پنجشنبه ۱۳ مهر ۱۳۸۵ - سال چهاردهم - شماره ۴۱۰۲ - Oct 5, 2006
شهر تماشا
Front Page

گزارش پشت صحنه سريال كتابخانه هدهد
پيچيدن كتاب لاي كاغذ ساندويچ
مريم درستاني
fast food يا كتاب؟
001848.jpg
مرضيه برومند با اشاره به در دسترس نبودن كتاب مي گويد: شما در هر خيابان 6 تا fast food مي بينيد، آيا درباره كتاب اين كار را كرديم؟ و اين ابزار را در منظر عمومي قرار داديم؟! ما تلاش كرديم كه در قالب يك داستان جالب شرايطي به وجود آوريم كه همان طور كه كالاهاي ديگر سراغ مردم مي روند و براي آنها تبليغ مي شود، براي كتاب نيز چنين باشد . كارگردان كتابخانه هدهد با اشاره به جوان پسندانه بودن اين كار در شبكه 3 مي گويد  كه حتي بزرگترها و شايد هم كوچكترها مي توانند به اين سريال توجه كنند.

مجموعه هايي چون مدرسه موش ها، زي زي گولو، هتل، كارآگاه شمسي و مادام، مرضيه برومند را در سيماي فيلمسازي مي نماياند كه با كارهايش طيف هاي گوناگون و گسترده مخاطبان را پاي جعبه جادو نشانده است.
او اين روزها مشغول تصويربرداري سريالي به نام كتابخانه هدهد است. در اين مجموعه چنان كه از نامش برمي آيد لوكيشن كتابخانه نقش مهمي دارد و كتاب هم در آن دستمايه موقعيت هاي دراماتيكي مي شود. از اين منظر كتابخانه هدهد كار متفاوتي به نظر مي رسد.
مهران مهام و ايرج محمدي كه چندي پيش سريال پرتاب و تب نرگس را روي آنتن داشتند، كار تهيه كنندگي كتابخانه هدهد را با حمايت سازمان شهرداري تهران برعهده گرفتند و حالا 4 ماهي است كه كتابخانه هدهد با بازي محمود بصيري، اميرحسين صديق، افسانه چهره آزاد، راضيه برومند، علي اوسيوند، فرهاد آئيش و... مقابل دوربين كاوه شاه محمدلو (تصويربردار) قرار گرفته اند. اين مجموعه بر اساس طرحي از نغمه ثميني ساخته مي شود.
كتابخانه هدهد قرار است در 13 قسمت 45 دقيقه اي مجدداً ما را ميهمان فضاهاي گرم، صميمي و البته ساده كارهاي مرضيه برومند كند؛ كارگرداني كه شايد با كارهايش به خوبي توانسته با بيننده ارتباط برقرار كند و حالا در حالي كه زمان زيادي به پايان تصويربرداري آخرين اثر مرضيه برومند نمانده است، ما در فرهنگسراي قيطريه (اميركبير) هستيم. با اشاره به اين كه موضوع قصه او حول محور كتاب و البته كتابفروشي است كه بعداً تبديل به Fast food مي شود و چه جالب كه استقبال بيشتري هم از آن مي شود.
ماجرا از اين قرار است كه كيوان كتابچي با بازي اميرحسين صديق در اثر حادثه اي با غلام (محمود بصيري) آشنا مي شود و اتوبوس او را تبديل به كتابفروشي سيار مي كنند؛ به نام كتابخانه هدهد. داستان خطي كتابخانه هدهد به گفته مهران مهام داستان تقابل مغز و شكم است. او مي گويد: كتابفروشي ما تبديل به ساندويچي مي شود و مردم پنج شنبه و جمعه ها دوبله و سوبله مي ايستند تا ساندويچ بخرند. با توجه به اين كه درباره فرهنگ ترويج كتاب و كتابخواني در رسانه هاي ما زياد صحبت مي شود، بايد ديد چه نگاهي پشت ساخت اين كار است؟ مهام مي گويد: به گفته شما تبليغ آن زياد است، اما عملي در آن نيست، به نظر من ما خودمان هم كوتاهي مي كنيم. شما اگر از يك خانم يا آقا كه مي گويند كتاب گران است بپرسيد قيمت ادكلني كه خريديد، چند است يا اين كه گوشي موبايلتان چه قيمتي دارد؟ متوجه مي شويد كه ما خودمان هم نمي خواهيم هزينه كنيم . به گفته تهيه كننده كتابخانه هدهد اين كار نيز فضاي شيريني دارد و نكته جالبي هم كه خانم برومند اشاره مي كند اين است كه حالا كه مردم به سمت كتاب نمي روند ما كتاب ها را داخل ماشين مي گذاريم و به سمت آنها مي رويم و به اين شكل قرار است هدهد كه در فرهنگ ما مظهر دانش و دانايي است و اسم كتابفروشي مرحوم كمال كتابچي نيز كتابخانه هدهد بوده با همان آرم به اين اتوبوس منتقل شود؛ اتوبوسي كه صاحب آن محمود بصيري است با همان لهجه خاص قزويني اش. او در اين سريال نيز نقش اصلان همان سيگار فروش سريال آرايشگاه زيبا را بازي مي كند. خودش مي گويد كه اين كاراكتر ادامه همان نقش است. داخل فرهنگسراي اميركبير به واسطه نوشته هايي كه بر روي پارچه هاي زردرنگ نوشته شده مشخص مي كند اينجا نمايشگاه كتابي برپاست. بر روي ميزهاي بزرگ با روميزي هايي رنگارنگ، كتاب هاي مختلف به چشم مي خورد. قرار است مرضيه برومند از يك نمايشگاه تصويربرداري كند، نمايشگاهي كه پر از هنروراني است كه آمده اند داخل نمايشگاه، كتاب انتخاب كنند.
قرار است در اين سكانس، صحنه عبور كيوان از دور به داخل راهرويي گرفته شود؛ جايي كه مردم براي بازديد و خريد كتاب از نمايشگاه آمده اند. اين صحنه  در حال برداشت است كه مهران مهام به نكته خوبي اشاره مي كند. او مي گويد: بيشتر فكر مي كنم الگوهاي فكري و رفتاري يك كودك، پدر و مادرش هستند و اگر تمرين و عادت به خواندن كتاب در خانه ها مهيا شود، كودك از ابتدا به كتاب و كتابخواني علاقه پيدا مي كند. او مي گويد: مثل مريضي كه مي خواهند به او دوا بدهند، مي گويند اول اين را بخور، ولي بعداً هرچي را دوست داري بخور؟ بچه هم همين طور است بايد فقط تمرين كتابخواني را به او بدهيد، حالا يكي دوست دارد كتاب درسي بخواند، يكي تاريخي و يكي ملودرام و... .
دوربين و وسايل صحنه به آن طرف حياط برده مي شود تا صحنه اي بيرون از كادر نمايشگاه با بازي بهرام شاه محمدلو ثبت شود. عذرا پورمند منشي صحنه مي گويد از ابتداي فعاليت هاي خانم برومند با او بوده است. كاوه شاه محمدلو پيشنهاداتي مي دهد و درباره نحوه تصويربرداري با كارگردان صحبت مي كند. برومند مي گويد: آن كادري كه از دور داشتيم، آن ميز پركتاب با روميزي زردرنگ براي نشان دادن فضا خيلي بهتر بود . در نهايت نظر كارگردان به ثبت مي رسد و تا عوامل براي ضبط سكانس بعدي آماده شوند با مرضيه برومند صحبت مي كنم. از او سؤال مي كنم كه اين كار نيز در روال كارهاي قبلي شما قرار دارد؟ با خنده مي گويد: سعي كردم رويه ظاهري اش شيرين باشد اگرچه مقوله اي كه به آن پرداخته ام، مقوله سنگيني است. ما داريم راجع به كتاب به عنوان ابزاري فرهنگي صحبت مي كنيم كه روزبه روز كمرنگ تر مي شود و نقشش را از دست مي دهد . محمود بصيري براي گريم آماده مي شود. به گفته خودش با تنها كارگرداني كه به راحتي مي تواند ارتباط بگيرد و حتي خود را به قول معروف به كارگردان بسپارد مرضيه برومند است. او مي گويد: در اين كار من خودم را مثل يك گل سفالگري فرض كردم كه كارگردان بتواند به هر شكلي كه مي خواهد آن را درآورد و از من بازي بگيرد .
بصيري درباره نزديكي اين نقش به نقش اصلان در سريال آرايشگاه زيبا (سال 69) مي گويد: به اين خاطر كه اين نقش دوباره در ذهن مردم زنده شود. چون مردم با آن ارتباط بسياري برقرار كردند، اما اينجا آن اصلان سيگار فروش تبديل به راننده اتوبوس شده است. بصيري براي بازي مقابل دوربين مرضيه برومند هيچ (تكس) يا متني را نمي گيرد، چون به كار او مطمئن است. اميرحسين صديق هم همين طور. او با روحيه شوخ و شنگي كه دارد با خنده مي گويد: من هم مترصد پيدا كردن زمان خوبي هستم تا در كار خانم برومند هرچند كوتاه بازي كنم . او در اين سريال نقش كيوان را دارد كه اكنون 30 ساله است. صديق مي گويد: كيوان كم حرف و ساكت است و در عين حال همه چيز را مي فهمد، اما كمي عبوس است. اين همه به اين خاطر است كه همه چيز را مي فهمد و از خيلي چيزها زجر مي كشد .
بهرام شاه محمدلو نيز مثل اين دو چند وقتي است كه در تلويزيون حضور نداشت. او به تدريس توأم با تحقيق و همين طور حضور در جشنواره هاي تئاتر و عروسكي مي پرداخته و قرار است Work
shop (تئاتر عروسكي بداهه سازي) را راه بيندازد. جالب است كه به راحتي در نقش فرو رفته است و با كيف بافتني قرمز رنگي كه در دست دارد آمده تا از نمايشگاه ديدن كند، اما مثل اين كه فكرهاي ديگري هم در سر دارد! ساسان نخعي (صدابردار) كار صدا را به خوبي انجام مي دهد و رعنا اميني مواظب است تا راكورد لباس او بر هم نخورد. همه چيز مهياست. بهرام شاه محمدلو وارد مي شود، اما دستپاچه؛ كتابي از روي ميز مي افتد، او كتاب را داخل كيفش مي گذارد كه كيوان سر مي رسد و... شاه محمدلو كه سريال خانه آبي اش مورد استقبال قرار گرفت، به تازگي در سريال مختارنامه نقش والي كوفه را دارد و از نظر او اين سريال پُر پروداكشن ترين كار تلويزيوني است. اما درباره جهانگير در كار مرضيه برومند مي گويد: نقشي است كه در خط داستاني اين سريال در يك قسمت مي آيد و مي رود. جذابيت آن براي من خاص بودنش بود . مجدداً كنار مانيتور مي نشينم و با مرضيه برومند صحبت مي كنم، مي گويم: شايد با اين كار تبليغ كتاب نشود، ولي تشويق به خواندن كتاب مي شود.
او مي گويد: اما تشويق ها هم روي قشر تحصيلكرده  است و اين سريال از اين منظر نگاه مي كند كه كتاب مي تواند در دسترس همگان باشد. برومند به  خاطره اي اشاره مي كند كه يك روز يكي از دوستان، خدمت مرد مؤمني مي رسد و مي گويد حاج آقا دلم مي خواهد نماز بخوانم. حاج آقا مي گويد: خُب بخوانيد، دوست ما مي گويد آخه من دوست دارم لاك هم بزنم. پس نمي توانم وضو بگيرم، حاج آقا مي گويد: عيبي ندارد شما با لاك نماز بخوانيد. خانم به حاج آقا مي گويد: اين چه توصيه اي است كه شما به او مي كنيد؟ حاج آقا مي گويد: خانم شما اجازه بدهيد نماز بخوانند، لاكش را هم پاك مي كند. ببينيد چه نكته ظريفي در آن است. درباره كتاب هم بايد چنين كنيم. بايد مردم را عادت بدهيم، چون سطح سواد جامعه و به خصوص جوانان به شدت نزول كرده و به شدت جوانها غلط حرف مي زنند.
او ادامه مي دهد: به نظر من كتاب اصلاً جسم بي جان نيست و مي تواند خيلي حرف ها داشته باشد. كتاب هويت و شخصيت دارد و براي شكل دادن قصه آن، ما شرايط دشواري هم داشتيم. همين طور از لحاظ توليد و انتخاب لوكيشن ها و بازيگران متعدد... .
كارگردان هتل درباره شخصيت ها ادامه مي دهد: ما در اين سريال شخصيت طناز نداريم، اما موقعيت  ها طنزآميز است. نقش محمود بصيري در مقابل كيوان، نمك ماجراست و تا حدوي عبوسي كيوان را جبران مي كند. گروه براي ضبط سكانس بعدي آماده مي شود. در اين سكانس محمود بصيري در مقابل مجسمه اميركبير در فرهنگسراي اميركبير بازي دارد؛ آنجا كه در كنار آن پسرك خردسال مي نشيند و با لهجه شيرين قزويني مي پرسد: پسرجون تو مي داني اين مجسمه كيه كه اينجا وايستاده؟!... .شايد بعد از سريال نرگس، كتابخانه هدهد دومين سريال ملودرام شبانه باشد. بايد ديد سريالي كه به موضوع كتاب مي پردازد، مي تواند مثل ملودرام نرگس پرمخاطب شود؟ پيشينه مرضيه برومند در ساخت سريال هاي پرمخاطب نويد چنين اتفاقي را مي دهد.

مسيو وردو در سينما۴
مردي آرام با هويت دوگانه
001854.jpg
كيكاووس زياري: مسيو وردو را چارلي چاپلين در سال 1947 بر اساس طرحي از اورسن ولز كارگرداني كرد. براي منتقدين خيلي جالب بود كه ببينند تلفيق دو نام بزرگ و برجسته سينما باعث خلق چه نوع اثري مي شود. اين كمدي درام جنايتكارانه از سوي منتقدين، لقب كمدي سياه را گرفت و كاراكتر چارلي در آن هيچ شباهتي به چارلي فقير و مهربان هميشگي ندارد. يك منتقد سينمايي در همان سال نمايش، از فيلم به عنوان يك كمدي جنايت اسم برد و مي توان گفت اين بهترين نامي است كه مي توان روي چنين فيلمي گذاشت.
چارلي در فيلم، نقش هنري وردو را بازي مي كند كه همگان او را با نام مسيو وردو مي شناسند. وي در ظاهر امر مردي موقر، آرام و جنتلمن است اما واقعيت اين است كه او هم مثل كاراكتر دكتر جكيل و مستر هايد، هويتي دوگانه دارد. در پس اين چهره مهربان، مردي حضور دارد كه پس از ازدواج با زنان تنها و پولدار، آنها را به قتل رسانده و ثروت آنها را تصاحب مي كند. مسيو وردو اين كار را انجام مي دهد تا از خانواده اش حمايت مالي كند اما آشنايي او با دو خانم متشخص، سرآغاز مشكلات و بدشانسي هاي اوست.
بسياري از منتقدين عقيده دارند مسيو وردو يك كمدي سياه مفرح و بانمك از چاپلين است. اين اثر بامزه در عين حال، شكوه و هيجان زيادي با خود دارد و خيلي جالب است كه آدم چارلي را در مقام يك قاتل زنجيره اي ببيند! 
برخي از لحظات فيلم اين حس را از تماشاچي مي گيرد كه در حال تماشاي فيلمي كمدي است اما اين مسأله، چيزي از بزرگي فيلم كم نمي كند. مسيو وردو پر از سكانس هاي دريادماندني و خاطره انگيز است (به ويژه سكانس ازدواج كه ويليام فراولي از مجموعه تلويزيوني لوسيل بال در آن به عنوان بازيگر مهمان در يك نقش كوتاه ظاهر مي شود). ديالوگ هاي فيلم هم از نكات بسيار مثبت آن هستند. اين ديالوگ ها نه فقط تماشاچي را مي خندانند، بلكه او را به تعمق وامي دارند. اگر چه در آغاز فيلم ريتم آن كمي كند به نظر مي رسد، اما به زودي شتاب لازم را پيدا مي كند.
چاپلين مثل هميشه خوب است و نشان مي دهد كه بازيگري مسلط است كه نقش و دوربين را خيلي خوب مي شناسد. وي روح تازه اي به كاراكتر وردو مي دهد و آدمي زنده از اين شخصيت را روي پرده ارائه مي دهد. در عين حال او وردو را طوري بازي مي كند كه تماشاچي، مشتاق ديدن كارها و ندانم كاري هاي او باقي مي ماند و با لذت مي خواهد بداند او در صحنه بعد چه خواهد كرد. واقعاً  هم تماشاي چارلي با آن عتيقه هايش در زماني كه مي خواهد خود را از دست - بگو شر- آدم هاي متعدد دوروبرش خلاص كند، جذاب است!با وجود اين، يك بازيگر ديگر يعني مارتا راي (در نقش دوست پرحرف چاپلين) است كه صحنه را از دست همه مي گيرد. بخش اعظم خنده را در صحنه هاي فيلم، او به وجود مي آورد و زماني كه در كنار چارلي بازي مي كند، يك زوج كامل كمدي خلق مي كنند. او پا به پاي چارلي جلو مي آيد و كم نمي آورد. در تمام صحنه هايي كه راي حضور دارد، هم برتري خود نسبت به ديگران را به نمايش مي گذارد و هم باعث خنده و نمك مي شود.
تماشاگران اگر چارلي را دوست داشته باشند مسيو وردو را فيلمي هيجان انگيز پيدا مي كنند كه تماشايش بسيار لذت بخش است. از اولين تا آخرين صحنه فيلم ديدني است و آدم را سرگرم مي  كند و به راحتي مي توان به اين فيلم، لقب يكي از آن كلاسيك هاي چارلي چاپليني را داد.
مسيو وردو به خاطر يك ديالوگ خود هم شهرت زيادي دارد. مسيو وردو در يكي از صحنه هاي فيلم مي گويد: كشتن يك نفر قتل محسوب مي  شود و از آن آدم به عنوان يك شرور اسم مي برند اما وقتي ميليون ها نفر را مي كشي، لقب قهرمان را مي گيري .  اين جمله متعلق به اسقف بايبلي پورتيوس (1808-1731) است كه چاپلين احساس كرد در ارتباط با مضمون فيلمش از آن بهره  بگيرد.
قبل از شروع كار فيلمبرداري، مسئولين اتحاديه سينماگران آمريكا فيلمنامه را مطالعه كردند. فيلمنامه كه آن زمان يك كمدي جنايت نام داشت از سوي آنها غيرقابل قبول ارزيابي شد و گفتند صلاح نيست اين فيلم ساخته شود. آنها عقيده داشتند جنايات وردو بايد يك دليل منطقي اجتماعي داشته باشد و نبايد در پايان فيلم اعمال او توجيه شده و مورد تأييد قرار گيرد. چاپلين براي اينكه بتواند فيلمش را بسازد، برخي تغييرات در فيلمنامه  به وجود آورد. با اين حال او خط اصلي قصه فيلم را تغيير نداد.
برخلاف بسياري از فيلم هاي چارلي كه استقبال عظيم تماشاگران را به همراه داشت، مسيو وردو در گيشه فروش، شكست تجاري خورد. اين در حالي بود كه منتقد سرشناس آن دوران جيمز آگي- كه در ضمن نويسنده هم بود- بازي چارلي در اين فيلم را بهترين و بزرگ ترين بازي سينمايي  يك بازيگر مرد تا به آن روز ارزيابي كرده بود.
مسيو وردو اگر چه سال 1947 ساخته و در اروپا به نمايش عمومي در آمد، اما تا سال 1964 در آمريكا اكران عمومي نشد. علت امر اين بود كه دولت آمريكا موافقتي با ديدگاه هاي سياسي چارلي چاپلين نداشت. واقعيت امر اين است كه چارلي هم مثل بسياري از هنرمندان مترقي و ضدفاشيست آمريكايي در دوران پس از جنگ و در جريان دادگاه فعاليت هاي ضدآمريكايي كه سناتور دست  راستي آمريكايي به نام مك كارتي مبتكر آن بود- به دادگاه فرا خوانده شد تا همكاران چپ گراي خود را لو بدهد. مهم ترين اتهام چارلي اين بود كه در فيلم ديكتاتور بزرگ  از لفظ رفقا براي خطاب كردن افراد روبه روي خود استفاده كرد. همين يك كلمه كافي بود تا مك كارتي بگويد او يك كمونيست است كه روابط نزديكي با اتحاد شوروي(سابق) دارد. چاپلين در دادگاه از ديدگاه هاي آزادي خواهانه خود دفاع كرد و اين دادگاه را غيرقانوني قلمداد كرد. او پس از پايان محاكمه و در حالي كه بسيار دلگير بود، خاك آمريكا را ترك كرد و گفت ديگر به اين كشور برنمي گردد.

چهره ها
اردلان شجاع كاوه
صاحبدلان و سه كار تازه
001839.jpg
گروه ادب و هنر- اردلان شجاع كاوه كه اين روزها سريال صاحبدلان با بازي او از شبكه اول سيما در حال پخش است، مي گويد: سريال هاي شبانه به بركت ماه مبارك رمضان با استقبال گسترده مخاطب روبه رو مي شوند.اردلان شجاع كاوه كه همزمان با پخش صاحبدلان از شبكه يك، به تازگي بازي در اين مجموعه را به پايان برده است، مي گويد: اميدوارم كه اين سريال هم مثل ديگر كارهاي مناسبتي با استقبال روبه رو شود، چون محمد حسين لطيفي در اين سريال مسائل روز جامعه ما را به تصوير كشيده و ضمن پرداختن به اختلافات خانوادگي، با بياني امروزي به مفاهيم قرآني توجه كرده است. اگر سريال هاي مناسبتي با استقبال روبه رو مي شود به اين دليل است كه بعد از افطار، مردم ديدن سريال هاي مناسبتي را در برنامه خود قرار داده اند و اين سريال ها را دوست دارند.
شجاع كاوه در مورد كارهاي تازه خود مي گويد: فيلم سينمايي پاپيتال به كارگرداني اردشير شليله و كارهاي ذهن زيبا و يك فنجان چاي در شهر به كارگرداني مجيد واشقاني را آماده پخش دارم كه در كار اخير، در كنار بهزاد رحيم خاني و شراره رخام بازي داشته ام. همچنين در فيلم سينمايي 90 دقيقه اي م مثل معلم به كارگرداني رامين مشكين مقدم كه به مناسبت روز معلم ساخته شد، در كنار زهرا اويسي و محسن ذهتاب بازي كردم.
محمدرضا ورزي:
رمضان بهترين ماه اكران
001842.jpg
محمد رضا ورزي كارگردان ابراهيم خليل الله معتقد است: بهترين زمان براي اكران فيلمي چون ابراهيم خليل الله ؛ همين ايام مبارك و معنوي ماه رمضان است.
محمدرضا ورزي مي گويد: اگر فيلم در زماني غير از ماه رمضان اكران مي شد، چندان خوشايند نبود. به عبارتي ديگر، اگر قرار است ابراهيم خليل الله توفيقي داشته باشد، در همين ماه مبارك اتفاق مي افتد و قطعا با اكران در زماني غير از اين، شايد اصلاً لطماتي هم بخورد. ابراهيم خليل الله ، يك فيلم تجاري نيست و براي پخش آن، بهترين طراحي را براساس محتواي فيلم داشته ايم و بر اين اساس، از نمايش فيلم و استقبال مخاطب از آن راضي هستم.
ورزي كه در سال هاي اخير در ساخت مجموعه هاي تلويزيوني تاريخي فعاليت هاي موفقي داشته، در مورد كارهاي تازه اش گفت: بايد اكران فيلم مان تمام شود و سپس به كار بعدي فكر كنم. فعلا كه صحبت جديدي براي ساخت فيلم يا سريال نداشته ايم.
محمد درمنش:
سفارت در مراحل فني

محمد درمنش كارگردان سينما در مورد فعاليت هاي تازه اش مي گويد: فيلمبرداري فيلم سينمايي سفارت را به تازگي به اتمام رسانده ام و فعلاً درگير مراحل فني فيلم هستم.مراحل فني سفارت چند ماهي طول مي كشد و پس از اتمام آن، پروه شمع و آينه را آغاز خواهم كرد.
او در مورد اين فيلم كه به تازگي پروانه ساخت آن تمديد شده است، مي گويد: فيلمبرداري شمع و آينه تا سه ماه ديگر آغاز خواهد شد و تا همه چيز به قطعيت نرسد، بهتر است خبري ديگر راجع به آن ندهم.
فيلمنامه سفارت بر اساس حوادث واقعي و مستندات سال 1980 كه زمان حقيقي رويداد است، نگارش يافته و در خلاصه اين فيلم آمده است: شش جوان ايراني كه بعضاً خود را منتسب به جريان سياسي خلق عرب مي دانند، عازم انگلستان شده و سفارت ايران در لندن را به اشغال خود در مي آورند.
كارمندان دولت، پليس ديپلمات و چند خبرنگار از مليت هاي مختلف جزو گروگان ها هستند. حادثه پديد آمده پس از التهابات فراوان منجر به ضرب و شتم و قتل تعدادي از افراد مي شود تا آنكه ....
مجيد مشيري، علي سليماني، عليرضا عليا، گلاره عباسي و... از جمله بازيگران اين فيلم هستند.
خسرو سينايي
پايان مثل يك قصه
001845.jpg
خسرو سينايي، نويسنده و كارگردان سينما، فيلمبرداري فيلم سينمايي مثل يك قصه را در روزهاي اخير به پايان برده است. او مي گويد: فيلمبرداري فيلم سينمايي مثل يك قصه كه اواخر شهريور ماه در جنوب كشور آغاز شده بود، چند روز پيش به پايان رسيد.مراحل مونتا اين فيلم طي روزهاي آينده آغاز خواهد شد.تمام لوكيشن هاي فيلم سينمايي مثل يك قصه كه پيش از اين كوير خون نام داشت، در جنوب كشور و بوشهر بوده است.
فيلم سينمايي مثل يك قصه با پس زمينه دفاع مقدس به نوعي مرتبط با جنگ ايران و عراق است و تمامي بازيگران اين فيلم بومي  بوده اند.
داستان فيلم سينمايي مثل يك قصه در سال 61 توسط خسرو سينايي نوشته شده و ماجراي دوستي يك سرباز جوان عراقي و يك پسر بچه ايراني را نشان مي دهد.تهيه كننده اين فيلم را سعيد سعيدي بر عهده دارد.

بازي
Shadow Vault
سيستم: PC
سبك: استراتژي
001857.jpg
اين هم يكي ديگر از بازي هاي سبك استراتژي؛ در اين بازي، ماجرا به بعد از داستان جنگ سرد باز مي گردد. البته در داستان Shadow Vault ماجرا اين طوري بوده كه جنگ سرد سرانجام به يك جنگ تمام عيار بين دو قطب غرب و شرق تبديل مي شود و همه دنيا با خاك يكسان مي شود. ساليان درازي مي گذرد تا انسان ها دوباره تمدن هاي بزرگ را احيا كنند. اين بار پاي موجودات فضايي هم به كره خاكي زمين باز مي شود و جنگ، اين بار با اين موجودات ادامه پيدا مي كند. بازي سبك استراتژي ماجرايي دارد و توالي ماجراها يكي بعد از ديگري بسيار جذاب و جالب با سبك استراتژي تلفيق شده است. جزئيات گرافيكي در حد قابل قبول و خوبي كار شده است. بازي در موقعيت هاي بياباني و خاكي بيشتر جريان دارد. كنترل بازي طبق معمول بازي هاي جنگي استراتژي بسيار روان و معمول بوده و صداگذاري دقيق و قوي كار شده است. Shadow Vault اگر چه در حد عنوان هاي بزرگ اين سبك نيست ولي در غياب عنوان هاي معروف مي توان از آن به عنوان جايگزين استفاده كرد.

Future Tactics
سيستم:PC, PS2
سبك: RPG
001851.jpg
در ميان عنوان هاي مختلف، آنچه تضمين كننده موفقيت يا عدم موفقيت يك عنوان است، علاوه بر طراحي خوب، نوآوري و خلاقيت در ساخت بازي هاست. اين بازي يكي از عنوان هاي كاملاً خلاقانه و نوآورانه در ميان عنوان هاي ريز و درشت خصوصاً در سبك RPG است. در اين بازي تمام 19 مرحله بازي آزاد هستند و شما مي توانيد هر يك را انتخاب كرده و به اجراي آن بپردازيد. در هر مرحله، هدف، نابودي كل نيروهاي حريف است و اين كار را شما بايد با وضعيت ها و حالت هاي گوناگون و مبتكرانه اي انجام دهيد. براي شليك تفنگ هاي مختلف، دستورالعمل هاي متفاوتي در بازي گنجانده شده است. مثلاً شليك با يك اسلحه دستي، روند خاص خود را دارد كه در آن ابتدا قدرت شليك و سپس دقت هدفگيري را مشخص مي كنيد و نهايتاً شليك انجام مي شود، در صورتي كه در شليك موشك ها توسط موشك انداز، بايد بسياري از پارامترهاي خودتان را كنترل نماييد.

نگاه
انتقال پيام در قالب سرگرمي
سمانه بامشاد- همه ساله با حلول ماه رمضان تلويزيون به پخش برنامه هايي متناسب با اين ماه مبارك مي پردازد.
توليد سريال هاي داستاني و برنامه هاي تركيبي و زنده كه به نوعي ماه رمضان را دستمايه قرار مي دهند، در سال هاي اخير با رشد كمي همراه بوده است. دكتر دادگران، استاد ارتباطات، در مورد تأثيرگذاري اين رسانه در ماه مبارك رمضان مي گويد: وجود سريال ها و فيلم هاي مختلف، جذابيتش بستگي به زمان پخش، محتوا و ساختار و البته مخاطب دارد، به طوري كه پخش سريال هاي تلويزيوني قبل از افطار مناسب نيست، چون انرژي مخاطب در اين ساعات تحليل رفته است.اما بعد از افطار زمان مناسبي است كه مخاطب هم تمايل بيشتري براي ديدن سريال دارد .
سارا محمدپور، كارشناس ارتباطات، در اين رابطه مي گويد: رسانه ها مي توانند نقش فرهنگ سازي را در اين ماه ايفا كنند به طوري كه با وجود فرهنگ سازي مي توانيم به ترغيب جوانان در جهت آداب و فرائض اين ماه مبارك بپردازيم.آموزش در قالب برنامه هاي سرگرم كننده در اين ماه، پركردن اوقات جوانان و سعي در ايجاد روحيه نشاط و شادابي در اين ماه بايد در دستور كار رسانه ها قرار گيرد.دكتر امير مسعودي، استاد دانشگاه، در اين رابطه مي گويد: رسانه ها نمي توانند به ما بگويند چگونه فكر كن، اما مي توانند بگويند به چه چيزي فكر كن. اين عبارت مي تواند تمامي آنچه را كه مورد نظرما است، بازگو كند.
به عبارت ديگر، رسانه ها به عنوان عامل محركي در ايجاد فكر در مردم هستند. پس براي اين ماه ابتدا بايد به استقبال ماه مبارك رمضان برويم، آداب و اصول اين ماه را در رسانه خود مورد بررسي قرار بدهيم و آموزش هاي لازم همچون نحوه اصول تغذيه، آداب سحرخيزي و... براي مخاطبان مي تواند جالب توجه باشد. پس آموزش و اطلاع رساني دو بعد مهم در هر رسانه اي به خصوص تلويزيون محسوب مي شود.
از جمله بحث هاي مطرح ديگر در اين زمينه بحث محتواي پيام به عنوان يكي از مهم ترين مباحث رسانه ها به خصوص تلويزيون است. زيرا محتواي خوب باعث ارائه برنامه اي بهتر و مخاطبان بيشتر براي ما خواهد شد. رسانه هاي ديگر نيز مانند رسانه هاي مكتوب و حتي رسانه هاي ديجيتالي و براي اقشار متوسط به بالا تأثيرگذار ند ولي تلويزيون به عنوان رسانه اي فراگير نقش اساسي تري را داراست، چون مخاطب آن عموم اقشار جامعه است و همين مسئوليت برنامه  سازان سيما را بيشتر مي كند. تلويزيون در مجموعه هاي داستاني كه در اين ماه مبارك روي آنتن مي برد، هر چقدر در القاي مفاهيم معنوي از شيوه هاي غيرمستقيم استفاده كند، به عمق و اثرگذاري بيشتري مي رسد. رساندن يك پيام ارزشمند نياز به ساختاري منسجم و هنرمندانه دارد كه در غير اين صورت نمي توان اميدوار بود رسانه بتواند پيامش را به درستي به مخاطب منتقل كند.

|   اجتماعي    |    ادب و هنر    |    اقتصادي    |    دانش فناوري    |    بـورس    |    زادبوم    |
|   حوادث    |    بين الملل    |    سياسي    |    شهر تماشا    |    سلامت    |    شهري    |
|   علمي فرهنگي    |    دانش    |    ورزش    |    صفحه آخر    |

|    صفحه اول    |    آرشيو    |    شناسنامه    |    بازگشت    |