جمعه ۲۲ آبان ۱۳۸۳ - سال يازدهم - شماره ۳۵۵۳
index
آخرين رهاورد سينماي روشنفكري اروپا
۲۵ نگاه به قاره سبز
007968.jpg
007965.jpg
ايده ساختن فيلمي اپيزوديك با مشاركت چند فيلمساز بين المللي، ايده تازه اي نيست. پيش از اين نيز فيلم هايي چون ۱۱ سپتامبر۲۰۰۱ با مشاركت ۱۱ فيلمساز و ۱۰۰ سالگي سينما با مشاركت بيش از ۴۰ فيلمساز از سراسر جهان، پيرامون موضوعي واحد ساخته شده بود.
اينك موضوع اتحاد اروپا، دستمايه ۲۵ فيلمساز معتبر از كشورهاي عضو اتحاديه اروپا شده است تا هر يك، برداشت و ديدگاه شخصي خود را از زندگي در فضاي فرهنگي، اجتماعي و سياسي جديد اروپا ارايه دهند.
نكته مهم اين است كه فيلمسازان، جز محدوديت زمان (هر قسمت پنج دقيقه) و بودجه هيچ محدوديتي از نظر انتخاب موضوع و شيوه پرداخت آن نداشتند. مهاجرت، پناهندگان، نهادهاي قانوني و رسمي، سنت ها و آداب ملي، مرزهاي جغرافيايي، قدرت و زندگي روزمره و عادي مردم، برخي از مهم ترين تم هايي است كه در فيلم هاي كوتاه اين فيلمسازان بازتاب يافته است.
اتحاديه كشورهاي اروپايي ( EU ) در ساليان اخير، يكي از بحث انگيزترين موضوع هاي سياسي در ميان سياستمداران، متفكران و رسانه هاي گروهي اروپا بوده است و مخالفان و موافقان زيادي داشته و دارد، اما علي رغم همه اين بحث ها و جنجال ها، اتحاد اروپا اكنون از ايده به واقعيت پيوسته است، اگرچه تفاوت هاي فرهنگي و ساختاري عظيمي بين كشورهاي عضو وجود دارد كه مي تواند اين واقعيت را متزلزل و خدشه دار سازد.
مرزهاي جغرافيايي محو، پول واحد تبديل و قوانين و مقررات مشترك اروپايي، جايگزين قوانين ملي مي شود اما اين تغييرات سبب ساز مشكلات بسياري نيز بوده كه مورد توجه فيلمسازان اين مجموعه قرار گرفته است؛ مسايلي چون هويت، ريشه هاي فرهنگي و قومي، غرور ملي و ميراث فرهنگي كه به شدت آسيب ديده و خواهند ديد و اين امري ناگزير است.
ويژگي مهم اين فيلم ها آن است كه در مورد پذيرش يا تكذيب اتحاديه اروپا موضع نمي گيرند بلكه هر يك از سازندگان، بسته به تجربه شخصي و شرايط كشوري كه در آن زندگي مي كنند، با اين موضوع مواجه شده و رويكرد هنري ويژه خود را از پديده اي به نام اروپا با تمام جلوه هاي آن ارايه كرده اند. اكثر فيلمسازان اين مجموعه جوان و فارغ التحصيل مدارس سينمايي اند و نخستين كارهاي مستند، كوتاه يا بلند داستانيشان در مجامع سينمايي بين المللي درخشيده است. در كنار آنها فيلمسازان قديمي تر وصاحب نامي چون پيتر گريناوي، يان تروئل و آكي كوريسماكي نيز قرار دارند.
نگاهي به چند فيلم اين مجموعه
بيكو / آكي كوريسماكي/ فنلاند
كوريسماكي در زمان محدود پنج دقيقه اي كه در اختيار داشته، تصويري مستند از روستايي كوچك در كوه هاي شمال پرتغال ارايه كرده است. دهكده اي كه بيشتر اهالي آن در جست وجوي رفاه و زندگي بهتر آن جا را ترك گفته و تنها اقليتي كوچك، متشكل از پيران و كودكان هنوز در آن جا باقي مانده اند.
كوريسماكي، مطرح ترين فيلمساز سينماي فنلاند است كه در ژانرهاي متفاوتي چون فيلم هاي جاده اي، فيلم نوار و موزيكال فيلم ساخته است. آخرين فيلمش، مرد بدون گذشته، اثري فراموش نشدني و زيبا در باره مردي است كه حافظه اش را بر اثر يك ضربه مغزي مهلك از دست مي دهد و هنگامي آن را باز مي يابد كه زندگي تازه اي را با زني ديگر آغاز كرده است.
پاريس در شب/ توني گاتليف/ فرانسه
فيلم با تصوير تكان دهنده اي از دو پسر و يك دختر جوان عرب شروع مي شود كه زير كاميوني كه با سرعت در دل شب به سمت پاريس در حركت است، مخفي شده اند. در نزديكي پاريس، كاميون قبل از ايستگاه بازرسي مي ايستد و راننده از آنها مي خواهد هرچه زودتر از آن منطقه دور شوند. يكي از پسران از آن دو جدا شده و خواهر و برادر، بيمار، تنها و بي پناه در خيابان هاي پاريس سرگردان مي مانند.
پاريس با نئون ها و انعكاس نور چراغ ها بر سطح رود سن در تصاوير سياه و سفيد توني گاتليف، درخشندگي و خيره كنندگي خاصي يافته كه با موقعيت تراژيك پسر و دختر عرب به شدت در تضاد است. فضاسازي و لحن تلخ فيلم، يادآور آثار درخشان رئاليسم شاعرانه فرانسوي (مارسل كارنه و رنه كلر) است.
جا براي همه/ كنستانتين گيا ناريس/ يونان
اين فيلم، روايت تازه اي از مهاجران درون قاره اي عرضه مي كند. شكستن مرزها، جا به جايي نيروي كار از يك كشور اروپايي به كشور ديگر و ايجاد يك هويت فرهنگي جديد.
فيلمساز با تمركز بر جامعه يونان، به انتقاد از سياست اتحاديه اروپا مي پردازد. او با استفاده از تكنيك split screen، پرده را به چند قسمت تقسيم كرده و در هر قسمت يكي از شهروندان اروپايي و غير اروپايي كه در يونان كار و زندگي مي كنند، احساسات و افكار خود را درباره اين كشور و اتحاديه اروپا بيان مي دارند.
مارس/ باربارا آلبرت/ايتاليا
۱
خانه من روي نوار ويدئو ‎/ كريستوس گئورگيو ‎/ قبرس
۲
تصويري از خود / استين كونينكس/ بلژيك
۳
بيكو / آكي كوريسماكي/ فنلاند
۴
Euroflot آروو آيهو/ استونيا
۵
پاريس در شب/ توني گاتليف/ فرانسه
۶
ترانه هاي قديمي شيطاني/ فتي آكين/ آلمان
۷
جا براي همه/ كنستانتين گيا ناريس/ يونان
۸
پرولوگ (درآمد) / بلاتار/ مجارستان
۹
دولت نامريي/ آيزلينگ والش/ ايرلند
۱۰
همه چيز روبه راه خواهد شد/ ليلا پاكالنينا/ لتوني
۱۱
آنا در مارگرا زندگي مي كند/ فرانچسكا كومنچيني/ ايتاليا
۱۲
اروپا / كريستوفر بو/ دانمارك
۱۳
همنوائي/ ساسا گدئون / جمهوري چك
۱۴
بچه ها چيزي از دست نمي دهند/ شاروناس بارتاس/ ليتواني
۱۵
مدرسه زبان/ اندي باوش / لوكزامبورگ
۱۶
جزيره / كنت شيكلونا / مالتا
۱۷
دوش اروپايي / پيتر گريناوي / بريتانيا
۱۸
كودكان ما / ميگوئل هرموسو/ اسپانيا
۱۹
منگوله هاي زرد / يان تروئل / سوئد
۲۰
Evropa داميان كوزول/ اسلووني
۲۱
معجزه / مارتين ساليك/ جمهوري اسلوواك
۲۲
چهارراه / مالگورزاتا ژومووسكا / لهستان
۲۳
جنگ (آب) سرد Cold Wa(te)r /ترزا ويلاورده/ پرتغال
۲۴
Euroquiz ‎/ تئوون گو ‎/ هلند
۲۵
پرولوگ (درآمد) / بلاتار/ مجارستان
صفي دراز از زنان و مردان گرسنه، فقير و بي خانمان در يكي از خيابان هاي بوداپست. دوربين آرام از روي آنها حركت مي كند و به پنجره بسته اي مي رسد كه آنها در مقابلش صف كشيده اند. پنجره باز مي شود و زن جواني در قاب آن ظاهر مي شود. آنگاه افراد، يكي يكي جلو رفته و زن به هر يك از آنان يك نوشيدني گرم به همراه دو عدد كيك مي دهد. تصويري از نابرابري اقتصادي و بي عدالتي اجتماعي در كشورهاي فقير عضو اتحاديه اروپا و چشم اندازي بدبينانه، تار و مبهم از آينده اين اتحاد.
بلاتار از ۱۶ سالگي فيلمسازي را شروع كرد و بعد جذب استوديوي فيلمسازي بلا بالاش، تئوريسين برجسته سينماي مجارستان و صاحب نظرياتي محكم درباره مونتاژ شد. در ۱۹۷۹ آشيانه خانوادگي را ساخت كه به طور آشكار تحت تاثير كارهاي جان كاساواتيس بود. فيلم مهم ديگر او، تانگوي شيطان (۱۹۹۴) يك كار ۴۳۵ دقيقه اي درخشان درباره پايان عصر كمونيسم است.
دولت نامريي/ آيزلينگ والش/ ايرلند
يكي از زيباترين قسمت هاي اين مجموعه كه با نگاهي به سنت تئاتري بكت پرداخت شده است: صحنه اي خالي با يك صندلي. جرارد مانيكس فلين، رمان نويس و نمايشنامه نويس برجسته و شاخص ايرلندي وارد مي شود و روي آن مي نشيند و شروع مي كند به بازگويي روايت تلخ و تكان دهنده اش از وضعيت پناهندگان در اروپاي امروز:
» آنها مي آيند، ولي هيچ كس به استقبالشان نمي آيد. تنها كساني كه از ديدن آنها شادمان مي شوند، قاچاقچيان انسان اند. دولتي نامريي در اروپا است كه از هزاران فرد بي نام، فاقد دولت و شهروندان فاقد حقوق شهروندي تشكيل شده است. پناهجويان. پناهندگان. آنها زنداني اند. آنها هيچ هويتي ندارند. آنها هيچ حقي ندارند. آنها هيچ آزادي ندارند.«
لابه لاي حرف هاي جرارد، تصاوير تكان  دهنده اي از جسدهاي پناهندگان كه چون لاشه هاي گوشت يخ زده از قلاب هاي ماشين مخصوص حمل گوشت آويزانند، نشان داده مي شود.

سينما ـ خاطره
آخرين قطار گان هيل
LAST TRAIN FROM CUNHIU
كارگردان: جان استرجس، فيلمنامه: جيمزيو، بر اساس داستان رويارويي نهايي نوشته لس كروچفيلد،  فيلمبردار: چارلز لانگ، موسيقي: ديميتري تيومكين، بازيگران: كرك داگلاس، آنتوني كويين، كارولين جونز، ارل هاليمن،  زيو رادان، براد دكستر و بينگ راسل. رنگي، محصول ،۱۹۵۹ آمريكا به تهيه كنندگي: هال ب. واليس
007971.jpg

داستان فيلم:
دو جوان كاترين زن سرخ پوست كلانتر شهر پولي را پس از هتك حرمت به قتل مي رسانند. مت مورگان (كرك داگلاس) كه كلانتري معتقد به قانون و دلبسته به اجراي آن است از زين اسب به جا مانده در صحنه جنايت رد دو جوان را مي گيرد و مي فهمد كه يكي از آنان پسر دوست قديمي اش كريك بلدن (آنتوني كويين) همه كاره و مرد با نفوذ شهر گان هيل است.
مورگان به شهر گان هيل مي رود و پسر بلدن را دستگير مي كند تا براي محاكمه با خود به شهر پولي ببرد با فرارسيدن ساعت حركت آخرين قطار شهر در رويارويي نهايي پسر بلدن با گلوله دوستش كشته مي شود و مورگان نيز بلدن را مي كشد.
درباره كارگردان:
جان استرجس (۱۹۹۲ـ۱۹۱۱) يكي از حرفه اي ترين و استخوان دارترين كارگردانان سينماي  آمريكا در دهه هاي ۴۰ تا ۶۰ محسوب مي شود. استرجس در مقام كارگردان ۴۴ فيلم ساخته كه در ژانرهاي گوناگون هركدام آثار قابل توجهي محسوب مي شوند. اما معروفترين فيلم هاي استرجس فيلم هاي وسترن او هستند كه از لحاظ قوت شخصيت ها و استحكام ساختار سينمايي چه در گيشه و چه از لحاظ انتقادي با موفقيت رو به رو شده اند.
فيلم هاي مهمي چون: روز بدي در بلاك راك (۱۹۵۴)، جدال در اوكي كورال (۱۹۵۷)، هفت دلاور (۱۹۶۰) نشان دهنده توانايي هاي استرجس در ژانر وسترن هستند. آثار استرجس را مي توان به  عنوان بهترين آثار تجاري زمان خود تماشا كرد. به عنوان مثال فيلم فرار بزرگ (۱۹۶۳) ديگر ساخته جان استرجس از مهم ترين و تاثيرگذارترين فيلم هاي ژانر جنگي با موضوع فرار از زندان محسوب مي شود.
درباره فيلم:
آخرين قطار گان هيل يكي از بهترين آثار وسترن سال هاي پايان دهه ۵۰ توانسته است در طول گذر بيش از نيم قرن از زمان ساخته شدنش آبرويي كلاسيك و خدشه ناپذير براي خود كسب كند.
داستان فيلم براساس الگوي تقابل ناخواسته دو دوست شكل مي گيرد. يك طرف كلانتر مورگان با بازي كرك داگلاس را داريم. كسي كه او دوران كشتار سرخ پوست ها با زني سرخ پوست ازدواج كرده مردي كه به قانون احترام مي گذارد و هدفش برپاكردن نظم و قانون در يك جامعه ذاتاً وحشي و ضدقانون است. از آن طرف كريك بلدن با بازي آنتوني كويين مردي است كه قواعد سرزمين وحشي را پذيرفته و مي خواهد بر بستر همين دنياي بي نظم و بي قانون زندگي كند و كاري به آينده ندارد. در حالي كه ماجراي قتل آن دو را رو به روي هم قرار مي دهد، فيلم در بستر پرتنش خود دو تفكر را نيز در برابر يكديگر صف آرايي مي كند. تفكر خير و شر. تقابل خير و شر در اين فيلم به پايان غيرمنتظره اي مي رسد. خير بر شر پيروز مي شود در حالي كه آتش اوليه را شر به دامن خود مي زند. ديالوگ هاي فيلم آخرين قطار گان هيل را مي توان يكي از نمونه اي ترين و در عين حال تاثيرگذارترين گفت و گوهاي سينماي وسترن براي ايجاد شخصيت پردازي و جلوبردن داستان به حساب آورد.
007974.jpg

بازي بازيگران به ويژه آنتوني كويين، صحنه پردازي عالي، فيلمبرداري با كادربندي هاي در خدمت مفهوم اثر، موسيقي با شكوه تيومكين و از همه مهم تر صحنه رويارويي نهايي كه از به يادماندني ترين سكانس هاي نهايي سينماي وسترن در خاطره ها خواهد ماند.
آخرين قطار گان هيل در سال ۱۹۵۹ در سينماهاي آمريكا و جهان فروش قابل توجهي به دست آورد گرچه در زمره آثار پرفروش قرار نگرفت. فيلم هاي پرفروش آن سال عمه ميم، سگ پشمالو و بعضي ها داغشو دوست دارند بودند. همزمان با اين فيلم، ديوبراو و وسترن معروف هواردهاكس اكران شد كه آن را مي توان موفق ترين وسترن آن سال محسوب كرد.
در اسكار سال ۱۹۵۹ نيز همه جوايز اصلي به فيلم بن هور رسيد و آخرين قطار گان هيل حتي نامزد دريافت يك جايزه هم نبود.

خبر
007977.jpg
مادر داوينچي
دايان كيتون، هنرپيشه كهنه كار سينماي هاليوود قصد دارد در فيلمي با عنوان مادر داوينچي بازي كند كه كارگردانش جيم شريدان خواهد بود و هم اكنون فيلمنامه آن توسط جادباس نوشته مي شود. داستان اين فيلم درباره زني است كه پس از اين كه سفري را آغاز مي كند، پسرش تصميم به خودكشي مي گيرد. تاكنون تنها بازي كيتون در اين فيلم قطعي شده و اين درحالي است كه بنابر اعلام تهيه كنندگان، فيلم مادر داوينچي در سال ۲۰۰۵ اكران عمومي خواهد داشت.
دايان كيتون هم اكنون مشغول بازي در فيلمي با نام «نفرت داشتن از او» است كه اين فيلم كمدي تلاش هاي يك خانواده در روز كريسمس براي آشتي دادن پسرشان با نامزدش را نشان مي دهد. نويسنده و كارگردان اين فيلم توماس بزاكا است و از بازيگران ديگر اين فيلم مي توان به آرون اكمارت، سارا جسيكا پاركر و پيتر سارگارد اشاره كرد. اين فيلم هم در سال ۲۰۰۵ اكران خواهد شد.
بنا به اعلام خود كيتون در سال ۲۰۰۶ فيلمي از او اكران خواهد شد كه فعلاً نامي برايش انتخاب نشده و گويا كارگردانش مارك پرز است. تاكنون در اين فيلم كمدي هم تنها بازي كيتون قطعي شده كه بنابراين بايد منتظر خبرهاي تكميلي پيرامون اين فيلم ها ماند.
007983.jpg
شناگر
الك بالدوين اخيراً اعلام كرده كه مي خواهد در فيلمي با عنوان شناگر بازي كند كه اين فيلم اقتباسي خواهد بود از داستان كوتاه نويسنده اي به نام جان چيور. تهيه كننده اين فيلم تاكنون تنها نام بالدوين را به عنوان بازيگر در پروژه اعلام كرده است و تلاش ها براي انتخاب فيلمنامه نويس، كارگردان و ساير عوامل اين فيلم همچنان ادامه دارد. فيلم شناگر را در سال ۲۰۰۵ ميلادي خواهيد ديد.
بالدوين هم اكنون مشغول بازي در فيلم هالستون واقعي است كه توسط دانيل ميناهان كارگرداني مي شود و او فيلمنامه را همراه جيمز امنس نوشته است. در فيلم هالستون واقعي به غير از بالدوين، جين كراكسكي بازي مي كند و از قرار معلوم اين فيلم در سال آينده ميلادي اكران مي شود.
بالدوين در برنامه هاي كاري اش بازي در فيلم ديگري را هم گنجانده است كه Lymelife نام دارد و توسط دو نفر به نام هاي دريك مارتيني و استيون مارتيني نويسندگي و كارگرداني خواهد شد. اين فيلم داستاني را روايت مي كند كه در آن يك خانواده مجبور به پذيرفتن يك ازدواج مي شود. از فهرست بازيگران اين فيلم به غير از بالدوين نام هاي رودي كالكين، تيموتي هاتن و جنيفر ميسون لي به چشم مي خورد. «بازي سازان نيواورلئان» فيلم ديگري است كه بالدوين در هفته هاي آينده درگير بازي در آن خواهد شد. در اين فيلم با سازماني سروكار داريم كه به كشف استعدادهاي فوتبال مي پردازد. نويسنده و كارگردان اين فيلم پيتر گاتينگز بانچ است و در آن بوريس كوجو، مايكل جي وايت و جيم براون بازي خواهند كرد.
007986.jpg
گردشي مختصر در بهشت
فارست ويتاكر به زودي در دو فيلم بازي خواهد كرد. فيلم اول گردشي مختصر در بهشت نام دارد كه نويسنده و كارگردانش بالتازار كورماكور است و از قرار معلوم در ژانر تريلر ساخته خواهد شد. در داستان اين فيلم بر اثر يك قتل زندگي زن و شوهري با يك مامور بيمه (كه فارست ويتاكر باشد) گره مي خورد. پيتر كويوت، فيليپ جكسون و جرمي زبر از ديگر بازيگران اين فيلم هستند. اين فيلم محصول دو كشور ايسلند و آمريكا است و در سال ۲۰۰۵ اكران خواهد شد.
فيلم ديگري كه ويتاكر بازيگر آن است اسلحه آمريكايي نام دارد كه الك آولينو اين فيلم را براساس فيلمنامه اي از استيو باگاتوريان كارگرداني خواهد كرد.
داستان اين فيلم به روايت ماجراهاي تكثير سلاح در آمريكا مي پردازد و از بازيگران ديگر اين فيلم مي توان به نام هاي هاي دونالد سادرلند، مارسيا گاي هارول و ليندا كاروليني اشاره كرد. از قرار معلوم تهيه كننده اجرايي اين فيلم هم خود ويتاكر است. منتظر اكران آن در سال ۲۰۰۵ باشيد.
007989.jpg

DVD
در هفته جاري DVD هشت فصل از سريال دوستان به بازار DVD عرضه شده كه از همين حالا مي توان فروش بالايي را براي آن پيش بيني كرد. سريال دوستان جزو سريال هاي محبوب در سطح جهان است كه از سال ۱۹۹۴ تا ۲۰۰۴ پخش آن ادامه داشته و چندماه پيش قسمت آخر آن از تلويزيون NBC پخش شده است. در اين هفته DVD فيلم كمدي هشتاد روز دور دنيا هم به بازار آمده است. اين فيلم اقتباس جديدي از اثر كلاسيك ژول ورن به شمار مي رود كه كه در آن جكي چان، استيو كوگان و رابرت فايف بازي كرده اند و كارگردانش هم فرانك كوراسي است.

سينماي ايران
درباره ضعف فيلمنامه در سينماي ايران ـ۱۳
نياز به اقدام عملي
در گفت وگوهايي كه با هوارد هاكس انجام شده مطلبي وجود دارد كه مي تواند به ما در سلسله بحث هايي كه پيرامون ضعف فيلمنامه در فيلم  هاي سينمايي ايران انجام مي دهيم ياري برساند. هاكس در پاسخ به يكي از سوال هاي جوزف مك برايد پيرامون اقتباس ادبي از فيلم هاي صامت و همچنين كلاسيك دهه بيست مي گويد كه در آن زمان نويسندگان مختلف به خريد امتياز آثارشان توسط تهيه كنندگان سينما به عنوان يك بازار جديد و بسيار پررونق مي نگريستند و چنين مسئله اي برايشان بسيار هيجان انگيز بود (نقل به مضمون). اگر بخواهيم آماري از آثار ادبي منتشر شده در زمان پيدايش سينما و زبان خاص آن تهيه  كنيم متوجه مي شويم كه از همان زمان بسياري از نويسندگان به هنگام خلق داستان هايشان گوشه چشمي به اقتباس سينمايي از آن داشته اند و در واقع تلاش كرده اند تا بخشي از بازار مربوط به انتشار كتابهايشان را در اين حوزه جست وجو كنند. چنين پديده اي گذشته از آن كه مي تواند نظر كارشناسان اقتصادي فرهنگ را جلب كند؛ قابليت تحليلي صرفاً فرهنگي را هم داراست. به طوري كه مي توان آن را تحت عنوان تاثيرگذاري حوزه هاي مختلف فرهنگ (اعم از سينما و ادبيات) بر يكديگر پيگيري و بررسي كرد. اين مسئله تنها معطوف به قرن بيستم و پيدايش سينما نيست. همچنان كه مي توان رد آن را تا قرون وسطي پي گرفت. مثلاً در قرن ۱۹ چنين ارتباطي تا حدود زيادي ميان نمايش و ادبيات پديد آمده بود و حتي كار به آن جا رسيده بود كه بسياري از رمان نويسان، نمايشنامه  هايي را نيز براي اجرا مي نوشتند. سينما اما اين پديده را تسريع مي بخشيد. دليل آن هم بيش از همه از ساز و كارهاي اقتصادي و صنعتي سينما ناشي مي شود. ساز و كاري كه به نويسندگان اين امكان را مي دهد كه شناخت بهتري نسبت به رسانه سينما پيدا كنند و در سايه آن بتوانند آثاري بنويسند كه در سينما هم به كار آيد و موجبات رونق روزافزون اين صنعت را فراهم كند.
چنين تواني بالقوه در ذات سينما موجود است و اگر سيستمي سينمايي بخواهد در جهت به فعليت در آوردن آن حركت كند ناگفته پيداست كه مي تواند تحولات فرهنگي شگرفي را به وجود بياورد. تحولاتي كه مهم ترين آن رونق توامان ادبيات و سينما است. اگر جريان ادبي يك كشور در مسيري حركت كند كه با اهداف و مقاصد سينما جور درنمي آيد سينما مي تواند با استفاده از وسعت تاثيرگذاري خود اين جريان را به نفع خود تغيير دهد. يعني مثلاً با اقتباس هايي كه از برخي آثار ادبي انجام مي دهد اين اشتياق را در ميان نويسندگان ديگر به وجود بياورد كه آنها هم مي توانند آثاري بنويسند كه فيلم آن در سينما ساخته شود و مخاطبان بسيار بيشتري را درگير كند. دراين ميان نبايد يك نكته را از نظر دور داشت. وقتي مي گوييم كه سينما مي تواند جريان ادبي را به نفع خود تغيير دهد اين تغيير در جهت منفي و به ضرر ادبيات نيست و نبايد به اين صورت برداشت كرد كه سينما مي تواند با استفاده از امكانات اقتصادي خود در جهت نوعي استثمار ادبيات و جريان هاي ادبي گام بردارد. اگر چنين رابطه اي ميان سينما و ادبيات برقرار شود بيش از همه نشان از آن دارد كه اين دو جريان در درون خود از پويايي بسيار زيادي برخوردار شده اند. از يك طرف سينما تلاش دارد تا نيازهاي اساسي خود را از طريق ادبيات برطرف كند و از طرف ديگر ادبيات هم مي تواند اين نياز سينما را به خوبي پاسخ گويد و از اين جهت كمبودي نداشته باشد. با بررسي اين تجربه در كشورهاي صاحب صنعت سينما هم مي توان به موفقيت چشمگير آن پي برد. در اين جوامع ارتباط ميان حوزه ادبيات و سينما را در بالاترين حد خود مشاهده مي كنيم و اين در حالي است كه نه تنها خللي در كار هركدام از اين حوزه ها (به خصوص ادبيات) به واسطه همكاري با حوزه هاي ديگر ايجاد نشده بلكه به بالندگي و رشد و گسترش آن هم كمك كرده است. در كشورهاي ديگري كه اين ارتباط هنوز به وجود نيامده شاهد نقايص و ضعف هاي بيشتري در هر يك از بخش هاي سينما و ادبيات هستيم و اين خود نشان مي دهد كه در پيشگيري ايده اي كه در اين نوشتار قصد توضيح آن را داريم به ضعف  فرهنگي منجر نمي شود بلكه به غناي آن در وجوه مختلف مي انجامد.
حال چگونه مي توان اين ايده را در سيستم سينماي كشورمان پياده كرد. اولين بخشي كه در حوزه سينما براي انجام اين كار به ذهنمان مي رسد بخشي جز بخش تهيه كنندگي و سرمايه گذاري سينما نيست. در واقع اين يك تهيه كننده است كه بايد امتياز اقتباس سينمايي از يك اثر ادبي را خريداري كند و آن را به فيلمنامه نويس و بعد كارگردان بدهد كه در جهت ساخت فيلم آن اقدام كنند. از آن جا كه شكل گيري رابطه اي پويا و تاثيرگذار ميان سينما و ادبيات بيش از همه نياز به وجوه اقتصادي دارد بنابراين نقش تهيه كننده در به وجود آوردن ارتباط ميان اين دو حوزه نقشي بي بديل و بنيادين است. بايد توجه تهيه كنندگان سيستم سينماي كشورمان را به اين بخش هم معطوف سازيم تا آنها بي اعتنايي گذشته خود را نسبت به ادبيات به برقراري ارتباطي اقتصادي و فرهنگي با اين بخش تبديل كنند.
با اين حال نبايد از نقش فيلمنامه نويسان غافل ماند. نوشتن يك فيلمنامه از شرايط بسيار حداقلي برخوردار است. به نحوي كه يك نويسنده مي تواند در خانه خودش فيلمنامه اي را آماده كند كه بر مبناي يكي از آثار ادبي بزرگ زمانه نوشته شده باشد. اگر اقتباس از آن خوب انجام شده باشد مي توان تهيه كننده را ترغيب كرد كه در جهت خريداري امتياز سينمايي  اين اثر اقدام كند. در واقع خود فيلمنامه نويسان اگر بر به وجود آمدن چنين جرياني اتفاق نظر دارند مي توانند خود پيشگام اين مسئله شوند و به سراغ آن دسته از آثار ادبي بروند كه در درون و بنمايه خود قابليت تبديل شدن به يك فيلم سينمايي را دارا هستند. اگر چنين اتفاقي بيفتد مي توان اميدوار بود كه مسايل مهم  ترين بخش نگارش يك فيلمنامه كه همان پردازش داستان باشد تا حدي رفع شود.

سينما
ايران
هفته
جهان
پنجره
داستان
چهره ها
پرونده
ديدار
حوادث
ماشين
ورزش
هنر
|  ايران  |  هفته   |  جهان  |  پنجره  |  داستان  |  چهره ها  |  پرونده  |  سينما  |
|  ديدار  |  حوادث   |  ماشين   |  ورزش  |  هنر  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   شناسنامه   |   چاپ صفحه   |