شنبه ۱۷ دي ۱۳۸۴ - سال سيزدهم - شماره ۳۸۹۴ - Jan 7, 2006
پارتي شبانه به جنجال خانوادگي تبديل شد
گروه حوادث - مهديه مصطفايي: مردي به تصور اين كه همسرش براي نگهداري يكي از دوستانش به خانه وي رفته است، وقتي در يك پارتي شبانه حضور يافت، همسرش را آن جا ديد.
به گزارش همشهري، اين مرد كه مجيد نام دارد، بسيار عصباني بر روي صندلي دادگاه نشسته بود. قاضي از او خواست تا ماجرا را تعريف كند. مجيد ايستاد، پاهايش مي لرزيد. هرگز تصور نمي كرد از همسرش جدا شود. او زندگي خوبي با ليلا داشت. شروع به صحبت كرد و گفت: دو سال قبل درپي پيشنهاد مادرم با ليلا آشنا شدم و با او ازدواج كردم. او در يك شركت كار مي كرد. ما با هم زندگي خوبي داشتيم تا اين كه شب قبل از حادثه وقتي ليلا به خانه آمد برايم تعريف كرد كه يكي از دوستانش به نام نسرين بيمار است. او مدتي بود كه براي تحصيل به اصفهان آمده و كسي را در اين شهر ندارد. دو روز است كه به شدت بيمار است اگر اجازه بدهي فردا شب به خانه او بروم و از وي مراقبت كنم.
مجيد بر دستش كوبيد و ادامه داد: من هم قبول كردم. فرداي آن روز همسرم به خانه نيامد. بعدازظهر در خانه بودم كه برادرزنم تلفن كرد و وقتي متوجه شد، خواهرش در خانه نيست مرا به يك مهماني شبانه دعوت كرد. من هم چون تنها بودم، قبول كردم. حدود ساعت ۹ شب بود كه دنبالم آمد. مهماني در يكي از باغ هاي اطراف اصفهان بود .هر دو به ميهماني رفتيم. چند دقيقه از حضورمان نگذشته بود كه زني را در مهماني ديدم كه شباهت زيادي به ليلا داشت. اول فكر كردم اشتباه مي كنم، اما وقتي درست دقت كردم متوجه شدم همسرم ليلا است. كنترلم را از دست دادم و عصباني به طرفش رفتم. او از ديدن من در مهماني شوكه شده بود و نمي دانست به كدام طرف برود.
برپايه اين گزارش، هم اكنون اين مرد با طرح شكايت از همسرش به اتهام دروغگويي خواستار طلاق از وي است.

آخرين يافته هاي پليسي درمورد قتل سه زن در تهران:
مقتولان پيش از مرگ بيهوش شده اند
كارآگاهان اداره دهم آگاهي تهران در جست وجوهاي بي وقفه خود توانستند چند مظنون به ارتكاب جنايت را بازداشت كنند
012309.jpg
گروه حوادث : با تكميل تصاوير چهره نگاري شده مظنونان به دخالت در قتل سه زن در تهران، كارآگاهان اداره دهم آگاهي تهران در جست وجوهاي بي وقفه خود توانستند چند مظنون به ارتكاب جنايت را بازداشت كنند.اين درحالي است كه تاكنون هرگونه ارتباط ميان دو اقدام به سرقت از منازل و قتل سه زن در تهران ردشده است.
يك منبع آگاه در گفت وگو با همشهري اعلام كرد: هفته گذشته وقوع دو فقره سرقت در دو نقطه از تهران به اداره آگاهي اطلاع داده شد. از آنجا كه در هر دومورد صاحبان منازل براي فروش منزل خود به يك روزنامه صبح آگهي داده بودند، فرضيه اوليه پليس احتمال ارتباط اين دو حادثه با قتل مشابه سه زن بود. اما در همان بررسي هاي اوليه مشخص شد انگيزه اين دو حمله تنها سرقت بوده و هيچ ارتباطي با قتل هاي مشابه ندارد.
وي افزود: بازپرس ويژه اين پرونده و تيم ويژه تعيين شده در اداره آگاهي در حال پيگيري پرونده قتل سه زن هستند و با كامل شدن تصوير چهره نگاري شده توسط فرزند يكي از مقتولان، تحقيقات در اين زمينه ادامه دارد.
بازپرس هنرمند، قاضي ويژه رسيدگي به اين پرونده نيز به همشهري گفت: هفته گذشته زن ميانسالي در منطقه زعفرانيه مورد حمله يك مرد جوان به وسيله اسپري دفاع شخصي قرار گرفت اما پيش از آن كه حادثه ديگري رخ دهد، مرد مهاجم فراري شد.
پليس به محض اطلاع از وقوع حادثه جوانب مختلف آن را مورد بررسي قرار داد. چهره نگاري از مرد مهاجم توسط زن صاحب خانه و سرايدار خانه صورت گرفته است.
بنا بر اين گزارش چند روز پيش از آن نيز يك زن و مرد جوان به قصد خريد منزل به خانه اي در خيابان سرباز مراجعه كردند. پس از ورود به خانه، زن جوان با ادعاي اين كه دچار حالت تهوع شده به حمام خانه رفت. در اين زمان مرد جوان قصد برداشت جواهرات روي ميز را داشته كه با مقاومت صاحبخانه روبه رو مي شود. در اين زمان مرد جوان پس از تهديد زن توسط قمه وي را با دستمال آغشته به اتر بيهوش كرده و جواهرات را به سرقت مي برد.
اين دو نفر نيز توسط زن صاحب خانه چهره نگاري شدند. بنا بر آخرين اخبار، هيچ يك از تصاوير چهره نگاري شده با تصوير زن جواني كه عامل قتل هاي سه زن هستند، شباهتي ندارند.
اين درحالي است كه بررسي پزشكي قانوني نشان داده است، دو تن از قربانيان پيش از به قتل رسيدن بر اثر مواد شيميايي بيهوش شده اند. اين يافته جديد پليسي، علت عدم مقاومت مقتولان در برابر عاملان جنايت را مشخص كرد.

آن سوي حادثه
حقوقدانان در گفتگو با همشهري:
به مردم دروغ نگوييم
انگار همين چند روز پيش بود كه صفحات روزنامه  ها پر بود از مطالبي در مورد خفاش شب، بعد سعيد حنايي (قاتل ۱۹ زن مشهدي) بعد بيجه (قاتل ۲۵ كودك پاكدشتي) و امروز باز هم صفحات روزنامه ها خبر از قتل سه زن با شيوه اي مشابه دادند.
قربانيان اين سه جنايت زنان بالاي ۴۰ سال هستند كه در فاصله زماني بين ساعات ۱۱ تا ۱۴ بعد از ظهر بدون هيچ مقاومتي به قتل رسيده اند. فرضيه  هاي پليس حاكي از اين است كه قاتل يا قاتلان با شيوه اي خاص با اين زنها ارتباط برقرار مي كردند به طوري كه در مرحله دوم ملاقات آنها با هيچ مقاومتي براي ممانعت از ورود به خانه روبرو نمي شده اند. براساس بررسيهاي انجام شده علي رغم وجود اشياي قيمتي فقط بخشي از جواهرات و يك كيس كامپيوتر به سرقت رفته است. تاكنون بررسيهاي پليس نشان مي دهد كه احتمالا يك زن و مرد در قتلها دخالت دارند و فرضيه ديگري بر عضويت مقتولان در شبكه گلدكوئيست تأكيد مي كند. با اين همه تمام اين قتلها به شيوه اي مشابه به وقوع پيوسته اند. سئوال اين جاست چه عاملي پشت حوادثي اين چنيني خوابيده است و چرا هر چند ماه يكبار شاهد اين حوادث هستيم.
اعدام هاي سمبليك
دكتر علي صابري حقوقدان و وكيل پايه يك دادگستري مي گويد:در قتلهاي سريالي يا زنجيره اي قاتل يا قاتلين به انگيزه ارضاي حس خاصي مرتكب جرم مي شوند و در اين قتلها افراد انگيزه قبلي دارند و اگر به دقت بررسي كنيد مي بينيد كه همه آنها وجوه مشتركي با يكديگر دارند؛ قاتل براي اقناع وجدان و انتقام شخصي و يا اينكه تصور مي كرده مساله اجتماعي را مي ديده و فكر مي كرده اين مساله محيط اجتماعي اش را خراب مي كند دست به اين نوع قتلها مي زند. در مورد جديد هم سه قتل با وجوه مشترك رخ داده است. به علاوه قاتل مشخص با انگيزه مشخص فرضيه وجود قتلهاي سريالي را تقويت مي كند. صابري در ادامه به نحوه مجازات اين قاتلان اشاره مي كند و مي گويد: قاتلان همه اين قتلها چه يك نفر را كشته باشند چه صد نفر، به اعدام محكوم مي شوند. مثلا مي گويند كه فرد به ۵۰ بار اعدام محكوم شده است، اما آن شخص فقط يك بار اعدام مي شود.
پرونده شخصيت رؤيايي دست يافتني
اما سعيد دهقان، حقوقدان معتقد است در اين نوع قتلهاي زنجيره اي يا سريالي معمولا مجني عليه (يا كسي كه جنايت بر آنها واقع مي شود) خصوصيات مشتركي با يكديگر دارند و معمولا انگيزه هاي قتل هم با يكديگر مشتركند. اما انگيزه هاي قاتلان در همه انواع اين قتلها با هم يكي نيست مثلا هدف سعيد حنايي پاك كردن جامعه از روسپيها ذكر شده است. اين مساله موردي بود كه سعيد حنايي را آزار مي داد و او را وادار به واكنش كرد. به نوعي او مي خواست از زنان انتقام بگيرد. بيجه انگيزه اش متفاوت از سعيد حنايي بود به خاطر آزار جنسي كه در كودكي ديده بود انگيزه خفته اي در او وجود داشت كه باعث شد دست به آزار و اذيت پسربچه ها و قتل آنها زند. متاسفانه در سيستم قضايي ما براي مجرمان بلافاصله پرونده مجرمانه تشكيل مي دهيم اما جاي پرونده هاي ديگر خالي است؛ پرونده هاي شخصيتي. ما به محض وقوع اتفاقهايي از اين دست شروع به تحريك احساسات عمومي مي كنيم و بلافاصله بعد از دستگيري  مجرم او را به مجازات اعدام در ملاء عام محكوم مي نماييم. مگر نه اين است كه هدف اصلي مجازات، علاوه بر اصلاح مجرم ،عبرت ديگران است. ما با اعدام سريع فرصت اصلاح را به مجرم نمي دهيم و از طرف ديگر فرصت عبرت ديگران را هم فراهم نمي كنيم. در حالي كه ما مي توانيم با كمك جرم شناسان و آسيب شناسان زمان اعدام اين افراد را عقب تر بيندازيم و بررسيهاي كارشناسي در مورد آنها انجام دهيم و به رگه هاي علمي خوبي برسيم. در اين صورت مي توانيم با كمك آنها در سيستم قضايي، پليسي و جامعه شناسي جامعه مان تغييراتي بدهيم. متاسفانه بحث علوم مدرن در سيستم قانونگذاري ما جا نيفتاده و ما با سيستم قانونگذاري سنتي مي خواهيم كارهاي قضايي مدرن انجام دهيم. چون خلاء اين پرونده هاي شخصيتي وجود دارد اين حوادث تكرار مي شود. دهقان در ادامه به ذكر داستاني مي پردازد كه به يك نفر كه چند بار از او كلاهبرداري شده بود مي گويند چرا فقط كلاه تو را مي برند و او پاسخ مي دهد با اين همه ذكاوت كلاهبرداران در تغيير شيوه خود،صد بار ديگر هم كلاه من را بر مي دارند. يعني اين قدر زمينه ها و نحوه ارتكاب جرايم با يكديگر متفاوت است. به نظر من بهتر است ما دنبال انگيزه ها نباشيم به هر حال انگيزه هاي متفاوتي از قبيل انتقام، فقر، كينه توزي، هوس و... باعث ايجاد اين جنايات مي شود. بلكه بياييم و با كمك جرم شناسان به تشكيل پرونده  هاي شخصيت روبياوريم تا بتوانيم از بروز مجدد چنين جناياتي جلوگيري كنيم.
پيشگيري بهتر از اعدام
شهناز سجادي وكيل پايه يك دادگستري در بررسي ويژگيهاي قتلهاي زنجيره اي به اين نكته مي پردازد كه در قتلهاي سريالي بيشتر تشابهات در جنسيت و سن مقتولان است و دراين ميان بيشتر گروههايي كه از اين قتلها آسيب ديده اند زنان و كودكان هستند. اكثر قتلها نشان مي دهد قاتلين دچار عقده هاي كودكي بوده اند يا از انحرافات جنسي رنج مي برده اند و به نوعي مي توانيم بگوييم كه قاتلان خودشان به نوعي قرباني اجتماع هستند و چون دچار عقده هاي رواني هستند، ضعيف ترين افراد را براي اجراي نقشه  هايشان مدنظر قرار مي دهند. البته اين مساله به شخصيت و روحيه قاتلان برمي گردد. در شهرهاي كوچك و حاشيه شهرهاي بزرگ به دليل نبود امنيت اجتماعي سوءاستفاده ها در اين مناطق بيشتر است و غالبا با نقشه هايي ساده قربانيها به دام مي افتند.يعني قاتل از ضعف فكري و جسمي قرباني استفاده مي كند و قرباني ها را به دام مي اندازد. سجادي معتقد است كه ما مي توانيم اين دو ضعف را در قربانيان جبران كنيم. وي مي گويد: ما نبايد كوكان را در جامعه رها كنيم و مي توانيم قوانيني تصويب كنيم كه آنها تا رسيدن به سن خاصي به تنهايي بيرون نروند. زنان را آموزش دهيم و آنها را نسبت به واقعيت جامعه آگاه كنيم .مثلا بگوييم زماني كه درخانه تنها هستند در را به روي مرد غريبه حتي اگر كارمند آب و برق باشند باز نكنند. قتلهاي اخير نشان مي هد كه زنان تنها بوده اند، همه آنها مانتو و روسري به تن داشته اند و در بدون هيچ مقاومتي باز شده است.
اگر ما به زنان آموزش داده بوديم امروز با اين جنايات مواجه نبوديم. بايد از طريق رسانه هاي گروهي و مطبوعات اين گروههاي آسيب پذير را آموزش دهيم و ترفندهاي جانيان را مطرح كنيم، نبايد به مردم دروغ بگوييم كه جامعه ما خيلي امن است. چرا بايد در تلويزيون چهره مجرم را نشان ندهيم .من مي گويم بايد تصوير مجرم نشان داده شود تا مردم آنها را بشناسند. البته بحث پيشگيري از جرم بسيار مهم است تا آنجا كه در قانون اساسي هم به آن اشاره شده كه مسئولان بايد تمهيداتي را فراهم كنند تا از وقوع جرم پيشگيري شود. ما با اعدامهاي سريع به هيچ نتيجه اي نمي رسيم. اين گونه اعدامها تسكين موقتي است تا وقوع جرم بعدي. به نظر من كساني كه در پليس جنايي كار مي كنند بايد راهي پيدا كنند. همه قاتلان قتلهاي سريالي بلافاصله اعدام شده اند آيا اين قضيه درس عبرتي براي سايرين شد؟ آيا باعث شد كه آمار اين قتلها كمتر شود؟ هنوز جانيان پاكدشت اعدام نشدند كه پسري در شميران با روشي مشابه دست به تعرض به پسربچه ها زد. جاني ترسي از مجازات ندارد چون فكر نمي كند كه روزي گرفتار مي شود.

فرار مجرم از دست پليس منجر به مرگ وي شد
گروه حوادث : تعقيب و گريز يك ساعته پليس براي دستگيري دو مرد مظنون منجر به مرگ يكي از آنان و بازداشت متهم ديگر شد.
به گزارش همشهري، ساعت ۲۴ روز چهارشنبه پليس آگاهي در منطقه آزادگان با يك خودروي سمند مواجه شد. پليس به دو مرد سرنشين خودروي مذكور مظنون شده و دستور ايست صادر كرد. ولي دو مرد بي توجه به دستور پليس با سرعت بيشتر به حركت خود ادامه دادند. فرار متهمان سرآغاز يك تعقيب و گريز ۵۰ دقيقه اي بود كه به خيابان ۱۷ شهريور كشيده شد.
تورنگ مسئول روابط عمومي فاتب در اين خصوص گفت: در طول مسير پليس چندين بار دستور ايست داد و چند تير هوايي نيز براي متوقف كردن متهمان فراري شليك شد. درنهايت خودرو سمند در خيابان ۱۷ شهريور كنترل حركت خود را از دست داد و با بلوك كنار خيابان برخورد كرد. به محض متوقف شدن خودرو سرنشين كنار راننده پا به فرار گذاشت. پليس تعقيب خود را براي دستگيري آنها ادامه داد. از سوي ديگر راننده نيز قصد گريختن از دست مأموران آگاهي را داشت كه پليس با شليك يك گلوله به ناحيه شكم وي او را مجروح و از فرارش جلوگيري كرد.
وي افزود: مصدوم كه جعفر.ح ۲۸ ساله نام داشت بلافاصله براي مداوا به بيمارستان انتقال يافت ولي تلاش هاي پزشكي براي نجات جان وي بي ثمر ماند و جعفر جان سپرد.در بازرسي از خودرو سمند ۷۰ دستگاه رسيور توسط پليس آگاهي كشف و ضبط شد.
تعقيب و گريز براي دستگيري متهم فراري كه پيمان.ب ۳۰ ساله نام داشت موفقيت آميز بود و اين متهم را مأموران گشت آگاهي بازداشت كردند.
گفتني است،اين متهمان در حين فرار از دست پليس با استفاده از ميخ هاي سه گوش كه متعلق به پليس راه براي متوقف كردن متهمان فراري است در مسير جاده باعث پنچر شدن ۶ دستگاه خودرو ديگر شدند.
استعلام پليس براي مشخص شدن سابقه كيفري متهمان نشانه عدم وجود سابقه بود و متهم بازداشت شده در بازجويي به پليس گفت: رسيورهاي كشف شده را ازمناطق مرزي كشور وارد كرده و قصد فروش آنان را داشتيم كه دستگير شديم. بررسي بيشتر از متهم توسط پليس ادامه خواهد يافت.

جنايت داخل خودرو ماكسيما
گروه حوادث: جسد يك مرد جوان كه با شليك گلوله به ناحيه سرش به قتل رسيده بود در خودرو شخصي وي كشف شد.
به گزارش همشهري، ساعت ۸ بامداد روز پانزدهم دي ماه ماموران گشت كلانتري ۱۲۷ تهران نو در خيابان نيروي هوايي درحال گشت زني به شرايط توقف غيرعادي يك خودرو ماكسيما مشكوك شدند.پليس به صحنه نزديك شد و با جسد مرد جواني كه از ناحيه سر دچار خونريزي شديدي بود مواجه شد.بررسي بيشتر نشان داد راننده ماكسيما كه مسعود ۲۷ ساله صاحب نمايشگاه خودرو با شليك گلوله به ناحيه راست سرش به قتل رسيده است.عامل اين جنايت ناشناس است ولي شرايط وقوع اين قتل فرضيه يك انتقام گيري خونين را براي پليس قوي  كرده است.به دستور بازپرس حسيني، كارآگاهان اداره دهم آگاهي مامور تحقيق براي شناسايي عامل ناشناس اين جنايت شدند.

تابوت مردناشناس در مخروبه
گروه حوادث: با كشف جسد ناشناس پيرمردي دوره گرد در اصفهان، پليس جنايي اين شهرستان، رديابي هاي ويژه خود را براي شناسايي هويت عاملان جنايت آغاز كرد.به گزارش همشهري، عصر روز ۱۵ دي ماه زماني كه ماموران گشت كلانتري در حال مراقبت از حوزه استحفاظي خود در خيابان وليعصر اصفهان بودند، ناگهان متوجه بوي تعفن شديدي شدند. در برررسي هاي مقدماتي از محل مورد نظر، با جسد مرد ۶۵ ساله اي كه دست و پايش بسته بود و با ضربات چاقو به قتل رسيده بود، روبه رو شدند.ماموران انتظامي بلافاصله موضوع را به بازپرس ويژه قتل _ اسدي- اطلاع دادند. با حضور وي در صحنه كشف جسد، تحقيقات مقدماتي در اين زمينه آغاز شد و جسد پيرمرد ناشناس براي بررسي علت اصلي مرگ به پزشكي قانوني انتقال يافت.

حادثه در جهان
قتل موسيقيدان معروف
آسوشيتد پرس: پليس ريچموند تحقيق در خصوص قتل چهار نفر از اعضاي يك خانواده سلطنتي را كه يكي از آنها از موسيقيدانهاي مشهور به حساب مي آمد آغاز كرده است.پليس اجساد هر چهار نفر را در حالي كه گلويشان يا چاقويي تيز بريده شده بود در منزلشان در ريچموند پيدا كرد.ضارب يا ضاربان پس از به قتل رساندن مقتولان منزل را به آتش كشيده بودند.پليس ابتدا هويت مقتولان را اعلام نكرده بود اما پس از چند ساعت و به دنبال افشاي هويت آنها توسط همسايگان اعلام كرد كه مقتولان موسيقيدان معروف بريان هاروي ؛ همسر و دو دختر ۹ و ۴ ساله وي بوده اند.پليس اعلام كرد كه از آنجا كه منزل مقتولان در حاشيه شهر بوده و تنها همسايه آنها نيز به مسافرت رفته بود اين حادثه بي هيچ سر و صدايي رخ داده و تنها زماني كه يكي از خويشاوندان مقتولان براي احوال پرسي به منزل آنها رفته بود از ماجرا اطلاع يافته پليس را در جريان قرار داده بود.پليس جنازه مقتولان را در حالي كه بر روي هم قرار داشتند در زيرزمين منزل ويلايي آنها پيدا كرده و براي تحقيقات بيشتر به پزشكي قانوني فرستاد.

زن همسركش اعتراف كرد:
فقط از خودم دفاع كردم
012303.jpg
012306.jpg
گروه حوادث: زن جواني كه روز چهارشنبه همسر ۵۵ ساله خود را با ضربات چاقو به قتل رساند، علت اين حادثه را اعلام كرد.به گزارش همشهري، موضوع اين جنايت زماني به پليس اطلاع داده شد كه ظهر چهارشنبه ساكنان يك واحد آپارتماني، در جواديه تهرانپارس متوجه فريادهاي يك زوج ميانسال در ساختمان خود شدند.دقايقي از اين واقعه نگذشته بود كه زن جواني سراسيمه متواري شد.او همسر ۲۷ ساله حسن صاحب ۵۵ ساله خانه بود.
همسايه ها موضوع را به پليس ۱۱۰ اطلاع دادند.دقايقي بعد مأموران كلانتري۱۴۴جواديه تهرانپارس به همراه پسر مقتول در محل حادثه حضور يافتند.به محض ورود به آپارتمان در طبقه سوم با جسد خونين صاحبخانه در پاگرد روبه رو شدند كه با ضربات متعدد چاقو به قتل رسيده بود.
موضوع به بازپرس ويژه قتل _ اصغرزاده _ اطلاع داده شد و پس از حضور وي به همراه كارآگاهان اداره دهم آگاهي مركز در واحد آپارتماني تحقيقات از همسايه ها آغاز شد.چند تن از همسايه ها در بازجويي هاي مقدماتي مدعي شدند همسر دوم مقتول به نام زهرا (۲۷ ساله) را كه سراسيمه از خانه خارج شده ديده اند.از طرفي آنها مدعي شدند مقتول با همسر دوم خود كه داراي يك فرزند ۷ ماهه است مشكلات و درگيري هاي زيادي داشت. ساعتي قبل از وقوع قتل نيز صداي فرياد و درگيري لفظي را از خانه مقتول شنيده اند.پليس جستجو براي يافتن تنها مظنون به جنايت را آغاز كرد.كارآگاهان اداره دهم آگاهي مركز توانستند با هماهنگي هاي لازم در كمتر از ده ساعت متهم را در شهرستان قم بازداشت كنند.زهرا در اولين بازجويي به قتل حسن اعتراف كرد.
او انگيزه خود از اين جنايت را دفاع از خود عنوان كرد و گفت: در حال خوردن ناهار بوديم كه مثل هميشه دعوايمان شد.اما اين بار حسن چاقويي را از آشپزخانه برداشت و به طرف من حمله كرد.من فقط مي خواستم از خودم دفاع كنم.نمي دانم چطور چاقو را از وي گرفتم و به طرفش حمله كردم.بررسي بر روي اين پرونده زير نظر بازپرس اصغرزاده ادامه خواهد داشت.

حوادث
اجتماعي
اقتصادي
دانش فناوري
بـورس
خارجي
سياسي
داخلي
شهري
ورزش
صفحه آخر
همشهري ضميمه
همشهري ايرانشهر
|  اجتماعي   |   اقتصادي   |   دانش فناوري   |   بـورس   |   حوادث   |   خارجي   |   سياسي   |   داخلي   |  
|  شهري   |   ورزش   |   صفحه آخر   |  
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   شناسنامه   |   چاپ صفحه   |