جمعه 31 مرداد ۱۳۸۲ - سال يازدهم - شماره ۳۱۴۴
شهر فرنگ
سعيد پورصميمي در پيش پرده
فيلم سينمايي پيش پرده به تهيه كنندگي و كارگرداني بيژن صمصامي و رضاحامدي خواه، هم اكنون در مرحله ضبط موسيقي به سر مي برد.
«پيش پرده» داستان پيرمرد تنها و بيماري است كه حافظه اش را در حلقه اي از اشيا و آدم هاي گذشته از دست داده است.
او از تنهايي رنج مي برد و امير از سوي فرزندان آقابزرگ به پرستاري او گمارده مي شود. امير شغل مناسبي به دست آورده اما دوام اين شغل به زندگي و مرگ  آقابزرگ بستگي دارد و موفقيت او به بازآفريني معناي فراموش شده اشيا و بازسازي روزگاري سپري شده مربوط است.
سعيد پورصميمي، حميدرضا پگاه، يكتا ناصر، پوران دخت مهيمن، حسين خاني بيگ، سيامك صفري، رضا رادمنش، عليرضا ناصحي، مصطفي  قرباني و... در اين فيلم ايفاي نقش مي كنند.
رضاحامدي خواه يكي از دو كارگردان اين فيلم در خصوص دليل انتخاب اين فيلمنامه توضيح داد: يكي از بحران هاي اجتماعي ما انفصال نسل امروز از گذشته است كه نيازمند بازنگري جدي است. قهر ناخواسته اين دو نسل بايستي به آشتي مبدل شود. هر دو نسل نيازمند بازنگري جدي خويشند كه اين فيلم تلاشي است در اين راه دشوار.
شخصيت هاي اين فيلم نمادي از دو نسل اند كه نيازمند يكديگرند. اما گويي سالهاست بين آنها فاصله افتاده است. گذشته براي آقابزرگ حكم كيميا و اكسير دارد كه غباري بر روي آن كشيده شده است و اين غبار به مدد امير جوان امروز كه جوياي كار و نان است زدوده مي شود.

سريال روژان در سيماي مازندران
سريال «روژان» توليد سيماي مازندران با همكاري شهريار بحراني براي پخش،آماده مي شود.
در اين مجموعه تلويزيوني كه براي پخش در قالب ۱۳ قسمت، چهل دقيقه اي توليد مي شود، بازيگراني چون رضا ايرانمنش، جعفر دهقان، پرستوصالحي و هما خاكپاش ايفاي نقش خواهند كرد.
سريال «روژان» قصد دارد خاطرات و سلحشوري هاي رزمندگان اين مرز و بوم و نقش جانبازان را طي هشت سال دفاع مقدس به تصوير بكشد. داستان سريال، از جايي شروع مي شود كه در سال هاي جنگ تعدادي از مجروحين در بيمارستان تحت درمان قرار مي گيرند و با ايجاد روابط صميمي بين آنان فضاي مفرحي در بيمارستان پديد مي آيد. در بين مجروحان اين بيمارستان مجروحي با صورتي كاملاً باندپيچي شده بستري است. چهره اين مجروح براي همه ناشناخته است يكي از پزشكان با همكاري همسر خود كه مسئول امور تربيتي آموزشي است، سعي مي كند با ترتيب دادن ديدار دانش آموزان با اين مجروحان و پرسيدن خاطرات جنگ از رزمنده ها، فرهنگ جنگ را به دانش آموزان انتقال دهد.در اين ديدارها تلاقي نگاه هاي معصومه- معلم جوان- و اين مجروح ناشناس و ارتباط نزديك آنها موجبات كنجكاوي ديگر مجروحان را فراهم مي كند...
طرح اوليه اين سريال نوشته ماشاءا... شاهمرادي زاده است و خود آن را كارگرداني كرده است. شهرياربحراني به عنوان مشاور فيلمنامه و كارگردان با عوامل اين سريال همكاري داشته است. وي كه هم اكنون مشغول ساخت سريال «ثارا...» امام حسين(ع) است در گذشته نيز فيلم سينمايي و سريال مريم مقدس را از وي شاهد بوده ايم.
تصويربرداري سريال روژان به تهيه كنندگي سيدرضا شكري به مدت ۵۰ روز در لوكيشن هايي واقع در شهرك سينمايي دفاع مقدس قم، تهران و مازندران به طول انجاميده است. تدوين اين سريال به تازگي پايان يافته است و هم اكنون در مرحله ساخت موسيقي قرار دارد.
اين مجموعه تلويزيوني به زودي از شبكه اول سيما پخش خواهد شد.
تدوين سريال روژان را شهريار بحراني، به همراه حسن آقايي و با نظارت ماشاءا... شاهمرادي زاده و براتي انجام مي دهند.

دو سريال خارجي آماده پخش
سريال فرانسوي ايموژن و مستند كره خاكي براي پخش آماده مي شوند.
مستند كره خاكي براي پخش از شبكه چهارم در حال دوبله است. اين مستند انگليسي زبان در هفت قسمت شصت دقيقه اي تهيه شده و پس از ترجمه توسط رضاعسگري براي دوبله به پرويز بهرام سپرده مي شود.
كره خاكي مستندي در مورد كره زمين و معضلات آن است كه در حال حاضر گريبانگير طبيعت شده است.
سريال فرانسوي ايموژن يا معماي بروتابن در ۶ قسمت ۶۵ دقيقه اي براي دوبله آماده است. مترجم اين سريال مهشيد حائريان اردكاني است و سعيدمظفري مديريت دوبلاژ كار را بر عهده دارد.
سريال فرانسوي ايموژن كه براي پخش از شبكه دو سيما آماده مي شود به داستان دختري به نام ايموژ لراتنگ مي پردازد. او دختر درياسالار لراتنگ است. درياسالار قهرمان جنگ آتلانتيك است كه در گذشته، علاوه بر نيروي دريايي، در سرويس امنيتي نيز كار مي كرده است.
او كه اكنون بازنشسته است در بروتابن فرانسه زندگي مي كند. ايموژن دختري بسيار مقتدر و جدي است و به زمين اجدادي اش بروتابن تعصبي شديد دارد. او در اين سريال درگير ماجراهايي مي شود كه او را مجبور مي كند تا بروتابن را ترك كند و به دنبال قاتلان پدرش و كشف حقايق تازه اي از زندگي او برآيد.

قاب كوچك
دين و دنياي امروز در جام جم
برنامه ۲۹ قسمتي دين و دنياي امروز به تهيه كنندگي مريم فيروزي با مدت زمان هر قسمت ۴۵ دقيقه در شبكه جهاني جام جم توليد مي شود.اين برنامه در پاسخگويي حكيمانه به مباحث مطرح شده در نامه روشنفكران آمريكايي به جورج بوش در تاييد جنگ وي با اسلام در حال ساخت است.
هدف از ساخت اين مجموعه ايجاد معرفت و آگاهي در مخاطبان پيرامون مباحث مهم دين و تعامل آن با عصر امروز از يكسو و از سوي ديگر تقويت و تعميق باورها و آگاهي از اسلام واقعي، افزايش ايمان مذهبي، ايجاد تحليل مطابق با واقع از دين اسلام و توانمندي اداره همه جانبه زندگي دنيوي و... بشر در عصر امروز است.عمده مباحث عبارتند از: دين و دنيا، دين و  آزادي، دين و انسان، دين و دموكراسي، سكولاريسم، پلوراليز، دين و خشونت گرايي و انتظار بشر امروز از دين.برنامه دين و دنياي امروز كه در گروه فرهنگ و انديشه ديني تهيه شده، روزهاي يكشنبه از شبكه جام جم  يك و دو، روزهاي دوشنبه از شبكه جام جم دو و روزهاي شنبه و سه شنبه از شبكه جام جم سه پخش مي شود.
برنامه ديگري كه همه روزه از تمامي شبكه هاي جام جم (يك و دو و سه) پخش مي شود، برنامه هاي ظهرگاهي است.اين برنامه كه قبل از اذان ظهر پخش مي شود، برنامه اي پربار شامل احاديث، نماآهنگ، تفسير موضوعي قرآن، مداحي و قرائت ترتيل قرآن است كه ترتيل قرآن به صورت منظم از جزء اول شروع شده و هر روز حدود ده دقيقه از آن پخش مي شود.اين برنامه به مدت ۳۵ دقيقه روزهاي دوشنبه، سه شنبه، چهارشنبه و جمعه در شبكه جام جم يك و دو روزهاي شنبه، يكشنبه، دوشنبه، سه شنبه، چهارشنبه و جمعه، از شبكه جام جم سه پخش مي شود.
002260.jpg

شكايت كارگردان فيلم مالكوم ايكس از سي.بي.اس
شكايت اسپايك لي، كارگردان شهير آمريكايي و سازنده فيلم مالكوم ايكس،  از شركت رسانه اي واياكام ـ صاحب شبكه تلويزيوني سراسري ان.بي.سي آمريكا ـ به ثمر نشست. اين شكايت زماني صورت گرفت كه مديران اين شبكه نام يكي از شبكه هاي تلويزيوني خود به نام تي.ان.ان را كه شبكه اي تمام سرگرمي براي مردان است با نام اسپايك تي وي عوض كردند.
از ديد اسپايك لي در اين نامگذاري نوعي عمد در كار بوده است و از آنجا كه شبكه مورد نظر شبكه اي كاملاً سطحي و سرگرمي محض است اسپايك لي از اين نامگذاري عجيب به دادگاه شكايت برد.
دادگاهي كه اسپايك لي شكايت خود را به آن عرضه كرده بود،  دفاعيات متهم را شنيد اما در نهايت اعلام كرد كه واياكام،  سومين شركت بزرگ رسانه اي آمريكا و صاحب شبكه هاي تلويزيوني سي.بي.اس و ام.تي.وي نتوانسته است دلايل قانع كننده اي براي انتخاب اين اسم براي شبكه سرگرمي خود بياورد، لذا اين شركت حق استفاده از نام اسپايك تي وي را ندارد مگر آن كه در عرض مدت تعيين شده اي بتواند دلايل بهتري براي اين تصميم ارائه دهد.واياكام ادعا كرده بود كه نام اسپايك تي وي به نوعي مردانه بودن اين شبكه را نشان مي دهد، اما دادگاه اين دليل را نپذيرفت.

انصاريان در سريال غنچه هاي سحر
علي انصاريان- فوتباليست كشورمان- در سريال »غنچه هاي سحر« تلويزيون، ايفاي نقش خواهد كرد.
در اين سريال كه براي گروه سني كودك و نوجوان ساخته مي شود، علي انصاريان در نقش يك مربي ورزش ظاهر خواهد شد.سريال »غنچه هاي سحر« را محسن محسني نسب در قالب ۱۴ قسمت سي دقيقه اي براي پخش در ايام ماه مبارك رمضان مي سازد. از اين كارگردان تاكنون سريال هاي ايستگاه و ياس هاي وحشي را شاهد بوده ايم.سريال غنچه هاي سحر داستان زندگي پسر نوجواني به نام حامد را به تصوير مي كشد كه به سن تكليف رسيده است و بايد روزه بگيرد. حامد با نوجواني ديگر به نام نادر آشنا مي شود كه شهرستاني است و در تهران كار مي كند.نادر به خاطر همكاري نكردن با صاحب كار خلافكارش مورد آزار و اذيت قرار مي گيرد و حامد كه قصد كمك به او را دارد،  به كمك نامه هايي كه از سوي فرد ناشناسي به دستش مي رسد. ..
  بازيگراني چون محمدرضا دستفال، عليرضا نجف زاده، مينا نوروزي، محرم بسيم، فريده دريامج، ساحره متين، عباس موسوي، نجات علي مراد، محمود بنفشه خواه، محمدعبدي، جليل فرجاد و مارال فرجاد در آن به ايفاي نقش خواهند پرداخت.انصاريان در اين سريال نقش مربي ورزش حامد را بازي خواهد كرد و محمد بابا خان، قاري قرآن در نقش معلم قرآن ظاهر مي شود.

رقابت فيلمسازان در چهارمين جشنواره سيما
002265.jpg

برنامه ها و سريال تلويزيوني پخش شده در طول سال هاي ۸۰و۸۱ در چهارمين جشنواره سيما كه مراسم اهداي جوايز آن ۱۹ مهرماه برگزار مي شود با هم به رقابت مي پردازند.به گزارش كميته روابط عمومي جشنواره سيما، حدود ۶۵۰ اثر تلويزيوني در قالب هاي مختلف برنامه سازي ، از اوايل تيرماه به دبير خانه جشنواره ارسال شدند و از اواخر تيرماه، بازبيني و بررسي اين آثار در چهار هيات انتخاب جداگانه، آغاز شده است تا آثار راه يافته به بخش رقابتي جشنواره، مشخص شود.
تاكنون آثار بخش مسابقه در چهار قالب كلي، تعيين و معرفي شده اند. اين قالب ها عبارتند از سريال الف، تئاتر تلويزيوني، برنامه زنده و مسابقه تلويزيوني در بين اين گروه ها، آثار دو بخش برنامه هاي زنده و مسابقات تلويزيوني توسط هيات انتخاب مربوطه متشكل از آقايان ابراهيم  پور منصوري، مهدي فرقاني پور و محمود گل محمدي ، براي شركت در بخش مسابقه جشنواره انتخاب و معرفي شدند.از بين ۴۷ برنامه زنده و ۲۵ مسابقه تلويزيوني ، در هر يك از اين دو بخش ۱۰ اثر به رقابت نهايي راه يافتند.اما در دو بخش سريال الف و تئاتر تلويزيوني ، از آنجا كه هزينه و شرايط خاص توليد و اهميت اين قالب ها، باعث مي شود كه تعدد محصولاتشان به اندازه قالب هاي ديگر نباشد، كليه آثار ارائه شده بدون گذر از مرحله انتخاب ، به طور مستقيم وارد رقابت نهايي چهارمين جشنواره سيما شدند.
002250.jpg

بخش حساس سريال الف كه بسياري از توجهات عموم و خواص را به خود جلب مي كند و رقابت در عرصه هاي مختلف كارگرداني، بازيگري، فيلمبرداري، تدوين و عوامل ديگر آن با جذابيت ويژه اي همراه است امسال با رقابت اين سريال ها برگزار مي شود: تفنگ سرپر، حجربن عدي، چراغ جادو، خواب و بيدار، خاك سرخ، خورشيدشب ، سفر سبز، شب دهم، شب چراغ، فرستاده، گروه ويژه،لانه شيطان، مرگ و پرگار، مريم مقدس، همشاگردي ها.حضور كارگردان هايي چون ابراهيم حاتمي كيا ، مهدي فخيم زاده ، حسن فتحي، همايون اسعديان، شهريار بحراني، فريبرز صالح، محمد حسين لطيفي، امرا... احمدجو و سايرين در كنار جنبه هاي عظيم و گسترده توليد و عوامل حرفه اي و سرشناس اين سريال ها، بر حساسيت بخش سريال الف چهارمين جشنواره سيما افزوده است.

در حاشيه پخش تبليغات تجاري در شبكه هاي تلويزيوني
ضرورت جلب رضايت مخاطب
002235.jpg

اشاره: همانطور زل زده ايد به تلويزيون ، تازه قهرمان فيلم، شما را به جاهاي حساس قصه كشانده، همه اعضاي خانواده با تمامي هوش و حواس رفته اند تو بحر جعبه جادو، يك لحظه صداي آهنگ تبليغ تلويزيوني فضاي ذهني شما را مي آزارد - آنگاه يك آقاي اتو كشيده تبليغ يك كره خوراكي را مي كند و جوان ورزشكاري به تبليغ كالاي ديگري مي پردازد- اگر آدم كم حوصله اي نباشي شايد با خواندن يك مطلب روزنامه خودتو سرگرم كني، ولي اگر هم آدمي عصبي باشي چاره اي نداري جز آنكه تحمل كني و بعد از چند لحظه دنباله برنامه را پي بگيري . مطلبي در زمينه پخش آگهي از شبكه هاي تلويزيوني تهيه شده كه با هم مي خوانيم
مدير كل بازرگاني صدا و سيما در زمينه تبليغات تلويزيوني ، اهداف و ضوابط آن گفت و گويي را با خبرگزاري دانشجويان ايران انجام داده است كه از يك منظر قابل ملاحظه است . به هر حال مخاطبان تلويزيون علاقه دارند در زمينه حجم  آگهي ، شيوه هاي آگهي در تلويزيون و نوع آگهي ها اطلاعاتي كسب كنند.
به گفته انصاري مدير كل بازرگاني، حجم آگهي شبكه هاي تلويزيوني، كمتر از تبليغات تلويزيون هاي كشورهاي همجوار است.به عبارتي حجم اين تبليغات حدود ۴ الي ۵ درصد كل برنامه ها است .
در حاليكه در برخي از شبكه ها، اين حجم بيش از اين مقدار آگهي پخش شده در شبكه هاي تلويزيوني ايران است . البته بايد پذيرفت كه در چند سال اول بعد از انقلاب تبليغي از تلويزيون پخش نمي شد اما سال ها بعد بنا به تغيير و تحولات، ضرورت گسترش آگهي ها حس شد لذا جامعه وقتي شرايط فعلي را نسبت به گذشته ارزيابي مي كند اين احساس را دارد كه ميزان آگهي نسبت به گذشته زياد است.
اغلب تماشاگران برنامه هاي تلويزيوني ، از اينكه تلويزيون ابعاد فرهنگي تبليغات تجاري را مد نظر قرار نمي دهد،به گونه اي از عملكرد دست اندركاران بازرگاني گلايه مند هستند ، شايد از منظر آنان نبايد صدا و سيما در عرصه هاي تجاري مشاركت داشته باشد.
»احمد ياوري« يكي از شهروندان تهراني با اشاره به تنوع تبليغات تجاري در زمينه تنقلات مضر بهداشتي مي گويد: باتوجه به نگاه هاي موجود در جامعه كه تلويزيون را يك ابزار آموزشي فراگيري مي دانند ديدن برخي از آگهي هاي تجاري گاهي نگاه مخاطبان نسبت به آموزشي بودن اين رسانه را خدشه دار مي كند . بنده از مسئولان تبليغاتي صدا وسيما انتظار دارم حتي الامكان در خصوص پخش برخي از آگهي هاي تجاري براي كودكان و نوجوانان شرايط فرهنگي خاص را لحاظ كنند.
وي مي افزايد: اغلب مردم اعتبار ويژه اي براي تلويزيون داخلي قائل هستند بنابراين آنچه كه از اين رسانه پخش مي شود  مي تواند بازتاب مثبتي در جامعه داشته باشد پس بهتر است متوليان تبليغاتي با هجوم توليد كنندگان كالا و اجناس شتابزده عمل نكنند.
البته همچنان اعتقاد دارم دست اندركاران تلويزيون در كنار اين همه توليدات فرهنگي نياز مبرم به بودجه هاي كلاني دارند كه به خودي خود مي بايست بخشي از آن از طريق  آگهي هاي تجاري تهيه شود پس بهتر است علاوه بر رفع نيازهاي مالي، نسبت به گزينش آنها هم اقدامي صورت  گيرد.
انصاري مدير كل بازرگاني صدا و سيما در ادامه با اشاره به قانون بودجه كشوري و كسب درآمد از طريق آن مي گويد:«در قانون بودجه براي ما پيش بيني درآمد از طريق آگهي را كرده اند، به اين معني كه بخش قابل توجهي از هزينه ها را از طريق آگهي تامين كنيم طبيعتاً اگر آگهي پخش نشود،( با فرض دلگيرشدن مخاطب) مجلس شوراي اسلامي مي گويد بايد اين گونه كسب درآمد كنيم، چه بايد بكنيم؟ اگر حجم آگهي ها باعث آزار مخاطب مي شود ما آمادگي اين را داريم كه مجلس با در نظر گرفتن بودجه اي باعث شود حجم آگهي كاهش يابد.»
«اسماعيل براري» يكي از سينماگران عرصه هاي كودك و نوجوان در گفت وگو با ايسنا اشاره مي كند:در زمينه تبليغات فرهنگي در ميان ديگر تبليغات تلويزيوني، سابقه بحث و مجادله ۲۵ ساله اي در كشور وجود دارد.
برخي معتقدند كه تلويزيون از بودجه و سرمايه  ملي به وجود آمده و نبايد همچون يك تلويزيون خصوصي، از آن درآمد كسب كرد در اين صورت شخصيت فرهنگي تلويزيون كمرنگ شده و ملي بودن آن مخدوش مي شود. آن چيز كه مسلم است اين است كه در برخي از كشورها اراده مردم تعيين كننده نوع تبليغات تلويزيوني است.
البته كسي سخنان اسماعيل براري را كتمان نمي كند. با استناد به اصل ۱۷۵ قانون اساسي از آنجا كه سازمان صدا و سيما پاسخگوي شوراي نظارت صدا و سيما است لذا انتظار مي رود نمايندگان قواي مقننه ، مجريه و قضائيه با استناد به نظر سنجي از مخاطبان تلويزيوني، در خصوص شيوه  آگهي ها، ميزان آن از شبكه ها، نوع آگهي ها و بالاخره زمان پخش آگهي ها دستور العمل روشني را ارائه كنند.
امروزه به يمن آموزه هاي علمي روانشناسي مخاطبان تلويزيون مي توان در حين ايجاد در رضايتمندي مخاطبان، نحوه درآمد آگهي هاي تلويزيون را هم به شكل مطلوبي تعيين كرد، البته ما نمي گوييم كه هم اينك در زمينه تبليغات تلويزيوني شيوه و دستور العمل مشخصي وجود ندارد ولي مي توان با بازنگري شيوه هاي قبلي ضمن كسب درآمد رضايت مخاطبان را هم جلب كرد. سال گذشته مسئولان اداره بازرگاني صدا و سيما طي همايشي راهكارهاي تبليغات تلويزيوني را مورد ارزيابي قرار دادند. به هر حال اگر در كنار ايجاد اشتغال مناسب براي شركت هاي تبليغاتي و رقابت سالم نيم  نگاهي هم به روانشناسي مخاطب شود، به خودي خود برخي از اين احساس نارضايتي نيز كاهش مي يابد. «كريم مسلمي» يكي از مخاطبان تلويزيون با اشاره به بي برنامه بودن پخش آگهي هاي تجاري در تلويزيون مي گويد: امروزه برخي از شبكه هاي تلويزيون خارج از كشور سعي مي كنند به نوعي از روش هاي ديگري به كسب درآمد بپردازند بطور نمونه شبكه هاي تلويزيوني تركيه با استفاده از گزارش هاي نامرئي تصويري، شركت هاي عظيم تجاري و يا برگزاري مسابقات زنده تلويزيوني در حين جذب مخاطب، نوعي درآمد هم كسب مي كنند . به عبارتي آنان با يك تير، دو نشان را مورد هدف قرار  مي دهند، اولاً توانسته اند در زمان مناسبي برنامه در شبكه تهيه و توليد كنند و هم درآمد هنگفتي را از طريق توليد چنين برنامه هايي براي شبكه مورد نظر كسب مي كنند.
وي مي افزايد:البته انتظار نمي رود سيماي جمهوري اسلامي از طريق روش هاي نامطلوب فرهنگي همه چيز را براي فروش آگهي قرار دهد. در طول اين سال ها سازمان ها و مراكز دولتي براي ايجاد رقابت توليد و ساير انگيزه هاي درآمدزايي خود تلاش كرده اند به نوعي با صدا و سيما ارتباط برقرار كنند،اما برخي برنامه سازي هاي غيركيفي دست اندركاران تلويزيوني موجب شده كه نه تنها اين درآمد حاصل نشود بلكه شرايط براي ساير شبكه هاي تلويزيوني هم محدود شود.
002255.jpg

شايد در برخي از مواقع هم براي شما به عنوان يك بيننده عادي يا فرهيخته اين حس دست داده كه زمان پخش آگهي در وضعيت فعلي نه تنها مناسب نيست بلكه دافعه نيز دارد. به عبارت ديگر پخش آگهي اين نوع تبليغات در برخي مواقع به خودي خود موجب ضد تبليغ مي شود. البته هيچ گاه نمي توان در حسن نيت متوليان پخش آگهي از تلويزيون ترديد داشت. با اين حال توصيه مي شود در زمان پخش آگهي تلويزيوني، از نظرات كارشناسي در حوزه هاي روانشناسي و بازاريابي بهره گرفته شود، چون همه مردم براساس سطح سواد و نياز، ذائقه هاي خاصي در مورد پذيرش تبلغات تلويزيوني دارند به همان نسبت كه در خانواده ها نسبت به ديدن برنامه هاي خبري يا مجموعه هاي تلويزيوني تفاوت احساس مي شود. اين رويه در زمينه پخش تبليغات تلويزيوني و مخاطبان نيز وجود دارد.
در خاتمه اميدواريم متوليان بازرگاني صدا وسيما قبل از اشباع شدن فضاي ذهني مخاطبان بتوانند راهكارهاي مناسبي را براي كسب درآمد فراهم كنند، ضمناً انتظار مي رود كه نمايندگان متعهد مجلس شوراي اسلامي هم راهكارهاي مناسبي براي بودجه اين رسانه ملي اختصاص دهند تا از لغزش اين رسانه براي كسب درآمد بيشتر بكاهند.
محمد اميري

راه فرو بسته غرب
مشكل اصلي جهان توسعه نيافته اين است كه از طريق سياست با تجدد آشنا شده، هنوز هم از همين راه با آن پيوند دارد. در اين آشنايي، تجدد جلوه ها و شئون متفاوت و حتي متضاد داشته است . مردم و اقوام استعمارزده چهره استعماري غرب متجدد را ظاهرترين جلوه آن ديده اند اما تجدد، علم و ادب و سياست وو تكنولوژي هم دارد و عالم توسعه نيافته نمي تواند از اينها صرف نظر كند. پس چاره اي ندارد كه بگويد استعمار را نمي خواهم اما علم ، دموكراسي سوسياليسم ، تكنولوژي چيز هاي خوبي است كه مال همه كس است و استعمار از آن ها سوء استفاده كرده است
دكتر رضا داوري
001945.jpg

مورخ فقيد معاصر دكتر عبد الهادي حائري كتابي درباره دو رويه تمدن سرمايه داري غرب نوشته است. معمولاً دو رويه در تمدن غربي ديده مي شود؛ يك رويه ستم ، ستمگري و استعمار است كه ما نيز از آن بي نصيب نبوده ايم و البته اين رويه، دشمن استيلا جويي و استعمار و استكبار و توسعه طلبي و جهان خواري است رويه ديگر علم و دموكراسي و تكنيك است كه گرچه تكليفمان را با آنها معلوم نكرده ايم ولي از آنها نمي توانيم صرفنظر كنيم . علم و تكنولوژي و آزادي در زمره معاني و مفاهيم پسنديده اند و چندان نفوذ و اعتبار دارند كه حتي بعضي از مستبدان بيزار از دموكراسي و دشمن آزادي نيز آنها را در لفظ و ظاهر مي پذيرند و ستايش مي كنند. اين دو رويه چگونه با هم جمع شده است؟ ما به اين معني كمتر فكر كرده ايم و گاهي كه صفات و او صاف غرب را برشمرده ايم گفته ايم كه غرب خوب و بد دارد و بايد خوب آن را گرفت و از بدش دوري جست. اين گفته، ظاهراً گفته خوب و دلپسند و موجهي است اما سطحي و نينديشيده  است و نشاني از غرور و خودپسندي در آن مي توان يافت . گويي خوبي ها و بدي هاي عالم را پيش ما آورده اند و به ما قدرت و اختيار داده اند كه هر چه مي خواهيم برگزينيم . كساني كه اين قدرت و اختيار را دارند چرا خود زودتر صاحب خوبي  نشده اند و آن را بايد از ديگران بگيرند. البته آدميان هميشه محتاج اند و بايد در طلب خير و صلاح باشند اما مردمي كه از قافله تاريخ واپس مانده اند ناگزير مشكلي داشته اند و پاي رفتنشان مي لنگيده است. اين قول مرا بر اين حمل كرد ه اند كه از عالم متجدد يا همه را بايد اخذ كرد يا آن را بايد به كلي واگذاشت و راه سوم وجود ندارد . حقيقت اين است كه من از دو راه چيزي نگفته بودم كه راه سوم را تصديق يا نفي كند آن چه مي گويم آسان است؛ براي ورود به عالم تجدد شرايطي لازم است كه تا آن شرايط فراهم نشود هر كوششي براي ورود به تجدد، احياناً تجدد زدگي را شدت مي بخشد . تجدد با ظهور بشر جديد پديد آمد و به سير خود ادامه داد تا به مرحله اي رسيد كه اكنون بعضي آن را پايان تجدد و حتي پايان تاريخ خوانده اند . ما اگر نمي توانيم روحمان را به روح بشر جديد پيوند بزنيم ( و شايد ضرورت هم نداشته باشد) دستكم بايد به تجربه بشر مدرن نزديك شويم . علم و تكنولوژي و توسعه به طور كلي مسبوق به مقدمات فكري و روحي و اخلاقي خاصي است و اين شرايط در عصر ما كه درباره مبادي و معاني تجدد چون و چرا و از اعتبار آن پرسش مي شود به دشواري تحقق مي يابد.
مردم معمولاً بر فطرت اول هستند . فطرت اول موجودبيني است و فطرت ديگري نيز وجود دارد كه با آن و در آن وجود آشكار مي شود و جلوه مي كند و كسي كه از فطرت اول درگذرد عدم را مي بيند و با آن آشنا مي شود . سير از فطرت اول به فطرت دوم و سوم بسيار دشوار است . همه ما وقتي نام غرب يا تجدد را كه مرحله اخير تاريخ غرب است مي شنويم صنعت،تكنولوژي،تجارت ، استعمار ، دموكراسي ، سوسياليسم ، فاشيسم ، نازيسم و بعضي عادات و آداب بد ، خوب ، هنر ها و علوم مردم ساكن در غرب جغرافيايي در نظر مان مي آيد. همه ما تصديق مي كنيم كه در اروپا و آمريكا دانشگاه هاي بزرگ و مراكز علمي و صنعتي پيشرفته اي وجود دارد اما علم و صنعت اختصاص به هيچ قومي ندارد و همه مردم مي توانند به آن دست يابند، حتي صلاح و فساد كنوني غرب هم مختص مردم غرب نيست و اين صلاح و فساد در همه جا هست يا به همه جا ممكن است سرايت كند . اين حرف ها درست است. ما وقتي با نظر موجودبيني به غرب نگاه مي كنيم مجموعه اي از اشيا را مي بينيم: علم ، مديريت، محصولات، تكنيك، قدرت، زيركي، تزوير، دموكراسي، استعمار، سينما، روزنامه، عيش و عشرت، فقر، صلاح، فساد، خشونت، حقوق بشر و... آيا اينها وجه وحدتي ندارند؟ موجودبين اگر اخلاقي باشد مي گويد حقوق بشر خوب است و بي بند و باري اخلاقي بد است و بد و خوب با هم جمع نمي شود . علم و تكنولوژي را بايد فرا گرفت و در برابر استعمار بايد ايستاد . اينها هم ظاهراً راست است اما صاحبنظر موجود بين مي پرسد علم و تكنولوژي را چگونه بايد فرا گرفت و آيا براي اين فراگيري لازم نيست كه مقدمات و شرايطي فراهم آورده شود . همچنين آيا همه استعمارزدگان به يكسان توانسته اند در برابر استعمار بايستند . در كارنامه اين ايستادگي ، قهرماني ها و جانبازي ها و مردانگي ها درج است اما دوره توسعه يافتگي پس از استعمار بسيار طولاني شده است . چرا؟ چرا در كشورهاي توسعه  نيافته علم و تكنولوژي ريشه نبسته و پايدار نشده است؟ چرا سازمان هاي سياسي و موسسات مدني در اين كشور ها بي بنياد است؟ آيا علم و آزادي و حقوق بشر هيچ ربطي به هم ندارند؟ به اين دو پرسش اينگونه پاسخ داده مي  شود كه اخلاق و حقوق بشر از علم نتيجه نمي شود و علم از سنخ آزادي نيست اما همانطور كه كتاب نقد عقل نظري كانت با دو سه نقد ديگر او تناسب داشت، سياست و علم و مناسبات و حقوق در جامعه متجدد با هم نوعي تناسب و تناسق دارند . مسئله اين نيست كه يكي از آنها را به وجود آوريم تا بقيه نيز به وجود آيند. اين يكي را چگونه مي توان به وجود آورد؟ مردمي كه قادر باشند يكي از اينها را تاسيس كنند واجد بقيه نيز مي شوند زيرا همه اينها به وجود بشري كه « بشر فاوستي» خوانده شده است باز مي گردد. به جاي «بشر فاوستي» ، «عقل كانتي » هم مي توان گفت، علم و تكنولوژي و سياست و حقوق غرب همه به آن عقل باز مي گردد . اگر بگويند مفاسد و بي بند و باري ها از كجاست و عقل چگونه منشا بي اخلاقي مي شود پاسخ اين است كه اولاً آزادي وقتي مورد دارد كه بد ، خوب ، فساد ، صلاح ، خطا و صواب ممكن باشد و گرنه آنجا كه همه صلاح و سداد است اختيار به چه كار مي آيد؟ ثانياً «عقل كانتي » نسبتي با طبيعت ندارد و اين قطع ارتباط چنانكه رو سو قبل از كانت و بودلر بعد از او گفته اند، مايه ملال دائم است . كانت نيز اين معني را به صراحت تصديق كرده است . من ديگر درباره نسبت ميان ملال ، شر ، گناه و پيشرفت حرفي نمي زنم و به اين اشاره اكتفا مي كنم كه « گل هاي بدي بودلر» گل هاي خوبي است كه از خاك بدي روييده است. مشكل اصلي جهان توسعه نيافته اين است كه از طريق سياست با تجدد آشنا شده، هنوز هم از همين راه با آن پيوند دارد. در اين آشنايي، تجدد جلوه ها و شئون متفاوت و حتي متضاد داشته است . مردم و اقوام استعمارزده چهره استعماري غرب متجدد را ظاهرترين جلوه آن ديده اند اما تجدد، علم و ادب و سياست و تكنولوژي هم دارد و عالم توسعه نيافته نمي تواند از اينها صرفنظر كند. پس چاره اي ندارد كه بگويد استعمار را نمي خواهم اما علم ، دموكراسي ، سوسياليسم و تكنولوژي چيز هاي خوبي است كه مال همه كس است و استعمار از آنها سوء استفاده كرده است . در اين وضع پيچيده و دشوار اگر گفته شود كه در مقام عمل كافي نيست كه بگوييد چه چيز خوب است و چه چيز بد نيست بلكه بايد با پيدا كردن دستور العمل و احراز شرايط اجراي آن، اقدام كنيد. ممكن است اين سخن را بر بدبيني و غرب ستيزي حمل كنند ولي اگر خوب تامل كنند ملتفت مي شوند كه مسئله اين است كه علم خوب است يا خوب نيست زيرا علم را نمي توان نخواست . مهم است كه بدانيم چگونه آن را به دست آوريم و متحقق كنيم . ما ملزم نيستيم كه اين سخن صاحبنظران پست مدرن را بپذيريم اما وظيفه داريم كه در آن تامل كنيم و ببينيم آيا درست است كه طي تاريخ توسعه علم ، انگيزه هاي سوداگرانه و شان كاركردي علم جاي همت و تعلق خاطر را گرفته است و راستي اگر اين معني درست باشد تكليف جهان توسعه نيافته كه نمي تواند در رقابت بازار علم وارد شود چيست؟ اين تحقيق براي ما لازم است و اگر از آن بوي مخالفت با علم و تجدد استشمام مي شود ، اين استنباط نه فقط نادرست بلكه منشا مخالفت با طرح درست مسئله است. اخذ علم بدون آشنايي با تجدد ميسر نيست و تحقيق در تجدد به هر جا كه برسد و نتيجه اش هر چه باشد مانع پرداختن به علم نمي شود بلكه اگر اين آشنايي حاصل آيد، شرط مهم تحقيق فراهم شده است. اين خيال بيهوده و ساده لو حانه اي است كه اگر همه از محاسن تجدد بگوييم و شئون ديگر آن را بپوشانيم اقبال به علم افزايش مي يابد اما اگر معلوم شود كه تجدد مجمع همه خوبي ها نيست دانشمندان علم را رها مي كنند و تحصيل علم از رونق مي افتد. مردم لعبتكاني نيستند كه هركس خواست آنها را به هر سويي براند و به هر كاري برانگيزاند . راه علم هم راهي نيست كه با جهل و بي اطلاعاتي در آن وارد شوند . يكي از معاريف ادب، فرهنگ و سياست درمقاله اي با يك تمثيل نه چندان مناسب نظرهايي كه درباره توسعه در ميان ما اظهار شده احصا و طبقه بندي كرده است. به نظر وي نامقبول ترين نظر از آن كساني بوده است كه گفته اند بايد منتظر ماند تا چرخ غرب از رفتن باز ماند و راه براي ما باز شود .
001950.jpg

آن نويسنده اگر در جايي چنين قول و نظري ديده، حق دارد آن را مردود بخواند زيرا نظري آشكارا سخيف است و من فكر نمي كنم كسي نسبت آن را به خود بپذيرد . ممكن است كسي از پيروان «رنه گنون» غرب را نپسندد ولي او هم نمي گويد بگذاريم كار غرب به پايان آيد تا ما از او سبقت بگيريم؛ زيرا اينها فكر مي كنند كه راهشان از راه غرب جداست . اما كسي كه طي راه توسعه را امري ناگزير مي داند چرا بگويد بگذاريم نيروي محرك غرب و تجدد غربي تمام شود . مسلماً شان سياسي توسعه بسيار اهميت دارد اما قضيه را سياسي صرف نبايد تلقي كرد. مخصوصاً نبايد گمان كرد كه ما نسبت خود را با غرب و با تجدد مي دانيم . عده  اي معتقدند در نسبت ما با غرب هيچ چيز پنهان و پوشيده اي وجود ندارد به نظر آنان علم و تكنولوژي غرب خوب است و بايد آن راگرفت. بعضي نيز وقتي از ماهيت غرب بحث مي شود مي پرسند اين غرب كجاست و شكل وجودي آن چيست تا بتوان از ماهيتش سخن گفت؟ اين غرب هيچ جا نيست . بلكه فضا و جاي چيز هاست . فضايي كه دردويست سال اخير در همه جا گسترش يافته است . تجدد هم كه جلوه اخير تاريخ غربي و بارزترين جلوه آن است محدود به مكان معين و متعلق به قوم و مردم خاصي نيست ولي با فلسفه ، علم ، قانون، سياست، ادب ، اقتصاد ، گفتار و كردار غالب در زندگي كنوني عجين است . اگر نمي توان تجدد را تعريف كرد و صاحبنظران هر يك در تعريف تجدد چيزي گفته اند و مي گويند تصور نكنيم كه به تحقيق بيشتر مي توان تعريف دقيق و حد تام تجدد را يافت . همه آنچه صاحبنظران درباره تجدد گفته اند درست است. مثلاً اگر گفته شود تجدد عقلانيت است نمي توان آن را نادرست خواند. اما عقلانيت چيست و از كجا آمده و چگونه برقرار شده است؟ دكارت مي گفت هيچ چيز مثل عقل به تساوي ميان آدميان تقسيم نشده است . آيا نسبت عقلانيت هم با همه كس و همه اقوام ملت ها يكسان و مساوي است؟به نظر دكارت اختلافي كه در ميان مردمان و اقوام وجود دارد به روش راه بردن عقل باز مي گردد و طرح اين روش آغاز و مبناي تجدد بوده ولي مگر به درستي مي دانيم كه روش چيست؟
اگر روش متدولوژي بود مي توانستيم آن را در كتاب ها و در كلاس هاي درس بياموزيم . ولي ظاهراً متد غير از متدولوژي است. متد راه است ، اما متدولوژي در بهترين شرايط ممكن است، مركب باشد. معمولاً ميان متد و متدولوژي اشتباه مي   شود و تاكيدي كه بعضي  از اهل علم ما بر آموزش متدولوژي دارند( كه البته آموختن متدولوژي در حد خود مفيد است ) ناشي از اين اشتباه است كه مي پندارند با آموختن متدولوژي راه علم گشوده مي شود ولي چنين نيست و تا راه گشوده نشود متدولوژي سودي ندارد.
پس اين اختلاف كه در مراتب تجدد ( درجهان توسعه يافته و توسعه نيافته) وجود دارد از كجاست؟ پيداست كه هركس پاي رفتن داشته باشد اگر راه را بيابد آن را مي پيمايد. راه تجدد هم رهرو مناسب خود را مي طلبد و تا كسي مستعد رهرويي نباشد نمي تواند وارد شود و اگر وارد شود راه را پرآشوب مي كند. اين معني حتي در مورد راه هاي معمولي نيز صادق است.
مگر نديده ايد كه بزرگراه هاي ما چه بي نظم و پرآشوب است. اما راهي كه دكارت پيشنهاد كرد راه تسلط آدمي بر جهان و تسخير موجودات بود. اين راه، راهي نيست كه يكبار براي هميشه گشوده شود و همه بتوانند آن را طي كنند. هركس مي خواهد اين راه را بپيمايد خود بايد آن را بگشايد و در هر قدم موانع را برطرف كند. شايد خواننده از اين اشارات آزرده شود اما بدانيم كه مسئله بسيار دشوار است و در مورد غرب و تجدد سوء تفاهم هايي وجود دارد كه بايد سعي در رفع آنها كرد. در سال هاي اخير با اين كه در مباحث پست مدرن تا حدودي از ماهيت غرب و تجدد بحث شده ولي هنوز هم پندارهايي از اين قبيل كه غرب، صرف يك مفهوم جغرافيايي يا يك جبهه سياسي است،  وجود دارد. هنوز بسيارند كساني كه بحث در ماهيت و حقيقت غرب و تجدد را غرب ستيزي و مخالفت با تجدد مي دانند. اما سوءتفاهمي كه شيوع بيشتر دارد و رفع آن دشوارتر است تلقي غرب به مثابه امري ثابت و موجوديتي معين است كه مي توان يا بايد با آن موافقت يا مخالفت كرد. اين تلقي به خصوص از آن جهت اهميت دارد كه به آساني به انكار غرب مي انجامد. در آنچه اكنون تمدن و فرهنگ غربي خوانده مي شود بسياري چيزها وجود دارد كه در ظاهر از يكديگر ممتازند چنانكه براي مثال مي توان به علم اشاره كرد و از حقيقت و ماهيت آن گفت. حتي مي توان گفت كه وجود حقوق ، سياست ، اقتصاد و شيوه هاي خاص زندگي در غرب از امور بديهي است اما غرب كجاست و چيست؟ آيا غرب هم مثل حقوق و سياست وجود دارد؟ ما چيزي كه به نام غرب بتوان به آن اشاره كرد، نمي شناسيم. غرب چيزي در كنار حقوق ، سياست و ادبيات نيست بلكه حقوق ، سياست و ادبيات ممكن است غربي باشند. در اين صورت اينها به غرب منسوبند يا غربي بودن صفت  آنهاست.
نكته ديگر جهاني شدن سياست، اقتصاد ، رسوم و آدابي است كه غربي خوانده مي شود. يعني آنها هم مثل علم از منشا خود جدا مي شوند و در همه جهان گسترش مي يابند. وقتي از غربي بودن امري يا چيزي سخن به ميان مي آيد مراد اين نيست كه آن چيز اختصاص به غرب جغرافيايي دارد و از آن جدا نمي شود كه اگر جدا شود، بگويند غربي نيست بلكه جهاني است. غربي بودن به معني جهاني بودن است. مشكل اين است كه غرب و تجدد از امور جهاني هستند و در همه جاي جهان به درجات بسط يافته اند ولي آنچه در جهان گسترش يافته و موجب همانندي و همساني در نحوه زندگي و بينش مردم عالم شده، در ظاهر علم و تكنولوژي است نه غرب و تجدد. اين درست است كه اقوام جهان با علم و تكنولوژي به هم نزديك شده اند، اما علم و تكنولوژي جديد در برهوت نروييده است. اين هر دو كه در حقيقت يكي هستند؛ بزرگترين مظهر و جلوه تجددند. علم و تكنولوژي جديد مسبوق به نظر يا وجهه نظري است كه بشر جديد پيدا كرده و با آن بنياد تجدد گذاشته شده است.
تجدد يك كل معين و مشخص نيست كه اجزا داشته باشد يا بتوان بر سر تقسيم اجزا و گزينش آنها نزاع كرد. يونانيان كه تاريخ غرب با تفكر و فرهنگ آنان آغاز شده بشر را موجودي مي دانند كه حتي اگر نتواند تقدير را تغيير دهد با آن به ستير برمي خيزد. آنان تراژدي و شان تراژيك وجود بشر را كشف كردند اما آن بينش و نگاه مي بايست دستخوش تحول طولاني مي شد تا به تجدد برسد. در بينش تجدد، تراژدي پوشيده شد و بشر وجود خود را عين قدرت ديد. پيداست كه اين بينش غير از فلسفه است. علم هم نيست. اما با پديد آمدن آن فسلفه جديد و علم جديد به وجود آمده است. براي فهم معني غرب و تجدد، چشم ها را بايد شست. اما شستن چشم كافي نيست بلكه چشم را بايد از اشيا و موجوداتي كه نام و عنوان غرب به آن مي دهند،  برداشت. غرب نه فقط يك شي در ميان اشياي عالم امروز نيست بلكه نفس اين عالم است و به اين جهت به صفت خوبي و بدي وصف نمي شود اما خوبي ها و بدي هاي خود را دارد. بودلر كه شاعر مدرنيته بود مي گفت از بوستان بدي گل هاي خوب مي رويد؛ او و بسياري ديگر از شاعران غربي تجدد را به چشم اخلاقي نگاه نمي كردند . تجدد چنانكه اشاره شد نه خوب است نه بد. بلكه پس از اينكه گياه و گل آن روييد خوبي و بدي عارضش مي شود. اين نظر را با سخن مشهوري كه بر طبق آن غرب خوب است و بدان آن را به عيب و بدي آلوده اند ، اشتباه نبايد كرد .
براي ورود در گفت  و شنود با غرب بايد باطن آن را شناخت و اين باطن را حجاب هاي بسيار و پندارهاي تبليغاتي رنگا رنگ پوشانده است . در ابتداي راه شناخت بايد اين حجاب ها را برداشت تا كم كم غرب چنان كه هست پيدا و آشكار شود.

بحثي درباره سير تحول دولت
دولت يا حكومت؟
001955.jpg
دولت هاي امروزين صدها سال و بلكه هزاران سال را طي كرده اند تا از دولت شهرهاي يونان قديم به دولت هاي مدرن امروزين تبديل شوند و اين تبديل و تحول با تحولات اجتماعي در زندگي بشريت همراه بوده اند و نيازها، احتياجات و ضروريات زندگي آدمي موجبات تحول شگرف دولت را فراهم آورده اند.
در اروپا قلمرو دولت ها طي تاريخ چهار مرحله بارز را طي كرده است.
الف- دولت شهر City State : شكلي از جامعه سياسي است كه قلمرو آن يك شهر است. اين شكل در دوران كلاسيك تمدن يونان پديد آمد و نام باستاني آن پوليس Polis بود. قلمرو پوليس چندان محدود بود كه شهروندان (پوليساي) همديگر را مي شناختند. در باب منشا دولت شهرها، نظرها ناهمگون است. گمان مي رود كه نظام هاي قبيله اي آغازين در يك دوره پسرفت اقتصادي و از هم گسيختگي از ۱۰۰۰ تا ۸۰۰ سال پيش از ميلاد در شبه جزيره هاي يونان، جزيره هاي اژه و غرب آسياي صغير جايگير شدند و هسته دولت شهرها را به وجود آوردند. در دوران رونق پوليس هاي يوناني هر شهر يك دولت يا يك جمهوريت بود كه از مردماني كه در درون يك شهربند (حصار) زندگي  مي كردند، تشكيل مي شد. همين دولت شهرها بودند كه پايه هاي تمدن يوناني رومي و تمدن جديد غربي را گذاشتند. مهمترين دولت شهري كه در تاريخ تمدن بشر از بسياري جهات نقش بزرگي داشته دولت شهر آتن در يونان باستان است. (۱)
ب- عصر جامعه جهاني: يا اجتماع اروپايي كه حدود پانزده قرن دوام داشت. به ويژه از ده قرن سده هاي ميانه كه حاكميت فراگير كليسا در كار بود. (از حدود قرن چهارم تا حدود قرن ۱۴ ميلادي)
پ- دولت- ملي National State :از حدود قرن پانزده ميلادي آغاز گشت و تا قرن بيست ادامه داشت. در اين برهه بيشترين تلاش ها در جهت تحكيم مباني ملي و تحريك تعلقات ملي بوده است كه گاهي به تعصبات افراطي كشيده شده و منجر به جنگ هاي جهاني گرديده است. (در قرن بيستم).
ت- دولت ملي- بين المللي: International / National State: در حال حاضر اغلب كشورهاي اروپايي و جهان معاصر حكومت مستقل و ملي دارند. ولي در عمل با تمام جهان از نظر سياسي و اقتصادي مرتبط هستند و هر تغيير و جنبشي در جهان بر اوضاع سياسي و اقتصادي آنان اثرات غيرقابل انكار دارد. تشكيل سازمان ملل متحد، تشكيل جامعه اقتصادي اروپا و... دولت هاي ملي را به سوي همكاري بين المللي سوق داده است. (۲)
چهارمين مرحله اي كه در مورد دولت و سير تحول آن عنوان شد اگرچه در قلمرو كشورهاي اروپايي صورت گرفته است ولي اين تحول به ايجاد يك جامعه بين المللي منتج شده است كه بدون شك آخرين مرحله تحول آن نيست و در سال هاي آينده با توجه به پيشرفت روزافزون علوم اطلاعات، ارتباطات جهاني شكل و ماهيت دولت تغييرات شگرفي را خواهند داشت.
تفاوت دولت و حكومت
در نظر اول و با نگرش غيركارشناسانه هيچگونه تفاوتي بين دولت و حكومت ديده نمي شود و از نظر عموم دولت و حكومت نهاد و دستگاهي است كه بر مردم حكم مي رانند و نظم عمومي و اجراي قوانين را عهده دار است. ولي در علم سياست و حقوق جديد ميان حكومت و دولت تفاوت وجود دارد. حكومت در لغت به معناي فرمانفرمايي و حكمراني است و بدين معنا براي آن وجود رابطه پايدار ميان فرماندهي و فرمانگزاري لازم است و در سياست به معناي دستگاه فرمانروا در كشور است و به اين معنا دولت نيز هم رديف يا به جاي آن به كار برده مي شود. در نظام هاي قانوني جديد كه در آن تفكيك قوا و اصل حكومت قانون به رسميت شناخته شده است، حكومت به معناي قوه اجرايي به كار مي رود. يعني مجموع دستگاه اداري، سياسي ، انتظامي و نظامي يك كشور كه در راس آن هياتي به نام كابينه يا هيات وزيران قرار دارد و كشور را بر طبق قانون هاي وضع شده اداره مي كند.
در راس هيات دولت رئيس دولت يا حكومت قرار دارد ( در بعضي نظام ها نخست وزير و در برخي ديگر رئيس جمهور است) بنابراين با توجه به توضيحات بالا حكومت برابر است با هيات وزيران يا كابينه كه معمولاً به نام شخص خاصي كه در راس آن است، ناميده مي شود. پس حكومت تغييرپذير است در حاليكه دولت يا كشور پايدار است. كلمه حكومت اگر با صفتي به كار برده شود، براي مشخص كردن نوع رژيم سياسي است. چنانكه گفته مي شود حكومت پارلماني يا حكومت دموكراسي.
حكوت قانوني بنا به تعريف نماينده خواست همگاني و اجراكننده خواست آن به صورتي است كه در قانون اساسي و قانون هاي جاري تعريف شده است و حكومت تا زماني قانوني شمرده مي شود كه كردار آن هماهنگ با خواست همگاني يا اكثريت ملت باشد وگرنه حكومتي است كه از پايگاه هاي مردمي و ملي بي بهره مي باشد. (۳)
عمده تفاوت دولت و حكومت در پايداري دولت (پايداري عناصر تشكيل دهنده دولت) و دگرگون پذيري حكومت يا رژيم بر حسب ضروريات اجتماعي و تاريخي است، چنانكه ممكن است نظام حكومت در درون يك دولت از سلطنت به جمهوري يا از استبداد به دموكراسي تبديل شود ولي فرض بر اين است كه آن سه عنصر اساسي پايدار است.
نتيجه گيري:
با توجه به گفتار بالا هرگاه سخن از دولت به ميان آيد، به طور دقيق با توجه به متون حقوقي و سياسي امروزي مراد و مقصود قوه اجرائيه است و شامل ديگر قوا نمي گردد. پس در به كار بردن كلمه دولت و ماهيت آن مي بايست وسواس بيشتري به كار برد تا هيچگونه تداخل معاني در مورد حكومت و دولت به ميان نيايد و اينچنين نگرشي نه در رابطه با دولت و مفهوم آن بلكه در رابطه با تمامي اجزاي تشكيل دهنده نظام سياسي بايستي مدنظر قرار گيرد.
همايون نعمت اللهي
منابع:
۱- دانشنامه سياسي- داريوش آشوري- ص ۱۶۶ و ۱۶۷
۲- فرهنگ اصطلاحات علمي اجتماعي- محمد آراسته خو- ص ۳۵۵
۳- دانشنامه سياسي- ص ۱۴۱

جامعه
ادبيات
ايران
رسانه
زمين
شهر
عكس
كتاب
ورزش
هنر
صفحه آخر
|  ادبيات  |  ايران  |  جامعه  |  رسانه  |  زمين  |  شهر  |  عكس  |  كتاب  |
|  ورزش  |  هنر  |  صفحه آخر  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   شناسنامه   |   چاپ صفحه   |