پنج شنبه ۸ آبان ۱۳۸۲ - شماره ۳۲۱۰- Oct. 30, 2003
نگين آذربايجان ،غريبانه مي گريد
حسين يگانه
000414.jpg

اشاره:درياچه اروميه، بزرگترين درياچه شور جهان، استان هاي آذربايجان غربي و شرقي را با مرز آبي به هم متصل مي سازد و از اكوسيستم خاص و منحصر به فردي برخوردار است. به دليل تخريب بي رويه، اكوسيستم اين درياچه دچار تحولات نابسامان و ناخوشايندي شده كه ادامه تعلل، يكي از منابع عظيم زيستي ايران را به ورطه هولناك نابودي مي كشاند.
در شمال غربي ايران، درياچه اي آرام با طول حدود ۱۲۰ كيلومتر در كنار شهرستان اروميه قرار دارد كه زيبائيهاي طبيعي آن در جزاير، سواحل و تنوع حيات وحش آن به جاي خود منحصر به فرد است.
اسلكه هايي كه در سواحل اين درياچه احداث شده است و پايه هاي چوبي كه بلورهاي نمك آن را سفيد رنگ كرده است، هرچه بيشتر بر زيبائيهاي درياچه افزوده است. زماني قايقهاي بزرگ در اسكله پهلو مي گرفته است و مسافرگيري مي كرده است. متاسفانه در سالهاي اخير ارتفاع آب، حدود ۲ متر كاهش يافته است. از دلايل مهمي كه مي توان در كاهش آب درياچه از آن نام برد، خشكسالي و كمبود بارش ساليانه در منطقه است.
اما از طرفي، نمي توان اين مسئله را نيز ناديده گرفت كه هشت حوضه آبريز درياچه به خاطر سدسازي محدود شده است و قرار بر اين است كه در همه حوزه هاي آبريز باقيمانده نيزچنين طرحي اجرا شودكه در نتيجه آن از ورود آب به درياچه جلوگيري مي شود. درياچه اروميه در سال ۱۹۷۷ توسط يونسكو به عنوان ميراث طبيعي جهاني به ثبت رسيد. فكر مي كنم اين ثبت جهاني تا آن حد مهم باشد كه متخصصان امر به فكر دلايل كاهش آب درياچه آن هم به ارتفاع ۲ متر باشند. از طرفي خارجي ها بيشتر از مسئولان ايراني به فكر درياچه و فاجعه اي كه در آن رخ داده هستند و ابراز نگراني آنان از وضعيت موجود دليل اين مدعاست.
با احداث سدها، درصد آب درياچه كاهش قابل توجهي يافته است و اين عامل، باعث تهديد زندگي تنها موجودات آبزي اين درياچه يعني آرتميا است. اين گونه جانوري در بخش صادرات و حفظ اكوسيستم درياچه و منطقه ارزش فراوان دارند، ولي متاسفانه جمعيت اين آبزيان كوچك به شدت كاهش يافته است.
خطر كاهش آرتميا امري است كه نبايد از اهميت آن چشم بپوشيم. موارد ذكر شده، خرده گيري به مسئولان محيط زيست استان نيست، بلكه ذكر نكاتي در جهت حفظ اين ميراث طبيعي گرانبها و رفع مشكلات موجود است. اگر اين سازمان مسئوليت منطقه را به عهده دارد، پس طبيعي است كه وظيفه رفع مشكلات موجود را نيز عهده دار است. احداث سدهاي مختلف بر روي حوزه هاي آبريز درياچه براي مصرف كشاورزي دليل عمده كاهش آب درياچه و افزايش درجه شوري آن است.
000412.jpg

چنين مي نمايد كه كشاورزي و تامين كشت و زرع در استان، مهمتر از حفظ و حمايت اكوسيستم درياچه است و با اين حساب توسعه پايدار در اين بخش مفهومي ندارد پس تكليف طبيعت زيباي درياچه چه خواهد شد؟ سازمان آب استان مذكور آشكارا درصدد خشكي درياچه به نفع كشت و زرع مردم منطقه برآمده است.
رفع مايحتاج مردم براي كوتاه مدت و ناديده گرفتن توسعه پايدار در درازمدت انتظاري نيست كه مردم از مسئولان دارند و اين واقعيتي است كه با تأثر شاهدش هستيم.
از طرفي، براي تسهيل حمل ونقل و تردد به شهرهاي اطراف درياچه راه خاكي در ميان درياچه احداث شده كه باعث جدايي اكوسيستم دو طرف جاده شده است. خوشبختانه خود درياچه به جنگ با عوامل راهسازي در اين پروژه برآمده است و قسمتي از جاده بارها بر اثر عمق زياد آب در اين قسمت از بين رفته است و نتيجه اين كه مسئولان درصدد احداث پلي بر روي اين قسمت از جاده شده اند.
اگر اين بخش از درياچه عميق نبود و به راحتي جاده بر روي آن ساخته مي شد هيچ اميدي براي پايداري اكوسيستم درياچه وجود نداشت. كاهش ۲ متري آب چيزي نيست كه بتوان به راحتي از آن گذشت و سازمان محيط زيست نخستين مقام مسئول در خصوص معضلات آن است كه به احتمال زياد طي روند هميشگي پاسخ سازمان محيط زيست مشخص است: «سازمان آب منطقه اي و اداره راهسازي استان طبق روال قبل به كار خود ادامه مي دهد و به نامه هاي اين سازمان ترتيب اثر نخواهند داد.» اما اين پاسخ به هيچ وجه عادلانه و منصفانه نيست زيرا درياچه اروميه ميراث طبيعي جهاني است كه در حال نابودي است و همه مديران و مسئولان بايد با تلاشي همه جانبه و عزمي راسخ به فكر نجات آن باشند.
به طور حتم منابع حمايت كننده جهاني هم از كمكهاي مالي و تحقيقاتي كوتاهي نخواهند كرد، كه اين مهم مشروط بر برداشتن گام نخست از جانب ماست. كاهش ميزان بارش ساليانه، مي تواند يكي ديگر از عوامل دامن زدن به وضع موجود باشد. رويدادهاي طبيعي نظير خشكسالي امري است طبيعي؛ ولي راه غلبه و حل آن جلوگيري از ورود آب به درياچه نيست. بدون ترديد اكوسيستم خاص اين منطقه مي تواند در جذب توريست داخلي و خارجي بسيار كارايي داشته باشد و يكي از دروازه هاي مهم جذب جهانگرد به كشور به شمار آيد.
جزيره هاي زيبا، لجن زارهاي كنار ساحل كه ارزش درماني بسيار دارند و حيات وحش درياچه را مي توان به احتساب جاذبه هاي آن گماشت. تغييرات در ميزان آب و درجه شوري درياچه باعث شده فلامينگوهاي مهاجر را دچار سردرگمي كنند به طوري كه پرهاي اين پرندگان در اثر تماس با آب درياچه، آغشته به نمك شده و در نتيجه قدرت پرواز را از آنان مي گيرد.
پستانداران جزيره هاي اشك و اسپير و كبودان از جمله قوچ و ميش و گوزن زرد خال دار نيز بر اثر كمبود آب شيرين دچار اختلال روند زيستي شده اند و در صورت ادامه اين روند بايد منتظر مرگ و مير اين حيوانات با ارزش باشيم. پارك ملي درياچه اروميه قسمتي از طبيعت متنوع و زيباي «ايران، جهاني در يك مرز» است كه امواج درياي آن با انسان حرف مي زند. مي خروشد، آرام مي شود، برمي گردد و پاسخي نمي شنود. مي آيد، بر شن هاي پر از بلورهاي نمك سد مي كوبد، برمي گردد و باز بي پاسخ. ساحلي سفيد كه اشعه هاي آفتاب، درخشانش مي كند. و چون لعلي، در ميان كوههاي كوتاه و مرتفع آذربايجان مي درخشد. شوري اش را برجاي مي گذارد و بر كف مي نشيند.
از لجن هاي ساحل، چيزي جز رنگ سبز آن برجاي نمانده است. گرماي خورشيد، آن را خشك كرده و پيكر اسفنجي اش با فشاري فرو مي نشيند. و صداي خش خش سر مي دهد. قايقي از دور مي آيد، اما ديگر بر اسكله پهلو نمي زند. اسكله هم غريب شده است.
ديگر قايقي در كناره اش به نظاره نمي ايستد. سكوتي غريب در بندر گلمانخانه خانه كرده است. قايق بر شن مي نشيند و نمكهاي بلورين ساحلي را بر هم مي سايد. آري درياچه سخن مي گويد. چه كسي مي شنود؟ و آوايش را پاسخ مي دهد؟ اسكله خم شده است و با هاله اي از نمك به دور دستانش، خود را نگاه داشته و انگشتانش را در زمين غمگين دريا فرو برده است، به اميد روزي كه مايه حيات تا كمرگاهش را فرا گيرد و باز روزگار خوش، آشنايي با قايق ها را از سر بگيرد و اسكله در ميان آبهاي شور درياچه قد علم كند. محيط بان در ساحل ايستاده. با همان پيراهن و شلوار سبزش؛ و نگاهي به دور مي افكند و افق پر از اشعه غروب را مي نگرد. در نگاهش غمي مرموز نهفته است. مي نگرد به دور! لنگر قايق را به آب مي اندازد و باز مي گردد، تا به اتاق كوچك خود در چندمتري ساحل بخزد و در تنهايي اش بر اندوه درياچه بنالد.
محيط بان تنها باني است كه دريا را به حال خود وانمي نهد. هر دو در غربت هم مأوا مي گيرند و شب را طي مي كنند. درياچه در تاريكي و غربت فرو رفته گاه گاهي موجي آرام به زير قايقي تلنگري مي زند و آن در دريا يله مي دهد. آواي عشق و سكوت تا سپيده دم، تا فروغي ديگر، به اميد پگاهي، پرده هاي شب را از هم مي درد.
آيا سپيده دمي هست؟!

هنر زنده ماندن
000418.jpg
تبخير
درخت و ريشه هاي گياهان آب را از زمين مي كشند، اما درخت ممكن است آب را از يك حوضچه زيرزميني در فاصله ۱۵ متري يا بيشتر بگيرد. رسيدن به اين حوضچه با حفر چاله دشوار است. پس خودتان را براي كندن زمين خسته نكنيد،  بگذاريد درخت آب را براي شما بالا بكشد.
يك پاكت پلاستيكي را روي يك سرشاخه پربرگ محكم ببنديد. تعريق برگها آب را در پلاستيك جمع خواهد كرد.
براي اين كار شاخه هاي پر را انتخاب كنيد. پس از اين كه برگها درون پاكت جاي گرفته دهانه پاكت را به شاخه محكم ببنديد. به گونه اي كه مفري براي خروج بخار حاصله از تنفس برگها وجود نداشته باشد.
قرار دادن پلاستيك روي هر گياهي رطوبت حاصل از تنفس گياه را نگاه خواهد داشت و هنگامي كه پلاستيك سرد شود به صورت قطره هاي آب در آن ظاهر خواهد شد.
مواظب باشيد برگها با پلاستيك برخورد پيدا نكنند؛ زيرا باعث انحراف قطرات آب جمع شده در پلاستيك در مسير شيارهاي برگ خواهد شد.
حتي سبزي ها و برگهاي كنده شده اگر در يك پاكت پلاستيك بزرگ قرار گيرند و كمي بمانند و گرم شوند، توليد آب خواهند كرد.
برگ را در ته پلاستيك قرار دهيد و به وسيله طناب از بالا يا تكيه گاه چوبي از پايين، پلاستيك را به شكلي درآوريد كه اولاً برگ ها با ديواره پلاستيك تماس پيدا نكنند و ثانياً شيب اطراف پاكت طوري باشد كه قطرات آب در يكجا جمع شود.
تقطير به روش خورشيدي
حفره اي به عمق ۴۵ سانتيمتر و قطر ۹۰ سانتي متر حفر كنيد. ظرفي را در وسط آن قرار دهيد و روي آن را با روكشي پلاستيكي بپوشانيد.
سنگ يا جسم ديگري را در وسط روكش بگذاريد، طوري كه انتهاي شيب اطراف آن درست روي ظرف قرار گيرد.
حرارت خورشيد باعث بالا رفتن درجه حرارت هوا و خاك حفره خواهد شد و بخار توليد مي شود. بخار حاصله به صورت قطرات آب در سطح زيرين روكش گرد آمده و داخل ظرف خواهد ريخت.
اين روش - به ويژه در مناطق صحرايي و هر جا كه هوا در طول روز گرم و در شب سرد است- بسيار سودمند خواهد بود. پلاستيك خيلي زودتر از هوا سرد شده و كوندانسيون يا ...زيادي را سبب مي شود.
در اين روش تقطير در هر ۲۴ ساعت حداقل مي توانيد cc55 آب به دست آوريد. با روش خورشيدي مي توانيد از مايعات مسموم يا آلوده نيز آب سالم قابل شرب تهيه كنيد.
اخطار
هرگز ادرار يا آب دريا را ننوشيد، هرگز!  اما از هر دوي آنها مي توانيد پس از تقطير، آب قابل شرب تهيه كنيد. پس از تقطير آب دريا مي توانيد از نمك باقيمانده از آن هم استفاده كنيد.
تقطير
كيت هاي تقطير يكي از لوازم ضروري براي طبيعت مردان است، اما خودتان هم مي توانيد آن را بسازيد. براي تقطير يك مايع، شما به چه نياز داريد كه كار قرع  و انبيق را برايتان انجام دهد.
شيلنگي را از دو سو در دو ظرف قرار دهيد و اطراف درپوش ظرف را محكم كنيد.
در يك ظرف مايع قابل تقطير قرار دارد كه با حرارت گرم مي شود و بخار حاصله از مسير شيلنگ به داخل ظرف ديگر مي ريزد. بهتر است اطراف شيلنگ را به وسيله آب خنك نگاه داريد تا عمل تقطير بهتر انجام گيرد.
براي جلوگيري از هدر رفتن بخار آب، اطراف مداخل ورود شيلنگ به ظرف ها را با گل يا شن خيس محكم كنيد. روش ساده تر استفاده از روش تقطير خورشيدي است. اين روش بيشتر طول مي كشد اما انجام آن ساده تر است.

تازه هاي طبيعت
چرا خون آشام ها خون مي مكند؟
000410.jpg
Vampire(خفاش خون آشام) اگرچه با اسلاف باستاني اش (دراكولا) هم نام است، اما قاتل انسان به شمار نمي رود! اين جانور بدون سروصدا خود را به قرباني اش كه معمولاً حيوانات وحشي يا خانگي هستند، مي چسباند و با نيش برنده اش كه بي شباهت به چاقو نيست، برشي كم عمق ايجاد مي كند و سپس خوني را كه از محل بريدگي بيرون مي زند با زبان مي ليسد. در بزاق دهان اين حيوان ماده اي شيميايي وجود دارد كه تا رفع عطش جانور مانع انعقاد خون مي شود. براي اشباع اين جانور تقريباً سي سانتي متر مكعب خون لازم است.
انسان نيز گاهي مورد حمله خون آشام قرار مي گيرد، في المثل هنگامي كه با بدن لخت در خواب باشد. اما تاكنون هيچ انسان سالمي در اثر نيش خون آشام جان خود را از دست نداده است. تنها مواردي كه به مرگ منجر شده در مورد كساني بوده است كه مبتلا به بيماري هاري بوده اند.
خفاش ها چگونه آموخته اند كه جز خون چيزي نخورند؟
پاسخ اين سؤال را كسي به درستي نمي داند ولي مي توان گفت كه ساختمان بدني آنها كاملاً اختصاصي است. كليه  هاي جانور از كارآيي فوق العاده اي برخوردار است و جانور نمي تواند براي تغذيه چيزي همتاي خون بيابد!

نگاه
جهانگردي
در گذشته مردم به انگيزه پيدا كردن غذا و بعد برقراري مناسبات اقتصادي مسافرت مي كردند. اما امروزه جهانگردي به مفهومي ديگر مطرح است و به دلايل متعدد، حركتي سريع و رو به رشد دارد. عواملي چون فناوري، مجموعه اي از تمايلات مختلف، حركت همه جانبه انسان ها و توانايي هاي مالي، مسافرت پر تعداد آدميان را به سادگي امكان پذير كرده و هواپيما،رايانه، ماهواره و ... شيوه زندگي، كار، بازي و تفريح بشر را دگرگون ساخته است.
امروزه جهانگردي عموميت يافته، مفاهيم تازه اي را مطرح كرده و توانسته است زمان تفريح را افزايش دهد، درآمدها را بالا ببرد، ارتباطات را تقويت كرده و شيوه هاي كارآمدي از حمل و نقل ارائه نمايد. اطلاق صفت «صنعت» به جهانگردي به خاطر ايجاد ارزش افزوده اقتصادي بالاي آن است. در دنياي امروز بودجه اي كه به مسافرت و تفريح اختصاص مي يابد،تقريباً سه برابر بودجه هاي دفاعي است!
اكنون ميليون ها نفر به ديدن مكان هاي تازه مي روند و در پي تغيير در محيط خود هستند و نيز درصدد كسب تجربيات جديد و شعور برتر هستند.
آمارهاي ارائه شده از طرف سازمان جهاني جهانگردي نشانگر اثرات مهمي است كه جهانگردي بر سيستم اقتصادي جهاني دارد. تعداد مسافران و جهانگردان در سال ۱۹۹۵ به ۵۶۷ ميليون نفر و كل پولي كه از محل اين مسافرت ها به دست آمد به ۳۷۲ ميليارد دلار آمريكا رسيد. پيش بيني مي شود كه در سال ۲۰۱۰ اين تعداد به ۹۳۷ ميليون نفر برسد. هر دو بخش خصوصي و عمومي در جهانگردي فعال هستند ولي به دليل وجود پيچيدگي هاي بسيار، تعيين نقش آن در كل سيستم اقتصاد جهاني به صورتي دقيق بسيار مشكل است اما گفته مي شود كه ده كشور اول در كسب جهانگرد ۸۰ درصد مجموع درآمد جهاني اين صنعت را به دست مي آورند و نيز درصد بالايي از درآمد برخي كشورها از راه جذب جهانگرد تأمين مي شود. به عنوان مثال ۹۰ درصد درآمد ناخالص ملي كشور كنيا از اين راه كسب مي شود.
اگر قبول كنيم كه بسياري از جرايم ريشه در فقر دارد مي پذيريم كه توجه شايسته به اين صنعت درآمد بالايي مي آفريند چون متكي به ارائه خدمات است كه اين خود صد  درصد اشتغالزا است. در نتيجه مشخص مي شود كه جهانگردي تغييرات مثبت اجتماعي خواهد داشت. همچنين اين صنعت مي تواند در سايه گفت و گو و ايجاد رابطه متقابل بين مردمان دو كشور، پيام آور صلح و دوستي باشد. اما تأثيرات فرهنگي و يا به طور كلي تقابل هاي فرهنگي در همه موارد مثبت و سازنده نيست. بارها ديده شده كه داشتن زمينه هاي فرهنگي مختلف و به عبارت ديگر تعارضات فرهنگي، به  تنش زايي منجر شده است كه البته چون امري قابل پيش بيني است اثرات زيانبار آن را با اخذ تمهيداتي از سوي هر دو طرف (ميزبان و ميهمان) مي توان كاهش داد.
همچنين اثرات فرهنگي جهانگردان برخي اوقات موجب بروز تعارضاتي در جوامع شده است اما لزوماً همه اين آثار (مبادلات فرهنگي) داراي پيامد منفي نيست و از نظر دو طيف سني پير و جوان نيز يكسان نيست، چون شهر يا كشور ميزبان گاه بر اين باورند كه جهانگردي اكثر اوقات اثرات مثبت دارد و موجب بازتر شدن جامعه مي شود. از طرف ديگر حذف برخي محدوديت هاي سنتي مي تواند ناشي از «تقليد» باشد. گاهي اتفاق مي افتد كه جوانان از نظر پوشيدن لباس و رفتار،  مي كوشند تا از جهانگردان غربي تقليد كنند. اگر چه امكان دارد از نظر كساني اين نوع برخوردها اثراتي خنثي بر جاي گذارد اما ديگران و مخصوصاً قديمي ها اين پديده  را خطرناك مي دانند و بر اين باورند كه اين روند اثرات منفي بر جامعه خواهد داشت. چنين اختلاف نظرهايي كه درون جامعه بوجود مي آيد،  ممكن است موجب مجادلات عقيدتي و تعارض هاي ديگر شود. اما صاحبنظران معتقدند كه اولاً  اين تنش ها هميشگي نيست و به  تدريج از بين خواهد رفت، ثانياً  رونق اقتصادي بسيار بالايي كه اين پديده دارد موجب مي شود خود به خود اثرات مثبت فرهنگي و حتي علمي بر جوامع ميزبان داشته باشد.
افسانه قانع

سايه روشن
تدبير رياست سازمان
با خبر شديم كه دكتر عبدخدايي رئيس سازمان ايرانگردي و جهانگردي، مذاكرات گسترده اي با مقامات ارشد نظام براي كاهش برخي محدوديت هاي توريسم در ايران انجام داده و مي دهد.
براساس اين شنيده ها، برخي مسئولان با تورهاي ورودي از كشورهاي اروپايي مخالف بوده و معتقد بودند بايد توريست هاي اروپايي به صورت منفرد وارد ايران شوند اما پس از رايزني هاي دكتر عبدخدايي، اين مسئله حل شده است.وي در اين رايزني ها به ضرورت آشنايي توريست ها با شرايط امروز ايران و خنثي سازي تبليغات رسانه هاي صهيونيستي تأكيد كرده است. از سوي ديگر وي در حال مذاكره با مسئولان قوه قضائيه براي ايجاد شرايط فرهنگي آسان تر در مناطق آزاد تجاري است. آگاهان سياسي از هر دو جناح معتقدند وي مي تواند با تكيه بر ارتباط هاي خود، جهش هايي در صنعت گردشگري و نگرش مديران ايجاد كند.
اعتراض آژانس ها به سازمان هواپيمايي
شنيده شده برخوردهاي تبعيض آميز بازرگاني سازمان هواپيمايي با آژانس هاي توريستي، اعتراض آنان را در پي داشته است.
مديران اين آژانس ها مدعي هستند كه بليت هاي خطوط ايران اير به صورت چارتر به آژانس هاي خاص فروخته مي شود تا آنها به صورت بازار سياه به عرضه آن بپردازند. اما در برخي موارد كه اين آژانس ها امكان فروش نمي يابند، در ساعات نزديك به پرواز، بليت اين پروازها آزاد اعلام مي شود كه موجب بي نظمي در فعاليت آژانس ها و تضعيف ارتباط آنها با مشتريان مي شود. مديران اين آژانس ها تا كنون ديدارهاي متعددي با كشاورزيان رئيس سازمان هواپيمايي داشته و نسبت به اين مسئله اعتراض كرده اند اما خرم وزير راه حاضر به ديدار با نمايندگان گروه معترض نشده و گفته است كه اين مسئله بايد در رده هاي پايين سازمان حل شود و ارتباطي به وزير ندارد.
اين مسئله افزايش فروش بليت شركت هاي هواپيمايي خارجي را در پي داشته است.
استانداردهاي جهانگردي
مطلع شديم مؤسسه استاندارد و تحقيقات صنعتي در حال تدوين استانداردهاي ملي صنعت جهانگردي است.
اين استانداردها كه براي هتل ها و مراكز اقامتي، آژانس هاي توريستي و شركت هاي حمل و نقل تعريف شده اند؛ براي نخستين بار با مشاركت جدي بخش خصوصي و سازمان ايرانگردي تدوين خواهد شد.

ماجراهاي طبيعت
گوشپاره
نوشته: ارنست تامپسون ستون
برگردان: حميد ذاكري ..............قسمت يازدهم
بيچاره مولي كوچك  نيز كاملاً وحشت زده بود؛ او نمي توانست هيچ كمكي به گوشپاره بكند و بيش از همه در پي آن بود كه بتواند خود را مخفي نگاه دارد. اما خرگوش بزرگ به زودي او را يافت. كوشيد از دستش فرار كند، اما به اندازه گوشپاره سريع نبود.
بيگانه براي كشتن او كاري نكرد، ولي رفتارش با مولي سراپا نفرت، چنان شرم آور بود كه گوشپاره براي نخستين بار رنج را در سيماي مادرش به وضوح ديد. روز از پي روز مي گذشت و رفتار نفرت انگيز خرگوش نيرومند با مولي ادامه مي يافت. اما در مورد گوشپاره: او مصمم بود هر طور شده گوشپاره را بكشد و به نظر مي رسيد سرانجام موفق خواهد شد. يك غفلت كوچك كافي بود تا به چنگ خرگوش نر غول پيكر بيفتد و اين بار زير دندان هاي تيز او گلويش پاره شود. مرداب ديگري در آن اطراف نبود كه بتواند نيمه جان مانده اش را به آنجا ببرد و گاهي اگر مي توانست لحظه اي چشم بر هم گذارد و چرتي بزند.
بايد آماده مي بود تا در هر لحظه بتواند از جا بجهد و براي جان به در بردن، با تمام توان  پاهايش بدود. هر روز بيش از ده بار بيگانه درشت هيكل آهسته به سوي جاي خواب او مي خزيد، اما هر بار گوشپاره هوشيار به موقع از خواب مي پريد و فرار مي كرد. به هر حال جانش را نجات داده بود، اما اوه! زندگي چقدر نكبت بار شده بود. چه ناگهاني آن همه سعادت و نيكبختي به ادبار و رنج تبديل شد.
چه ديوانه كننده بود چنين ناتوان و بي دفاع بودن و ديدن مادر كوچكش كه هر روز كتك مي خورد و زخم برمي داشت و نيز ديدن همه زمين هاي پر از غذاي مورد علاقه اش، استراحتگاه هاي گرم و نرمش و گذرگاه هايي كه با آن همه زحمت ساخته بود، همه و همه در تصرف موجودي وحشي و بي رحم. اگر وضع به همين منوال ادامه مي يافت، دير يا زود مرگ به سراغش مي آمد. گوشپاره شوربخت دريافت كه «فاتح، صاحب غنايم است» و نفرتش از خرگوش زورمند هر روز بيشتر و بيشتر مي شد، بيشتر از هر روباه و راسويي.
چگونه به پايان مي رسيد اين وضع؟ از دويدن، مراقب بودن، بي خوابي، غذاي كم و بد و باز هم دويدن و دويدن داشت از پا در مي آمد؛ و روحيه و نيروي مولي نيز زير آزار و شكنجه مدام در هم مي شكست. بيگانه آماده بود تا تمام راه را تا نابودي كامل گوشپاره ناتوان، طي كند و سرانجام به بدترين جنايت شناخته شده در ميان خرگوشان، دست زد.

خبر
اولين موزه ملي ايران در يك اتاق برپا شد
000416.jpg
اولين موزه ملي ايران، سال ۱۲۹۵ شمسي در يكي از اتاق هاي بزرگ عمارت قديم وزارت معارف تأسيس شد.
اين موزه در اتاقي در قسمت شمالي بناي مدرسه دارالفنون سابق در ضلع غربي خيابان ناصر خسرو به دست مرحوم مرتضي خان مرتضايي ممتازالملك تأسيس شد.
اين موزه داراي جزوه نظامنامه و كاتالوگ نيز بوده است كه هم اكنون نسخه هايي از آن در انبار موزه ايران باستان نگهداري مي شود.
در مقدمه اين نظامنامه چنين آمده است: «در اين اوقات، وزارت معارف با حسن توجهات خاصه و مجاهدات مبذوله حضرت آقاي ممتازالملك وزير معارف و اوقاف و صنايع و مستظرفه، به تأسيس يك چنين اساس تاريخي كه در آتيه خدمات مهمه مملكت ايران است به اسم بام موزه ملي افتتاح كرده است و منتظر است عموم افراد ملت ايران از طبقات اشراف و تجار و صنعتگران به وظيفه ملي خويش قيام نموده، مساعدت مخصوصي در تكميل اين بناي تاريخي مبذول بدارند تا رفته رفته مملكت ايران هم مانند ممالك متمدنه داراي موزه حقيقي شده، مجموعه اي از آثار تاريخي و نمونه اي از صنايع يدي فرزندان خود داشته باشد...» .
براساس آنچه در نظامنامه و كاتولوگ آمده است، اين موزه شامل ۲۷۰ شيء بوده كه از اين تعداد ۱۵ پارچه اشياي عتيقه مفرغي، ۱۵۸ قطعه كاشي و سفال و شيشه عتيقه،  ۹ سكه، ۵۴ سلاح قديم و تفنگ، زره و كلاه خود، ۷ مهره و استخوان و سنگ قديمي،  يك مجسمه گچي،  ۵ در و تخته و چوب منبت عتيقه،  ۸ مرقع و تصوير و ۱۳ نوع منسوجات بوده است.
تعدادي از اين اشيا در حال حاضر جزو آثار موزه ايران باستان محسوب مي شود.
مرتضي خان ممتاز الملك، پسر سوم حاجي ميرزا جبار ناظم المهام .در ابتدا از غلام بچگان اندرون ناصرالدين شاه بود كه بعدها وارد وزارت خارجه شد و در مأموريت هاي زيادي به خارج رفت.
او در سال ۱۳۳۴ در كابينه وثوق وزير فرهنگ و اوقاف شد. تأسيس موزه ملي ايران يكي از مظاهر تمدن غرب و در واقع يكي از مؤسساتي بود كه براساس نظام تمدني غرب در ايران شكل گرفت.
در سال ۱۳۰۴ شمسي، اين موزه در زمان رضا خان و بعد از خريد ساختمان هاي عمارت مسعوديه براي وزارت معارف، از محل خود به تالار آيينه عمارت مسعوديه منتقل شد.
بعد از گسترش حفاري ها و كشف اشياي تازه، روزبه روز بر حجم آثار موزه ملي افزوده شد تا جايي كه فكر ساختن موزه و ساختماني بزرگ براي آن توسط علي اصغر حكمت جامه عمل پوشيد و بخشي از اراضي ميدان مشق سابق براي ساخت آن در اختيار وزارت معارف قرار گرفت و طرح نقشه بناي موزه به كارشناسان فرانسوي واگذار شد.
«آندره گدار»، باستان شناس فرانسوي، نقشه موزه را در سال ۱۳۱۳ تحويل داد و عمليات ساختماني از همان سال آغاز شد. در سال ۱۳۱۵ آثار و اشياي موزه ملي يا معارف از محل ساختمان مسعوديه به ساختمان كنوني منتقل شد.

سفر و طبيعت
ادبيات
اقتصاد
روزنت
سياست
ورزش
هنر
|  ادبيات  |  اقتصاد  |  روزنت  |  سفر و طبيعت  |  سياست  |  ورزش  |  هنر  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |