سه شنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۱ - سال يازدهم - شماره ۲۹۹۶ - Mar.4,2003
آموزشي
Front Page

آموزگاران بوسني از دانش آموزان مي ترسند!
003505.jpg
بسياري از آموزگاران تازه كار در بوسني، مايل هستند شغل ديگري اختيار كنند. والنتينا ۲۷ ساله از جمله اين افراد است كه به تازگي دررشته زبان انگليسي فارغ التحصيل شده است. وي رنج تحصيل در سالهاي پس از پايان جنگ بوسني(۱۹۹۵-۱۹۹۲) را به جان خريد، به اين اميد كه بعدا آموزگار شود. اما حالا پس از مشاهده شرايط موجود براي آموزگاران با سابقه تصميم گرفته است به فكر شغل ديگري باشد. وي گفت: «من نمي توانم با بچه هايي كه حالا نوجوان هستند، كنار بيايم. آنان بيش از حد پرخاشگر هستند و نمي دانم چگونه با آنان رفتار كنم. مي خواهم مترجم شوم، نه اينكه در مدرسه درس بدهم.»
به گزارش خبرگزاري فرانسه، وليمير بوكايلوويچ آموزگار و مدير دبيرستاني در بانيالوكا كه مركز نهادهاي صرب بوسني است، به فكر تغيير شغل نبوده است. پارسال دانش آموز ۱۷ ساله اي در مدرسه به طرف او شليك و او را مجروح كرد. بوكايلوويچ به طور اتفاقي مورد هدف قرار گرفت، چرا كه دانش آموز مسلح معلم ديگري را هدف گرفته بود كه به او نمره كمي داده بود. پزشكان به سختي توانستند جان وي را نجات دهند و بوكايلوويچ همچنان از ناحيه شكم مشكل دارد. وي گفت: «وقتي از حالت اغما خارج شدم، از اينكه شنيدم دانش آموزي به من شليك كرده بود، بسيار متعجب شدم. او روي صورتش نقاب كشيده بود و من فكر كردم سارق است، اما اصلا به ذهنم خطور نكرد كه او دانش آموز است.»
وحشت جنگ بوسني كه جان بيش از ۰۰۰/۲۰۰ نفر را گرفت و باعث بحرانهاي اجتماعي، سياسي و اقتصادي شد، جراحتهاي رواني بر يك نسل برجا گذاشت. تقليد جنايتكاران را در آوردن به يكي از بازيهاي مورد علاقه بسياري بچه ها تبديل شد. بوكايلوويچ گفت: «درست است كه رفتار پرخاشگرانه بيشتري را در مدارس شاهد هستيم، اما فكر نمي كنم اين امر فقط ناشي از جنگ است، بلكه به
وخيم شدن اوضاع جامعه نيز بستگي دارد.» به اعتقاد وي مقصر دانستن بچه ها نادرست است. بوكايلوويچ افزود: «همه چيز در اينجا بي ثبات است. بنابر اين شايد طبيعي باشد كه آنان هم احساس بي ثباتي كنند.»
هراز چندي تلفن هايي به بوكايلوويچ مي كنند و به او هشدار مي دهند كه در مدرسه اش بمب كار گذاشته اند كه تمام ساختمان را به هوا خواهد فرستاد. اما هيچكدام از اين تماسها باعث نشد وي مدرسه را تخليه كند يا به پليس اطلاع دهد، چرا كه اين تلفنها كار دانش آموزاني بود كه مي خواستند در آن روز امتحان ندهند. وي گفت: «گاهي اوقات بعدا از خودم مي پرسم آيا كار درستي كردم كه ساختمان را تخليه نكردم و اگر واقعا بمبي وجود داشت، چه اتفاقي مي افتاد.»
تهديد دانش آموزان به خودكشي در صورت گرفتن نمرات بد، چيزي است كه آموزگاران آن را حوادث ضعيف تري تلقي مي كنند. آموزگاران مي گويند بچه ها از پدر و مادرشان فرمان نمي برند. اما مجمع والدين صربهاي بوسني آموزگاران را مقصر رفتار ناهنجار دانش آموزان مي داند. يوركو جاجيچ نماينده اين مجمع گفت: «آموزگاران اصلا دل به كار نمي دهند. آنان بايد تلاش بيشتري كنند. هيچ پدر و مادري به فرزندش نمي گويد بد و پرخاشگر باشد.» با اين حال وي تأكيد كرد بسياري از والدين براي فرزندان خود وقت نمي گذارند. بيشتر خانواده ها ناچارند به شدت كار كنند.
نتايج نظرسنجي مستقلي كه در سال ۲۰۰۱ توسط «درگول جوب كرنتا» روانشناس انجام شد، نشان داد فقط ۲۴ درصد از دانش آموزان دوره راهنمايي، فاقد مشكلات رواني مانند حواس پرتي و تعارض ارزشهاي اجتماعي و شخصي نيستند.
داستان بوكايلوويچ تنها ماجرايي نيست كه مردم بخش صرب نشين بوسني را تكان داد. پارسال دانش آموزي ۱۷ ساله يك معلم را كشت، يك نفر ديگر را زخمي كرد و سپس با همان اسلحه خودكشي كرد. وي از گرفتن نمرات پايين ناراحت بود.
بوسني پس از جنگ، متشكل از جمهوري صرب و فدراسيون مسلمان كروات است.

كليد هاي طلايي براي كنكوري ها
چقدر از توانايي هاي خود استفاده مي كنيد؟
وقتي از دانش آموزان كنكوري سؤال مي كنيم كه از چند درصد توانايي هاي خود استفاده مي كنيد؟ اگرچه پاسخها متفاوت است، اما كمتر كسي ادعا مي كند كه به طور كامل از توانايي هاي خود بهره مي برد. تجربه نشان داده است كه ارزيابي دانش آموزان درباره ميزان استفاده از توانايي هايشان بين ۴۰ تا ۸۰ درصد است. امكان دارد كه اين ميزان در همه زمانها يكسان نباشد و دچار افت و خيز شود. همچنين، اين افت و خيز ممكن است هم در مورد دانش آموزان قوي و هم دانش آموزان ضعيف اتفاق بيافتد. چرا نمي توانيم از همه توانايي و انرژي خود براي كاري كه آن را مهم مي  دانيم، استفاده كنيم؟ بقيه توان و انرژي ما كجا مي رود و صرف چه چيزهايي مي شود؟
۱- تقسيم انرژي- به طور حتم، منظور از تقسيم انرژي در ورزشهايي مانند دو و ميداني، شنا و حتي فوتبال را مي دانيد. يك دونده استقامت از ابتداي مسير بايد به نحوي انرژي خود را تقسيم كند كه نه همه آن را در ابتداي حركت صرف نمايد و نه در آخر كم بياورد. اين موضوع درباره كنكور نيز مصداق دارد. نه بايد آنچنان تند برويد كه براي روزهاي آخر ديگر رمقي نداشته باشيد و نه آنچنان كند كه نتوانيد از توانايي هايتان استفاده مطلوب ببريد. لازم است شما هم مانند آن دونده استقامت، نماي ذهني كلي از مسير داشته باشيد تا برنامه كاري خود را براساس آن تنظيم كنيد. ممكن است امروز خيلي سرحال باشيد و بتوانيد زياد درس بخوانيد، اما اگر فردا اوضاع به همين صورت نبود چه مي كنيد؟ هميشه اعتدال بهترين روش است و زرنگي شما در تهيه برنامه، تنظيم يك برنامه اعتدالي است.
كليد سي و يكم - با ترسيم يك دورنماي كلي از مسير حركت در ذهن خود، انرژي تان را به صورت متعادل در اين مسير تنظيم كنيد.
* * *
۲- كنترل انرژي- يكي از عواملي كه موجب مي شود نتوانيد از توانايي هاي خود استفاده بهينه بكنيد، صرف انرژي براي اموري است كه فعلا كم اهميت تلقي مي شوند. اگر نتوانيد كنترل انرژي خود را به دست بگيريد، بايد ضرر و زيانهاي بعدي را هم بپذيريد و تحمل كنيد. براي روشن شدن منظور به سه مثال اكتفا مي كنيم. شما مي توانيد موارد ديگري را به آنها بيافزاييد.
* يكي ازمشغوليات ذهني كه باعث هدر رفتن گسترده انرژي و وقت مي شود، تلويزيون است. عادت به مشاهده سريالها و برنامه هاي مختلف، تنها از نظر زماني كه صرف ديدن آنها مي كنيد مشكل ساز نيستند، بلكه تأثيرات بعدي آنها مهمتر است. بعداز ديدن يك سريال، حتي اگر تلويزيون را خاموش كنيد، عملا سوژه سريال در ذهن شما جريان دارد و تمام نشده است. اين كه چه اتفاقاتي در سريال افتاد و احتمالا در قسمت هاي بعدي چه مي شود، تا مدتي مشغله ذهني مي گردد.
* موضوعات ورزشي به خصوص فوتبال هم مشغله اي ذهني است كه اگر چه جالب هم باشد، فعلا وقت آن نيست. پيگيري اخبار ورزشي، جر وبحث هاي قرمز و آبي، خريد روزنامه هاي ورزشي و مواردي مشابه، آن هم با حساسيت هاي زيادي كه بعضي ها دارند موضوعاتي نيستند كه در حال حاضر ارزش وقت صرف كردن داشته باشند.
* جر و بحث هاي خانوادگي و هرگونه گفت وگوهاي تنش زا درباره كنكور و موضوعات ديگر با افراد خانواده يا دوستان به لحاظ انرژي  كه صرف مي شود، بايد كنترل شوند. حساسيت هاي بي مورد درباره اين كه حتما بايد حرف خود را به كرسي بنشانيد و ثابت كنيد كه حق با شماست غير از اتلاف وقت و انرژي ثمري نخواهد داشت.
كليد سي و دوم- در شرايط فعلي هر موضوع و مشغله ذهني ارزش وقت صرف كردن ندارند. انرژي خود را براي كارهاي اصلي كنترل و ذخيره كنيد.
* * *
۳- عادتهاي مهار نشده- اگرچه مثالهاي مورد قبلي جزو عادتهاي مهار نشده هم محسوب مي شوند، اما به لحاظ اهميت موضوع، به مصاديق ديگر مسأله از زاويه اي ديگر اشاره مي شود. هر كدام از ما عادتهاي زيادي داريم كه ممكن است بد يا خوب باشند. آنچه در بحث حاضر اهميت دارد ميزان توانايي ها در مهار عادتهاي نامطلوب است. الان زمان مناسبي براي تغيير عادتها نيست، لذا در مورد عادتهاي بد اما كم اهميت، توصيه مي كنيم اقدامي انجام ندهيد و آن را به زماني ديگر موكول سازيد. اما عادتهايي هستند كه عدم توجه به آنها، مي تواند مشكل آفرين باشد مانند زياد تلويزيون ديدن؛ هستند كساني كه مثلا با قصد نيم يا يك ساعت پاي تلويزيون مي نشينند و تا به خود بيايند چند ساعت وقت تلف شده روي دستشان مي ماند. مطالعه در حالتهاي خوابيده، لميده و روي تختواب نيز از عادتهاي نامطلوبي هستند كه درصورت مهار نشدن، مشكل ساز خواهند بود. بعضي ها بساط مطالعه خود را مقابل تلويزيون پهن مي كنند، بعضي ها هنگام مطالعه به صرف تنقلات و خوردني هاي ديگر مي پردازند، بعضي ها زمان مطالعه راه مي روند و يا با صداي بلند درس مي خوانند و بعضي ها...؛ همه اين ها عادتهايي هستند كه اگر مهار نشوند باعث افت توانايي ها خواهند شد. اگر واقعا انگيزه اي قوي براي درس خواندن و موفقيت داريد، بايد بتوانيد اين عادتها را به كنترل خود درآورده و تغيير دهيد.
كليد سي و سوم- با مهار و كنترل عادتهاي نامطلوب، امكان استفاده بيشتر از توانايي ها و فرصت ها را به وجود آوريد.
* * *
۴- افكار مزاحم- انسانها در هر زماني سوژه هايي براي فكر كردن دارند، اما محدوديت فرصت و اولويت مسائل، ما را وادار مي سازد در هر زمان به موضوعاتي بينديشيم كه مهمتر هستند. زماني هم كه به موضوعاتي كه تصور مي كنيم مهمتر هستند، فكر مي كنيم. چون ذهن ما پويا است، گاهي افكار حاشيه اي جايي براي خود باز كرده و ذهن را مشغول مي سازند. اين افكار حاشيه اي را افكار مزاحم مي توان ناميد چرا كه مسير سوژه هاي اصلي ذهن را منحرف مي كنند. بحث افكار مزاحم و راههاي كنار آمدن با آنها، مسأله ساده اي نيست و نكات روان شناختي زيادي دارد. بعضي از افكاري كه در حال حاضر مزاحم تلقي مي شوند، در زمان و وقت مناسب مي توانند موضوعاتي بسيار مهم باشند. به عنوان مثال اين كه دانش آموزي به آينده و خوشبختي اش بيانديشد خوب است، اما اگر قرار باشد اين موضوع در شرايط حاضر بين سوژه هاي اصلي ذهن جا گيرد، فكري مزاحم تلقي خواهد شد!
شناسايي افكار و محركهاي مزاحم و غلبه بر آنها، از عوامل مهم تمركز حواس و افزايش بازده مطالعه مي باشد كه در شماره بعدي درباره آن صحبت خواهد شد.
كليد سي وچهارم- بايد مهارتهاي مواجهه با افكار مزاحم را در خود ايجاد و تقويت نماييد.

آموزش و پرورش قرن بيست و يكم وجايگاه ايران
صالح فرهادپور
در حدود دوازده سال قبل مجمع عمومي سازمان ملل متحد به آقاي فدريكو مايور مدير كل وقت يونسكو مأموريت داد تا يك كميسيون بين المللي را در زمينه آموزش و يادگيري در قرن بيست و يكم فعال كند. اندكي بعد رياست اين كميسيون بر عهده آقاي ژاك دلور وزير سابق اقتصاد سابق فرانسه گذارده شد و از چهارده عضو سرشناس از كشورهاي مختلف جهان و از فرهنگها و زمينه هاي حرفه اي متفاوت نيز براي همكاري با كميسيون دعوت به عمل آمد. هدف اصلي كميسيون بين المللي آموزش قرن بيست و يكم مطالعه و انعكاس چالش هاي بزرگ فراروي آموزش و پرورش در سال هاي آينده و فرمول بندي پيشنهادها و توصيه هايي در قالب يك گزارش جامع براي سازمان آموزشي علمي و فرهنگي ملل متحد يعني يونسكو بود كه كميسيون مذكور به رغم تنوع شرايط،  مفاهيم، ساختارهاي آموزشي، كمبود اطلاعات قابل دسترسي و بسياري موانع ديگر توانست به نحو موفقيت آميزي به تحقق اين هدف نايل آيد و مأموريت خود را به خوبي به انجام برساند. اعضاي كميسيون متخصصان و كارشناساني از ميان كشورهاي فرانسه،  اردن، ژاپن، پرتقال، زيمبابوه، لهستان، آمريكا، اسلواني، جامائيكا، ونزوئلا، سنگال، هند، مكزيك، كره جنوبي و چين بودند و تعدادي از افراد سرشناس و بلندپايه با سوابق درخشان آموزشي و فرهنگي در قالب يك هيأت ۱۴ نفره نيز به عنوان مشاوران كميسيون در كنار اعضاي اصلي فعاليت داشتند كه از ميان آنها نمايندگاني از كشورهاي نيجريه، اندونزي، كنيا و عربستان سعودي و مشاورين روسي، فرانسوي، انگليسي و كانادايي را مي توان ذكر كرد. در بين كليه اشخاص و نهادهاي مورد مشاوره كه به طور مستقيم و غيرمستقيم در كار كميسيون سهيم بودند، اسامي ۱۲۹ نفر به عنوان همكاران اين كميسيون بين المللي در گزارش نهايي ارائه شده است. جالب توجه اينكه در ميان هيچ يك از اسامي معرفي شده، حتي يك نفر ايراني نيز مشاهده نمي شود و حال اين كه در چنين فرايند مهم و سرنوشت سازي افراد و شخصيت هايي ازكوچكترين كشورهاي جهان حضور فعال و مؤثر خود را به ثبت رسانده اند كه برخي از اين افراد نظير آقاي «عبدالله حرماسي»، «ابراهيم ابوالقاد»، «تام بدياكو» و رال كاريبوني حتي نام كشور و مليت خود را نيز قيد نكرده اند.
اسامي برخي از كشورها نظير گينه بيسائو، كويت، سودان، گينه، تونس، مراكش، ساحل عاج، الجزاير، لبنان، آرژانتين، اتيوپي، بنگلادش، شيلي و غنا هر كدام بنابر فعاليتهايي كه مشاوران آنها در كار كميسيون داشته اند، در گزارش نهايي آمده است كه تقريبا تمامي آنها به لحاظ موقعيت هاي خاص جغرافيايي، سياسي و اجتماعي از منزلت پائين تري نسبت به كشور ما برخوردار هستند. امروزه از اولين نشست كميسيون بين المللي تعليم و تربيت براي قرن بيست و يكم كه در ماه مارس سال ۱۹۹۳در پاريس برگزار شد و موضوع آن روشهاي كار و مسائل تعليم و تربيت جهان بود، نزديك به يك دهه مي گذرد و مدت هفت سال است كه گزارش نهايي اين كميسيون تنظيم و منتشر شده است، اما وجدانهاي بيدار فرهيختگان و جامعه تعليم و تربيت ايران همواره به لحاظ غفلت هايي كه در كشور ما نسبت به مسائل آموزش و پرورش در عمل صورت مي گيرد ، آزرده خاطر است. عدم حضور و فعاليت چشمگير و مؤثر كشور ما در كميسيون بين المللي آموزش و پرورش براي قرن بيست و يكم در شرايطي كه ضعيف ترين و دورافتاده ترين كشورهاي جهان، حتي به صورتي كم رنگ در آن مشاركت يافته اند، داراي مفاهيم متعددي است كه ذهن هاي پويا و پرسشگر دلايل و پاسخهاي آن را جستجو مي كند.

|   اجتماعي    |    ادب و هنر    |    اقتصادي    |    آموزشي    |    انديشه    |    خارجي    |
|   سخنگاه آزاد    |    سياسي    |    شوراها    |    شهري    |    علمي فرهنگي    |    محيط زيست    |
|   معلولين    |    موسيقي    |    ورزش    |    ورزش جهان    |    صفحه آخر    |

|    صفحه اول    |    آرشيو    |    شناسنامه    |    بازگشت    |