.پنج شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۱ - شماره ۲۹۹۱- Feb, 27, 2003
بدون ترمز
كلمنت: در هنگام سفر به كشور چين ما به خودمان مي گفتيم واي به حالمان اگر زماني برسد كه چيني هابه كشورمان بيايند و بخواهند در آلمان همين قطار ترانس راپيد را بسازند
002430.jpg
ترجمه : عباس فتاح زاده
هوا تاريك است. برف مي بارد و هواپيماي دولتي حدود يك ساعت است كه انتظار مي كشد. اما ولفگانگ كلمنت در ترافيك شديد هامبورگ گير كرده است. او دستي بر روي گوش راستش كه درد مي كند، مي كشد. چند روزي است كه از ورزش صبحگاهي در پارك حيوانات برلين محروم شده است.
در دوسلدورف همسرش و يك ميهماني نمايشي منتظرش هستند و حالا خودش در ترافيك هامبورگ گير افتاده است.
او سرش را به پنجره ماشين نزديك كرده، از پشت شيشه ضدگلوله اتومبيلش نگاهي به ويترين مغازه هاي اطراف مي اندازد و با تبسم مي گويد: «هامبورگ عجب شهر قشنگي است!»
هيچ چيزي نمي تواند خوش اخلاقي وي را از ميان ببرد، حتي حرف هاي رئيس سنديكاي صنايع فلزي كه سياست وزير اقتصاد را «بي معني» دانسته است.
وقتي كه اواسط اكتبر (مهرماه) صدراعظم او را به كابينه اش فراخواند، اصلا دوست نداشت سمت نخست وزيري ايالات نوردراين وست فالن را رها كند. مدت زيادي با خودش كلنجار رفت و به قول يكي از دوستانش صبح ها ۵۱ درصد آماده بود به برلين برود و شب ها اين رقم به ۴۹ درصد مي رسيد. چند روز به همين منوال سپري شد. شرودر در گذشته به دفعات او را مورد توجه قرار داده بود و آخرين بار آنها مشتركا به پاريس پرواز كرده بودند. صدراعظم فراخواندن كلمنت را راهي براي رهايي از فشارهاي موجود يافته بود و شديدا نسبت به چنين كاري احساس نياز مي كرد. وي اين كار را تنها شانس باقيمانده براي غلبه بر بي محتوايي ائتلاف قرمز ـ سبز (ائتلاف حاكم) مي دانست. كلمنت به قول خودش ابتدا براي انجام وظيفه و حالا براي نشان دادن قابليت هايش هم زمان در سمت هاي وزير اقتصاد و وزير كار فعاليت مي كند. او به خوبي با مفاهيمي نظير شكست صنعتي و بيكاري آشناست. پدر و مادرش هر دو در يك سال يعني سال ۱۹۰۲ به دنيا آمدند. خودش مي گويد: «والدينم سخت ترين دوران آلمان را تجربه كردند. آنها همه چيز را به چشم خود ديدند: جنگ جهاني اول، وقايع وايمار، تورم، بيكاري گسترده، جنگ جهاني دوم، نفرت، بمباران ها و نابودي».
پدرش در آن سال ها ناچار به مهاجرت از سرزمين فقير زارلند به ناحيه روهر شد. البته او تنها كسي نبود كه چنين كاري را انجام مي داد امثال وي زياد بودند. او يك بنا بود كه پسرش غالب اوقات در زمين هاي اطراف ميكده ها مشغول بازي فوتبال بود. بعضي مواقع ولفگانگ نوجوان پا را چند خيابان آن طرف تر گذاشته و نزد اتوشيلي، وزير كشور فعلي، مي رفت. اتوشيلي كه چند محله آن طرف تر زندگي مي كرد اصلا به لحاظ سطح زندگي قابل مقايسه با ولفگانگ كلمنت نبود، زيرا پدرش مديريت يك كارخانه را برعهده داشت. اتو شهروند درجه يك به شمار مي رفت و ولفگانگ درجه سه. بچه هاي خانواده شيلي بعضي مواقع با ولفگانگ روي ديوار باغشان غذا مي خوردند. البته ولفگانگ در زمين هاي خاكي و در بين كپه هاي ذغال فوتبال بازي مي كرد و اتو در باغ پدرش بازي كروكت را ادامه مي داد. كلمنت مي گويد: «من خودم سقوط ناحيه اقتصادي روهر را به چشم ديدم. »
سال ۱۹۶۰ هنگامي كه وي در دبيرستان گراف انگلبرت ديپلم گرفت، تنها در شهر بوخوم ۱۶ معدن ذغال سنگ وجود داشت. اين رقم حالا در كل آلمان تنها ده عدد است. خانواده او تقريبا هميشه شغل داشتند، اما كمتر كسي را مي شد در بوخوم يافت كه در آن زمان ها از مشكل بيكاري كاملا مصون مانده باشد. وزير پس از مرور اين وقايع دوباره نگاهي از پنجره ماشينش به بيرون مي اندازد. مثل اينكه ترافيك سنگين هامبورگ اندكي كمتر مي شود. بالاخره خودروي حامل وي حركت كرده و به سوي فرودگاه راه مي افتد.
كلمنت عجله زيادي در اجراي تصورات خويش پيرامون «نسخه ناحيه اقتصادي روهر» دارد. خودش كاملا واقف است كه زمان به سرعت مي گذرد. در آغاز سال ميلادي جديد اعلام كرد كه «ماهي يك اصلاح» صورت خواهد گرفت، اما در فاصله اي كه از آن زمان تاكنون مي گذرد بر سرعت خود افزوده است: حداقل يك طرح اصلاحاتي در هفته. «كارخانه ايده سازي بوخوم» سعي دارد به مردم آلمان بقبولاند همان تحولات اقتصادي سخت گيرانه اي كه ناحيه اقتصادي روهر براي رشد پشت سر گذاشته، در انتظارشان است.
در برلين كلمنت طي مدت كوتاهي به ستاره كابينه دوم شرودر بدل شد. پس از تنها چند ماه «سوپر وزير» جديد به حزب حاكم و گروه پارلماني آن چيزي را كه صدراعظم مدت ها نتوانسته بود بدهد، بخشيد: قدرت رهبري و تمايل براي عمل كردن.
البته بدون داشتن يك طرح اجتماعي گسترده نمي توان انتظار داشت كه اصلاحات عميق امكان پذير باشد. وزير جديد اقتصادي در توصيف روش خويش چنين مي گويد: «من به دنبال دعوا نيستم تنها مي خواهم به نتايج دست پيدا كنم. »
وي بلافاصله پس از انتصاب به سمت وزارت سعي كرد با اتحاديه هاي صاحبان شركت ها ارتباط برقرار كند، اپوزيسيون را به سوي خويش فرابخواند و به خصوص با سنديكاها همكاري مشترك داشته باشد.
او ميشائيل زومر، رئيس اتحاديه سنديكاهاي آلمان، را شريكي يافته كه در بسياري از زمينه ها عملا با وي اشتراك نظر دارد. اين دو نفر توافق كرده اند كه تمامي پروژه هاي موجود را در سه سطح طبقه بندي كنند: امكان پذير، امكان پذير با عذاب و داد و فرياد و غيرممكن. البته بسياري از چيزهايي كه در قالب طرح اصلاحاتي موسوم به هارتس امكان پذير بود در اظهارنظرهاي كلمنت غيرممكن به نظر مي رسد. او بعضا اخراج پرسنل را تسهيل كرده و حمايت از بيكاران را كاهش مي دهد. وزير اقتصاد در واقع نوعي تابو را كه ميشائيل زومر در تقسيم بندي سه گانه فوق الذكر در رديف غيرممكن ها جاي مي دهد، شكست.
رئيس اتحاديه سنديكاهاي آلمان احساس مي كند كه نسبت به وي بي توجهي صورت مي گيرد. با آنكه او هر روز با كلمنت تلفني تماس دارد، اما از بسياري از تصميمات وزير اقتصاد تا قبل از عملي شدن آنها اطلاعي ندارد. زومر به تدريج سعي مي كند تا خود را با منطق شرايط جديد وفق دهد. وزير اقتصاد همچنان سعي مي كند حقوق كارگران و كارمندان را محدود كند، لذا به گفته زومر دستيابي به «يك سياست مشترك با سنديكاها» ممكن است در آينده غيرممكن شود. در داخل گروه پارلماني سوسيال دموكرات ها (حزب حاكم) هم سروصداها زياد مي شود. هانس آيشل، وزير دارايي، هم ظرف مدت تنها ۱۶ ماه از رده سوم در ميان محبوب ترين سياستمداران آلماني به رديف يازدهم سقوط كرده است، حتي پايين تر از پتر اشتروك، وزير دفاع. كلمنت به جز در برخي محافل خصوصي كه آيشل را به مسخره مي گيرد، در ساير موارد و به خصوص در موقعيت هاي رسمي چندان توجهي نسبت به وي از خود نشان نمي دهد.
كلمنت مثل يك مبلغ مسيحي به نقاط مختلف كشور سفر كرده و شعار مي دهد: «رشد، رشد، رشد!» مثال مورد علاقه وي براي كهنگي و خشك شدن اقتصاد آلمان قطار سريع ترانس راپيد است، قطاري كه نه تنها در آلمان بلكه در چين هم ساخته شده است. در اين زمينه او مي گويد: «فناوري ساخت قطار مغناطيسي در آلمان حدود هفتاد سال پيش ابداع شد. حدود بيست سال در اين كشور پيرامون آن بحث شد و سپس در چين ساخته شد. واقعا بي معني است! در هنگام سفر به كشور چين ما به خودمان مي گفتيم واي به حالمان اگر زماني برسد كه چيني ها به كشورمان بيايند و بخواهند در آلمان همين قطار ترانس راپيد را بسازند. » البته تا آن زمان هنوز راه درازي باقي مانده است و كلمنت هم خود به خوبي چنين چيزي را مي داند. او با تاكيد فراوان مي گويد: «بايد بندهاي اقتصاد باز شوند. » «گشودن بندها» و «رشد» از جمله كلمات محبوب وي محسوب مي شوند و او آنها را بارها در سخنراني هايش مورد استفاده قرار داده است. اگر بخواهيم يك جمله را به وي نسبت بدهيم اين جمله به شرح زير خواهد بود: بدون «گشودن بندها» هيچ گونه «رشدي» وجود نخواهد داشت و بدون «رشد» هم نمي توان انتظار كاهش نرخ بيكاري را داشت. يك ايده جديد هم نزد وي در حال تولد است. كلمنت مي گويد: «من دارم فكر مي كنم كه آيا مي توانيم نوعي آموزش و اشتغال اجباري را براي جوانانمان رواج دهيم. آيا ما نمي توانيم نسخه اي را شبيه آنچه كه در دانمارك اجرا شده، پياده كنيم؟» او معتقد است بيكاران زير بيست و پنج سال بايد آموزش هايي اجباري ديده و متعاقب اين آموزش ها به كار مشغول شوند. كلمنت يكي پس از ديگري طرح هاي اصلاحي پيشنهاد مي كند تا بدين ترتيب مخالفان خويش را تحت فشار بگذارد. اما هر پيشنهادي اين ريسك را هم در دل خود دارد كه موجب بي اعتباري خودش گردد. وزير اقتصاد آلمان مي گويد: «من از اينكه بگويند تنها مرد شعار هستم ترسي به خود راه نمي دهم زيرا تمام وعده هاي خود را عملي خواهم كرد. همه بايد به خود تكان بدهند. اگر نتوانيم چنين چيزي را محقق سازيم به گمراهي خطرناكي دچار خواهيم شد. »
منبع: اشپيگل

اقتصاد فرانسه و بحران عراق
002435.jpg
بحران عراق و تامين نفت جهان، دو مسئله اي است كه با يكديگر پيوندي تنگاتنگ دارند. برخي از كارشناسان حتي دستيابي و نظارت بر نفت منطقه را دليل حمله احتمالي آمريكا به عراق مي دانند، هر چه باشد، گفته مي شود كه نفت عراق از لحاظ كيفيت، از بهترين هاي دنيا است. در هر حال بايد اذعان داشت كه ديگر كشورها، از جمله فرانسه نيز سعي دارند كه از نفت عراق بهره برند.
اكنون چندين دهه است منابع عظيم نفتي در عراق، مورد توجه اقتصاد فرانسه است و اگر موضع گيري و سياست فرانسه در ماه هاي پيش، مخالف حمله آمريكا و بروز جنگي تازه بوده است، بايد دليل آن را، دست كم تا اندازه اي در مصالح و منافع خود پاريس از رفع مسالمت آميز بحران عراق جست وجو كرد.
به نوشته روزنامه آلماني زود دويچه سايتونگ، شركت فرانسوي TotalFinalElf كه از لحاظ توليد نفت در جهان در رده چهارم جهان قرار دارد، موفق شده است، قراردادهايي با عراق به امضا رساند. اين در حالي است كه مسئولان اين شركت فرانسوي، رسما اين مسئله را رد كرده و تنها متذكر شده اند كه پل روابطشان با عراق همچنان برقرار است. البته در اينجا، اين پرسش مطرح مي شود كه در صورت سقوط صدام حسين و روي كار آمدن حكومتي تازه در عراق، ارزش قراردادهايي از اين دست، چه خواهد بود. به گفته James Woolsey رئيس اسبق سازمان امنيت آمريكا، اگر فرانسه و روسيه بيش از حد، از صدام حسين طرفداري كنند، در صورت استقرار دولتي جديد در عراق، به دشواري خواهند توانست، رضايت نوحاكمان عراقي را براي همكاري جلب كنند. علي رغم اين گمانه زني ها، شركت فرانسوي TotalFinalElf در تلاش است كه انحصار استخراج حوزه هاي نفتي منطقه مجنون و نهر عمر را كه منابع آن بيش از ۱۰ ميليارد بشكه برآورد مي شود، كسب كند. در حال حاضر نيز فرانسه يكي از مهم ترين طرف هاي اقتصادي عراق در چارچوب برنامه سازمان ملل، موسوم به نفت در ازاي خاروبار محسوب مي شود. ژاك شيراك رئيس جمهور فرانسه از همان آغاز فعاليت هايش در صحنه سياسي، يكي از آگاهان در مسئله عراق به شمار مي آيد. در اواسط دهه هفتاد بود كه شيراك، به عنوان نخست وزير نسبتا جوان فرانسه، راهي بغداد شده و مجذوب پويايي صدام حسين گشته و حتي وي را به كاخ ورساي دعوت كرده بود. در هنگام جنگ هشت ساله ايران و عراق نيز، صنايع اسلحه سازي فرانسه، هواپيماهاي جنگنده ميراژ، بمب افكن هاي Super-Etendard به عراق ارسال داشته و خلبان هاي عراقي را در فرانسه آموزش داده بود. البته عراق در چارچوب معاملات تسليحاتي آن دوران خود، هنوز چندين ميليارد دلار به فرانسه بدهكار است و پاريس هم به هر ترتيب، سعي در وصول طلبش را دارد. در هر حال جاي ترديد نيست كه فرانسه با توجه به مناسبات ديرينه بغداد و پاريس، اميدوار است كه حتي در صورت بروز جنگ، در بازسازي عراق سهيم شود و شركت هاي فرانسوي، پيش از شركت هاي آمريكايي و بريتانيايي، قرارداد و سفارش هايي به كف آورند.

مشاركت ژاپن در حوزه هاي نفتي ايران
تحريم اقتصادي جمهوري اسلامي ايران از سوي ايالات متحده آمريكا و سياست رسمي اين كشور در زمينه منع سرمايه گذاري در دو كشور ليبي و ايران، كه به Iran and Libyen Sanctions Act شهرت يافته است، عملا منجر به آن شده كه شركت هاي نفتي آمريكايي از رقابت پر سود در ارتباط با پروژه هاي نفتي دو كشور ايران و ليبي حذف شده و گوي و ميدان به شركت هاي اروپايي و آسيايي سپرده شود. گرچه ايالات متحده آمريكا تاكنون بارها اعلام كرده است كه مخالف سرمايه گذاري كلان در صنايع نفت و گاز ايران و ليبي است و با شركت هاي خاطي مقابله خواهد كرد، اما، ظرف ساليان گذشته، شماري از شركت هاي نفتي فرانسوي، اسپانيايي و ايتاليايي اقدام به سرمايه گذاري در صنايع نفت و گاز ايران كرده اند. ژاپن نيز اخيرا در اين عرصه بسي فعال تر شده است. با كاهش نقش شركت هاي نفتي ژاپن در عربستان سعودي، اينك اين شركت ها برآنند تا در پروژه هاي مشابه در ديگر نقاط جهان سرمايه گذاري نمايند. روزنامه انگليسي زبان فايننشال تايمز ديروز در گزارشي در همين رابطه اعلام كرد كه يك كنسرسيوم نفتي ژاپني تصميم گرفته است تا با خريد ۲۰ درصد از سهام شركت رويال داچ ـ شل در رابطه با پروژه هاي مربوط به بهره برداري از حوزه هاي نفتي نوروز و سروش، مشاركت نمايد. هدايت اين كنسرسيوم ژاپني را شركت ژاپني Japan Petroleum Exploration كه Japex خوانده مي شود، برعهده دارد. در واقع امر، بيش از ۴۱ درصد سهام اين گروه در اختيار Japex است و كل سرمايه گذاري اين كنسرسيوم بالغ بر ۲۲۱ ميليارد دلار مي شود. طبق خبر منتشر شده از سوي همان منبع خبري، پروژه سرمايه گذاري ژاپن در اين حوزه هاي نفتي به ماه اكتبر سال گذشته برمي گردد. در آن هنگام شركت شل پيشنهادي براي سرمايه گذاري در دو حوزه نفتي نوروز و سروش به شركت Japex عرضه كرد. سياست كنسرسيوم نفتي ژاپني همانا، توليد با ظرفيت كامل از منابع نفتي دو حوزه ياد شده است. پيش بيني مي شود كه امر بهره برداري از دو حوزه نفتي غني سروش و نوروز در اواخر سال جاري ميلادي شروع شود. هرگاه ما تاريخ پروژه بهره برداري از دو حوزه نفتي نوروز و سروش را پيگيري نماييم، در خواهيم يافت كه در سال ۱۹۹۹ شركت شل در چارچوب يك قرارداد موسوم به قرارداد Buy-Back با شركت ملي نفت ايران، امر سرمايه گذاري در اين دو حوزه نفتي را شروع كرد. طبق ارزيابي هاي كارشناسان، اين دو حوزه نفتي، منابع بس غني نفت خام را در برمي گيرند. همين ارزيابي ها حاكي از آنند كه مجموع نفت موجود در دو حوزه نفتي سروش و نوروز بالغ بر ۱ ميليارد بشكه مي شود. بايد خاطرنشان ساخت كه تلاش هاي ژاپن براي حضور در صنايع نفت و گاز ايران محدود به دو حوزه سروش و نوروز نمي شود. هم اينك يك كنسرسيوم ژاپني ديگر در تلاش است تا در امر بهره برداري از منابع نفتي حوزه آزادگان نيز مشاركت نمايد. حوزه نفتي آزادگان بنابر اعتقاد كارشناسان بزرگ ترين حوزه نفتي جهان است كه تاكنون مورد بهره برداري قرار نگرفته است. اين حوزه نفتي كه در جنوب غربي استان خوزستان قرار دارد، طبق نظر كارشناسان در برگيرنده ذخايري بالغ بر ۲۶ ميليارد بشكه نفت خام است. روزنامه فايننشال تايمز در ادامه مي افزايد كه نقش ايران از حيث تامين نيازهاي ژاپن به نفت خام رو به افزايش است.

نگاه اقتصادي
خرم و دو گزينه پيش رو
002445.jpg
اكبر هاشمي
اگر مي گويند آسمان ايران حيات خلوت روس هاست، بايد گفت هواپيماهاي روسي هم براي ايرانيان حكم سفينه هاي مرگ را دارند. سفينه هايي كه با نام هاي توپولف، آنتونف، ياك، ميل، ايليوشين و. . . آسمان ايران را تسخير كرده و هر سال عده زيادي از هموطنانمان را به كام مرگ مي كشند.
در اين ميان نه مسئولين ايراني مقصرند و نه صنعت هواپيماسازي روس ها، همه تقصيرها متوجه خلبانان بخت برگشته روسي است، اما در هر صورت آن ها در هر حالتي هميشه مقصرند و گويي اين مرامنامه نانوشته صنعت ترابري روس ها است به جز اين آخري كه گفته مي شود اعلام مقصر بودن خلبان هواپيماي آنتونف ۱۴۰ كه براي رونمايي نسخه ايراني اش (ايران ۱۴۰) عازم ايران بود، بر اوكرايني ها گران آمده مشتي گلايه بار كرده اند. اگر چه روس ها در اكثر موارد به زيركي نگاه ها را از صنعت هواپيماسازي خود متوجه خلبانان خود كرده اند اما چندان ادعايي هم به پيشرفته و به روز بودن صنعت خود ندارند و گرنه چه حاجت كه براي پروازهاي داخله خود دست به دامن شركت هاي آمريكايي و اروپايي شوند و آسمان روسيه جولانگاه شركت هاي بوئينگ و ارباس است. آنچه عجيب مي نمايد اقبال و توجه بخش (نمي توان گفت صنعت هواپيماسازي) مونتاژ هواپيما در ايران به تكنولوژي روسي است. اگر چه در هنگام سقوط هواپيماهاي روسي طرفداران تز آسمان شرقي، هواپيماي شرقي، سكوت اختيار كرده و براي پاسخ گويي توپ را به زمين سازمان هواپيمايي كشوري پرتاب مي كنند و يا در نهايت براي كاستن از فشارها و انتقادات قرارداد جديد در دست امضا را به تاخير مي اندازند، مانند قرارداد خريد هليكوپترهاي «ميل» كه پس از سقوط آنتونف ۱۴۰ و انتقاد گسترده مطبوعات و نمايندگان مجلس، براي مدتي به تعويق افتاد. اگر هم انتقادي از سوي مطبوعات متوجه شان شود بلافاصله با چاپ مقاله اي رپورتاژ آگهي اعلام مي كنند. «حالا كه موافق روس ها نيستي پس آمريكايي هستي» به يقين همان قدر كه براي ما تعجب آور است روس ها نيز در تعجبند كه چگونه مي شود صنعت هواپيماسازي شان در ايران بيش از كشورشان طرفدار دارد.
اما در اين ميان گرچه وزارت راه و ترابري و شخص احمدخرم نقش مستقيم و دخل و تصرفي ندارند اما نمي توان منكر شد كه مسئوليت حفاظت از جان مردم به خصوص در آسمان با آن ها نيست. شايد حادثه غم انگيز سقوط هواپيماي ايليوشين، حامل ۳۰۲ تن از پرسنل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در حيطه اختيارات اين وزارت خانه نباشد. اما همچنان نشان از آن دارد كه با وجود سفينه هاي مرگ روسي، آسمان ايران هر لحظه آبستن حادثه ديگري است. اين حادثه مي تواند خواه نظامي باشد يا غيرنظامي.
بي آنكه بخواهيم قضاوتي در مورد افزايش تعرفه بليت ها در ترابري هوايي كنيم اما با پا فشاري و قاطعيتي كه از احمد خرم در اين موضوع ديده شد توقع و انتظار مي رود كه وي ادامه اصلاحات در ترابري هوايي را بيش از اين به تاخير نيندازد. نبود شفافيت در بخش هواپيماسازي كه تامين كننده سخت افزار ترابري هوايي كشورمان است و عدم دسترسي كارشناسان مستقل، مطبوعات و در نهايت مردم به قراردادها و نحوه ساخت هواپيماها و روند برگزاري مناقصه ها در بخش هواپيماسازي - چه نظامي و چه غيرنظامي ـ آن هم به دلايل مختلف و كليشه اي مانند امنيتي و نظامي بودن، اميد بازگشت ايمني و امنيت به آسمان كشورمان را از بخش هواپيماسازي ستانده و بيش از پيش همه نگاه ها را متوجه سازمان هواپيمايي كشوري به عنوان مرجع تصميم گيري در مورد انتخاب ناوگان ترابري هوايي كشور كرده است. يقينا اجراي طرح جامع سازمان هوانوردي مي تواند اولين قدم براي آغاز اصلاحات باشد. اگر چه تغيير رياست سازمان هواپيمايي كشوري و مديران شركت هاي فرودگاه ها كه در شرف انجام است به تنهايي نمي تواند همه مشكلات را برطرف كند، اما سپردن سكان اين سازمان به فردي غيرنظامي مي تواند سرانجام به عدم امكان شركت رئيس سازمان هواپيمايي كشوري در اجلاس هاي سازمان جهاني ايكائو پايان داده و نقش و جايگاه ايران را در اين سازمان مرجع احيا و ارتقا دهد. از طرفي اين تغييرات مي تواند به رودربايستي چندين و چند ساله سازمان هواپيمايي كشوري و سازمان هواپيماسازي كشوري (كه همواره اصرار بر استفاده از تكنولوژي روس ها دارد) براي هميشه خاتمه داده و فضايي را به وجود آورد تا اگر سازمان هواپيمايي كشوري نمي تواند به دليل تحريم هاي آمريكا از تكنولوژي غربي استفاده كند حداقل با برگزاري مناقصه اي بين المللي، آزاد، شفاف و به دور از هر گونه فشار، اقدام به خريد ناوگان ترابري هوايي مناسب با ايمني بالا و مجهز به تكنولوژي روز كند. در اين ميان طرفداران تز آسمان ايران، هواپيماي شرقي نيز مي توانند به دور از هر گونه شائبه اي به دفاع از تكنولوژي مورد علاقه خود كنند اما تصميم احمدخرم در سرعت بخشيدن به اصلاحات اساسي در ترابري هوايي خواه ناخواه با منافع روس ها در تضاد بوده و شايد منجر به تعطيلي حياط خلوت آنان در زمين و آسمان ايران شود و از همين حالا مي توان پيش بيني كرد مقاومت هايي در حال شكل گيري است وليكن در هر صورت دو گزينه روبه روي آقاي وزير قرار دارد.
۱ - آغاز اصلاحات و پاسداري از جان مردم و بازگشت آرامش به آسمان ايران اما به قيمت استيضاح و حتي خداحافظي از وزارت.
۲ ـ توقف اصلاحات و مشاهده سقوط پياپي پرنده هاي آهني و كشته شدن مردم بي گناه به قيمت ماندن در مصدر وزارت.
بايد به سرعت تصميم گرفت.

حاشيه اقتصاد
• شركت توليدي پوششي
يك هيأت پنج نفره به سرپرستي نادر زاهدي و داريوش همايون از چهره هاي تلويزيون هاي ضدانقلاب و به نمايندگي از گروه هاي مخالف جمهوري اسلامي ايران وارد كابل شده و از استان هاي نيمروز و هرات و گمرك اسلام قلعه بازديد كرده اند. اين هيأت با بلوچ هاي ايراني مقيم منطقه «كاريز الياس» افغانستان ديدار و يك شوراي ده نفره با پوشش راه اندازي شركت توليدي ـ بهداشتي در هرات تشكيل داده اند.

• عرضه داروهاي غيرمجاز در قشم
انواع داروهاي هورموني، نيروزا، ويتامين ها و اسپري هاي بي حس كننده غيرمجاز در فروشگاه هاي لوازم آرايشي و بهداشتي و سوپرماركت هاي جزيره قشم به فروش مي رسند. به گزارش بازتاب عرضه كنندگان اين اقلام و ساير مواد غذايي و نوشيدني با ترجمه اثرات مصرف آنها به زبان فارسي، انسان را به خريد و مصرف ترغيب مي كنند.
شربت هاي خون ساز فروگلوبين، مولتي سانستول، اسپري هاي سوختگي و زخم با نام هاي بورن رليف و فيراستيد، داروهاي نيروزاي اوكسي متالون دايانوبول، متان و آمپول تستسترون، پروتئين هاي متركس، ان لارج، سوپر مس ومگامس و پودرهاي تقويتي جورال، سفت كننده عضلات، شير خشك سرلاك، نيندو و جونيورو، شربت معده مالوكس، . . . برخي داروهايي است كه در بازار قشم يافت مي شوند. علاوه بر آن اسپري هاي مسكن دندان درد و پمادهاي كمر درد، ويتامين هاي «اي»، اسيد فوليك، قرص آهن و آرامبخش، ضدجوش، ضدلك و آمپول ضدريزش و تقويت مو از اقلامي هستند كه فروشگاه هاي قشم عرضه مي كنند.همچنين برخي اسپري، قرص و پمادهاي تقويت  كننده به طور مخفيانه در اختيار مشتريان قرار مي گيرند. مواد غذايي از جمله نوشيدني هاي نشاط آور، ويتامين عسلي، عصاره جگر كوسه، كره بادام زميني پنوت باتر، خامه اولدن بوريجر، پنير كرافت، كمپوت، قارچ، آب ميوه، كنسرو گوشت، مرغ و ماهي و شكلات هاي مختلف از ديگر اقلامي هستند كه در قشم عرضه مي شوند.
اين اقلام كه ساخت كشورهاي آمريكا، آلمان، ژاپن، اندونزي، امارات و عربستان مي باشند، از بازارچه مرزي «خصب» در كشور عمان تهيه و به صورت قاچاق وارد جزيره قشم مي شوند.يكي از عرضه كنندگان اين اقلام گفت: ما از استاندارد بودن اين اقلام اطلاعي نداريم، اما چون بازار مصرف آن خوب است، اقدام به عرضه آن مي كنيم. مراكز عمده توزيع اين اقلام مجتمع هاي تجاري ستاره، مرجان، خليج فارس و بازار قديم در قشم و مراكز تجاري در روستاي «هلر» مي باشند. اين اقلام با قايق هاي تندرو در ساعات پاياني شب توسط قاچاقچيان وارد جزيره قشم مي شوند. كليه اقلام تقويتي، ويتامين ها و هورمون هايي كه در فروشگاه هاي قشم توزيع مي شود، اقلام دارويي است و فروش آن ممنوع است. هرچند دارو بايد براساس مجوز وزارت بهداشت و درمان وارد شود و كليه اين اقلام بدون مجوزند و ورود آنها به كشور ممنوع است. گفته مي شود چند بار به عرضه كنندگان اين اقلام اخطار داده شده است و در چند مرحله با همكاري مأمورين نيروي انتظامي، اين داروها جمع آوري شده اند و به كليه عرضه كنندگان اقلام دارويي غيرمجاز فرصت داده شده كه نسبت به جمع آوري اين اقلام اقدام كنند. اقلام دارويي كه در فروشگاه هاي قشم عرضه مي شود شامل داروهاي هورموني، مواد نيروزا و ويتامين هاست و چون تاريخ مصرف آنها مشخص نيست و بدون تجويز افراد متخصص مصرف مي شوند، غيربهداشتي است. عوارض اين داروها بلافاصله بعد از مصرف مشخص نمي شود و سال ها طول مي كشد تا اثرات مخرب مصرف آنها بروز كند.
002440.jpg


•تقليد آرم
مركز انتشارات وزارت علوم در اقدامي عجيب آرم شركت نفتي فرامليتي رويال داچ شل را براي خود برگزيده است.

• افزايش بيكاري در تاجيكستان
مسئولين وزارت كار و تأمين اجتماعي تاجيكستان بر اساس نتايج يك تحقيقات ويژه اعلام كرده اند كه شماره واقعي بيكاران در اين كشور در مقايسه با ارقام رسمي منتشره از سوي نهادهاي دولتي به مراتب زيادتر است.
طبق اين تحقيقات در حال حاضر ۵۶ درصد از نيروي مستعد به كار از ميان جمعيت بيش از ۶ ميليون نفري تاجيكستان بيكار هستند. همزمان تأكيد شده است كه بخش اصلي بيكاران را جوانان تشكيل مي دهند و اين امر موجب افزايش موارد ارتكاب جرايم مختلف از سوي جوانان در تاجيكستان شده است. در گذشته منابع رسمي تاجيكستان شمار چنين افرادي را ۶/۲ درصد از تعداد كل افراد مستعد به كار اين كشور ارزيابي مي كردند. به گفته عسكر شريفوف، رئيس بخش اطلاعات وزارت كار و تأمين اجتماعي تاجيكستان، قبلا تنها افرادي بيكار محسوب مي شدند كه در مراكز اشتغال اين وزارت ثبت نام كرده بودند و از دولت كمك پولي دريافت مي كردند. ولي به دليل اينكه ميزان كمك مالي به بيكاران در تاجيكستان بسيار ناچيز است بخش عمده بيكاران از ثبت نام خود در اين مراكز خودداري مي كنند. شريفوف افزود كه از جمله بيكاران ۵۵ درصد را مردان و ۴۵ درصد ديگر را خانم ها تشكيل مي دهند.
همچنين آقاي شريفوف گفت كه بخش اصلي بيكاران اين كشور را جوانان تشكيل مي دهند: «حالا ۶۰ درصد جوانان تاجيك كه عمدتا در روستاها به سر مي برند بيكار هستند و موارد زياد ارتكاب جرايم مختلف از سوي اين افراد به خاطر گذران روزگارشان مشاهده مي شود. طبق اطلاع وزارت كشور ۹۰ درصد كليه جرايم مختلف در تاجيكستان را جوانان بيكار مرتكب مي شوند. »
شريفوف افزود كه هرچند در ظرف ده سال اخير جمعيت تاجيكستان بيش از ۸۰۰ هزار نفر افزايش يافته است ولي در اين مدت حدود يك ميليون فرصت شغلي از بين رفته است. اين در حالي است كه براساس آمار رسمي انتشار يافته حالا بيش از ۸۳ درصد جمعيت تاجيكستان زير خط فقر به سر مي برند.

اقتصاد
ايران
جهان
زندگي
فرهنگ
ورزش
هنر
|  اقتصاد  |  ايران  |  جهان  |  زندگي  |  فرهنگ   |  ورزش  |  هنر  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |