سه شنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۵ - سال چهاردهم - شماره ۴۱۲۶ - Nov 7, 2006
زادبوم
Front Page

پارس جنوبي به تعهدات زيست محيطي عمل نكرده است
جنگل هاي حرا؛ قرباني توسعه ناپايدار!
اسدالله افلاكي
000231.jpg
مساحت كل جنگل هاي مانگروي ايران 21250 هكتار است. رويشگاه اين جنگل ها- كه از دو گونه حرا و چندل تشكيل شده- در حاشيه ساحلي استان هاي بوشهر و هرمزگان و نيز در خليج گواتر سيستان و بلوچستان واقع شده است. درختان شگفت انگيزي كه نه به دريا تعلق دارند نه به خشكي. اكوسيستم هاي بي نظيري كه به گفته كارشناسان 80 درصد صيد دنيا به ويژه ماهيگيري وابسته به آنهاست. با اين همه اين جنگل ها به دليل بي توجهي به ملاحظات زيست محيطي در پروژه هاي اقتصادي در معرض نابودي كامل قرار دارد. اين تخريب و تهديد بيش از هر منطقه ديگري در منطقه خليج نايبند در علسويه به چشم مي آيد؛ منطقه اي كه 400 هكتار از جنگل هاي حرا را در خود جاي داده است، اما به دليل ساخت و سازهاي منطقه ويژه اقتصادي پارس جنوبي، در آستانه بحران قرارگرفته است.
دكتر پيمان يوسفي، مدير كل جنگل هاي خارج از شمال در جمع خبرنگاران اعزامي به بوشهر در حين بازديد از جنگل هاي مانگرو با اشاره به اهميت اين اكوسيستم ها گفت: از آنجايي كه اين جنگل ها در رويشگاه هاي خود در 3 استان جنوبي به شدت در معرض تهديد و تخريب قرار دارند، در جلسه اي با حضور رئيس سازمان جنگل ها و مراتع مقرر شد سند ملي مانگروها با همكاري سازمان حفاظت محيط زيست و مجموعه متخصصان و دست اندركاران دانشگاهي تدوين شود، سپس به تصويب هيأت دولت برسد تا مگر از اين طريق مانگروها محافظت و صيانت شود. به خصوص در خليج نايبند كه ساخت و سازها و تاسيسات مرتبط با صنايع نفت و گاز بدون رعايت ضوابط زيست محيطي از جمله احداث اتوبان، هت ه طوري كه حيات اين گونه نادر با خطر جدي مواجه است.
پارس جنوبي؛
توسعه ناپايدار
پارس جنوبي پيش از آن كه شكوفايي اقتصادي را به رخ بكشد نمايانگرتخريب بخش عظيمي از منابع طبيعي و پوشش گياهي استان بوشهر است. تخريب خاك و به تبع آن پوشش گياهي منطقه، نخستين چيزي است كه به رغم زرق و برق هاي فريبنده تأسيسات نفت و گاز توجه بازديد كننده جست وجوگر را به خود جلب مي كند. براساس مشاهدات خبرنگار اعزامي همشهري، در برخي موارد مسئولان پارس جنوبي به منظور آماده سازي منطقه براي فعاليت هاي خود، تپه اي را صاف و بخش عظيمي از كوه را برش داده اند كه نتيجه آن نابودي بخش عمده اي از پوشش گياهي منطقه بوده است.
اين در حالي است كه تحقيقات نشان مي دهد مكان يابي پارس جنوبي براي استقرار تأسيسات خود
بدون رعايت كمترين ملاحظات زيست محيطي صورت گرفته و از اين روست كه بهترين خاك ها و مناطق مستعد براي پوشش گياهي و ايجاد پارك و فضاي سبز به ساخت و ساز، جاده سازي، احداث مجتمع هاي زيربنايي و به طور كلي منطقه صنعتي اختصاص داده شده و در عوض اراضي شوري كه رويش گياه در آن با دشواري توام است، به فضاي سبز اختصاص يافته است. زمين هايي كه كاشت و احياي درخت در آنها مستلزم چندين برابر هزينه است.
آنچه در اين ميان قابل توجه است اين كه وضعيت موجود تنها به دليل بي توجهي مسئولان منطقه ويژه به ملاحظات زيست محيطي و اهمال مسئولان منابع طبيعي و محيط زيست ايجاد شده است.
گذر خطوط لوله هاي نفت و گاز از عرصه هاي منابع طبيعي در سطح استان نيز بخش قابل توجهي از تخريب خاك را سبب شده است. دستكاري ژئومورفولوژي مناطق كوهستاني و در نهايت تخريب پوشش طبيعي مرتعي- جنگلي و بوته اي و درختچه اي پيامد بي تدبيري مسئولان پارس جنوبي است كه تاوان آن را مردم منطقه بايد بپردازند.
به گزارش همشهري، افزون بر جاده سازي و هجوم تأسيسات نفتي به سوي جنگل حرا، پديده ديگري كه اين جنگل ها را تهديد مي كند پسماندهاي صنعتي و ناشي از نفتكش هاست كه از طريق دريا وارد خليج نايبند و در نهايت خورها مي شود و سلامت درختان حرا را به خطر مي اندازد؛ پسماندهايي كه مي توان با چاره انديشي نسبت به دفع آنها اقدام نمود.
آلودگي گاز
آلودگي هاي ناشي از گرد و خاك موجود در منطقه توأم با گازهاي مهار نشده، دو عامل تهديد كننده و خطرناكي است كه تأثير نامطلوبي بر فتوسنتز گياهان منطقه دارد. اسفبارتر آن كه ساكنان اين منطقه در آينده نزديك به انواع بيماري هاي تنفسي و ريوي مبتلا خواهند شد ، اين در حالي است كه پيمانكاران براي تسريع در امور محوله، شبانه روز مشغول فعاليت اند و در نتيجه همواره ابري از گرد و خاك بر فراز منطقه قابل مشاهده است.
گوگرد و خطرات ناشي از آن
در حال حاضر،گوگرد يكي از محصولات فرعي پتروشيمي است كه به نظر مي  رسد به دليل نداشتن ارزش قابل توجه اقتصادي گاه در منطقه ذخيره مي شود. يعني ده ها هكتار از مناطق مخروط افكنه هاي اطراف عسلويه را مناطق آزاد به محل دپوي گوگرد تبديل كرده است، در نتيجه به هنگام بارندگي اين گوگرد وارد آبهاي زير زميني مي شود. گاه نيز آتش مي گيرد و در نتيجه گاز۲ co از آن ساطع مي شود كه در مواقع شرجي بودن هوا باعث باران هاي اسيدي مي شود كه اين بسيار خطرناك است.و اين همه دستاورد توسعه اي است كه بدون ارزيابي زيست محيطي و بدون جامع نگري، بخشي از عرصه هاي منابع طبيعي را نابود مي كند. نتيجه آنكه اگر در گذشته، تنها جزئي از سرشاخه هاي درختان حرا يا پوشش گياهي براي تهيه علوفه دام تخريب مي شد، امروزه ارگان هايي چون وزارت راه و ترابري، نفت، گاز، نيرو و مخابرات بي محابا- به عرصه هاي منابع طبيعي آسيب مي رسانند.
اين در حالي است كه به دليل ضعف قوانين موجود مجريان پروژه هاي عمراني در هيچ موردي پاسخگوي خسارتهاي ميلياردي خود نبوده و نيستند، چرا كه عرصه هاي منابع طبيعي از منظر متوليان پروژه هاي عمراني، عرصه هايي رايگان است كه به سهولت قابل دسترسي است و جالب آن كه مسئولان منابع طبيعي استان نيز به سادگي و بدون كمترين مقاومتي تن به اين خواسته ها مي دهند.
ضعف قانون، يا اهمال مسئولان
تاكنون 11 هزار و 111 هكتار از عرصه هاي منابع طبق مصوبه هيأت وزيران و 7800 هكتار از منابع طبيعي از منطقه اختر تا طاهري براساس  نامه وزير نفت به منطقه ويژه اقتصادي واگذار شده است.
بررسي هاي خبرنگار همشهري حاكي از آن است كه فعاليت هاي پارس جنوبي در 11 هزار هكتار از اراضي مذكور قريب به 100 ميليارد تومان خسارت به پوشش گياهي منطقه وارد ساخته است. اين در حالي است كه بنا به گفته مسئولان پارس جنوبي قرار است 20 هزار هكتار ديگر از اراضي ملي و منابع طبيعي براي توسعه به پارس جنوبي واگذار شود.
نكته قابل تأمل اينكه براساس ماده 23 قانون تشكيل و اداره مناطق ويژه اقتصادي (مصوب 5/9/84) از تاريخ تصويب اين قانون در مناطقي كه سازمان مسئول آنها دولتي يا وابسته به دولت باشد كليه حقوق و اختيارات و تكاليف قانوني وزارت جهاد كشاورزي و سازمان جنگل ها و مراتع در امور اراضي و منابع طبيعي هر منطقه به عهده سازمان مسئول آن منطقه مي باشد. و از همين روست كه پارس جنوبي علي رغم مصوبه هيأت وزيران و مصوبه كميسيون تعامل كه در قبال واگذاري 11 هزار هكتار اراضي ملزم به انجام تعهداتي در ايجاد فضاي سبز و كمك به منابع طبيعي بوده است، نه تنها به اين تعهدات عمل نكرده كه برخي فعاليت هاي لجام گسيخته اين نهاد اقتصادي باعث نابودي كامل گونه هاي نادر گياهي از جمله گونه انارشيطان در منطقه شيرينو، به دليل عبور جاده از رويشگاه اين گونه شده است. افزون بر اين كهور ايراني، كنار و بابل از ديگر گونه هايي است كه قرباني فعاليت هاي ناهمگون با مقررات زيست محيطي شده است. هر چند كه مسعود زاهدي، رئيس امور حقوقي و قراردادهاي سازمان منطقه ويژه اقتصادي پارس جنوبي، سازمان متبوع خود را از همه اتهامات مذكور مبرا مي داند و مي گويد: سازمان تاكنون 11ميليارد تومان براي ايجاد فضاي سبز هزينه كرده است و 4 ميليارد تومان اعتبار ديگر براي ايجاد فضاي سبز با پيمانكار منعقد كرده است، اما آنچه در منطقه به چشم مي خورد حتي فضاي سبز وسط و اطراف خيابان محدوده اصلي مطابق با استاندارد ايجاد نشده بود و هر رهگذر آشنا به درختكاري در يك نظر مي تواند تشخيص بدهد كه فاصله درختان تا چه اندازه به هم نزديك است، اين شيوه نادرست را تنها مي توان با حسن نيت ناشي از آن دانست كه پيمانكار مربوطه به دليل ناآشنايي با اصول درختكاري و ايجاد فضاي سبز فاصله اي را كه براي درختان در نظر گرفته بر مبناي نهال بوده، در حالي كه فضاي بين درختان بايد بر مبناي فاصله لازم ميان درختان بالغ محاسبه مي شد. نكته ديگر اينكه پارس جنوبي مدعي است يك ميليون و۵۰۰ هزار اصله نهال حرا در منطقه غرس كرده است، اما بازديد از منطقه نشان داد شمار اين درختان با خوش بيني به 100 هزار اصله هم نمي رسد. هر چند كه ممكن است اين آمار و ارقام بر روي كاغذ در قراردادهاي في مابين پارس جنوبي و پيمانكاران ثبت و ضبط شده باشد،، اما با واقعيت بسيار فاصله دارد.
مسئولان منابع طبيعي چه مي گويند
جاده اي كه از كنار پارك ملي خليج نايبند مي گذرد در بخشي از منطقه باعث ايجاد فاصله بين خورها و دريا و قطع آبراهه ها شده است، هر چند كه جنگل ها با فنسي كه سازمان محيط زيست احداث كرده محصور شده است، اما جاده مذكور تهديدي جدي براي درختان حرا محسوب مي شود.
مهندس مير شكاري، مدير كل منابع طبيعي استان اما در اين باره مي گويد: اين جاده را پارس جنوبي احداث نكرده، بلكه بنا به ضرورت و مقتضيات دوره دفاع مقدس در همان آغاز جنگ احداث شد، تأكيد هم بر اين بود كه اين جاده نبايد بيش از 500 متر از ساحل فاصله داشته باشد. بخشي از جنگل هاي مانگرو كه خشك شده به همين خاطر است، چرا كه احداث جاده باعث شد آب به روي بخشي از جنگل بسته شود، در نتيجه بخشي از جنگل خشك شد. بعدها جلساتي در استانداري برگزار شد كه جاده را درست كنند، پل بزنند و آبروهايش را درست كنند. در آن جلسه منطقه ويژه اعلام كرد به شرطي جاده را درست مي كند كه جاده تحت اختيار خودش باشد. سپاه هم معتقد بود كه جاده متعلق به آنهاست و همين اختلاف نظر مانع از عمليات اجرايي در جاده شد. بعد هم محيط زيست با فنسي منطقه مانگروها را جدا كرد.
مهندس مهاجري معاون فني منابع طبيعي استان در اين باره مي گويد: اين جاده متعلق به سپاه بود اما بخشي از مانگروها كه خشك شده به خاطر آن است كه با احداث اين جاده ارتباط خورها با دريا قطع شد و به رغم آنكه با تعبيه لوله براي برقراري ارتباط بين دريا و خورها تلاش شد جريان طبيعي جزر و مد در خورها تأمين شود تا آسيبي به مانگروها نرسد اما بعد از مد و به هنگام جزر، آب به صورت طبيعي برگشت داده نمي شد و در نتيجه ميزان غرقابي درختان حرا بيش از حد معمول و خارج از توان اين درختان رخ مي داد كه باعث خشك شدن بخشي از اين مانگروها شد.
مهندس مير شكاري در ادامه تأكيد مي كند: مشكل ديگري كه باعث آسيب پذيري جنگل هاي حرا در منطقه شده، اختلافات شديد محيط زيست و منطقه ويژه است. يعني از يك طرف محيط زيست به منطقه ويژه گير مي دهد كه در اين محدوده تأسيسات نزنيد يا جلوي فاضلاب منطقه ويژه را مي گيرد، آنها هم تلافي مي كنند يعني به درختان قسمت حفاظت محيط زيست رحم نمي كنند. در حال حاضر اختلاف شديدي بين اينها وجود دارد. مثلاً منطقه ويژه مي خواست با نفوذ در منطقه حفاظت شده هتلي بسازد اما محيط زيست با كشيدن فنس مانع از اين كار شد.
بخشي از اين مسائل هم ناشي از آن است كه هنوز بر سر حريم دريا و اينكه 60 متر است و اينكه بايد خور هم 60 متر حريم داشته باشد يا نداشته باشد بحث است.
نكته ديگر اينكه محيط زيست اجازه نمي دهد منطقه ويژه نهال حرا بكارد و معتقد است نبايد منطقه محيط زيست دست بخورد و بايد به طور طبيعي محافظت شود.
ميرشكاري در پاسخ به اين پرسش كه منابع طبيعي، چرا در مقابل واگذاري عرصه هاي طبيعي به منطقه ويژه مقاومتي نمي كند يا حداقل در ازاي اين واگذاري ها امتيازي نمي گيرد، مي گويد: الان اگر منطقه ويژه 300هزار هكتار مصوبه بگيرند و براي آن نقشه تهيه كنند، حتي اگر منطقه داراي پوشش جنگلي هم باشد، منابع طبيعي نمي تواند با آن مخالفت كند. فقط مي تواند به آنها بگويد كه بايد پوشش جنگلي حفظ شود. بر همين اساس، قسمت فاقد پوشش جنگلي را به آنها واگذار مي كنند. بلافاصله هم به طور 100درصد سند به نامشان منتقل مي شود. در حال حاضر طبق تبصره،۶۹ زميني كه بي معارض است متعلق به دولت است، بنابراين دولت مي تواند آن را به سازمان يا ارگاني منتقل كند. تنها كاري كه منابع طبيعي مي تواند آن را بكند اينكه پوشش گياهي را مستثني كند. نكته ديگر اينكه ولو منابع طبيعي خسارتي درخواست بكند، به خزانه دولت واريز مي شود؛ يعني خسارت ميلياردي بابت تخريب عرصه هاي منابع طبيعي مي گيرند، اما يك ريال آن را به منابع طبيعي نمي دهند.
وي تاكيد مي كند:  اگر شركت نفت و پارس جنوبي به منطقه نيامده بودند، وضع منطقه با اين پوشش گياهي خوب بود، اما در حال حاضر با اين همه گازهاي سمي كه در هوا متصاعد مي شود، بايد پوشش گياهي صد برابر بشود. ما انتظار داشتيم پارس جنوبي بر اساس فعاليت هايي كه مي كند، نسبت به ايجاد فضاي سبز و آن مصوبه كميسيون تعامل و برنامه ملي مصوبه هيات وزيران عمل كند، اما به رغم همه پيگيري هاي منابع طبيعي، هيچ پاسخي در اين خصوص به منابع طبيعي نداده اند.
مهندس مهاجري- معاون فني منابع طبيعي استان- در خصوص تخريب جنگل هاي حرّا و تعهدات پارس جنوبي مي گويد: واقعيتي كه وجود دارد اينكه يك تمدن صنعتي در اين منطقه در حال شكل گيري است كه بر ساير بخش ها اثرگذار است.
به عبارت ديگر، فعاليت هاي اين سازمان- خودآگاه و ناخودآگاه- تبعات ناگواري در عرصه هاي منابع طبيعي منطقه بر جاي مي گذارد. برداشت بي رويه آب و شورشدن آن در درازمدت، تاثير منفي فعل و انفعالات و گازهاي متصاعدشده در هوا و ساير آلودگي ها روي جنگل هاي حرّا، تهديد فاضلاب هاي ناشي از مجتمع هاي صنعتي، رفاهي و ورزشي و سرازيرشدن آن به دريا از جمله مواردي است كه بر اثر توسعه صنعتي در منطقه حادث شده است. بر اين اساس، به نظر مي رسد مسئولان براي صيانت از ميراث طبيعي منطقه بايد نه تنها مانع از ساخت و ساز در حريم دريا شوند كه تحت هيچ عنواني اجازه ساخت و ساز در محدوه بالادست جنگل هاي حرّا را ندهند. مورد ديگري كه بايد مسئولان محيط زيست به آن توجه كنند اينكه تنها به نفس كشيدن اطراف درخت هاي حرّا اكتفا نكنند، بلكه چاره اي براي فاضلاب هاي ساختمان هاي در دست احداث اطراف پارك ملي نايبند بينديشند، چرا كه فاضلاب مجتمع هاي ورزشي، رفاهي و هتلي كه در دست احداث است، در بالادست مشكل ايجاد مي كند.
وي در خصوص اينكه پارس جنوبي چه اندازه به تعهدات خود نسبت به ايجاد فضاي سبز عمل كرده است، تاكيد كرد: بنا بر مصوبه هيات دولت، پارس جنوبي موظف و ملزم بوده است در قبال واگذاري 11هزار هكتار اراضي عرصه هاي منابع طبيعي، به تعهدات ذيل عمل كند: 1- غني سازي جنگل هاي حرّا در منطقه با نظارت محيط زيست 2- تعيين تكليف نهايي محدوده منطقه ويژه انرژي پارس 3- مطالعه و اجراي ذخيره گاه ژنتيكي گياهي و جانوري در سطح 200هكتار از جنگل هاي هفت چاه 4- مطالعه و اجراي كشت گونه هاي گياهي مانگرو در اراضي پارس جنوبي و شمالي 5- مطالعه و اجراي كشت گونه هاي گياهي مادر در سطح 500هكتار از اراضي منطقه. علاوه بر اين، مواردي چون تثبيت شن هاي روان در 100هكتار، پي گيري تسريع در توسعه فضاي سبز در منطقه، محصوركردن جنگل ذخيره گاه آكاسيا آلويدا، احداث پارك جنگلي در منطقه بنك، درختكاري در اطراف چهارخطّه بوشهر-طاهري از ديگر مواردي است كه در تعامل با منابع طبيعي ملزم به اجراي آن بوده است. اما با آنكه طي سال هاي 83 و 84 هفته اي 2 روز و گاه هفته اي چهار روز به منطقه ويژه مراجعه مي شد، اين پيگيري ها نتيجه اي نداشت. حتي براي اجراي 6طرح كه كل اعتبار آن 2ميليارد تومان مي شد، هيچ اعتباري به مناطبع طبيعي ندادند. حرفشان هم اين است كه مي گويند تاكنون 11ميليارد تومان براي فضاي سبز هزينه كرده ايم و 4ميليارد تومان ديگر هم براي گسترش فضاي سبز با پيمانكار قرارداد بسته ايم.
توسعه لجام گسيخته، منابع طبيعي را مي بلعد
دكتر يوسفي- مديركل جنگل هاي خارج از شمال- اما ديدگاهي متفاوت دارد. وي معتقد است بايد مسئولان منابع طبيعي در هر منطقه اي از كشور با تعصب و چنگ و دندان از عرصه هاي جنگلي و پوشش گياهي دفاع كنند، چرا كه مسامحه كاري مسئولان سبب شده تا در موارد بسياري، عرصه هاي جنگلي قرباني فعاليت هاي اقتصادي شود.
آنچه امروز در استان بوشهر و در 400هكتار جنگل حرّا مشاهده مي شود اينكه برخي از فعاليت هاي منطقه ويژه توجيهي ندارد؛ مثلاً احداث جاده در كنار مانگروها هيچ ضرورتي ندارد، مي توانند اين جاده را به فاصله 500 متري مانگروها منتقل كنند، اما از آنجايي كه متوليان پارس جنوبي منابع طبيعي را رايگان مي دانند ارزشي براي آن قائل نيستند.
اين نگرش و نگاه اغلب مسئولان و مجريان پروژه هاي عمراني نسبت به منابع طبيعي است. براساس همين نگاه بود كه مي خواستند جاده اي را از ميان پارك جنگلي چغاسبز در ايلام عبور دهند با اين توجيه كه مشاوران منابع طبيعي پروژه عبور جاده از ميان پارك را مقرون به صرفه تر مي دانستند ولو اينكه به بهاي قطع 80?هزار اصله بلوط تمام شود، چرا؟ چون اراضي منابع طبيعي بهايي ندارد.
يوسفي مي افزايد: پارس جنوبي با چه توجيهي در اين منطقه اتوبان احداث مي كند؟ كشيدن 3 جاده براي دسترسي به فرودگاه چه توجيهي دارد؟ جاده هايي كه باعث قطع آبراهه ها مي شود. ساخت هتل و مجتمع هاي رفاهي- ورزشي آن هم درست در چند قدمي فنس  هاي منطقه حفاظت شده براساس كدام توجيه اقتصادي و زيست محيطي است. اگر در دوره دفاع مقدس مقتضيات زمان احداث جاده اي در منطقه و در نزديكي ساحل و جنگل حرّا را اجتناب ناپذير مي كرد(جاده اي كه به خشك شدن بخشي از اين جنگل ها منجر شد)، امروز كه ديگر ضرورت جنگ نيست. آيا نمي توان براي حفظ و صيانت از منابع طبيعي و 400هكتار جنگل، اين جاده را حذف كرد؟ آيا انتقال اين جاده تا اين اندازه دشوار است يا اينكه واقعاً نمي خواهند براي صيانت از منابع طبيعي هزينه كنند؟ اينكه فنس محيط زيست را شكسته اند و داخل محوطه شده اند، آيا اين توسعه پارس جنوبي است؟ آيا اين برداشت نفت است؟ واقعاً به اين كارها چه عنواني مي توان اطلاق كرد؟
يوسفي تاكيد مي كند: منابع طبيعي جزو انفال است. قرآن نيز در اين باره صراحت دارد. چطور مي توان براي انفال سند به نام غير صادر كرد؟ بنا بر مصوبه ماده 32 تنها در شرايط اضطرار، واگذاري بلامانع است، اما وضعيت منطقه نشان مي دهد جنگل هاي مانگرو هيچ ربطي به پارس جنوبي ندارد. اين جنگل ها نه در ميدان توسعه قرار دارد و نه در ميدان نفتي؛ فقط بحث ترابري است، اما مسئولان پارس جنوبي كه ميلياردها تومان خرج كرده اند حاضر نيستند به خاطر حفظ 400هكتار ذخيره گاه ژنتيكي بي نظير مانگروها با صرف هزينه اي كه در قبال ساير هزينه ها بسيار ناچيز است، جاده را به فاصله اي منتقل كنند كه مانگروها را تهديد نكند. مشكل اينجاست كه از يك سو، عدم پافشاري مسئولان منابع طبيعي و نداشتن تعصب آنها نسبت به حفظ پوشش گياهي، زمينه را براي تخريب ميراث طبيعي فراهم مي سازد و از سوي ديگر توسعه لجام گسيخته شهري و صنعتي، منابع طبيعي را مي بلعد. تخريب و در آستانه نابودي قرار گرفتن جنگل حرّا در خليج نايبند بوشهر، چندل در بندرعباس و حرّا در خليج گواتر سيستان و بلوچستان نمونه بارز اين طرز نگاه و شيوه عملكرد است؛ روندي كه پيامد آن چيزي جز نابودي پوشش گياهي و جنگلي كشور نيست.

چشم انداز
000237.jpg
اگر در گذشته، تنها جزئي از سرشاخه هاي درختان حرا يا پوشش گياهي براي تهيه علوفه دام تخريب مي شد، امروزه متأسفانه وزارت راه و ترابري، نفت، گاز، نيرو و مخابرات بي محابا- به عرصه هاي منابع طبيعي آسيب جدي مي رسانند.
اين در حالي است كه به دليل ضعف قوانين موجود در هيچ موردي پاسخگوي خسارت هاي ميلياردي خود نبوده و نيستند و جالب آن كه مسئولان منابع طبيعي استان نيز به سادگي و بدون كمترين مقاومتي تن به اين خواسته ها مي دهند.

لايحه تعيين تكليف مستثنيات
در زمينهاي محيط زيست تا پايان سال
000246.jpg
فارس: معاون محيط طبيعي و تنوع زيستي سازمان حفاظت محيط زيست از تهيه پيش نويس لايحه تعيين تكليف مستثنيات در زمينهاي تحت مديريت محيط زيست تا قبل از پايان امسال خبر داد.
دلاور نجفي گفت: تهيه پيش نويس لايحه تعيين تكليف مستثنيات در زمينهاي تحت مديريت محيط زيست كار بسيار زمان بري است كه اميدوارم تا پايان سال نهايي شود. وي در ادامه افزود: معاونت محيط طبيعي در حال حاضر جلسات متعددي را در اين باره با معاونت حقوقي و اداره كل نظارت و بازرسي سازمان محيط زيست برگزار كرده  است و چون اين لايحه فقط درباره مستثنيات داخل زمين هاي تحت مديريت محيط زيست است در اين جلسات نياز به حضور نماينده اي از سازمانهاي ديگر نيست.
معاون محيط طبيعي و تنوع زيستي سازمان حفاظت محيط زيست اظهار داشت: پيش نويسي كه در نهايت تهيه مي شود به دولت جهت بررسي ارسال شده و تبديل به لايحه مي شود و از طرف دولت به مجلس مي رود. در مناطق چهارگانه تحت مديريت سازمان محيط زيست كه شامل پارك ملي، مناطق حفاظت شده، پناهگاه حيات وحش و اثر طبيعي ملي، زمينهايي به عنوان مستثنيات وجود دارد كه در اختيار مردم قرار دارد.

كشف نخستين گور مركز تمدن شرق ايران
000240.jpg
گروه شهري- سرپرست هيأت كاوش از كشف نخستين گور دست  نخورده مركز تمدن شرق ايران خبر داد. يوسف مجيدزاده در گفت وگو با روابط عمومي پژوهشگاه سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري گفت: بيل مكانيكي سازمان آب جيرفت كه در حال ايجاد كانال  آبي به عمق دو متر و 40 سانتي تر بود، به قبري تاريخي با آثار سفالي و مفرغي برخورد كرد. به گفته وي آثار يافت شده كه مشابه آثاري يافت شده از تپه  كنار صندل جنوبي اند متعلق به نيمه اول هزاره سوم پيش از ميلاد است. يوسف مجيدزاده با اشاره به اينكه گورستان محوطه محطوط  آباد در اثر حفاري هاي غيرمجاز سال 1380 تخريب شده و فاقد اطلاعات كامل و جامع بود گفت: اين يافته نخستين قبر دست نخورده  اي است كه باستان شناسان در جيرفت به آن رسيده اند و احتمال دارد اين گور بخشي از يك گورستان تاريخي باشد.
به گفته مجيد زاده از آنجا كه گورستان هاي مشابه داراي وسعتي معادل 800 در 500 متر مربع است به احتمال زياد اين گورستان ها داراي وسعتي در حدود 500 در 500 متر مربع با 200 تا 300 گور است كه با ادامه كاوش نتايج آن به صورت قطعي اعلام خواهد شد.

عجايب ايران
پل خواجو
000243.jpg
آرش نورآقايي- آرتور پوپ مي گويد: در تمام هنرهاي ايران خصلت انساني وجود دارد . در تاييد اين گفته مي توان گفت كه اين پل چيزي بيش از وسيله عبور از رودخانه بود. درباره كاربري پل و تاريخ ساخت آن مي توان به بيت زير اشاره كرد:
داراي جهان پناه، عباس
درياچه و سد و پل، بنا كرد
در مصرع دوم اين بيت، سه كاربرد درياچه و سد و پل و بر اساس حروف ابجد، سال ساخت بناهاي پل(1066) مشخص مي شود. علاوه بر اينها، اين پل جايگاهي است كه نه تنها براي عبور مردم، بلكه براي توقف آنها هم طراحي شده. در واقع پل از دو طبقه فوقاني و تحتاني تشكيل شده كه طبقه بالايي براي عبور كسي بوده كه كار داشته و مي خواسته سريعاً عرض زاينده رود را بپيمايد. طبقه پايين براي عابري بوده كه قصد استراحت و تفريح داشته و مي خواسته دمي بياسايد و براي اين منظور سراسر پل از غرفه هاي كوچك زيبايي تشكيل شده كه با كاشي و نقش هاي ديواري آراسته است. پل خواجو زيباترين و خوش نقش ترين پل اصفهان است و در طول زمان به نام هاي ديگري از قبيل پل شاهي، پل زرتشتيان، پل شيراز، پل حسن آباد و پل باباركن الدين ناميده شده است.
طراحي قسمت مياني پل خواجو برگرفته از نماي سردر ورودي كاروانسرا است. همان طور كه گفته شد، اين پل نقش يك سد را هم داشته و دهانه هاي زيرين پل، آب رودخانه را مهار مي كردند و با بستن اين دهانه ها، آب در بخش غربي پل انباشته مي شد و يك درياچه مصنوعي به وجود مي آورد. با به وجود آمدن درياچه، شاه و اطرافيان مي توانستند مسابقات شنا و قايقراني تماشا كنند. به علاوه آب بالا آمده، مي توانست گچ زايد زمين هاي اطراف را شسته، زمين را حاصلخيز كند.

|   اجتماعي    |    ادب و هنر    |    اقتصادي    |    دانش فناوري    |    بـورس    |    زادبوم    |
|   حوادث    |    بين الملل    |    فرهنگ و آموزش    |    سياسي    |    شهر تماشا    |    سلامت    |
|   شهري    |    ورزش    |    صفحه آخر    |

|    صفحه اول    |    آرشيو    |    شناسنامه    |    بازگشت    |