جمعه ۲ خرداد ۱۳۸۲ - سال يازدهم - شماره ۳۰۵۷
هفته جنجالي فوتبال
امسال سپاهان توانست فوتبال سنتي پرسپوليس و استقلال را دچار تزلزل كند آيا خواهند گذاشت اين تيم بدون حاشيه به رقابت ها ادامه دهد
004450.jpg
هفته پرحادثه اي بود، اين طور نيست؟ روزنامه ها را آرشيو مي كنيد؟ راديو ورزش را گوش مي كنيد؟ اخبار ورزشي چه طور؟ قبول داريد كه از جمعه گذشته تا امروز يكي از پرخبرترين هفته ها براي فوتبال بود؟ وضعيت بحراني در استقلال و پرسپوليس به اوج رسيد، سپاهان قهرمان شد، نام برانكو ايوانكوويچ براي احراز عنوان بهترين مربي سال آسيا مطرح شد، دادكان و صفايي فراهاني پس از چند ماه رودررو قرار گرفتند و. . . حوصله مي كنيد يك بار به طور خلاصه آنها را مرور كنيم؟
استقلال روي موج خبر
اولين مسئله استعفاي فتح الله زاده بود. شايد هم مهم ترين مسئله براي استقلال. فتح الله زاده براي چندمين بار استعفا داد اما اين استعفا با تمام قبلي ها تفاوت داشت. او مصمم براي كناره گيري بود. درست يك هفته پيش اعلام كرد كه اين بار مصمم است كه برود. اعضاي هيأت مديره باشگاه در مصاحبه با نشريات تلاش كردند كه اين بار هم او را منصرف كنند. گفتند كه تلاش مي كنند تا فتح الله زاده را در پستش حفظ كنند اما مديرعامل مدعي بود كناره گيري اش فراتر از شايعه است و حتي جانشيني هم برايش انتخاب شده است. دكتر قريب گزينه مطرح شده براي جانشيني فتح الله زاده بود اما او تا پيش از انتخابش به صورت رسمي از پذيرفتن آن در روزنامه ها طفره رفت تا اينكه سه شنبه شب رسيد و جلسه هيأت مديره تشكيل شد. پس از جلسه اعلام كردند كه تلاش هيأت مديره براي ماندن مديرعامل مستعفي بي نتيجه ماند و آنها براي اينكه به خواست او احترام بگذارند با استعفايش موافقت كردند، هر چند پيش از اين مراسم غمخوار در برنامه اي مدعي شد مهرعليزاده دستور داده است كه فتح الله زاده بماند.
به هر حال برنامه سه شنبه شب هيأت مديره كمي از حالت عادي خارج بود. اگر هيأت مديره در جلسه سه شنبه شب تلاش مي كرد كه فتح الله زاده بماند چه طور در همان لحظات تقديرنامه مديرعامل پيشين آماده بود و البته حكم مديرعامل جديد؟ آيا احكام مشاوره، تقدير و مديرعامل جديد به اين سرعت قابل تهيه است. به هر تقدير فتح الله زاده رفت تا جاي خود را به دكتر قريب بدهد. درست در همان روزي كه پس از مدت ها تيم استقلال توانست مزه پيروزي را بچشد، آن هم يك برد پرگل. حقيقت اين است كه پيروزي در شرايط بحراني تيم و باشگاه كمي دور از انتظار بود. پورحيدري هنوز يك فصل نشده كه از استقلال رفته بود اما به عنوان مدير فني بازگشت و در چند ديدار گذشته با عنوان سرمربي روي نيمكت آبي هاي پايتخت نشست. اختلاف مديرعامل با هيأت مديره هم همين بود زيرا فتح الله زاده مي خواست كه حجازي به تيم بازگردد ولي اعضاي هيأت مديره اميرقلعه نوعي را براي پست سرمربيگري فصل آينده انتخاب كرده بود. قلعه نوعي كه اين فصل روي نيمكت استقلال اهواز نشسته بود، پس از پايان فصل تقريباً ۱۰۰۰ كيلومتر سفر مي كند تا در تهران براي اولين بار سرمربيگري استقلال تهران را بپذيرد. او در ابتداي فصل مربي استقلال بود البته در كنار كخ ولي خيلي زود از تركيب كادر فني خارج شد. ماجراي بازگشت حجازي هم به تاريخ پيوست. هفته پرحادثه اي را استقلال پشت سر گذاشت تا تماشاگران ناراضي به اميد آينده بنشينند و ببينند كه فصل آينده امير قلعه نوعي چگونه اين تيم را هدايت خواهد كرد.
پرسپوليس آتش زير خاكستر
پس از باخت ۳ بر ۲ پرسپوليس در مقابل ذوب آهن در اصفهان، درگيري در كادر فني بالا گرفت تا اشميت از سوي علي پروين به طور موقت اخراج شود. رفتن او به ۴۸ ساعت هم نرسيد چون با گل و بوسه همه چيز ختم به خير شد. پرسپوليس عملاً پس از اين باخت از كورس قهرماني فاصله گرفت تا در نهايت اين بار جام ليگ برتر به سپاهان برسد.
در همين گيرودار عابديني با ايسنا مصاحبه كرد و بحث داغ مديريت كه مدتي به خاموشي گراييده بود، روشن و پرفروغ شد. گفته مي شود عابديني آلترناتيو جانشيني اكبر غمخوار است كه در طول فصل به علت دير پرداخت شدن مطالبات مالي بازيكنان مشكلات فراواني داشت. بحث جبهه گيري بازيكنان بر عليه مديرعامل هم دليلي براي اين مصاحبه بود. عابديني در مصاحبه اش تلويحاً غمخوار را به عدم درك شرايط مديريت ورزشي و برخورد با بازيكنان متهم كرد. در مقابل مديرعامل باشگاه پرسپوليس، عابديني را به مناظره دعوت كرد كه صدالبته او هم پذيرفت تا پس از مدت ها شاهد حضور دوباره عابديني در نشريات باشيم.
شرايط به گونه اي پيش رفت كه پروين هم به جبهه گيري خفيف در مقابل پرسپوليس وادار شود. او مدعي شد كه فصل آينده را در تيمي به نام پرسپوليس همراه عابديني در دسته اول فوتبال آغاز خواهد كرد. بحث حضور پرسپوليس و قرار گرفتن آن در مقابل تيمي به نام پيروزي (پرسپوليس) مي تواند جنجال ساز باشد و اين جنجال مي تواند ابعاد وسيع تري به خود گيرد وقتي كه پروين نيز با تماشاگران و حاميانش وارد آن شوند.
اما مشكل به همين جا ختم نمي شود. باشگاه و تيم پرسپوليس در فصل آينده دچار تحولات عديده اي خواهد شد. اعلام فهرست پول ها و قراردادهاي بازيكنان پرسپوليس از سوي اكبر غمخوار نشان از رو شدن درگيري هاي باشگاه داشت و اين مورد اولين بار در نوع خودش محسوب مي شود. اگر نگاهي كلي به فهرست پول هاي دريافتي بيندازيد مشخص مي شود بسياري از آنهايي كه مدعي هستند به خاطر مردم در پرسپوليس بازي مي كنند واقعاً چه دليلي براي اين همه سينه دريدن ها براي خود قائل هستند. پول هاي معوقه پرسپوليس پرداخت شد، آن هم توسط كمك مالي سازمان. سازماني كه بودجه برخي فدراسيون ها را كم كرده است. در خلال همين مسائل اعلام باشگاه پرسپوليس مبني بر جذب مربي خارجي كمي قابل توجه به نظر مي رسد.
پرسپوليس در حالي به تبليغات فراوان براي به كارگيري مربي خارجي مبادرت مي ورزد كه قادر به پرداخت حقوق بازيكنانش نيست. در مقابل جنجال هاي بازيكنان نيز اعلام شده است كه تعدادي از آنها فصل آينده پيراهن سرخ نخواهند پوشيد. اين اعلام موجب جبهه گيري برخي بازيكنان پرسپوليس شد و بنا بر ادعاي يك روزنامه ورزشي ۱۶ بازيكن خواهان رضايت نامه اند. اين معضلات تنها به اينجا ختم نمي شود زيرا پس از بازي پرسپوليس - سپاهان، هانس ديتر اشميت اعلام كرد كه استعفاي خود را به اكبر غمخوار داده است و اين مي تواند آغازگر بحث حضور يا عدم حضور مربي خارجي در تيمي باشد كه علي پروين در آن حضور دارد، هر چند او پذيرفته كه فصل آينده فقط در پست مديريت فني فعاليت كند.
در شرايط بحراني امروز پرسپوليس كه عملاً پس از ديدار با سپاهان قهرماني را به تيم اصفهاني واگذار كرد امكان هر اتفاق تازه اي وجود دارد. مي توان منتظر بحث هاي داغ بود، همچنان و همچنان.

سپاهان، شكستن تابوي قرمز و آبي
سپاهان كه همه مدعي بودند در نيم فصل دوم رقابت هاي ليگ برتر، با كسب نتايج ضعيف از كورس رقابت براي قهرماني خارج خواهد شد، ۳ هفته مانده به پايان رقابت ها قهرمان زودهنگام دومين دوره ليگ برتر ايران شد. اين قهرماني از جهات مختلفي قابل بررسي است. مهم ترين وجه اين قهرماني شكستن تفكر فوتبال دوقطبي و تقسيم قهرماني ها ميان پرسپوليس و استقلال بود. پس از سال ها يك تيم شهرستاني قهرمان ليگ اول ايران شد تا انتظار براي خارج شدن بازي از دست دو تيم پرطرفدار پايتخت پايان يابد. امسال سپاهان توانست فوتبال سنتي پرسپوليس و استقلال را دچار تزلزل كند. آيا خواهند گذاشت اين تيم بدون حاشيه به رقابت ها ادامه دهد؟ مهم ترين مسئله پس از قهرماني وضعيت فرهاد كاظمي از اين تيم است. شايعات زيادي مبني بر ترك كاظمي و سپاهان به گوش مي رسد. فرهاد كاظمي آنها را رد نكرده است، ضمن اينكه مذاكره با پاس و آجرلو را نيز تاييد كرده اما بعيد به نظر مي رسد او فرصت استثنايي سپاهان را در جام باشگاه هاي آسيا از دست دهد. به هر حال او به آرزوي چندين ساله خود رسيده است و حالا زماني براي فراتر رفتن از مرزهاي داخلي است. او در جام باشگاه هاي آسيا مي تواند براي سال هاي آينده خود برنامه ريزي كند به اين ترتيب احتمال رفتن او بسيار كم است. اين اولين بار است كه يك تيم شهرستاني در جام باشگاه هاي آسيا شركت مي كند. مديريت سپاهان فصل خوبي را پشت سر گذاشت. آيا ساكت مي تواند حواشي اي كه از اين پس وارد ماجرا مي شوند را كنترل كند. هفته پرتنش فوتبال ايران جنبه هاي مختلف ديگري هم داشت. يكي از آنها مي تواند اعلام نام برانكو ايوانكوويچ در فهرست نامزدهاي انتخاب بهترين مربي سال ۲۰۰۲ ميلادي AFC باشد. نام او در كنار نام فيليپ تروسيه و گاس هيدينگ و عدنان حمد قرار گرفته است و جالب تر اينكه ما به راحتي اين مربي را از دست داديم و درست همان روزي كه او را به كشورش فرستاديم مدام اخبار بازگشت اش را منتشر مي كنيم. اخباري كه تاكنون فقط در حد شايعه مانده اند.

كيك قهرماني با طعم پرتغال
004460.jpg
 اف. ث. پورتو ۳
 سلتيك گلاسكو ۲
استاديوم المپيك سويل (۵۳ هزار نفر)
گل ها: درلي (۴۵ و ۱۱۵) و آلنيچف (۵۴) براي پورتو، لارسن (۴۶ و ۵۶) براي سلتيك
پورتو: ويتور بايا، فريرا، خورخه كوشتا (پدرو امانوئل ـ ۶۶)، والنتو، كارواليو، آلنيچف، كاپوچو (ماركو فريرا ـ ۹۸)، كوشتينيا (ريكاردو كوشتا ـ ۹)، دكو، مانيچه، درلي
سلتيك: داگلاس، بالده (اخراج ـ ۹۵)، ميالبي، والگائرن (لاورسن ـ ۶۴)، لامبرت (مك نامارا ـ ۶۶)، نيل لنون، پتروف (مالوني ـ ۱۰۴)، تامپسون، آگاته، لارسون، ساتون
پورتو نخستين فاتحي است كه با گل نقره اي به قهرماني دست مي يابد. پس از اينكه دو فينال اروپايي يورو ۹۶ و ،۲۰۰۰ با گل طلايي تسخير شد، مقامات يوفا تصميم گرفتند با ابداع گل نقره اي جلوي شوك مرگ آور حاصل از گل طلايي را بگيرند و اين تدبير خيلي زود در فينال چهارشنبه شب جام يوفا خود را نشان داد، چنان كه با گل نقره اي دقيقه ۱۱۵ «درلي» برزيلي نه تنها بازي دچار مرگ ناگهاني نشد بلكه در پنج دقيقه پاياني جذابيت هاي فينال به اوج خود رسيد.
از سوي ديگر قهرماني پورتو با يك بازي كاملاً برزيلي خاطره قهرماني طلايي پوشان در جام جهاني سال گذشته را زنده ساخت و در حالي كه يك سال تا آغاز رقابت هاي يورو ۲۰۰۴ به ميزباني پرتغال باقي مانده، اين عنوان مژده خيزش موجي نوين از برزيل اروپا را مي دهد.
بي خود نبود كه با اين قهرماني بندر پورتو، خاستگاه «اژدهاي آبي و سفيد»، دگرگون شد و هزاران تن از مردم شهر با صورت هاي رنگ آميزي شده و پيراهن هاي آبي و سفيد همچنان كه از خوشحالي فرياد «او پورتو» سر داده بودند، در ميدان «اومبرتو دلگادو پلازا» محل سنتي گردهمايي هاي شهر گرد آمدند.
•••
همان طور كه پيش بيني مي شد مارتين اونيل سرمربي سلتيك بازي را با گماردن كريس ساتون در جلوي زنجيره دفاعي چهار نفره تيمش به صورت كاملاً دفاعي آغاز كرد. در مقابل خوسه مورينيو مربي جوان پورتو براي پر كردن جاي خالي هلدر پوستيگا كه در مرحله نيمه نهايي محروم شده بود، نونو كاپوچو را مامور حمايت درلي مهاجم نوك تيم كرد.
طي نيمه اول قدرت مالكيت عالي تيم پرتغالي، سلتيك را در زمين خودي اسير ساخت اما تجمع مدافعان دو تيم در دو انتهاي زمين برش حملات پرداخته پورتو و ضدحمله هاي سريع سلتيك را كم مي كرد.
اما سرانجام مثلث «دكو، آلنيچف، درلي» كه برپايه حركات و پاس هاي خلاقانه دكو، ضربات آلنيچف روسي و فرصت طلبي درلي شكل گرفته بود توانست در وقت اضافه طلسم سلتيك را كه به كمك دو مدافع ياركوب تنومند والگائرن و بالده سعي در مسدود كردن حملات حريف داشت، بشكند.
برخلاف پورتو كه با حركات زميني و تكنيكي دكو و كاپوچو سعي مي كرد بازي را در منطقه خطر حريف در دست گيرد سلتيك با شيوه بازي مستقيم و پاس هاي بلند به دنبال خلق تك موقعيت هايي براي هنريك لارسن بود و با آغاز نيمه دوم روي سانتر آگاته بال راست فرانسوي و پرواز مرد سوئدي به اين هدف دست يافت.
تيره ترين لحظات بازي به مواقعي مربوط مي شد كه مدافعان سلتيك با خشونت تمام يك سلسله خطاها را براي از كار انداختن «درلي» آقاي گل جام يوفا مرتكب شدند. كاپوچو و دكو نيز چندين بار طعمه اين برخوردهاي ناجوانمردانه شدند كه در اكثر مواقع با چشم پوشي لوبوس ميشل داور كم تجربه بازي بر شدت آنها افزوده مي شد و به خصوص بالده سياه تنومند سلتيك در پروسه ضدفوتبال نقشي پررنگ داشت.
مثل تمام بازي هاي ديگر پورتو در جام يوفا دكو باز هم گره گشا بود و پاس طلايي او براي آلنيچف پورتو را پيش انداخت. گرچه اين برتري نيز خيلي زود با ضربه سر آزادانه لارسن به تساوي گراييد اما بازي همچنان در كنترل حريف پرتغالي باقي ماند تا با اخراج بالده در دقيقه ۹۵ جاده پيروزي پورتو هموار شود.
• درست پيش از پايان نيمه اول در حالي كه هواداران سلتيك از نتيجه برافروخته شده بودند، يكي از هوليگان هاي اسكاتلندي خود را به ميان زمين رساند و با نشان دادن يك كارت قرمز به داور اسلواك جلوه هايي زننده از برهنگي را به نمايش گذاشت.
علاوه بر اينكه هواي گرم سويل بر ميزان برهنگي هواداران دو تيم افزوده بود، رسم مشهور سلت ها نيز كه از اين حربه براي توهين به رقيب استفاده مي كردند فضاي ورزشگاه را بيش از پيش آلوده ساخته بود (حتماً فيلم «شجاع دل» را به ياد مي آوريد).
به همين دليل مخاطب ايراني شاهد وقفه هاي مكرر در پخش تلويزيوني بازي بود و حتي سيما از پخش مراسم اهداي جام به بهانه ديروقت بودن پخش مستقيم طفره رفت.
• گرچه سويل تنها در چند كيلومتري مرزهاي پرتغال واقع شده اما خيل عظيمي از ايرلندي ها و اسكاتلندي هاي طرفدار سلتيك از هفته قبل اين شهر را به اشغال خود در آورده بودند. البته در نهايت از جمع ۸۰ هزار نفري آنها تنها ۳۵ هزار نفر توانستند به استاديوم ۶۰ هزار نفري المپيك سويل راه يابند. اين عده كه جايگاه روبه روي دوربين تلويزيوني اصلي ورزشگاه را اشغال كرده بودند، تعداد زيادي پرچم سبز و نارنجي ايرلند را به همراه داشتند كه نشان از محبوبيت چشمگير سلتيك در اين جزيره مجاور انگلستان داشت.
• تنش هاي ميان دو گروه طرفداران سلتيك و پورتو كه شب قبل از مسابقه به قرباني شدن يك هوادار پرتغالي و جراحت شديد يك اسكاتلندي در جريان ضدوخوردهاي حين مستي، انجاميده بود در جريان بازي در استاديوم المپيك نيز به شكل حركات نمادين و شعارگونه ادامه يافت، اما برخورد خاصي ميان آنان صورت نگرفت تا «جشن فوتبال» يوفا در شهر زيباي سويل به خوبي و خوشي پايان يابد.
قبل از شروع مسابقه هزاران تن از طرفداران سلتيك با گرد آمدن در ميدان پلازادي سان فرانسيسكو يكصدا آواز پيروزي سر داده بودند. در تمام طول مسابقه نيز اين همصدايي بي نظير اسكاتلندي ها و ايرلندي ها مايه برتري تيم هواداران سلتيك بر تيم طرفداران ناهماهنگ پورتو بود. البته پرتغالي ها نيز از غافله عقب نماندند و سرودهايي معروف مثل «ما قهرمانيم» و سرود رسمي باشگاه با عنوان «پورتو يك ملت است» را مي خواندند.

خبرهاي كوتاه
۱۰ هزار فوتباليست نونهال تحت پوشش اينتر ميلان
رئيس كميته طرح اينتركمپوس باشگاه اينترميلان ايتاليا گفت: ۱۰ هزار نونهال در ده كشور تحت پوشش اين طرح قرار دارند. «ماسيمو سرني» روز پنجشنبه در اصفهان افزود: اين طرح كه بازيكنان نونهال ۸ تا ۱۴ سال را در بر مي گيرد ۶ سال پيش به دستور «ساسميو موراتي» رئيس باشگاه اينترميلان ايتاليا براي كودكان برزيلي اجرا شد.
وي افزود: هدف ما از اجراي اين طرح اقدامي بشردوستانه است و اين طرح سعي مي كند تربيت و آموزش را با ورزش هماهنگ كند. رئيس كميته طرح اينتركمپوس باشگاه اينترميلان افزود: بسياري از باشگاه ها براي استعداديابي طرح هايي از اين قبيل را اجرا مي كنند اما براي اينترميلان رشد فوتبال در كشورهايي كه دچار جنگ شده اند و كمك به كودكان آنها براي پرداختن به فوتبال است. وي به جنگ رژيم صهيونيستي و با مردم فلسطين اشاره كرد و افزود: در اسرائيل و فلسطين در چهار شهر نزديك به هم اقدام به اجراي اين طرح نموديم اما آتشباري در اين مناطق موجب شد تا طرح اينتركمپوس متوقف شود. «سرني» ابراز اميدواري نمود هر چه سريعتر جنگ در اين مناطق به پايان برسد و كودكان فلسطيني بتوانند از اين طرح استفاده كنند. وي در مورد ارتباط باشگاه اينترميلان و فولاد مباركه سپاهان هم گفت: دوست داريم با باشگاه فولاد مباركه سپاهان در زمينه گسترش اين طرح در اصفهان روابط خوبي داشته باشيم اما در بقيه موارد طرح ما فدراسيون فوتبال است.

تحول از نوع كاظمي
«فرهاد كاظمي» مربي تيم فوتبال فولاد مباركه سپاهان كه تيمش عنوان قهرماني رقابت هاي فوتبال قهرماني باشگاه هاي برتر ايران را از آن خود كرد، گفت: «با قهرماني سپاهان يك تحول بزرگ در فوتبال ايران رخ خواهد داد. »
وي كه روز پنج شنبه با خبرنگار ورزشي ايرنا گفت وگو مي كرد، افزود: «خودباوري تيم هاي شهرستاني از مواردي است كه با قهرماني سپاهان در فوتبال ايران نمود پيدا خواهد كرد. » وي تصريح كرد: «حالا ديگر تيم هاي شهرستاني ما به اين خودباوري رسيده اند كه مي توانند قهرمان ايران شوند و تيم هاي تهراني نيز متوجه شده اند كه اگر اندكي تعلل كنند، تيم هايي چون سپاهان قطعاً آنها را پشت سر خواهند گذاشت و همين امر به رشد فوتبال ايران كمك خواهد كرد. » وي در ادامه با مهم ارزيابي كردن نقش مسئولين دولتي شهرستان ها در ارتقاي ورزش اين مناطق گفت: «من از همه مسئولين مي خواهم كه از اين پس به تيم هاي ورزشي شهرستان ها توجه بيشتري كنند و بدانند كه آنها نيز ارزش سرمايه گذاري و توجه بيشتر را دارند و مي توانند جايگاه خود را در ورزش كشور پيدا كنند. »
كاظمي در پايان درباره وضعيت خود در فصل آينده گفت: «يكي از تيم هاي خارجي حوزه خليج فارس براي من دعوتنامه فرستاده است كه از هفته آينده گفت وگوهاي خود را با اين تيم آغاز خواهم كرد ولي اگر به خارج از كشور نروم، قطعاً فصل آينده را در سپاهان خواهم ماند. »

كار مجلس نبود
«محمد درخشان» معاون پارلماني سازمان تربيت بدني گفت: «اگر نمايندگان مجلس شوراي اسلامي مديران باشگاه ها را به مجلس فرا مي خوانند، اين امر به معني بازجويي و توبيخ آنان نيست. » وي افزود: «متاسفانه بعضي از نشريات دعوت مجلس از مديران استقلال و پيروزي را، اقدام مجلس براي توبيخ مديران اين دو تيم تعريف كردند كه اين امر به هيچ وجه صحيح نيست. »
درخشان تصريح كرد: «نمايندگان مجلس شوراي اسلامي تنها قصد دارند با شنيدن مشكلات باشگاه ها و به طور كلي ورزش كشور، مديران تيم هاي ورزشي را در راستاي رفع اين مشكلات ياري كنند. » وي با رد اين مطلب كه استعفاي فتح الله زاده به درخواست بعضي از نمايندگان بوده است، گفت: «قصد مجلس از حضور در اين حوزه تنها جنبه حمايتي دارد و اين شايعات به هيچ وجه صحت ندارد. » درخشان در پايان از تلاش نمايندگان عضو كميته تربيت بدني مجلس شوراي اسلامي براي برگزاري يك نشست با مديران استقلال و پيروزي خبر داد. اين نشست قرار بود اوايل هفته جاري برگزار شود كه اين افراد از حضور در مجلس عذر خواستند.

آرژانتين ـ اروگوئه برگزار نشد
ديدار دوستانه تيم هاي ملي فوتبال آرژانتين و اروگوئه چهارشنبه شب به دليل بارش باران شديد و آب گرفتگي زمين چمن ورزشگاه جديدالتاسيس يونيكو آرژانتين برگزار نشد. به گزارش خبرگزاري رويتر از بوئنوس آيرس «جوليو گروندونا» رئيس فدراسيون فوتبال آرژانتين با تاييد مطلب فوق گفت: به دليل بارندگي و آب گرفتگي زمين چمن ورزشگاه يونيكو، امكان برگزاري اين ديدار وجود نداشت. وي افزود: در تلاش هستيم هر چه سريع تر امكان برگزاري اين ديدار دوستانه را فراهم كنيم. در صورتي كه اين ديدار دوستانه برگزار مي شد، تيم ملي فوتبال آرژانتين نخستين ديدار خانگي خود را پس از رقابت هاي فوتبال جام جهاني ۲۰۰۲ كره جنوبي و ژاپن برگزار مي كرد.

خداحافظ ايتاليا
«اوليور بيرهوف» مهاجم ملي پوش آلماني تيم «كيه وو» در ايتاليا به ۱۱ سال حضور خود در رقابت هاي فوتبال قهرماني دسته اول باشگاه هاي اين كشور پايان مي دهد.
به گزارش روز پنج شنبه خبرگزاري ايتاليا، آنسا، بيرهوف ۳۵ ساله شنبه آينده و براي آخرين بار با پيراهن تيم كيه وو مقابل يوونتوس در هفته سي و چهارم پاياني، رقابت هاي قهرماني فوتبال باشگاه هاي ايتاليا به ميدان خواهد رفت. وي كه در رقابت هاي جام جهاني سال ۲۰۰۲ همراه تيم ملي فوتبال آلمان عنوان نايب قهرماني را كسب كرد سابقه بازي در تيم هاي آ. ث ميلان و اودينزه را نيز دارد.

آگرانديسمان
ديروز، امروز، فردا
004455.jpg
آبان ۱۳۶۲ - فرودگاه مهرآباد. اعضاي تيم ملي ايران كه با هدف صعود به جام جهاني ۹۴ آمريكا به دوحه رفته بودند وارد سالن ترانزيت فرودگاه مي شوند. در اين لشكر شكست خورده سلطاني حضور دارد كه كارشناسان با توجه به اين ناكامي سرنوشت نامعلومي را براي او پيش بيني مي كنند. به گفته يكي از بازيكنان پروين در طول مسير بازگشت حتي براي يك لحظه سعي نكرد با صحبت كردن به نوعي نگراني خود را بابت آينده اي كه در انتظارش است، پنهان كند. اينجا در فرودگاه مهرآباد هيچ كدام از مقامات ورزشي حضور ندارند. سلطان بلافاصله از دوستانش كه به استقبال او آمده بودند، مي خواهد كه سريعاً محوطه فرودگاه را ترك كنند.
•••
زنگ تلفن منزل پروين به صدا درمي آيد. آن طرف خط يك نفر از مسئولان سازمان تربيت بدني از سرمربي سابق تيم ملي مي خواهد كه به همراه دستيارانش به دفتر غفوري فرد (رئيس سابق سازمان تربيت بدني) بروند. چند هفته قبل حكم بركناري پروين از سرمربيگري تيم ملي به خاطر كسوت او با واژه محترمانه «استعفا» اعلام شده بود. سرمربي پرسپوليس به همراه مايلي كهن (دستيار سابق پروين) به دفتر غفوري فرد مي روند و اين در حالي است كه سرخپوشان بايد تا يكي دو روز ديگر در بندر انزلي به مصاف ملوان بروند. جلسه تمام مي شود و علي پروين همچنان ساكت است. غفوري فرد به مايلي كهن دستور مي دهد كه تيم را به بندر انزلي ببرد اما مربي سابق تيم ملي به شرطي دستور رئيس را اجرا مي كند كه پروين هم همراه آنها باشد. اصرار مايلي كهن بي فايده است. . .
•••
نزديك به ۵ سال است كه پروين بنابر دلايل نامشخص از صبح تا شب در گوشه مغازه اي در ميدان هفت تير مي نشيند و حتي براي تماشاي بازي هاي پرسپوليس هم به ورزشگاه نمي آيد! نشريات ورزشي هم سعي مي كنند كمتر به اين سوژه فكر كنند. در اين ميان فقط گروهي از هواداران پرسپوليس خواهان بازگشت دوباره پروين هستند. امير عابديني، مدير جديد باشگاه در مصاحبه هاي مختلف گفته است پروين دوباره برمي گردد. يك هفته نامه خبر مي دهد كه براي بازگشت پروين به فوتبال بايد افراد غيرورزشي تصميم بگيرند.
•••
دوباره پروين سرمربي پرسپوليس است. اين بار وضعيت عابديني نامشخص است و دعواي سهام باشگاه بالا گرفته است. سلطان مدعي است كه قواعد بازي را به خوبي مي شناسد. منتقدان پروين سكوت كردند و فقط نظاره گر هستند. آنها به ميزان ظرفيت پذيرش سلطان در مقابل انتقادات آگاهي دارند. اكبر غمخوار به عنوان مدير عامل باشگاه انتخاب مي شود.
پروين هنوز هم سرمربي پرسپوليس است و هواداران او كه حتي در روياهاي خود پروين را شخصيتي با ژست پيروزمندانه تصور مي كردند باز هم سلطان را برنده يك بازي بزرگ مي دانند. اما پرسپوليس خوب بازي نمي كند.
•••
اكبر غمخوار در فرودگاه مهرآباد پس از بازگشت سرخپوشان از تاشكند مقابل دوربين هاي تلويزيوني مي ايستد و با صراحت مي گويد: «پروين مي تواند مدير فني توانايي براي يك تيم بزرگ باشد. » تصميم غمخوار و يا تذكر دلسوزانه او كاملاً مشخص است. پروين ديگر نمي تواند سرمربي پرسپوليس باشد. از سوي ديگر گروهي معتقدند آن «تيم بزرگ» پرسپوليس نيست. دادكان، رئيس جديد فدراسيون فوتبال و عضو هيأت مديره باشگاه خواهان بازگشت علي پروين به تيم ملي است. نكته قابل توجه اين است كه ديگر كسي نمي خواهد پروين سرمربي باشد. پست پيشنهادي دادكان به او «مدير فني» تيم ملي بزرگسالان است. اما پروين بايد با يك نفر مشورت كند. همان كسي كه او را دوباره وارد صحنه كرد!
•••
سپاهان قهرمان مي شود. گزارشگر تلويويزن منتظر علي پروين است تا با او صحبت كند اما از آن احساسات پاك و مرام گراي سلطان كه هميشه دوستدارانش - همان طيف خاصي كه موفق به مصاحبه هاي كاملاً يك طرفه با او مي شدند و از اين اخلاق جوانمردانه او ياد مي كردند - نشانه اي ديده نمي شود. پروين به همه پشت مي كند و مي رود اما اين بار دليل رفتن او فقط شكست در يك رقابت نيست بلكه اين شكست يك تفكر است كه بيشتر از هر زمان ديگري در اين چند وقت گذشته بوي كهنگي اش به مشام مي رسيد.

ماجراي چند سال جنجال آفريني رهبري فرد
بازيكن كاغذي حريف مي طلبد
بهروز رهبري فرد به همراه مهدي هاشمي نسب بازيكناني بودند كه تابوي ابهت و اقتدار پروين را شكسته اولين بازيكناني بودند كه به راحتي از دستورات او سرپيچي كردند حالا رهبري فرد يك بار ديگر خالق بحراني جديد شده است گرچه اين بحران فراگيرتر از قبل بوده ولي هميشه رهبري فرد چهره شاخص جنجال ها بوده است
بابك كمانگري
004435.jpg

حشمت مهاجراني مربي سال هاي دور تيم ملي پس از آنكه در سال ۱۹۶۸ براي اولين بار ايران را به جام جهاني برد صحبت هاي آموزنده اي داشت. «اگر مربي تيم ملي يا يك تيم باشگاهي مردمي هستيد و يك بازيكن ياغي و سركش در تيم شما باشد مجبوريد به خاطر مردم او را تحمل كنيد تا نيازتان برطرف شود. آن وقت مي توانيد خيلي راحت اخراجش كنيد.»
مهاجراني در شرايطي چنين ايده اي داشت كه حدود چهار سال با بزرگ ترين بازيكنان تاريخ فوتبال ايران نتايج قابل توجهي گرفت. او اگر چه در مقابل اين غول ها چندين بار با مشكل مواجه شد اما هيچ وقت در موضع ضعف قرار نگرفت و به راحتي بحران هاي موجود را خنثي كرد. اينك پس از گذشت سه دهه يكي از بازيكنان بزرگ تر كه شهرتي بيشتر از او كسب كرده در شرايطي قرار گرفته كه به نظر مي رسد تنها راه نجات وي اجراي مو به موي نظريه استاد است.
علي پروين، مردي كه قبل از دوري چندساله اش از فوتبال حتي در كوچك ترين مسائل نيز حاضر به عقب نشيني در مقابل بازيكنانش نبود پس از حضور دوباره در پرسپوليس، بارها اين وضعيت را تحمل كرده است. او كه يك بار علي كريمي بازيكني كه به نظر مي رسيد هيچ تيم ايراني، قادر به برآورده كردن خواسته ۵۰۰ ميليون توماني او نبوده را تا مرز اخراج پيش برده و حتي پس از چند بار گذشت مصلحتي، مهدي هاشمي نسب را از پرسپوليس كنار گذاشت به نظر مي رسد در مقابل بهروز رهبري فرد، بيش از حد انعطاف به خرج مي دهد، انعطافي كه ناخودآگاه، اين سوال را در ذهن تداعي مي كند، آيا او اقتدارش را از دست داده است؟
به وجود آوردن حداقل پنج - شش بحران غيرقابل انتظار طي چند سال گذشته و قرار گرفتن مقابل مردي كه طي دو دهه اخير، هيچ بازيكني حتي فكر ايستادن مقابل وي را نكرده بود او را در زمره بازيكنان ياغي و غيرقابل مهار فوتبال ايران قرار داد. بازيكني كه مي توان به جرات گفت به همراه مهدي هاشمي نسب بازيكناني بودند كه تابوي ابهت و اقتدار پروين را شكسته، اولين بازيكناني بودند كه به راحتي از دستورات او سرپيچي كردند.
حالا رهبري فرد يك بار ديگر خالق بحراني جديد شده است. گرچه اين بحران فراگيرتر از قبل بوده ولي هميشه رهبري فرد چهره شاخص جنجال ها بوده است.
دعواي لفظي او با غمخوار، مدير عامل باشگاه و مصاحبه هاي تند او در اكثر روزنامه هاي صبح روزهاي هفته گذشته، بار ديگر ماهيت عريان فوتباليست هاي ايراني را فاش ساخت و بر لزوم تغيير رويه باشگاه ها مبني بر ايجاد و دگرگوني فرهنگي در فوتبال ايران تاكيد ورزيد. كاري كه رهبري فرد انجام داده، ديگر به شكل يك عادت درآمده و در اين روزها كه پرسپوليس همانند استقلال بد نتيجه مي گيرد تنشي مضاعف را باعث خواهد شد. شايد به همين دليل هم باشد كه بسياري معتقدند اگر پروين يك بار براي هميشه محكم مقابل وي نايستد، اين بحران آخرين بحراني نخواهد بود كه در يك طرف آن بهروز رهبري فرد ايستاده است. آيا پروين حريف ياغي مي شود؟

سكانس اول: پول
درست چهار سال قبل در ۲۲ خرداد ماه ،۶۸ بهروز رهبري فرد مصاحبه اي با يك روزنامه ورزشي انجام داد كه چندان از سوي مطبوعات ديگر ورزشي جدي گرفته نشد. او در اين مصاحبه صريحاً اعلام كرد: «اگر حقم را ندهند مي روم. من پنج سال براي پرسپوليس بازي كرده ام اما حرف پول نزدم. من هميشه با آنها روراست بودم اما يك بازيكن مگر چند سال مي تواند فوتبال بازي كند كه من از حقم بگذرم.» اين مصاحبه اگر چه از سوي مسئولين ناديده گرفته شد، اما خبر از بحراني مي داد كه چند هفته بعد پروين را در وضعيتي قرار داد كه هيچ كس تصورش را هم نمي كرد. حدود سه هفته بعد از اين اظهارنظر در شرايطي كه فقط ۹ - ۸ روز تا مسابقه حساس پرسپوليس - استقلال در فينال جام حذفي باقي مانده بود رهبري فرد و هاشمي نسب كه در آن روزها به دوقلوهاي فوتبال ايران معروف شده بودند از حضور در تمرينات پرسپوليس خودداري كردند. با اين حال در يكي دو روز اول، غيبت از سوي هيچ كس جدي گرفته نشد، اما هر چه زمان، به سمت بازي دو تيم پيش مي رفت عمق بحران بيشتر جلوه گر مي شد.
004445.jpg

مصاحبه هاي مكرر اين دو با همان روزنامه ورزشي حتي محمود خوردبين را نيز رودرروي اين روزنامه قرار داد، اما امضايي كه از اين دو بازيكن، فرداي آن روز در صفحه اول روزنامه فوق اسكن شده بود، آنها را از هر گونه اتهامي مبرا مي ساخت. اين وضعيت تا آنجا پيش رفت كه طرفداران پرسپوليس به جرم ايجاد تفرقه روزنامه مذكور را مورد حمله قرار داده و عكاس آن را در ورزشگاه كارگران در شرايطي قرار دادند كه اگر دخالت خوردبين و يكي دو بازيكن پرسپوليس نبود مطمئناً سالم از ورزشگاه بيرون نمي رفت.
اما هيچ كدام از اين اتفاقات، باعث كوتاه آمدن دوقلوهاي ياغي نشد تا اينكه عابديني آنها را به دفتر خود فرا خواند و ضمن انعقاد قراردادي جديد، به هر كدام مبلغ قابل توجهي - ۱۰ ميليون تومان - پرداخت كرد تا بحران را مهار كرده باشد. قراردادي كه پس از دريافت چك، هاشمي نسب حاضر به امضا و تمديد آن نشد تا يك سال بعد به عنوان بازيكن آزاد راهي استقلال شود.

سكانس دوم: اعتراض
بازي برگشت پرسپوليس مقابل الانصار لبنان در مرحله اول مسابقات جام باشگاه هاي آسيا در فصل ۲۰۰۰ - ،۱۹۹۹ يك بار ديگر زمينه ساز بحراني جديد در اردوي قرمزها شد كه يك سوي آن بهروز رهبري فرد ايستاده بود. او در حالي كه پرسپوليس يكي از ضعيف ترين بازي هايش را در آن مقطع انجام داد در اثر آشفتگي تاكتيكي تيم، مرتكب دوخطاي فاحش و سپس اخراج از زمين شد تا پس از آن بازي، در مصاحبه اي بگويد: «تيم ما تاكتيك ندارد.» اين شايد بدترين حرفي بود كه او مي توانست بزند و شايد به همين دليل بود كه مربي مقتدر قرمزها، كه چندي قبل، اقتدارش زير سوال رفته بود نسبت به حرف رهبري فرد واكنش نشان داد و گفت: «بهروز اخراج است او برود در تيمي بازي كند كه تاكتيك داشته باشد.»
اين حرف پروين، مربي و بازيكن ياغي را يك بار ديگر به تيتر اول مطبوعات ورزشي تبديل كرد و اين وضعيت، چند هفته اي همچنان ادامه داشت.
اصرار رهبري فرد بر روي حرفي كه زده بود و تاكيد پروين مبني بر اينكه اخراج او درس عبرتي براي سايرين خواهد شد آن قدر ادامه پيدا كرد تا با وساطت مسئولين باشگاه و چند تن از بازيكنان قديمي تيم، رهبري فرد با يك دسته گل در تمرين پرسپوليس حاضر شد و ضمن روبوسي با پروين همه چيز خاتمه پيدا كرد. اما اين بازيكن سركش، هيچ گاه حاضر نشد رسماً از پروين عذرخواهي كند و حتي در مقطعي عنوان كرد (من از پروين نمي ترسم) تا موضوع رويارويي او با پروين و باشگاه هيچ وقت، خط پاياني نداشته باشد.

سكانس سوم: چك
مهدي هاشمي نسب در يك شب بهاري در منزل امير عابديني و در شرايطي كه محلوجي، خوردبين و پروين نيز حضور داشتند تا نظر او را براي رفتن از پرسپوليس تغيير دهند، او جلوي همه حاضرين با صراحت هميشگي رودرروي پروين ايستاد و بر خواسته خود تاكيد كرد تا رهبري فرد از آن زمان به بعد يك تنه بار جنجال آفريني پرسپوليس را به دوش بكشد. اين اتفاق در شرايطي افتاد كه پروين حدود يك ماه قبل، هاشمي نسب را از پرسپوليس اخراج كرده بود. بعد از هاشمي نسب تصور مي شد كه جنجال آفريني نيز از پرسپوليس رخت بربسته است، اما اين تازه اول ماجرا بود. حضور رهبري فرد در جشني كه استقلالي ها براي قهرماني در جام حذفي بر پا كرده بودند بهترين بهانه براي خبرنگاراني بود كه دوست داشتند جنجال تازه اي را پيگيري كنند.
اين اتفاق در حالي افتاد كه رهبري فرد و شاهرودي، چند ماه قبل به دليل نيمكت نشيني در بازي اسفند ماه ۶۸ پرسپوليس - استقلال متهم به مذاكره با استقلالي ها شده بودند. به همين دليل بود كه چندي بعد يك روزنامه ورزشي تيتر زد كه رهبري فرد با استقلال قرارداد داخلي بسته و حتي خبر از ملاقات وي با يكي از دلال هاي باشگاه استقلال در يك كافي شاپ را به چاپ رساندند. بعد از اين ملاقات شايعه پيشنهاد ۶۰ ميليوني استقلال به اين مدافع جنجالي، بر سر زبان ها افتاد كه اين موضوع با نقل قول خود وي در هنگام سفر به آلمان ابعاد تازه تري پيدا كرد. حدود دو هفته قبل از آغاز جام ملت هاي آسيا و در حالي كه تيم ملي عازم آلمان بود تا چند بازي دوستانه انجام دهد رهبري فرد به خبرنگار يكي از روزنامه هاي آبي گفت كه «تا دو ماه ديگر استقلالي خواهم شد.» همين نقل قول كافي بود تا بحران جديدي خلق شود. پس از آن فتح الله زاده نيز در يك گفت وگوي غيررسمي اعلام كرد: «بهروز دوست دارد به استقلال بيايد و چند بار نيز با ما تماس گرفته، ما هم بي ميل نيستيم اما بهتر است سنجيده عمل كنيم.»
با اين حال اوج بحران زماني بود كه تيم ملي در اردوي آمادگي براي حضور در مسابقات مقدماتي جام جهاني در تبريز به سر مي برد درست زماني كه رهبري فرد ادعا مي كرد چك قراردادش برگشت خورده و در مصاحبه هاي مختلف اعلام كرد كه تا مشكل اش حل نشود در تمرينات شركت نخواهد كرد. پروين گفته بود كه «بهروز چك برگشتي اش را بياورد تا ۲۰ برابرش را به او بدهم.»
البته اين در شرايطي بود كه قبل از اين پروين او را از حضور در تمرينات تيم محروم كرده بود. پروين در آن مقطع بارها اعلام كرد كه رهبري فرد به دنبال بهانه است و مي خواهد به استقلال برود، اما هيچ وقت حاضر نشد رضايت نامه او را براي اين انتقال صادر كند. حتي زماني كه خوردبين گفت: «اين بازيكنان براي تيم مضر هستند» نيز چنين كاري صورت نگرفت تا بار ديگر ثابت شود رهبري فرد همانند دوست صميمي اش قابل مهار نيست. با اين حال و در شرايطي كه چند ماه قبل و در آبان ۶۹ در حين بازي پرسپوليس - العين، رهبري فرد بارها از جانب استقلالي ها مورد تشويق قرار گرفت و پس از بازي هاي تيم ملي و بازگشت به تهران در تمرينات شركت نكرد، در يك بعدازظهر زمستاني طي تشريفاتي مصنوعي كه مي توان گفت ساخته دوستان قديمي پروين بود باز هم با دسته گل در تمرينات پرسپوليس حاضر شد تا به قول آنها، پروين او را ببخشد و اين ماجرا خاتمه پذيرد. ماجرايي كه چند ماه به دليل اصرار رهبري فرد بر اتمام قراردادش و انكار مسئولين پرسپوليس كه حتي منجر به چاپ تصوير قرارداد او در مطبوعات شد به درازا كشيد.

سكانس چهارم: پاسپورت
همه چيز از زماني آغاز شد كه رهبري فرد در مصاحبه اي اعلام كرد كه پاسپورتش را جهت سفر به كره جنوبي براي انجام بازي هاي جام باشگاه هاي آسيا، تحويل مسئولين باشگاه نداده است. او كه در بدو تغيير و تحولات كادر مديريت پرسپوليس يك باره رودرروي انصاري فرد قرار گرفته بود و حتي شايعه تعويضش با دو مهاجم استقلال نيز مطرح شده بود با صراحت گفت: «تا مشكلم را حل نكنند، پاسپورتم را نمي دهم.» اين اتفاقات در شرايطي رخ مي داد كه شايعات مبني بر اين بود كه او چندي قبل در كارخانه يكي از نزديكان استقلال بر سر پيوستن به اين تيم به توافق رسيده و بنا بر احتياجي كه آبي ها به يك مدافع طراز اول داشتند به خوبي مي دانست كه قرارداد خوبي انتظارش را مي كشد. نكته جالب در اين جنجال رهبري فرد تاكيد او بر صحبت با عابديني مدير عامل سابق باشگاه بود و اين در حالي بود كه وي هيچ سمتي در اين باشگاه نداشت. از صحبت هاي او به خوبي مي شد فهميد كه مديران وقت را هنوز به رسميت نمي شناسد به طوري كه حتي در مطبوعات نيز به راحتي عليه آنها اظهار نظر مي كرد. او حتي به صحبت هايي كه خوردبين و چند تن از نزديكان پرسپوليس با وي انجام مي دادند نيز گوش نكرد تا اينكه بار ديگر خود پروين پا در ميان گذاشت.
مربي قديمي قرمزها خوب مي دانست كه در چنين مسابقه حساسي وجود مدافعي مثل رهبري فرد چقدر براي تيم اش مهم است و اين در حالي بود كه خود او به راحتي صحبت از نرفتن به كره جنوبي مي كرد. رهبري فرد تا آنجا پيش رفت كه پروين مجبور شد ريش گرو بگذارد و او را متقاعد كند كه مشكل اش را حتماً حل خواهد كرد، مشكلي كه چندين سال است لاينحل باقي مانده و پيداست كه به اين راحتي ها هم حل نخواهد شد.
به هر حال پروين يك بار ديگر علي رغم ميل باطني اش مجبور شد مقابل اين بازيكن ياغي كوتاه بيايد تا تيم اش اين مرحله حساس را بدون جنجال و حاشيه پشت سر بگذارد. او خوب مي دانست كه در چنين شرايطي هر گونه ريسكي ممكن است به يك فاجعه بزرگ تبديل شود و به همين دليل پرچم سفيد به دست گرفته بود. كاري كه مطمئناً اگر پاي بازيكن ديگري در ميان بود به هيچ عنوان به آن تن نمي داد.
عباس انصاري فرد مدير عامل وقت پرسپوليس طي مصاحبه اي گفت: «دل بهروز ديگر با پرسپوليس نيست... او بگويد عشق ام پول است.» اين جمله واكنش به جمله اي بود كه روي پيراهن رهبري فرد نوشته بود و او آن را بعد از گل اول خود به استقلال رشت به همه نشان داد: Perspolis I Love You

سكانس آخر: باز هم پول
اما آخرين حمله رهبري فرد گرچه هدفش پروين نبوده ولي تفاوت ماهوي با جنجال هاي قبلي او ندارد. او هر سال هنگامي كه كمي موعد پرداخت مطالباتش به تعويق مي افتد تعداد سال هاي بازي خود را براي پرسپوليس مي شمرد و به رخ همه مي كشد. بله! او ده سال است كه در پرسپوليس بازي مي كند و حق شاخ و شانه كشيدن براي همه مديران عامل باشگاه را براي خود محفوظ نگاه مي دارد. سيستمي كه اين گونه بازيكن سالاري را رواج مي دهد اين عربده كشي ها و جاروجنجال ها، نتيجه مستقيم اعمالش است. در كجاي دنيا چنين صحبت ها و رفتارهايي از بازيكنان سر مي زند؟
گرچه ممكن است اين بازيكنان هم بگويند در كجاي دنيا چنين تاخيرهايي در پرداخت حقوق و مطالبات بازيكنان صورت مي گيرد كه جواب هر دو اساساً به نوع سيستم اشتباه تيم داري باز مي گردد. اما به صحبت هاي رهبري فرد در يكي از روزنامه هاي ورزشي توجه كنيم. «آقاي غمخوار روز اول گفت مي آيم اين كار را مي كنم، آن كار را مي كنم. خب، ما توقع داريم، من كاري به بقيه ندارم اگر نمي توانند پولم را بدهند، رضايت نامه ام را آماده كنند مي خواهم بروم. از روز اول هم به خاطر پروين ماندم. چون اصلاً مدير عامل را نمي شناختم الان هم به آقاي غمخوار مي گويم كه اگر پروين در كار نبود هيچ كدام از اين بازيكنان براي شما بازي نمي كردند.» عجيب تر از اين اتفاقاتي بود كه داخل دفتر كار غمخوار روي داد. رهبري فرد بر سر نگرفتن تمام پول خود با غمخوار جروبحث مي كند و او هم از كوره در مي رود: «اصلاً پول تو را نمي دهم برو تيم ات را معرفي كن، ۲۰ درصد قراردادت را برمي داريم، رضايت نامه ات را هم بيا بگير.» بهروز هم در جواب مي گويد: «پارسال، پاس ۱۸۰ ميليون مي داد، نرفتم. حالا كه اين طوري شد به هيچ شرطي در پرسپوليس نمي مانم. رضايت نامه ام را بدهيد مي خواهم بروم.»
چنين سطح تنزل يافته اي در گفت وگو ميان مدير عامل يك باشگاه با بازيكن، بيش از پيش ماهيت عريان حرفه اي گري را در فوتبال ما عيان ساخت.
بحث سر غيرت و تعصب به رنگ پيراهن نيست، بلكه مهم، اخلاص و رفتار فوتباليست هاي ماست كه زاييده سيستم غلط و ناكارآمد تيم داري در ايران است.
اين غائله فعلاً با وساطت پروين خاتمه پيدا كرده و معلوم نيست كه آيا مدير عامل مي تواند برخوردي هم طراز با شان خود و بازيكن ياغي انجام دهد يا دوباره همه چيز با يك دسته گل و جعبه شيريني پايان مي يابد؟ آنچه مي ماند روندي است كه باعث سقوط فوتبال ما خواهد شد، اگر جايي براي فرهنگ سازي در نظر گرفته نشود.

آگرانديسمان
بدون چيپوليني همراه با يان اولريش
سهيلا قاسمي
اواسط هفته جاري سازمان دهندگان توردوفرانس اسامي چهار تيم نهايي شركت كننده در صدمين سالگرد توردوفرانس را اعلام كردند. اين رقابت ها روز پنجم ژوئيه در پاريس آغاز خواهند شد. AG2R پروايانس، بريوش لابولانژر و ژان دولاتور تيم هاي فرانسوي اي هستند كه براي حضور در اين رقابت ها در نظر گرفته شده اند. اوسكالتل نيز ديگر تيم اسپانيايي است كه شانس حضور در اين رقابت مهم را پيدا كرده است.
اين انتخاب به دليل مشكلاتي كه در تيم لامپره به وجود آمده بود اتخاذ شده است. رومساس همسر ريمونداس رومساس، نفر سوم رقابت هاي توردوفرانس سال ۲۰۰۲ مواد نيروزاي بسياري به همراه داشت. پس از دستگيري همسر او همه به خود رومساس مظنون شدند.
طي تحقيقاتي كه به عمل آمد مسئله به جاهاي ديگر كشيده شد و در نهايت ماريو چيپوليني را هم گرفتار كرد. ماريو چيپوليني اين اواخر در حرفه خود پيشرفت قابل توجهي داشته است و اين محروميت از تور براي او بسيار گران تمام خواهد شد. او روز سه شنبه با خشم و ناراحتي در مصاحبه اي مطبوعاتي حاضر شد و اعلام كرد: «در شرايطي كه شركت در رقابتي جهاني و با اين همه اهميت به چنين وضعي دچار مي شود و تصميم گيرندگان به اين راحتي نظرات شخصي خود را تحميل مي كنند، به اين نتيجه مي رسيم كه هنوز زير سايه سنگين ديكتاتوري قرار گرفته ايم. اين مسئله بسيار حاضر اهميت است و حتماً بايد براي آن فكري شود. » او در شرايطي اين سخنان را بر زبان آورد كه مرحله نهم جيرو را به نفع خود به پايان رسانده بود و حتي ركورد اين مرحله تور ايتاليا را نيز به مقدار قابل توجهي كاهش داده بود. آلفردو بيندا سازماندهي اين تور را بر عهده دارد.
پس از چنين ركورد مهمي همه نگاه ها متوجه ماريو چيپوليني بود و آن قدر روي او حساب مي كردند كه حتي بر سر كسب نتايج منحصر به فرد آينده او در توردوفرانس شرط بندي هم مي شد. اما در نهايت ناباوري او از رقابت ها كنار گذاشته شد.
در اين ميان مسئله ديگري كه به صورت سوال در اذهان دوستداران دوچرخه سواري نقش مي بندد مسئله يان اولريش آلماني و تيم او يعني «تيم كوست» است. اوايل ماه مه اتحاديه دوچرخه سواران بين المللي (UCI) به اين تيم حملات شديدي كرده و موقتاً آنها را از شركت در مسابقات محروم كرده بود. البته اين بار دليل اين محروميت دوپينگ نبود و تنها به مشكلات پرداخت حقوق مربوط مي شد. اين بار مسئله ديگري هم در جريان است.
نشان دوچرخه هاي «بيانچي» تقريباً نيمي از دوچرخه هاي حاضر در اين تور و به خصوص اعضاي تيم «تيم كوست» را تشكيل مي دادند. روز دوشنبه نوزدهم ماه مه جلسه اي در اسلو ترتيب داده شد تا به مسائل موجود در اين رابطه پايان دهد. پس از پايان اين جلسه رسماً اعلام شد كه «بيانجي» مي تواند به رقابت ها برگردد و اين مسئله همين جا در تور ايتاليا بايد به نتيجه اي قانع كننده برسد.

جايي خالي
004440.jpg

همچنان كه ماه ها پيش شنيديم لنس آرمسترانگ آمريكايي، قهرمان افسانه اي دوچرخه سواري يان اولريش آلماني را سرسخت ترين دوچرخه سوار حاضر در تور فرانسه و در واقع تنها رقيب خود خوانده و اعلام كرده بود كه براي رسيدن به پنجمين قهرماني متوالي هيچ مشكلي جز حضور اولريش ندارد. سازمان دهندگان توردوفرانس جايي را كه به تيم كوست تعلق داشت خالي گذاشته اند. دانيل بال رئيس شركت سازمان دهنده ديدارها مي گويد: «آخرين تيم هنوز مشخص نيست و احتمالاً اگر «تيم كوست» بتواند از اين تعليق رها شود آخرين تيم خواهد بود و اگر اين فرضيه جامه عمل به خود نپوشاند يان اولريش و تيم او بزرگ ترين محروم صدمين دوره تور خواهند بود. »
چيزي كه بسيار واضح و حتمي به نظر مي رسد اين است كه در آينده اي نه چندان دور دوباره شاهد حضور بيانچي خواهيم بود. اما هنوز برخي جزييات قضايي باقي مانده است كه راه حلي براي آنها پيدا نشده است. ساختار تيم كوست چيزي است كه مدت هاي طولاني وجود داشته و قراردادهاي آنها با دوچرخه سواران نيز به همين شكل بوده است.
گونتر داهمس، رئيس تيم كوست تهديد كرده كه اگر تغيير و تحولات مورد نظر متناسب با شرايط موجود در تيم نباشد و به ساختار سنتي آنها صدمه بخورد حتماً شكايتي را تسليم دادگاه خواهد كرد.
لوموند

ورزش
ادبيات
اقتصاد
ايران
جامعه
زمين
شهر
عكس
علم
كتاب
هنر
صفحه آخر
|  ادبيات  |  اقتصاد  |  ايران  |  جامعه  |  زمين  |  شهر  |  عكس  |  علم  |
|  كتاب  |  ورزش  |  هنر  |  صفحه آخر  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   شناسنامه   |   چاپ صفحه   |