شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۸۱ - شماره ۲۹۸۰- Feb, 15, 2003

حاشيه هنر
• نگاهي به جشنواره موسيقي امسال
با نگاهي به جدول برنامه هجدهمين جشنواره موسيقي فجر، اين سوال در ذهنمان شكل مي گيرد كه آيا باز هم همانند سال هاي گذشته، بايد شاهد اجراهاي تكراري (از نظر گروه ها) و ضعيف باشيم؟ گروه هاي ايراني شركت كننده در جشنواره به جز چند گروه، همگي در جشنواره هاي سال هاي گذشته حضور داشتند و سابقه ذهني اي كه از برنامه هايشان داريم، اين است كه شايد حتي حضور در سالن نيز براي ما به نوعي عادت بدل شده است. چرا جشنواره موسيقي از يكسري گروه هاي خاص دعوت مي كند؟ چرا باز هم نمي توانيم شاهد اجراي گروه هاي حرفه اي داخلي (البته اگر داشته باشيم!) باشيم؟ چرا گروه هاي خوب خارجي، نمي توانند در جشنواره شركت كنند؟ و. . . اين ها همه سوال هايي هستند كه براي رسيدن به پاسخ، بايد ديد و شنيد و بعد قضاوت كرد. ولي از كوزه همان تراود كه در اوست! اگر در طول سال اجراهاي خوب داشته باشيم، در جشنواره مي توانيم گلچيني از اجراها را ببينيم. ولي وقتي نداريم... تا بعد...
• كلاس تار و سه تار در هلند
گروه موسيقي چكاوك، به مناسبت آغاز كلاس هاي تار و سه تار توسط حميد متبسم در مدرسه موسيقي شهرهرلن هلند اقدام به برگزاري سلسله كنسرت هاي هفتگي كرده است. اين برنامه و كلاس ها از آغاز سال نو ميلادي شروع شده است. سرپرستي اين گروه به عهده حميد متبسم است.

• رهبر جديد اركستر تورنتو
001023.jpg

اركستر سمفونيك تورنتو، پتر اونجيان رهبر اركستر مشهور را به رهبري خود برگزيد. به گزارش شبكه تلويزيوني كانال دو فرانسه، اركستر سمفونيك تورنتو از هنگام ترك ژوكا پكاساراسته رهبر اركستر كه هفت سال رهبري اين اركستر را به عهده داشت از تابستان دو هزار و يك ميلادي در جست و جوي يافتن يك رهبر اركستر جديد بود. اركستر سمفونيك تورنتو به عنوان يكي از بهترين گروه هاي موسيقي آمريكاي شمالي شناخته مي شود. پتر اونجيان چهل و هفت ساله متولد شهر تورنتو كانادا است. وي در سنين كودكي به همراه والدين خود به انگلستان رفت. پتر اونجيان تحصيلات خود را در رشته موسيقي انجام داد. وي ابتدا نوازندگي ويولن را به عنوان حرفه خود برگزيد، اما در پي يك سانحه دستش مجروح شد و به علت اين جراحت ناگزير شد نوازندگي ويولن را رها كرده و به رهبري اركستر رو آورد. پتر اونجيان يكي از برجسته ترين چهره ها در ميان رهبران اركستر است. وي مدير هنري فستيوال بين المللي موسيقي كارامو در نيويورك، رهبر اركستر نويو شيمفونيا آمستردام و رهبر اركستر سمفونيك كلرادو بوده است. پتر اونجيان دومين كانادايي است كه رهبر اركستر سمفونيك تورنتو مي شود. سر ارنست مك ميلان نخستين كانادايي بود كه در سال هزار و نهصد و سي و يك ميلادي رهبري اين اركستر را به عهده داشت.

• موسيقي فجر و شركت كنندگان
001032.jpg

هجدهمين جشنواره موسيقي فجر، از بيست و سوم بهمن با حضور هفتاد گروه موسيقي، كار خود را آغاز مي كند. رئيس مركز موسيقي با اعلام اين خبر گفت: اين جشنواره در فاصله بين دو عيد سعيد قربان و عيد غدير خم در تالارهاي وحدت، فارابي، انديشه، رودكي و فرهنگسراي ورزش و هنر برگزار مي شود. علي مرادخاني، با افزودن اين مطلب كه «هميشه در ارتباط با جشنواره موسيقي فجر اين موضوع مطرح بود كه در طول ده روز فرصت پرداختن به همه مباحث موسيقي نيست.» گفت: تصميم گرفتيم در اين جشنواره كارهاي برگزيده جشنواره هايي را كه در طول سال برگزار مي شوند، عرضه كنيم. به گفته مراد خاني، در جشنواره امسال گروه هايي از كشورهاي ايتاليا، آلمان، فرانسه، گرجستان، ارمنستان و روماني حضور دارند. او شعار جشنواره امسال را «موسيقي، صلح و دوستي» عنوان كرد و درباره حضور موسيقي انقلاب در جشنواره موسيقي فجر گفت: انقلاب اسلامي، يك انقلاب مردمي بود و همه فعاليت هاي موسيقي نيز منطبق با روح انقلاب اسلامي است. بنابراين، موسيقي انقلاب جدا از ساير اجزاي موسيقي كشور نيست. رئيس مركز موسيقي با اشاره به حضور جلال ذوالفنون، فرهنگ شريف و محمد موسوي در جشنواره امسال گفت: امسال حسام الدين سراج و مختاباد نيز همراه نوازندگان ارمنستان به اجراي برنامه مي پردازند. گفتني است، در جشنواره امسال برخي چهره هاي برجسته موسيقي ايران حضور ندارند. اين در حالي است كه اركستر فيلارمونيك تهران نيز از غايبان جشنواره امسال است.

• بخش پژوهشي جشنواره
برنامه هاي بخش پژوهشي هجدهمين جشنواره موسيقي فجر اعلام شد. به گزارش ستاد خبري جشنواره موسيقي فجر، نشست هاي پژوهشي همزمان با برپايي اين جشنواره در خانه هنرمندان برگزار مي شود. در اين نشست ها، موضوعاتي چون كاربردهاي موسيقي در آرامش رواني، نقش رديف در موسيقي آوازي ايراني، سيري در موسيقي تنبور، ويژگي هاي صدا در موسيقي و شناخت مباني رشد و كلام در موسيقي بررسي مي شود. اين نشست ها ساعت هفده برگزار مي شود.


تقويم جشنواره
جشنواره دوازدهم
001029.jpg
جشنواره دوازدهم موسيقي فجر از ۲۱ تا ۲۶ بهمن ماه برگزار شد. سال قبل از آن نام «انجمن موسيقي ايران» در قسمت پايين، سمت چپ كاتالوگ جشنواره به همراه «مركز سرود و آهنگ هاي انقلابي» به عنوان برگزاركنندگان جشنواره نقش بسته بود و اين بار نام شهرداري تهران هم به آن اضافه شده بود: «با همكاري شهرداري تهران». اين جشنواره در بخش هاي زير برگزار شد: «موسيقي ملل مسلمان، مسابقه، جوان و جنبي». علي مرادخاني رئيس مركز سرود و آهنگ هاي انقلابي و دبير جشنواره در جلسه مصاحبه مطبوعاتي و راديو تلويزيوني - كه با گزارش خبرنگار آهنگ در آن عده كثيري از نمايندگان رسانه هاي عمومي حضور داشتند - با ارائه گزارشي از چگونگي برپايي اين جشنواره گفت: «دوازدهمين جشنواره موسيقي فجر مانند جشنواره هاي سنوات گذشته به مناسبت گراميداشت ايام مبارك دهه فجر و نيز حفظ هنر صحيح و معرفي موسيقي اصيل، هدفدار و جدي منطبق بر مباني تفكر و فرهنگ والاي اسلامي و بازشناخت گنجينه هاي بازمانده اين هنر در مناطق و نواحي مختلف كشورمان و ساير ملل مسلمان برگزار مي شود. با توجه بر حساسيت ها و دقت هاي زياد نسبت به مسئله موسيقي، اين جشنواره تلاش مي كند مواريث فرهنگي گذشته را آنگونه كه بايسته و شايسته است معرفي كند...» جشنواره بعد از ماه مبارك رمضان برگزار مي شد و صفحه اول نشريه روزانه آهنگ كه به سردبيري عليرضا قاسم خاني منتشر مي شد، به غير از لوگوي نشريه و آرم جشنواره و بخش كوچكي در پايين صفحه، اختصاص به يك پيام اخلاقي و مذهبي داشت. داوران بخش مسابقه دوازدهمين جشنواره سراسري موسيقي فجر آقايان استادان، داوود گنجه اي، كامبيز روشن روان، روانشاد ناصر فرهنگ فر، داريوش پيرنياكان، مجيد كياني و روانشاد نورالدين رضوي سروستاني و همچنين خانم ها و آقايان، مينو افتاده، مهرك صفائيه، كامبيز روشن روان، محمدرضا درويشي، هوشنگ ظريف، داوود گنجه اي، عبدالرحيم حسن خان مكري، اكبر محمدي، حسن زرگري و سهيل دهبستي داوران بخش جوان بودند. در بخش موسيقي ملل مسلمان كشورهاي آذربايجان، يمن، تركيه، تاجيكستان و تركمنستان حضور داشتند. گروه هاي پگاه از شهركرد، چكاوك از شهرضا، مختومقلي گنبدي و مختومقلي از تركمن صحرا، ني داوود از دزفول، گروه دنا از استان فارس، گروه هاي توس، شيخ احمد حاجي، بيدل دهلوي، شيخ جام، ارشاد كاشمر (آلاله)، ارشاد شيروان از خراسان و گروه هاي مولانا، مردان خدا، فارابي، بيدل، شاملو، دلنوازي، مشتاق، همنوازان، ياران، چهار باغ، بهار، مهرگان و همت از تهران مهمانان بخش جشنواره بودند. در بخش موسيقي ملل مسلمان، گروه تركيه به سرپرستي « اينانچه ارل»، گروه موسيقي مقامي تاجيكستان به سرپرستي «محب علي اف خوش وقت شو»، موسيقي مقامي تركمني به سرپرستي «چاري اف» از جمهوري تركمنستان، موسيقي مقامي جمهوري آذربايجان به سرپرستي «علي قسمت لالايف» و «تزار محمد غانم» از يمن، شركت كرده بودند. در گروه هاي مختلف بخش جوان جشنواره دوازدهمين، سحر عليشاهي، سينامهاجري، آيدا شيرازي، امير كيازنديان، مريم پرتو، گلريز زربخش، سارا توسلي حجتي، حميد محسني پور، عبدالرضا سيد جلالي، حميد بهروزي نيا، بهزاد رواقي، نويد دهقان آبكنار، سهيل صادقي كرمانشاهي، سيدعلي مظلوم نژاد، بابك شهركي، آراس رجبي، سالار عندليبي، رضا رضايي سرلك، شهريار بلوچستاني، مصطفي مهري، گلنوش ملايري، مهدي سيادت، سعيد شقاقي، نيما حسين زاده، ماهان اديب، قربان محمد اميري، كيوان عليمحمدي، پيمان غمخوار احمدي، آيدين شاطريان، گروه دولت محمد آزادي اول شدند و ياسر رومي زاده به عنوان استعداد درخشان انتخاب شد. هيأت داوران بخش مسابقه دوازدهمين جشنواره در پايان بيانيه اش آورد: «در پايان هيأت داوران ضمن اذعان اهميت فراوان موضوع تلفيق شعر و موسيقي در ارائه و بيان مضامين و محتويات ارزشمند انقلابي، فرهنگي، ملي يا مذهبي و لزوم ايجاد شرايط مطلوب تر و فرصت هاي زماني بيشتر براي بروز تلاش هاي شايسته عزيزان هنرمند در شاخه ها و انواع مختلف موسيقي توصيه مي كند كه در اين زمينه برنامه ريزي ها و تمهيدات ويژه اي صورت پذيرد. » و نتايج اين بخش را به اين صورت اعلام كرد: گروه سازهاي سنتي مفتون از بوشهر به سرپرستي علي اكبر هنرور و گروه موسيقي مقامي تبريز به سرپرستي چنگيز مهدي پور به عنوان گروه هاي برتر برنده گواهينامه افتخار و ۵ سكه بهار آزادي شدند. همچنين هيأت داوران به قطعه اجرا شده توسط گروه فلك الافلاك خرم آباد، قطعه تنظيمي گروه فرشباف تبريز، مقام تربت جامي اجرا شده توسط مجيد سرور احمدي نوازنده گروه شيخ احمد جامي، گواهينامه افتخار و ۵ سكه بهار آزادي اهدا كرد. نوازندگان و خوانندگان زير هم لوح تقدير و سه سكه بهار آزادي را به مناسبت انتخاب شدن به عنوان نوازنده يا خواننده برتر به دست آوردند: سيد محمد مهدي جابري، عبدالرحمن و عليرضا غوثي، رمضانعلي سعيدي نيا، جواد جوادپور، ابراهيم جرجاني، عظيم بگچايي، جهانگير پروين، عليرضا صادقي نژاد، رامين مجلسي و رشيد وطن دوست. همچنين هيأت داوران از آقاي غلامرضا وزان خواننده گروه مفتون بوشهر به خاطر اجراي مناسب و آقاي سيد غانم آل جابر خواننده گروه خرمشهر به دليل انتخاب اشعار مناسب با اهداي لوح تقدير قدرداني كرد. جايزه ويژه دوازدهمين جشنواره موسيقي فجر به دكتر حسن رياحي آهنگساز قطعه سمفوني «سازندگي» تعلق گرفت.


گزارش سفر
001035.jpg
براي بستن قرارداد با سازمان ملي يونسكو در خصوص جمع آوري موسيقي قاليباف خانه هاي ايران ( كه ۶ سال پيش طرح اوليه آن را به انجمن موسيقي ايران ارائه كردم) به فرانسه رفتم و همين طور براي ديدار و همكاري با پي ير بولز آهنگساز و رهبر اركستر برجسته جهاني. قبلا طرح جمع آوري موسيقي قاليباف خانه هاي ايران را به انجمن موسيقي ايران، سازمان فرش و چند سازمان ديگر ارائه كردم و در همه مراكز با استقبال روبه رو شدم. خوشحالي و استقبال مسئولين آن سازمان هاكم كم دارد به يك ميراث شفاهي تبديل مي شود. به هر حال با استقبال عملي يونسكو مواجه شدم و طرح را براي اجرا به آنجا ارائه كردم. سپس طبق يك قرار با اشتوكهاوزن در شهر كلن آلمان در ديدارمان كه به يك همكاري دوجانبه در حوزه موسيقي و يك گفت وگو انجاميد از اشتوكهاوزن از طرف گروه آهنگسازان معاصر ايران براي يكسري سخنراني و كنسرت در ايران دعوت كردم. در ايران اين موضوع را با مديريت گروه موسيقي دانشگاه هنر آقاي شريف لطفي در ميان گذاشتم و قرار بر اين شد كه اين همكاري از سوي گروه آهنگسازان معاصر ايران و دانشكده موسيقي دانشگاه هنر در بخش سخنراني و سمينار انجام شود و كنسرت اشتوكهاوزن به همراه اجراي آثاري از اعضاي گروه آهنگسازان معاصر ايران در چغازنبيل در نزديكي شهر شوش انجام شود كه اين بخش نيز با همكاري گروه آهنگسازان معاصر و سازمان ميراث فرهنگي انجام خواهد شد. گروه آهنگسازان معاصر ايران در پي اين دعوت از پي ير بولز، لوچيانو بريو و جورج ليگتي براي سخنراني و كنسرت در ايران دعوت كرده است صحبت هاي اوليه اين موضوع از سوي گروه آهنگسازان معاصر ايران با اين شخصيت ها انجام شده و موافقت ايشان نيز اعلام شده است. همكاري بعدي اين گروه با موسسه موسيقي شناسي و صداشناسي ايركام در فرانسه بر روي موسيقي و صداهاي خاورميانه است.


گفت وگو با كارل هاينس اشتوكهاوزن
تجربه قسمتي از موسيقي من است
فكر مي كنم كه هدف نهايي هر انسان خالقي تحول تمام وجودش به عنوان يك انسان به واسطه هنري است كه جاودان تر و روحاني تر است
پيمان سلطاني
ترجمه ابوذر نجفي
كارل هاينس اشتوكهاوزن موسيقيدان بين المللي، بنيانگذار مكتب آوانگارد و موسيقي الكترونيك به دعوت گروه آهنگسازان معاصر ايران به سرپرستي پيمان سلطاني آبان ماه سال ۱۳۸۲ براي سخنراني و كنسرت به ايران مي آيد.
• • •
001020.jpg

• با تحقيقاتي كه در حوزه صداشناسي و استفاده اوليه از آن به صورت نوارهاي مغناطيسي، امواج سينوسي و. . . در استوديو كلن داشته ايد، آيا تلاش شما بازگشت به ريشه هاي صدا بوده يا همه آن عوامل را به عنوان يك شي شكل پذير در اختيار انسان متعلق به پس از انقلاب صنعتي در نظر گرفته ايد؟
در هر يك از كارهايم [تلاش من] تصنيف كردن رنگ صداهاي نويني (طيف، پوش منحني، نوسان هاي گذرا و آزاد و غيره) [بوده است] و تصنيف كردن جهت و حركت هر صدا در فضا.
• با شنيدن آثارتان تصور مي كنم كه به يك نوع كثرت، هم در سوژه (سوژه ناشناخته) و هم در ابژه گرايش داريد. آيا اين گرايش به يك اعتقاد تبديل شده و به يك مركز ثقل منتهي مي شود؟ و همچنين اگر نه در موسيقي به سوي يك وحدت حركت مي كنيد، مسئله تشخص، استقلال و حيات صدا به عنوان مباني اصلي و مركز هستي موسيقي چه مي شود؟
كارهايم بسيار متفاوت هستند. در هر كدام از آنها عناصر انتخاب شده به سوي يك وحدت تصنيف شده اند. گوناگوني در وحدت.
• در سوال قبل اشاره به اعتقاد فردي كردم. آيا اين اعتقاد حداقل در مورد آزمايش هايتان به روي صدا، افكت و... به صورت يك بخش كورونولوژيك، در زندگي موسيقايي تان تبديل به يك تابو نشده است؟ يا شايد از طريق اجراهاي متفاوت به صورت بداهه و يا پرفورمانس نقش آن اعتقاد را از بين مي بريد؟ يا حداقل آن را در يك خلأ نسبي نگه مي داريد؟
تمرين و تجربه در اجرا با حضور اجراكنندگان و مفسرين ديگر، قسمتي از موسيقي من است. كارهاي زيادي هم وجود دارند بدون مفسر و مجري (هم در موسيقي الكترونيك و هم در موسيقي الكتروصوتي) (electro-acoustic)
• اگر بپذيريم كه در جهان با ژانرهاي مختلف موسيقايي روبه رو هستيم، آيا شما به يك زيبايي شناسي حاكم و محكوم در موسيقي اعتقاد داريد؟ زيباشناسي اي كه ممكن است با ريشه مذهب هم تلاقي كند. در غير اين صورت در مورد شيوه تركيب، همزماني، هم مكاني و لامكاني آنها توضيحاتي بفرماييد.
من يك «زيبايي شناسي حاكم در موسيقي» نمي بينم. نزد اغلب موسيقيدانان امروز زيبايي شناسي هاي مختلف و متفاوت درهم مي آميزند كه ممكن است با ريشه مذهب هم تلاقي كند و شايد هم نه.
• نقش مخاطب در موسيقي شما نقش پادشاه است در مقابل شهرزاد. شهرزاد براي ديدار با آينده نامعلوم مي كوشد تا مخفيگاه هاي تاريخ را جست وجو كند و گاه كلام مخيل را با ذهن مخيل خود درمي آميزد. نتيجه اينكه حاكم (مخاطب شهرزاد) به انتظار شنيدن لحظه بعد لحظه شماري مي كند و اين همان جاست كه با موسيقي شما متفاوت مي شود. زيرا شما مدام تلاش مي كنيد تا مخاطبتان را با پايان هاي غرمترقبه روبه رو كنيد و پايان هاي متعدد پيشنهاد مي كنيد انگار در بيداري خواب مي بينيد و مدام آن را قطع مي كنيد. كوشش تان از قطع هاي مداومي كه به ذهن، لذت و ديدار مخاطب خود مي دهيد چيست؟ (البته آن انتظار براي من مخاطب بسيار لذتبخش است.)
من وقتي به پايان مي رسم و قطع مي كنم كه يك روند ارگانيك كامل شده باشد. در اين هنگام به مخاطب فكر نمي كنم.
• آنگاه كه مخاطب تان را با سكوت روبه رو مي كنيد چه مي شود آيا از خودتان مي پرسيد يا مخاطب پرسش گر خواهد بود؟ نقش نفس انسان در لحظه سكوت چيست؟ زيرا همزمان تلاقي دو زندگي پيش آمده است. در اينجا نقش نفس خود شما نيز مطرح مي گردد. زيرا حضور شماست كه شكل واقعي را به آن تركيب خواهد داد. نفس شايد يك استعاره باشد براي بيداري و ادامه بيداري و موسيقي قرار است در آن لحظه نقش آن بيداري را تعيين كند؟
001026.jpg

آنچه را كه به آن واقعيت بخشيدم و به وجود آوردم، وجود پيدا كرده. بنابراين من سوالي را مطرح نمي كنم. من تجربه كرده ام كه بسياري از انسان ها مثل خودم «نفس» مي كشند. اصلا قرار نيست كه موسيقي چيزي را «تعيين» كند، بلكه موسيقي مي بايست دريافت حسي شود.
• حتي در خواب هنگامي كه تمامي تفكر ساكن است، حس شنوايي هنوز هم هوشيار است. اين حس به آيينه اي روشنگر مي ماند كه بر ذهن متفكر برتري دارد زيرا ماوراي حوزه فكري جسم و ذهن است. در اين دنياي ساها (Saha world)، شايد آموزه فطرت و صداي شهودي گسترش يابد، اما باز هم موجودات با ادراك از حس شنوايي فطري خود غافل و به آن بي تفاوتند. «انسان هاي بيدار دنياي مشتركي دارند و خفتگان هر كدام دنياي شخصي خود را. »
اين حرف مخالف تجربه اي است كه در ضرب المثلي نقل اش مي كنم: «وقتي كه بيدار در كنار تو باشم، فقط نيمي از مرا داري.»
• ببينيد طبيعت مثل معبد مقدسي است كه هميشه صداهايي از آن به گوشمان مي رسد اين جمله از بودلر است و به نظر من «بيداري» چيزي است كه شما از «خواب» منظور داريد.
بله، واژه خواب را با مفهومي متفاوت استفاده كرده ام - همان طور كه مسيح سه بار در باغ جتسمان (Gethsemane) به حواريون خود گفت: نخوابيد تا راه هاي پيوند با عالم الهي باز باشد و هر عمل و فكري با هماهنگي كامل سر جاي خود قرار گيرد. در غير اين صورت شما مثل طفلي مي مانيد كه بدون طبيعت مادرزاديش مي ميرد. فقط تعداد كمي از انسان ها مي توانند كاملا تنها بمانند و به خداوند اعتقاد كامل داشته باشند.
آهنگسازان هميشه از آنچه كه مهم است مي گويند، مگر خود شما آقاي سلطاني اين گونه آهنگسازي نمي كنيد؟ ما بايد ذكر كنيم و هرگز از ذكر كردن و يافتن خداوند در هر كجا و در هر چيزي باز نمانيم. وقتي كه از اين تجربه فطري، كه برقراري ارتباط با عالم الهي است حرف مي زنم، بعضي مردم فكر مي كنند كه ساده لوح هستم. من كاتوليك به دنيا آمدم. تقريبا پيش از جنگ جهاني دوم، پدرم به خاطر فشار حزب نازي مجبور به ترك كليسا شد، و من شاهد تناقضات بسياري بودم كه به اين دليل در او به وجود آمد. در پايان سال ۱۹۴۰ او مرا به مدرسه دولتي اي فرستاد كه در آن مذهب كاملا سركوب مي شد، و من فقط شب ها مي توانستم عبادت كنم. در مورد اكثر مردم، جنگ ارتباط انسان و عالم الهي را از بين برد؛ انسان ها تبديل به موجوداتي صرفا فيزيكي شدند كه به مرگ بسيار نزديك تر بودند. وقتي شانزده ساله بودم در يك تيم آمبولانس كار مي كردم كه زخمي هاي بدحال را به بيمارستان مي رساند و من بعد از بمباران هواپيماها، درخت هايي را ديدم كه همراه با تكه هاي گوشت انسان ها از هم پاشيده بودند. من تصوري از انسان هايي كه از خدا رو مي گردانند ندارم.
• اين يك اعتراض اجتماعي است كه همه ما به دوران جنگ داشته ايم. شما فكر مي كنيد اگر مردم به حد كافي آگاهي معنوي داشتند، به جنگ مي رفتند؟
فكر مي كنم مي رفتند - مثلا اگر مجبور مي شديد به جنگ برويد تا از شر حكومتي مانند حكومت آلمان به رهبري هيتلر، خلاص شويد. من از كسي مثل آرابيندو حمايت مي كنم كه برادرهايش را به اروپا مي فرستد تا ياد بگيرند چگونه بمب بسازند و پل ها و قطارهاي ارتش اشغالگر انگليس در هند را منفجر كنند. او مي توانست حرف بزند تا زماني كه بميرد و چيزي هم تغيير نكند. آرابيندو شديدا مخالف گاندي بود زيرا گاندي بعد از آنكه چمبرلين (Chamberlain) آنقدر از موضع ضعف با هيتلر برخورد كرده بود، با شركت انگليس در جنگ مخالف بود و آرابيندو مي گفت كه اگر نيروهاي شيطاني بيايند - با اينكه آنها هم بخشي از عالم اند و هدف خودشان را دنبال مي كنند - باز هم بايد مقاومت كني. هيتلر از مقاومت منفعل گاندي لذت مي برد؛ اين درست چيزي بود كه او مي خواست. شيطان ذهن هيتلر را به خودش مشغول كرده بود. حالا آنها سعي مي كنند او را طوري جلوه دهند كه بيشتر شبيه انسان به نظر آيد، انساني كه گاه به گاه ظلمي مي كرد و واقعا آگاه نبود.
گفتن گزاره هاي كلي كه كاملا شخصي اند مشكل است. تصوري از نيروهاي شيطاني ندارم. بعد از جنگ در بحبوحه بازار سياه، به عنوان نوازنده پيانو در بارها كار مي كردم. ته سيگارهايي را كه ديگران جا مي گذاشتند جمع مي كردم و با آنها سيگارهاي جديدي مي ساختم و آنها را با كره تاخت مي زدم. هر كسي سر ديگري كلاه مي گذاشت، و تازه آنها عاطفي ترين ها بودند. آنها تقاضا مي كردند آهنگ محبوبشان را بشنوند و در پي انجام كار نيك بودند، اما تنها خدا مي داند كه چه اسراري در نيروهاي شيطاني وجود دارد. آنها مجبورند اين نقش را بازي كنند تا همه چيز را بلرزانند و از بين ببرند، مثل آنچه در طبيعت رخ مي دهد. هيچ وقت نمي خواستم كه ژنرال ارتش باشم، من به طور قطع مخالفت كساني هستم كه عالم الهي را رد مي كنند. . .
• اما مستبدين هم مي گويند كه خدا با آنهاست.
اين فقط حرف است. مي خواهم بدانم كه آنها چگونه عمل مي كنند. آنها بايد بفهمند كه در مورد چه حرف مي زنند. مي خواهم بدانم آنها حامي چه هستند، چه چيز را توصيف و چه چيز را رد مي كنند. مي خواهم بدانم قصد آنها فقط سركوبي مردم است، اينكه به آنها بگويند به چه چيز فكر كنند و به چه چيز عقيده داشته باشند: مي خواهم وضع ذهني آنها را بدانم. . . اگر كسي مثل هيتلر دوباره به قدرت مي رسيد، من مي رفتم - حتي قبل از آن - براي اينكه در اين موارد پيش آگاهي هاي زيادي داشته ام.
فكر مي كنم كه هدف نهايي هر انسان خالقي تحول تمام وجودش به عنوان يك انسان به واسطه هنري است كه جاودان تر و روحاني تر است. همه انرژي من صرف موسيقي مي شود؛ و اين درواقع موسيقي من نيست. در نهايت نمي دانم كه موسيقي من در اين دنيا چه بايد بكند و چه مفهومي دارد. براي آنكه بايد با مفاهيم جديد پر شود، با انسان هاي ديگر و روح هاي ديگر. بنابراين به عهده من است كه با قدرتي ماوراءالطبيعي حرف بزنم تا كارم را به انجام برسانم. فكر مي كنم كه روح، يعني روح انساني، خود موسيقي است، پس ديگر نبايد مواظبش باشم: موسيقي زندگي خودش را دارد، و گاهي كه دوباره آن را مي بينم به سختي مي شناسمش.

موسيقي
ادبيات
اقتصاد
ايران
جهان
زندگي
سينما
علم
فرهنگ
ورزش
هنر
|  ادبيات  |  اقتصاد  |  ايران  |  جهان  |  زندگي  |  سينما  |  علم  |  فرهنگ   |
|  موسيقي  |  ورزش  |  هنر  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |