سه شنبه ۲۱ شهريور ۱۳۸۵ - سال چهاردهم - شماره ۴۰۸۲ - Sep 12, 2006
پس از 5 روز با تلاش پليس و هوشياري همسايه ها پايان يافت
روزهاي وحشت براي دختر ناشنوا
در چهره دختر رنج و دردي وجود داشت، هيچكس حتي تاب شنيدن داستان 5 روز خوف انگيزي را كه بر دختر 16 ساله گذشته بود، نداشت
016374.jpg
گروه حوادث- آزاده مختاري: روزهاي وحشت دختر ناشنوا بعد از پنج روز رنج و عذاب با تلاش پليس و دقت نظر همسايه هاي خانه وحشت پايان يافت.
آدم ربايي در روز جشن
حياط منزل پدري فتانه مملو از مهماناني بود كه هر يك در تدارك فراهم كردن مقدمات جشن بودند. مادر فتانه به همراه چند نفر از زنان فاميل مشغول درست كردن شربت بود كه فتانه آرام آرام به سوي در ورودي خانه رفت.
دختر 16 ساله به دليل ناشنوا بودن فارغ از تمام هياهوي منزل به ديوار در ورودي تكيه داد و نظاره گر ورود و خروج مهمانان بود. در اين هنگام پسر جواني سوار بر موتور سيكلت وارد كوچه شد. پسر ناشناس با مشاهده فتانه با اشاره او را به سوي خود فراخواند. فتانه به دليل ناشنوا بودن متوجه گفته هاي او نشد، او در ابتدا اعتنايي به حركات پسر غريبه نكرد ولي بعد از چند دقيقه با تصور اينكه مرد جوان كار واجبي دارد به سوي وي حركت كرد و پس از آن ديگر هيچ كس از فتانه خبري نداشت. ساعتي بعد از ناپديد شدن فتانه، والدين او كه متوجه غيبت غيرعادي دختر 16 ساله خود شده بودند، سراسيمه و نگران تمام خانه و كوچه هاي اطراف را به دنبال فرزند ناشنوايشان جستجو كردند ولي تمام تلاش ها بي ثمر بود و در نهايت والدين نگران چاره اي جز مراجعه به پليس نداشتند.
آغاز عمليات پليسي
براي يافتن دختر نوجوان
كارآگاهان پليس با اطلاع از ناپديد شدن اين دختر ناشنوا تحقيقات خود را براي يافتن ردي از او آغاز كردند. در ابتدا تصور مي شد دختر جوان به قصد اخاذي ربوده شده است اما هنگامي كه روزها سپري شد و هيچ خبري از پيشنهاد مبلغ و اخاذي نبود اين فرضيه كم رنگ شد.
زمان در بي خبري از فتانه مي گذشت تا اينكه نيمه شب پنج شنبه زنگ تلفن منزل پدري دختر جوان به صدا درآمد. در آن سوي خط مأموران پليس پيدا شدن فتانه را به والدينش خبر دادند. مادر و پدر فتانه سراسيمه خود را به پايگاه پليس در اطراف اتوبان آهنگ رساندند. تصويري كه از فتانه مقابل چشمان والدينش نمايان شد بسيار دردناك بود. در چهره دختر رنج و دردي ناگفتني وجود داشت كه هيچكس حتي تاب شنيدن داستان 5 روز خوف انگيزي را كه بر دختر 16 ساله گذشته بود ، نداشت.
شكنجه هاي وحشيانه
دختر جوان در توضيح روزهاي سياه به پليس گفت: روز حادثه وقتي به سوي پسر موتورسوار ناشناس رفتم هنوز چند قدمي از خانه دور نشده بودم كه پيكان سفيد رنگي در كنار موتورسيكلت ايستاد و با اشاره پسر موتور سوار، سه سرنشين پيكان سفيد رنگ مرا به زور به داخل خودرو كشانده و سرم را با تهديد به زير صندلي بردند، آنها بعد از بستن دهانم مرا به يك كارخانه كشبافي در حوالي پايتخت بردند . دختر جوان در حالي كه به شدت مي گريست در ادامه به پليس گفت: دو روز تمام در انباري آن كارخانه مورد شكنجه قرار گرفتم. سپس در حالي كه در شرايط روحي بدي قرار داشتم ربايندگان مرا به پسري به نام حسين فروختند كه او نيز مرا به شدت شكنجه مي كرد، بعد از يك روز به پسر ديگري به نام مهدي سپرده شدم كه اين بار پليس نجاتم داد.
افشاي ماجراي آدم ربايي
ماجراي آدم ربايي دردناك بيش از همه به دليل توجه و هوشياري همسايه هاي خانه مهدي فاش شد، جريان از اين قرار بود كه صبح روز پنج شنبه زماني كه مهدي فتانه را از حسين تحويل گرفت و در غفلت والدينش دختر را به خانه پدري اش انتقال داده همسايه ها از ورود دختر ناشناس به آن خانه مطلع شده و پليس را در جريان قرار دادند و بدين ترتيب مهدي طي يك عمليات پليسي غافلگيرانه، بازداشت و فتانه از دام آدم ربايان نجات يافت. پليس بعد از اولين تحقيقات، مخفيگاه حسين را يافته و او را نيز بازداشت كرد. روز گذشته مهدي و حسين در دفتر بازپرس روشن در دادسراي امور جنايي تهران، تحت بازجويي قرار گرفتند. فتانه كه توسط حسين مورد شكنجه قرار گرفته بود با ديدن چهره اين پسر با اينكه در پناه والدينش قرار داشت با صداي بلند از وحشت ديدن اين پسر شروع به فرياد كشيدن كرد و اشك تمام پهناي صورتش را فرا گرفت.
هشدار به آدم ربايان فراري
مهدي و حسين وقتي خود را در برابر ادله محكم ديدند چاره اي جز بيان ابعاد تلخ اين حادثه دردناك نداشتند.
بازپرس روشن روز گذشته ضمن اعلام اين خبر به همشهري گفت: دستور بازداشت ميثم، سعيد، محسن و داوود  ، همدستان احتمالي متهمان كه مخفيگاه آنان از سوي پليس رديابي شده، صادر گرديده و اگر متهمان خود را تسليم قانون نكنند، به حتم سخت ترين مجازات در انتظار آنان خواهد بود.

ادعاي جوان بي رحم در نخستين بازجويي ها در بيمارستان
به انگيزه انتقامجويي دست به جنايت زدم
گروه حوادث جواني كه در يك اقدام جنون آميز مادر و دو دختر يك خانواده را با ضربات چاقو مورد حمله قرار داده بود، صبح ديروز در بيمارستان مدني كرج تحت بازجويي قرار گرفت و به توضيح انگيزه خود از اين جنايت دردناك پرداخت. اين جوان كه هم اكنون متهم به دو فقره قتل عمدي است، در نخستين اظهاراتش انگيزه خود را انتقام جويي عنوان كرد.
به گزارش همشهري، عصر روز 15 شهريور ماه، وقوع جنايت خونين در شهرك علي آباد از توابع محمدشهر به اطلاع پليس جنايي كرج رسيد. مأموران با حضور در محل، متوجه شدند پسر جواني به نام فتح الله به دلايل نامعلوم وارد خانه يكي از همسايه ها شده و پس از زخمي كردن مادر و دو دختر همسايه با ضربات چاقو، اقدام به خودزني كرده است.
پليس جنايي كرج به سرپرستي سرهنگ رحماني، تحقيقات اوليه خود را در اين خصوص آغاز كردند.
در اين حادثه خونين گلبهار (مادر) و زهرا (دختر صاحبخانه) پس از انتقال به بيمارستان در اثر شدت جراحات وارده جان باخته اند ولي يكي از دختران به نام سمانه زنده ماند. فتح الله كه به بيمارستان مدني كرج انتقال يافته بود، تحت مراقبتهاي پزشكي قرار گرفت.
پليس در نخستين بازجويي ها از سمانه - تنها شاهد حادثه- كه خود نيز زخمي شده بود، دريافت عصر روز حادثه زماني كه سمانه به همراه خواهر و مادرش (قربانيان) در حياط خانه شان قصد درست كردن رب را داشته اند، ناگهان زنگ در خانه به صدا در آمده است اما به محض آنكه، زهرا در حياط را باز مي كند ناگهان با چهره خشمگين پسر همسايه كه مسلح به چاقو بوده است، روبه رو شده و مرد جوان بدون هيچ مقدمه اي، به طرف زهرا حمله ور شده و او را مورد ضرب و جرح قرار داده است. فتح الله سپس به مادر زهرا كه در گوشه اي از حياط ايستاده بود حمله كرده و او و دختر ديگر خانواده را نيز با ضربات چاقو زخمي و سپس اقدام به خود زني كرده است.
تنها قصد انتقامجويي داشتم
اين گزارش حاكي است، صبح ديروز متهم اين پرونده كه تحت مراقبت پليس جنايي كرج در بخش جراحي بيمارستان مدني بستري بود، تحت بازجويي قرار گرفت. وي تنها انگيزه خود را انتقامجويي مطرح كرد و مدعي شد از دو سال قبل كينه به دل گرفته است و سرانجام روز حادثه به خانه آنها حمله ور شده است. به گفته افسر پرونده، متهم 26 ساله خود نامزد دارد و هيچ زماني خواستگار سمانه نبوده است. اين در حالي است كه ادعاهاي فتح الله درباره انگيزه اصلي اش درباره انتقامجويي تحت بررسي قرار دارد و با دستور بازپرس پرونده، تحقيق از وي ادامه دارد.

شليك به بوقلمون
مرگ مادر عروس را به دنبال داشت
سايت پليس: در يك مراسم عروسي در روستاي تنگ تاك از توابع شهرستان ياسوج، مادر عروس مورد اصابت گلوله قرار گرفت و كشته شد.
يكشنبه گذشته در حالي كه در روستاي تنگ تاك از توابع سپيدار شهر ياسوج استان كهكيلويه و بوير احمد مراسم جشن عروسي برپا بود، مادر عروس كه سرگرم شستشوي ظروف براي ميهمانان بود براثر تيراندازي يك نفر از ميهمانان، قرباني رسوم غلط مراسم عروسي منطقه شد.
در اين مراسم فردي از طايفه عروس همراه با ساير ميهمانان هنگام تيراندازي به هدف خود كه يك بوقلمون بود تيرش خطا رفت و به مادر عروس اصابت كرد و جان او را گرفت. متهم خود را به همراه اسلحه به پاسگاه محل معرفي و در بازجويي خود بيان داشت كه اين تيراندازي عمدي نبوده بلكه هدفش كشتن بوقلمون بوده است.

از سوي شعبه 7 تشخيص صورت گرفت
تأييد حكم اعدام شهلا
016377.jpg
گروه حوادث حكم اعدام شهلا جاهد، از سوي شعبه 7 تشخيص مورد تأييد قرار گرفت.
به گزارش همشهري، صبح ديروز حكم اين پرونده جنجالي كه در آن همسر فوتباليست معروف تيم ملي با ضربات چاقو به قتل رسيده بود، از سوي شعبه 7 تشخيص مورد تأييد قرار گرفت. در اين حادثه، شهلا همسر صيغه اي ناصر محمدخاني متهم است در تاريخ 17 مهرماه سال 81، لاله سحرخيزان را در خانه ويلايي اش در ميدان كتابي تهران به قتل رسانده است. با دستگيري شهلا و اعتراف به قتل، وي در شعبه 1158 دادگاه جنايي تهران محاكمه شد و از سوي قاضي جعفرزاده به قصاص نفس (اعدام) محكوم شد.
با ارسال پرونده به ديوان عالي كشور، در حالي كه حكم صادره مورد تأييد قرار گرفته بود، وكيل شهلا به حكم صادره اعتراض كرد و حكم براي رسيدگي به شعبه 15 تشخيص ديوان عالي كشور فرستاده شد و پس از مدتي مورد تأييد قرار گرفت. اما زماني كه شهلا در يك قدمي اعدام قرار داشت وكيل وي نامه اي به رئيس قوه قضائيه نوشت و خواستار رسيدگي مجدد به اين پرونده شد كه آيت الله شاهرودي اجراي حكم را متوقف كرد تا پرونده مجددا مورد رسيدگي قرار گيرد. صبح ديروز قضات شعبه 7 تشخيص حكم اعدام را مورد تأييد قرار دادند.
عبدالصمد خرمشاهي وكيل پرونده روز گذشته در گفتگويي به همشهري گفت: صبح ديروز تأييد حكم براي تايپ ارسال شده و تا روز چهارشنبه به طرفين ابلاغ خواهد شد. وي درمورد اينكه شهلا از تأييد اين حكم خبر دارد گفت: شهلا از لحاظ روحي در وضعيت مناسب است و در گفتگوي تلفني كه با وي داشتم او هيچ صحبتي نداشت و ظاهراً نسبت به موضوع بي تفاوت است. عبدالصمد خرمشاهي در پايان گفت: با ابلاغ حكم به دنبال راهكارهاي قانوني براي نجات شهلا هستم و اميدوارم شهلا واقعيت هاي ناگفته را زودتر بيان كند.

حوادث
اجتماعي
ادب و هنر
اقتصادي
دانش فناوري
بـورس
زادبوم
بين الملل
فرهنگ و آموزش
سياسي
شهر تماشا
سلامت
شهري
ورزش
صفحه آخر
همشهري ضميمه
|  اجتماعي   |   ادب و هنر   |   اقتصادي   |   دانش فناوري   |   بـورس   |   زادبوم   |   حوادث   |   بين الملل   |  
|  فرهنگ و آموزش   |   سياسي   |   شهر تماشا   |   سلامت   |   شهري   |   ورزش   |   صفحه آخر   |  
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   شناسنامه   |   چاپ صفحه   |