جمعه 4 مهر۱۳۸۲ - سال يازدهم - شماره ۳۱۷۷
سينماي جنگ، در بزرگداشت هفته دفاع مقدس
روزهاي رفته و فرصت هاي باقي مانده
004094.jpg

پيمان شوقي
انفجار، آتش، بمباران، خون، جراحت، شهادت، تيربار، ميگ، كلاشينكف، ... نمادها و وقايعي كه بخش جدايي ناپذيري از خاطره جمعي ايرانيان را تشكيل داده و نمايش آنها بر پرده سينما، خالق گونه اي جديد در تاريخ سينماي ايران بوده است به نام سينماي جنگ يا با نام رسمي اش ، «سينماي دفاع مقدس» جنگ هشت ساله اي كه عراق با حمله نظامي و با اهداف گوناگون سياسي عليه دولت و كشور تازه انقلاب كرده ايران آغاز كرد، به دلايل فراوان با ناكامي همه جانبه براي متجاوز همراه بود. علاوه بر روحيه سلحشوري و ميهن دوستي جواناني كه جاي خالي جنگ افزارهاي پيشرفته و سازمان ضعيف ارتش آن دوره را گرفت و ماشين جنگي دشمن را به گل نشاند، تبلور باورهاي مذهبي و شور انقلابي مردمي كه پيروزي در جنگ تحميلي را تنها راه دفاع از آرمان هاي مذهبي و ميهني شان مي ديدند و با حضور در جبهه يا حمايت هاي بي واسطه و تحمل شرايط اقتصادي و امنيتي تحميل شده به كشور بر استمرار آن مهر تاييد مي زدند را مي توان جزو اين عوامل شماره كرد. در اين ميان، رسانه هاي گروهي، مشخصاً سينما و تلويزيون - به دليل توانايي تبليغ و تهييج احساسات، بخش عمده اي از بسترسازي فرهنگي در زمينه گسترش شور و اشتياق ملت به اين زمينه را بر عهده گرفتند و از آنجايي كه تلويزيون، بار سنگين خبر رساني و نيز تلطيف و تسكين آلام وارد بر جامعه را نيز بر عهده داشت به جرات مي توان گفت كه سينما و فيلم هاي جنگي، بهترين و قوي ترين محل براي القاي ديدگاه هاي رسمي مورد نياز به توده مردم بودند.
بدين ترتيب رضايت و حمايت رسمي و توجه نسبي به نيازهاي لجستيكي فيلم هاي جنگي زمينه اصلي پديدآمدن اين گونه سينمايي را در سال هاي آغازين دهه شصت فراهم آورد. در عين حال دو عامل ديگر را در تبيين راهكارها و ترسيم فرم فيلم هاي سال هاي بعد نبايد از خاطر برد. اول نيت سياستگذاران سينمايي وقت بود كه با برنامه اي دراز مدت قصد پالايش فرهنگ سينمايي كشور را داشتند و به نوع جديدي از سينماي آرماني مي انديشيدند كه ضمن بيگانه نبودن با واقعيت هاي جاري، حاوي مفاهيم ديني و ارزشي مورد تاييد جامعه نيز باشد. «سينماي جنگ» به عنوان يك اولويت سياسي، محل خوبي براي آزمايش و سنجش ديدگاه هاي آنان بود. دوم، الزامات تجاري و جذابيت هاي بصري بود كه به عنوان ابزارهايي براي جذب مخاطب شديداً مورد احتياج توليد كنندگان بخش خصوصي بودند و شاخصه هاي تجاري جديدي در اختيار سازندگان فيلم ايراني قرار مي دادند. نبايد از ياد برد كه در آن سال ها چگونگي حضور زن در سينما مورد ترديد بود و پرداختن به خشونت هاي فيزيكي در فيلم ها نيز تقبيح مي شد. به زعم سازندگان فيلم هاي ايراني، فيلم جنگي هر دوي اين مشكلات را حل مي كرد.زنان را در جبهه جنگ جايي نبود (حداكثر در حد حضور در دقايق) آغازين فيلم - قبل از راهي شدن قهرمانان فيلم به جبهه - يا فلاش بك ها بدون آنكه منطق روايي فيلم دچار مخاطره شود؛ و مبارزه قهرمان با سربازان دشمن هم نبرد بين خير و شر قلمداد مي شد.
اين الگوها، امروزه ساده انگارانه مي نمايند ولي در بستر موقعيت هاي موجود آن سال ها، چندان هم دور از ذهن و غير منطقي نيستند. هر چه باشد صحبت از پديد آمدن شكل جديدي از سينما است كه نه از لحاظ بينشي سابقه اي در اذهان سينماگران اين مملكت داشت و نه غير از يكي دو طبع آزمايي تخيلي مرحوم خاچيكيان در سال هاي قبل از انقلاب (مثل «خون و شرف» و «خداحافظ تهران») تصوري از ابعاد تكنيكي و الزامات توليد آن به مخيله كسي خطور مي كرد. در حاليكه سابقه ذهني تماشاگران از فيلم جنگي، آثاري عظيم با سياهي لشكر و امكانات فراوان و صحنه هاي تاثير گذار از انفجار و آتش بود، فيلم هاي اوليه جنگي ايران، دستكم از لحاظ بصري آثار حقيري بودند كه مي كوشيدند با ديالوگ هاي شعاري و شخصيت هاي كليشه اي، منطق الزامات جديد را در محدوده توان فيلمفارسي جاري كنند. فيلم هايي مثل برزخي ها، مرز و جانبازان هر كدام به نوعي ميراث دار حقارت توان توليد و نگاه فرصت طلبانه سازندگانشان بودند و اخلافشان در يكي دو سال آينده كماكان از بيماري مشابهي رنج مي بردند. پوسترهايي مشابه عظيم ترين فيلم هاي جنگي  هاليوود مثل« طولاني ترين روز» و «پاتون» يا «دوازده مرد خبيث»، فيلم هايي را معرفي مي كردند كه تصويرگر حركت چند سرباز يا كماندوي ايراني در بيابان و كوه در نماهايي بلند و ريتم كوتاه بودند و در پايان فيلم عده اي را كشته و قرارگاهي را منهدم مي كردند يا به هر حال ماموريتي را به انجام مي رساندند. فقدان ضرباهنگ، منطق كودكانه و خشونت بي حد و مرز از ديگر ويژگي  اين فيلم ها بود كه در عين حال با بازي هاي اغراق شده و هيجانات كاذب تزيين مي شدند. وجود اين فيلم ها در نيمه شصت بود كه صداي بسياري را - از منتقدين گرفته تا مسئولان سينمايي و غير سينمايي - درآورد و وجه غالب اين اعتراضات اين بود كه فيلم هاي جنگي ايراني فاقد بينش و تفكر ارزشي مطلوبند و نسخه هايي حقير و كمرنگ از اكشن هاي جنگي هاليوود شده اند. شايد خوانندگان جوان باور نكنند از نيمه دهه شصت، بدون توجه به جغرافياي جنگي ايران و تحت تاثير «رمبو» و «كماندو»ي آمريكايي، جنگل هاي سرسبز هم يكي از لوكيشن هاي ثابت فيلم هاي جنگي ايراني شد و باقي ماند!
سينماي دفاع مقدس
اما در همان سال ها دو فيلم ساخته شد كه هر دو مصداق ارزش هاي آرماني و نقطه شروع يا تولد سينمايي بودند كه در خود اطلاق عنوان دفاع مقدس بود. « رهايي » و «كيلومتر پنج» ساخته رسول صدر عاملي و حجت ا... سيفي فيلم هايي بودند كه اين ويژگي ها را با خود حمل مي كردند:
۱- هر دو اولين ساخته بلند سازندگانشان بودند. سازندگاني جوان كه سابقه هنري- فرهنگي شان در خدمت به رسانه هاي تازه تاسيس انقلابي قابل پيگيري بود.
۲- هر دو فارغ از صحنه هاي جنگ، سعي در ترسيم درونيات قهرمانشان داشتند. قهرماني كه به عنوان يك نيروي مذهبي داوطلب در جنگ شركت داشت يا مي خواست داشته باشد و اين حضور، موجب پديدآمدن تعارض بين او و اطرافيانش مي شد.
۳- پرداخت واقع گرايانه و غيرشعاري، تلاش براي بيرون كشيدن لحظه هاي نمايشي از روند يكنواخت زندگي هاي روزمره و رسيدن به نگاه مذهبي از طريق رجوع به فضيلت هاي انساني - و نه صرف نماياندن صحنه هاي نماز يا تلاوت قرآن - نوع تلقي سازندگان هر دو را از ساير محصولات آن زمان متمايز مي كرد.
۴- براي اولين بار در سينماي ايران - و حتي شايد جهان - جنگ عرصه اي براي تزكيه و پالايش روحي معرفي مي شد؛ البته با رجوع به تلقي مذهبي و آرماني از وجوب حضور در ميداني كه براي دفاع است و نه حمله يا تجاوز نظامي. در همين راستا نوع نگاه به دشمن فراتر از ديدگاه يكسونگرانه و در قالب پرداختي فراگير به آزمون انسان در برابر انسان مطرح مي شد كه استمرار همين نگاه،بعد ها يكي از مؤلفه هاي اصلي سينماي دفاع مقدس شد.
صرفنظر از ايراد هاي جزيي در تكنيك و ساختار،عرضه اين دو فيلم نقطه عطفي در جهت يافتن سينماي مطلوب و مورد تبليغ طراحان سياست هاي كلان سينمايي بود كه چرا اولاً الگويي شد براي ساخت فيلم هاي بعدي و ثانياً با استقبال تماشاگران از رهايي (كه رگه هايي از ملودرام را نيز با خود داشت) تضميني شد براي سازندگان كه از سرمايه گذاري در اين نوع فيلم نهراسند.
گذشته از بخش خصوصي، نهاد هاي دولتي بخشي از بودجه فعاليت هاي فرهنگي خود را به توليد و پخش فيلم اختصاص دادند كه رقم عمده اي از اين فيلم ها را آثار جنگي يا مرتبط با جنگ تشكيل مي دادند. بخش فرهنگي بنياد مستضعفان (جانبازان بعدي)، بنياد پانزده خرداد، بنياد شهيد، حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي، خانه فرهنگ و هنر اسلامي، معاونت فرهنگي سپاه پاسداران و ... نمونه اي از نهاد هاي دولتي بودند كه طي دهه شصت به سرمايه گذاري در توليد و گسترش سينماي جنگ يا دفاع مقدس همت گماشتند. نكته قابل توجه در توليدات اين نهاد ها رويكرد عام به ارزش هاي رسمي و برجسته كردن وجوه مذهبي در قصه هاي مرتبط با دفاع مقدس بودند. همچنين جوان گرايي و تفويض اختيارات و بودجه و امكانات كلان به فيلمسازان جواني كه اغلب اولين فيلم بلند شان را مي ساختند و مدام مشغول تجربه قواعد فيلمسازان بلند بودند از ديگر نشانه هاي خاص فيلمسازي آن دوران است. بخش خصوصي محتاطانه تر عمل كرد و با استفاده از فيلمسازي با تجربه در تهييج بينندگان،توانست شماري از پرفروش ترين فيلم هاي دهه شصت را توليد كند كه همه در رده سينماي جنگ جاي داشتند. البته بخش دولتي هم از قافله عقب نماند و بسياري از توليدات آن با رعايت استاندارد هاي لازم فيلم هاي خوش ساختي از آب درآمدند كه با مخاطبين نيز ارتباطي كامل برقرار مي كردند. عقاب ها، پلاك، گذر گاه و كاني مانگا پرفروش ترين فيلم هاي اين دوره اند كه تا ساليان سال هم بار چرخاندن سالن هاي متروك سينماهاي شهرستان هاي دور را به دوش مي كشيدند و اي بسا كه هنوز هم مي كشند. اما نكته قابل درنگ آنكه در همين سال ها، نسل جديدي در ميدان هاي جنگ، دوربين به دست،مشغول ممارست بودند و مقدر بود كه به زودي مشعل را از گروه قبلي گرفته، عرصه تازه اي را بگشايند.

از آرمان تا واقعيت
ناصر تقوايي روايت مي كند كه روزي يكي از مسئولين سينمايي از او پرسيده كه چرا ما فيلم هاي جنگي بزرگي نداريم و به توليدات ماندگار كشورهاي ديگر احتجاج كرده ايم. تقوايي در پاسخ ذكر مي كند كه تمام اين آثار بزرگ - داستاني - در سال هاي پس از جنگ پديد آمده اند. بگذاريد ده سال از پايان جنگ بگذرد،آن وقت فيلم هاي بزرگ جنگي  ما هم يكي يكي ظاهر مي شوند.
البته از پيش بيني تقوايي تا به حال پانزده سال گذشته. ممكن است كارنامه سينماي دفاع مقدس از بعضي جهات چندان پربار به نظر نرسد ولي در عين حال دستاورد هاي فراوان آن قابل كتمان نيستند. تربيت يك نسل فيلمساز و تكنسين هاي سينما در شاخه هاي مختلف، بالا بردن توان توليد (پروداكشن) سينماي ايران در خلق صحنه هاي عظيم و پرخرج و از همه مهمتر ثبت ياد و خاطره دلاوري هاي رزمندگان مدافع اين مرز و بوم در اذهان مردم و نسل هاي جديد، همه از مواهب اين سينما براي كشور است. در كنار سينماي بلند داستاني حضور سينماي مستند را نيز نبايد از ياد برد كه در طول هشت سال جنگ، توانست در كنار وظيفه ثبت وقايع و اطلاع رساني، گونه جديد و منحصر به فردي را پرورش دهد و به مخاطبين ايراني عرضه كند كه به جرات مي توان گفت در نوع خود بي نظير و فاقد نمونه اي خارجي است. «روايت فتح» كه دستاورد جسارت فيلمبرداران جوان و بينش وسيع و همه جانبه سيد مرتضي آويني نسبت به مديوم سينما بود علاوه بر كاناليزه كردن تداعي يادها و خاطرات جنگ در اذهان مردم ايران، اساساً روش نويني در برنامه سازي رسانه اي بنياد نهاد كه امروزه به يك سبك جاري و مرسوم در توليدات ويديويي و تلويزيوني بدل شده و اسباب ارتباط فيلمسازان با مخاطبان است. تاسيس بنياد حفظ آثار دفاع مقدس و در كنار آن مركزي براي حمايت و توسعه سينما كه وظيفه تامين و تدارك امكانات توليد خاص اين سينما را بر عهده دارد، و تاسيس شهرك سينمايي براي توليد فيلم هاي جنگي كه نمونه اي از فعاليت زيربنايي در زمينه حمايت و همراهي با فيلمسازان سينماي جنگ است ديگر دستاوردهاي سال هاي اخير در اين مسيرند.
004096.jpg

اما منتقدان روند جاري امور، معتقدند كه در اين زمينه كم كاري فراوان شده و از پتانسيل موجود استفاده بهينه نشده است. آنها معتقدند تصوير جنگ در سينما محل مناسبي براي بررسي حالات دروني و انساني شخصيت ها و امكان خوبي براي دادن نشانه هاي يك دوران است. همچنين مي گويند اين سينما در ثبت حماسه هاي بزرگ نظامي يا مظلوميت مردمي كه ناجوانمردانه هدف حمله يكي از مخوف ترين ماشين هاي جنگي منطقه قرار گرفته بودند،توفيق چنداني نداشته است. كم رنگ شدن وجوه ميهني و تاكيد بر جنبه هايي خاص و شخصيت هايي ويژه كه باعث گسست رابطه ميان تماشاگران و اين فيلم ها است از ديگر انتقادات وارده است و در نهايت اينكه سينماي جنگ فقط نشان دادن توپ و تانك و انفجار و خمپاره نيست. غفلت از نمايش بازتاب جنگ در جامعه در سال هاي جريان آن را مي شد اينطور توجيه كرد كه در آن زمان لازم بود تمام ظرفيت هاي موجود صرف تهييج روحيه سلحشوري و تشويق تماشاگران به همدلي و همراهي با رزمندگان جبهه ها شود. اما در سال هاي پس از جنگ رويكرد به زندگي بازماندگان سال هاي دفاع مقدس مناسب ترين شيوه براي زنده نگه داشتن آرمان هاي زمان جنگ است كه در نگاهي گذرا توفيق چنداني در اين بخش ديده نمي شود. جالب اين است كه تقريباً تمام استثناهايي كه اين انتقادات را نقض مي كنند در زمان ساخت و نمايش از استقبال تماشاگران بي نصيب نبودند. في المثل كمدي استثنايي جنگي سينماي ايران «ليلي با من است» در بطن داستاني مربوط به شرايط جنگ و جبهه سال هاي شصت، شكل گرفتن و نهادينه شدن جرياني از «ريا» در جامعه را در سال هاي نيمه دهه هفتاد هدف قرار مي داد و پيامش را نيز به مخاطب مي رساند كه به همين دليل هم مورد توجه قرار گرفت. «سجاده آتش» كه شايد تا سال ها حرف آخر در توان سينماي ايران در ارايه صحنه هاي عظيم كلاسيك درگيري هاي گروهي و نبرد تانك ها باشد، از طريق تصويرسازي جذابش گوشه اي از عمليات سرنوشت ساز كربلاي پنج را در ذهن نوجوانان و جواناني كه از تماشايش لذت مي بردند،ثبت مي كرد و «آژانس شيشه اي» از نقد شرايط فردي قهرمانان فراموش شده ديروز به بحران تفكر و آرمان در جامعه امروز رسيد و علاوه بر توفيق چشمگير مالي، تبديل به نمادي فرهنگي در حافظه جمعي ايران معاصر شد.
اما به نظر مي رسد با گذشت ساليان و محو شدن تدريجي لوكيشن ها و امكانات واقعي مربوط به دوران جنگ، تهيه كنندگان بخش خصوصي از عهده هزينه هاي توليد فيلم جنگي برنيايند،لذا فليمسازان علاقه مند ناچارند يا به نهادهاي مسئول رجوع كنند يا عطاي ساختن فيلم جنگي را به لقايش ببخشند و جذب ساير وادي ها شوند (اتفاقي كه عملاً طي چندسال اخير افتاده).
مشكل بسياري از اين فيلمسازان ـ كه بارها هم از تريبون هاي رسمي و غيررسمي اعلان شده ـ  اين است كه مسئولين نهادهاي حامي سينماي جنگ، حامل تفكري نظامي اند و سليقه هاي ناهمگون را برنمي تابند. (ماجراي گرفتاري حاتمي كيا با موسسه فرهنگي روايت فتح بر سر «موج مرده» را از ياد نبرده ايم) ظاهراً هنوز اين نكته كه تبليغ مستقيم كاركرد معكوس يا دستكم بي حاصل دارد،جا نيفتاده و شماري از تصميم گيرندگان امروز سينماي جنگ هنوز ترجيح مي دهند بودجه و امكانات را در اختيار كساني قرار دهند كه صرفاً راوي نقطه نظرات و ديدگاه هاي آنان باشند. روندي كه موجب شده بود زماني نه چندان دور سينماي جنگ تبديل به سكوي پرتاب افراد نابلدي شود كه فقط و فقط دغدغه ورود به سينما را داشتند و اگر هوشياري معاونت سينمايي وقت نبود ـ  كه به موجب قانوني، فيلمسازان تازه كار را از اينكه اولين فيلم بلندشان جنگي باشد محروم كرد ـ ممكن بود معضل ديگري به شكل انبوه فيلم هاي جنگي ضعيف، شعاري و بي مخاطب به اقتصاد نحيف سينماي ايران تحميل شود.

هرسال يك هفته
هفته دفاع مقدس، بهانه اي است تا دست اندركاران، فيلمسازان و دلسوزان اين سينما دور هم جمع شوند، ميزگرد تشكيل بدهند، چاره جويي كنند، مصاحبه كنند،  بنويسند و ... كه سينماي دفاع مقدس را دريابيد. هرسال در چنين ايامي بارها و بارها انواع وعده ها و تصميم گيري ها و شعارها را در مورد لزوم بازنگري سياست ها و فعال كردن پتانسيل موجود مي خوانيم و مي شنويم ولي بعد از اتمام اين چند روز، باز هم روز از نو و روزي از نو. امكانات خاك مي خورند، بودجه ها در حساب هاي بانكي مي مانند، فيلمسازان و تكنسين هاي اين سينما به شاخه هاي ديگر كوچ مي كنند و سياستگذاران، گذران مي كنند تا سال ديگر و هفته ديگر و هنوز هم سينماهاي قديمي كشور با نمايش كپي هاي درب و داغان عقاب ها، گذرگاه، رنجر، پلاك و ... چراغ سينماي جنگ را افروخته نگه مي دارند.
اميدواريم با فعال شدن بخش دفاع مقدس در بنياد فارابي و ايجاد رقابت در عرصه توليد آثار جنگي، از اين پس شاهد فعاليت بيشتر نهادهاي مسئول باشيم. البته لازم است مسئولين دست به يك خانه تكاني اساسي در بينش ها و ديدگا ه هاي جاري بزنند تا امكان جذب مجدد آدم هاي اين سينما به خانه اصلي خود و بالطبع، رويكرد تماشاگران و استمرار حيات سينماي دفاع مقدس فراهم شود. هنوز ناگفته هاي زيادي مانده و چشم ها و گوش هاي مشتاق زيادي وجود دارند. فرصت هاي باقي مانده را دريابيم.

هفت هنر
مكث  در جشنواره  فيلم فجر
فيلم  سينمايي  «مكث » به  كارگرداني  «سامان  مقدم» كه  مرحله  فيلمبرداري  آن  به  پايان  رسيده ، در بيست  و دومين  جشنواره  بين المللي  فيلم  فجر شركت  مي كند.
سامان  مقدم  كه  مشغول  آماده سازي  فيلم  مكث  براي  شركت  در اين  جشنواره  بين المللي  است ، گفت : فيلمبرداري  صحنه هاي  داخلي  فيلم  مكث  پس  از ۷۵ روز در تهران  پايان  يافت  و به زودي  جهت  فيلمبرداري  يكي  دو صحنه  باقيمانده  عازم  خارج  از كشور خواهيم  شد.
وي ، فيلم  مكث  را يكي  از گران ترين  آثار سينمايي  كشور دانست  و افزود: متاسفانه  تاكنون  بنياد سينمايي  فارابي  حمايتي  از اين  طرح  سينمايي  انجام  نداده  است .
در فيلم  سينمايي  مكث  كه  مضموني  طنز و موزيكال  دارد، رامبد جوان ، محمدرضا شريفي نيا، گوهر خيرانديش، فرهاد آييش  و پگاه  آهنگراني  نقش آفريني  مي كنند.
مقدم  كه  كارگرداني فيلم هاي  «پارتي» و «سياوش » را در كارنامه  خود دارد از نحوه  ارايه  حمايت هاي  دولتي  به  فيلم هاي  سينمايي  انتقاد كرد و خواستار بررسي  كارشناسانه  براي  اختصاص  يارانه  به  آثار بصري  شد.

آثار خانواده مخملباف
004092.jpg

در سينما سپيده
سينما سپيده در ادامه  برنامه هاي اكران سينمايي فيلم هاي مطرح و نمايش فيلم  هاي «گاو» و «مسافران» طي سال گذشته، از ۱۵ مهرماه، مروري بر فيلم هاي خانواده مخملباف را برگزار خواهد كرد.
طبق تماس با مسئول اين سينما،وي نمايش فيلم هاي محسن مخملباف و خانواده اش را منوط به موافقت وزارت ارشاد و گرفتن پروانه نمايش، دانست.
قرار است هر روز و هر سانس يكي از فيلم هاي اين خانواده نمايش داده شود كه در اين ميان مي توان از فيلم هاي «باي سيكل ران، نوبت عاشقي، شبهاي زاينده رود» و تعدادي از فيلم هاي كوتاه نام برد.

«مزرعه پدري» متوقف شد
فيلم «مزرعه پدري» ، آخرين ساخته رسول ملاقلي پور در مرحله فني متوقف شد.
به گزارش خبرگزاري فارس، اين فيلم در مرحله صداگذاري دالبي ديجيتال كه قرار بود در كشور كانادا انجام شود، به دلايل نامعلومي متوقف مانده است.
«مزرعه پدري» از پروژه هاي سنگين سينماي ايران به حساب مي آيد كه گوشه چشمي به وقايع جنگ تحميلي دارد و داستان يك نويسنده را روايت مي كند كه در دزفول حضور پيدا كرده و در جلسه نقد و بررسي كتابش شركت مي كند. نويسنده سال ها پيش همسر و فرزندانش را در جنگ از دست داده است و ...
از رسول ملاقلي پور پيش از اين فيلم هاي جنگي تاثيرگذاري چون «هيوا» و « سفر به چزابه» به روي پرده سينما رفته است.

گمگشته مهرجويي
004080.jpg

داريوش مهرجويي، پس از ساخت فيلم مهمان مامان، ساخت فيلم «گمگشته» را آغاز مي كند.
مجيد اوجي، تهيه كننده اين فيلم با اعلام اين مطلب گفت: تا زماني كه آقاي مهرجويي فيلمبرداري «مهمان مامان» يا «تولدت مبارك» را به پايان نرسانند هيچ اقدامي نخواهيم كرد.وي از شركت آلماني ZDF ، سيما فيلم و باران فيلم به عنوان تهيه كنندگان اين فيلم نام برد و گفت: ۵۰ درصد از بودجه كار توسط ZDF و ۵۰ درصد ديگر توسط شركاي ايراني تامين مي شود.
اوجي درباره دلايل همكاري با يك شركت آلماني گفت: نويسنده اين متن مرحوم علي اصغر عسگريان است كه سال ها در كشور آلمان زندگي مي كرده است. اين فيلمنامه در زمان حيات آقاي عسگريان برنده  جايزه  فيلمنامه نويسي در اروپا شده است و كل فيلم نيز در آلمان اتفاق مي افتد.وي ادامه داد:  متاسفانه آقاي عسگريان دو سال پيش زماني كه قرار بود كار دو ماه بعد كليد بخورد دقيقاً در روز عقد قرارداد سكته كردند، ما يك سال به احترام ايشان صبر كرديم و هم اكنون كار، دوباره به جريان افتاده است.
فيلم سينمايي گمگشته داستان پدر و پسري را به تصوير مي كشد كه به قصد پناهندگي راهي كشور آلمان مي شوند. طي حادثه اي در آلمان پسر گم مي شود و از آنجاست كه به دنبال خانه خود مي گردد اما از آنجا كه زبانش فارسي است هيچ كس صحبت هاي او را نمي فهمد تا اينكه نقاشي دوره گرد كه مشغول كشيدن يك مينياتور هندي است با او آشنا مي شود و پسر با نشان دادن چيزهايي شبيه به خانه سنتي خود در ايران مي گويد: خانه  من اينجاست و همين مسئله باعث آشنايي پسر با نقاش مي شود. از طرفي پدر كه سخت به دنبال فرزند خود است، در ابتدا جذب زيبايي هاي كشور آلمان مي شود اما به تدريج همه چيز برايش زشت مي شود و احساس گمگشتگي مي كند تا اينكه در نهايت واقعه  تلخي برايش پيش مي آيد. در پايان فيلم بچه هايي را از نژادهاي مختلف مي بينيم كه در جنگلي سرگردان فرياد مي زنند خانه  ما كجاست؟!

صحنه
تئاتر
004072.jpg
مجموعه تئاتر شهر فعاليت هاي خود را با اجراي هفت نمايش ادامه مي دهد. به گزارش روابط عمومي تئاتر شهر، نام نمايش ها، محل اجرا، نويسنده و كارگردان، ساعت اجرا، مدت اجرا و قيمت بليت به اين شرح است:
«شب هزار و يكم» تالار چهارسو - نويسنده و كارگردان: بهرام بيضايي، ساعت: ۳۰/۱۷، مدت: ۱۸۰ دقيقه، قيمت بليت: ۳۰۰۰ تومان.
«داستان خرس هاي پاندا» تالار قشقايي - نويسنده: ماتئي ويسني يك، مترجم و كارگردان: تينوش نظم جو، ساعت: ۳۰/۱۹، مدت: ۸۰ دقيقه، قيمت بليت: ۱۵۰۰ تومان.
«مضحكه شبيه قتل» تالار سايه - نويسنده و كارگردان: حسين كياني، ساعت: ۱۸ مدت: ۹۵ دقيقه، قيمت بليت: ۱۵۰۰ تومان.
«آخر خط» تالار سايه - نويسنده: پترتوريني، مترجم: علي اميني نجفي، كارگردان: سهراب سليمي، ساعت: ۲۰، مدت: ۶۰ دقيقه، قيمت بليت: ۱۵۰۰ تومان.
«آندرانيك» تالار كوچك (شماره ۲) - نويسنده: حسين مهكام، كارگردان: حميد پورآذري، ساعت: ۴۵/۱۹، مدت: ۷۰ دقيقه، قيمت بليت: ۱۰۰۰ تومان.
«آژاكس» تالار نو - نويسنده: حميدرضا نعيمي، كارگردان: آرش دادگر، ساعت: ۴۵/۱۸، مدت: ۵۰ دقيقه، قيمت بليت: ۱۰۰۰ تومان.
«تجربه هاي اخير» تالار نو - نويسندگان: ناديارز - ژاكوب ورن، مترجمان: عليرضا فدايي- امير رضا كوهستاني، كارگردان: امير كوهستاني، ساعت: ۱۵/۲۰، مدت: ۸۵ دقيقه، قيمت بليت: ۱۰۰۰ تومان.
گيشه تئاتر شهر هر روز به جز شنبه ها از ساعت (۱۶ الي ۱۹) آماده پيش فروش بليت نمايش ها است. «تئاتر شهر شنبه ها تعطيل است».

«آخر خط» در سايه
نمايش «آخر خط» نوشته «پترتوريني» با طراحي و كارگرداني «سهراب سليمي» در تالار سايه تئاتر شهر به روي صحنه رفت.
«سهراب سليمي» در يادداشتي درباره «توريني» و نمايش «آخر خط» نوشته است:
«پتر توريني» در ۲۶ سپتامبر سال ۱۹۴۴ در شهرك «سانتا مارگارتن» در نزديكي شهر «گراتس» در جنوب اتريش به دنيا آمد. «پتر توريني» سبك خود را در گفت و گويي چنين توضيح داده است: «به نظر من تئاتر وظيفه ندارد مشكلات واقعي جامعه را به شكل عيني و دقيق نشان بدهد، يا اينكه براي آنها راه حلي پيدا كند؛ وظيفه تئاتر اين است كه اين مشكلات را به گونه اي اغراق آميز نشان بدهد.»
نمايش «آخر خط» در سال ۱۹۷۷ نوشته شد و «توريني» آن را به مناسبت شصت سالگي «كلاوس پايمان» به اين كارگردان نوجو و نامي اهدا كرد.
«آخر خط» بي ترديد نمايشي دهشت انگيز است، عاقبت آدمي كه در غرقابي از دروغ ها و تزوير ها فرو رفته و ديگر در اين دنياي غيرواقعي قادر به ادامه حيات نيست.
نمايش «آخرخط» را «علي اميني نجفي» ترجمه كرده است و «احمد ساعتچيان و آرزو محمدي» در آن بازي دارند. آهنگ نمايش،ساخته «عليرضا ساعتچيان» است.
نمايش «آخر خط» هر روز به جز شنبه ها ساعت ۲۰ در تالار سايه تئاتر شهر اجرا مي شود.

دوستت دارم با صداي آهسته
زهرا صبري، كارگردان تئاتر، آذرماه امسال نمايش «دوستت دارم با صداي آهسته» را در تالار سايه به روي صحنه مي برد.
اين نمايش كه آن را چيستا يثربي نوشته، دو اپيزود دارد.
در اپيزود نخست، پسر و دختري به علت خرابي آسانسوري كه سوار آن بوده اند، گرفتار مي شوند و در اين زندان موقت، مشخص مي شود كه آنها در سال هاي دور يكديگر را مي شناخته اند. در اين اپيزود، سيما تيرانداز و مجيد جوزاني به ايفاي نقش مي پردازند.
اما اپيزود دوم كه در يك آتليه عكاسي رخ مي دهد روايتگر داستان زندگي زن و مردي است كه بعد از چندين سال زندگي مشترك، به آتليه عكاسي مراجعه مي كنند تا عكس عروسي بيندازند. زن با لباس عروس و مرد با لباس دامادي مي آيند و ميان آنان و عكاس آتليه، ماجراهايي رخ مي دهد. بازيگران اين اپيزود، ژاله صامتي، ايرج سنجري، داريوش فائزي و حافظ آهي هستند.
زهرا صبري، نمايش «حموم خليفه» را براي شركت در جشنواره فجر امسال آماده مي كند. وي پيش از اين قرار بود ورسيون اول نمايش ملكه و مالديني نوشته چيستا يثربي را كارگرداني كند اما اين نمايشنامه هم اكنون به نام شهره لرستاني و افسر اسدي به دفتر جشنواره فجر ارسال شده است.
همچنين يثربي، ورسيون جديد اين نمايشنامه را كه به تعداد بازيكنان يك تيم فوتبال بازيگر دارد به صورتي كارگرداني مي كند كه دي ماه امسال در ايران و بهار سال آينده در ايتاليا به روي صحنه مي رود.

هنر
ادبيات
ايران
تكنيك
جامعه
رسانه
زمين
سفر
شهر
عكس
ورزش
صفحه آخر
|  ادبيات  |  ايران  |  تكنيك  |  جامعه  |  رسانه  |  زمين  |  سفر  |  شهر  |
|  عكس  |  ورزش  |  هنر  |  صفحه آخر  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   شناسنامه   |   چاپ صفحه   |