقتي در تحقيقات تاريخي است. به هر روي پس از صدور دستور شاه مبني بر تهيه مقاله عليه آيت الله العظمي امام خميني، بنا به آنچه ميلاني نوشته است «هويدا هم بلافاصله كار تهيه مقاله را به دو نفر از همكارانش محول كرد.» مقاله مذكور دستپخت مشترك نيكوخواه و تيم اش بود كه ظرف مدت يكي، دو روز آماده شد. داريوش همايون نيز به آماده سازي مقاله از سوي دفتر مطبوعاتي هويدا صريحا اشاره دارد و نه ساواك. بدين ترتيب مي توان يقين كرد كه دستور شاه به منظور تهيه و تدارك مقاله، يك روز پس از ترك تهران از سوي جيمي كارتر، يعني در ۱۲ دي ماه، صادر شده است. از محتواي مقاله نيز كاملا پيدا است كه تيم دست اندركار آماده سازي مقاله، به اطلاعات سري و محرمانه اي كه قاعدتا در آرشيو ساواك موجود بود، دسترسي داشته است. اطلاعاتي كه به اهتمام پرويز نيكخواه آماده شده و در اختيار تيم قرار گرفته است. حال به جزئيات ديگر كار چاپ مقاله مي پردازيم. بنابر قول همايون كه: «مقاله از دفتر وزير دربار پس از مذاكره تلفني خود او براي من در يك كنگره حزبي فرستاده شد. » نتيجه مي گيريم كه مقاله ياد شده را فرستاده هويدا، در حين برگزاري يك كنگره حزبي به همايون تحويل مي دهد. يادآور مي شود كنگره فوق العاده «حزب رستاخير ملت ايران» روز چهارشنبه ۱۴ دي ۱۳۵۶ در سالن دوازده هزار نفري «مجموعه ورزشي آريامهر» برگزار شد. در اين كنگره براساس نظرگاه جديد شاه، محمد باهري از سمت دبير كلي استعفا داد و جمشيد آموزگار، رئيس دفتر سياسي حزب بار ديگر به دبير كلي رسيد و توامان عهده دار هر دو مسئوليت راهبري «حزب» و «دولت» شد. در جريان برگزاري همين كنگره است كه مقاله به همايون تحويل داده مي شود. طبيعي است نظر به زمان برپايي كنگره در روز چهارشنبه، احتمال چاپ مقاله براي صبح روز بعد (پنجشنبه ۱۵ دي) ميسر نبوده و البته روز بعد هم ـ آدينه ۱۶ دي ـ روزنامه اي منتشر نمي شده است و مقاله روزشنبه ۱۶ دي در اطلاعات به چاپ مي رسد. پس از تاريخ تحويل مقاله به علي باستاني، خبرنگار گروه سياسي روزنامه اطلاعات ـ چهارشنبه ۱۴ دي ـ تا روز چاپ و انتشار آن ـ شنبه ۱۶ دي - سه روز مقاله در روزنامه اطلاعات به رغم استعجال شاه، معطل مانده است كه نوعي ريسك به شمار مي آيد و باز هم نشان از فقدان كاركرد حسابگرانه دولتمردان رژيم پهلوي دارد. به نظر مي رسد در انتخاب روزنامه اي كه مي بايست مقاله تحريك آميز در آن طبع و منتشر شود دقت نسبي و ارزيابي لازم صورت گرفته باشد و گزينش روزنامه اطلاعات غيركارشناسانه و بدون مطالعه و نسنجيده نبوده است. بنابر آنچه همايون نوشته، وي مقاله را «به خبرنگار اطلاعات كه اتفاقا در آن نزديكي ها بود» داده است، كه از اين عبارت به گونه اي كه پيشتر نيز اشاره شد اين استنباط به ذهن متبادر مي گردد كه انتخاب اطلاعات كاملا تصادفي بوده و فقط به اين دليل كه خبرنگار آن در نزديكي همايون قرار داشته، صورت پذيرفته است و از اين رو اين مقاله در جريده مذكور به طبع رسيد، كه البته دليل عليل و ضعيفي است و قابل قبول نيست. چنين مي نمايد كه دفتر مطبوعاتي هويدا كه چند ماهي از استقرار آن در وزارت دربار نمي گذشت، صرف نظر از تهيه مقاله، بر چاپ آن در روزنامه اطلاعات نيز تاكيد داشته است. اين توافق بي شك در خلال گفت وگوي تلفني وزير دربار با وزير اطلاعات و جهانگردي به دست آمده است و هويدا و همايون هر دو بر چاپ مقاله در روزنامه اطلاعات به نظر مشتركي رسيدند. فرهاد نيكوخواه و داريوش همايون ـ اعضاي سابق گروه ناسيوناليست هاي انقلابي ـ كه چند سالي از كار حرفه اي مطبوعاتي خود را در روزنامه اطلاعات پشت سر گذاشته بودند به خوبي با نحوه اداره، اوضاع كاري، موقعيت روزنامه و مخاطبانش آشنايي داشتند. واقعيت اين است كه بهترين انتخاب براي درج مقاله در آن شرايط اطلاعات بود. به طور سنتي طيف دينداران جامعه و در صدر آن جامعه روحانيت تمايل بيشتري به مطالعه روزنامه با سابقه اطلاعات داشتند و آن را بر روزنامه كيهان كه در آن برهه و به نسبت فرهنگ سياسي آن زمانه گرايش هاي متجددانه تري داشت و ۱۶ سال پس از اطلاعات بنياد نهاده شد، ترجيح مي دادند. حال و روز روزنامه آيندگان هم كه معلوم بود و اين روزنامه به ويژه، با توجه به شايعاتي كه در خصوص كمك اسرائيل در راه اندازي آن و همچنين مديريتش بر سر زبان ها بود، با اقبال عامه مواجه نبود؛ و از آن جايي كه مخاطبان آن مقاله طيف نيروهاي مذهبي بودند، پس مناسب ترين روزنامه براي چاپ آن مقاله اطلاعات بود.

000867.jpg

روزنامه «اطلاعات»ي كه حالا ديگر بي پدر هم شده بود، چرا كه عباس مسعودي، بنيادگذار و مدير موسسه اطلاعات در ۲۶ خرداد ۱۳۵۳ در سن ۶۳ سالگي در دفتر كار خود در گذشت و از قضا پس از آن اطلاعات در رقابت با كيهان و حتي، به نوعي، آيندگان كم آورد و فرهاد مسعودي جوان كه، ارثيه به او رسيده بود هرگز نتوانست جاي پدرش را پر كند. حضور عباس مسعودي در اطلاعات، با توجه به موقعيت خاص سياسي اش، كفه ترازو را در بازار داغ مطبوعات آن دوره، به سود اطلاعاتي ها سنگين كرده بود. مسعودي، افزون بر انتشار چند نشريه، ۶ دوره نماينده مجلس شوراي ملي و ۶ دوره نماينده مجلس سنا بود و مدت ۱۲ سال نيابت رياست مجلس سنا را بر عهده داشت كه در نوع خود منحصر به فرد است؛ و اكنون در غياب او بسيار آسان مي توان همه كاركرد و اطلاعات را به روز سياه نشاند، روزنامه اي كه سال ها پيش باعث اخراج همايون شده بود.
در پي وصول مقاله سفارشي دربار شاهنشاهي به روزنامه اطلاعات، مديران روزنامه به درخواست بني احمد مبادرت به تشكيل جلسه كردند. نتيجه جلسه استعفاي حسين بني احمد، سردبير وقت روزنامه در اعتراض به مقاله و مخالفت با چاپ آن بود. مديران روزنامه از طريق خط تلفن ويژه اي كه ارتباط روزنامه را با خانه فرهاد مسعودي برقرار مي كرد با او تماس مي گيرند. كوشش آنان در اين زمينه راه به جايي نمي برد و مسعودي تعمدا به منظور شانه خالي كردن از زير بار مسئوليت و تصميم گيري در دسترس آنان قرار نمي گيرد؛ و در اين زمينه نوشته برخي پژوهشگران مبني بر اين كه مسعودي در تهران نبوده و به سفر رفته بود، صحيح نيست. به هر حال، گفت وگوي احمد شهيدي، سردبير كل اطلاعات با داريوش همايون هم راه به جايي نمي برد و به رغم اندك مقاومت تني چند از مديران ارشد روزنامه، مقاله موهن به طبع رسيد. به نظر مي رسد اراده اي برتر از خواست مديران روزنامه اطلاعات در اين باره تصميم گيري كرده باشد و حالا در پي اين اقدام انتحاري و مانور ناشيانه، شمارش معكوس پايان سلطنت پهلوي آغاز شده بود. هيچ كس نمي توانست حتي تصورش را بكند كه از ۱۶ دي ۱۳۵۶ فقط ۴۰۰ روز تا انقراض رژيم پادشاهي در ايران زمان باقي مانده باشد، زماني كه به سرعت برق و باد سپري شد.

|  ادبيات  |   اقتصاد  |   ايران  |   جهان  |   زندگي  |   سينما  |
|  علم  |   فرهنگ   |   موسيقي  |   ورزش  |   هنر  |

|   صفحه اول   |   آرشيو   |   بازگشت   |