جمعه 4 مهر۱۳۸۲
سال يازدهم - شماره ۳۱۷۷
ورزش
Friday.htm

دختران افغان و فوتبال
آرزوهاي بزرگ
004068.jpg

نسيم جاويد
دختران جوان عضو تيم فوتبال مدرسه هر يك ستاره هايي از دنياي فوتبال را در ذهنشان دارند با آنها زندگي مي كنند و گاهي آنها را در روياهايشان راه مي دهند سليمه مي گويد: من مي خواهم بازيكن خوبي باشم درست مثل رونالدو
يك توپ گرد معجزه گر و يك سرزمين سبز، دنياي سحركننده اي است كه مقاومت در برابر جذابيت آن اجتناب ناپذير است. عشق به فوتبال در قلب اغلب مردم افغان جاي دارد. وقتي توانستند زمين هاي فوتبال و استاديوم هايشان را ـ همان مكان هايي كه در زمان طالبان محلي براي اجراي فرمان مرگ بود ـ به دست آورند گويي شور و هيجاني جديد و وصف ناشدني دوباره در رگ هاي مردم افغان جريان گرفت. امروز افغاني ها با سر و سامان دادن به دنياي فوتبالشان راهي جديد براي ورود به دنياي مورد علاقه شان باز كرده اند. احياي استاديوم ها، تشكيل گروه ها و تيم هاي مختلف،  برگزاري مسابقات و ليگ هاي داخلي و همچنين اقدام به برگزاري يك ليگ بين المللي نشان از شور و علاقه افغاني ها براي احياي دوباره دنياي فوتبالشان دارد.
با رفتن طالبان، حالا افغانستان در حال نفس كشيدن و احيا شدن است. در اين ميان زنان و دختران افغان كه از اسارتي چندين ساله بيرون آمد ه اند به آرامي با دنياي اطراف و حتي خارج از كشورشان آشنا مي شوند. هرچند هنوز عقايد و قوانين سنتي افغان ها رايج است و اين قوانين قبل از هر چيز گريبانگير زنان است اما خوشبختانه با سياهي هاي قوانين طالبان فاصله زيادي دارند.
حقيقتاً  علاقه در برابر جذابيت هاي فوتبال همه گير است. دختران افغاني كه از پستوهاي خانه ها بيرون آمده اند و حالا به راحتي مي توانند در مدارس خود درس بخوانند و ورزش كنند از مشتاقان پروپاقرص فوتبال هستند.
حياط خاكي مدرسه اي با ديوارهاي بلند،  بدون اشراف. دخترهاي جوان و شادابي با پوشش اسلامي، مانتوي بلند و سياه به همراه روسري هاي سفيد، بي محابا به توپي گرد ضربه مي زنند، مي دوند،  مي خندند و فوتبال بازي مي كنند. مدرسه خاك گرفته و نيمه ساز آنها با شور و نشاط دختران محصل جلوه اي خاص گرفته است.
مبتدي بودن بازيكن ها به راحتي قابل تشخيص است اما حقيقتاً در بين شور و نشاط آنها محو شده و تنها انرژي هاي آزاد شده جواناني حس مي شود كه مي دوند و عشق به فوتبال در چشم هايشان موج مي زند.
حميرا ۱۷ ساله در حاليكه روسري سفيد رنگش روي شانه هايش افتاده است خود را مهاجم تيمش معرفي مي كند و مي گويد: «من به فوتبال بسيار علاقه مندم. چون فوتبال بهترين ورزش دنياست!»
حميرا دو سال پيش يعني زمان حضور طالبان را يادآوري مي كند و مي گويد: «در آن زمان طالبان با قوانين خشك و با سوءاستفاده از تعاليم اسلام،زنان را به اسارت خود كشيده بودند. ما در آن زمان حتي قادر به فكر كردن هم نبوديم. شرايط امروز ما با آن دوران بسيار تفاوت دارد. مكاني كه امروز بازيكن هاي فوتبال در آن مي دوند محلي بود كه افغان ها در آن زانو مي زدند و محكوم به حكم هاي ناعادلانه طالبان مي شدند. تمام زنان،طالبان را نفرين مي كنند. پوشش آن روز ما برقع بود ولي امروز در عين رعايت اصول اسلامي آزادانه تر عمل مي كنيم. دنياي آن زمان بسيار وحشتناك بود.»
حميرا با دقت توپ را تحت كنترل خود مي گيرد، اين پا و آن پا مي كند، به توپ ضربه مي زند، تور كوچك مي لرزد. همه فرياد مي زنند:  گل!
هنوز در مدارس افغانستان قواعد خشك و سنتي وجود دارد و هنوز از دختران خواسته مي شود تا از چنين قوانيني پيروي كنند. آنها تشويق مي شوند تا فقط در بازي هاي شناخته شده اي مانند بسكتبال و واليبال شركت كنند و در بازي هاي جمعي و گروهي ديگر شركت نكنند. اما با تمام اين اوصاف كشتن عشق به فوتبال در دختران جوان چندان كار آساني نيست.
نسرين شانزده ساله مي گويد: «ما از اين شرايط بسيار خوشحاليم اما هيچ گونه امكاناتي در اختيار ما نيست. تنها مجبوريم در حياط مدرسه كه ديوارهايي بلند دارد،بازي كنيم. تحت اين شرايط پيشرفت فوتبال ما با سختي مواجه خواهد شد.»
بسياري از دختران امروز افغانستان پناهنده هايي به كشور پاكستان بود ه اند كه بعد از چندين سال دوري از كشورشان به وطن بازگشته اند. در اين ميان عده انگشت شماري از امكانات بصري برخوردار بوده اند و در صورت علاقه مندي بازي ها و نتايج آن را دنبال كرده اند. در مقابل اين تعداد انگشت شمار،انبوهي از زنان افغان حتي از خانه هايشان نيز بيرون نيامده اند.
فدراسيون فوتبال در پي اشتياق و علاقه دختران افغان به اين رشته اقداماتي را انجام داده است. در نظر گرفتن امكانات و شرايط بهتر براي توسعه فوتبال زنان در افغانستان و همچنين طلب  ياري از چند كشور خارجي از جمله اقدامات فدراسيون فوتبال افغانستان است.
«فدراسيون فوتبال افغان سعي دارد با تغيير افكار عمومي افغاني ها، ارايه سرگرمي هاي بيشتر براي دختران و در نظر گرفتن فضا و مكان مناسب براي فعاليت آنها، روح تازه اي به جنبش دختران جوان ببخشد. واقعيت جامعه امروز افغان كتمان كردني نيست. دنياي امروز افغان ها پذيراي فوتبال دختران نيست.» اينها سخنان حبيب ا... نيازي مربي و يكي از اعضاي فدراسيون فوتبال بود.
004102.jpg

نيازي اضافه مي كند:كه ما سعي داريم از شروع اين جنبش به نفع دختران افغان استفاده كنيم. مردم را آگاه كنيم، اميدوار كنيم و با حداقل سرمايه به دختران كمك كنيم تا رويا هايشان را محقق سازند.
خانواده هاي افغان با وجود تمام عقايد خود گويي از اين همه فشار و محدوديت براي زنان و دختران به ستوه آمده اند. آنها نيز از اين جنبش حمايت كرده اند و خواستار فعاليت و شور و نشاط بيشتر در بين دختران جوان خود هستند.
نسرين يكي از مدافعان تيم مي گويد: «پدر و مادر من با بازي كردنم مشكلي ندارند. آنها حتي من را تشويق مي كنند و انگيزه مي دهند.»
دختران جوان عضو تيم فوتبال مدرسه هر يك ستاره هايي از دنياي فوتبال را در ذهنشان دارند. با آنها زندگي مي كنند و گاهي آنها را در روياهايشان راه مي دهند.
سليمه در مورد قهرمان برزيلي اش مي گويد: «من مي خواهم بازيكن خوبي باشم درست مثل رونالدو. بازيكن مورد علاقه من رونالدو است.»
حميرا كه گويي درباره موضوع مورد علاقه اش بحث شده است، مي گويد: «بازيكن فقط مارادوناي آرژانتيني.»
سعيد علي حسيني يكي از بازيكنان فوتبال افغان مي گويد: «در بين دختران افغان تب فوتبال شديد است اما در مقابل اين اشتياق،مشكلات و موانع بسياري وجود دارد.»
مشكلات و موانع فراوان در مقابل يك عشق بزرگ، يك مبارزه نابرابر.
حميرا مي گويد: «مشكلات مانع از فوتبال آنها نخواهد شد. اين بازي براي همه است. مرد و زن. براي همه، حتي دختران افغان.»

داستان بزكشي
004066.jpg
وقتي نام افغانستان را مي شنويم تنها ويرانه هايي خاك خورده، مخروبه هايي بي سكنه و دنيايي غبار گرفته در ذهنمان مجسم مي شود. از بيان كردن هر مقوله اي جدي پشيمان مي شويم و فكر مي كنيم پردازش به آن تنها يك مزاح است.
با برچيده شدن گروه طالبان، افغانستان آرام آرام شروع به نفس كشيدن كرد و با هر نفس قدمي به جلو برداشت. قدم در راه ورزش، تحصيل، سياست و... حالا كه افغانستان ديروز روز به روز با تصوير ذهني گذشته مان فاصله مي گيرد با اشتياق و شجاعت بيشتري مي توانيم به دنياي بكر اين سرزمين رسوخ كنيم، وارد امروز، ديروز و فردايش شويم و با ناگفته هاي بيشمار آن آشنا.
دنياي ورزش افغان نيز مرده اي است دوباره تولد يافته و تماشا كردن رشد اين دنيا، پر است از اشتياق. زماني كه به روي پا مي ايستد، تيم تشكيل مي دهد، مسابقه مي دهد، ورزش هاي ملي اش را احيا مي كند، تيم هاي كشورهاي ديگر را به رقابت مي كشد و... تصويرهاي ذهني مان را تغيير دهيم و سري به گذشته، حال و آينده دنياي ورزش افغان بزنيم.
بزكشي گذشته
زماني دور،قبل از اينكه دوست و دشمن قصد تصاحب افغانستان را داشته باشند، همان روزگاري كه زندگي در اين كشور جريان داشت، افغانستان نيز مانند هر كشور ديگري براي خود در بازي ها و ورزش هاي ملي عرصه اي داشت. يكي از معروف ترين اين بازي ها كه افغان هاي بسياري به آن علاقه مندند «بزكشي» است،همان مسابقاتي كه در كشور خودمان نيز برگزار و منشا ورزش چوگان بود. عمر اين بازي به صدها سال قبل باز مي گردد و در حقيقت قدمتي تاريخي دارد.
بزكشي اولين بار در منطقه اي به نام «اكسيوز» برگزار شد. اين منطقه مهاجران فراواني را در خود جاي داده بود. اين مهاجران غالباً ترك و شكارچيان ماهري بودند. شكارچياني كه براي شكار بز به كوهستان مي رفتند و از بز شكار شده خود در بزكشي استفاده مي كردند و بعد از لاشه آن مصارف ديگر. اين شكارچيان با اسب هاي اهلي كرده و اسلحه هاي خود ساخته به ميدان بزكشي مي رفتند. سوار بر اسب مي تاختند و خاك بر پا مي كردند. يك سواركاري ماهرانه و حركات سريع و بز نگون بختي كه در اين ميان هدف بود.
اسب ها
اسب ها ابزاري ضروري براي بزكشي هستند. نژاد و جنسيت اسب ها بر عملكرد بازي ها تاثير مستقيم دارد. يك اسب تيز و چالاك و سواركاري ماهر، همه چيز آماده است حالا تنها كافي است به هدف چشم دوخته شود.نژادهاي اهلي شده متعددي از اسب هاي چالاك در افغانستان وجود دارد كه در ميان آنها دو نوع اسب مقبوليت بيشتري دارند. يكي «كاتاقان» كه اسبي بسيار قوي است و در قدرت و شكيبايي زبانزد است و ديگري كه جثه بزرگتري دارد و در بلخ و فرياب پرورش داده مي شود. از هر دو نوع اين اسب ها درصورتيكه نر باشند، استفاده مي شود.
سواركارها اسب هايشان را برحسب رنگشان نام گذاري مي كنند. به عنوان مثال اسب طوسي را «عراق»، اسب بلوند را «سمند»،قرمز را «جيران» و سفيد را «كزل» يا «بوز» مي نامند. اين اسب ها با رنگ هاي متفاوت به زمين هاي خاكي بزكشي جلايي خاص مي بخشد.
اسب ها و آموزش
اسب هاي بزكشي براي يك نمايش باشكوه از خود نيازمند آموزش و تربيت هستند. اسب ها تحت تمرين و حركاتي سخت قواي بدني لازم براي شركت در مسابقات را پيدا مي كنند. معمولاً سواركاران نيز در اكثر تمرينات حضور دارند تا در حركاتي هماهنگ با اسب خود بتوانند از پس جست وخيزهاي بزكشي برآيند.
آموزش اسب ها با صرف مبالغ مشخصي صورت مي گيرد: ۲۰ هزار افغاني و در صورت پرداخت پول رايج بين المللي، حدود ۷۰۰ تا ۲۵۰۰ دلار.
اسب هايي كه براي بزكشي انتخاب مي شوند بايد دوره هاي متناوب و منظم چرا داشته باشد. چراكه يك اسب گرسنه در بزكشي يعني كاملاً ناتوان، در اين صورت اسب تواني براي خيز برداشتن و چهار نعل تاختن ندارد و سواركار نيز فرصت رسيدن به هدف را از دست مي دهد.
بزكشي و كشتي
بسياري بزكشي و كشتي را دو ورزش همرده مي دانند. زيرا دو حريف وقتي روبه روي هم مي ايستند، شانه به شانه مي شوند و حالا قواي بدني است كه نقش اصلي را ايفا مي كند. يك سواركار همراه با يك اسب چالاك بايد به اندازه كافي قوي و ماهر باشد تا حريف را به زمين بكوبد، درست مثل يك كشتي گير در ميدان كشتي. سواركاران بزكشي تمرين هاي ويژه اي همانند كشتي گيرها انجام مي دهند: دست به شانه يكديگر انداختن، حريف را به گوشه اي كشاندن، منحرف كردن از مسير و در آخر رسيدن به هدف.
محبوبيت بزكشي
بزكشي يكي از محبوب ترين ورزش ها در بين افغان هاست. آنها اخبار و نتايج بازي هاي متعدد را دنبال مي كنند، اسب ها و بازيكنان معروف را مي شناسند و حاضرند در تابستان هاي گرم و سوزان بيابان هاي افغانستان و يا زمستان هاي پرسوز آن، بازي ها را دنبال كنند.
بزكشي براي مردم افغان سرگرمي معروفي است. زماني كه وقت مسابقه نزديك است، سواركاران به تمرين مي پردازند. اين صحنه براي بسياري از مردم مهيج و سرگرم كننده است. مردها دور تا دور زمين جمع مي شوند و زن ها از بالاي پشت بام ها به ديدن بازي مي پردازند. هرچند مقبوليت بزكشي در بين افغان ها همه گير است اما در بين شهرهايي چون بلخ، بدخش، تخار، بقلن، سمنگان، جوزان و فرياب بيشترين طرفداران را دارد.
بزكشي امروز
ورزش باستاني افغان ها بعد از مرگ خود در دوره طالبان، همانند ساير ورزش ها دوباره از پي گرفته شد. زنده شدن دوباره اين ورزش با توجه به علاقه فراوان افغان ها اجتناب ناپذير بود. خيلي سريع گروهك ها تشكيل شد، گروهك ها تيم شدند و بازي هاي وقت و بي وقت محلي تبديل به دوره مسابقات مختلف در زمان هاي مشخص شدند. اغلب بازي ها كه در فصل زمستان و اوايل بهار برگزار مي شد به دوره هاي متناوب در تمام فصول راه يافت. اسب هاي تربيت شده، مربي هاي كار آزموده، بازسازي استاديوم ها همه از مواردي بودند كه به احياي مرده اي زنده شده كمك كردند.
مسابقات امسال ۲۸ فوريه در استاديوم «قازني» برگزار شد و همچنين مسابقات ده روزه بزكشي افغان ها در آغاز سال نو در شهر كانداز از جمله مسابقات جدي برگزار شده بعد از احياي مجدد اين ورزش بودند.
احياي مجدد دنياي ورزشي افغان، بزكشي را نيز دربرگرفت. بزكشي امروز كامل تر و با امكانات بهتري برگزار مي شود. قوانين نانوشته ورزش بزكشي شكلي منسجم  و يكپارچه  به خود گرفته است. ديگر هر افغان مي داند كه كشيدن حريف، ضربه زدن به او به وسيله دست و يا هر وسيله ديگري به جاي برخورد تن به تن با آن خطاست. گوساله اي كه حداقل ۷۰ كيلوگرم وزن داشته باشد، رسيدگي كامل به اسب ها از لحاظ تغذيه، رعايت اصول اخلاقي بازيكن ها و... از جمله امور ثابت شده  براي ورزشكاران پيگير است.با وجود محبوبيت بزكشي در بين عوام، اين ورزش مخصوص متمولين افغان است؛ كساني كه بتوانند از عهده خريد اسب يا كرايه آن، مربي آموزشي و مخارج مربوط به آن برآيند.
وجود نيروهاي آمريكايي در افغانستان امروز سبب حضور بازيكن هاي آمريكايي متعددي در بزكشي افغان ها شده است. روح وحشي و خشن اين بازي دليل قانع كننده اي براي تمايل نيروهاي آمريكايي به بزكشي است.
با تمام اين اوصاف زمين هاي خاكي و استاديوم هاي تازه شكل گرفته دنياي ورزشي افغانستان جايي نيز براي بزكشي اختصاص داده است؛ جايي كه سواركارها بتوانند همراه با اسب هايي چالاك و تيزرو بتازند، خاك برپا كنند و مردار حيوان را دست به دست به سوي خط هدف پرتاب كنند.

آگرانديسمان
عفونت هاي تنفسي در ورزشكاران
كليه ورزشكاران به خصوص ورزشكاران حرفه اي در معرض عفونت هاي دستگاه تنفسي فوقاني هستند كه شامل سرماخوردگي، گلودرد، سينوزيت، منونوكلئوز عفوني و عفونت گوش است.ورزشكاران حرفه اي به علت سطح تمرينات سخت و سنگين و طولاني مدت و تمرينات استقامتي و همچنين به علت مسافرت هايي كه براي انجام مسابقات لازم است و در محيط هاي جديد با عوامل بيماري زاي جديد رو به رو هستند، بيشتر در معرض اين بيماري ها قرار دارند.
سرماخوردگي:
ورزشكاران سرماخورده اگر فقط علايم عطسه، آبريزش و تحريك مجاري تنفسي را به طور مختصر دارند، مي توانند به تمرينات خود ادامه دهند، ولي اگر دچار تب، درد عضلاني، گلودرد، سرفه، خستگي و ضعف و خس خس سينه هستند بايد تا دو روز از تمرين سنگين جدا پرهيز كرده و اگر علايم ادامه پيدا كرد با پزشك خود مشورت كنند.
گلودرد چركي:
فرد ورزشكاري كه به گلودرد چركي مبتلا شده،  بايد تب او قطع شود و همچنين ۲۴ ساعت از درمان آنتي بيوتيك وي گذشته باشد تا بتواند تمرينات خود را آغاز كرده و قبل از اين موعد بايد از فعاليت بدني خودداري كنند.
سينوزيت:
ورزشكاران رشته شنا و دوچرخه سواري و دونده ها بيشتر در معرض سينوزيت هستند. افرادي كه سينوزيت دارند نبايد در رشته شنا شيرجه بزنند.ورزش هاي هوانوردي براي كساني كه سينوزيت حاد دارند، ممنوع است و هر ورزشي براي فرد مبتلا به سينوزيت كه تب دارد تا برطرف شدن علايم و تب، ممنوع است.
منونوكلئوز عفوني:
فرد ورزشكاري كه به اين بيماري مبتلا شده بايد ۳ الي ۴ هفته تمرين نكند، چون در اين بيماري بزرگي طحال وجود دارد و خطر پارگي طحال تا ۴ هفته بسيار زياد است و از طرفي چون خستگي اين بيماري مي تواند تا ۲ ماه طول بكشد، انجام ورزش هاي استقامتي در اين ۲ ماه مقدور نخواهد بود.
گوش درد:
در ورزش هاي آبي بيشتر پيش مي آيد، به خصوص اگر ورزشكار مدت طولاني زير آب بماند يا  آب از كلر كمي برخوردار يا گرم باشد.در موارد شديد يك هفته تا ۱۰ روز و در موارد خفيف ۲ تا ۳ روز بايد شنا نكند و توصيه مي شود كه شناگرها پس از شنا، گوش خود را خوب خشك كنند.
دكتر هما عابدي فر مسئول هيات پزشكي
ورزشي بانوان استان تهران

ورزش كودكان
طبق گفته كارشناسان بيماري هاي كودكان، والديني كه ساعات بسياري از روز، كودكان خود را در كالسكه كودك، صندلي هاي اسباب بازي و ماشين هاي كودكانه مي گذارند و مانع تحرك و جنب وجوش آنان مي شوند، رشد جسماني و رواني كودك خود را به تعويق مي اندازند.
«پروفسور جين كلارك»،رييس واحد تشريح حركات بدني دانشگاه مريلند مي گويد: «فعاليت هاي جسماني و بدني حتي براي اطفال هم لازم است و اين موضوعي است كه اغلب والدين به ويژه مادران اهميت و ضرورت آن را ناديده مي گيرند.» بنا به گفته كلارك، هر چه زمينه جنب و جوش و تحرك بدني اطفال، كودكان نوپا و خردسالان زودتر تامين شود، ميزان سلامت و تندرستي آنان در سنين بالاتر افزايش خواهد يافت.
رشد بدن و مغز
فعاليت هاي منظم بدني باعث افزايش سلامت در فرد مي شود. از طرفي تداوم اين فعاليت ها، ارتباطات مغزي و ماهيچه اي را حتي در سنين كودكي و خردسالي افزايش مي دهد.اين ارتباطات موجب مي شود كه فعاليت هاي جسماني و بدني در آينده، آسان تر ودلچسب تر انجام شود. از اين رو كودكاني كه به ميزان كافي و مناسب به تحركات بدني نمي پردازند شانس خود را از ايجاد ارتباطات مغزي ـ ماهيچه اي از دست مي دهند.
هنگامي كه كودك رشد مي كند و به دوره نوجواني نزديك مي شود مهارت و توانايي جسماني ناشي از فعاليت هاي بدني او به صورت يك عادت طولاني جلوه گر خواهد شد. «دكتر لوري روسلو» متخصص امراض كودكان در نيويورك مي گويد: «پرداختن اطفال به فعاليت هاي بدني و جسماني، موجب جلوگيري از بروز چاقي در آنان مي شود، البته نه در زمان كودكي، بلكه در دوران نوجواني و جواني. «دكتر روسلو» معتقد است صرفنظر از تاثيرات ژنتيكي، عوامل و شرايط محيط زندگي، افرادي كه در دوره كودكي پرجنب و جوش بوده و تحرك بدني زيادي داشته اند، در بزرگسالي احتمالاًً كمتر به چاقي و اضافه وزن گرفتار مي شوند و در مقايسه با افراد ديگر فعال تر و پوياتر هستند.
توصيه هايي براي والدين
كودكان را در محيطي قرار دهيد كه به فعاليت هاي بدني و جنب و جوش ترغيب شوند. فعاليت و تحرك خردسالان خود را با قرار دادن آنان بر روي صندلي هاي اسباب بازي و كالسكه كودك محدود نكنيد. والدين كودك بايد از اهميت فعاليت هاي جسماني و تاثير آن بر رشد جسماني و رواني فرزندان خود آگاه شوند و باعث افزايش مهارت هاي حركتي آنان گردند.
كودكان نوپا، مهارت هاي حركتي پايه مثل دويدن، پريدن، پرتاب كردن و ... را كاملاً تحت تاثير محيط زندگي خود مي آموزند. اگر كودك در محيطي بدون پله زندگي كند مهارت بالا رفتن از پله ها در او به تاخير خواهد افتاد. اگر شرايط جنب و جوش مثل زدن توپ به زمين و دريافت آن براي كودك به وجود نيايد، در هماهنگي چشم و دست او وقفه به وجود خواهد آمد.
هر روز به مدت ۳۰ دقيقه، كودكان نوپاي خود را وادار كنيد تا به فعاليت هاي جسماني سازمان يافته بپردازند. كودكان زير ۷ سال، حداقل به ۶۰ دقيقه فعاليت بدني در روز نياز دارند.
هم كودكان نوپا و هم كودكان زير۶ سال نبايد بيش از۶۰ دقيقه در روز در كالسكه كودك يا صندلي هاي اسباب بازي قرار گيرند مگر اينكه در آن خوابيده باشند.

ايران - اردن ساعت ۱۹‎/۳۰
004178.jpg
... و شهريور امشب تمام مي شود
هومن كواكبي
مدرسه ها سه روز قبل باز شده اند اما براي ايراني جماعت فردا روز رسمي افتتاح است. ايراني جماعت امروز آخرين ساعت هاي تابستان را مزه مزه مي كند، هر چند تابستان چهار روز پيش تمام شده باشد. ايراني جماعت كيف مدرسه اش را در مي آورد و تا جا دارد كتاب و دفترهاي نو را مي چپاند توي آن تا فردا از راه برسد. پدر ايراني جماعت اسكناس هاي جيبش را مي شمارد و بعد پشت درهاي بسته با مادر ايراني جماعت چرتكه مي اندازد كه؛« حالا تا آخر برج چه كار كنيم؟»
فقط مي ماند دلخوشي ساعت ۱۹ و  سي دقيقه امروز! فوتبال، آخرين سنگر قبل از ورود به شنبه پرهياهو خواهد بود. ايراني جماعت پفك و كاسه تخمه و متكا را كنار هم رديف مي كند. روبه روي تلويزيونش مي نشيند تا بازي تيم ملي كشورش مقابل اردن شروع شود. آن ۹۰ دقيقه آخرين فرصت باقي مانده براي فراموش كردن دغدغه هاي مدل نيم فصل دوم زندگي در سال ۸۲ است، چيزي كه با غرور ملي رابطه كاملاً مستقيم دارد. كاملاً مستقيم!
زماني كه دكتر دادكان، رييس فدراسيون فوتبال ايران در برابر پرسش خبرنگار الراي اردن قرار گرفت، پاسخي غير معمول داد. پاسخي كه مي تواند معناي زيادي داشته باشد. او لبخندي زد و سپس گفت: «فارغ از هر نتيجه اي كه در پايان بازي به دست  آيد اميدوارم مسئولان و مردم اردن اين موضوع را فراموش نكنند كه چقدر ايراني ها آنها را دوست دارند و پذيرايي دو هفته قبل از پادشاه اين كشور در تهران خود گواه اين موضوع است!»
اظهار نظر دادكان با لحني ديپلماتيك بيان شد. اردني ها نبايد امشب از شكست خود ناراحت شوند چون ما آنها را دوست داريم. اين در واقع مفهوم غير مستقيم نظر رييس فدراسيون ايران در خصوص بازي امشب بود. آيا پيش بيني دكتر درست خواهد بود؟
علي دايي بيشتر از آنكه به دغدغه  ما تبديل شده باشد اردوي اردن را تحت تاثير قرار داده است. آن شكسته بند سنتي كه دررفتگي پاي بهترين مهاجم آسيا را جا انداخت هيچ وقت فكر نمي كرد با اين كارش يك كشور عرب را به دردسر بيندازد. الجوهري، سرمربي اردن تا آخرين ساعات شب گذشته هنوز نمي دانست كه آيا دايي بالاخره بازي مي كند يا نه؟ او خوب مي داند نبودن اين مهاجم سيستم بازي ايران را تغيير مي دهد و بودن او نيز شرايط را عوض مي كند. شما اگر جاي او بوديد چه كار مي كرديد؟
پنجشنبه براي اين مربي روز سختي بود. رسانه هاي اردن تبليغ زيادي براي شكست ايران انجام داده اند و به نظر مي رسد فوتبال و اعراب در معدود دفعات همزيستي ملي خود براي غلبه بر غول خاورميانه برنامه دارند. همه جا صحبت از فوتبال است و اينكه اردن قرار است ايران را شكست دهد. اما...
اما الجوهري يك مرد منطقي است و همين منطق باعث شده كه در اتاق خود در هتل محل اقامت تيمش با كاغذها دست و پنجه نرم كند؛ براي شكست ايران راهي دارم؟»
او پاسخ خود را امشب خواهد گرفت.

انتظار نداشته باشيد يك فوتبال تميز، شيك و دوش گرفته را ببينيد. اردن به هر حال اردن است، چيزي مشابه بحرين كه هنوز زنده كردن خاطره اش اعصابمان را به هم مي ريزد. علاوه بر آن نمي توان فراموش كرد رسانه هاي ايران انتقادات خود را نسبت به تيم  ملي تنها به اين دليل متوقف كرده اند كه هيچ كدام دوست ندارند متهم به حاشيه سازي پيرامون تيم شوند. اگر نه يك جرقه كافيست تا تمام آن حرف ها و جنجال ها دوباره رو شود. عده اي دوست دارند اين تيم شكست بخورد، عده اي از شاهرخي و دادكان خوششان نمي آيد، عده اي ذاتاً و بدون هيچ دليلي با همه چيز مخالف هستند و بعضي ها هم انتقادات واقعاً منطقي اي دارند. يك نتيجه بد مي تواند هر چهار گروه را فعال كند ضمن آنكه افكار عمومي نيز ناقدان احساساتي و مهمي هستند كه نبايد فراموش شوند. امشب حتي مي تواند جهت فوتبال ايران را عوض كند.زمزمه هاي حضور يك مربي خارجي كنار دست شاهرخي نفس  مي كشد. زمزمه هايي كه هر لحظه ممكن است به فرياد تبديل شوند.

فردا در تاكسي و اتوبوس و اداره و شركت و مغازه و... صحبت از فوتبال خواهد بود. فكر مي كنيد شما و دوستانتان شنبه را با چه روحيه اي آغاز مي كنيد؟ امشب مشخص مي شود.

روز كوچكترها
004176.jpg
دور رفت از مرحله نخست مسابقات فوتبال جام اتحاديه باشگاه هاي اروپا با برگزاري ديدارهايي در نقاط مختلف اين قاره آغاز شد. در اين بين تيم هاي مختلف با نبردهايي مهيج و ديدني بازتابي از توانايي ها و ضعف هايشان را به نمايش گذاشتند. زمانيكه تيم تپليس جمهوري چك مقابل كايزر سلاترن آلمان قرار گرفت نابرابري بين دو تيم نتيجه را قابل پيش بيني كرده بود. تيم تپليس تا دقايق نهايي به دور از هرگونه ترسي از بزرگسالان آلماني خود با تمام قوا جنگيد تا اينكه سوت پايان بازي زده و نتيجه اي غيرقابل باور ثبت شد.
جان رزك پا به توپ در ميانه هاي زمين آمده است، پاول هوراث توپ را از آن دريافت مي كند، به دنبال جاي مطمئني مي گردد، او توپ را براي گايسرا سلئوترن مي فرستد و تيم وايز دروازه بان قدر آلمان ها مغلوب در برابر قدرت شوت او تنها مي ايستد و تماشا مي كند.
زاويه اي ديگر از مسابقات اين دور، بازي بارسلونا مقابل پوچف اسلواكي بود كه با نتيجه ۱-۱ به ثبت رسيد. حفظ اين نتيجه براي اسلواكي بسيار مشكل بود اما بازيكنان اين تيم چنان متحد و منسجم پيش رفتند كه حتي عرصه را براي تيم اسپانيا تنگ كرده بودند. استاديوم ۱۹ هزار نفري آنتوان مالاتينسكي در ترناوا و هزاران تماشاچي. كليورت با يك ضربه ملايم توپ را براي توماس برناردي مي فرستد اما پوچو دروازه بان توپ را مي گيرد. برسكا نزديك مي آيد تا هدف را پيدا كند، او مهره اي اصلي براي تيم اسلواكي است. دفاع بارسلونا جلو مي آيد اما تكل گائيوواني كار را تمام مي كند.
نيمه دوم بازي است. هر دو تيم تنها حمله مي كنند. موقعيت ها يكي بعد از ديگري ايجاد مي شود و از بين مي رود. دو تيم تنها مي خواهند نتيجه را حفظ كند. يك نبرد مهيج و ديدني و در نهايت همان هدف دو تيم.
استفن زاتكو مربي تيم اسلواكي از نتيجه به دست  آمده بسيار خرسند است. او مي گويد: «من از نتيجه به دست آمده بسيار خرسندم و اين بهترين احساس بعد از اتمام يك بازي در شگفت انگيزترين فضا است. ما در نيمه اول به بارسلونا خيلي فضا نداديم اما بعد از دريافت گل تمركزمان را از دست داديم و تنها دفاع كرديم.»
در مقابل اين خشنودي فرانك ريكارد آمده بود تا تيمش با گل هاي بيشتري از زمين خارج شود. او گفت: «ما گل هاي زيادي را از دست داديم بازيكنانم تماماً عصبي و گيج شده بودند. من از اين نتيجه راضي نيستم.»
يك مسابقه با نتيجه برابر يعني اشتياق براي گل زدن، اضطراب و دلهره تا انتهاي بازي.
المپيا لوبليانا اسلووني و ليورپول انگليس نيز وضعيتي مشابه داشتند. ليورپول به همراه ستاره قدر خود مايكل اون توانست تنها در مقابل تهاجم هاي تيم اسلووني بايستد و نتيجه را حفظ كند.اون با تمام قدرت و توانايي خود چندين بار تلاش كرد تا در ديوار دفاعي اسلووني شكافي ايجاد كند اما تنها در دقيقه ۷۸ بازي موفق به اين امر شد.
دقيقه ۶۶ زماني كه زلوكار مقابل دروازه بان تيم ليورپول قرار مي گيرد صحنه شگفت انگيز بازي است. توپ به آرامي از بالاي سر دروازه بان پرواز مي كند. دروازه، انگليس خالي است و در مقابل زلوكار تنها تور دروازه است كه به لرزه مي افتد.
ليورپول سه بار برنده جام يوفا بوده است و اگر اين اتفاق در اين فصل نيز موفق شود، حادثه اي تاريخي ايجاد مي شود. سواد بسيروويك سرمربي اسلوواني گفت: « من تنها به بازيكنانم گفتم سخت بازي كنيد، آنها هم اين كار را انجام دادند و ما موفق شديم.»
او بر خلاف ژرار هوليه از نتيجه به دست آمده بسيار خوشحال است.
هوليه گفت: «من به المپيا تبريك مي گويم. آنها در تمام طول مسابقه بازي را در دست داشتند و شجاعت و قدرتشان را به نمايش گذاشتند.»
نتايج مسابقات ديگر اين جام به شرح زير است:
(نام  تيم هاي  ميزبان  نخست  آمده  است )
ساوتهمپتون  انگليس  ۱، استوا بخارست  روماني  ۱
نيوكاسل  انگليس  ۵، بردا هلند صفر
آاس  رم  ايتاليا ۴، واردار اسكوپيه  مقدونيه  صفر
منچسترسيتي  انگليس  ۳، لوكرن  بلژيك  ۲
اوسر فرانسه  ۱، نوشاتل  ساماكس  سوييس  صفر
استريا وين  اتريش  ۱، بروسيا دورتموند آلمان  ۲
دندي  اسكاتلند ۱، پروجا ايتاليا ۲
المپيا لوبليانا اسلووني  ۱، ليورپول  انگليس  ۱
لا لووير بلژيك  ۱، بنفيكا پرتغال  ۱
پوچف  اسلواكي  ۱، بارسلونا اسپانيا ۱
هرتابرلين  آلمان  صفر، گروسلين  لهستان  صفر
كايزرسلاترن  آلمان  ۱، تپليس  جمهوري  چك  ۲
دونتسك  متالور اوكراين  ۱، پارما ايتاليا ۱
گنجل  بيرليگي  تركيه  ۳، بلكبرن  انگليس  ۱
سالزبورگ  اتريش  صفر، اودينزه  ايتاليا ۱
در مهمترين  ديدارهاي  ديشب  تيم هاي  كامن  اينگارد كرواسي  با شالكه  آلمان  و هامبورگ  آلمان  با دنيپرو پتروفسك  اوكراين  ديدار كردند.
ديدارهاي  برگشت  دور نخست  اين  مسابقات  در روزهاي  ۲۳ و ۲۴ مهرماه  سال  جاري  برگزار خواهد شد.

جايي كه مشت ها تشويق مي شوند
يكشنبه بود و ورزشگاه اولدترافورد در قلب بريتانيا پر از آدم هايي بود كه با نظم و ترتيب فوتبال نگاه مي كردند. اما روز ۲۱ سپتامبر سال ۲۰۰۳ براي آرسنال به يك روز كثيف تبديل شد.
«مارتين كيون» به «ون نيستلروي» ناسزا گفت. «ينس لمن» دروازه بان آلماني آرسنال نيز به «نيستلرروي» حمله كرد. «ري پارلور» مي خواست به تنهايي بازيكنان منچستر را له كند و «اشلي كول» نيز هر چه از دهانش درآمد گفت. تمام اينها عواقب بدي را براي آرسنال متصور كرد. عواقبي كه به زودي مشخص مي شود. اما آن چيزي كه مي تواند دليل ورود به مطلبي كه خواهيد خواند باشد عكس العمل رييس باشگاه آرسنال در برابر رفتار ناشايست تيمش است.
«پيتر هيل وود» در مصاحبه اي عمل بازيكنان خاطي را به شدت محكوم كرد و با گفتن اين جمله كه «بي ترديد ما در اين زمينه مقصر هستيم» نشان داد ديدگاه يك مدير حرفه اي بايد داراي چه ويژگي هايي باشد.
هيل وود تا آنجا پيش رفت كه به نداشتن ركورد انضباطي خوبي در آرسنال اعتراف كرد.فكر كنيد وقوع مسئله  مشابهي در فوتبال ايران با چه موضع گيري اي از سوي مديران باشگاهي روبه رو مي شد؟
در سال ۱۳۷۳ خورشيدي بازيكنان پرسپوليس و استقلال با يكديگر درگير شدند. ميليون ها ايراني از تلويزيون اين صحنه را ديدند. ۶ سال بعد باز هم مشابه چنين اتفاقي افتاد. متاسفانه برخي طرفداران دو تيم از خاطره زشت آن سال ها با افتخار ياد مي كنند و حتي سرودهاي حماسي مربوط به چنان وقايعي با شور و احساسات خوانده مي شود.
اتفاقات سال هاي ۷۳ و ۷۹ بسيار تاسف آورتر از اتفاقات پس از بازي آرسنال - منچستر يونايتد بود. نمونه هاي فراوان ديگري نيز وجود دارند كه شايد مانند دو مورد ذكر شده دامنه دار نباشند اما در نوع خود جاي تامل بسيار دارند.
واكنش مديران و مربيان ايران در برابر چنين حوادثي چه بوده است؟ در آخرين نمونه به ماجراي واحدي نيكبخت برمي خوريم. لگدي كه به ميز ناظر بازي زد و قبل از آن پرخاش به داور. پس از آن مسابقه، امير قلعه نويي و ساير مسئولان باشگاه عملاً از بازيكن خاطي دفاع كردند و هرچند با گفتن اين جمله «اگر نيكبخت مقصر باشد برخورد مي كنيم» سعي داشتند نشان دهند اخلاق، مهمتر از بازيكن است اما اين فقط يك موضع گيري انحرافي بود. همانگونه كه سال ها پيش مديران باشگاه هاي پرسپوليس و استقلال تمام توان خود را به كار بردند تا از حريف يك متهم بالفطره بسازند و طوق تقصير را از گردن خود باز كنند. آنها عملاً به دفاع از بازيكناني پرداختند كه به نمايش گلادياتورگونه در زمين و جلوي چشم ميليون ها بيننده روي آورده بودند. گفتن جملاتي چون «جنگ رواني از سوي بازيكنان تيم مقابل ما شروع شد»، «بازيكن آنها اول فحش داد»، «داور مقصر بود و نتوانست فضا را كنترل كند»،«اين برنامه ريزي فدراسيون موجب شد تا روحيه بچه هاي ما پايين بيايد»، «تماشاگران آنها اول شروع به حاشيه سازي كردند» و يا جمله معروف و عجيب؛ «بالاخره جوان هستند و بعضي وقت ها كارهايي مي كنند» به وضوح بيانگر موضع متكي بر مصلحت باشگاه هاي ايران طي سال هاي گذشته است.
مديران ما هيچ گاه حاضر نشدند ضعف دروني خود را بپذيرند و سعي كردند با پاس دادن افكار عمومي به حاشيه ها يا طرف مقابل، مجموعه خود را منزه جلوه دهند.
متاسفانه بايد گفت اتخاذ اين سياست براي آنها فايده هم داشت. نسل مديران و مربياني كه تمام زشتي هاي چهره تيم خود را خط زدند تا فقط شيريني كاذب ساخته شده بماند مقصران اصلي زايش نسلي از تماشاگران هستند كه مشت ها و لگدها و ناسزاهاي بازي هاي قبلي را به مثابه يك افتخار تاريخي قلمداد كرده و به شور و هيجان آن را در قالب اشعار مي خوانند.
اين گونه، آنها حتي به نسلي كه چيزي از اتفاقات سال ۷۹ به خاطر ندارد ياد داده اند كه مطالبه مشت و لگد از فوتبالي كه داعيه محوريت اخلاق را دارد بالاخره چيزي است كه روزي بايد ببينند. شايد به همين دليل هم اين كودكان و نوجواناني كه تازه راه ورزشگاه را ياد گرفته اند بي صبرانه منتظر وقوع يك درگيري تمام عيار در زمين هستند تا خود نيز به زمره ناظران عيني افتخارات! بپيوندند.
هيچ مدير باشگاهي ايراني را به ياد نمي آوريم مانند پيتر هيل وود با شجاعت به قبح اشتباهات و رفتار بد بازيكنان خود اعتراف كند و صراحتاً بگويد:« بايد منتظر تنبيهات بسيار جدي باشم.»
شايد اگر ما بوديم زمين و زمان را گره مي زديم تا كميته انضباطي را متوجه مقصر بودن حريف كنيم و نه خودمان. شايد...!

خبرهاي كوتاه
تجليل  مقام  معظم  رهبري  از مرحوم  محمد اوراز
حضرت  آيت ا...  خامنه اي  رهبر معظم  انقلاب  اسلامي  در پاسخ  به  نامه  رييس فدراسيون  كوهنوردي  از محمد اوراز كوهنورد پرافتخار و ملي پوش  كشورمان كه  در راه  فتح  قله  گاشربروم  جان به جان  آفرين  تسليم  كرد، تجليل  كردند.
دفتر مقام  معظم  رهبري  در نامه اي  خطاب  به  رييس  فدراسيون  كوهنوردي جمهوري  اسلامي  ايران  آورده  است ، حضرت  آيت ا...  خامنه اي  مدظله  العالي  در پاسخ  به  نامه  آن  فدراسيون  درباره  دلاور و قهرمان  فاتح  قلل  مرتفع  جهان  مرقوم  فرمودند:
بسم ا...  الرحمن  الرحيم  ياد محمد عزيز، قله نورد شرافت  و پاكدامني  را گرامي  مي دارم  و براي  او كه  نام  اسلام  و ايران  را بلند كرد، بلندآوازگي  در ملكوت  را از خداوند متعال  مسئلت  مي كنم . سلام  خدا بر او و همه جوانان  پاك  و مومن  ايران  زمين  باد .

الجوهري :
ايران  را شكست  مي دهيم
«محمود الجوهري»  مربي  مصري  تيم  ملي  فوتبال  اردن ، به  خبرنگار ورزشي «العرب  اليوم » گفت : بازي  برگشت  اردن  با ايران  يك  بازي  انتقامي  خواهد بود و ما اين  تيم  را شكست  خواهيم  داد.وي  گفت : تمرينات  بيشتر به  نحوه  برخورد با حملات  تهاجمي  تيم  حريف  استوار بود.اين  مربي  نام  آشناي  مصري  افزود: مهمترين  عامل  تقويت  روحيه  بازيكنان  تيم  ملي  اردن حضور تماشاگران  و نحوه  تشويق  آنهاست .
الجوهري  تاكيد مي كند كه  بازي  برگشت  در مقابل  ايران  به طور قطع  از آن  اردني ها خواهد بود.
مربي  تيم  ملي  فوتبال  اردن  افزود: بازيكنان  اردني  با توجه  به  روحيه  خوبي  كه  به دست  آورده اند و با درنظرگرفتن  حضور تماشاگران  سعي  دارند بازي  را به  نفع  خود به  پايان  برسانند.وي  با اشاره  به  تقويت  خط دفاعي  تيم  فوتبال  اردن  اظهار داشت ، در بازي  برگشت  با ايران  به  خطوط مياني  و دفاعي  تيم  توجه  خاصي  شده  است .
الجوهري  تاكيد كرد، در بازي  با ايران  تلاش  مي شود تا اشتباهات  ديدار رفت  تكرار نشود.
العرب  اليوم  اضافه  كرد، احتمال  مي رود كه  «علي  دايي » مهاجم  اصلي  و تاثيرپذير تيم  فوتبال  ايران  به  دليل  مصدوميت  نتواند در بازي  برگشت  با اردن  بازي  كند.
روزنامه  «الراي » نيز در مورد بازي  ايران  و اردن  نوشت : بازيكنان  تيم  ملي  فوتبال  اردن  به  تمرينات  خود ادامه  مي دهند.
اين  روزنامه  مي افزايد: در هنگام  تمرين  تيم  فوتبال  اردن «علي  بن  الحسين »، رييس  فدراسيون  فوتبال  اين  كشور و برادر «عبدا...  دوم » پادشاه  اردن  براي  نخستين  بار زمان  زيادي  را ميان  بازيكنان  اين  تيم  سپري  كرده  و بر تقويت  روحيه  آنان  افزوده  است .
در بازي  رفت  دو تيم  ملي  فوتبال  ايران  و اردن  كه  دو هفته  پيش  در تهران  برگزار شد، تيم  ملي  فوتبال  اردن  با شكستي  سنگين  در برابر ايران  اين  بازي  را با نتيجه  ۴ بر ۱ واگذار كرد.متعاقب  اين  شكست  سنگين  روزنامه هاي  اردن  با انتقاد از مربي  و در برخي  موارد از فدراسيون  فوتبال  اين  كشور، به  نحوه  سوءمديريت  و همچنين  تمرينات  نامناسب  اين  تيم  اعتراض  كردند.

نظرات  كاويانپور و نويدكيا
درباره  بازي  با  اردن 
دوتن  از بازيكنان  تيم  ملي  فوتبال  ايران  كه  به  منظور ديدار برگشت  مقابل  اردن  در چارچوب  مسابقات  فوتبال  مقدماتي  جام  ملت هاي  آسيا در امان  به سر مي برند، ارزيابي  خود را در مورد اين  بازي  ابراز داشتند.
«حامد كاويانپور» بازيكن  خط مياني  تيم  ايران  در امان  اظهار داشت : تيم  فوتبال  اردن  نسبتاً خوب  بازي  مي كند و با توجه  به  ميزباني  اين  تيم  و همچنين  شكست  سنگين  در بازي  رفت  در مقابل  ايران ، سعي  دارد با حالت  هجومي  ظاهر شود.وي  افزود، بازيكنان  ما با توجه  به  روحيه  خوبي  كه  دارند فشار خود را به  خط دفاعي  حريف  خواهند افزود.كاويانپور اظهار اميدواري  كرد كه  ملي  پوشان  تيم  ملي  بتوانند در اين  بازي  امتياز خوبي  به دست  آورند.
«محرم  نويدكيا» ديگر بازيكن  خط مياني  تيم  ملي  فوتبال  ايران  گفت : تيم  فوتبال  اردن  خلاقيت  ندارد، فقط مي تواند توپ  را در زمين  خوب  حفظ كند.وي  در مورد عدم  حضور احتمالي  «علي  دايي » در بازي  برگشت  با اردن  اظهارداشت : اين  موضوع  تغييراتي  در تيم  اردن  به وجود خواهد آورد به  اين  صورت  كه  از بازيكنان  دفاع  اين  تيم  كاسته  و به  خط حمله  و مياني  خواهند افزود.اين  بازيكن  تصريح  كرد با توجه  به  اينكه  تيم  اردن  قصد دارد بازي  را با حملات  گسترده  پي  بگيرد، بازيكنان  سرعتي  ما از فرصت  استفاده  كرده  و خواهند توانست  چندين  بار دروازه  حريف  را بگشايند.
وي  پيش بيني  كرد، اين  بازي  با تفاضل  گل هاي  بيشتر از بازي  رفت  به  سود تيم  ملي  ايران  به  پايان  برسد.
بازي  برگشت  دو تيم  ايران  و اردن قرار است  امروز در شهر امان  برگزار شود.در ديدار رفت  تيم  كشورمان  با حساب  ۴ بر ۱ به  برتري  رسيد.

نتايج  مسابقات  بسكتبال
نتايج  دومين  روز (چهارشنبه ) از مسابقات  بسكتبال  جام  ملت هاي  آسيا كه  در شهر هاربين  چين  جريان  دارد، به  شرح  زير است :
گروه  يك :قزاقستان  ۸۶، ازبكستان  ۶۶ ‎/ لبنان  ۹۰، هنگ كنگ  ۶۷
گروه  دو:كره جنوبي  ۹۵، كويت  ۷۱ ‎/ هند ۸۱، مالزي  ۶۲
گروه  سه :چين  ۱۲۱، تايوان  ۶۱ ‎/ ايران  ۸۲، سوريه  ۶۷
گروه  چهار:ژاپن  ۶۳، اردن  ۵۹ ‎/قطر ۷۷، فيليپين  ۶۹


محروميت ناپل  از  پنج  ديدار خانگي 
تيم  ناپل  حاضر در رقابت هاي  فوتبال  قهرماني  دسته  دوم  باشگاه هاي  ايتاليا به علت  رفتار غيرورزشي  و خشن  طرفداران  خود در جريان  ديدار شنبه  گذشته  مقابل  تيم  «اوه لينو»، از برگزاري  پنج  مسابقه  خانگي  محروم  شد.
بنا بر راي  روز پنجشنبه  كميته  انضباطي  فدراسيون  فوتبال  ايتاليا، ناپل  بايد ديدارهاي  خود را در شهرهاي  ديگر برگزار كند و طرفداران  اين  تيم  نيز حق  ورود به  ورزشگاه  را ندارند.
در جريان  درگيري هاي  خشونت بار تماشاگران  مسابقه  تيم هاي  «اوه لينو» و ناپل  در هفته  گذشته ، يك  نفر بر اثر سقوط از ارتفاع  كشته  شد و چند مامور پليس  نيز مجروح  شدند.
بنا بر آمارهاي  ارايه  شده ، ۲۵ درصد مسابقات  فوتبال  در ايتاليا با رفتارهاي  خشونت بار همراه  بوده  كه  تاكنون  موجب  زخمي  شدن  شمار زيادي  از تماشاچيان  و ماموران  پليس  در اين  كشور شده  است .

نگراني براي قهرمان سابق
جامعه ورزش انگليس نگران وضع روحي قهرمان سابق سنگين وزن بوكس جهان است
انتقال «فرانك برونو»، قهرمان پيشين سنگين وزن بوكس جهان به يك بيمارستان اعصاب و روان جامعه ورزش انگليس را به شدت نگران كرده است.
روز گذشته با وخيم شدن حال روحي برونوي ۴۱ ساله، وي  به  طور اضطراري  با آمبولانس  به  يك  كلينيك  تخصصي  اعصاب  و روان  «گودميز» در منطقه  «ايلفورد» انتقال  يافت  و هم اكنون  نيز آزمايش هاي  مختلفي  در جهت  شناخت  بيماري  و راه هاي  درمان  او در جريان  است .
اين  مسئله  در حال  حاضر به  مهمترين  رويداد خبري  ورزشي  تبديل  شده  و تقريباً همه  رسانه هاي  انگليس  بخش هايي  از اخبار و تفاسير خود را به  بررسي  وضع  برونو اختصاص  داده اند.
با توجه  به  سليقه ها و حجم  خبري  ورزشي  در انگليس  صرفنظر از استثناهايي همانند «جورج  بست» قهرمان  افسانه اي  فوتبال  به  ندرت  اتفاق  مي افتد كه  رويدادي  مربوط به  بيماري  يك  ورزشكار بازنشسته  اين گونه  گسترده  پوشش  خبري  يافته  و به  يك  خبر دنباله دار ملي  تبديل  شوند.
علت  اين  امر را در محبوبيت  غيرمتعارف  برونو بايد جست وجو كرد. وي  با آنكه  تنها مدت  بسيار كوتاهي  در سال  ۱۹۹۶ با شكست  دادن  «اليور مك  كوي » آمريكايي  قهرمان  بوكس  سنگين  وزن  جهان  شد و كمي  بعد در همان  سال  با شكستي  سنگين  و سريع  در برابر «مايك  تايسون » عنوان  خود را از دست  داد.
رسانه هاي  خبري  انگليسي  بر خلاف  استقبال  كم سابقه  قبلي  خود از اين  قهرمان ، به  خاطر شكست  سنگين  وي  در برابر تايسون  او را تقبيح  كرده  و حتي  اعلام  كردند كه  وي  از ابتدا هم  لايق  قهرماني  جهان  نبوده  است .
مدت  كوتاهي  بعد برونو كه  در انديشه  يك  ديدار انتقامي  با تايسون  بود، به  توصيه  پزشك  معالجش  به  دليل  جراحات  وارده  به  چشمش  و خطر احتمالي  مغزي  در صورت  ادامه  مسابقه  مجبور به  كناره گيري  و بازنشستگي  زودرس  از صحنه  رينگ  شد.
برونو پس  از آن  نيز تا مدت ها يك  چهره  محبوب  و ملي  باقي  ماند. وي  با شركت  در نمايش هاي  كمدي  مردمي ، رويدادهاي  خيريه  و برنامه هاي  تلويزيوني  ضمن  آنكه  محبوبيت  دوران  قهرماني اش  را حفظ كرد، كم كم  به  عنوان  يك  چهره  محجوب  و دلنشين  ملي  تبديل  شد.
با اين  همه  وي، همواره  از اين  نظر كه  عمر كوتاه  قهرماني  داشته  و از نظر شهرت ، ثروت  و عنوان  به  افتخارات  و شايستگي هاي  واقعي  خود دست نيافته،  غمگين  بود.
برخي  از روزنامه هاي  انگليسي  از او به  عنوان  قهرماني  از دوراني  سپري  شده  ياد مي كردند كه  به رغم  جثه  غول آسا و خنده هاي  بچگانه اش  در درون  خود عميقاً غمگين  است .
برونو در سال هاي  اخير به  چند مصيبت  پياپي  دچار شد. دو سال  پيش  لورا، همسر محبوبش  به  دليل  بدرفتاريش  از او جدا شد. برونو در مصاحبه اي  اعلام  كردكه  او ديگر قهرمان  نيست  و همسرش  نمي خواهد زن  يك  مرد معمولي  باشد. با اين  همه  وي  در دادگاه  متهم  به  بدرفتاري  و كتك  زدن  همسرش  شد.
پس  از اين  ماجرا سال  گذشته  حادثه  خودكشي  و مرگ  «جورج  فرانسيس » مربي  و نزديك ترين  دوست  او نيز برونو را از از نظر روحي  از پاي  انداخت  و تقريباً وي  را خانه نشين  و منزوي  ساخت .
از هنگام  اعلام  انتقال  فرانك  برونو به  بيمارستان  اعصاب ، بسياري  از شخصيت هاي  ملي  و ورزشي  و مردم  عادي  انگليس  با وي  اظهار همدردي  كرده  و براي  بهبود او دعا كرده اند.
روزنامه هاي  انگليسي  و شبكه هاي  خبري  بي بي سي و اسكاي  و آي تي وي  نيز در بخش هاي  خبري  و صفحات  پايگاه  اينترنتي  خود از مردم  و دوستداران  برونو خواسته اند تا براي  وي  پيام هاي  مهر و دوستي  بفرستند.
حجم  و نوع  پيام هاي  دوستانه اي  كه  براي  اين  ورزشكار بازنشسته  ارسال  شده،  نشانگر عمق  و دامنه  محبوبيت  آشكار نشده  وي  است .
به  گفته  پروفسور «كري  كوپر» متخصص  روانشناسي  ورزشي ، ماجراي  فرانك  برونو سرنوشت  غم انگيز بسياري  از قهرمانان  مشهوري  است  كه  پس  از سال ها افتخارآفريني  يكباره  و يا به  مرور با بازنشستگي  به  فردي  عادي  و فراموش  شده  تبديل  مي شوند.
در اين  ميان  برخي  از آنان  به  سادگي  و يا با سختي  با اين  واقعيت  كنار مي آيند ولي  عده اي  هرگز اين  مسئله  را باور نكرده  و ادامه  زندگي  را بر خود تباه  مي سازند.

|  ادبيات  |   ايران  |   تكنيك  |   جامعه  |   رسانه  |   زمين  |
|  سفر  |   شهر  |   عكس  |   ورزش  |   هنر  |   صفحه آخر  |

|   صفحه اول   |   آرشيو   |   بازگشت   |